مأمن؛
62 subscribers
142 photos
5 videos
10 files
27 links
مأمَن: [ م َءْ م َ ] جانْ پناه،
پناهگاه و جای سلامت.

برایِ به اشتراک گذاشتن هرآنچه در مسیر زندگی، علوم اعصاب و بین رشته‌ای یاد می‌گیرم؛


https://t.me/HarfChatBot?start=c6203fc1f9f3
Download Telegram
داشتم فکر می‌کردم ما در چه جایگاهی می‌تونیم به بقیه بگیم آدمِ خوب یا بد؟
بعد خودم چه آدمی هستم؟ معیارمون چیه؟
انگار تنها کسی که می‌تونه حکم و قضاوت کنه فقط خود خداست.
چون انگار هیچ چیزی و هیچ کس صفر و صد نیست. سیاه و سفید مطلق نیست.
نمیدونم ولی خیلی سخته! خیلی!
1👍1
این اموجیه خیلی موود و جالبه و توی دنیای واقعی هم هستش.🗿
مجسمه‌های موآی (Moai) تندیس‌های سنگی بزرگی هستن که مردم بومی راپا نوی در جزیرهٔ ایستر ساختنش.
3😁1
من که میرم جهنم ولی به نظرتون ایرانی بودن سهمیه حساب نمیشه؟
مثلا تخفیف بدن بهمون بگن ایرانی‌ها خیلی گناه دارن و اذیت شدن تو دنیا🤣
😁3🤣1
دوستای خودم بهم میگن ما نمیفهمیم چی می‌نویسی توی چنل و این‌ها درمورد چیه
حتی اونا هم نمی‌خونن😭😂
🤣7👎1
چه شود گر به ملاقات دوایی سازی...
محمدرضا شجریان
چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی؟
خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد...
1💔1
بهم می‌گه انگار تا وقتی هستن فکر می‌کنی تاابد هستن. ولی وقتی میرن می‌فهمی چی از دست دادی. اون موقع که بودن؛ قدر نمی‌دونستی!

من خیلی وقته انگار یاد گرفتم تلاشم رو بکنم قدر آدم‌ها/چیزهایی که دارم رو بدونم. جوری زندگی می‌کنی انگار فردایی وجود نداره!
وقتی پارسال مامان بزرگم رو، برای اولین بار عزیز از دست دادم و درکی ازش داشتم این رو فهمیدم. وقتی کسی که دوستت داشته رو از دست بدی میفهمی. تا یک هفته قبل از رفتنشون خونه ما بودن و من ته دلم یه حسی بهم می‌گفت:
«که دیدار تو ممکن نیست، حتی بر مزارِ من...»
💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز بلیط‌فروشی بازی پرسپولیس-استقلال توی ورزشگاه نقش جهان شروع میشه🗿
🔥31
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
برِ دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
3
مأمن؛
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی برِ دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی

سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی

ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی

کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی

به قلمروی محبت در خانه‌ای نرفتی
که به پاکی‌اش نرفتی و به سختی‌اش نبستی

به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی

ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی‌شناسی
به در کنشت منشین تو که بت نمی‌پرستی

تو که ترک سر نگفتی ز پیش چگونه رفتی
تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی

اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی

مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی

مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی
که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی

فروغی بسطامی
3
من یک تجربه ناموفق هم در یادگیری زبان عربی و کلاس آنلاین داشتم. متوجه شدم کاملا باید تکلیف‌محور باشه واسم و منبعی برای مطالعه.
کمی هم هر چهار مهارت زبان رو در برداشته باشه.

چون چندماه پیش شروع کردم خودخوان، به کمک تدریس‌هایی که در اینترنت هست کتاب‌ «العربية بین یدیک» رو مطالعه کنم. حس می‌کنم روند بهتری داشت.
درسته عربی فصیح برای برقراری ارتباط نسبت به لهجه خیلی کاربردی نیست ولی متوجه شدم اساس یادگیری لهجه (گفتار عامیانه و روزمره)، دونستن فصیح (مثل زبان رسمی و کتابی) هست.

البته زبان یادگرفتن به خصوص خودخوان مطالعه کردن، واقعا مثل خیلی کارهای دیگه به استمرار نیاز داره...
6
یک عبارتی در آیه ۴۸ سوره «قلم» قرآن هست که به طرز دقیق، زیبا و عجیبی حالِ انسان رو زمان اندوه و مصیبت وصف کرده:

«...اذ نادي و هو مکظوم»
يعني ندا کرد؛ در حالي که نفسش از شدت اندوه بریده شده بود...
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Perspolis FC 1–1 Esteghlal FC
2🌚1
مأمن؛
Photo
همه‌چی خوب بود تا وقتی که استقلال گل بزنه و نتیجه این بشه:🗿🙄😂
2
چندین ماه پیش چندتا از اپیزودهای برنامه اکنون رو دیدم. در یکی از قسمت‌هاش (قسمت ۵۷) دکتر عباس کاظمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر میهمان بودن.

انگار خیلی از سوالاتی که از خودمون می‌پرسیم بهش اشاره شده بود و واقعا لذت بردم از شنیدنش...

آقای کاظمی میگفتن یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جامعه امروز، ضعیف‌شدن توان تصور آینده‌ست. در گذشته، جامعه روایت‌ها و آرمان‌هایی داشت که به مردم می‌گفتن قراره به کجا برسن و چرا باید برای آینده تلاش کنن؛ اما امروز، «قصه‌ای معتبر برای آینده» نداریم. در نتیجه جامعه در نوعی انتظار دائمی و بلاتکلیفی گرفتار شده. بعد به این اشاره می‌کنن جامعه برای خروج از این وضعیت به روایت‌های تازه‌ای نیاز داره؛ روایت‌هایی که بتونه دوباره اعتماد، معنا و امکان کنش جمعی ایجاد کنه.

وضعیت اجتماعی امروز فقط زندگی رو سخت‌تر نکرده، باعث شده انسان‌ها رو از «عمق» تهی کنه. سرعت زندگی، مصرف، شبکه‌های اجتماعی و فشارهای روزمره باعث شده فرصت تأمل، معنا دادن به تجربه‌ها و ارتباط عمیق با دیگران کمتر بشه. انسان بیشتر درگیر «اداره کردن امروز» باشه تا ساختن فردا. انگار زندگی به مجموعه‌‌ای از لحظه‌های موقت تبدیل شده.
4👍1