چهار سالِ پیش؛
کنسرت آقای شجریان؛
حوالیِ همین روزها...
کنسرت آقای شجریان؛
حوالیِ همین روزها...
❤2
امیدوارم چند روز پیشِ رو، مِن باب ثبت حال و هوای این سفر دانشجویی باعث تکدر خاطر عزیزان نشم...
❤5
بیستوچهار ساعت اخیر از صبح زود تا ظهر حرم امیرالمؤمنین بودیم. خیلی نشان روی گنبد قشنگه. با اینکه حسی شبیه مشهد رو داره از طرفی متفاوت هم هست. بعد معماری ایرانیش رو که نگاه میکنی میگی: «یا للعجب!»
اینقدر سرد بود که اون بین از فرشهای زیرزمین حرم به عنوان پتو برای خوابیدن استفاده کردیم. فقط تا اومدیم بخوابیم بیدارمون کردن😂
الان هم رسیدیم به عمود ۸۲۸ و یکی از موکبها برای استراحت. (از عمود ۶۰۰ شروع کردیم)
امشب با یکی از بچهها که خودش کهاد خونده (خوندن دو رشته همزمان در کارشناسی) صحبت میکردیم. گفتم با ذهنیت الان اگه برمیگشتم عقب و شرایطش رو داشتم خیلییی دوست داشتم منم این کارو بکنم و قطعا رشته مدیریت رو انتخاب میکردم.
بعد راجب یأسهای فلسفیمون صحبت کردیم. اینکه چه چیز مشترکی در تمام انسانهای حاضر در این پیادهروی هست که باعث میشه چنین سختی رو تحمل کنن.
از نظر جامعهشناسی مثلا
اینقدر سرد بود که اون بین از فرشهای زیرزمین حرم به عنوان پتو برای خوابیدن استفاده کردیم. فقط تا اومدیم بخوابیم بیدارمون کردن😂
الان هم رسیدیم به عمود ۸۲۸ و یکی از موکبها برای استراحت. (از عمود ۶۰۰ شروع کردیم)
امشب با یکی از بچهها که خودش کهاد خونده (خوندن دو رشته همزمان در کارشناسی) صحبت میکردیم. گفتم با ذهنیت الان اگه برمیگشتم عقب و شرایطش رو داشتم خیلییی دوست داشتم منم این کارو بکنم و قطعا رشته مدیریت رو انتخاب میکردم.
بعد راجب یأسهای فلسفیمون صحبت کردیم. اینکه چه چیز مشترکی در تمام انسانهای حاضر در این پیادهروی هست که باعث میشه چنین سختی رو تحمل کنن.
از نظر جامعهشناسی مثلا
❤5