مأمن؛
62 subscribers
142 photos
5 videos
10 files
27 links
مأمَن: [ م َءْ م َ ] جانْ پناه،
پناهگاه و جای سلامت.

برایِ به اشتراک گذاشتن هرآنچه در مسیر زندگی، علوم اعصاب و بین رشته‌ای یاد می‌گیرم؛


https://t.me/HarfChatBot?start=c6203fc1f9f3
Download Telegram
5
واکنش ثنا موقع خوردن الشاي العراقي (غلیظ و شیرین، البته درحالت اصلی خیلی تلخه) و این غذاهای جديد دیدنیه
این رو اول یکی گرفتیم تست کنیم😂
😁3
Forwarded from نوج؛
اربعین Core:
🤣2
قدم زدن در نجف و کربلا اینجوریه که:
«من در میان جمع و دلم جای دیگر است...»
توی شلوغی هستی ولی نه چشم‌هات این شلوغی رو می‌بینه، نه گوش‌هات می‌شنوه : )
8🕊1
بیست‌وچهار ساعت اخیر از صبح زود تا ظهر حرم امیرالمؤمنین بودیم. خیلی نشان روی گنبد قشنگه. با اینکه حسی شبیه مشهد رو داره از طرفی متفاوت هم هست. بعد معماری ایرانیش رو که نگاه می‌کنی میگی: «یا للعجب!»

اینقدر سرد بود که اون بین از فرش‌های زیرزمین حرم به عنوان پتو برای خوابیدن استفاده کردیم. فقط تا اومدیم بخوابیم بیدارمون کردن😂

الان هم رسیدیم به عمود ۸۲۸ و یکی از موکب‌ها برای استراحت. (از عمود ۶۰۰ شروع کردیم)
امشب با یکی از بچه‌ها که خودش کهاد خونده (خوندن دو رشته همزمان در کارشناسی) صحبت می‌کردیم. گفتم با ذهنیت الان اگه برمیگشتم عقب و شرایطش رو داشتم خیلییی دوست داشتم منم این کارو بکنم و قطعا رشته مدیریت رو انتخاب می‌کردم.

بعد راجب یأس‌های فلسفی‌مون صحبت کردیم. اینکه چه چیز مشترکی در تمام انسان‌های حاضر در این پیاده‌روی هست که باعث میشه چنین سختی رو تحمل کنن.
از نظر جامعه‌شناسی مثلا
5
ابوتراب را گفتند؛
چه کردی که علی شدی؟!
فرمود:
نگهبان دلم بودم...
یاعلی خوش به حال محبین تو!
💔52
راستش بعضی وقت‌ها از این جریان تولید محتوایی که در اربعین ایجاد میشه می‌ترسم!
عکس گرفتن‌هامون برای نشون دادن به بقیه‌ست؟ برای اینکه بگیم ما هم رفتیم؟
یا برای دل خودمون؟

نمیدونم ولی انگار حیفه آدم کنار ضریح از خودش سلفی می‌گیره. اونم شبیه محتواهای اینستاگرام با موسیقی "پس بریم نجف؟"
انگار اون لحظه، اون محوطه، یک هاله‌ای اطراف هرکس هست که داره با خودش و خدا خلوت می‌کنه. وقتی از گوشی استفاده می‌کنیم حواسمون پرت میشه. به جای اینکه نهایت استفاده رو ببریم نگران این هستیم که عکس گرفتم یا نه.
خیلی باید بیشتر حواسم رو جمع کنم.
6👍3
کربلا شبیه هیچ سفر دیگه‌ای نیست انگار : )
چون تمام تعلقات مادی و دنیوی و هرآنچه اتفاق افتاده رو باید پشت سرت بذاری و بیای! با یک کوله و کمترین امکانات. حتی سبُک‌بار از نظر معنوی.
واقعا چیزهای خیلیییی زیادی به آدم یاد میده.
و به نظرم اون لحظه که میرسی دیگه «من» وجود نداره. تو خودت رو فراموش می‌کنی. همه چی میشه ما. تو و خدا و حرف‌های آدم‌هایی که به هیچ‌کس و هیچ‌جا نتونستن بگن! همون دعاهایی که از اعماق قلبشون میاد...
10
کاش فلسفه هر قدمی که برمی‌داری این باشه که گناه‌هانمون هم بخشیده بشه
تا وقتی میرسی اونجا، بدون خجالت از سنگینی بارش بتونی سرت رو بیاری بالا و به حرم نگاه کنی...
5
این صحنه و لحظه نقطه عطف مسیر بود و بی‌نهایت ارزشش رو داشت.
بوی رطوبت خاک، ماسه، درخت‌های نخل، شب و آرامشش.
7
انگار توی سریال مختار راه می‌رفتیم😂
بین الطلوعین؛

بین الطلوعین: به فاصله زمانی میان طلوع صبح و طلوع آفتاب، بین الطلوعین می‌گویند.
8
«فَبَکَي الحسین بِقَتلِهِ بُکاءً شَدیداٌ»
- دلِ من؛ مثل تنِ تو اباعبدالله..!
5💔1
«ما بعد حرمِک، لا منظرَ یُهیجُ عیني»

دیگر پس از حرم تو،
هیچ منظره‌ای برای چشمم دل‌انگیز نیست...
6
16
مأمن؛ pinned a photo
پس از دیدار چه می‌ماند؟!
جز تکرار دل‌تنگی...
💔72
آدم هیچ‌وقت کسایی که توی سخت‌ترین لحظات و شرایط کنارشون بودن یا خواستن باشن رو فراموش نمی‌کنه : )
انگار همین که بدونی هستن کافیه حتی اگه حس کنن کاری از دستشون بر نمیاد.
امیدوارم قدرشون رو همیشه بدونم چون خیلی باارزش و قابل احترام هستن.
9