میگل آنخل بلینچون بوجز (Miguel Ángel Belinchón Bujes) با نام مستعار بلین (Belin) هنرمند اسپانیایی متولد لینارس در سال 1979 است. او که به صورت خودآموخته کار نقاشی را با اسپری روی دیوارهای شهر زادگاهش آغاز کرد. رویا شهرت در این عرصه را با مطالعه و دریافت صحیح اطلاعات هنری از صاحب نظران این عرصه وام گرفت و امروز به عنوان یک هنرمند گرافیتی در جهان شهرت قابل توجهی دارد.
او که آثارش علاوه بر دیوارهای شهرهای مختلف اسپانیا و کشورهایی همچون آمریکا، زینت بخش خیابانها شده، مجسمه و نقاشیهای مختلفی را نیز در گالریها و موزههای دنیا ارائه کرد.
شهرت بلین بیشتر به خاطر مهارت او در تکنیک اسپری و ارائه آثار رئالیستی بدون استفاده از استنسیل است. او خودش این سبک را پست-نئو-کوبیسم می نامد. اصطلاحی که توسط خود بلین ساخته شده است. سبک اجرایی او تحت تاثیر بزرگانی چون سالوادردالی، کیت هارینگ، فریدا کالو است و روش او ترکیبی زیبا از کوبیسم و هایپررئالیسم است.
در آثار بلین با وجود ویژگی های تحریف شده و غیر رئال، پرتره هایی با گردن های بلند کاملا" قابل تشخیص هستند. این ترکیب ژانرها اجازه می دهد تا جنبه های حسی هر یک از آثار قابل لمس باشند، موضوعی که آنها را به سبک پیكاسو مرتبط می كند.
#Belin
@mtsra
نمونه آثار 👇
او که آثارش علاوه بر دیوارهای شهرهای مختلف اسپانیا و کشورهایی همچون آمریکا، زینت بخش خیابانها شده، مجسمه و نقاشیهای مختلفی را نیز در گالریها و موزههای دنیا ارائه کرد.
شهرت بلین بیشتر به خاطر مهارت او در تکنیک اسپری و ارائه آثار رئالیستی بدون استفاده از استنسیل است. او خودش این سبک را پست-نئو-کوبیسم می نامد. اصطلاحی که توسط خود بلین ساخته شده است. سبک اجرایی او تحت تاثیر بزرگانی چون سالوادردالی، کیت هارینگ، فریدا کالو است و روش او ترکیبی زیبا از کوبیسم و هایپررئالیسم است.
در آثار بلین با وجود ویژگی های تحریف شده و غیر رئال، پرتره هایی با گردن های بلند کاملا" قابل تشخیص هستند. این ترکیب ژانرها اجازه می دهد تا جنبه های حسی هر یک از آثار قابل لمس باشند، موضوعی که آنها را به سبک پیكاسو مرتبط می كند.
#Belin
@mtsra
نمونه آثار 👇
🔵 گیدئون روبین در سال ۱۹۷۳ در تل آویو متولد شد او در مدرسه هنرهای تجسمی در نیویورک و سپس در مدرسه هنرهای زیبای اسلید در لندن تحصیل کرد و در سال 2002 تحصیلات خود را در آنجا به پایان رساند. او نمایش های تک نفره بین المللی متعددی داشته است.
پرترههای بدون چهره گیدئون روبین از عکسهای آلبومهای عکس قدیمی، عکسهای افراد مشهور یا نقاشیهای استادان قدیمی الهام گرفته شدهاند. هنرمند در بررسی این مطالب به دنبال نوع روایتی است که خود را به تفسیر وا می دارد. فیگورهای هنرمند به جای نشان دادن هویتهای خاص، برای تحریک خاطرات بینندگانش در نظر گرفته شده است. روبین از تماشاگر میخواهد که روی فرآیند نقاشی، خود رسانه و بر روی چند جزئیات، مانند وضعیت قرارگیری سوژه یا تحمل آن تمرکز کند. تکنیک اجرای کار های او بیشتر بر بوم یا کتانی خام و تکههای مقوای تقریباً برش خورده می باشد به صورتی که گاهی کل قسمتهای این مواد را دست نخورده باقی میگذارد، به طوری که این مواد اغلب به بخشی جداییناپذیر از کار تبدیل میشوند و گهگاه نقوش و حروف چاپ شده را در ترکیب میآورد.
@mtsra
نمونه آثار👇
پرترههای بدون چهره گیدئون روبین از عکسهای آلبومهای عکس قدیمی، عکسهای افراد مشهور یا نقاشیهای استادان قدیمی الهام گرفته شدهاند. هنرمند در بررسی این مطالب به دنبال نوع روایتی است که خود را به تفسیر وا می دارد. فیگورهای هنرمند به جای نشان دادن هویتهای خاص، برای تحریک خاطرات بینندگانش در نظر گرفته شده است. روبین از تماشاگر میخواهد که روی فرآیند نقاشی، خود رسانه و بر روی چند جزئیات، مانند وضعیت قرارگیری سوژه یا تحمل آن تمرکز کند. تکنیک اجرای کار های او بیشتر بر بوم یا کتانی خام و تکههای مقوای تقریباً برش خورده می باشد به صورتی که گاهی کل قسمتهای این مواد را دست نخورده باقی میگذارد، به طوری که این مواد اغلب به بخشی جداییناپذیر از کار تبدیل میشوند و گهگاه نقوش و حروف چاپ شده را در ترکیب میآورد.
@mtsra
نمونه آثار👇
🔵#هیروشی_فورویوشی، نقاش رنگ روغن ژاپنی، هنرمندی بسیار عجیب برای دوران مدرن است. در واقع، او کاملاً برعکس همتایان معاصر خود در صحنه هنر ژاپن است. هنرمندانی مانند تاکاشی موراکامی، شوهی اوتومو ، یا هیروتو ایکوچی ، چهره هنر مدرن ژاپنی هستند، البته در کنار دیگران. اما اگر به پرتره های فورویوشی نگاه کنید، ممکن است فکر کنید که این نقاش مربوط به دوران پیش از رافائل است
آنچه هیروشی فورویوشی را به نقاشی رنگ روغن واقع گرایانه سوق داد، به شیوه یک نئورئالیست قرن 19، به احتمال زیاد ترکیبی از تأثیرات دوران تربیت او است. او در اطراف مغازه عتیقه فروشی پدربزرگش که بعداً مغازه پدرش شد، بزرگ شد. او بعداً پس از تحصیل در مغازه مشغول به کار شد. بنابراین او با قفسههای پر از کت و شلوار، ریزه کاریها، مدلهای آناتومی و کتابهای تاریخی بسیار آشناست. و او به همان اندازه در نقاشی آنها در پسزمینه پرترههایش خوب عمل میکند، مثل اینکه در یک واندرکمر به صحنه می روند
کل مجموعه آثار از رنگ روغن روی بوم و پرتره روغن روی تخته تشکیل شده است.
بچه ها یا جوانان سوژه های اصلی هستند که در هزارتویی از اشیا و اسباب بازی ها و کتاب ها غوطه ور شده اند، بسیار شبیه دوران کودکی هیروشی. و نگاه کردن به تحصیلات او چندان عجیب نیست که او نقاشی به سبک معمولی اروپایی را با تکنیک معمولی اروپایی مانند نقاشی رنگ روغن انتخاب کرد.
هر قطعه در جای خود قرار می گیرد و داستانی را روایت می کند. شخصیت را منعکس می کند و حضور سوژه را به سمت تماشاگر سوق می دهد.
بیشتر نقاشیها یک قاب بزرگ یا ساختاری مشترک دارند که آنها را احاطه کرده است. بیشتر اوقات بسیار کوچک است، که آن را به یک کالای بسیار ظریف و گرانبها تبدیل می کند، قالبی عالی برای کابینت کنجکاوی. گاهی اوقات برای دیدن چشمان یک خانم جوان یا یک پسر شیک پوش در داخل قاب نامتناسب نیاز به بررسی دقیق است. عدم تعادل برای چشم بسیار جذاب است، کاردستی و وفاداری به برخی از قطعات تاریخی قابل توجه است.
نمونه آثار 👇
@mtsra
آنچه هیروشی فورویوشی را به نقاشی رنگ روغن واقع گرایانه سوق داد، به شیوه یک نئورئالیست قرن 19، به احتمال زیاد ترکیبی از تأثیرات دوران تربیت او است. او در اطراف مغازه عتیقه فروشی پدربزرگش که بعداً مغازه پدرش شد، بزرگ شد. او بعداً پس از تحصیل در مغازه مشغول به کار شد. بنابراین او با قفسههای پر از کت و شلوار، ریزه کاریها، مدلهای آناتومی و کتابهای تاریخی بسیار آشناست. و او به همان اندازه در نقاشی آنها در پسزمینه پرترههایش خوب عمل میکند، مثل اینکه در یک واندرکمر به صحنه می روند
کل مجموعه آثار از رنگ روغن روی بوم و پرتره روغن روی تخته تشکیل شده است.
بچه ها یا جوانان سوژه های اصلی هستند که در هزارتویی از اشیا و اسباب بازی ها و کتاب ها غوطه ور شده اند، بسیار شبیه دوران کودکی هیروشی. و نگاه کردن به تحصیلات او چندان عجیب نیست که او نقاشی به سبک معمولی اروپایی را با تکنیک معمولی اروپایی مانند نقاشی رنگ روغن انتخاب کرد.
هر قطعه در جای خود قرار می گیرد و داستانی را روایت می کند. شخصیت را منعکس می کند و حضور سوژه را به سمت تماشاگر سوق می دهد.
بیشتر نقاشیها یک قاب بزرگ یا ساختاری مشترک دارند که آنها را احاطه کرده است. بیشتر اوقات بسیار کوچک است، که آن را به یک کالای بسیار ظریف و گرانبها تبدیل می کند، قالبی عالی برای کابینت کنجکاوی. گاهی اوقات برای دیدن چشمان یک خانم جوان یا یک پسر شیک پوش در داخل قاب نامتناسب نیاز به بررسی دقیق است. عدم تعادل برای چشم بسیار جذاب است، کاردستی و وفاداری به برخی از قطعات تاریخی قابل توجه است.
نمونه آثار 👇
@mtsra