فلسفۀ مواجهه
3.05K subscribers
118 photos
25 videos
82 files
83 links
«هیچکس تا به حال درنیافته که بدن، بی‌آن‌که ذهن به آن تعیٌن ببخشد، قادر به چه چیزی است»
اسپینوزا، «اخلاق»
.
.
.
«هنوز ندیده‌ایم آن‌گاه که انبوه خلق گرد هم آید چه چیز ممکن می‌‌شود»
هارت و نگری، «اسمبلی»


instagram.com/foad.habibi
Download Telegram
انتشارات ققنوس
Photo
کتابِ بازیابی مکرر: قدرت اسپینوزا از کجا می‌آید؟
تجدیدچاپ شد

«بازیابی مکرر: قدرت اسپینوزا از کجا می‌آید؟» مجموعه‌ای است از چهارده جستار به قلم فیلسوفان معاصر در خصوص فلسفۀ باروخ اسپینوزا فیلسوف هلندی سدۀ هفدهم. در این مجموعه، که ذیل سه بخش: الف) طراحی نقشه‌ها؛ ب) استقرار در موضع مناسب؛ و ج) نیروها تنظیم شده است، شاهد نوشته‌هایی از کسانی همچون لویی آلتوسر، ژیل دلوز، آنتونیو نگری، پی‌یر ماشری، الکساندر ماترون، آندره توزل، امیلیا جانکوتی، وارن مونتاگ و هاسانا شارپ هستیم. این متون مختلف با بحث از تاریخچۀ دریافت‌ها از اسپینوزا از زمان درگذشت وی تا سال‌های آغازین سدۀ حاضر شروع می‌شود، و در ادامه به رابطۀ اسپینوزا با ما، زمانۀ حاضر، و آینده می‌پردازد، و سرانجام با تمرکز بر اثر گران‌سنگ اسپینوزا، «اخلاق»، سعی در ارائۀ شرح‌هایی مختلف و روشنگر از نیروها، تسلیحات و قدرت اسپینوزا در ساحت متافیزیک دارد. به همین دلیل از تزهای بخش نخست «اخلاق» در باب وجود و قدرت تا مباحث آخرین بخش آن در باب عشق جستارهایی را داریم که می‌تواند یاری‌گر خوانندۀ علاقه‌مند جهت ورود به دژ ستبر یکی از بزرگترین و دشوارترین آثار فلسفی تاریخ تفکر مدرن باشد.

«بازیابی مکرر: قدرت اسپینوزا از کجا می‌آید؟» مقدمۀ مناسب و راهگشایی برای مجموعه مقالات دیگری است که ذیل عنوان «بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را به کجا خواهد برد؟» منتشر شده و بیشتر به آموزه‌ها، پیامدها و تأثیراتی می‌پردازد که فلسفۀ اسپینوزا برای تفکر و عمل در دورۀ معاصر به بار آورده است.

@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
معرفی کتاب اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟

از تکفیر و طرد اسپینوزا در ژوئیۀ 1656 به فرمان زعمای جماعت یهودیان در کنیسۀ آمستردام تاکنون، بارهای بار این روح ناآرام، این تفکر برانداز، این نابهنجاری وحشی، از نو قوای خویش را سامان بخشیده و به دل تاریک و ظلمانی شب وضعیت چون آذرخش فرود آمده است: زمان‏‌های گوناگون، سرزمین‏.های مختلف، نام‏‌های جوراجور؛ لیک، همان میدان، همان نیروها، همان جنگ‌ها. موج‏‌های برخاسته از اقیانوس بی‏‌پایان و طوفانی این بدن تفکرورز هر بار بر ساحلی شلاق کشیده‏‌اند، گاه بر بلوک الاهیاتی ـ سیاسی سلطنت‏‌طلبان مرتجع، گاه علیه جزمیت علمی و پوزیتیویسم در حال سر برآوردن، و گاه نیز بر نظم قدر قدرت سرمایه. هر بار این سلاح هدفی را نشانه رفته، اما از آن‏جا که همان جنگ برپاست، از نو بارگذاری شده و در نبردی دیگر به یاری جنبش رهایی شادمانه و خردمندانه آمده است. لیک، در مقابل نیز متولیان خواب سنگین وضعیت، یا مدیران و کارشناسان بندگی شورمندانه، برای به بند کشیدن این شبح هولناک که هر دم می‏‌تواند موجب بیداری هیولای مردم، این «جانور عظیم‏‌الجثه» و «ترسناک»، گردد هر ترفندی را آزموده‏‌اند:
فتوای ارتداد و طرد کردن، ستایش از قدیسی «سرمست خدا»، و پوشاندن خلعت فیلسوف محترم قراردادگرایی یا حتی متفکر قدرندیدۀ قسمی «روشنگری رادیکال». و به‏‌راستی چه فرقی دارد؟ اخراج از بازی یا عطای نقشی فرعی یا درخشان در آن. هرچه باشد بازی برقرار است، امر تروماتیک، نابهنجار و وحشی پس‏ رانده یا رام می‏‌شود و آن‏‌ها سال‏‌های سال به خوبی و خوشی به زندگی و سروری خویش ادامه می‏دهند.

اما درست در چنین شرایطی است که اسپینوزا بیش از همیشه اهمیت و ارزش بی‏‌بدیل خود را نشان می‏‌دهد؛ یا، به‏‌عکس، شاید بتوانیم دست به این مخاطره بزنیم و عنوان کنیم که، تنها همین «اتصال» کنونی است که اهمیت و ارزش بی‏ بدیل اسپینوزا را نشان می‏‌دهد. سلاحی سنگین که فقط روزگار حاضر، عصر حاکمیت همه‏‌جانبه و خوفناک سرمایه، نشان می‏‌دهد که قابلیت‏‌هایش تا چه اندازه بسی فراتر از نقد کتاب مقدس و ترساندن حاکمیت خاخام‏‌های کنیسۀ آمستردام و هواداری از دموکراسی و برانگیختن عداوت ارتجاع خاندان سلطنتی اورنژ است. کافی است به برخی از پیشروی‏‌های نیروهای اسپینوزیست در چنین سرزمین‏‌هایی بنگریم، و، برای مثال، مفاهیمی چون قهر، شکیبایی و فاجعه را مورد کنکاش قرار دهیم.


بدین‏سان، اسپینوزا بیرقی است که تحت لوای آن می‏‌توان در سرزمین دشواری و استیصال پیشروی کرد و نبردی بی‏ درنگ را پیروزمندانه پیش برد. چرا که اسپینوزیسم نه فقط خود که دشمن را، نه فقط ضعف‏‌هایمان که توانمندی‏‌هایمان را، نه فقط نقاط قوت دشمن که ضعف‏‌هایش را بر ما آشکار می‏‌سازد. با اسپینوزا بودن می‏‌تواند هراس از هر نبردی را مرتفع سازد و امید به عبور از سرزمین‏‌های دشوار و مستأصل‏‌کننده را به واقعیتی قابل حصول بدل سازد.
پس باید بی‏‌درنگ این سلاحِ از نو بارگذاری‏‌شده را بر‏گیریم و برای راه‏پیمایی طولانی خویش در میانۀ این سرزمین‏ ها به سوی کمال بیشتر و قسمی سامان‏دهی مجدد و بدیع به جهان مشترک، حیات مشترک و عشق مشترک با اسپینوزا همراه ‏شویم.
با اسپینوزا بودن همان برخورداری از هنر جنگ در چنین سرزمینی است، سرزمینی که جز به یاری سلاحی این چنین نمی‏‌توان حتی در آن، بیش از این، نفس کشید. سون تسو به‌درستی گفته بود که هنر جنگ واجد اهمیتی است حیاتی، زیرا «این مسئله‏‌ای است بر سر مرگ و زندگی، راهی به سوی ایمنی یا نابودی».

@MSandUS
@qoqnoospub
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گفتگویی درباره‌ی «ثروت مشترک»، اثر مایکل هارت و آنتونیو نگری، که به تازگی با ترجمه‌ی فؤاد حبیبی و با همکاری انتشارات ققنوس منتشر شده است.

📚 مایكل هارت و آنتونیو نگری، با نوشتن كتاب «ثروت مشترك»، سه­‌گانه­‌ای را به پایان می‌­رسانند كه با كتاب «امپراتوری» آغاز شده و با كتاب «انبوه خلق» ادامه یافته بود. كانون اصلی مباحث این كتاب «امر مشترك» است كه بناست جایگزین تقابل «امر خصوصی» و «امر عمومی» شود و مبنایی برای طرح جمهوری جدیدی متفاوت با «جمهوری مالكیت» فراهم سازد.  هدف نویسندگان مفصل­‌بندی پروژه­‌ای اخلاقی - سیاسی است، اخلاقی ناظر به كنش سیاسی دموكراتیك در درون و در برابر امپراتوری.

در این گفتگو، با شرحی از پروژه‌ی هارت و نگری، به بحث از مفاهیمی همچون ماتریالیسم یا فلسفه‌ی مواجهه، انبوه خلق، یوتوپیا و ثروت مشترک، رئالیسم انتقادی، مفهوم فقر و نسبتش با سرمایه، مفهوم عشق، سیاست هویت و ... پرداخته شده است.

@MSandUS
http://instagram.com/foad.habibi
@qoqnoospub
شهريار شدن انبوه خلق
نگاهي به پروژه فكري آنتونيو نگري و مايكل هارت در گفت‌وگو با فواد حبيبي؛
مساله امروز ساماندهي ثروت مشترك است

زهره حسين‌زادگان
آنتونيو نگري جامعه‌شناس و فيلسوف سياسي ايتاليايي و مايكل هارت فيلسوف سياسي و نظريه‌پرداز ادبي امريكايي، دو متفكر چپ‌گرا و منتقد سرمايه‌داري هستند كه سال‌هاست با يكديگر پروژه‌اي فكري را پيش مي‌برند و در همين راستا، آثار فراواني نگاشته‌اند. برخي از مهم‌ترين اين آثار به فارسي ترجمه و منتشر شده است، كتاب‌هايي چون: امپراتوري، «انبوه خلق: جنگ و دموكراسي در عصر امپراتوري»، «كار ديونيسوس: نقدي بر ساخت حقوقي دولت مدرن و پسامدرن» (ترجمه رضا نجف‌زاده). به تازگي نيز ترجمه فواد حبيبي از كتاب ديگر آنها با عنوان «ثروت مشترك: بديلي فراسوي سرمايه» به همت نشر ققنوس منتشر شده است. اين مدرس و پژوهشگر فلسفه و علوم اجتماعي، پيش از اين نيز كتاب «اسمبلي» از اين دو و كتاب «اسپينوزا و ما» از آنتونيو نگري را به فارسي ترجمه كرده بود. گفت‌وگوي حاضر به مناسبت انتشار كتاب «ثروت مشترك» به معرفي پروژه فكری نگری و هارت اختصاص دارد.
متن کامل گفتگو در لینک زیر
https://b2n.ir/a02008

@qoqnoospub
ه مثل هنوز
آنتونیو نگری
 
چشم‌ها ــ نگاه خیره ــ معرف انتظار و همچنین قسمی دلبستگی به گذشته و نابینایی است: انتظار آن‌چه هنوز نیامده است.
ـ چشم همچنین به تمام معنی چشمان هنرمند است ــ چشمان کسی که «می‌داند» چگونه ببیند.
ــ یکی از آزاردهنده‌ترین پدیده‌های امروزه گرایش همگان به سوی این پنداره است که هنرمندند. همه فکر می‌کنند می‌توانند ورای سطح ظاهری جهان اطرافمان را ببینند. البته نباید قسمی ظرفیت حقیقتاً هوشمندانه و جسمانی را ــ که می‌توان گفت نیرویی شورمندانه، اراده‌ای استوار، تعهدی به مواجهه با واقعیت است ــ با فانتزی‌های کوچک تصادفی‌ای اشتباه بگیریم که شخص هر روزه در سر می‌پرورد، که [فی‌المثل] ای کاش اندکی روشنی می‌تابید ...

@MSandUS

ادامۀ متن:
https://www.instagram.com/p/CvaPd9gt9WO/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
Forwarded from Gama | گاما
| جوابیهٔ نشر اختران به یادداشت فؤاد حبیبی |

جناب دکتر فؤاد حبیبی نویسنده و مترجم در صفحه‌ی شخصی‌شان یادداشتی در مورد «تکنیک‌های بهره‌کشی» ناشران ایرانی منتشر کرده‌اند که مضمون آن البته کلی است، اما در مقام ذکر مثال، نوشته‌اند که انتشارات اختران «هم» حقوقشان را در مواردی نادیده گرفته و رعایت نکرده است. بنابراین با احترام به مخاطبان نشر و جناب حبیبی، پس از مطالعهٔ یادداشت ایشان از شما خواهشمندم جوابیهٔ نشر اختران را مطالعه فرمایید:

در قراردادهای انتشارات اختران با صاحبان آثار که حتماً نسخه‌ای از آن نزد آقای حبیبی موجود است ماده‌ای هست بدین شرح: «چنانچه در اجرا و تفسیر مواد قرارداد اختلاف نظری بروز کند که حل آن از راه‌های دوستانه میسر نباشد، موضوع ظرف مدت حداکثر یک ماه، به داور مرضی‌الطرفین احاله خواهد شد و حکم کتبی او، هرچه باشد، برای هردو طرف قطعی و لازم‌الاجرا است.» این بند ازجمله برای این در قرارداد گنجانده شده که اگر ناشر به تعهداتش در مواردی عمل نکرد مشکل از طریق مذاکره‌ی «دوستانه» با صاحب اثر حل‌وفصل شود. بر اساس این بند، جناب حبیبی در خصوص احقاق حقوقشان می‌توانستند ـــ و شاید بتوان گفت که اخلاق و مدنیت حکم می‌کرد که ـــ ابتدا با دفتر انتشارات اختران تماس بگیرند تا مثل همیشه مسائل فی ما بین حل شود. اما انتخاب ایشان این بوده که به‌جای «شکوه‌های فردی و خصوصی» مسئله را به‌صورت جمعی مطرح کنند، شاید چون فرض را بر این گذاشته‌اند که گفت‌وگو با نشر اختران بی‌نتیجه خواهد بود، یا شاید چون، به تعبیر خودشان، «کنش اخلاقی-سیاسی برای دگرگونی مناسبات قدرت» را ترجیح داده‌اند به گفت‌وگویی ساده برای حل مسئله. درهرحال، من‌باب توضیح، ایشان انتشار حداقل یک عنوان کتاب تألیفی و پنج عنوان ترجمه را به اختران پیشنهاد کردند که کتاب تألیفی و سه عنوان از ترجمه‌ها پذیرفته و منتشر شد. تنها چاپ کتاب تألیفی ایشان در سال ۱۳۹۲ منتشر شده که هنوز نسخه‌هایی از آن در انبار موجود است؛ و سه کتاب ترجمه هم اولین بار در سال‌های ۱۳۹۴، ۹۵ و ۹۶ منتشر شده‌اند.

برای نشر اختران «کنش اخلاقی-سیاسی برای دگرگونی مناسبات قدرت» ارجمند است، اما این هم هست که گاهی گفت‌وگوی دوستانه برخی اختلاف‌ها را آسان‌تر می‌تواند حل کند.


‌ـ ɣ کانال گروهی از مترجمان ایران [گاما]

GAMAper
Forwarded from Gama | گاما
Gama | گاما
| جوابیهٔ نشر اختران به یادداشت فؤاد حبیبی | جناب دکتر فؤاد حبیبی نویسنده و مترجم در صفحه‌ی شخصی‌شان یادداشتی در مورد «تکنیک‌های بهره‌کشی» ناشران ایرانی منتشر کرده‌اند که مضمون آن البته کلی است، اما در مقام ذکر مثال، نوشته‌اند که انتشارات اختران «هم» حقوقشان…
| در پاسخ به جوابیهٔ نشر اختران |
|فؤاد حبیبی، مترجم |


با سپاس فراوان از انتشارات اختران برای پاسخگویی و مواجهه با مسئله در سطح عمومی، سعی می‌کنم به‌اختصار به نکات مطرح‌شده بپردازم:

۱) من در تکنیک نخست، «بهره‌کشی به مدد بی‌تجربگی»، به این اشاره کرده بودم که بسیاری از کسانی که بار اول کاری را تحویل ناشران می‌دهند، به سبب تازه‌کار بودن و علاقه به انتشار اثر، به بدترین نوع بهره‌کشی یعنی دست‌کشیدن کامل از کلیۀ حقوق خود در قبال آثارشان تن می‌دهند. اتفاقی که برای من در زمان انتشار «علیه ایدئولوژی‌های پایان» رخ داد. حتی اگر برخلاف اطلاعات موجود در برخی سایت‌های فروش کتاب، که کتاب را با قیمتی بیش از پنج برابر چاپ آن در سال ۱۳۹۲ می‌فروشند، این اثر به چاپ دوم نرسیده، مسئله کماکان به قوت خود باقی است. چنان‌که گفتم، من نیز مثل بسیاری از نویسندگان و مترجمان تازه‌کار به‌ناچار به واگذاری مجانی اثرم به انتشارات تن دادم و این معنایی ندارد مگر بهره‌کشی تام به مدد بی‌تجربگی و تازه‌کار بودن. چگونه می‌توان این مسئله را ده سال بعد به صورت «دوستانه» و با تماس با انتشارات حل کرد؟ و، آیا، مگر مسئله شخصی است که با تلفن و گپ زدن بتوان به حل چنین معضل رایج و طبیعی‌شده‌ای پرداخت.

۲) راستش من نفهمیدم این‌که در پاسخ، تاریخ چاپ اول آثار ترجمه‌شده از سوی من ذکر شود چه معنایی دارد و کدام مسئله را برطرف می‌کند؟! مگر من دربارۀ سال انتشار چاپ اول آن‌ها، یا این‌که بالاخره چاپ اولی وجود داشته، تردیدی وارد کرده‌ام؟ بحث من این بود که من و دوستانم برای چاپ دوم «دیالکتیک برای قرن جدید» و چاپ سوم «ماکیاولی و ما» حق‌الزحمه‌ای دریافت نکرده‌ایم. زیرا «بی‌خبری» ما و «بدقولی و بدخلقی» ناشر گرامی باعث شد که از خیر دریافت حق‌الزحمۀ کارمان بگذریم. آیا این ادعا نادرست است؟ یا، آیا این ادعا که در هیچکدام از پرداخت‌های همان چاپ‌های قبلی، انتشارات هرگز رأساً هزینه را واریز نکرده و برای هر پرداختی باید بارها تماس بگیریم و با خواهش و التماس خواستار واریز حق‌الزحمۀ خود شویم، ادعای نادرستی است؟ آیا بارها تماس ما بی‌پاسخ نمانده و ناشر گرامی با نهایت بی‌حوصلگی و تندخویی به تماس‌ها پاسخ نداده‌اند؟ انتشارات اختران با دعوت به «دوستی» به من تذکر داده‌اند که «اخلاق و مدنیت حکم می‌کرد که ابتدا با دفتر انتشارات اختران» تماس می‌گرفتم «تا مثل همیشه مسائل فی‌‌مابین حل می‌شد». کدام قاعدۀ «دوستی» روا می‌دارد که اثر یک نفر را بالکل از آن خود کنیم و چیزی به وی پرداخت نکنیم؟ کدام «اخلاق و مدنیتی» حکم می‌کند که سال‌ها پس از انتشار و فروش یک اثر، به جای واریز داوطلبانۀ حق‌الزحمۀ کاری، تولیدکننده خود باید پی‌در‌پی برای دریافت کمترین حقش مدام تماس بگیرد تا بلکه جوابی، و اغلب هم نه‌چندان «دوستانه»، دریافت کند؟ (بازهم بماند که حتی همان تاریخ‌های نامرتبطی که برای انتشار چاپ اول ترجمه‌ها ذکر شده نادرست است، چراکه من هیچ کتابی در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ با اختران منتشر نکرده‌ام.)

۳) انتشارات اختران در جایی از پاسخ خویش به بندی در قرارداد اشاره کرده که طبق آن اگر «در اجرا و تفسیر قرارداد» اختلاف‌نظر باشد می‌توان به داور «مرضی‌الطرفین» رجوع کرد و مشکل را «دوستانه» حل کرد. و لذا، من نه شرط دوستی را به جا آورده‌ام و نه، به قول اختران، «اخلاق و مدنیت» را رعایت کرده‌ام، چراکه «مثل همیشه» «با دفتر اختران» تماس نگرفته‌ام تا مسائل فی‌مابین حل شود. مسئله اما دقیقاً خود همین نوع از «قرارداد» است؛ قراردادی که بجز درصدی اندک از فروش اثر، که آن نیز به‌تدریج و با انواع ترفندها رو به فنا نهاده، بالکل و به صورت معمول «اجرا و تفسیر» همۀ مراحل انتشار را به تشخیص ناشر سپرده است. اگربه‌راستی «برای نشر اختران "کنش اخلاقی ـ سیاسی برای دگرگونی مناسبات قدرت" ارجمند است»، تصور می‌کنم که بهتر آن است که به جای صحبت‌های خصوصی و حل موردی مسائل، گامی واقعی و جدی بردارند در راستای کاستن از شدت این بهره‌کشی ظالمانه و غیرانسانی. یعنی، تجدیدنظر در چنین «قرارداد»های نابرابری که زیر پوشش «مدنیت» و «قانون»، طرف ضعیف‌تر رابطۀ تولیدی را تا جای ممکن مورد بهره‌کشی قرار می‌دهد. به نحوی که برخلاف تمامی حلقه‌های تولید، توزیع و فروش کتاب، تولیدکنندۀ اصلی، یعنی نویسنده و مترجم، تنها بخشی است در ایران که نمی‌تواند به مدد «کار فرهنگی» حتی یک زندگی بسیار ساده داشته باشد. شاید در آن زمان و در صورت چنین تغییر بنیادین، ریشه‌ای و راستینی بتوان بین این انتشارات و، فی‌المثل، آن نشری که مدیرانش با افتخار، و با توسل به قرارداد و قانون ناعادلانۀ موجود، بهره‌کشی غیرانسانی از تولیدکنندگان را به نام «مدنیت» غسل تعمید می‌دهند، تمایز گذاشت.


‌ـ ɣ کانال گروهی از مترجمان ایران [گاما]

GAMAper
Forwarded from مترجم شدن
چندی پیش محمدمهدی هاتف پستی با نام «دربارۀ هنر چاپیدنِ مترجم» در صفحۀ اینستاگرام خود منتشر کرد و در آن دربارۀ قراردادش با یکی از نشرهای شناخته‌شده و نحوۀ تعامل این نشر با مترجمان گلایه کرد. این پست بسیار دیده شد، بازخوردهای زیادی گرفت، و واکنش‌های متعددی در پی داشت، گویی این اتفاق آتشی را بیدار کرد که مدت‌ها زیر خاکستر نهفته بود.

این نشست با هدف شنیدن صداهای مختلف و واکاوی ابعاد قراردادهای ترجمه در صنعت نشر ایران برگزار می‌شود و امیدواریم با حضور طیف‌های مختلف ذی‌نفع، تداوم داشته باشد و گفت‌وگویی جمعی حول این موضوع شکل بگیرد.

♨️ گفت‌وگو با اهل فن
نشست اول: قرارداد ترجمهٔ کتاب

با حضور محمدمهدی هاتف، مهدی خسروانی، فواد حبیبی، پریسا شکورزاده، مزدک بلوری، فاطمه ترابی، کاوان بشیری

میزبان: یادِمی، مترجم‌شدن و دیده‌بان حقوق مترجمان

زمان: ۶ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۸ تا ۲۰

این نشست آنلاین و شرکت در آن رایگان است.
ثبت‌نام: yaademy.com/w/21

نظر بدهید و به اشتراک بگذارید. ❤️

@yaademy | یادِمی
@motarjemshodan | مترجم‌شدن
@itrwatch | دیده‌بان حقوق مترجمان
جلسە‌ی پخش و نقد فیلم «ارواح اینیشرین» (۲۰۲۲)،
روز چهارشنبە ۲۶ مهر، ساعت ۱۴ تا ۱۶:۳۰
تالار فردوسی دانشکدە‌ی علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه کردستان
@MSandUS
هزار فاشیسم (1).pdf
333.3 KB
«هزار فاشیسم:
فرازهایی از فلات نهمِ هزار فلات»
ژیل دلوز و فلیکس گتاری.
@MSandUS
در ستایش تونی

«این تنها راه برای اجتناب از مرگ است: زمان را به دست بگیر، آن را نگه دار، و آن را با مسئولیت پر کن. و هرگاه که به سبب روزمرگی، عادت یا خستگی، یا یأس و خشم، آن را از دست دادی، معنای "اخلاقی" زندگی را از دست داده‌ای. این جاودانگی است. جاودانگی مسئولیت ماست در هر لحظه و هر دم  در برابر زمان حاضر.»
ــ آنتونیو نگری، بازگشت به آینده

@MSandUS

برای خواندن ادامه مطلب، کلیک کنید.
تونی نگری خود در جایی مسئلۀ ابدیت یا جاودانگی را در پیوند با مسئولیت ما در برابر تک‌تک لحظات زمان تعریف می‌کند. و زندگی، اثرات و تأثیرات مولد و شادی‌بخش وی از همان اوان جوانی تا نود سالگی یکی از جلوه‌های درآویختن به‌غایت مسئولانه با زمان و تبدیل آن به زهدان آفرینش هستی جدید است، مسئولیتی بی‌فروگذاشت که وی را در عین حال بدل به یکی از چهره‌هایی می‌کند که نه‌تنها از سوی جریان مسلط، بلکه از سوی سنت غالب تفکر انتقادی و رادیکال نیز در معرض بیش‌ترین و داغ‌ترین حملات و جدل‌ها قرار می‌دهد. درست همچون تمامی نقاب‌های عملگر فلسفۀ مواجهه، از ماکیاولی و اسپینوزا تا خود نگری. به سیاق گفتار خود نگری در باب متفکر محبوبش، اسپینوزا، باید گفت که «نگری نابهنجاری است». این واقعیت که او طرد یا منزوی نشد، تنها بدین معناست که متافیزیک-سیاست وی نمایندۀ قدرتمند قطب نسبت آنتاگونیستی نیرویی است که پیشاپیش مستقر شده است: کارگر اجتماعی، انبوه خلق، سوبژکتیویتۀ تولید زیستی‌سیاسی.

@MSandUs

برای خواندن ادامه مطلب، کلیک کنید.