گله گله گرگ تنهایی درونم می دوَد
گوشه گوشه پیکر فرسوده ام را می درَد
شب به شب دزدانه می آید کسی تا پشت دل
خواب آرام مرا از روی پلکم می برد
دانه دانه می برد آرامشم را از درون
در عوض یکباره کوهستان غم را می دهد
دسته دسته مرغکان از شاخه ی احساس من
با صدای انفجار نبض دستم می پرد
قطره قطره روی دشت صاف صورت گریه ها
مثل ماری بی صدا تا چانه ی من می خزد
تکه تکه می خورد محصول شور گونه را
با ولع انگشت سبابه تماما می چرد
شب به شب دزدانه می آید کسی تا پشت دل
خواب آرام مرا از روی پلکم می برد!!!
#قهرمانی
گوشه گوشه پیکر فرسوده ام را می درَد
شب به شب دزدانه می آید کسی تا پشت دل
خواب آرام مرا از روی پلکم می برد
دانه دانه می برد آرامشم را از درون
در عوض یکباره کوهستان غم را می دهد
دسته دسته مرغکان از شاخه ی احساس من
با صدای انفجار نبض دستم می پرد
قطره قطره روی دشت صاف صورت گریه ها
مثل ماری بی صدا تا چانه ی من می خزد
تکه تکه می خورد محصول شور گونه را
با ولع انگشت سبابه تماما می چرد
شب به شب دزدانه می آید کسی تا پشت دل
خواب آرام مرا از روی پلکم می برد!!!
#قهرمانی
لاله ی پرپر شده،شهید
علی جعفر امیری ندری
تاریخ شهادت ۱۳۶۷/۱/۵(به بهانه ی سالروز شهادت این سردار شهید)
✍محمود نظری
تاریخ سرزمین ما هماره پر است از بزرگ مردانی نام آشنا که به ندای
پیر فرزانه شان لبیک گفتند و بسوی جبهه های جنگ شتافتند و جان خویش را فدای آرمانهای انقلاب تازه پاگرفته کردند.
پاسدار شهید علی جعفر امیری ندری فرزند روح الله یکی از کوچک مردان بزرگیست که به نبرد
ظلمت شتافت و در جبهه های جنگ بعنوان #تک_تیرانداز ادای مسئولیت کرد و یاد و نام گردان همیشه فاتح و پیروز کمیل را بزرگ داشت و سرانجام در این گردان آسمانی شد و به دیدار معشوق شتافت و همرزمان شهیدش را تنها نگذاشت!
شهید علی جعفر امیری ندری ،همچون بسیاری از جوانان این سرزمین رویای تشکیل خانواده در سر داشت و مادرش همچون بسیاری از مادران این دیار
آرزوی #دامادی وی را در سر داشت و قرار بود بعد از عملیات
غرور آفرین گردان کمیل ،
#رخت_دامادی بپوشد و در رویای نگاهش خانواده ها شکل بگیرد و
تپش قلپش هم آواز زندگی گردد..
اما مگر فرزندان آسمانی شده ی این سرزمین تن پوش خلعت خونین شهادت،را رها میکردند و برای رسیدن به #شهادت با همدیگر رقابت میکردند!
یکی از جوانان شجاع،برومند و عزت افرین در جبهه های شاخ شمیران پاسدار شهید علی جعفر امیری ندری بود که در پنجم فروردین ماه هزار و سیصد و شصت و هفت شربت شیرین شهادت سر کشید و همراه شهیدان
#شهید کاظم یوسفوند
#شهید کرامت سهرابی
#شهید رفیع قیطولی
#شهید احمد رضائیان
#شهید جمشید رضایی
#شهید لطیف یوسفوند
#شهید محمود امیری
آسمانی گردید و خلعت خونین شهادت تن پوش این دلاور مردان جبهه های عزت و شرف گردید!
خاک پاک ایران و شهرستان سلسله
،هماره به داشتن فرزندانی اینگونه شجاع،عزیز و شرافتمند که مصاحبت پرودگار مهربانی ها را بر بازیهای دنیایی ترجیح دادند،می بالد و با وجود این گلهای نوشکفته
و این لاله های پرپر شده،کوچه به کوچه ی دیارمان به شکرانه ی نامشان بوسه بر این خاک میزند و
اپسیلونی از خاک تفتیده ی وطن که با خون سردارانی همچون
#علی_جعفرها ابیاری گردیده ،
در اختیار هیچ متجاوزی به میهن قرار نمی دهد و دلاور مردان گردان فاتح و دلاور کمیل بذر غیرت،شرف و شجاعت در این سرزمین کاشته اند و هیچ متجاوزی از غیرت و همیت فرزندان این ملک در امان نیست و
هنوز #شهیدان_زنده_اند!
گرامی باد سالروز شهادت یاد و خاطره ی بسیجی شهید ،علی جعفر امیری ندری و همراهانش
@MRFSNN
علی جعفر امیری ندری
تاریخ شهادت ۱۳۶۷/۱/۵(به بهانه ی سالروز شهادت این سردار شهید)
✍محمود نظری
تاریخ سرزمین ما هماره پر است از بزرگ مردانی نام آشنا که به ندای
پیر فرزانه شان لبیک گفتند و بسوی جبهه های جنگ شتافتند و جان خویش را فدای آرمانهای انقلاب تازه پاگرفته کردند.
پاسدار شهید علی جعفر امیری ندری فرزند روح الله یکی از کوچک مردان بزرگیست که به نبرد
ظلمت شتافت و در جبهه های جنگ بعنوان #تک_تیرانداز ادای مسئولیت کرد و یاد و نام گردان همیشه فاتح و پیروز کمیل را بزرگ داشت و سرانجام در این گردان آسمانی شد و به دیدار معشوق شتافت و همرزمان شهیدش را تنها نگذاشت!
شهید علی جعفر امیری ندری ،همچون بسیاری از جوانان این سرزمین رویای تشکیل خانواده در سر داشت و مادرش همچون بسیاری از مادران این دیار
آرزوی #دامادی وی را در سر داشت و قرار بود بعد از عملیات
غرور آفرین گردان کمیل ،
#رخت_دامادی بپوشد و در رویای نگاهش خانواده ها شکل بگیرد و
تپش قلپش هم آواز زندگی گردد..
اما مگر فرزندان آسمانی شده ی این سرزمین تن پوش خلعت خونین شهادت،را رها میکردند و برای رسیدن به #شهادت با همدیگر رقابت میکردند!
یکی از جوانان شجاع،برومند و عزت افرین در جبهه های شاخ شمیران پاسدار شهید علی جعفر امیری ندری بود که در پنجم فروردین ماه هزار و سیصد و شصت و هفت شربت شیرین شهادت سر کشید و همراه شهیدان
#شهید کاظم یوسفوند
#شهید کرامت سهرابی
#شهید رفیع قیطولی
#شهید احمد رضائیان
#شهید جمشید رضایی
#شهید لطیف یوسفوند
#شهید محمود امیری
آسمانی گردید و خلعت خونین شهادت تن پوش این دلاور مردان جبهه های عزت و شرف گردید!
خاک پاک ایران و شهرستان سلسله
،هماره به داشتن فرزندانی اینگونه شجاع،عزیز و شرافتمند که مصاحبت پرودگار مهربانی ها را بر بازیهای دنیایی ترجیح دادند،می بالد و با وجود این گلهای نوشکفته
و این لاله های پرپر شده،کوچه به کوچه ی دیارمان به شکرانه ی نامشان بوسه بر این خاک میزند و
اپسیلونی از خاک تفتیده ی وطن که با خون سردارانی همچون
#علی_جعفرها ابیاری گردیده ،
در اختیار هیچ متجاوزی به میهن قرار نمی دهد و دلاور مردان گردان فاتح و دلاور کمیل بذر غیرت،شرف و شجاعت در این سرزمین کاشته اند و هیچ متجاوزی از غیرت و همیت فرزندان این ملک در امان نیست و
هنوز #شهیدان_زنده_اند!
گرامی باد سالروز شهادت یاد و خاطره ی بسیجی شهید ،علی جعفر امیری ندری و همراهانش
@MRFSNN
Telegram
attach 📎
میان بازی بی رحم منطق و احساس
خیال مضطربم از قمار لبریز است
چقدر گفته که :"دیوانه دوستت دارم "
چقدر گوش دلم از شعار لبریز است
قرار بود ،که در انبساطِ شبهایم
عمیق دوره کنم ضربههای کاری را
از اشتیاقِ رهاییِ ازعشق، جان بدهم
مدارِ حافظهام از قرار لبریز است
قفس کشیدهام از شک به دورِ باورها
هنوز زخم من از اعتماد میسوزد
احاطه کرده مرا لشکر پشیمانی
سکوت پنجرهها از حصار لبریز است
گریز میزنم از آن شب پُراز شهوت
به سمت عق زدنم تا مسیرِ استفراغ
برای سقط جنینش غلیظ میخندد ⬇️
تنی که از لجنِ این ویار لبریز است
رجوع میکنم این مرتبه به خاک خودم
درخت میشوم و هی جوانه خواهم زد
پرنده میشود و روی شاخه میماند
هوای سینهام از اعتبار لبریز است
که کلهشقتر از آنم که دل به او ندهم
که کلهشقتر از آنم که عاشقش نشوم
کسی که پاقدمش با بنفشه همراه است
کسی که شاکلهاش از بهار لبریز است
#ناظمی
@MRFSNN
خیال مضطربم از قمار لبریز است
چقدر گفته که :"دیوانه دوستت دارم "
چقدر گوش دلم از شعار لبریز است
قرار بود ،که در انبساطِ شبهایم
عمیق دوره کنم ضربههای کاری را
از اشتیاقِ رهاییِ ازعشق، جان بدهم
مدارِ حافظهام از قرار لبریز است
قفس کشیدهام از شک به دورِ باورها
هنوز زخم من از اعتماد میسوزد
احاطه کرده مرا لشکر پشیمانی
سکوت پنجرهها از حصار لبریز است
گریز میزنم از آن شب پُراز شهوت
به سمت عق زدنم تا مسیرِ استفراغ
برای سقط جنینش غلیظ میخندد ⬇️
تنی که از لجنِ این ویار لبریز است
رجوع میکنم این مرتبه به خاک خودم
درخت میشوم و هی جوانه خواهم زد
پرنده میشود و روی شاخه میماند
هوای سینهام از اعتبار لبریز است
که کلهشقتر از آنم که دل به او ندهم
که کلهشقتر از آنم که عاشقش نشوم
کسی که پاقدمش با بنفشه همراه است
کسی که شاکلهاش از بهار لبریز است
#ناظمی
@MRFSNN
رفتی و اشعار من را بی مخاطب کرده ای
شاعری را در به در دنبال مطلب کرده ای
هان چه ربطی دارد این رفتن به کار کائنات؟
چون که روز روشنم را یکسره شب کرده ای
می نویسم هی غزل را خارج از اوزان شعر
فاعلاتن فاعلاتن را معذب کرده ای
لعنتی آخر چه کردی با خطوط دفترم
جای خط مستقیم آنرا مورب کرده ای
خم شده مانند دالی سطح صاف آیینه
طفلکی را پیر و فرتوت و محدب کرده ای
گوشه گیرم کردی و در کنج خانه منزوی
شاعر شیطان و رندی را مودب کرده ای
مادر بی چاره ام دمنوش و چایم می دهد
می کند تکرار این جمله: چرا تب کرده ای ؟!
بعد از این دیوان من را عاشقان غارت کنند
چون که بی رحمانه آنرا بی مخاطب کرده ای
#قهرمانی
@MRFSNN
شاعری را در به در دنبال مطلب کرده ای
هان چه ربطی دارد این رفتن به کار کائنات؟
چون که روز روشنم را یکسره شب کرده ای
می نویسم هی غزل را خارج از اوزان شعر
فاعلاتن فاعلاتن را معذب کرده ای
لعنتی آخر چه کردی با خطوط دفترم
جای خط مستقیم آنرا مورب کرده ای
خم شده مانند دالی سطح صاف آیینه
طفلکی را پیر و فرتوت و محدب کرده ای
گوشه گیرم کردی و در کنج خانه منزوی
شاعر شیطان و رندی را مودب کرده ای
مادر بی چاره ام دمنوش و چایم می دهد
می کند تکرار این جمله: چرا تب کرده ای ؟!
بعد از این دیوان من را عاشقان غارت کنند
چون که بی رحمانه آنرا بی مخاطب کرده ای
#قهرمانی
@MRFSNN
سرمای بی عدالتی
شاعر:محمدیها
میوه ی امید را
سرمای بی عدالتی
با خود به تاراج برده است .
درخت باورهایتان
در مسمومیت دروغ
انسانیت را قِی کرده است .
صداقت
نفس هایش بریده
زیر چکمه های بی عاری .
نهال با وقار باورهای بزرگ
آبش
خون برادرانتان
حالا پوسیده از تعصب بی شرم
خشکیده از تازیا نه های خود خواهی .
نگاه واژگون تخت های بی سرانجامی
تمامی زبان ها را سرخ
تمامی سرها را سبز می بیند .
آهای
خواب هایتان آشفته
بغض کهنه ای
گرفته است گلوی جوانکِ فرود آمده در نگاه را
فق� ...
شاعر:محمدیها
میوه ی امید را
سرمای بی عدالتی
با خود به تاراج برده است .
درخت باورهایتان
در مسمومیت دروغ
انسانیت را قِی کرده است .
صداقت
نفس هایش بریده
زیر چکمه های بی عاری .
نهال با وقار باورهای بزرگ
آبش
خون برادرانتان
حالا پوسیده از تعصب بی شرم
خشکیده از تازیا نه های خود خواهی .
نگاه واژگون تخت های بی سرانجامی
تمامی زبان ها را سرخ
تمامی سرها را سبز می بیند .
آهای
خواب هایتان آشفته
بغض کهنه ای
گرفته است گلوی جوانکِ فرود آمده در نگاه را
فق� ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به دوستانم برای دیدن
VID-20210401-WA0061.mp4
4.3 MB
پسری که جا پای پدر معلمش گذاشته و بعد از فوت پدرش ،
به مدرسه ی وی برای تدریس رفته!!!!
پهلوان قصه ی ما
ریاستی فرزند است......
به مدرسه ی وی برای تدریس رفته!!!!
پهلوان قصه ی ما
ریاستی فرزند است......
Forwarded from Deleted Account
VID-20210401-WA0060.mp4
13 MB
سخنان رهبر انقلاب
در دیدار با رئیس جمهور خلق چین
و لزوم قرارداد ۲۵ ساله
در دیدار با رئیس جمهور خلق چین
و لزوم قرارداد ۲۵ ساله
#تربچه
👌حتما تربچه بخورید
✍️تربچه برای کبد و معده مفید است،سم زدای قوی است و "خون را تصفیه" میکند !
✍️همچنین بخاطر داشتن فیبر بالا ، باعث ایجاد احساس سیری و درنتیجه کاهش وزنتان میشود.
برای عزیزانتان بفرستید!
#تربچه
👌حتما تربچه بخورید
✍️تربچه برای کبد و معده مفید است،سم زدای قوی است و "خون را تصفیه" میکند !
✍️همچنین بخاطر داشتن فیبر بالا ، باعث ایجاد احساس سیری و درنتیجه کاهش وزنتان میشود.
برای عزیزانتان بفرستید!
👌حتما تربچه بخورید
✍️تربچه برای کبد و معده مفید است،سم زدای قوی است و "خون را تصفیه" میکند !
✍️همچنین بخاطر داشتن فیبر بالا ، باعث ایجاد احساس سیری و درنتیجه کاهش وزنتان میشود.
برای عزیزانتان بفرستید!
#تربچه
👌حتما تربچه بخورید
✍️تربچه برای کبد و معده مفید است،سم زدای قوی است و "خون را تصفیه" میکند !
✍️همچنین بخاطر داشتن فیبر بالا ، باعث ایجاد احساس سیری و درنتیجه کاهش وزنتان میشود.
برای عزیزانتان بفرستید!
همه جا
تو نما به مهر ، مانا هستی
در اوج که می روم
آنجا ، تو فرش گسترده ای ، پر از اقاقیا
سفره گشوده ای ، پر از نان و آب و هوا ...
در دل ، چنان بنایی ساخته ای که حتی مرگ
نوآوری های تو را در ذهن دارد !
عشقِ زیبای من
زادگاهِ زیبای من ، تو را
در تار و پودِ خود نقاشی دارد
تو مگر کی و چگونه خود را
ترسیم بر شقایق های این خانه کرده ای ؟
می تابی بر زلف گندمزاران
و گندمکاران تو را ، درو به آفتاب می کنند
شب ، رخت می پوشد تا
زردی های تن خود را به پاس از
نورانی های تو ، برقصاند !
همه جا ، همه جا و همه جا
تو شعر می شوی
تو شاعر می شوی
تو الگوی شعور می شوی
تو شراب می شوی
شهاب در دل کیهان می شوی
آه
باز هم کیهان ، کیهان زاییده ی عاشقانه های من است و تو
دوست تر می دارم این همه جاها
بودن های تو را ای بی نظیر ..!
#خشنو
تو نما به مهر ، مانا هستی
در اوج که می روم
آنجا ، تو فرش گسترده ای ، پر از اقاقیا
سفره گشوده ای ، پر از نان و آب و هوا ...
در دل ، چنان بنایی ساخته ای که حتی مرگ
نوآوری های تو را در ذهن دارد !
عشقِ زیبای من
زادگاهِ زیبای من ، تو را
در تار و پودِ خود نقاشی دارد
تو مگر کی و چگونه خود را
ترسیم بر شقایق های این خانه کرده ای ؟
می تابی بر زلف گندمزاران
و گندمکاران تو را ، درو به آفتاب می کنند
شب ، رخت می پوشد تا
زردی های تن خود را به پاس از
نورانی های تو ، برقصاند !
همه جا ، همه جا و همه جا
تو شعر می شوی
تو شاعر می شوی
تو الگوی شعور می شوی
تو شراب می شوی
شهاب در دل کیهان می شوی
آه
باز هم کیهان ، کیهان زاییده ی عاشقانه های من است و تو
دوست تر می دارم این همه جاها
بودن های تو را ای بی نظیر ..!
#خشنو
من هزاره های تو در نور را
سجده گاه و طلوع می دانم
می شود با تو پرواز کرد
پرواز با آنچه روح می خواند بشر !
من تو را
در همه ابعاد و ترسیم
قبله گاهی امن و بی نظیر می دانم
می شود با تو
یک جهان را آبستن به عشق نمود
که تو پیرایش کننده ی هر معشوق هستی !
می دانی نسل بشر ، چرا
گم در ذهن مانده است به ادعای حقیقت ؟
#خشنو
@MRFSNN
سجده گاه و طلوع می دانم
می شود با تو پرواز کرد
پرواز با آنچه روح می خواند بشر !
من تو را
در همه ابعاد و ترسیم
قبله گاهی امن و بی نظیر می دانم
می شود با تو
یک جهان را آبستن به عشق نمود
که تو پیرایش کننده ی هر معشوق هستی !
می دانی نسل بشر ، چرا
گم در ذهن مانده است به ادعای حقیقت ؟
#خشنو
@MRFSNN
این حصار بشکست
این جان ، جاری گشت
باران به شوق و به تندی
به آواز و پایکوبی آمد
باد وزید در روح ، روان
مغناطیسی ها در کیهان خزیدند
شرافت پرچم گشت
عشق به حاکمیت رفت
و جهانی در حضور تو ، طلوع آمد..!
ما در زمین ، زمان را قایق کرده ایم
سیارات را در تن به اسارت برده ایم
ما باهم
تجلی های بی مانند بوده ایم
رسم و رسومات را در کام بشر
به زیبایی های خودت ، هدیه برده ایم
ما چه بوده ایم مگر
جوانه هایی که از یک ریشه
میوه ی عشق و مهربانی داده ایم ؟
زیبا ، می دانی دوستت داشتن نیاز من است
هرچند که بی نیازی را گذر کرده باشم؟
#خشنو
@MRFSNN
این جان ، جاری گشت
باران به شوق و به تندی
به آواز و پایکوبی آمد
باد وزید در روح ، روان
مغناطیسی ها در کیهان خزیدند
شرافت پرچم گشت
عشق به حاکمیت رفت
و جهانی در حضور تو ، طلوع آمد..!
ما در زمین ، زمان را قایق کرده ایم
سیارات را در تن به اسارت برده ایم
ما باهم
تجلی های بی مانند بوده ایم
رسم و رسومات را در کام بشر
به زیبایی های خودت ، هدیه برده ایم
ما چه بوده ایم مگر
جوانه هایی که از یک ریشه
میوه ی عشق و مهربانی داده ایم ؟
زیبا ، می دانی دوستت داشتن نیاز من است
هرچند که بی نیازی را گذر کرده باشم؟
#خشنو
@MRFSNN
همه جا
تو نما به مهر ، مانا هستی
در اوج که می روم
آنجا ، تو فرش گسترده ای ، پر از اقاقیا
سفره گشوده ای ، پر از نان و آب و هوا ...
در دل ، چنان بنایی ساخته ای که حتی مرگ
نوآوری های تو را در ذهن دارد !
عشقِ زیبای من
زادگاهِ زیبای من ، تو را
در تار و پودِ خود نقاشی دارد
تو مگر کی و چگونه خود را
ترسیم بر شقایق های این خانه کرده ای ؟
می تابی بر زلف گندمزاران
و گندمکاران تو را ، درو به آفتاب می کنند
شب ، رخت می پوشد تا
زردی های تن خود را به پاس از
نورانی های تو ، برقصاند !
همه جا ، همه جا و همه جا
تو شعر می شوی
تو شاعر می شوی
تو الگوی شعور می شوی
تو شراب می شوی
شهاب در دل کیهان می شوی
آه
باز هم کیهان ، کیهان زاییده ی عاشقانه های من است و تو
دوست تر می دارم این همه جاها
بودن های تو را ای بی نظیر ..!
#خشنو
@MRFSNN
تو نما به مهر ، مانا هستی
در اوج که می روم
آنجا ، تو فرش گسترده ای ، پر از اقاقیا
سفره گشوده ای ، پر از نان و آب و هوا ...
در دل ، چنان بنایی ساخته ای که حتی مرگ
نوآوری های تو را در ذهن دارد !
عشقِ زیبای من
زادگاهِ زیبای من ، تو را
در تار و پودِ خود نقاشی دارد
تو مگر کی و چگونه خود را
ترسیم بر شقایق های این خانه کرده ای ؟
می تابی بر زلف گندمزاران
و گندمکاران تو را ، درو به آفتاب می کنند
شب ، رخت می پوشد تا
زردی های تن خود را به پاس از
نورانی های تو ، برقصاند !
همه جا ، همه جا و همه جا
تو شعر می شوی
تو شاعر می شوی
تو الگوی شعور می شوی
تو شراب می شوی
شهاب در دل کیهان می شوی
آه
باز هم کیهان ، کیهان زاییده ی عاشقانه های من است و تو
دوست تر می دارم این همه جاها
بودن های تو را ای بی نظیر ..!
#خشنو
@MRFSNN
🔻دکتر احمدینژاد در آئین مردمی بزرگداشت وکیل الرعایا کریمخان زند:
♦️در طول تاریخ نزد مردم ایران، شکوه و عظمت حکومت منهای عدالت هیچ ارزشی نداشته است.
📝 دکتر محمود احمدی نژاد روز دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ ضمن حضور و سخنرانی در مراسم آئین مردمی بزرگداشت وکیل الرعایا کریمخان زند که در دشت سیلاخور شهرستان دورود استان لرستان، با حضور سران و بزرگان طوایف گوناگون لر و لک و کرد و بختیاری برگزار شد، در جمع پرشور و انقلابی مردم طی سخنانی ضمن اشاره به باورها و ویژگیها و آرمانخواهی تاریخی ملّت ایران، گفتند: « کریمخان وارث صداقت و شجاعت ايرانيان بود، او از میان مردم برخاست و تمام عمر در خدمت مردم و در کنار مردم بود.»
⬅️ #متن_کامل_سخنرانی ایشان در آئین مردمی بزرگداشت وکیل الرعایا کریمخان زند در جمع طوایف لر و لک و کرد و بختیاری در دشت سیلاخور شهرستان دورود استان لرستان را در پیوند زیر بخوانید :👇
📎 متن کامل سخنرانی
🚩 کانال رسمی پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد
🆔 @dr_ahmadinejad
♦️در طول تاریخ نزد مردم ایران، شکوه و عظمت حکومت منهای عدالت هیچ ارزشی نداشته است.
📝 دکتر محمود احمدی نژاد روز دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ ضمن حضور و سخنرانی در مراسم آئین مردمی بزرگداشت وکیل الرعایا کریمخان زند که در دشت سیلاخور شهرستان دورود استان لرستان، با حضور سران و بزرگان طوایف گوناگون لر و لک و کرد و بختیاری برگزار شد، در جمع پرشور و انقلابی مردم طی سخنانی ضمن اشاره به باورها و ویژگیها و آرمانخواهی تاریخی ملّت ایران، گفتند: « کریمخان وارث صداقت و شجاعت ايرانيان بود، او از میان مردم برخاست و تمام عمر در خدمت مردم و در کنار مردم بود.»
⬅️ #متن_کامل_سخنرانی ایشان در آئین مردمی بزرگداشت وکیل الرعایا کریمخان زند در جمع طوایف لر و لک و کرد و بختیاری در دشت سیلاخور شهرستان دورود استان لرستان را در پیوند زیر بخوانید :👇
📎 متن کامل سخنرانی
🚩 کانال رسمی پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد
🆔 @dr_ahmadinejad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احمدی نژاد در حومه شهرستان دورود، انگار کرونا رو شکست دادیم ما خبر نداریم😳😔👋🏼👋🏼 شفا هم که نمیده! این دستها چرا دخیل شده😳😱
کیست تا مرگ را
هر آنگونه که هست تحلیل کند ؟
مرگ یعنی چه
ها ؟
نیستی ، نبودن ، رفتن از این قفس
سوی ابدیت و پوچی !
میلاد دوباره در کالبدی دیگر در کار ؟
های من ، هوی تو است
که می رسد به ذهن
از نجیب ترین احساس زنانه گرفته تا صلیب شدن مسیح
در کنکاش های بی امانِ شعور های روشن
آنجا که هیچگاهی ، حق کتمان نمی شود !
من بیدارم
هستم که مرگ ها را
به آیین خود تحلیل و تفسیر کرده ام !
تو ، در کدامین پوشش
به نام امید مانده ای ؟
چرا آدم ها به سوی مرگ قدم بر می دارند
آیا خود را به دار آویختن را تو خود خواسته ای ؟
کاش می شد
کاش همانند خیلی ها ، می شد بی شعورِ شناخت تو زیست
آنگاه هیچ پرسشی در معما گم نمی گشت !
زندگی ادامه دارد تا مرگ را
تا هرآنچه طعم سکوت می دهد را
به ما بیاموزد
یقین و فهم با هرآنکه میاندیشد !
#خشنو
هر آنگونه که هست تحلیل کند ؟
مرگ یعنی چه
ها ؟
نیستی ، نبودن ، رفتن از این قفس
سوی ابدیت و پوچی !
میلاد دوباره در کالبدی دیگر در کار ؟
های من ، هوی تو است
که می رسد به ذهن
از نجیب ترین احساس زنانه گرفته تا صلیب شدن مسیح
در کنکاش های بی امانِ شعور های روشن
آنجا که هیچگاهی ، حق کتمان نمی شود !
من بیدارم
هستم که مرگ ها را
به آیین خود تحلیل و تفسیر کرده ام !
تو ، در کدامین پوشش
به نام امید مانده ای ؟
چرا آدم ها به سوی مرگ قدم بر می دارند
آیا خود را به دار آویختن را تو خود خواسته ای ؟
کاش می شد
کاش همانند خیلی ها ، می شد بی شعورِ شناخت تو زیست
آنگاه هیچ پرسشی در معما گم نمی گشت !
زندگی ادامه دارد تا مرگ را
تا هرآنچه طعم سکوت می دهد را
به ما بیاموزد
یقین و فهم با هرآنکه میاندیشد !
#خشنو