🔵مودیلیانی
.
.
.
آمادئو کلمنته مودیلیانی نقاش و مجسمهساز برجسته یهودیتبار ایتالیایی بود. بیشتر دوران کاری خود را در فرانسه گذراند. مودیلیانی متولد شهر لیورنو در شمال غربی ایتالیا بود. او قبل از رفتن به پاریس در سال ۱۹۰۶، تحصیلات هنری خود را در ایتالیا آغاز کرد. او در آغاز کارش را با هنر فیگوراتیو آغاز کرد اما به زودی در هنر مدرن طبع آزمایی کرد. شاخصه آثار مدرن او چهره های ماسک مانند پرتره هایی بود که درازی و لاغریشان اغراق شده بود. او در پاریس از مرض سل مننژیتی که نتیجهٔ فقر، کار بیش از حد و افراط در مصرف الکل و مواد مخدر بود، در ۳۵ سالگی درگذشت
مودیلیانی تحت تأثیر فرم های کشیده مجسمه سازی آفریقایی و انسانگرایی آشکار نقاشان دوران رنسانس بود. در دوران پررونق ایسم ها -کوبیسم، فوتوریسم، دادائیسم، سورئالیسم- مودیلیانی نپذیرفت که در هیچ یک از این عناوین سفت و سختِ تعریف کننده طبقه بندی شود. او غیرقابل طبقه بندی بود و سختگیرانه بر تفاوتش پای می فشرد. او نقاشی نبود که با نیت اعلام خشم یا تلاش برای غافلگیر کردن مخاطب قلم بر بوم بگذارد. تلاش او به سادگی، بیان چیزی بود که می دید. طی سالیان همواره علاقه به آثار مودیلیانی در میان کلکسیونداران بیشتر از منتقدین بوده است. شاید به این خاطر که برای مودیلیانی اهمیتی نداشت که در جهان هنر پیشرو آغاز سده بیستم، برای خود علمی برپا کند. شاید او به درستی اعتقاد ژان کوکتو باور داشت؛ «به آوانگاردها توجه نکنید».
ژان کوچک، مدتی پس از مرگ پدر و مادر نزد والدین مادرش ماند اما در نهایت این عمهاش بود که سرپرستی او را به عهده گرفت و ژان را با خود به فلورانس برد.
وقتی ژان بزرگ شد زندگی نامه پدرش را با عنوان: #مودیلیانی، انسان و اسطوره نوشت
.
.
.
عکس فوق : از چپ به راست : آمادئو مودیلیانی (نقاش و مجسمه ساز معروف ایتالیایی) #پیکاسو(برجسته ترین نقاش کوبیسم ) و آندره #سالمون شاعر بزرگ فرانسه(مکتب
#سوررآلیسم،این عکس در سال 1916 در مقابل کافه (de La Rotonde) در فرانسه گرفته شده .
@mtsra
.
.
.
آمادئو کلمنته مودیلیانی نقاش و مجسمهساز برجسته یهودیتبار ایتالیایی بود. بیشتر دوران کاری خود را در فرانسه گذراند. مودیلیانی متولد شهر لیورنو در شمال غربی ایتالیا بود. او قبل از رفتن به پاریس در سال ۱۹۰۶، تحصیلات هنری خود را در ایتالیا آغاز کرد. او در آغاز کارش را با هنر فیگوراتیو آغاز کرد اما به زودی در هنر مدرن طبع آزمایی کرد. شاخصه آثار مدرن او چهره های ماسک مانند پرتره هایی بود که درازی و لاغریشان اغراق شده بود. او در پاریس از مرض سل مننژیتی که نتیجهٔ فقر، کار بیش از حد و افراط در مصرف الکل و مواد مخدر بود، در ۳۵ سالگی درگذشت
مودیلیانی تحت تأثیر فرم های کشیده مجسمه سازی آفریقایی و انسانگرایی آشکار نقاشان دوران رنسانس بود. در دوران پررونق ایسم ها -کوبیسم، فوتوریسم، دادائیسم، سورئالیسم- مودیلیانی نپذیرفت که در هیچ یک از این عناوین سفت و سختِ تعریف کننده طبقه بندی شود. او غیرقابل طبقه بندی بود و سختگیرانه بر تفاوتش پای می فشرد. او نقاشی نبود که با نیت اعلام خشم یا تلاش برای غافلگیر کردن مخاطب قلم بر بوم بگذارد. تلاش او به سادگی، بیان چیزی بود که می دید. طی سالیان همواره علاقه به آثار مودیلیانی در میان کلکسیونداران بیشتر از منتقدین بوده است. شاید به این خاطر که برای مودیلیانی اهمیتی نداشت که در جهان هنر پیشرو آغاز سده بیستم، برای خود علمی برپا کند. شاید او به درستی اعتقاد ژان کوکتو باور داشت؛ «به آوانگاردها توجه نکنید».
ژان کوچک، مدتی پس از مرگ پدر و مادر نزد والدین مادرش ماند اما در نهایت این عمهاش بود که سرپرستی او را به عهده گرفت و ژان را با خود به فلورانس برد.
وقتی ژان بزرگ شد زندگی نامه پدرش را با عنوان: #مودیلیانی، انسان و اسطوره نوشت
.
.
.
عکس فوق : از چپ به راست : آمادئو مودیلیانی (نقاش و مجسمه ساز معروف ایتالیایی) #پیکاسو(برجسته ترین نقاش کوبیسم ) و آندره #سالمون شاعر بزرگ فرانسه(مکتب
#سوررآلیسم،این عکس در سال 1916 در مقابل کافه (de La Rotonde) در فرانسه گرفته شده .
@mtsra
🔵عنوان: مادرانه
نقاش: #مودیلیانی ۱۹۲۰ - ۱۸۸۴
سال خلق: ۱۹۱۹
تکنیک: رنگ روغن روی بوم
ابعاد: ۱۳۰ × ۸۱ سانت
محل نگهداری: موزه متروپل
@mtsra
نقاش: #مودیلیانی ۱۹۲۰ - ۱۸۸۴
سال خلق: ۱۹۱۹
تکنیک: رنگ روغن روی بوم
ابعاد: ۱۳۰ × ۸۱ سانت
محل نگهداری: موزه متروپل
@mtsra
🔵همسر فروشی در انگلستان
.
.
.
.
همسر فروشی یکی از سنن انگلیسیها برای پایان دادن به ازدواج بود. در زمانی که این سنت رایج بود، طلاق گرفتن عمومی نبوده و بیشتر برای طبقهٔ ثروتمند جامعه بود. برای فروش همسر، شوهر به دور گردن و یا دستش طنابی پیچیده و به شکل عمومی وی را به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش میرساند.
همسر فروشی تا اوایل قرن بیستم در انگلستان ادامه داشت. بر اساس نوشتههای جیمز بریس، تاریخدان انگلیسی، که در سال ۱۹۰۱ آنها را نوشت، در زمان وی نیز همسرفروشی همچنان پدیدهای رایج بود. بر طبق یکی از گزارشهای ثبت شده، زنی در دادگاه (در سال ۱۹۱۳) مدعی شده بود که شوهرش وی را به قیمت یک پوند به یکی از همکارانش فروخته است.
ریشه همسر فروشی در انگلیس به اواخر قرن هفدهم برمیگردد. اگرچه که پیشتر از این نیز گزارشی در این خصوص در سال ۱۳۰۲ میلادی منتشر شده است. این پدیده در نیمهٔ دوم قرن هجدهم و با گسترش روزنامهها عمومیت بیشتری پیدا کرد و گزارشهای بیشتری در موردش به چاپ رسید.
تا پیش از ارائهٔ قانون ازدواج در سال ۱۷۵۳، برگزاری مراسم عروسی یک الزام قانونی نبوده و بیشتر ازدواجها بدون ثبت بودند. تنها شرط ازدواج برای زوجی که به سن ازدواج رسیده بودند - دختران ۱۲ سال و پسران ۱۴ سال - این بود که هر دو میبایست موافق ازدواج باشند. بعد از ازدواج نیز زن کاملاً تحت امر شوهرش قرار میگرفت.
تصویر : تابلوی "فروش همسر" اثر توماس رولاندسون
۱۸۱۲-۱۸۱۴ میلادی
@mtsra
.
.
.
.
همسر فروشی یکی از سنن انگلیسیها برای پایان دادن به ازدواج بود. در زمانی که این سنت رایج بود، طلاق گرفتن عمومی نبوده و بیشتر برای طبقهٔ ثروتمند جامعه بود. برای فروش همسر، شوهر به دور گردن و یا دستش طنابی پیچیده و به شکل عمومی وی را به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش میرساند.
همسر فروشی تا اوایل قرن بیستم در انگلستان ادامه داشت. بر اساس نوشتههای جیمز بریس، تاریخدان انگلیسی، که در سال ۱۹۰۱ آنها را نوشت، در زمان وی نیز همسرفروشی همچنان پدیدهای رایج بود. بر طبق یکی از گزارشهای ثبت شده، زنی در دادگاه (در سال ۱۹۱۳) مدعی شده بود که شوهرش وی را به قیمت یک پوند به یکی از همکارانش فروخته است.
ریشه همسر فروشی در انگلیس به اواخر قرن هفدهم برمیگردد. اگرچه که پیشتر از این نیز گزارشی در این خصوص در سال ۱۳۰۲ میلادی منتشر شده است. این پدیده در نیمهٔ دوم قرن هجدهم و با گسترش روزنامهها عمومیت بیشتری پیدا کرد و گزارشهای بیشتری در موردش به چاپ رسید.
تا پیش از ارائهٔ قانون ازدواج در سال ۱۷۵۳، برگزاری مراسم عروسی یک الزام قانونی نبوده و بیشتر ازدواجها بدون ثبت بودند. تنها شرط ازدواج برای زوجی که به سن ازدواج رسیده بودند - دختران ۱۲ سال و پسران ۱۴ سال - این بود که هر دو میبایست موافق ازدواج باشند. بعد از ازدواج نیز زن کاملاً تحت امر شوهرش قرار میگرفت.
تصویر : تابلوی "فروش همسر" اثر توماس رولاندسون
۱۸۱۲-۱۸۱۴ میلادی
@mtsra
🔵بازی غم انگیز
.
.
.
#دالی در سال 1929 رسما به گروه سوررآلیست ها در مونپارناس پاریس پیوست،و به عنوان هوادار این مکتب نه فقط مثل نمایندگانش نقاشی میکشید بلکه رفتاری سوررآلیستی را در جامعه پیش گرفته بود.شیفته امکانات شیوه (پارانویایی-انتقادی)بود و آن را گسترش میداد،از این طریق روح دالی برای یافتن تصاویر و تداعی ها در غوروغوص بود.تابستان 1929 در کاداکس که برای نخستین نمایشگاه تکنفره در پاریس آماده میشد،به نقاشی بازی غم انگیز پرداخت.مثل چندین اثر دیگر از این دوره موضوع آن استمنا یا اختگی است.میان اشیا در ستون طومار پیچ کله خودش پیداست،دهنش را ملخی پوشانده.دالی هراسی عظیم و غیر عقلانی از این حشره داشت،در نمایشگاه بسی موفقیت آمیز پاریس در نوامبر 1329 بازی غم انگیز گل سر سبد شد.ویکنت اونوئیا،حامی آینده دالی این اثر را خرید و دراتاق نهارخوری میان آثار از لوکاس کراناخ (نقاش مشهور آلمانی دوران رنسانس ) و ژان-آنتوان واتو(نقاش و معمار درجسته سبک روکوکو) آویزان کرد.کله ای که در این نقاشی با شکل و شمایل غریب و با ملخ روی دهن-که کلی دالی را میشد ان را شناسایی کرد میبینیم در سلسله آثاری دیگر نیز چون عنصری تکراری سبز میشود.مثلا در معمای ارزو:مادرم مادرم مادرم و تداوم حافظه. .
.
1929
#سالوادوردالی #سوررآلیسم
@mtsra
.
.
.
#دالی در سال 1929 رسما به گروه سوررآلیست ها در مونپارناس پاریس پیوست،و به عنوان هوادار این مکتب نه فقط مثل نمایندگانش نقاشی میکشید بلکه رفتاری سوررآلیستی را در جامعه پیش گرفته بود.شیفته امکانات شیوه (پارانویایی-انتقادی)بود و آن را گسترش میداد،از این طریق روح دالی برای یافتن تصاویر و تداعی ها در غوروغوص بود.تابستان 1929 در کاداکس که برای نخستین نمایشگاه تکنفره در پاریس آماده میشد،به نقاشی بازی غم انگیز پرداخت.مثل چندین اثر دیگر از این دوره موضوع آن استمنا یا اختگی است.میان اشیا در ستون طومار پیچ کله خودش پیداست،دهنش را ملخی پوشانده.دالی هراسی عظیم و غیر عقلانی از این حشره داشت،در نمایشگاه بسی موفقیت آمیز پاریس در نوامبر 1329 بازی غم انگیز گل سر سبد شد.ویکنت اونوئیا،حامی آینده دالی این اثر را خرید و دراتاق نهارخوری میان آثار از لوکاس کراناخ (نقاش مشهور آلمانی دوران رنسانس ) و ژان-آنتوان واتو(نقاش و معمار درجسته سبک روکوکو) آویزان کرد.کله ای که در این نقاشی با شکل و شمایل غریب و با ملخ روی دهن-که کلی دالی را میشد ان را شناسایی کرد میبینیم در سلسله آثاری دیگر نیز چون عنصری تکراری سبز میشود.مثلا در معمای ارزو:مادرم مادرم مادرم و تداوم حافظه. .
.
1929
#سالوادوردالی #سوررآلیسم
@mtsra
🔵لئونیداس در نبرد ترموپیل/رنگ روغن روی بوم/اثر ژاک لویی داوید/سال ۱۸۱۴ میلادے
.
.
.
.
.
نبرد ترموپیل (۴۸۰ پیش از میلاد) اولین جنگ از دومین دورهٔ جنگهای ایران و یونان در زمان #خشایارشا است که بین ارتش شهرهای متحد شدهٔ یونان به فرماندهی لئونیداس، پادشاه اسپارت و امپراتوری هخامنشی به فرماندهی خشایارشا در طول دومین لشگرکشی خشایارشا به یونان به وقوع پیوست. این جنگ در اوت یا سپتامبر سال ۴۸۰ قبل از میلاد مسیح در گذرگاه ساحلی و باریک #ترموپیل به وقوع پیوست. لشگرکشی هخامنشیان پاسخی به پیروزی آتنیها در نبرد ماراتون در طول لشگرکشی اول هخامنشیان به یونان، در سال ۴۹۰ قبل از میلاد بود. خشایارشا ارتش زمینی و دریایی عظیمی برای فتح تمام یونان تدارک دید.تصویر بالا نقاشی با بهرهگیری از مجاورت بسیاری از عناصر اساطیری و تاریخی نبرد ترموپیل خلق شده است
@mtsra
.
.
.
.
.
نبرد ترموپیل (۴۸۰ پیش از میلاد) اولین جنگ از دومین دورهٔ جنگهای ایران و یونان در زمان #خشایارشا است که بین ارتش شهرهای متحد شدهٔ یونان به فرماندهی لئونیداس، پادشاه اسپارت و امپراتوری هخامنشی به فرماندهی خشایارشا در طول دومین لشگرکشی خشایارشا به یونان به وقوع پیوست. این جنگ در اوت یا سپتامبر سال ۴۸۰ قبل از میلاد مسیح در گذرگاه ساحلی و باریک #ترموپیل به وقوع پیوست. لشگرکشی هخامنشیان پاسخی به پیروزی آتنیها در نبرد ماراتون در طول لشگرکشی اول هخامنشیان به یونان، در سال ۴۹۰ قبل از میلاد بود. خشایارشا ارتش زمینی و دریایی عظیمی برای فتح تمام یونان تدارک دید.تصویر بالا نقاشی با بهرهگیری از مجاورت بسیاری از عناصر اساطیری و تاریخی نبرد ترموپیل خلق شده است
@mtsra
🔵رومئو و ژولیت
.
.
.
.
رومئو و ژولیت را میتوان مشهورترین اثر نقاش انگلیسی فرانک دیکسی (۱۸۵۳ - ۱۹۲۸ میلادی) دانست، اثری که در سال (۱۸۹۰) و در دوران افول ارزشهای عصر ویکتوریایی ثبت شدهاست.
دیکسی با این که یکی از منتقدین سر سخت مدرنیته هنری بود و جبهه گیریها و سخنرانیهایش در مقام اعتراض به هنر مدرن بیش از آثارش به شهرت رسید، اما کارهایش وی را به عنوان رئیس آکادمی سلطنتی هنر بریتانیا، در معرض اتهام قدیمی و منسوخ بودن قرار داد.
وی همواره از هنر مدرن به عنوان ریشه گرایشاتی مضر و بیمارگونه نام میبرد که بخشی از آن را به دلیل واکنشی عاجزانه در مقابل زیبایی مطلق و بخشی دیگر را به دلیل کم کاری ذاتی آثار مدرن هنری میدانست. به همین دلیل در اکثر آثار وی میتوان رد پایی از تمایلات پِری-رافائِلیت (به انگلیسی: Pre-Raphaelite Brotherhood) در فضایی درام گونه را دید که به بهترین نحو، در رومئو و ژولیت ویلیام شکسپیر و در آن ایوان معروف به تصویر کشیده شدهاست.
این اثر هم اکنون در نگارخانه هنر شهر ساتهمتون در انگلستان نگهداری میشود.
@mtsra
.
.
.
.
رومئو و ژولیت را میتوان مشهورترین اثر نقاش انگلیسی فرانک دیکسی (۱۸۵۳ - ۱۹۲۸ میلادی) دانست، اثری که در سال (۱۸۹۰) و در دوران افول ارزشهای عصر ویکتوریایی ثبت شدهاست.
دیکسی با این که یکی از منتقدین سر سخت مدرنیته هنری بود و جبهه گیریها و سخنرانیهایش در مقام اعتراض به هنر مدرن بیش از آثارش به شهرت رسید، اما کارهایش وی را به عنوان رئیس آکادمی سلطنتی هنر بریتانیا، در معرض اتهام قدیمی و منسوخ بودن قرار داد.
وی همواره از هنر مدرن به عنوان ریشه گرایشاتی مضر و بیمارگونه نام میبرد که بخشی از آن را به دلیل واکنشی عاجزانه در مقابل زیبایی مطلق و بخشی دیگر را به دلیل کم کاری ذاتی آثار مدرن هنری میدانست. به همین دلیل در اکثر آثار وی میتوان رد پایی از تمایلات پِری-رافائِلیت (به انگلیسی: Pre-Raphaelite Brotherhood) در فضایی درام گونه را دید که به بهترین نحو، در رومئو و ژولیت ویلیام شکسپیر و در آن ایوان معروف به تصویر کشیده شدهاست.
این اثر هم اکنون در نگارخانه هنر شهر ساتهمتون در انگلستان نگهداری میشود.
@mtsra