فردریک جیمسون (انگلیسی: Fredric Jameson؛ زادهٔ ۱۴ آوریل ۱۹۳۴) , منتقد و نظریهپرداز مارکسیست آمریکایی است و بیشتر به خاطر تحلیل جریانهای فرهنگی معروف است.
فردریک جیمسون برای به تصویر کشیدن تمایز بین دوران مدرن و پست مدرن از دو تصویر نقاشی که یکی بازنمایی عصر مدرن بنام کفشهای دهقان اثر ونسان ونگوگ و دیگری تابلوی کفشهای دایموند داست اثر اندی وارهول است؛ استفاده میکند.
جیمسون معتقد است نقاشی ونگوگ به مثابهی یک اثر مدرن بازنمودن عصر اضطراب است؛ بازنمایی یک موقعیت اجتماعی واقعی که واجد حقایق اجتماعی قطعی است و این از طریق ارجاعی است که به زندگی دهقان انجام میشود. ارجاع دادن مخاطب به تجربه واقعی زندگی دهقانی، و فراتر از آن تصویر کردن یک دنیای دهقانی رو به نابودی که خارج از مدرنیته سرمایهسالار است، آفریننده ژرفا و عمقی است که ویژگی اساسی هنر مدرن است.
از نظر جیمسون تصاویر پسامدرن از هرگونه نسبت با مرجعی مشخص تهیاند و فقدان عمق و ژرفای آنها از همین امر نشئت میگیرد. نقاشی اندی وارهول از هیچ واقعیت پنهانی که باید تفسیر شود با ما سخن نمیگوید. این نقاشی یکسره از سطوح صاف و صیقلی تشکیل شده و به نظر میرسد هرگونه رابطهای را با تجربه روزمره و حرکت تاریخی انکار میکند. در واقع ویژگی اصلی این نقاشی مسطح بودن آن و فقدان عمق است که ترجمان هیچ پیامی یا معنای مشخصی نیست؛ شاید تنها این احساس را القا کند که این نقاشی هیچ روایت پنهانی در خود ندارد.
فردریک جیمسون برای به تصویر کشیدن تمایز بین دوران مدرن و پست مدرن از دو تصویر نقاشی که یکی بازنمایی عصر مدرن بنام کفشهای دهقان اثر ونسان ونگوگ و دیگری تابلوی کفشهای دایموند داست اثر اندی وارهول است؛ استفاده میکند.
جیمسون معتقد است نقاشی ونگوگ به مثابهی یک اثر مدرن بازنمودن عصر اضطراب است؛ بازنمایی یک موقعیت اجتماعی واقعی که واجد حقایق اجتماعی قطعی است و این از طریق ارجاعی است که به زندگی دهقان انجام میشود. ارجاع دادن مخاطب به تجربه واقعی زندگی دهقانی، و فراتر از آن تصویر کردن یک دنیای دهقانی رو به نابودی که خارج از مدرنیته سرمایهسالار است، آفریننده ژرفا و عمقی است که ویژگی اساسی هنر مدرن است.
از نظر جیمسون تصاویر پسامدرن از هرگونه نسبت با مرجعی مشخص تهیاند و فقدان عمق و ژرفای آنها از همین امر نشئت میگیرد. نقاشی اندی وارهول از هیچ واقعیت پنهانی که باید تفسیر شود با ما سخن نمیگوید. این نقاشی یکسره از سطوح صاف و صیقلی تشکیل شده و به نظر میرسد هرگونه رابطهای را با تجربه روزمره و حرکت تاریخی انکار میکند. در واقع ویژگی اصلی این نقاشی مسطح بودن آن و فقدان عمق است که ترجمان هیچ پیامی یا معنای مشخصی نیست؛ شاید تنها این احساس را القا کند که این نقاشی هیچ روایت پنهانی در خود ندارد.
برت موریسو (به فرانسوی: Berthe Morisot) (زاده ۱۴ ژانویه ۱۸۴۱ - درگذشته ۲ مارس ۱۸۹۵) نقاش امپرسیونیست فرانسوی بود.
او در فرانسه و در خانوادهٔ بورژوای موفقی که همیشه او و خواهرش «ادنا» را در جستجوی هنریشان تشویق میکردند به دنیا آمد. او خود را به عنوان یکی از بانوان جنبش هنری آوانگارد در اواخر قرن نوزدهم معرفی کرد.
در سن بیست سالگی با کامی کَرو (Camille Corot) که او را با دیگر هنرمندان معاصرش آشنا کرد همکار شد و در سال ۱۸۶۴ برای اولین بار دو نقاشی دورنمایی خود را در سالن دو پاریس به نمایش گذاشت. او نمایش آثارش را در این مکان به طور مستمر تا سال ۱۸۷۴ (اولین سال نمایش کارهای امپرسیونیستی)ادامه داد. او و پیسارو تنها کسانی هستند که آثارشان را در تمام نمایشگاههای امپرسیونیستی اصلی به نمایش گذاشتند.
موریسو به عنوان یک نقاش امپرسیونیست صحنههایی را که یک خانم خرده بورژوا در زندگی خود با آن مواجه است به تصویر میکشد، که بیشتر شامل تصاویر خانوادگی، بچهها، بانوان، گردشهای آخر هفته است.
انتخاب نگهدارندهی شاهکار موریسو حدود یک قرن دعوابه دنبال داشت. جنگ اصلی بین گالری ملی لندن و شهردوبلین در جریان بود. هیو لین، کلکسیوندار ایرلندی، تلاش زیادی برای گرفتن نقاشی موریسو کرد، اما موفق نبود.
در سال ۱۹۱۵ هیو به قتل رسید و تمام کلکسیونش به لندن فرستاده شد. کمی بعد، ادعا شد که هیو تعدادی از آثارش را به شهر دوبلین بخشیده، اما گالری ملی لندن به این ادعاها توجهی نکرد.
علی رغم تلاشهای بسیار هنرجوها و هنرمندان ایرلندی،این اثر همچنان در گالری ملی لندن نگهداری میشود.
@mtsra
نمونه آثار 👇
برت موریسو (به فرانسوی: Berthe Morisot) (زاده ۱۴ ژانویه ۱۸۴۱ - درگذشته ۲ مارس ۱۸۹۵) نقاش امپرسیونیست فرانسوی بود.
او در فرانسه و در خانوادهٔ بورژوای موفقی که همیشه او و خواهرش «ادنا» را در جستجوی هنریشان تشویق میکردند به دنیا آمد. او خود را به عنوان یکی از بانوان جنبش هنری آوانگارد در اواخر قرن نوزدهم معرفی کرد.
در سن بیست سالگی با کامی کَرو (Camille Corot) که او را با دیگر هنرمندان معاصرش آشنا کرد همکار شد و در سال ۱۸۶۴ برای اولین بار دو نقاشی دورنمایی خود را در سالن دو پاریس به نمایش گذاشت. او نمایش آثارش را در این مکان به طور مستمر تا سال ۱۸۷۴ (اولین سال نمایش کارهای امپرسیونیستی)ادامه داد. او و پیسارو تنها کسانی هستند که آثارشان را در تمام نمایشگاههای امپرسیونیستی اصلی به نمایش گذاشتند.
موریسو به عنوان یک نقاش امپرسیونیست صحنههایی را که یک خانم خرده بورژوا در زندگی خود با آن مواجه است به تصویر میکشد، که بیشتر شامل تصاویر خانوادگی، بچهها، بانوان، گردشهای آخر هفته است.
انتخاب نگهدارندهی شاهکار موریسو حدود یک قرن دعوابه دنبال داشت. جنگ اصلی بین گالری ملی لندن و شهردوبلین در جریان بود. هیو لین، کلکسیوندار ایرلندی، تلاش زیادی برای گرفتن نقاشی موریسو کرد، اما موفق نبود.
در سال ۱۹۱۵ هیو به قتل رسید و تمام کلکسیونش به لندن فرستاده شد. کمی بعد، ادعا شد که هیو تعدادی از آثارش را به شهر دوبلین بخشیده، اما گالری ملی لندن به این ادعاها توجهی نکرد.
علی رغم تلاشهای بسیار هنرجوها و هنرمندان ایرلندی،این اثر همچنان در گالری ملی لندن نگهداری میشود.
@mtsra
نمونه آثار 👇
رنج و محنت تو را
چه کسی درک خواهد کرد ؟
ای نجاتیافته از طوفانها با طوفان
ای پاکیزهسرشت ، در منجلاب تناقضها....
#محمود_درویش
@mtsra
چه کسی درک خواهد کرد ؟
ای نجاتیافته از طوفانها با طوفان
ای پاکیزهسرشت ، در منجلاب تناقضها....
#محمود_درویش
@mtsra
میگل آنخل بلینچون بوجز (Miguel Ángel Belinchón Bujes) با نام مستعار بلین (Belin) هنرمند اسپانیایی متولد لینارس در سال 1979 است. او که به صورت خودآموخته کار نقاشی را با اسپری روی دیوارهای شهر زادگاهش آغاز کرد. رویا شهرت در این عرصه را با مطالعه و دریافت صحیح اطلاعات هنری از صاحب نظران این عرصه وام گرفت و امروز به عنوان یک هنرمند گرافیتی در جهان شهرت قابل توجهی دارد.
او که آثارش علاوه بر دیوارهای شهرهای مختلف اسپانیا و کشورهایی همچون آمریکا، زینت بخش خیابانها شده، مجسمه و نقاشیهای مختلفی را نیز در گالریها و موزههای دنیا ارائه کرد.
شهرت بلین بیشتر به خاطر مهارت او در تکنیک اسپری و ارائه آثار رئالیستی بدون استفاده از استنسیل است. او خودش این سبک را پست-نئو-کوبیسم می نامد. اصطلاحی که توسط خود بلین ساخته شده است. سبک اجرایی او تحت تاثیر بزرگانی چون سالوادردالی، کیت هارینگ، فریدا کالو است و روش او ترکیبی زیبا از کوبیسم و هایپررئالیسم است.
در آثار بلین با وجود ویژگی های تحریف شده و غیر رئال، پرتره هایی با گردن های بلند کاملا" قابل تشخیص هستند. این ترکیب ژانرها اجازه می دهد تا جنبه های حسی هر یک از آثار قابل لمس باشند، موضوعی که آنها را به سبک پیكاسو مرتبط می كند.
#Belin
@mtsra
نمونه آثار 👇
او که آثارش علاوه بر دیوارهای شهرهای مختلف اسپانیا و کشورهایی همچون آمریکا، زینت بخش خیابانها شده، مجسمه و نقاشیهای مختلفی را نیز در گالریها و موزههای دنیا ارائه کرد.
شهرت بلین بیشتر به خاطر مهارت او در تکنیک اسپری و ارائه آثار رئالیستی بدون استفاده از استنسیل است. او خودش این سبک را پست-نئو-کوبیسم می نامد. اصطلاحی که توسط خود بلین ساخته شده است. سبک اجرایی او تحت تاثیر بزرگانی چون سالوادردالی، کیت هارینگ، فریدا کالو است و روش او ترکیبی زیبا از کوبیسم و هایپررئالیسم است.
در آثار بلین با وجود ویژگی های تحریف شده و غیر رئال، پرتره هایی با گردن های بلند کاملا" قابل تشخیص هستند. این ترکیب ژانرها اجازه می دهد تا جنبه های حسی هر یک از آثار قابل لمس باشند، موضوعی که آنها را به سبک پیكاسو مرتبط می كند.
#Belin
@mtsra
نمونه آثار 👇
🔵 گیدئون روبین در سال ۱۹۷۳ در تل آویو متولد شد او در مدرسه هنرهای تجسمی در نیویورک و سپس در مدرسه هنرهای زیبای اسلید در لندن تحصیل کرد و در سال 2002 تحصیلات خود را در آنجا به پایان رساند. او نمایش های تک نفره بین المللی متعددی داشته است.
پرترههای بدون چهره گیدئون روبین از عکسهای آلبومهای عکس قدیمی، عکسهای افراد مشهور یا نقاشیهای استادان قدیمی الهام گرفته شدهاند. هنرمند در بررسی این مطالب به دنبال نوع روایتی است که خود را به تفسیر وا می دارد. فیگورهای هنرمند به جای نشان دادن هویتهای خاص، برای تحریک خاطرات بینندگانش در نظر گرفته شده است. روبین از تماشاگر میخواهد که روی فرآیند نقاشی، خود رسانه و بر روی چند جزئیات، مانند وضعیت قرارگیری سوژه یا تحمل آن تمرکز کند. تکنیک اجرای کار های او بیشتر بر بوم یا کتانی خام و تکههای مقوای تقریباً برش خورده می باشد به صورتی که گاهی کل قسمتهای این مواد را دست نخورده باقی میگذارد، به طوری که این مواد اغلب به بخشی جداییناپذیر از کار تبدیل میشوند و گهگاه نقوش و حروف چاپ شده را در ترکیب میآورد.
@mtsra
نمونه آثار👇
پرترههای بدون چهره گیدئون روبین از عکسهای آلبومهای عکس قدیمی، عکسهای افراد مشهور یا نقاشیهای استادان قدیمی الهام گرفته شدهاند. هنرمند در بررسی این مطالب به دنبال نوع روایتی است که خود را به تفسیر وا می دارد. فیگورهای هنرمند به جای نشان دادن هویتهای خاص، برای تحریک خاطرات بینندگانش در نظر گرفته شده است. روبین از تماشاگر میخواهد که روی فرآیند نقاشی، خود رسانه و بر روی چند جزئیات، مانند وضعیت قرارگیری سوژه یا تحمل آن تمرکز کند. تکنیک اجرای کار های او بیشتر بر بوم یا کتانی خام و تکههای مقوای تقریباً برش خورده می باشد به صورتی که گاهی کل قسمتهای این مواد را دست نخورده باقی میگذارد، به طوری که این مواد اغلب به بخشی جداییناپذیر از کار تبدیل میشوند و گهگاه نقوش و حروف چاپ شده را در ترکیب میآورد.
@mtsra
نمونه آثار👇