مأمن؛
62 subscribers
142 photos
5 videos
10 files
27 links
مأمَن: [ م َءْ م َ ] جانْ پناه،
پناهگاه و جای سلامت.

برایِ به اشتراک گذاشتن هرآنچه در مسیر زندگی، علوم اعصاب و بین رشته‌ای یاد می‌گیرم؛


https://t.me/HarfChatBot?start=c6203fc1f9f3
Download Telegram
سال اول با بچه‌ها اسنپ گرفتیم رفتیم توس.

کاش تهش مثل استاد برای من هم بنویسن:
«خاکِ پایِ مردمِ ایران»
8
صبحانه‌ای که بعد از شب تا صبح حرم بودن اصلا جالب نبود و تهش گرسنه موندیم. چون میخواستیم بریم موزه و وقت نبود برگردیم محل اقامت دوباره بیایم پیش بچه‌ها😂
5
مأمن؛
بین الطلوعین؛ بین الطلوعین: به فاصله زمانی میان طلوع صبح و طلوع آفتاب، بین الطلوعین می‌گویند.
روزی که داشتیم از این موکب میرفتیم توی عراق با یک دوست عراقی عزیز آشنا شدیم و شماره هم رو گرفتیم.
الان داشتیم خیلی کوتاه صحبت می‌کردیم به کمک مترجم. دیدم چقدر عربی فصیح با لهجه فرق می‌کنه.

مثلا به سارا میگن ساره🥲
به قلبي (قلبم) میگن کلبي

بعد این رو نوشته:
«فدوه اروحلج اني بخير يروحي انتي»
فدای تو بشم، من خوبم ای جان خودم.
خیلییی قشنگه😭❤️

این اصطلاح قشنگ هم پیدا کردم برای جواب دادن:
«ولعينج ما تصيبج إلا الخير»
یعنی چشمت به جز خیر نبینه
4
فتبارک الله احسن الخالقين!
جناب حافظ در این بیت می‌فرمایند اگر صد لشکر از زیبارویان بخواهند به قصد دل من کمین کنند، اما به لطف و نعمت خداوند، من بتی دارم که می‌تواند تمام آن لشکرها را شکست دهد.
2
مأمن؛
جناب حافظ
گَرَم صد لشکر از خوبان به قصدِ دل کمین سازند
بِحَمْدِ الله و الْمِنَّه بُتی لشکرشِکن دارم
1
مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم

صفایِ خلوتِ خاطر از آن شمعِ چِگِل جویم
فروغِ چشم و نورِ دل از آن ماهِ خُتَن دارم

به کام و آرزویِ دل، چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خُبثِ بدگویان، میانِ انجمن دارم؟

مرا در خانه سروی هست کاندر سایهٔ قَدَّش
فَراغ از سروِ بستانی و شمشادِ چمن دارم

گَرَم صد لشکر از خوبان به قصدِ دل کمین سازند
بِحَمْدِ الله و الْمِنَّه بُتی لشکرشِکن دارم

سِزَد کز خاتمِ لَعلَش زَنَم لافِ سلیمانی
چو اسمِ اعظمم باشد، چه باک از اهرِمَن دارم؟

الا ای پیرِ فرزانه، مَکُن عیبم ز میخانه
که من در تَرکِ پیمانه دلی پیمان‌شِکن دارم

خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نِه
که من با لَعلِ خاموشش نهانی صد سخن دارم

چو در گل‌زارِ اِقبالش خرامانم بِحَمْدِالله
نه میلِ لاله و نسرین، نه برگِ نسترن دارم

به رندی شهره شد حافظ میانِ همدمان، لیکن
چه غم دارم که در عالم قَوامُ‌الدّین حَسَن دارم
2
یه کم شعرش برای خودم سخت بود با معنیش می‌خونم
چه کلمات قشنگ و جدیدی داره!
مأمن؛
قَوامُ‌الدّین حَسَن
قوام‌الدین حسن چه کسی بود؟
قوام‌الدین حسن از رجال و بزرگان شیراز در دوره حافظ و از خاندان قوامیان بود. او در دستگاه حکومتی فارس نفوذ و اعتبار داشت و حافظ ظاهراً با او ارتباط و دوستی داشته است.

نکته مهم این است که حافظ با آوردن نام او، در واقع می‌گوید: اگرچه مردم مرا «رند» و حتی شاید لاابالی و بی‌قید می‌دانند، من در میان بزرگان و صاحبان اعتبار، پشتیبانی مثل قوام‌الدین حسن دارم؛ بنابراین از این شهرت باکی ندارم.

از طرف دیگر، این بیت احتمالاً یک شوخی ظریف اجتماعی هم دارد: حافظ خودش را در برابر قضاوت مردم بی‌اعتنا نشان می‌دهد و به پشتوانه رابطه‌اش با یک شخصیت بانفوذ اشاره می‌کند.

پس «قوام‌الدین حسن» صرفاً برای وزن یا قافیه نیامده؛ نام او برای حافظ نوعی پشتوانه اجتماعی و سیاسی در برابر بدنامیِ «رندی» است.
1👏1
یه مفهومی در جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی هست به اسم «محرومیت نسبی» (Relative Deprivation).

این مفهوم در روان‌شناسی اجتماعی تعریف متفاوت‌تری داره و صرفاً وجود نابرابری تعیین‌کننده نیست؛ نحوه ادراک و تفسیر فرد از اون نابرابری اهمیت زیادی داره.

حالا از منظر جامعه‌شناسی چه مفهومی داره؟
محرومیت نسبی یعنی احساس فاصله میان چیزی که فرد یا گروه داره و چیزی که انتظار داره داشته باشه. یا چیزی که در مقایسه با دیگران، گذشته‌ی خودش یا انتظاراتش، شایسته‌ی داشتن می‌دونه.

و اهمیت جامعه‌شناختی اون هم در اینه که این احساس محرومیت می‌تونه به نارضایتی اجتماعی، احساس بی‌عدالتی، تعارض و در شرایطی کنش جمعی منجر بشه. به همین دلیل در بحث‌های مربوط به نابرابری اجتماعی و جنبش‌های اجتماعی مفهوم مهمیه.

اینکه من این‌قدر حرص می‌خورم به خاطر وضعیت، تا حد زیادی می‌تونه به این مربوط باشه که دچار محرومیت نسبی شدیم! ولی میشه راجبش صحبت نکرد؟!

یعنی چی؟
یعنی احساس می‌کنیم نسبت به گذشته، دسترسی‌مون به یه‌سری امکانات و فرصت‌ها کمتر شده. کارهایی که قبلاً می‌تونستیم انجام بدیم، هر روز سخت‌تر می‌شن. بین چیزی که قبلاً داشتیم یا انتظار داشتیم همچنان داشته باشیم و چیزی که الان داریم، فاصله ایجاد شده.

و این وضعیت قطعا می‌تونه تبعات داشته باشه. مثل:
• نارضایتی اجتماعی
• احساس بی‌عدالتی و تبعیض
• کاهش اعتماد به نهادهای اجتماعی و سیاسی
• افزایش تعارض میان گروه‌های اجتماعی
• احساس طرد و بیگانگی اجتماعی
• افزایش شکاف‌های اجتماعی و هویتی
• شکل‌گیری یا تقویت اعتراضات اجتماعی
• افزایش مشارکت در کنش جمعی و جنبش‌های اجتماعی
• و در شرایط خاص، افزایش تعارض و بی‌ثباتی سیاسی
البته نکته مهم اینه که محرومیت نسبی به‌تنهایی باعث اعتراض، شورش یا خشونت نمی‌شه. اینکه این احساس به کنش جمعی تبدیل بشه، به عوامل دیگه‌ای هم بستگی داره؛ مثلاً اینکه افراد این محرومیت رو یک تجربه‌ی مشترک ببینن، اون رو ناشی از بی‌عدالتی بدونن و احساس کنن امکان تغییر از طریق کنش جمعی وجود داره.

پی‌نوشت: بنده هیچ تخصصی در حوزه جامعه‌شناسی ندارم و صرفا حاصل علاقه بین‌رشته‌ای، جست‌وجو، تماشا و کمی مطالعه‌ است.
👏31
دعا کنین لطفا برق ما نره چون اینقدر پیام میذارم و می‌نویسم که حوصله‌تون سر میره🤣
👎21
من واقعا خودم رو خیلی نزدیک به مهدیه حس می‌کنم. چیزهایی که علاقه داره و دنبال می‌کنه، خوراکی‌ها، میزان اهمال‌کاری و اینکه هماهنگی و کارهای مجازی چه انرژی زیادی میگیره ازمون. من که مطمئنم یه جایی کار دستم میده و نمیدونم چرا درست نمیشم💔😂

دیشب درمورد peak performance، توسعه فردی، برنامه‌ریزی و یادگیری مطالعه از منظر علوم‌اعصاب بهم یاد داد. من هم یاد این کتاب افتادم که حدود دو سه ماه پیش گرفته بودم برای خوندن. خیلی دوستش دارم واقعا و فقط یه نگاه کلی بهش کردم متأسفانه. حدود ۴۰۰ صفحه هم هست. اینجوری بودم که چرا کسی بهمون نگفته اصلا مطالعه صحیح چطوریه؟!
چطور استرس و اضطراب رو باید کنترل کرد؟ تاب‌آوری چیه؟ کار کردن با بقیه چطوریه؟
البته یه تایمی محتواهای زرد روان‌شناسی، کتاب‌ها و مطالبش خیلی زیاد شده بود و من هم زده شده بودم. تشخیصش هم خیلی سخت شده بود.

امیدوارم اگه بشه با هم پیش بریم و مطالب مرتبط رو به اشتراک بذاریم : )

پی‌نوشت: چون فایل پی‌دی‌اف این کتاب در دسترس بود منم اول اون رو نگاه کردم که اگه ارتباط گرفتم بگیرمش.
خود کتاب فیزیکی رو از سایت سفارش دادم.
1
مأمن؛
مرکز کار اشتراکی فولاد مبارکه دانشگاه
قول داده بودم درمورد فضاها و امکانات دانشگاه هم بگم.

این عکس برای مرکز نوآوری فولاد مبارکه دانشگاه اصفهان هست که فضای کار اشتراکی و چنین فضایی داره. تازه زمانی که اطلاع داشتم برای دانشجويان دانشگاه استفاده ازش رایگان بود با ارائه کارت دانشجویی. البته به جز زمان‌هایی که برای برگزاری برنامه‌ها فضا در اختیار تیم‌ها قرار گرفته باشه.

پی‌نوشت: عکس سمت چپ از برنامه‌های برگزار شده انجمن علمی کارآفرینی هست.
4
یکی دیگه از فضا‌های کار اشتراکی استان اصفهان رابینکس هست مقابل درب شرقی دانشگاه. دیگه از اینجا به بعد تعرفه‌ها دانشجویی خیلی حساب نشه چون بیشتر برای کسب‌وکارها یا کسایی هست که فریلنس کار میکنن.
4
فضای کار اشتراکی بعدی اونکیس هست در سیتی‌سنتر اصفهان که آقای صرامی بنیان‌گذار همین مجموعه و شهرک سلامت هستن.
اون روزی که اومده بودن دانشگاه میگفتن ما این فضا و امکانات رو قرار دادیم تا جوان‌ها بتونن ازش استفاده کنن.
5
مأمن؛
Photo
من دو بار افتخار داشتم ایشون رو از نزدیک ببینم. اصلا نوع نگاهشون خیلی جالبه. از نشستن پای حرف‌های کارآفرینان واقعا لذت می‌برم.
شنیدم یه بار گفتن به جای اینکه موقع دیدن من ازم درخواست پرداخت هزینه و پول داشته باشید ازم بپرسید چطور می‌تونم این مشکل رو حل کنم!
5
بار اول اسفند ۴۰۳ اینجا بود در حضور جناب کوروش خسروی. این رو قبلا نوشته بودم از اون روز خیلی به «شایسته‌سالاری» فکر می‌کنم:

به عنوان یک شهروند و دانشجو خیلی اوقات مصاحبه‌ها و فعالیت‌های ارزشمند آقای مسعود صرامی کارآفرین و بنیانگذار اصفهان سیتی‌سنتر، شهرک سلامت و چندین ابر پروژه بزرگ رو دنبال می‌کردم.

دیدگاهشون به مسائل، علاقه‌شون به شهر اصفهان تلاش برای پیشرفت و ارتقای مردم شهر زیبا بود و همیشه دوست داشتم ایشون رو از نزدیک ملاقات کنم.

یکی از نکات بسیار جالب و مهمی که آقای صرامی در این رویداد بهش اشاره کردن جای خالی اجرای کنسرسیوم در کشور بود.

کنسرسیوم (Consortium):
ائتلاف یا همکاری چند سازمان شرکت نهاد یا حتى كشور برای رسیدن به یک هدف مشترک معمولاً در پروژه های بزرگ علمی اقتصادی یا صنعتی.

و پاسخ آقای خسروی معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان به سوال یکی از دانشجویان که من رو بسیار به فکر فرو برد شاید اگر شایسته سالاری واقعا انجام می شد، شخص دیگری باید در جایگاه ما قرار میگرفت.
6