مأمن؛
62 subscribers
142 photos
5 videos
10 files
27 links
مأمَن: [ م َءْ م َ ] جانْ پناه،
پناهگاه و جای سلامت.

برایِ به اشتراک گذاشتن هرآنچه در مسیر زندگی، علوم اعصاب و بین رشته‌ای یاد می‌گیرم؛


https://t.me/HarfChatBot?start=c6203fc1f9f3
Download Telegram
دلِ دردمندِ سعدی، ز محبت تو خون شد
«نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی»
2
نه طریقِ دوستان است و نه شرطِ مهربانی
که به دوستان یک‌دل سر دست برفشانی

دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگُنجد
که جواب تلخ گویی، تو بدین شکردهانی

نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمُردم، برِ آب زندگانی

غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی

عجبت نیاید از من، سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی

دلِ عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

اگرت به هر که دنیا، بدهند حیف باشد
وگرت به هر چه عقبی، بخرند رایگانی

تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت، خجلم ز بی زبانی

مده ای رفیق! پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

مزن ای عدو! به تیرم که بدین قَدَر نمیرم
خبرش بگو که جانت، بدهم به مژدگانی

بتِ من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی، دگر آن سَمَر نخوانی

دلِ دردمندِ سعدی، ز محبت تو خون شد
نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی

سعدی
2
مأمن؛
«نه به وصل می‌رسانی، نه به قتل می‌رهانی»
یاد این مصرع از اشعار دیگر جناب سعدی افتادم که آقای قربانی هم خوندن:

خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یک‌بارگی
4
میدونین آدم از کجا میفهمه ازش عبور کرده؟

اون موقع که با فکر کردن بهش و یادآوری دیگه احساسات برانگیخته نمیشه!
به نظرم خیلی چیزها رو گذشت زمان بهتر می‌کنه...
👍1🕊1
خبر جالب امروز استعفای آقای «Jacob Coxon» (محقق پیشین آنتروپیک و OpenAI) به دلیل ترس از نابودی بشر توسط AI بود!
👍1
حالا سوال و یأس فلسفی چیه؟
چقدر از فعالیت‌های حوزه سلامت هم واقعا در راستای خدمت به بشریته؟ آيا این هم صنعت و سیاستی برای کسب درآمد هست؟!

حس می‌کنم انسان‌هایی که واقعا برای خدمت میان در چنین موقعیت‌هایی به خاطر وجدانشون سخت دوام میارن.
مثل اون دانشمندی که توی سریال بی‌نظیر چرنوبیل بود!
👏21
این بار بیش از پیش میهمانِ شما : )
برایِ قطعه‌ای موسیقی، شعر، نوشته، صحبت، کتاب، جاده و راه...
«هر لیوان چای که فرو می‌رود مُمدِّ حیات است و مُفرِّحِ ذات»
🤝2
Chera Rafti
Homayoun Shajarian
4:09
چرا رفتی چرا من بی قرارم...؟
1
Che Konam
Sina Sarlak
1:26
1
Mardom
Moein
شمالم تا جنوبم عشق، چه خاک و گندمی دارم
صدام یاری کن باید بگم چه مردمی دارم
1
نوشته بود توی کتاب‌ها ذکر شده امام‌زاده هاشم با چهار واسطه به امام علی (ع) میرسه

چقدر جالبههه. اون زمان‌ها چطور می‌فهمیدن؟
1
کاش زندگی بدون فکر و خیال، همین‌جا کنار دوست‌هام (اردک‌ها و اسب‌ها) متوقف می‌شد...

یا مثلا خودم اردک بودم وسط این طبیعت.🪿
به تهمینه میگفتم چقدر دوست دارم مقطعی از عمر اینجا زندگی کنم و مهاجرت معکوس کنی مثلا.
انگار من آدم اون شهرهای شلوغ، ساختمان‌های بلند، سرعت زندگی بالا با آلودگی هوا و صوتی (با تمام امکاناتی که دارن) نیستم. شاید هم فقط تصور می‌کنم می‌تونم برای مدت طولانی اینجا دوام بیارم!
ولی سوال من از خدا اینه که: «خدای من چطور این همه زیبایی باور نکردنی و روح‌نواز رو آفریدی؟!»

امیدوارم فردا بارون نم‌نم هم بیاد : )
4🕊2
مأمن؛
بارون
🌨🤍🥹
10