این مدت در پیِ یأسهای فلسفی توی حالوهوای فیلمهای سینمایی مربوط به زمان جنگ هشتساله بودم و چندتاش رو دیدم. مثل:
• از کرخه تا راین
• موقعیت مهدی
• ایستاده در غبار
• چ (درمورد شهید مصطفی چمران که مختار بازی کرده😂)
• از کرخه تا راین
• موقعیت مهدی
• ایستاده در غبار
• چ (درمورد شهید مصطفی چمران که مختار بازی کرده😂)
❤3
و «شوق پرواز» که درمورد شهید عباس بابایی هست و خیلی دوستش داشتم. انگار آدم به طرز عجیبی (فارغ از هرچیزی) تحتتاثیر قرار میگیره و اشک میریزه. یه مونولوگ خیلی معروف هم داره:
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بدهی
دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند
❤7
مأمن؛
چندتا سکانسهای این فیلم سینمایی با بازی خسرو شکیبایی هم توی اینستاگرام دیدم و رفتم نگاه کردم. داخل کامنتها بهش اشاره شده بود چرا اینجوری تموم میشه و نمرهش توی imdb هم ۵.۶ بود. ولی من واقعا وایبش رو دوست داشتم. دیالوگهای خیلی جالبی داشت.
پس بگو قرار بود که تو بیایی...
خسرو شکیبایی
پس بگو قرار بود که تو بیایی و من نمیدانستم؛
ای دردت به جانِ بیقرار پر گریهام؛
پس این همه سال و ماه ساکت من کجا بودی؟
حالا که آمدی
حرف ما بسیار،
وقت ما اندک،
آسمان هم که بارانیست!
ای دردت به جانِ بیقرار پر گریهام؛
پس این همه سال و ماه ساکت من کجا بودی؟
حالا که آمدی
حرف ما بسیار،
وقت ما اندک،
آسمان هم که بارانیست!
سید علی صالحی
❤3
نوج؛
تطاولی که تو کردی به دوستی با من من آن به دشمنِ خونخوارِ خویش نپْسندم! ♡ | "هجران"
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود...
که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود...
❤3💔1
امروز اینجوری گذشت که بعد بیدار شدن یه کم خونه مرتب شد. چون خانواده سرکار بودن یک ناهار سریع هم آماده شد. صبحانه خوردم و یک کم قهوه فوری، عسل و آب جوش رو هم زدم تا بافت سبکِ و رنگ روشنتری به خودش بگیره. بعد شیر و چندتا یخ اضافه کردم بهش.
مثل اون دیالوگ توی فیلم عباس کیارستمی باید بگیم آقا ما رو یه نوشیدنی نجات داد : )
پنجشنبه شب هم یه آبدوغ خیار که کنار زایندهرود با ریحانه و زهرا درست کردیم ما رو نجات داد.
ولی یه مشکلی که اینروزها دارم باهاش سر میکنم اینه که توی work-life balance (تعادل کار "واسه ما دانشگاهی بیشتر" و زندگی) خیلی خوب نیستم. یا یهو خودم رو تحت فشار قرار میدم یا در حالت اهمالکاری و هیچکاری انجام ندادن قرار میگیرم. این بیشتر هم از نظر ذهنیه که نمیتونم هندلش کنم. انگار مثل multitasking چندتا کار رو همزمان داری انجام میدی ولی کیفیت و خروجی که میخوای رو نداره. یا مثلا انگار کاری انجام نشده درحالی که تایم زیاد و پراکندهای از روز رو درگیر بودی و دیده نشده. ذهنت هم درگیر میمونه و شاید به مرور زمان فرسودگی بیاره.
مثل اون دیالوگ توی فیلم عباس کیارستمی باید بگیم آقا ما رو یه نوشیدنی نجات داد : )
پنجشنبه شب هم یه آبدوغ خیار که کنار زایندهرود با ریحانه و زهرا درست کردیم ما رو نجات داد.
ولی یه مشکلی که اینروزها دارم باهاش سر میکنم اینه که توی work-life balance (تعادل کار "واسه ما دانشگاهی بیشتر" و زندگی) خیلی خوب نیستم. یا یهو خودم رو تحت فشار قرار میدم یا در حالت اهمالکاری و هیچکاری انجام ندادن قرار میگیرم. این بیشتر هم از نظر ذهنیه که نمیتونم هندلش کنم. انگار مثل multitasking چندتا کار رو همزمان داری انجام میدی ولی کیفیت و خروجی که میخوای رو نداره. یا مثلا انگار کاری انجام نشده درحالی که تایم زیاد و پراکندهای از روز رو درگیر بودی و دیده نشده. ذهنت هم درگیر میمونه و شاید به مرور زمان فرسودگی بیاره.
❤6🤝5
دیشب هم ثمین ازم پرسید تعریفت از دوست خوب چیه؟ دارم هنوز به جوابش فکر میکنم و از خودم میپرسم اینقدر که دنبال جوابش در دیگران میگردم؛ خودم هم دوست خوبی هستم؟!
با اینکه فقط یکی از درسها رو ثبتنام کردم بعدش رفتم پیش بچهها برای افتتاحیه مدرسه تابستانه دوران و خوشحالم از دیدنشون...
واقعا دانشگاه بدون حضور دانشجو هیچچیز نیست!
با اینکه فقط یکی از درسها رو ثبتنام کردم بعدش رفتم پیش بچهها برای افتتاحیه مدرسه تابستانه دوران و خوشحالم از دیدنشون...
واقعا دانشگاه بدون حضور دانشجو هیچچیز نیست!
❤7
مأمن؛
«دیگران چون بروند از نظر از دل بروند...»
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
سعدی
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر شعرخوانی حامد عسگری قشنگه و به دل میشینه : )
❤1
مأمن؛
چقدر شعرخوانی حامد عسگری قشنگه و به دل میشینه : )
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشورهی ما بود، دلآرام جهان شد
در اوّل آسایشمان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد
زخمی به گل کهنهی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کورهی کوچک،
شد قلّهی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همهی دلخوشیام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
دلشورهی ما بود، دلآرام جهان شد
در اوّل آسایشمان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد
زخمی به گل کهنهی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کورهی کوچک،
شد قلّهی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همهی دلخوشیام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
حامد عسگری
❤4
بهش میگم اگه کسی/چیزی برات مهمه بهش نشون بده! بگو! از کجا باید متوجه بشن واست مثل بقیه نیستن؟
آدمها گاهی نیاز دارن بشنون که چقدر واسشون ارزش قائلیم و چه جایگاهی برامون دارن. اینکه مثل دیگران باهاشون برخورد نمیکنیم. اونجوری که با همه رفتار میکنیم با اونها رفتار نمیکنیم...
معلومه منم از اینکه بدونم یه آدم عادي مثل بقیه نیستم حس بهتری میگیرم
آدمها گاهی نیاز دارن بشنون که چقدر واسشون ارزش قائلیم و چه جایگاهی برامون دارن. اینکه مثل دیگران باهاشون برخورد نمیکنیم. اونجوری که با همه رفتار میکنیم با اونها رفتار نمیکنیم...
معلومه منم از اینکه بدونم یه آدم عادي مثل بقیه نیستم حس بهتری میگیرم
❤3👍1👏1
امروز برای اینکه محتوای جلسه اول پایتون مقدماتی دوره تربیت پژوهشگر رو چک کنیم جلسه داشتیم. دلم میخواد تمام تلاشم رو بکنم برای اینکه تدریس و محتوای خوبی باشه. مفاهیم در سادهترین و قابلفهمترین حالت ممکن منتقل بشن.
چقدر اولین تجربهها چالشیه واقعا. انجام دادن هرکاری برای اولین بار. بودن در هرموقعیتی برای اولینبار سخته.
چقدر از منطقه امنمون باید بیایم بیرون تا رشد کنیم!
سه تا بخشی رو اضافه کردم بهش که خودم دوست داشتم همیشه بدونم:
اینکه چطور میتونیم برنامه نویسی رو عمیقتر یاد بگیریم؟
چطور از هوشمصنوعی در برنامهنویسی جوری استفاده کنیم که بهتر یاد بگیریم؟
و کد تمیز و خوب چه کدی هست؟
به لطف اداره برق و اطلاعنرسانیش وسط ارائه هم برق رفت و اینترنت قطع شد.
چقدر اولین تجربهها چالشیه واقعا. انجام دادن هرکاری برای اولین بار. بودن در هرموقعیتی برای اولینبار سخته.
چقدر از منطقه امنمون باید بیایم بیرون تا رشد کنیم!
سه تا بخشی رو اضافه کردم بهش که خودم دوست داشتم همیشه بدونم:
اینکه چطور میتونیم برنامه نویسی رو عمیقتر یاد بگیریم؟
چطور از هوشمصنوعی در برنامهنویسی جوری استفاده کنیم که بهتر یاد بگیریم؟
و کد تمیز و خوب چه کدی هست؟
به لطف اداره برق و اطلاعنرسانیش وسط ارائه هم برق رفت و اینترنت قطع شد.
👍4❤3
جایزه نوبل صلح (Nobel Peace Prize)
مدال نوبل صلح از طلا ساخته میشود و طراحی آن با مدالهای نوبل فیزیک، شیمی، پزشکی و ادبیات متفاوت است.
روی مدال
در قسمت جلویی مدال، پرترهٔ آلفرد نوبل قرار دارد. در اطراف تصویر او نوشتههایی شامل نام ALFRED NOBEL و اطلاعات مربوط به سال تولد و وفات او دیده میشود.
پشت مدال
پشت مدال نوبل صلح یک طرح نمادین وجود دارد که مفهوم صلح و برادری میان انسانها را نشان میدهد. این طراحی توسط گوستاو ویگلاند (Gustav Vigeland)، مجسمهساز نروژی، انجام شده است.
در این طرح، دو چهره/پیکرهٔ انسانی در کنار یکدیگر دیده میشوند و مفهوم اصلی آن برادری و همکاری انسانی است. واژهٔ لاتین PAX نیز به معنای «صلح» در طراحی مدال دیده میشود.
مدال نوبل صلح از طلا ساخته میشود و طراحی آن با مدالهای نوبل فیزیک، شیمی، پزشکی و ادبیات متفاوت است.
روی مدال
در قسمت جلویی مدال، پرترهٔ آلفرد نوبل قرار دارد. در اطراف تصویر او نوشتههایی شامل نام ALFRED NOBEL و اطلاعات مربوط به سال تولد و وفات او دیده میشود.
پشت مدال
پشت مدال نوبل صلح یک طرح نمادین وجود دارد که مفهوم صلح و برادری میان انسانها را نشان میدهد. این طراحی توسط گوستاو ویگلاند (Gustav Vigeland)، مجسمهساز نروژی، انجام شده است.
در این طرح، دو چهره/پیکرهٔ انسانی در کنار یکدیگر دیده میشوند و مفهوم اصلی آن برادری و همکاری انسانی است. واژهٔ لاتین PAX نیز به معنای «صلح» در طراحی مدال دیده میشود.
❤3