‌ ‌‌ 𝁨 𝚶ᥴ‌ꫀᥲꪀ ‌ ‌ ֺ ﹙گالـرے هنر﹚
7.54K subscribers
112 photos
1 video
47 links
ㅤ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖧𝖾 / 𝗁𝗂𝗆 — 𝖨𝖭𝖳𝖩 ٫ 𝖳𝖺𝗎𝗋𝗎𝗌 ٫ 𝖠𝗋𝗍𝗂𝗌𝗍 ׄ
﹙روحِ پیرِ خسته، تکرارِ اجباراتِ زندگی، نامه‌های کوچکِ اقیانوس، هنرمندی که خود اثر است، دهه هفتاد میلادی﹚
Download Telegram
﹙𝟨﹚شبِ پرستاره اثرِ وینسنت ون‌گوگ، متعلق به سالِ 𝟣𝟪𝟪𝟫 میلادی‌ست. این اثر یکی از شاهکارهای ون‌گوگ‌ست ك به عنوانِ یکی از نمادهای هنرِ نوگرای اروپا به شمار می‌رود. آسمانِ شب ك توسط ون‌گوگ در نقاشی شبِ پرستاره به تصویر کشیده شده‌ست پر از ابرهای چرخان، ستارگانِ درخشان و یك هلال ماهِ تابان‌ست! محیطی ك بینندگان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. بسیاری از مورخان و هنرمندان احساس می‌کنند ك تلاشِ پرتلاطم ون‌گوگ برای غلبه بر بیماریِ خود در تاریکی آسمانِ شب منعکس شده‌ست، همچنین این روستا با رنگ‌های تیره رنگ‌آمیزی شده‌‌ست با وجود اینکه پنجره‌ها با نورِ روشن احساسِ راحتی را در بیننده ایجاد می‌کنند. این روستا در مقایسه با آسمانِ دراماتیك شب آرام است و سکوتِ شب را می‌توان به آسانی در این تابلو احساس و مشاهده کرد. تعابیر گوناگونی در بابِ این اثر وجود دارد ك یکی‌از آن‌ـها به تصویر کشیدن امید در مفهومِ این نقاشی‌ست، به نظر می‌رسد ون‌گوگ در این اثر نشان می‌دهد حتی با وجودِ شبی تاریك باز هم می‌توان نور را در پنجره‌های خانه دید و با ستارگانِ درخشانی ك آسمانِ شب را پر می‌کنند می‌توان نوری را پیدا کرد ك شما را راهنمایی کند. در واقع این تابلوی هنری تمثیلی از بهشتِ یافت شده توسط ون‌گوگ‌ست چرا ك او می‌دانست پس از مرگ در آرامش خواهد بود، این اثر یك سال قبل از مرگِ او و در بیمارستانِ روانی در سن رمی دو پروانسِ جنوب فرانسه کشیده شده‌‌ست. ون‌گوگ در نامه‌ای به برادرش تئو این‌گونه می‌نویسد:

﹙ امروز صبح ساعت‌ها قبل از طلوعِ آفتاب، حومه‌ی شهر را از پنجره با کمكِ نورِ ستاره‌های صبحگاهی دیدم ك بسیار بزرگ به نظر می‌رسیدند.﹚


‌   ࣪ ‌ 𝚻𝗁𝖾 𝖲𝗍𝖺𝗋𝗋𝗒 𝚴𝗂𝗀𝗁𝗍
𝛁𝗂𝗇𝖼𝖾𝗇𝗍 𝗏𝖺𝗇 𝖦𝗈𝗀𝗁 ‌࣪ ‌
74
‌ ‌ ‌ ‌ ‌﹙🎧﹚‌⠀⿻ 𝖢𝗁𝗎𝗒𝖺 ★ 𝖣𝖺𝗓𝖺𝗂
𝖡𝗎𝗇𝗀𝗈𝗎 𝖲𝗍𝗋𝖺𝗒 𝖣𝗈𝗀𝗌 𝅼  ׁ    
3114
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
25
‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌     ‌ ‌‌𝖫ᡴꪫ𝗏𝖾 𝖸𝗈𝗎 𝖫𝗂𝗄𝖾 𝖬𝖾
‌
‌
37
‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ 𓆇 𝟑𝟓𝟕 𝁙 ْآبـےِ ولـنتایـ‌ ـن ׁ ‌ ‌ ᭡
82
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
24
‍ ‌
‌                                 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌    آرزوء وصال

‌ ︐‌ تکاپوي خروشان امواجِ کوچك دریا را می‌شنوي ك چگونه سعی در دل‌بردن از دلبرشان، ساحل دارند ؟! من تجلي تنهاترین وال بودم، مفلوك و تهي‌دست ك به یادش نمی‌آید آخرین هم‌آغوشی‌ـهایش را کجاي این سرزمین آبی به خاك سپرده‌ست. غمگسارِ روزهاي سختش لابه‌ـهای دردمندش را نمی‌شنود و استخوان‌ـهای تنومند‌ش از فرط سرمای زمستان درهم شکسته‌اند. تکه گوشتی ك آرزويی جز مرگ ندارد در‌حالي ك نمی‌داند همان یك آرزو‌هم بر او نارواست.

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌࣪  آنـائیل‌پونـ ـزده‌نوامبـر
             ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ دو‌هـ ـزارو‌بیسـت‌و‌سـه 
‌࣪
150
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
21
‌ ‌ ‌ ‌ ‌﹙🎤﹚‌⠀⿻     𝖦𝗈𝗃𝗈 𝖲𝖺𝗍★𝗋𝗎
                ‌       𝖳𝗁𝖾 𝖲𝗍𝗋𝗈𝗇𝗀𝖾𝗌𝗍 𝖬𝖺𝗇 𝅼     ׁ     
1122