مأمن؛
62 subscribers
138 photos
5 videos
10 files
27 links
مأمَن: [ م َءْ م َ ] جانْ پناه،
پناهگاه و جای سلامت.

برایِ به اشتراک گذاشتن هرآنچه در مسیر زندگی، علوم اعصاب و بین رشته‌ای یاد می‌گیرم؛


https://t.me/HarfChatBot?start=c6203fc1f9f3
Download Telegram
حالا که برق رفته و هیچ کاری نمیشه کرد بیام درمورد این کتاب بنویسم که استاد شفیعی سر کلاس کارآفرینی هم بهمون یاد دادن🥲

به نظرم مهم‌ترین چیزی که میشه ازش یاد گرفت و این روزها باید بازنگری بکنیم درموردش این هست که شغل انتخابی ما باید نقطه اشتراکی باشه از علاقه، آنچه جامعه بهش نیاز داره، آنچه میشه ازش کسب درآمد کرد و چیزی که در اون خوب هستیم.
7👏2👍1
کتاب ikigai یکی از کتاب‌های شناخته شده حوزه توسعه‌فردی، سبک‌زندگی و معناگرایی توی سال‌های اخیر بوده و به فارسی هم ترجمه شده.
نویسنده با الهام گرفتن از فرهنگ ژاپنی و مطالعاتی که انجام شده سعی کرده بهمون بگه چطور میشه زندگی طولانی‌تر، رضایت‌بخش‌تر و هدفمند‌تری داشت.

خود واژه ایکیگای رو میشه به صورت «دلیل زندگی»، «دلیل بیدار شدن در صبح» یا چیزی که به زندگی ما معنا میده ترجمه کرد.

نویسنده اومده برای درک این مفهوم به منطقه اوگیمی ژاپن رفته. چرا این منطقه؟ چون به داشتن سالمندان سالم و شاد شهرت جهانی داره.

بعد از گفت‌وگو با ساکنان منطقه سعی کردن دلیل رضایت درونی، آرامش ذهنی، زندگی طولانی و با نشاطی که دارن رو کشف کنن.
به این اشاره می‌کنه خوشبختی از موفقیت‌های بزرگ به دست نمیاد؛ از پیدا کردن معنای شخصی برای زندگی شکل می‌گیره.
6👏1
در دنیای موازی هم فضای کاری مورد علاقه‌م شبیه اسنوا تک توی دانشگاهه.
واقعا از نظر معماری و دکور حس خوبی به آدم منتقل می‌کنه‌.

اینقدر معاشرت خوبی بود که:
«چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟!»
7
مأمن؛
«چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟!»
با صدای استاد داره پخش میشه دوباره:

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم
آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است

ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است

محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست
چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است

ای عاشقِ گِدا! چو لب روح بخش یار
می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است؟
4
شجریان بزرگ در یکی از مصاحبه‌شون به چنین مفهومی اشاره کردن:
من موسیقیی رو می‌خونم که به انسان اندیشیدن یاد بده : )
4🕊1
علویات
• عزل از قدرت
هر آمدنی را رفتنی است؛
و هر انتصابی را عزلی؛
خوشا به حال آنانکه در طاعت خالق و در خدمت مخلوقند...

منسوب الي قول علي بن أبي طالب
6
قول میدم واسه امروز کافیه و پیام آخره (درحالی که چیزی به فردا نمونده)🤣

دیدین بعضی وقت‌ها کسی رو به خاطر کاری سرزنش می‌کنیم؟ بعد دقیقا انگار خدا تو رو در همون شرایط انجام قرار میده که اگه واکنش بدتری نشون ندیم خیلی کار بزرگی کردیم!

چندتا حدیث دیدم بهش اشاره شده:
علی علیه السلام در این باره فرمودند:
«مَنْ عَیرَ شَیئاً بُلِی بِهِ».
«کسی که چیزی را مذمت کند به همان چیز گرفتار می شود.»


و امام صادق علیه السلام فرمودند:
«مَنْ عَیرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ یمُتْ حَتَّی یرْکبَهُ».
«کسی که مؤمنی را به گناهی سرزنش کند، نمیرد تا آن گناه را انجام دهد.»


و نیز پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
«انْ امْرءٌ عَیرَک بِشَی ءٍ یعْلَمُهُ فِیک فَلَا تُعَیرْهُ بِشَی ءٍ تَعلَمُهُ فِیهِ یکنْ وَبالُهُ عَلَیهِ وَ اجْرُهُ لَک».
«اگر شخصی تو را سرزنش کرد به چیزی که می دانست در تو هست، تو او را به چیزی که می دانی مذمّت مکن تا گناهِ سرزنش کردن بر او باشد و پاداش نکوهش نکردن بر تو باشد.»
9👏1
دقیقا در روزهایی که به خودم می‌گفتم مگه میشه علوم پایه خونده باشی ولی حتی یه کم اقتصاد، حقوق، علوم اجتماعی، فلسفه ندونی، مدرسه دوران قراره توی دانشگاه اصفهان به صورت مستقل برگزار بشه و چه تیم خوبی کادر برگزارکننده‌ست برای این که به بهترین حالت ممکن اجرا بشه!

این‌که باتوجه به شرایط کشور به صورت کاربردی موضوعات انتخاب شدن خیلی قشنگه🥲
3
«سومین مدرسه تابستانه علوم انسانی دوران»

وضعیت تعلیق، وضعیتی از زیست فردی و جمعی است که در آن، بی‌ثباتی و ابهام شرایط، افق آینده را مبهم و نامطمئن می‌کند؛ به‌گونه‌ای که امکان تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و شکل‌دادن به آینده دشوار می‌شود و فرد و جامعه ناگزیرند در فاصله‌ای نامعلوم میان آنچه که هست و آنچه ممکن است بشود زندگی کنند.

«دوران» کوششی مستقل و تماما دانشجویی‌ست و هست شده تا دریچه‌ای بگشاید رو به جهان علوم انسانی و در این دوره برپا می‌شود تا گرد هم آورد و بپرسد آنچه را که کمتر پرسیده‌ می‌شود؛ طرح پرسش‌هایی بنیادین را در اندازد و ضمن برقرارسازی محیطی امن و سالم برای صرف فعل اندیشیدن بکوشد تا ظرفیت تحلیلی و فکری مخاطب را در مواجهه با اکنون جامعه‌ی ایرانی ارتقاء بدهد تا شاید وی از انفعال و انزوا دوری گزیند.

🎙 با حضور و همراهی استادان برجسته:

دکتر مرتضی نورایی
دکتر عباس کاظمی
دکتر علی سرزعیم
دکتر مهدی مهدوی‌زاهد
دکتر پریسا پورآبادی


🗓 زمان برگزاری: شنبه ۳۱ مردادماه تا شنبه ۷ شهریورماه
📍 نحوه برگزاری: به‌صورت حضوری در دانشگاه اصفهان

🔗لینک پیش‌ثبت‌ نام در مدرسه دوران
(همراه با تخفیف ویژه برای دانشجویان دانشگاه اصفهان و ثبت نام های گروهی)


آخرین مهلت ثبت نام: جمعه ۳۰ مردادماه

⁉️ روابط عمومی دوران پاسخگوی سوالات شماست.


📩برای دریافت اطلاعات بیشتر، پیج اینستاگرام و کانال تلگرام دوران را دنبال کنید.
1
مهم‌ترین چیزهایی که این چندماه اخیر یاد گرفتم:

۱. واقعا زکات علم نشر دادنشه.
۲. یه وقتایی آدم در یک ارتباطی به خاطر کنکجاوی برای شناخت خود طرف مقابل مونده.
یه وقتایی به خاطر حسی که منِ نوعی از بودن و ماندن در اون ارتباط می‌گیرم و نمی‌خوام از دستش بدم‌.
از دومی باید گذشت تا آدم‌های درست بیان!
۳. دایی می‌گفتن: «این انتظاره که سخته!»
۴.گاهی قانون فقط اجرا میشه نه عدالت.
۵. معروفیت با محبوبیت تفاوت داره.

۶. اگر با رأی دانشجویی انتخاب شدم، باید در جبهه‌ی دانشجو باشم نه مسئول!
۷. هرچند وقت یک‌بار باید درون خودم رو بازنگری و اصلاح کنم!
۸. شاید یه جایی دیر رسیدن بهتر از اشتباه رسیدنه!
۹. شاید به راه بادیه رفتن همیشه بِه از نشستن باطل نیست. ولی گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.
۱۰. حلقه حمایتی و ارتباطی واقعا از مهم‌ترین دارایی‌های انسانه.

۱۱. درجریان‌هایی که ایجاد میشه صبر کنم تا تحت تاثیر جو واکنش نشون ندم.
۱۲. امیدوارم لازم نشه حتما از دست بدم تا قدر چیزی رو بدونم!
۱۳. زندگی منتظر نمی‌مونه ما آماده و خوب باشیم بعد ادامه بده.
۱۴. گاهی تصمیم‌ نگرفتن خودش یه تصمیمه.
۱۵. خانم کافی می‌گفتن: هیچ‌وقت اینقدر سرم شلوغ نیست که برای دوستام وقت نداشته باشم : )
6🔥2
مأمن؛
گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده‌دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم؟

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
7
من اصلا توی مدیریت مالی خوب نیستم. هرچی پول داشته باشم برای کلاس رفتن و یادگرفتن و تجربه چیزهای جدید هزینه میشه😂
الان یه دوره هم هست با همکاری انجمن علمی کارآفرینی داره برگزار میشه. با اینکه هرکدوم از سرفصل‌ها مفصل و یک حوزه کاری هستن واقعا محتوای خوبی برای آشنایی داره که اینم دلم می‌خواست یاد بگیرم. کلا از بوتکمپ‌ها هم خیلی خوشم میاد. همیشه کلیی چیز ازشون یادگرفتم چون معمولا کار عملی و واقعی داره؛ پروژه محوره.
البته به نظرم اول برم مدیریت مالی رو یاد بگیرم🤣

ولی امیدوارم هرچیزی که آدم یاد می‌گیره خروجی قابل استفاده‌ و کاربردی داشته باشه حداقل در آینده. چه در زندگی کاری چه زندگی شخصی🫠
5
مأمن؛
کلاس کارآفرینی استاد شفیعی
توی درس کارآفرینی چند جلسه درمورد اکوسیستم کارآفرینی صحبت کردیم که چهار لایه داشت. لایه اول که نقش دولت، سازمان‌های دولتی و زیرساخت‌ها بود.

لایه دوم نقش مربیان، سرمایه‌گذاران، مهیاکنندگان خدمات و مراکز کاراشتراکی. بعد اگر کار هرکدوم از این بخش‌ها درست انجام بشه، در کنار لایه اول می‌ریم به سمت ایجاد استارتاپ و شکل‌گیری هسته‌های کوچک.
توی جامعه علاوه بر لایه اول و دوم، به رسانه، مروجین، واسطه‌ها و علاقه‌مندان هم نیاز داریم.

مربیان به سه دسته تقسیم می‌شن:
مشاور، منتور و کوچ.

حالا تفاوت مشاور، منتور و کوچ چیه؟
مشاور
فردیه که توی زمان کوتاه مسئله و مشکل ما رو می‌شنوه و بر اساس روش‌های استانداردی که بلده راه‌حل پیشنهاد می‌ده. ممکنه به درد ما بخوره، ممکنه نخوره. و بعد از اون هم مسئولیتی در قبال ما نداره. مثل مشاوره مالی، حقوقی، قرارداد‌نویسی، بازرگانی یا استخدام نیرو.
منتور یعنی راهبر؛
کسی که هم تخصص داره هم تجربه. تخصص با علم و دانش به دست میاد، تجربه با کار کردن. منتور از صفر تا ۱۰۰ کنار ماست تا مسئله حل بشه و خودش حداقل یک بار این مسیر رو رفته. به این فرایند می‌گیم منتورینگ.
کوچ
نسبت به مشاور و منتور سطح بالاتری داره و تعداد آدم‌های واقعیِ این حوزه زیاد نیست. کوچ اجازه می‌ده مسئله‌مون رو بگیم، بعد سوال‌هایی می‌پرسه که باید کامل جواب بدیم. اونقدر با تجربه‌ست که سوال‌ها رو جوری می‌پرسه که خودمون هدایت می‌شیم و می‌فهمیم چطور مشکل رو حل کنیم. ارزشش هم اینه که ما رو متقاعد می‌کنه؛ چون راه‌حل رو خودمون پیدا می‌کنیم، رضایت هم همراهشه. مخصوصا توی تیم، چون باعث می‌شه اختلاف و تنش کمتر بشه.
کوچینگ می‌تونه توی حوزه‌های مختلف باشه، حتی بعضی‌ها در دو حوزه تخصص دارن مثلا روانشناسی و صنعت.
8
کجا بریم غم ذلت‌ گران‌جانی؟!
3
اینکه آدم مسئولیت اشتباه کردنش هم بپذیره یک مرحله دیگری از بالغ شدنه واقعا!
چون گردن دیگران انداختن راحت‌ترین کار ممکنه.
5👏1
بنده از تمام آقایونی که در امور منزل به بانوان کمک می‌کنن کمال تشکر رو دارم. به خصوص در این برهه از زمان که معمولا هر دو نفر سرکار می‌رن. به نظرم کاملا به جا هست مسئولیت‌ها تقسیم بشه.
حتی شاید این نشون بده همزمان با تغییرات دنیا و سبک زندگی ما چقدر باید منعطف باشیم!
👏42
واقعاااا دلم نمیاد این ابیات رو تنهایی بخونم:😭
4
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس
توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟

گوییا باور نمی‌دارند روزِ داوری
کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند

یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند

ای گدای خانِقَه، بَرْجَه که در دِیرِ مُغان
می‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند

حُسنِ بی‌پایان او، چندان که عاشق می‌کُشد
زمرهٔ دیگر به عشق از غیب سَر بَر می‌کنند

بر درِ می‌خانهٔ عشق ای مَلَک، تسبیح گوی
کاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر می‌کنند

صبح‌دم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت
«قُدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر می‌کنند»

حافظ
6👏1
تجربه امروز اینه که هرکدوم از ما مثل یک چرخ‌دنده در تیم هستیم که اگر تمام تلاشمون رو نکنیم تا وظیفه‌ای که بهمون محول شده رو انجام بدیم، کل فرایند و سیستم رو درگیر اختلال می‌کنه.

و مورد دیگه بحث نظارته!
شاید محیط باید جوری فراهم باشه که همه آدم‌ها برای بیان ایده‌ها و خلاقیت‌ها آزادی داشته باشن. ولی تهش اون کار انجام بشه. درواقع شاید مهم اینه کار با کیفیت مناسبی انجام بشه. اینکه کاملا طبق پایپ‌لاین و روش از پیش تعیین شده باشه خیلی مهم نیست!

با وجود این آزادی، تمام اتفاقات و چالش‌ها باید به مسئول تیم گزارش داده بشه و نظارت روش وجود داشته باشه. حتی چیزهایی که فکر می‌کنیم جزئی و کم اهمیت‌ هستن.

چون اکثر جاها سلسله مراتب داره و اون فرد هم باید به شخص دیگری گزارش بده.
3