MOSEM | مصمـ
435 subscribers
10 photos
36 videos
11 links
فــــو
«اینجا‌همه‌چی‌‌پیچیدست»
🌌
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاری‌ام همچنان، مثالِ رودم؛
تناقض اینجاست،
که زمین سیراب از خونِ انسان
«همون مادرِ همیشه بهارِ؛
هنرمند بودن یعنی هر روز چیزهایی
خلق کنی که دیروز وجود نداشت،
و همین بزرگ‌ترین «قدرت» است؛
همزمان در دو جای دنیا زندگی میکنم
در اینجا که منم، در آنجا که تویی؛
اشک ریختم رو خاکِ روحم
دیدم حالم گله؛
بذارید از دستتون بدن!
جدی میگم ، بذارید فرصت بودن با آدمِ درستی مثل شما رو از دست بدن، چون شما نیاز نیست ثابت کنید که آدمِ درستی هستید یا نه!
وقتی نباشید ، وقتی فرصت بودن با شمارو از دست بدن ، خودشون متوجه میشن؛
خودت را چنان وسیع کن
که «اندوه» در تو گم شود؛
من از این بیماری که لذت خود را در بودن در اجتماع جست‌و‌جو‌ کنم،کاملا شفا یافته‌ام.
ای دل که بی‌گدار به آب نمیزدی
با قایقت، میانه‌ی دریا چه میکنی؟
که خیال، رویایِ بیداریست؛
از کسی که به شما بی‌رحمی آموخت، تشکر کنید
سپس یک سیلیِ محکم به او بزنید تا بداند،
درستان را درست یاد گرفته‌اید؛
مگر با یک قطره خون، سُرخ میشود دریا؟
در به تخمم ترین حالتِ ممکن به سر میبرم؛
مَرنج و مَرنجان؛
کَرِّ مادر زاد را سُرنا چه کار؟
موجود عجیب و مضحکی شده‌ام
شعورم درست کار میکند اما احساساتم،
چطور بگویم؟ کند شده؛ نه آرزویی دارم
و نه‌به چیزی دلبسته‌ام و نه‌به کسی علاقه‌مندم.
ای دلِ غافل
خوابِ خوب دیدم با تعبیر بد؛
قهوه بخورید، ورزش کنید، مدیتیشن کنید
و از آدمای حق به جانب دوری کنید؛
"زندگیتون زیبا میشه"
پاییز را دیدی؟
آنان که رنگ عوض کردند، افتادند؛