رقص قلم م.نظری
3 subscribers
38 photos
58 videos
28 files
48 links
قلمم را به رقص در می آورم و ترجمه ی دردها و ترجمه ی زخم میگردم!!
فریاد بزن قلم دردها و رنج هایم را..
Download Telegram
*سلام عليكم*
*این یک قرآن کامل، همراه با صدا و تصویر هدیه ای بسیار با ارزش، برای شما همکاران ارجمند ...*

*http://www.parsquran.com/book*

*برای این مجموعه زحمات زیادی کشیده شده*

*لطفا جهت همه گیری این هدیه گرانبها و استفاده هر چه بیشتر از آن، تا می توانید باز نشر دهید.*

نشر صدقه ی جاریه برسد به روح همه ی اموات
التماس دعا
در من ریشه رویانده ای
در من جوانه زده ای
در من تنومند گشته ای
برای من میوه داده ای
چشیده ام از میوه های بهشت گونه ی تو
برای من سایه گسترده ای
که در آن سایه به آرامش محض رسیده ام
در من جان داده ای
تابیده ای بر روزنه های این جان ..!
تو مرا به خورشید رسانده ای
تو مرا انگار قرن هاست که در پی خودت به عشق کشانده ای
آری ، آری این حجم در باور هیچ کس
نمی گنجد مگر تو ، که تو عشق می آفرینی
که تو آرامش میدهی به هر بود و نبود
به هر آن که در این بام ، به هوای تو میکند سجود ...
بین خودمان باشد
من تو را خدای عشق میدانم ..!
باران مرا خوب می داند
باران مرا خوب می خواند
باران مرا خوب می بارد
باد مرا می وزد
آیینه مرا در خود به تماشا می رود
خاک‌ مرا میشناسد
به گمانم که خاک‌ مادرمان باشد ..!
آه که چه خوشبخت است هر آنکه عشق را حاکم‌ خویش می داند .
زیستن با تو ، معنا می شود
افسردگی ها در تو ، خنثی می شود
ای محبوب ترین موجودِ جهان ..!
تو را حتی سکوت خوب می داند
تو را ستاره گان تفسیر کرده اند
بلد هستند آن گاه که در خود میتابی
بی صدا دوستت دارم ..!
#خشنو
@MRFSNN
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 19 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have an owner.
جناب استاندار:
چرا بایدشرکت آوای سلامت تهران که متعلق به آقازاده های وزارت بهداشت است،جایگزین ۶شرکت خدماتی در علوم پزشکی گردد؟

محمود نظری

لرستان سرزمینی است که ازاصل ۴۴ و خصوصی سازی بیشترین زیان رادیدهاست پارسیلون،
یخچال سازی و کشت و صنعت بزرگترین قربانیان خصوصی سازی و شرکتهای تهرانی هستند که بنام خصوصی سازی وارد لرستان شدند و گیوتین برگلوی این شرکتها نهادندو آنان را با لب تدبیری و سوء مدیریت ورشکست و منقرض نمودند وماشین آلات این شرکتها را به تاراج بردند و در سکوت محض سیاسیون و استانداران وقت بذر باروت کاشتند و نفرین درو کردندو آئینه‌
ی آه خانوارهای لرستانی را اشک کردند !
چرا شرکتهای لرستانی به این حال و روز گرفتار گردیدند؟
چرامردم لرستان خاطره ی خوب و خوشی از خصوصی سازی ها
ندارندونمیخواهندنوبر آرامش از باغ باغ آقازاده ها بچینند؟
حقیقت اینست که برخی از معاونت های نان به نرخ روز خور علوم‌پزشکی پیچک عاطفه شان زمین گیر شرکت آوای سلامت تهران شده و قلاب محبت آقازاده ها به قلب معاونین گیر کرده ومیخواهند از باغ پر بر و پرثمر
آقازاده ها طرفی ببندندو از دریای خشکیده ی آقا زاده ها شاه ماهی صید کنند و قزل آلای خال سرخ بگیرندو با قراردادی ننگین نرگس نگاهشان بسمت وزارتخانه چرخش کند و فیل خاطرشان یاد هندوستان کند و مرغ همسایه را غاز ببینند و نمک گیر اقازاده ها شوند و سرنوشت ۱۵۰۰کارگر لرستانی برایشان مهم نبوده و از یک سوراخ همچون یخچال سازی،
کشت و صنعت و پارسیلون میخواهند مردم لرستان دوبله،سوبله و چوپله گزیده گردند تا خودشان حلوای رستگاری
بخورند و بعدها وزارت بهداشت نشین گردند!
واقعا به چه قیمتی ؟؟
چرا شرکتهای که در این ایام کرونا یی به بهترین شکل بالاترین عملکرد را داشته اند،باید به مصاف
غولهای‌تهرانی بروند که یاد گرفته اند،مالیات ندهند و صدها شکایت بر علیه شان وجود داشته بروند؟؟
چون هندسه ی نگاه صاحبان آن شرکت ها پراز فرارهای مالیاتی است و سخن صاحبانشان آغشته
به اتصال با فلان مدیر پایتخت نشین است!
جناب #استاندارلرستان:
چرا شرایط مناقصه ی عادلانه برگذار نمیگردد؟
چرا سرنوشت غمبار کارگران پارسیلون،چرم و پوست و کشت و صنعت که آئینه ی دق مردم لرستان شده است،مورد مداقه و تفقد مسئولین علوم پزشکی قرار نمیگیرد؟
جناب #استاندارلرستان:
آیا مدیرکل علوم پزشگی و معاونینش که زمینه ساز عقد این قرارداد شده اند،چه توجیهی دارند که کارگران شاغل در این ۶شرکت
لرستانی فردا روزسرنوشت غمباری مشابه پارسیلون نیابند؟
عقد این قرارداد چه رهاورد پشت پرده ای برای مدیران علوم پزشکی دارد که اینگونه با بیل و کلنگ بجان پیمانکارانی که ۳ماه دیگر از قراردادقانونی آنها مانده است،
افتاده اند؟
چه تضمینی وجود دارد که مثل کشت و صنعت فردا روز شروع به اخراج کارگران ننمایند و مسئولین دانه دانه اقوام خویش را جایگزین این کارگران بخت برگشته نکنند؟
جناب استاندار#لرستان:
شما بهتر از هر کسی میدانید که برای اخذ قراردادها(مناقصه یا مزایده)باید شرایط بصورت مساوی برای همگان فراهم گردد تا شائبه ی تبعیض درست نگردد!!
چرا معاونین علوم پزشکی سر خود و بدون مناقصه دارند با شرکت آوای سلامت تهران قرارداد می بندند؟
پشت این معاونین به چه کسی گرم است که این اجحاف بزرگ را دارند در حق کارگران و پیمانکاران لرستانی روا میدارند؟
چرا سازمان بازرسی و بازرسی استانداری به این قرارداد سرتا سر
شائبه ورود نمیکنند؟
چرا مجمع نمایندگان لرستان به این قرارداد واکنش نشان نمیدهند؟؟
اما جناب استاندار:
چرا مسئولین علوم پزشکی در سکوت دارند شرکتهای لرستانی را به حاشبه میبرند و نبض حیات این شرکتها را با نبض اموات هماهنگ میکنند و انتظار دارند صدا از سنگ بیرون بیاد و از هیچ فرد لرستانی صدا بلند نگردد؟
مگر پشت این قرارداد چه رازی نهفته است که جرقه ی مغناطیس
آن بقدری قوی است که تمکین به قانون را منکوب خویش نموده است؟
جناب استاندار عزیز:
مردم از شما بعنوان والی و استاندار لرستان انتظار دارند در این قصه ورود کنید و نگذارید نان کارگران این شرکتها آجر شود و فردا روز تک به تک اخراج گردند و خواب و رویای مسئولین علوم پزشکی تعبیر گردد و اقوام خویش را به علوم پزشکی قالب کنند!!
جناب استاندار:
شما در کوچه پس کوچه های شهرم اشک مادران را نمی بینید که چگونه سیلاب ازلشان از خودسوزی،اعتیاد و بی کاری فرزندانشان بر بام ابد فرو میریزد و چگونه نخبگان شهرم زانوی عزلت گرفته اند و از توسعه نیافتگی دیارم هراس بر فکر و ذکرشان افتاده است؟
نمیدانم مسئولین علوم پزشکی کدامین تصویر مانا در خاطرشان رقصیدن آغاز کرده که نبض شهر را با موسیقی آقازاده های فراری از مالیات هماهنگ کرده اند و اینگونه بساز آنان دودسماله میرقصند؟؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید زندگی بچه پولدارها را در لواسان!!!
به زبانِ باد
بارها سخن گفته ام
به زبانِ باران نشسته ام بر قلبِ واژگان
نور بخشیده ام
به اطرافیان
مهربان مانده ام چنان بهترین نیاکان ...
وفادار تر از
لیلی عشق ورزیده ام
هر آرایه ی
نیک را سروده ام !
عاشقانه تر از
#نزارقبانی واژه ها را در وصف تو ارتش ساخته ام !
خیام
را یکی شده ام در لحظه ...
چنان زرتشت:
گفته ام از نیکی ها
و کارل مارکس
را به شیوه ی ایرانی بودنِ خودم ، نوشته ام !
چنان عیسی مسیح
عشق را ندا آورده ام
بی محابا تر از مولانا
عرفان
را توصیف کرده ام ...
فراتر از نیچه
نگاشته ام از برابری و عدالت !
آنگونه که
برتراند راسل بود
گفته ام
جدای از تعصبات !
چنان حسین پناهی
نوشته ام از نمی دانم ها
هرس کرده ام
و شناخته ام چنان زیگموند فروید ، روان را ..!
انگار شب بوده ام
که در من رقص می رفتند
زردی ها
پرنده را چنان خود دانسته ام
دوزیست بودن های
اجدادمان را در خود به وضوح زندگی ها کرده ام
و اما هنوز
که هنوز است
نادان مانده ام در این راه
نادان از اینکه تو
چه بوده و
هستی که یک جان و جهان را
بوی عطرِ حضورت
آشفته کرده است ؟!؟
#خشنو
سالروز تاسیس نهاد مقدس سپاه پاسداران را به کلیه جان برکفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبریک میگویم!
امروزه وجود سپاه پاسداران مایه برکت و آرامش مرزهای جمهوری اسلامی و منافع برون مرزی و داخلی مملکت ماست.
این روز را به دلاورمردان سپاه اسلام تبریک و شادباش میگویم.
محمود نظری
ما، زخم خوردگانِ
هزاره درد هستیم
اما با خود و آیین خود
پیمان بستیم
سر
کج نخواهیم کرد
در این گرداب پیر و قاتل
جنگ بر علیه یأس
ما را قانونی است
حاکمیت
دارد نور
بر این پرتگاه
دانا هستیم از این جولانگاه
استوار مانده ایم
بر فرازِ مهر و ایثار
تا کتیبه نویسِ نوادگانمان
بوده باشیم.
شعار ما
شور ما در عشق است
پاس می داریم
زیستن را ، مرگ را
یقین داریم
تاوان را ، پاداش را
که ما سرنخ از بهشت آورده ایم
که در خود
خدای را به وراثت برده ایم
آری
از زخم های ما ،
گل های
بی منت بارانی خواهد رویید
که قرن ها
بوی عشق
و شرافت و مهربانی می دهند ..!
#خشنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پاسخ حسن روحانی در سال ۹۲ به اظهارات حسن روحانی در سال ۱۴۰۰

🔸 هشت سال عمر ملت رو تلف کرد و ثمره ای نداشت هیچ ، همش زیان وخسارت بود!!

🔸 به عقب بر گشتیم !
#انتخاب_غلط

✌️ جبهه پایداری الشتر
@Paydari_aleshtar
کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون🏴🏴🏴🏴🏴🏴

#خانواده_معزای_رحمتی_پارسا و
#شیراوند!!
برادران عزیزم(ذبیح اله وشمس الدین) دکتر حامد پارسا،مهندس کیانوش،کیومرث،سیاوش و سلمان رحمتی و مهندس افشین شیراوند:
هرگاه کاروان مرگ،
خبر از کوچ عزیزی می دهد،خروش از قلبهابر می خیزند و ترنم دلنشین زندگی معنای حقیقی می یابد و از خاک،درخاک و برخاک
معنا می یابد و کل من علیها فان تفسیر واقعی مرگ میشود و قصه ی مرگ ،خروش از دلها بر می دارد و نبض حیات با ماتم زدگی و ترحیم مجالس عزیزان شروع می گردد و مجلس تسلیت ها رونق میابد و ترنم دلکش زندگی ،جلوه ی از ممات میگردد و سکوت سنگینی بر جانها حاکم میگردد و
مردان و زنان کتل پوش و سیه پوش مرگ عزیزان میگردند!
چه باید کرد؟
زندگی تفسیر کلمه ی ۳حرفی #مرگ است!
خوشنام کسی است که نام نیکش
با ؛خدایش بیامرزد همردیف گردد!
اما بشر موجودی است که
هجرت شقایق ها را در سرزمین
دردها تداعی می کند و برایش ترانه ی زندگی با نبض مرگ هم آواز می گردد و
کاروان داغدیدگان خبر از مرگ و
کل علیها فان می دهد و روح عزیزانش ثم علینا ترجعون می گردد و مرغ جانش از قفس مادی زندگی رهایی می یابد وروحش در نزد خالق خویش آرامش می یابد!
اینبار سفیر مرگ ،خانواده ی بزرگ
رحمتی را داغدار کرد و جناب #سرگرد_قدرت_اله_رحمتی رخ در نقاب خاک کشید و سر بر تیره تراب نهاد و ما بازماندگان را در ماتمی بزرگ فرو برد و قدرت الله رحمتی پس از #عمری_مجاهدت در جبهه های جنگ به برادر #شهیدش_هدایت_اله_رحمتی و
عمو و پسر عموهای شهیدش(صید حاتم نظری،عصمت اله ،محمد و علی نظری پیوست)
مرحوم قدرالله رحمتی سالهای سال لباس مقدس افسری ارتش برتن داشت و در ۸سال جنگ تحمیلی در مناطق جنگی از فرماندهان و طراحان جنگ و در پادگان رزمی مهندسی بروجردمسئولیت و حضور فعال داشت!
سرانجام مرغ جان این افسر ارتش به پرواز درامد و روحش اهورایی گردید و درجه ی نظامی اش در بایگانی تاریخ سکون یافت...
به خانواده ی معزایش تسلیت میگویم و ما را در غم خویش شریک بدانند!!
گروه هنام سرزمین فرهیختگان ،گروه نخبگان مطالبه گر ،انجمن اهل قلم و رقص قلم محمود نظری صبر بر مصیبت
برای بازماندگان خواستار است !!
روحش شاد ،یاد و نامش گرامی
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️
خنده‌هایم را دوامی نیست؛ وقتی نیستی
لحظه‌هایم را مرامی نیست؛ وقتی نیستی

می‌شود آرامشم؛ میدانِ جنگِ خاطره
رشته‌هایم را کلامی نیست؛ وقتی نیستی

می‌زند زیر تمام ِ حرف‌هایش قولِ من
خشم‌هایم را نیامی نیست؛ وقتی نیستی

می‌پَرَد بغضم؛ میانِ گریه‌های خسته‌ام
اخم‌هایم را سلامی نیست؛ وقتی نیستی

می‌خزد لایِ سکوتم؛ بی‌قراری‌های من
اشک‌هایم را تمامی نیست؛ وقتی نیستی

می‌شوم بدبین به‌ دنیا، زندگی،خورشید و ماه
شعرهایم را قوامی نیست؛ وقتی نیستی

ذوق بودن با تو دینم؛ را به بُردن می‌دهد
گفته‌هایم را پیامی نیست ؛وقتی نیستی

می‌کند در سرزمینِ قلبِ؛ من شورش، تپش
دردها را التیامی نیست؛ وقتی نیستی...

@MRFSNN
مبر پای قمار عشق
ای دیوانه!
هستت را
ندارم بیش از این تاب تماشای شکستت را

تو خار چشم بودی!
خانه ی یک عمر پا بر جا
که حالا شهر دارد جشن میگیرد نشستت را

نمازت را رها کن نصفه
از مسجد بزن بیرون
که میترسم کسی بو برده باشد چشم مستت را

تبر را بر زمین بگذار و نفرین کن دلِ خونم!
نه خود را خسته کن دیگر
نه قوم بت پرستت را..

@MRFSNN
تو از اکتشافات من هستی
کشف شده ای در
#هاله_های_نور
در جعبه هایی که
نهان هستی
و در حال عبور
تو را در تو
من زیسته ام
عطر تن ات را
بی واهمه
من بوییده ام
تو را
مست شده ام
تو را در جان
بار ها رقصیده ام
چگونه خیال می شود
که تو از من
پنهان هستی
آنگاه که تو
دلیل بر این جان و یاد هستی ؟
مثل دست
وصل هستی به من
مثل قلب
دلیلی بر نبض
مثل هوا
در رگ و خون من چرخان هستی
مثل چشم
دلیل بر بینایی های
لذت بخشِ من هستی...
تو کشف شده ای
بنام عشق
گمان مبر که از من دوری از تیررس
که تو در من
هویدای زندگانی هستی
بی شک
بی ترس و مکث ..!
چشمم
به چشمِ مردمانِ شهر
شک دارد
لعنت به هر کس
با تو حرف مشترک دارد

روزی که از چشم تو افتادم
یقین کردم
چشمِ تمام مردمِ شهرم
نمک دارد

حتی به چشمان خودم
بی اعتمادم چون ...
آیینه
هم گاهی درون خود تَرَک دارد

پای تو وقتی
در میان باشد تمام من ...
با عالم و آدم نبردی تک به تک دارد

از "وان یکاد و چهار قُل تا آیه الکرسی"
تنها خدا در حفظ تو
قصد کمک دارد

من سیب سرخت بودم
و از چشمت افتادم
لعنت به هر کس گفته
سیبِ سرخ لک دارد

داغ تو بر دل دارم
و نفرین بر آنکس که ...
از داغ جانسوزِ دلم قلبی خُنَک دارد


@MRFSNN
Arayeshe Ghaliz 2
Homayoun Shajarian & Sohrab Pournazeri
#همایون_شجریان

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون
نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی‌پایان شود بی‌آب چون هامون
شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون
چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون


#مولانا
VID-20210430-WA0120.mp4
14.2 MB
‏فیلم نوحه خوانی

برای سردار سلیمانی

تقدیم به تمام اعضای کانال
تبریک روز معلم به ""معلمان"" عزیزم

محمود نظری
بنام خدا.
بنام بابا آب داد.
بنام او در باران آمد.
بنام معلم،بنام دوشیزه ی الهام بخش دانایی که معانی را متواتر کرد و روح و جان عطشانم را سیراب از معانی کرد و در وجودم
کالای نادانی را زدود و دانایی بر وجودم جاری کرد و گفت :
بخوان،بخوان بنام آگاهی،بخوان بنام دانایی!!
آری ...معلم عصاره ی تمام دانایی هاست و شمع وجودش انگاره های
نادانی را در وجودم جلا بخشید
و عاشقانه خمخانه ی تاریک درونم را شمع دانایی روشن نمود و وجودم را پر از خیر و برکت کرد
و من از گوشه ی چشمانش،
زندگی را شروع کردم و زادگاه من
روان شدن وتهجی در خیابان وجودش بود و اینکونه بود،
من راه و رسم زندگی را آموختم
و معلمان من ،شمع شبستان تاریک وجودم شدند و راه پر فراز و نشیب زندگی ،از خیابان وجود آنان گذشت و من پای در عرصه ی وجود نهادم و متولد شدم...
صحرای دل تشنه ام ،لب فروبسته بو و بازخورد سخنان معلم ،اقیانوس قلب ها و جانهای تشنه را حریص آموختن کرده بود..
آنچه صحرای دلها را سیراب میکند، مدارای ملموس معلم با دانش آموزان و آموختن قامت "آب"به دانش آموزان است ،باد از دوردستها پیغام آور شادی ها گشته و چلچله ها سفیران مهربانی شده اند و وجود معلمان نازنین مرا فرایادگر شده اند و در کومه دلها و جانها قامت نیلوفران جوان،شیفته ی آموختن شده است و زیباترین کلمه در ذهن دانش آموزان نقش
بسته و قامت بابا راست شده و
"بابا نان داد"و"بابا آب داد"بر تخته سیاه قلب نوآموزان درخشیدن آغاز کرده و چهره های معصوم با غرور میخوانند""بابا آب داد""
و در این بین نواحی ناشناخته ی ادراک دانش آموزان چنان به پویای رسیده و چنان بر الفبا مسلط شده اندکه "بابا نان داد""
را فریاد میزند...
آری معلم کسی است که در آئینه ی مشیت ذهنش ،اقیانوسی از مهربانی ها و دلسوزی ها روشن گردیده اند و
نون و القلم ما یسطرون را در بایگانی و کتابخانه ی ذهنها طبقه بندی نموده اندو در بهار شکفتن
نوگلان زندگی مان،سطوح سبز ذهنشان را آبیاری الفبا و تفکر و سبک زندگی نموده و دروس و مهارتهای زندگی را با پشتوانه ای از اخلاق ،انسانیت و آزادی و احترام به قانون و قانونمداری را درسکوت و آرامش به نوگلان باغ زندگی مان آموزش داده اند و
شریف ترین انسانها را آماده ی
تحویل گرفتن پست ها و مشاغل کرده و میکنند و افراها و تاک ها را بوجود می آورد و قامت پرشکوه ترین سرو را در برابر عظمت نام معلم به کرنش وا میدارد و هنگامیکه معلم عزیز من ،مرغ سخن را به پرواز در می آورد ،
مرثیه خوان و خالق ناب ترین
شعر ودرسهای زندگی زندگی می گردندو اینگونه نوگلان باغ وجودمان پذیرای نور میگردند...
آری ...من یک معلم هستم و هنگامیکه در محضر دانش آموزان
قرار میگیرم،خودمیشکنم و میدانم آئینه شکستن بزرگترین خطاست...
من‌یک معلمم و به احترام آبها،
خالق آبشارها میشوم و در فقیر ترین محله ی واژه های ذهنم فریاد میرنم :
یا صاحب کل نجوا
و نجواگر آزادی،برابری و برادری
و احترام به نام والای #ایران
میشوم و خون عدالت در کلامم
ویرانگر کاخ های زر و زور خواهد شد و در تاریکخانه ی ذهنها،نور جاری میکنم و لالایی و لبخند
و آموزش بزرگترین ارثیه ی ازلی و ابدی منست و به عمامه ی خونین شهید مطهری قسم یاد میکنم که انسانیت تراوش ذهن و یادم گردد و هیچگاه از مسیر آگاهی و آموزش خارج نشوم ودر ویترین ذهنم :
آموزش بزرگترین رهاورد باشد و هیچگاه نگذارم اشتهای حقیقت از وجودم زدوده گرد و دکه ی ذهنم
پر از ترکش های نادانی و ظلمت گردد و هماره فریاد میزنم که نگذارم اطاق مونتاژ بعضی ذهنها جولانگاه
مگس های نشسته بر نادانی گردد و بعنوان یک معلم همیشه منادی حقیقت و واقعیت باشم و هماره با آموختن اندیشه ها دنیای ذهنها را متحول کنم.
به بهانه ی روز و هفته ی معلم،
تمام قد و خبردار به احترام تمام
آموزگاران،دبیران،معلمان و اساتید دانشگاهم خبردار می ایستم و سر
خم میکنم و بر دستان حقیقت بین
تمام معلمان بوسه میزنم و به احترام این پدران معنوی ام،
برای روان معلمانی که اهورایی شده اند فاتحه ای قرائتگر میشوم
و به قداست و شرافت معلمان سرزمینم،به عفت و پاکی نام معلم قسم یاد میکنم که تا خون در بدن دارم،میراث دار دانایی و آموختن باشم و بزرگترین دشمن جهالت و نادانی باشم...
معلمان عزیزم:
به پاکی و شرافت نامتان سوگند میخورم،که از شما معنا یافتم و در هندسه ی نگاه شما ""بودن""یافتم و تا زنده ام مجذوری از نگاه پر مهرتان باشم و هیچگاه قصر اندیشه را خالی نکنم و عاشق آموختن و مطالبه گری باشم...
در من
آسمان برپاست
در من
حصار محال است
مگر
به جنایت ها
در من
خانه ی هر پرنده ی عشق است
در من ،
ابدیت به تقسیم می رَود
شاید
گستردگی های این کیهان
خلاصه
به طعمِ تو بود ،نبود ؟
جاری است در من ، هر آنکه
ردِ پای تو را دارا می بود
که سر ، منزلگهِ شور است
و دل ،
به یاد تو ،
آرام ..!
آرام نشسته ام
و جهان
به محورِ نگاهِ من می چرخد
اما آگاهی دارم که جهان
بی تو
قبرستانِ یخ زده ای بود
که هزاران قطب ،
در آن یخ می بست ..!
در من ،
کیهان می چرخد
بی وقفه ،
بی محدوده و ایست !
در سکوت سنگین ثانیه ها و دقایق زمین چه مقتدانه بر مدار با اصالت خویش میچرخد و چه با صلابت ، در این چرخش ،خالق شب و روز میگردد..
زمین به گرد خویش میچرخد
تا محو کند
پلیدی ها را و بوجود آورد
صبح ها نازنین و دلکش را.‌‌
بگذار،
بگذریم از گذشتن شب و روز
که پیدایش شب و روز
بزرگترین
و اصلی ترین هدف زمین است.‌
از گردش زمین
خون می چکد و زمین
نعش سیاهی ها را
به تبر سپیدی ها میسپارد و
سیاهی و تیرگی
چه مقتدرانه جای هم را میگیرند و
در قلب تاریخ خالق
ثانیه ها،ساعت ها و دقیقه ها میگردند و زمین
مقتدرانه فریادگر
اصالت ها میشود و
موجودیت و ادراک خویش را به رخ پلیدی ها میکشد
و تاریکی گریزان
اعلام مناظره با سفیدی میکند و عقل در حیرت اسیر می ماند که
راز این
تواتر چیست؟؟
کلمات با تواتر موسیقی شب و روز
میرقصند و حکیمان
پی به راز این حقیقت برده اند
که توالی شب و روز
قدرت یدالهی پروردگار جانهاست
ودر دهلیز زمین
افسانه ها درین توالی شب و روز
است...
محمود نظری
@MRFSNN