امیدوارم چند روز پیشِ رو، مِن باب ثبت حال و هوای این سفر دانشجویی باعث تکدر خاطر عزیزان نشم...
❤5
بیستوچهار ساعت اخیر از صبح زود تا ظهر حرم امیرالمؤمنین بودیم. خیلی نشان روی گنبد قشنگه. با اینکه حسی شبیه مشهد رو داره از طرفی متفاوت هم هست. بعد معماری ایرانیش رو که نگاه میکنی میگی: «یا للعجب!»
اینقدر سرد بود که اون بین از فرشهای زیرزمین حرم به عنوان پتو برای خوابیدن استفاده کردیم. فقط تا اومدیم بخوابیم بیدارمون کردن😂
الان هم رسیدیم به عمود ۸۲۸ و یکی از موکبها برای استراحت. (از عمود ۶۰۰ شروع کردیم)
امشب با یکی از بچهها که خودش کهاد خونده (خوندن دو رشته همزمان در کارشناسی) صحبت میکردیم. گفتم با ذهنیت الان اگه برمیگشتم عقب و شرایطش رو داشتم خیلییی دوست داشتم منم این کارو بکنم و قطعا رشته مدیریت رو انتخاب میکردم.
بعد راجب یأسهای فلسفیمون صحبت کردیم. اینکه چه چیز مشترکی در تمام انسانهای حاضر در این پیادهروی هست که باعث میشه چنین سختی رو تحمل کنن.
از نظر جامعهشناسی مثلا
اینقدر سرد بود که اون بین از فرشهای زیرزمین حرم به عنوان پتو برای خوابیدن استفاده کردیم. فقط تا اومدیم بخوابیم بیدارمون کردن😂
الان هم رسیدیم به عمود ۸۲۸ و یکی از موکبها برای استراحت. (از عمود ۶۰۰ شروع کردیم)
امشب با یکی از بچهها که خودش کهاد خونده (خوندن دو رشته همزمان در کارشناسی) صحبت میکردیم. گفتم با ذهنیت الان اگه برمیگشتم عقب و شرایطش رو داشتم خیلییی دوست داشتم منم این کارو بکنم و قطعا رشته مدیریت رو انتخاب میکردم.
بعد راجب یأسهای فلسفیمون صحبت کردیم. اینکه چه چیز مشترکی در تمام انسانهای حاضر در این پیادهروی هست که باعث میشه چنین سختی رو تحمل کنن.
از نظر جامعهشناسی مثلا
❤5
راستش بعضی وقتها از این جریان تولید محتوایی که در اربعین ایجاد میشه میترسم!
عکس گرفتنهامون برای نشون دادن به بقیهست؟ برای اینکه بگیم ما هم رفتیم؟
یا برای دل خودمون؟
نمیدونم ولی انگار حیفه آدم کنار ضریح از خودش سلفی میگیره. اونم شبیه محتواهای اینستاگرام با موسیقی "پس بریم نجف؟"
انگار اون لحظه، اون محوطه، یک هالهای اطراف هرکس هست که داره با خودش و خدا خلوت میکنه. وقتی از گوشی استفاده میکنیم حواسمون پرت میشه. به جای اینکه نهایت استفاده رو ببریم نگران این هستیم که عکس گرفتم یا نه.
خیلی باید بیشتر حواسم رو جمع کنم.
عکس گرفتنهامون برای نشون دادن به بقیهست؟ برای اینکه بگیم ما هم رفتیم؟
یا برای دل خودمون؟
نمیدونم ولی انگار حیفه آدم کنار ضریح از خودش سلفی میگیره. اونم شبیه محتواهای اینستاگرام با موسیقی "پس بریم نجف؟"
انگار اون لحظه، اون محوطه، یک هالهای اطراف هرکس هست که داره با خودش و خدا خلوت میکنه. وقتی از گوشی استفاده میکنیم حواسمون پرت میشه. به جای اینکه نهایت استفاده رو ببریم نگران این هستیم که عکس گرفتم یا نه.
خیلی باید بیشتر حواسم رو جمع کنم.
❤6👍3
کربلا شبیه هیچ سفر دیگهای نیست انگار : )
چون تمام تعلقات مادی و دنیوی و هرآنچه اتفاق افتاده رو باید پشت سرت بذاری و بیای! با یک کوله و کمترین امکانات. حتی سبُکبار از نظر معنوی.
واقعا چیزهای خیلیییی زیادی به آدم یاد میده.
و به نظرم اون لحظه که میرسی دیگه «من» وجود نداره. تو خودت رو فراموش میکنی. همه چی میشه ما. تو و خدا و حرفهای آدمهایی که به هیچکس و هیچجا نتونستن بگن! همون دعاهایی که از اعماق قلبشون میاد...
چون تمام تعلقات مادی و دنیوی و هرآنچه اتفاق افتاده رو باید پشت سرت بذاری و بیای! با یک کوله و کمترین امکانات. حتی سبُکبار از نظر معنوی.
واقعا چیزهای خیلیییی زیادی به آدم یاد میده.
و به نظرم اون لحظه که میرسی دیگه «من» وجود نداره. تو خودت رو فراموش میکنی. همه چی میشه ما. تو و خدا و حرفهای آدمهایی که به هیچکس و هیچجا نتونستن بگن! همون دعاهایی که از اعماق قلبشون میاد...
❤10
کاش فلسفه هر قدمی که برمیداری این باشه که گناههانمون هم بخشیده بشه
تا وقتی میرسی اونجا، بدون خجالت از سنگینی بارش بتونی سرت رو بیاری بالا و به حرم نگاه کنی...
تا وقتی میرسی اونجا، بدون خجالت از سنگینی بارش بتونی سرت رو بیاری بالا و به حرم نگاه کنی...
❤5