این فضای زبان برنامه نویسی متلب هست. کدها مربوط به پردازش سیگنالهای مغزی EEG هستن
پینوشت: اگر خیلی غیرقابل فهم و عجیب غریب به نظر میاد طبیعیه کاملا چون هرحوزهای زبان و تعریف متغیرهاش متفاوته : )
❤2
این فیلترینگ هم سیاستگذاری عجیبیهها!
منطق پشتش چیه؟ چرا وقتی میشه با فیلترشکن وصل شد و همون محتوا رو دنبال کرد فیلتره؟
چرا پلتفرمهایی مثل یوتیوب که کلی آموزش رایگان دارن باید فیلتر باشه؟!
بعد سرچ کردن اینجا اینطوریه که بیشتر از اینکه برای خود کار وقت بذاری، برای وصل شدن به فیلترشکن، بالا اومدن سایت تازه اگه بیاد و تحریم نباشه داری زمان میذاری. اگر قرار بر استفاده درسته که به فیلترشدن شاید خیلی مرتبط نباشه. نمیدونم معیار انتخاب چیه. (بیشتر سایتهای آموزشی و پایگاه داده مد نظر هست)
ولی واقعا آدم رو خسته و فرسوده میکنه گاهی...
منطق پشتش چیه؟ چرا وقتی میشه با فیلترشکن وصل شد و همون محتوا رو دنبال کرد فیلتره؟
چرا پلتفرمهایی مثل یوتیوب که کلی آموزش رایگان دارن باید فیلتر باشه؟!
بعد سرچ کردن اینجا اینطوریه که بیشتر از اینکه برای خود کار وقت بذاری، برای وصل شدن به فیلترشکن، بالا اومدن سایت تازه اگه بیاد و تحریم نباشه داری زمان میذاری. اگر قرار بر استفاده درسته که به فیلترشدن شاید خیلی مرتبط نباشه. نمیدونم معیار انتخاب چیه. (بیشتر سایتهای آموزشی و پایگاه داده مد نظر هست)
ولی واقعا آدم رو خسته و فرسوده میکنه گاهی...
👍5❤1
آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند.
منسوب الي قول علي بن أبي طالب
❤10
«من تَرَکَ أمرُ لِلّه، أعطاهُ الله فوقَ ما یتمنَّاه»
آنکه بخاطر خدا از انجام کاری دست بکشد، خداوند فراتر از آن چیزی که میخواهد، به او عطا میکند...
آنکه بخاطر خدا از انجام کاری دست بکشد، خداوند فراتر از آن چیزی که میخواهد، به او عطا میکند...
❤5
امشب داشتم فکر میکردم چقدر من اکثر مواقع آدمِ مقصد بودم نه مسیر! از اونایی که عطایش را به لقایش میبخشن!
توی یه سری تصمیمات تاثیرگذار نتونستم لذت و خوشی الان رو به اذیت شدن آخرش ترجیح بدم.
اثراتش چیه؟
خاطره نمیسازی! یهویی و ناگهانی، از قبل ذوق چیزی رو نمیکنی. ولی شاید حس خوب اون لحظه رو هم هیچوقت نتونی تجربه کنی!
حتی شاید برعکس باشه! الان اذیت بشی ولی آخرش قابل پیشبینی باشه. آرومتر!
شاید هم از روی ترسه! ترس از اینکه تهش نتونی از پایانِ ناخوشش بربیای و گیر کنی! نتونی فراموش کنی!
از کجا معلوم پایانش ناخوشه؟ شاید واقعا نیست؛ نمیدونم! ولی بازم به نظرم آدمها از همون اول یه کم میتونن حس کنن و حدس بزنن.
البته به موقعیتش هم بستگی داره احتمالا.
الان دارم یاد میگیرم مسیر و مقصد رو با هم باید داشت...
توی یه سری تصمیمات تاثیرگذار نتونستم لذت و خوشی الان رو به اذیت شدن آخرش ترجیح بدم.
اثراتش چیه؟
خاطره نمیسازی! یهویی و ناگهانی، از قبل ذوق چیزی رو نمیکنی. ولی شاید حس خوب اون لحظه رو هم هیچوقت نتونی تجربه کنی!
حتی شاید برعکس باشه! الان اذیت بشی ولی آخرش قابل پیشبینی باشه. آرومتر!
شاید هم از روی ترسه! ترس از اینکه تهش نتونی از پایانِ ناخوشش بربیای و گیر کنی! نتونی فراموش کنی!
از کجا معلوم پایانش ناخوشه؟ شاید واقعا نیست؛ نمیدونم! ولی بازم به نظرم آدمها از همون اول یه کم میتونن حس کنن و حدس بزنن.
البته به موقعیتش هم بستگی داره احتمالا.
الان دارم یاد میگیرم مسیر و مقصد رو با هم باید داشت...
❤5
وقتی مدرسه میرفتم تابستون فصل مورد علاقهم بود. چون معمولا میرفتی کلاسهای جدید، سفالگری، ورزش، طراحی. هرکس یه کاری که دوست داشت رو میکرد. تابستون بوی خُنکی میداد. فصل مسافرت رفتن بود. فصل توی کوچه بازی کردن با بچههای عمو و عمه. فصل آببازی کردن، خاکی شدن، بستنی خوردن، سیبزمینی درست کردن زیر آتیش. فصل شربت آلبالو خونگی و لواشک درست کردن. یه اردک یا جوجه کوچولو داشتی ازش مراقبت کنی. اینقدر بدوی دنبالش و باهاش بازی کنی که خسته بشی.
البته همه اینها هرسال اتفاق نمیفتادا😅
میوهای تابستونی مثل گیلاس رو میاوردیم، شبها یا صبح زود که بازی والیبال ایران رو میدیدیم باهاش میخوردیم. اون موقع که سعید معروف، موسوی، امیر غفور بازی میکردن.
مثلا شبها یه سریال هم از آیفیلم پخش میشد. تیتراژ پایانیش رو هم احسان خواجهامیری خونده بود. انگار کل ایران اون ساعتها همه چی رو کنار میذاشتن و با هم میمینشستن پای تلوزیون.
ولی الان شده فصل استرس و ابهام برای من. یادآور گرمای عجیب، قطعی برق. انگار همهش منتظرم تموم شه...
الان شبهاش رو دوست دارم. شبهایی که مثل قدیم یه لیوان چای برمیداری میشینی توی هوای آزاد، کنار آب، توی پارک...
البته همه اینها هرسال اتفاق نمیفتادا😅
میوهای تابستونی مثل گیلاس رو میاوردیم، شبها یا صبح زود که بازی والیبال ایران رو میدیدیم باهاش میخوردیم. اون موقع که سعید معروف، موسوی، امیر غفور بازی میکردن.
مثلا شبها یه سریال هم از آیفیلم پخش میشد. تیتراژ پایانیش رو هم احسان خواجهامیری خونده بود. انگار کل ایران اون ساعتها همه چی رو کنار میذاشتن و با هم میمینشستن پای تلوزیون.
ولی الان شده فصل استرس و ابهام برای من. یادآور گرمای عجیب، قطعی برق. انگار همهش منتظرم تموم شه...
الان شبهاش رو دوست دارم. شبهایی که مثل قدیم یه لیوان چای برمیداری میشینی توی هوای آزاد، کنار آب، توی پارک...
❤11👍1
دقیقااا این وایب رو میداد بچگی. همهی این کارها رو میکردیم.😂
واسه همین عاشق سریال «وضعیت سفید» هستم. دقیقا این حس نوستالژی رو ازش میگیرم.
واسه همین عاشق سریال «وضعیت سفید» هستم. دقیقا این حس نوستالژی رو ازش میگیرم.
❤5
این عکس برای روزیه که مسئولیت جدید انجمن رو قبول کردم. همیشه وقتی از بیرون به یک سیستم یا سازمان نگاه میکنیم کلی ایده به ذهنمون میرسه. به خودمون میگیم: «اگه من بودم این کار رو میکردم. این راهحل رو اجرا میکردم و کلی پیشنهاد دیگه.»
چون در جایگاه سوم شخص بهش نگاه میکنیم و خودمون رو توانمندتر میبینیم.
ولی وقتی وارد قضیه میشیم خیلی فرق داره! البته من این رو هم از اول میدونستم. اینکه باتوجه به شرایط میخوام واقعبین باشم. بدون نگاه آرمانگرایانه!
و بعد بگیم خب! الان چیکار میتونم بکنم؟!
ولی از اون چیزی که فکر میکردم سختتر بوده. چون هیچ چیز پایدار نیست. کار داوطلبانهست. خودت یهو یک جایی گیر میکنی. هماهنگیها دشوارتر شده و ابهام توی زندگی همه هست!
توی ذهنم ایدهها اجرا میشن ولی در واقعیت یک باگی هست که نمیتونم پیداش کنم. ولی شدیدا دلم میخواد کار راه بیفته و پاش بایستم.
چون در جایگاه سوم شخص بهش نگاه میکنیم و خودمون رو توانمندتر میبینیم.
ولی وقتی وارد قضیه میشیم خیلی فرق داره! البته من این رو هم از اول میدونستم. اینکه باتوجه به شرایط میخوام واقعبین باشم. بدون نگاه آرمانگرایانه!
و بعد بگیم خب! الان چیکار میتونم بکنم؟!
ولی از اون چیزی که فکر میکردم سختتر بوده. چون هیچ چیز پایدار نیست. کار داوطلبانهست. خودت یهو یک جایی گیر میکنی. هماهنگیها دشوارتر شده و ابهام توی زندگی همه هست!
توی ذهنم ایدهها اجرا میشن ولی در واقعیت یک باگی هست که نمیتونم پیداش کنم. ولی شدیدا دلم میخواد کار راه بیفته و پاش بایستم.
❤8👍1👏1
جناب سعدی اون زمان چی دیده که این بیت رو سروده؟!🤌
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
👏4
نمیدونم ولی انگار اگر در من چیزی تموم بشه یا ازش بگذرم تاابد گذشتم؛
حتی اگه خیلی دوستش داشته باشم...
بعدش انگار حتی اگه کل دنیا رو بهت بدن نمیخوایش دیگه!
تازه بعضی وقتها باید عمدا از چیزی که دوست داری بگذری قبل اینکه مجبوری بشی یا دنیا ازت بگیرتش🗿
حتی اگه خیلی دوستش داشته باشم...
بعدش انگار حتی اگه کل دنیا رو بهت بدن نمیخوایش دیگه!
تازه بعضی وقتها باید عمدا از چیزی که دوست داری بگذری قبل اینکه مجبوری بشی یا دنیا ازت بگیرتش🗿
👍4😢1