منابع پزشکی کوهستان
959 subscribers
128 photos
37 videos
54 files
8 links
در این کانال مقالات، کتابها، جزوه،فیلم، پاورپوینت و سایر مطالب مربوط به کوهنوردی و بخصوص پزشکی کوهستان را خواهید یافت.
دکتر فرید عباسی دزفولی
با ما در تماس باشد:
@farid13511351
Download Telegram
یک مقاله با ارزش درباه برف و بهمن ... زبان انگلیسی
پاکدست کانال بی مطلبی ارزشمند درباره برف و بهمن
بشنوید...
تکرار برخی از مطالب شاید خالی از لطف نباشد
کوه برویم و کوهنورد بمانیم
خواندن این مطلب شاید بتواند به همه کوهنوردان بخصوص کسانی که تازه میخواهند پا در این وادی پر رمز و راز بگذارند کمک نماید
امیدوارم از نظرات اساتید محترم کوهستان در این خصوص بهره مند شویم.
دکتر فرید عباسی
روح و ذهنمان را جلا دهیم ، آموزش ببینیم، تمرین کنیم، تجهیزات مناسب تهیه کنیم، سلامتیمان را بررسی کنیم
آنگاه
به کوه برویم و کوهنورد بمانیم

برای کوهنورد شدن چه میخواهیم؟
بسیاری از کسانی که با طبیعت گردی و کوهپیمایی آشنا میشوند، علاقه مند هستند تا کوهنوردی را در سطوح مختلف تجربه کنند.
اما سوال مهمی که باید پاسخ داده شود این است :
برای شروع کوهنوردی اصولی و ایمن به چه چیزهایی نیاز داریم؟
پاسخ به این سوال توسط اساتید ، مربیان وباتجربه های کوهستان میتواند راهگشای آینده باشد.
من معتقدم برای کوهنوردی در هرسطحی انسان به پنج اصل عمده نیازمند است:
۱_ آمادگی روحی و ذهنی
۲_ آموزش
۳ - آمادگی بدنی
۴_ وسایل و تجهیزات مناسب
۵_ کنترل و بررسی سلامتی
بدون داشتن این پنج اصل کوهنوردی ایمن و اصولی هیچگاه در دسترس نخواهد بود.
اما نگاهی به این اصول که از آنها به عنوان اساس وشالوده کوهنوردی نام میبریم :
اول : آمادگی روحی و ذهنی:
هر کس کوهنوردی را شروع میکند نه تنها باید توانایی زندگی کردن در شرایط سخت را داشته باشد، بلکه از آن لذت هم ببرد.
کوهنوردی ورزشی است ماجراجویانه که با تحمل رنج و سختی و صبر و حوصله به نتیجه میرسد کوهنورد باید سختی های زیادی را تحمل کند تا به موفقیت برسد . موفقیتی که کسی برایش هورا نمیکشد ؛ پایکوبی و دست افشانی نمیکند و لذت پیروزیش را فقط با اندک کسانی میشود جشن گرفت.
اگر اهل لذت بردن ازسختی ها ،تحمل تنهایی و رنج و صبر و حوصله نیستید روح و ذهن شما هنوز آماده کوهنوردی نیست.
کوهنوردی عشق میخواهد.
عشقی که باوجود همه سختیها شما را به کوه بکشاند وبه قله برساند.
تا عاشق کوه نشویدقله ها را لمس نخواهید کرد.
دوم: آموزش
هر کاری نیاز مند آموزش است. روزهایی را که همراه دوستان به دشت و دمن میرفتید فراموش کنید . کوهنوردی حرفه ای مربی و الگو و آموزش میخواهد .
کسی بایدبه شما بیاموزد تا چگونه قدم در طبیعت بگذارید ؛ کجا بروید و چگونه بروید
هیچگاه در هر سطحی که هستید خود را بی نیاز از آموختن ندانید . در کوهنوردی آموختن همیشگی است.
هیچگاه برای آموختن نباید حد و مرزی قایل بود هر چه بیشتر بیاموزید روزهای ایمن تر و بهتری را تجربه خواهید کرد.
نگوییم ما سنگ نورد نیستیم ؛اهل زمستان کوه رفتن نیستیم پس به آموزش سنگ و برف و غیره نیاز نداریم.
طبیعت همیشه به میل ما رفتار نمیکند
کوه میرویم پس باید بیاموزیم.
آموزش حد و مرز ندارد
سن و تجربه نمیشناسند
تعارف ندارد
برویم و بیاموزیم و بیاموزانیم
سوم : آمادگی بدنی
هنگامی ازکوه لذت خواهیدبرد که آمادگی کامل و مناسب داشته باشید
توان استقامتی شما باعث میشود تا از لحظه لحظه کوه لذت ببرید.
شما در کوهستان در معرض فشارسنگین بدنی و کمبود اکسیژن ارتفاع خواهید بود پس ، میزان توان بدنی خود را بشناسید و برنامه ای انتخاب کنید که درحد این توان باشد.
هنگام صعود نباید تا آخرین ملکول انرژیتان را مصرف کنید و نبایدبه امید کمک کسی باشید.
تلاش کنید تا در همه لحظات کوهنوردیتان توانمند و توانا باشید.
تنها با تکیه بر استعداد ذاتی و یا گذشته خود بدون تمرین به کوه رفتن خطایی بزرگ است.
تمرینات منظم به همراه کوهنوردی مداوم بدن شمارا برای کوهستان آماده میکند.
چهارم : تجهیزات
در کوهستان جان و سلامت شما به تجهیزات مناسب بستگی دارد.
تجهیزات مناسب تهیه کنید .
اما
در تهیه تجهیزات عجله نکنید.اول مطمین شوید که به کوهنوردی علاقه مند هستید سپس سطح کوهنوردیتان را مشخص کنید بعد بر آن اساس به فکر تهیه تجهیزات مناسب باشید
اگر اینگونه نکنید در آینده مجبور به خرید مجدد ؛ هزینه مجددد و گرفتاریهای آن خواهید شد
بدون مشورت با اهل فن وسیله نگیرید
پنجم : وضعیت سلامتی
وضعیت سلامتی خود بخصوص قلب و عروق تان را مرتب چک کنید.
اگر بالای چهل سال دارید
اگر مبتلا به دیابت ،فشار خون و سایر بیماریهای داخلی هستید
اگر درخانواده و بستگان درجه اول شما این بیماریها بخصوص بیماریهای قلبی وجود دارد
مراقب سلامتیتان باشید و بی پروا به کوه نروید و شروع به کوهنوردی نکنید.
مراجعه به پزشک ،معاینه ،آزمایشهای لازم و ترجیحا انجام تست ورزش تا حد زیادی خیال شما را از سلامت بدنتان آسوده خواهد کرد.
من ورزشکار بوده ام ؛ هیچ مشکلی ندارم ، در خانواده ما این چیزها نیست ، اینهمه کوه میروم و
همه و همه سخنانی هستند که میتوانند باعث مخفی ماندن بیماریها شوند .
بیماریهایی که در کوه میتوانند کشنده باشند.
پس
روح و ذهنمان را جلا دهیم ، آموزش ببینیم، تمرین کنیم، تجهیزات مناسب تهیه کنیم، سلامتیمان را بررسی کنیم
آنگاه
به کوه برویم و کوهنورد بمانیم
دکتر فرید عباسی
@MMrefe
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«کوه‌گشت» پنج‌شنبه 25 بهمن 1397:
گفت‌وگویی جذاب و شنیدنی درخصوص هیمالیانوردی با دکتر «علیرضا بهپور» / از آخرین صعود وی به قله 8163 متری «ماناسلو» و تلاش‌های اخیر بر روی این قله ...
@koohnevesht
کتاب ارزشمند:
Training for the New Alpinism که زمانی قرار بود به فارسی ترجمه شود تمریناتی را در سطوح مختلف به شما ارائه می دهد تا بتوانید به اهداف کوهنوردی تان برسید. این کتاب همچنین شامل مقالات و مطالب ارزشمندی از کوهنوردان نامداری مانند:

Ueli Steck, Mark Twight, Peter Habeler, Voytek Kurtyka, Will Gadd

است و با استفاده از تصاویر و نمودار ها و مطالب مختلف، می تواند شما را در راه رسیدن به اهداف کوهنوردی تان راهنمایی کند.

این کتاب نوشته آلپینیست مشهور Steve House و اسکی باز آمریکایی Scott Johnston در سال 2014 منتشر شده و با اینکه هنوز با سبک کوهنوردی ما فاصله دارد امیدواریم در آینده به فارسی برگردان و در اختیار علاقه مندان قرار بگیرد.

@garinmount


https://www.goodreads.com/book/show/18342422-training-for-the-new-alpinism
کلاس عملی پیشرفته پزشکی کوهستان
تهران ...چین کلاغ ... باشگاه هیماچال
امروز دهم اسفند ۹۷
فیلمی از کار عملی امروز در دوره پیشرفته پزشکی کوهستان
با تشکر از اقای "رضا ایگدر"
گزارشی از حادثه ماه قبل توچال
گزارش یک حادثه
امیر عزتی ..توچال ...۱۱.بهمن.۹۷
قسمت اول؛ شرح ماجرا
به نام خدا
گزارش پیش رو، شرح حادثه ای است که در تاریخ 11 بهمن ماه سال جاری در ارتفاعات توچال، حد فاصل ایستگاه 5 تا 7 در موقعیت جغرافیایی 35.870477, 51.404346 رخ داده است. آقای امیر عزتی، عضو رسمی باشگاه کوهنوردی هیماچال، تجربیات خود را از امداد مصدوم این حادثه و اقداماتش قبل از حضور در کلاس پیشرفته پزشکی کوهستان را به دکتر دزفولی، اینگونه بیان میکند:
روز پنجشنبه یازدهم بهمن ماه، تیم نه نفره باشگاه هیماچال به سرپرستی آقای مهرداد شهلایی، که در حال تمرین برای صعود زمستانه دماوند بودیم، جهت تمرین ایجاد کمپ به ارتفاعات توچال عزیمت کردیم. ساعت 15:00 با تله کابین از ایستگاه یک به ایستگاه 5 رفته و پس از چند دقیقه توقف در ایستگاه 5 ساعت 15:50 دقیقه پیمایش خود را آغاز کردیم. کوله پشتی ها سنگین بود، شرایط به نحوی بود که می بایست حتما از تجهیزات زمستانی نظیر کرامپون و کلنگ استفاده می کردیم. تیم به آرامی در باد حدود 40 کیلومتر بر روی برف سخت حرکت می کرد. وزش باد زیاد بود و تله کابین 5 به 7 نیز در آن روز تعطیل بود. نهایتا ساعت حدود 17:10 دقیقه محل مناسبی را جهت ایجاد کمپ به موقعیت 35.869682, 51.406812 انتخاب کردیم. برای جلوگیری از فرار کوله ها در باد، آنها را با طناب انفرادی به یکدیگر بسته و انتهای طناب را به اسنوتیوب بسته و آن را در برف فرو کردیم.
با استفاده از تیغه کلنگ، برف ها را می شکافته و با بیل برف قسمت های شکافته شده را جدا می کردیم. حوالی ساعت 17:30 متوجه نور قرمز رنگ در موقعیت ساعت 10 خود شدم. دقایقی نور را زیر نظر گرفته و متوجه دست تکان دادن دو نفر شدم. برای چند لحظه سرعت باد کاسته شد و فریادهای متمادی "کمک" نظر همه ی اعضا را به سمت نور قرمز جلب کرد. بلافاصله سرپرست تیم، سه نفر از اعضا شامل آقایان امیر عزتی، مهدی شکر و سپهر ریاحی را به سمت محل حادثه اعزام کرد و سرپرستی تیم سه نفره امداد را به اینجانب سپرد ومقرر شد خودش تا زمان استقرار کمپ در کنار اعضا بماند و سپس به ما ملحق شود. کوله ها را از طناب خارج کرده و با نوشیدنی گرم، طناب انفرادی ، زیر انداز، کاپشن اضافه و سایر تجهیزات لازم جهت کمک به مصدوم حرکت کردیم. حدود ساعت 17:55 به مصدوم رسیدیم. دو نفر از کوهنوردان عبوری شاهد اصلی ماجرا بودند و همان ها نیز با نور قرمز و فریاد، درخواست کمک کرده بودند. مصدوم در همان روز، با یک پیراهن معمولی، شلوار جین، کفش هایکینگ، یک جفت باتوم آراکان، بدون کلنگ و حتی یخ شکن معمولی، در دمای حدود 15 درجه زیر صفر، به صورت انفرادی اقدام به صعود قله توچال کرده بود و به امید بازگشت با تله کابین به هیچ وجه پیش بینی شرایط بحرانی را نکرده بود. او مسافتی در حدود 70 متر را روی برف سخت لیز خورده بود و در کنار دکل شماره 12 تله کابین پس از برخورد با چند قطعه سنگ، متوقف شده بود. مصدوم آقایی 54 ساله، ساکن تهران بود. حال وی را جویا شدم، از ناحیه کمر و لگن به شدت احساس درد می کرد. دمر بر روی زمین افتاده بود و قادر نبود پای چپش را که به سمت بالا تا کرده بود، صاف کند. دستش هایش را بالا تر از سر خود روی زمین گذاشته بود، بخشی از لباس هایش پاره و قسمتی از کمرش برهنه شده بود. صورت و دست هایش زخمی بود، ولی خونریزی آن در همان لحظات اولیه متوقف شده بود. با شماره تلفن 112 تماس گرفتم، خودم را معرفی کردم و موقعیت جغرافیایی محل حادثه را اعلام و شرایط مصدوم را توضیح دادم. هوا به سمت تاریکی می رفت. دو کوهنورد عبوری را توجیه کردم که با احتیاط به سمت ایستگاه 5 بروند و شب را در آنجا بمانند تا خود دچار حادثه نشوند و اگر تا زمان رسیدن آنها تیم امداد نیامد از همانجا دوباره درخواست کمک کنند و نتیجه را از طریق تلفن همراه به من اعلام نمایند. دقایقی بعد هلال احمر با من تماس گرفت و اطلاعات قبلی که ارائه کرده بودم را صحت سنجی کرد. امیدوار بودم که سریعا اقدام کنند چون هوا بسیار سرد و مصدوم نیز وضعیت خوبی نداشت. پس از مدتی شخص دیگری با من تماس گرفت و دوباره صحت سنجی اطلاعات کرد. این بار اپراتور با توجه به وخامت حال مصدوم، من را از هر گونه جابه جایی و دخالت در امور اورژانسی منع کرد. ساعت حدود 18:30 بود. باد شدیدتر و هوا سردتر شده بود. تماس سوم با من گرفته شد و بار دیگر یکی از اعضای ایستگاه 64 آتش نشانی ولنجک که در ایستگاه 5 مستقر بودند با من تماس گرفت و علاوه بر صحت سنجی اطلاعات اعلام کرد که تا دقایقی دیگر یا با تله کابین و یا با پای پیاده به سمت ما حرکت خواهند کرد.
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️
گزارش یک حادثه
امیر عزتی ..توچال ...۱۱.بهمن.۹۷
قسمت دوم؛ امداد رسانی
. ...ساعت به 19:00 رسید و هوا کاملا تاریک. چراغ های ایستگاه 5 به خوبی دیده می شد و کمپ شبانه ما نیز در گرای معکوس محل حادثه، بر پا شده بود. در همین حین، با زیر اندازها و کوله پشتی ها دور مصدوم را پوشانده بودیم تا بتوانیم جلوی باد را گرفته و گزش سرمای انتقالی به مصدوم را کاهش دهیم. بخشی از لباس هایش که پاره شده بود را تا جای ممکن روی قسمت های برهنه بدنش برگرداندم. برف هایی که در لباسش رفته بود را تخلیه کردم و با کاپشن پلار روی بدن مصدوم را پوشاندم. تمایلی به خوردن و نوشیدن نداشت و از هرگونه همکاری با ما جهت جابه جا کردن و خارج کردنش از حالت دمر عاجز بود. بیش از یکساعت از گزارش اولیه من گذشته بود. متوجه تحرک تعدادی هدلامپ در ایستگاه 5 شدم که در ابتدای مسیر به سمت ما حرکت می کردند. در همین لحظه مهرداد شهلایی، اعضای تیم ما را در کمپ شبانه مستقر کرده بود و به سمت ما حرکت کرد و دقایقی بعد به جمع سه نفره ما ملحق شد. به آرامی طوری که مصدوم متوجه نشود به مهرداد گفتم که شرایط مصدوم خوب نیست، به شدت احساس کمر درد دارد و نمی گذارد جابه جایش کنیم. هلال احمر نیز من را از دخالت در امور اورژانسی منع کرده. مهرداد کنار مصدوم نشست و حال او را جویا شد. همچنان درد داشت و ابتدا تصور کرد که تیم امداد آتش نشانی به محل رسیده است. اما اینگونه نبود.
دائم با مصدوم صحبت می کردیم تا هوشیاری او را بسنجیم. آقای شهلایی دو نفر از تیم سه نفره ما را به سمت چادرها بازگرداند و من و خودش کنار مصدوم ماندیم. ساعت به 20:10 رسید و نور هدلامپ های تیم امداد در زیر یک شیب تند که انتهای آن به دکل شماره 12 ختم میشد محو شده بود. ساعت به 20:45 رسید و ما از نیامدن تیم آتش نشانی نگران بودیم. مصدوم دائم سراغ تیم امداد را می گرفت و کم کم اعتمادش به ما کاسته شده بود. بدنش می لرزید، تمایلی به خوردن حتی یک لیوان چای گرم و یا یک دانه انجیر خشک نداشت. ساعت 21:05 دقیقه، مهرداد تصمیم گرفت به سمت محل توقف تیم آتش نشانی برود. من و مصدوم را تنها گذاشته و به سمت پایین راهی شد. مصدوم به طور کامل بی اعتماد شده بود و تصور می کرد که کم کم من نیز او را ترک خواهم کرد. کمی بین من و او بگو مگو پیش آمد. از نیامدن تیم امداد مضطرب، از وضعیت مصدوم نگران و از بی اعتمادیش به من عصبانی بودم. ساعت 21:40 صدای مهرداد که با کسی صحب می کرد را شنیدم. مهرداد 5 دقیقه بعد به من و مصدوم رسید. اما چرا از 5 آتش نشان، فقط یک نفر توانسته بیاید؟؟؟
جواب این سوال در آن لحظه برایم خیلی اهمیتی نداشت. آتش نشانی که به همراه مهرداد به ما رسیده بود، یک کوله پشتی 60 لیتری به همراه داشت. ابتدا تصورم این بود که تمام کوله پشتی او مملو از تجهیزات است. کوله را باز کرد و در کمال ناباوری یک عدد پتو از داخل کوله بیرون آورد و روی مصدوم انداخت!!!
با این حال برای من مهم این بود که امدادگری آموزش دیده با داشتن مجوزهای قانونی جهت اقدامات اورژانسی به مصدوم رسیده است. کمتر از 5 دقیقه بعد از رسیدن آتش نشان اول، تله کابین فعال شد. با شنیدن صدای حرکت تله کابین، امدادگر از ما خواست که به سمت کمپ خود برویم و دیگر نیازی به حضور ما در آن نقطه نیست. ما نیز به سمت چادرها حرکت کردیم اما بالاکشی مصدوم از پایین دکل تا داخل کابین تا حدود ساعت 22:50 دقیقه به طول انجامید. بعده ها متوجه شدم، که تیم امداد در آن شب خودش دچار حادثه شده بود. از تیم پنج نفره آنها نیز دو نفر به دلیل نداشتن تجهیزات لیز خورده بودند و دو نفر هم به دلیل نداشتن کفش مناسب قادر به کوبیدن برف نبودند و در پایین یکی از دکل ها منتظر تله کابین بودند. تنها یک نفر که کفش ترکینگ داشت به کمک کلنگ آقای شهلایی و ایجاد جای پایی که از کرامپون او حاصل می شد توانسته بود به مصدوم برسد.
خدا را شاکرم که مصدوم این حادثه اکنون زنده و در کنار خانواده اش می باشد....
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️