مأمن؛
62 subscribers
138 photos
5 videos
10 files
27 links
مأمَن: [ م َءْ م َ ] جانْ پناه،
پناهگاه و جای سلامت.

برایِ به اشتراک گذاشتن هرآنچه در مسیر زندگی، علوم اعصاب و بین رشته‌ای یاد می‌گیرم؛


https://t.me/HarfChatBot?start=c6203fc1f9f3
Download Telegram
دقیقااا این وایب رو می‌داد بچگی. همه‌ی این کارها رو می‌کردیم.😂

واسه همین عاشق سریال «وضعیت سفید» هستم. دقیقا این حس نوستالژی رو ازش می‌گیرم.
5
این عکس برای روزیه که مسئولیت جدید انجمن رو قبول کردم. همیشه وقتی از بیرون به یک سیستم یا سازمان نگاه می‌کنیم کلی ایده به ذهنمون میرسه. به خودمون میگیم: «اگه من بودم این کار رو می‌کردم. این راه‌حل رو اجرا می‌کردم و کلی پیشنهاد دیگه.»
چون در جایگاه سوم شخص بهش نگاه می‌کنیم و خودمون رو توانمندتر می‌بینیم.

ولی وقتی وارد قضیه میشیم خیلی فرق داره! البته من این رو هم از اول میدونستم. اینکه باتوجه به شرایط می‌خوام واقع‌بین باشم. بدون نگاه آرمان‌گرایانه!
و بعد بگیم خب! الان چیکار می‌تونم بکنم؟!

ولی از اون چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تر بوده. چون هیچ چیز پایدار نیست. کار داوطلبانه‌ست. خودت یهو یک جایی گیر می‌کنی. هماهنگی‌ها دشوارتر شده و ابهام توی زندگی همه هست!

توی ذهنم ایده‌ها اجرا میشن ولی در واقعیت یک باگی هست که نمی‌تونم پیداش کنم. ولی شدیدا دلم می‌خواد کار راه بیفته و پاش بایستم.
8👍1👏1
جناب سعدی اون زمان چی دیده که این بیت رو سروده؟!🤌

جماعتی که نظر را حرام می‌گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
👏4
نمیدونم ولی انگار اگر در من چیزی تموم بشه یا ازش بگذرم تاابد گذشتم؛
حتی اگه خیلی دوستش داشته باشم...
بعدش انگار حتی اگه کل دنیا رو بهت بدن نمی‌خوایش دیگه!

تازه بعضی وقت‌ها باید عمدا از چیزی که دوست داری بگذری قبل این‌که مجبوری بشی یا دنیا ازت بگیرتش🗿
👍4😢1
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است

مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است

ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن
شکایت های من از عشق از این دست اعترافات است

میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم
که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است

اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است

فاضل نظری
4🔥2
Homayoun Shajarian And Houshang Ebtehaj
Homayoun Shajarian And Houshang Ebtehaj
به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب
بر سر آن است که از خاکِ ما بسازد خشت
3
«سلاماً للّذینَ احِبّوا فینا ما لَم نُحِبّه یوماََ بِانَفسنا.»

«سلام بر کسانی که در ما چیزهایی را دیدند و دوست داشتند که خودمان ندیدیم و دوست نداشتیم!»
3
الان داشتم تفسیر این بیت از حافظ رو می‌خوندم؛ خیلی جالب بود:

سِرِّ خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید


حافظ می‌گوید عارف سالک کسی است که سال‌ها در راه شناخت خدا و حقیقت قدم زده و به رازهایی از عالم معنا رسیده است؛ رازهایی که حتی توان یا اجازه گفتنشان را به دیگران ندارد.

اما حافظ با تعجب می‌گوید:
اگر این راز را عارف اهل سلوک به هیچ کس نگفته پس باده فروش از کجا از آن با خبر شده است؟
در ظاهر باده فروش تنها کسی است که شراب می‌فروشد؛ اما در زبان عرفانی حافظ باده نماد عشق و معرفت الهی است و باده فروش می‌تواند نماد پیر معشوق یا کسی باشد که شراب عشق و معرفت را به سالک می چشاند.

حافظ در واقع می‌گوید:
گاهی حقیقت را نه از راه کتاب و استدلال، بلکه با چشیدن و تجربه کردن می‌توان شناخت.
آن کس که جام عشق را به دست انسان می‌دهد، گویی از رازی آگاه است که عارف پس از سال ها سلوک به آن رسیده است.
4
مأمن؛
ـکیهانــکَلهُر – پریشانی | کیهان کلهر
نمیدونم ویدئوهای کمانچه‌نوازی استاد کیهان کلهر رو دیدید یا نه.
ولی تماشا کردن استاد موقع نواختن عجیب قشنگه! اینقدر عاشق کمانچه‌شه، محو و غرق نواختن میشه که به خودت می‌گی مگه میشه کسی چیزی رو اینقدر دوست داشته باشه؟

بعد این جمله معروف رو هم درموردش میگن:
دوستت دارم
آنچنان که کلهر
کمانچه را...
2
«الكَمَنجاتُ تَبْكى على زَمَنٍ ضائعٍ لا يَعودْ
الكَمَنجاتُ تَبْكى على وَطَنٍ ضائعٍ قَدْ يَعودْ»

كمانچه‌ها، بر زمانِ از دست رفته‌ی بی‌بازگشت می‌گریند.
کمانچه‌ها، بر وطنی که از دست رفته می‌گریند؛
که شاید بازگردد...
2
یه اسب خیلی زیبا هم دارن گویا که اسمش «حدیدالشمس» ‌هست‌.

«حدیدالشمس»:
به عنوان اسم اسب، می‌تواند به اسبی اشاره کند که هم قوی، سرسخت و مقاوم است، هم پرانرژی، پرنور و پرتوان. یعنی اسبی که مثل آهن محکم و مثل خورشید درخشان و چشم‌نواز است.

در کل، «حدید الشمس» به اسبی با توان، استقامت و زیبایی خاص اشاره دارد و اسمی باشکوه و قدرتمند است.

4
دوباره داشتم یه نگاه کلی به مجله lifespan که درمورد زندگی سالم و طول عمر بیشتر هست می‌کردم.
چندتا موضوعات جالبش برای خودم این‌ها بود:

🤖 ۴.هوش مصنوعی و مغز؛ آیا داریم کمتر فکر می‌کنیم؟
وقتی از AI می‌خوایم به جای ما فکر کنه، مقاله رو بخونه، خلاصه کنه یا مسئله رو حل کنه، درواقع بخشی از فعالیت ذهنی خودمون رو بهش واگذار کردیم. به این کار برون‌سپاری شناختی (Cognitive Offloading) میگن.

حالا بعضی مطالعات اولیه نشون داده‌ که استفاده زیاد از AI ممکنه با کاهش درگیری شناختی همراه باشه؛ حتی یک مطالعه EEG در این شماره گزارش شده که گروه استفاده‌کننده از LLM، اتصال مغزی ضعیف‌تری موقع انجام تکلیف داشتن.

اما نکته مهم اینه که هنوز نمی‌شه گفت AI به مغز آسیب می‌زنه؛ شواهد فعلی، محدود و اولیه‌ هستن و به مطالعات بیشتری نیاز داریم.
4
🧠 پس مشکل AI چیه؟
مسئله لزوماً خود AI نیست؛ نحوه استفاده ما از اون مهمه.
اگه بگیم «این مقاله رو برای من بخون و خلاصه کن.»
توی این حالت، ممکنه بخش زیادی از فرایند خواندن و پردازش رو به AI بسپاریم.

اما در حالت «من مقاله رو خوندم؛ این قسمت را متوجه نشدم، برام توضیح بده.»
اینجا AI بیشتر نقش دستیار داره تا جایگزین فکر کردن.
واسه همین بهتره AI به ما کمک کنه تا توانایی‌های شناختی خودمون رو تقویت کنیم، نه اینکه جای اون رو بگیره.

موارد دیگه‌ش این‌ها بود:
چرا پیر می‌شیم؟
سلول‌های پیر چی هستن؟
پیری زنان فقط مسئله باروری نیست.
آیا می‌توان سلول پیر را دوباره جوان کرد؟
ساعت بدن فقط برای خواب نیست.
سیستم ایمنی با افزایش سن تغییر می‌کند.
2👍1