ذرهبین - علیرضا مجیدی
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل طی روزهای گذشته تحلیلهای مختلفی در مورد سفر رضا پهلوی به اسرائیل منتشر شده است. با این حال، به نظر میرسد عدم ارائه تصویر جامع از نوع نگرش اسرائیل به اپوزیسیون و بالعکس، چالشی است که باعث میشود تحلیلهای ارائه شده دچار…
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل
#⃣قسمت اول
طی روزهای گذشته تحلیلهای مختلفی در مورد سفر رضا پهلوی به اسرائیل منتشر شده است. با این حال، به نظر میرسد عدم ارائه تصویر جامع از نوع نگرش اسرائیل به اپوزیسیون و بالعکس، چالشی است که باعث میشود تحلیلهای ارائه شده دچار آفت «بخشینگری» شوند. در اینجا یک چارچوب کلی برای درک این سفر ارائه میشود.
لازم به ذکر است با توجه به اینکه جزئیات سفر - مانند مذاکرات احتمالی صورت گرفته - در دسترس نیست، به سختی میتوان تحلیل جامعی از این سفر ارائه داد! آنچه در این یادداشت ارائه میشود صرفا ارائه «چارچوبی برای درک رابطه متقابل اپوزیسیون و اسرائیل» است.
1️⃣جدیترین طرح اپوزیسیون؛ تهاجم نظامی خارجی
🔹 برخلاف آنچه در فضای رسانهای بیان میشود، عمده گروههای واقعی و مؤثر اپوزیسیون اتفاق نظر دارند که بدون هجوم نظامی خارجی، احتمال تغییر کلی ساختار حاکمیت در ایران نزدیک به صفر است. در واقع وجه تمایز عمده گرایشهای «رادیکال» و گروههای «برانداز تمامعیار» - که در قالب نشست جورجتاون و... متشکل شدند - با دیگر گروههای اپوزیسیون در این است که امکان «استحاله»، «اصلاح از درون» و حتی «فروپاشی از طریق اعتراضات مدنی» را نزدیک به صفر میدانند.
🔹 علت استفاده از برگ «گروههای مسلح کردی» از سوی برخی گروههای اپوزیسیون - مشخصا طرح «کریم سجادپور» - و حتی جدی بودن ایده استفاده از برگ گروههای تروریست بدنامی مثل «منافقین خلق» در طراحیهای سازمانهای امنیتی نیز همین قابلیت این گروهها برای رزم مسلحانه است.
🔹 اگر تجربه تغییر نظامهای سیاسی و حکومتها را در خاورمیانه را مرور کنیم، طی ۴ دهه اخیر هیچ حکومتی بدون خونریزی گسترده سقوط نکرده است؛ مگر اینکه واجد دو ویژگی ذیل باشد: اول اینکه ارتش ملی آن ساختاری نیمهمستقل نسبت به رأس نظام داشته، دوم اینکه رأس نظام فاقد اراده کافی برای جنگیدن باشد و با وقوع اولین اعتراضات، از قدرت استعفا دهد. در غیاب دو ویژگی فوق، تقریبا هیچ رژیمچنجی اتفاق نیفتاده است! این نکته زمانی جدیتر میشود که در نظر بگیریم جمهوری اسلامی دارای یک بدنه مردمی وفادار، حامی و ایدئولوژیک است که جمعیت آن در کمترین برآوردها نیز از مرز ۱۰میلیون فراتر میرود.
🔹 البته در این میان، میتوان احتمال اقدامات درونساختاری برای تغییرات بنیادین را در نظر داشت. تجربه نحوه کنار زدن «عمر البشیر» در سودان و «محمد مرسی» در مصر نشان میدهد اگر یک کشور خارجی دارای سطح بسیار بالا و گستردهای از دسترسی در نهادهای امنیتی و نظامی باشد، میتواند از این طریق تغییرات بنیادین در سطح ساختار به وجود بیاورد و به این ترتیب کار به «تهاجم نظامی خارجی» نکشد!
2️⃣«اسرائیل»؛ تنها گزینه قابل اتکای اپوزیسیون رادیکال برای اقدام نظامی و حتی امنیتی
🔹 حال اگر فرض بگیریم که اپوزیسیون رادیکال به این نتیجه برسد که برای سرنگونی نظام حاکم بر ایران نیازمند مداخله جدی خارجی است، باید از این مرحله در جستجوی متحدین باشد. دیدارهای چندگانه «حامد اسماعیلیون» و «علینژاد»، حضور بخشی از اپوزیسون در اجلاسهای «هالیفکس» و «مونیخ» و حتی سخنرانی «نازنین بنیادی» و «شیرین عبادی» در نشست غیررسمی شورای امنیت سازمان ملل و... همگی در همین راستا قابل تفسیر است.
🔹 اما نکته قابل توجه این است که - دست کم در حال حاضر و با توجه به مواضع دیپلماتیک تهران طی ۶ هفته اخیر - هیچ دولتی در جهان هنوز به این تصمیم نهایی نرسیده که برای سرنگونی جمهوری اسلامی وارد عمل شود!
🔹 تقریبا تنها گزینه قابل اتکا و دارای عزم جدی برای اقدام نظامی و امنیتی علیه تهران، «اسرائیل» است.
🔹 ضمن اینکه اسرائیل علاوه بر تمایل شدید برای اقدام نظامی، طی سالهای اخیر نشان داده دارای شبکه امنیتی قدرتمندی در ایران بوده و میتواند در مواقع لزوم دست به اقدامات اثرگذار بزند.
🔹 برخی کارشناسان زبردست در مسأله «نفوذ» اعتقاد دارند بخشی از شبکهای که پرویز ثابتی در ساواک تشکیل داده بود، بعد از انقلاب بازسازی شده و سر نخ آن در اسرائیل قرار دارد. از قضا میتوان احتمال داد که این سرشبکهها هنوز هم با حلقههای سلطنتطلب و مشروطهخواه دارای ارتباطات گستردهای باشند.
@ME_Magnifier
#⃣قسمت اول
طی روزهای گذشته تحلیلهای مختلفی در مورد سفر رضا پهلوی به اسرائیل منتشر شده است. با این حال، به نظر میرسد عدم ارائه تصویر جامع از نوع نگرش اسرائیل به اپوزیسیون و بالعکس، چالشی است که باعث میشود تحلیلهای ارائه شده دچار آفت «بخشینگری» شوند. در اینجا یک چارچوب کلی برای درک این سفر ارائه میشود.
لازم به ذکر است با توجه به اینکه جزئیات سفر - مانند مذاکرات احتمالی صورت گرفته - در دسترس نیست، به سختی میتوان تحلیل جامعی از این سفر ارائه داد! آنچه در این یادداشت ارائه میشود صرفا ارائه «چارچوبی برای درک رابطه متقابل اپوزیسیون و اسرائیل» است.
1️⃣جدیترین طرح اپوزیسیون؛ تهاجم نظامی خارجی
🔹 برخلاف آنچه در فضای رسانهای بیان میشود، عمده گروههای واقعی و مؤثر اپوزیسیون اتفاق نظر دارند که بدون هجوم نظامی خارجی، احتمال تغییر کلی ساختار حاکمیت در ایران نزدیک به صفر است. در واقع وجه تمایز عمده گرایشهای «رادیکال» و گروههای «برانداز تمامعیار» - که در قالب نشست جورجتاون و... متشکل شدند - با دیگر گروههای اپوزیسیون در این است که امکان «استحاله»، «اصلاح از درون» و حتی «فروپاشی از طریق اعتراضات مدنی» را نزدیک به صفر میدانند.
🔹 علت استفاده از برگ «گروههای مسلح کردی» از سوی برخی گروههای اپوزیسیون - مشخصا طرح «کریم سجادپور» - و حتی جدی بودن ایده استفاده از برگ گروههای تروریست بدنامی مثل «منافقین خلق» در طراحیهای سازمانهای امنیتی نیز همین قابلیت این گروهها برای رزم مسلحانه است.
🔹 اگر تجربه تغییر نظامهای سیاسی و حکومتها را در خاورمیانه را مرور کنیم، طی ۴ دهه اخیر هیچ حکومتی بدون خونریزی گسترده سقوط نکرده است؛ مگر اینکه واجد دو ویژگی ذیل باشد: اول اینکه ارتش ملی آن ساختاری نیمهمستقل نسبت به رأس نظام داشته، دوم اینکه رأس نظام فاقد اراده کافی برای جنگیدن باشد و با وقوع اولین اعتراضات، از قدرت استعفا دهد. در غیاب دو ویژگی فوق، تقریبا هیچ رژیمچنجی اتفاق نیفتاده است! این نکته زمانی جدیتر میشود که در نظر بگیریم جمهوری اسلامی دارای یک بدنه مردمی وفادار، حامی و ایدئولوژیک است که جمعیت آن در کمترین برآوردها نیز از مرز ۱۰میلیون فراتر میرود.
🔹 البته در این میان، میتوان احتمال اقدامات درونساختاری برای تغییرات بنیادین را در نظر داشت. تجربه نحوه کنار زدن «عمر البشیر» در سودان و «محمد مرسی» در مصر نشان میدهد اگر یک کشور خارجی دارای سطح بسیار بالا و گستردهای از دسترسی در نهادهای امنیتی و نظامی باشد، میتواند از این طریق تغییرات بنیادین در سطح ساختار به وجود بیاورد و به این ترتیب کار به «تهاجم نظامی خارجی» نکشد!
2️⃣«اسرائیل»؛ تنها گزینه قابل اتکای اپوزیسیون رادیکال برای اقدام نظامی و حتی امنیتی
🔹 حال اگر فرض بگیریم که اپوزیسیون رادیکال به این نتیجه برسد که برای سرنگونی نظام حاکم بر ایران نیازمند مداخله جدی خارجی است، باید از این مرحله در جستجوی متحدین باشد. دیدارهای چندگانه «حامد اسماعیلیون» و «علینژاد»، حضور بخشی از اپوزیسون در اجلاسهای «هالیفکس» و «مونیخ» و حتی سخنرانی «نازنین بنیادی» و «شیرین عبادی» در نشست غیررسمی شورای امنیت سازمان ملل و... همگی در همین راستا قابل تفسیر است.
🔹 اما نکته قابل توجه این است که - دست کم در حال حاضر و با توجه به مواضع دیپلماتیک تهران طی ۶ هفته اخیر - هیچ دولتی در جهان هنوز به این تصمیم نهایی نرسیده که برای سرنگونی جمهوری اسلامی وارد عمل شود!
🔹 تقریبا تنها گزینه قابل اتکا و دارای عزم جدی برای اقدام نظامی و امنیتی علیه تهران، «اسرائیل» است.
🔹 ضمن اینکه اسرائیل علاوه بر تمایل شدید برای اقدام نظامی، طی سالهای اخیر نشان داده دارای شبکه امنیتی قدرتمندی در ایران بوده و میتواند در مواقع لزوم دست به اقدامات اثرگذار بزند.
🔹 برخی کارشناسان زبردست در مسأله «نفوذ» اعتقاد دارند بخشی از شبکهای که پرویز ثابتی در ساواک تشکیل داده بود، بعد از انقلاب بازسازی شده و سر نخ آن در اسرائیل قرار دارد. از قضا میتوان احتمال داد که این سرشبکهها هنوز هم با حلقههای سلطنتطلب و مشروطهخواه دارای ارتباطات گستردهای باشند.
@ME_Magnifier
ذرهبین - علیرضا مجیدی
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل #⃣قسمت اول طی روزهای گذشته تحلیلهای مختلفی در مورد سفر رضا پهلوی به اسرائیل منتشر شده است. با این حال، به نظر میرسد عدم ارائه تصویر جامع از نوع نگرش اسرائیل به اپوزیسیون و بالعکس، چالشی است که باعث میشود تحلیلهای ارائه…
🔷تأملی در سفر رضا پهلوی به اسرائیل
#⃣قسمت دوم
3️⃣اسرائیل و بازی با برگه اپوزیسیون
🔹اگر برای بقیه سرویسهای جاسوسی جهان، اپوزیسیون ایران در حکم یک مهره بازی کموزن تلقی میشوند که حداکثر کارکردشان «تاکتیکی» است، دست کم اسرائیل در یک نقطه محکم ایستاده که «اپوزیسیون ایرانی» برگهای برای «چانهزنی سیاسی» در مناسبات مستقیم و غیرمستقیم با ایران نخواهد بود!
🔹طی ۴ دهه گذشته، اسرائیل با طیفهای متنوعی از اپوزیسیون ایرانی ارتباط گرفته است. در این زمینه برخی آگاهان صراحتا از نقش اسرائیل در تحریک گسلهای بالقوه قومیتی از طریق حمایت از گروههای قومگرا و تجزیهطلب صحبت میکنند. به اینها باید ارتباط علنی و حمایت صریح چند طیف اصطلاحا «مرکزگرا» یا «ناسیونالیست» از اسرائیل را افزود که در این زمینه حتی بیپروایی و بیمبالاتی علمی و تحلیلی نیز کاملا محسوس است تا انگارههایی مبنی بر همسویی منافع کلان اسرائیل و ایران را برسازند!!
🔹به اینها باید نفوذ امنیتی اسرائیل در داخل ایران را افزود که حدیث مفصلی است و در این مقال نمیگنجد.
4️⃣ایده اقدام نظامی برای اسرائیل
🔹 حال اگر در نظر بگیریم که اسرائیل قصد عملیات نظامی و امنیتی علیه ایران را داشته باشد، در این زمینه، چهار راهکار کلی را باید بررسی کند:
🔸الف) تضعیف شدید دولت مرکزی و حمایت از قومیتها در پیرامون برای درگیر سازی تهران با مسائل داخلی خود {الگوی به کار رفته در سوریه}
🔸ب) اقدام نظامی هدفمند هوایی در تهران برای حذف سران نظام و فرسایش نیروهای نظامی جهت آمادهسازی اقدام نظامی گسترده {الگوی به کار رفته علیه داعش} یا زمینهسازی برای شکلگیری شورشهای کور شهری همزمان با حذف سران و مقدمهای برای ورود ایران به دوره جنگهای داخلی ملوکالطوائفی {الهام گرفته از الگوی بیرون رفتن شوروی از افغانستان؛ هرچند با تغییرات قابل توجه در شکل کلی آن}
🔸ج) اقدام نظامی گسترده و تصرف خاک کشور {الگوی به کار رفته در عراق با سرنگونی صدام}
🔸د) عملیات نظامی گامبهگام و پلهپله برای فلجسازی بخش خاصی از صنایع نظامی و حساس کشور و همزمان فعالسازی کانالهای واسط برای مهار سطح تنش {الهام گرفته از الگوی جنگ اول خلیج فارس و آزادسازی کویت؛ هرچند با تغییرات قابل توجه در شکل کلی آن}
🔹 منطقا روی کاغذ گزینه سوم صد درصد منتفی است؛ زیرا اسرائیل از نظر جمعیتی و عمق استراتژیک جغرافیایی فاقد پشتوانه حداقلی است که دست به اشغال کشوری در وسعت ایران بزند.
🔹 گزینه چهارم شاید کمهزینهترین گزینه باشد؛ اما ریسک آن بسیار بالاست! زیرا به طور کامل وابسته به پیشبینی رفتار ایران و بلکه فراتر از پیشبینی، اطمینانخاطر بابت انعطاف تهران در آن شرایط خاص است. این مورد نیز محل تشکیک جدی میباشد. با این حال، یکی از "ابزارهای چانهزنی" در چنین سناریویی، امکان بدیلسازی در حاکمیت و اعلان اخطار جهت گام نهادن در مسیر سناریوهای اول و دوم است.
🔹 طبیعی است که گزینه اول و دوم نیازمند نیروهای متحد و یا مؤتلف بومی است که یا شاخههای نظامی سازمانیافته در اختیار داشته باشند یا برآوردها نشان دهد دارای یک پایگاه اجتماعی حداقلی (فرضا ۵ تا ۱۰ درصد جامعه هدف در یک منطقه خاص) باشند. در سناریوی اول به طور مشخص، این مؤتلف باید مرکزگرا باشد و در سناریوی دوم نیز غیاب مؤتلفین و متحدین مرکزگرا، باعث اتحاد مرکزنشینان با حاکمیت در برابر خطر «تجزیه ایران» میشود. خصوصا اینکه هم تهران و هم تلآویو به خوبی با تجربه ۱۲ سال اخیر سوریه آشنایی دارند.
🔹 با توجه به این موارد، روشن است که اسرائیل هم برای هرگونه اقدام - اعم از نظامی و امنیتی - نیازمند متحدینی مرکزگرا در اپوزیسیون ایرانی است. از این منظر، استقبال از شخصی مانند «رضا پهلوی» برگه بسیار ایدهآلی است و حتی نسبت به دیگر اضلاع اپوزیسیون حاضر در جورجتاون اولویت دارد.
*️⃣پینوشت:
برخی دوستان گله میکنند که چرا در متن از کلمه «اسرائیل» استفاده کردهام. در پاسخ باید گفت در این متن مطلقا بحث اخلاقی یا مشروعیت فلسفی یک رژیم یا کشور مطرح نیست؛ بلکه منحصرا از کارکرد یک «نهاد دولت» (هرچند نامشروع) صحبت میشود که دارای قابلیت اقدامات نظامی و امنیتی است. طبعا این نهاد، اسرائیل نام دارد؛ هرچند از نظر ایدئولوژیک و ساختاری مصداق دقیق «رژیم صهیونیستی» است و از نظر حقوقی و فلسفی آن را نامشروع بدانیم.
@ME_Magnifier
#⃣قسمت دوم
3️⃣اسرائیل و بازی با برگه اپوزیسیون
🔹اگر برای بقیه سرویسهای جاسوسی جهان، اپوزیسیون ایران در حکم یک مهره بازی کموزن تلقی میشوند که حداکثر کارکردشان «تاکتیکی» است، دست کم اسرائیل در یک نقطه محکم ایستاده که «اپوزیسیون ایرانی» برگهای برای «چانهزنی سیاسی» در مناسبات مستقیم و غیرمستقیم با ایران نخواهد بود!
🔹طی ۴ دهه گذشته، اسرائیل با طیفهای متنوعی از اپوزیسیون ایرانی ارتباط گرفته است. در این زمینه برخی آگاهان صراحتا از نقش اسرائیل در تحریک گسلهای بالقوه قومیتی از طریق حمایت از گروههای قومگرا و تجزیهطلب صحبت میکنند. به اینها باید ارتباط علنی و حمایت صریح چند طیف اصطلاحا «مرکزگرا» یا «ناسیونالیست» از اسرائیل را افزود که در این زمینه حتی بیپروایی و بیمبالاتی علمی و تحلیلی نیز کاملا محسوس است تا انگارههایی مبنی بر همسویی منافع کلان اسرائیل و ایران را برسازند!!
🔹به اینها باید نفوذ امنیتی اسرائیل در داخل ایران را افزود که حدیث مفصلی است و در این مقال نمیگنجد.
4️⃣ایده اقدام نظامی برای اسرائیل
🔹 حال اگر در نظر بگیریم که اسرائیل قصد عملیات نظامی و امنیتی علیه ایران را داشته باشد، در این زمینه، چهار راهکار کلی را باید بررسی کند:
🔸الف) تضعیف شدید دولت مرکزی و حمایت از قومیتها در پیرامون برای درگیر سازی تهران با مسائل داخلی خود {الگوی به کار رفته در سوریه}
🔸ب) اقدام نظامی هدفمند هوایی در تهران برای حذف سران نظام و فرسایش نیروهای نظامی جهت آمادهسازی اقدام نظامی گسترده {الگوی به کار رفته علیه داعش} یا زمینهسازی برای شکلگیری شورشهای کور شهری همزمان با حذف سران و مقدمهای برای ورود ایران به دوره جنگهای داخلی ملوکالطوائفی {الهام گرفته از الگوی بیرون رفتن شوروی از افغانستان؛ هرچند با تغییرات قابل توجه در شکل کلی آن}
🔸ج) اقدام نظامی گسترده و تصرف خاک کشور {الگوی به کار رفته در عراق با سرنگونی صدام}
🔸د) عملیات نظامی گامبهگام و پلهپله برای فلجسازی بخش خاصی از صنایع نظامی و حساس کشور و همزمان فعالسازی کانالهای واسط برای مهار سطح تنش {الهام گرفته از الگوی جنگ اول خلیج فارس و آزادسازی کویت؛ هرچند با تغییرات قابل توجه در شکل کلی آن}
🔹 منطقا روی کاغذ گزینه سوم صد درصد منتفی است؛ زیرا اسرائیل از نظر جمعیتی و عمق استراتژیک جغرافیایی فاقد پشتوانه حداقلی است که دست به اشغال کشوری در وسعت ایران بزند.
🔹 گزینه چهارم شاید کمهزینهترین گزینه باشد؛ اما ریسک آن بسیار بالاست! زیرا به طور کامل وابسته به پیشبینی رفتار ایران و بلکه فراتر از پیشبینی، اطمینانخاطر بابت انعطاف تهران در آن شرایط خاص است. این مورد نیز محل تشکیک جدی میباشد. با این حال، یکی از "ابزارهای چانهزنی" در چنین سناریویی، امکان بدیلسازی در حاکمیت و اعلان اخطار جهت گام نهادن در مسیر سناریوهای اول و دوم است.
🔹 طبیعی است که گزینه اول و دوم نیازمند نیروهای متحد و یا مؤتلف بومی است که یا شاخههای نظامی سازمانیافته در اختیار داشته باشند یا برآوردها نشان دهد دارای یک پایگاه اجتماعی حداقلی (فرضا ۵ تا ۱۰ درصد جامعه هدف در یک منطقه خاص) باشند. در سناریوی اول به طور مشخص، این مؤتلف باید مرکزگرا باشد و در سناریوی دوم نیز غیاب مؤتلفین و متحدین مرکزگرا، باعث اتحاد مرکزنشینان با حاکمیت در برابر خطر «تجزیه ایران» میشود. خصوصا اینکه هم تهران و هم تلآویو به خوبی با تجربه ۱۲ سال اخیر سوریه آشنایی دارند.
🔹 با توجه به این موارد، روشن است که اسرائیل هم برای هرگونه اقدام - اعم از نظامی و امنیتی - نیازمند متحدینی مرکزگرا در اپوزیسیون ایرانی است. از این منظر، استقبال از شخصی مانند «رضا پهلوی» برگه بسیار ایدهآلی است و حتی نسبت به دیگر اضلاع اپوزیسیون حاضر در جورجتاون اولویت دارد.
*️⃣پینوشت:
برخی دوستان گله میکنند که چرا در متن از کلمه «اسرائیل» استفاده کردهام. در پاسخ باید گفت در این متن مطلقا بحث اخلاقی یا مشروعیت فلسفی یک رژیم یا کشور مطرح نیست؛ بلکه منحصرا از کارکرد یک «نهاد دولت» (هرچند نامشروع) صحبت میشود که دارای قابلیت اقدامات نظامی و امنیتی است. طبعا این نهاد، اسرائیل نام دارد؛ هرچند از نظر ایدئولوژیک و ساختاری مصداق دقیق «رژیم صهیونیستی» است و از نظر حقوقی و فلسفی آن را نامشروع بدانیم.
@ME_Magnifier
Forwarded from اندیشکده جریان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 ۲۰۲۳؛ سال پر حادثه
در شبکههای اجتماعی، حساب شخصی باز کردم تا با هم در مورد تحولات کشورهای عربی خاورمیانه صحبت کنیم. اما طی ماههای اخیر مسائلی پیش اومد که نتونستم در این فضا تمرکز کنم...
اما الحمدلله موانع برطرف شد و با توکل به خدا گردگیری رو شروع و کرکره این حساب رو بالا دادم تا با هم در مورد تحولات جهان عرب صحبت کنیم.
فرمودهاند: «حياة العلم بالرد والنقد» بدون تیغ تیز نقد و رد کردن نظرات، اساسا علم و دانشی باقی نمیمونه. هر وقت احساس کنیم تحلیلها و برداشت های خودمون عین صواب هست و نقد رو برنتابیم، قطعا مثل فواره سقوط میکنیم و از درک حقیقت عاجز میشیم. برای همین هم همون به نقد و مباحثه نیاز داریم. ممنون میشم اگه نقد، پیشنهاد، راهنمایی و... رو دریغ نکنید تا اینجا در کنار هم مباحثههای خوبی داشته باشیم.
@ME_Magnifier
در شبکههای اجتماعی، حساب شخصی باز کردم تا با هم در مورد تحولات کشورهای عربی خاورمیانه صحبت کنیم. اما طی ماههای اخیر مسائلی پیش اومد که نتونستم در این فضا تمرکز کنم...
اما الحمدلله موانع برطرف شد و با توکل به خدا گردگیری رو شروع و کرکره این حساب رو بالا دادم تا با هم در مورد تحولات جهان عرب صحبت کنیم.
فرمودهاند: «حياة العلم بالرد والنقد» بدون تیغ تیز نقد و رد کردن نظرات، اساسا علم و دانشی باقی نمیمونه. هر وقت احساس کنیم تحلیلها و برداشت های خودمون عین صواب هست و نقد رو برنتابیم، قطعا مثل فواره سقوط میکنیم و از درک حقیقت عاجز میشیم. برای همین هم همون به نقد و مباحثه نیاز داریم. ممنون میشم اگه نقد، پیشنهاد، راهنمایی و... رو دریغ نکنید تا اینجا در کنار هم مباحثههای خوبی داشته باشیم.
@ME_Magnifier
ذرهبین - علیرضا مجیدی
🔵 ۲۰۲۳؛ سال پر حادثه در شبکههای اجتماعی، حساب شخصی باز کردم تا با هم در مورد تحولات کشورهای عربی خاورمیانه صحبت کنیم. اما طی ماههای اخیر مسائلی پیش اومد که نتونستم در این فضا تمرکز کنم... اما الحمدلله موانع برطرف شد و با توکل به خدا گردگیری رو شروع و…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اولین رشتو بعد از بازگشت به توییتر
🔷وضعیت متفاوت اسرائیل برای تداوم هجوم به غزه
https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1740828217211285630
@ME_Magnifier
متن کامل
👇
🔷وضعیت متفاوت اسرائیل برای تداوم هجوم به غزه
https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1740828217211285630
@ME_Magnifier
متن کامل
👇
ذرهبین - علیرضا مجیدی
اولین رشتو بعد از بازگشت به توییتر 🔷وضعیت متفاوت اسرائیل برای تداوم هجوم به غزه https://twitter.com/alirezamajidi66/status/1740828217211285630 @ME_Magnifier متن کامل 👇
⏺وضعیت متفاوت اسرائیل برای تداوم هجوم به غزه
1️⃣جنگ خارجی باید باعث انسجام داخلی بشه؛ اما این وضعیت در اسرائیل کاملا متفاوته.
از ابتدای جنگ، شکاف «قومیت» (عربی یهودی) تشدید شد و حالا شکاف به عرصه سیاست هم کشیده شده.
همزمان در سطح دیگری شکاف سکولار-مذهبی در حال افزایش است.
2️⃣شکاف «قومیت» (عربی یهودی) به جایی کشیده شده که خاخام «مئیر شموئیلی» صریحا میگوید پزشکان عرب، بیماران یهودی را در بیمارستانها (خصوصا در بزرگترین بندر اسرائیل: اشدود) به قتل میرسانند؛ اما به نام «ناکامی در درمان» (مرگ طبیعی) ثبت میکنند.
مشاهده فیلم در این لینک: [۱]
3️⃣همین شکاف، در فضای رسانهای به شکل دیگری بازتولید شده است.
خبرنگار عربزبان روزنامه هاآرتص صراحتا خبرنگاران فلسطینی حاضر در غزه را «قهرمانان جنگ از نگاه جهانیان» میخواند:
[۲]
همو در جای دیگر از حجم بالای کشتار غیرنظامیان مینویسد:
[۳]
4️⃣این شکاف، حتی به نزاع در میان خبرنگاران درجه اول اسرائیلی هم کشیده شده است.
خبرنگاران یهودی رسما به پروندهسازی علیه خبرنگاران عربتبار مشغولند و حتی خواستار محاکمه آنها به اتهام «وطنفروشی» و «همکاری با دشمن متخاصم» شدهاند.
[۴]
5️⃣در مورد شکاف در عرصه سیاست که بسیار نوشتهاند و نیازی به اطاله کلام نیست.
تنها به ذکر یک نکته کوتاه بسنده میکنم که همه اپوزیسیون هم نگاه واحدی ندارند! مثلا نگرش «گیدعون سعر» علیه دولت خودگردان از نگرش نتانیاهو هم تندتر است؛ یا «آویگدور لیبرمن» از گالانت هم رویکرد تندتری دارد!
6️⃣شکاف مذهبی و سکولار نیز به مرور در حال رشد است. به عنوان نمونه احزاب مذهبی تلاش میکنند تا در کابینه جنگ، به سهمیه اختصاصی دست یابند! یعنی حتی به متحد خود (لیکود) اعتماد کافی ندارند!
به نظر میرسد این شکاف، طی هفتهای آینده تشدید شود.
[۵]
7️⃣و بالاخره باید به شکافهای اجتماعی جدید اشاره کرد. خانواده افرادی که از هفت اکتوبر در دست حماس هستند و دولت نتانیاهو نتوانسته با عملیات نظامی آنها را رها کند، در حال بازتولید یک شکاف اجتماعی جدید هستند:
[۶]
8️⃣مجموع این شرایط نشان میدهد استمرار جنگ، اسرائیل را با مشکلات شدیدتری مواجه میکند تا این سئوال به طور جدی مطرح شود:
«آیا نتانیاهو در حمله به غزه، منافع شخصی خود را دنبال میکند؟»
برای درک بهتر این نکته، باید فضای داخلی آنها را بهتر شناخت.
در آینده بیشتر مینویسم.
@ME_Magnifier
1️⃣جنگ خارجی باید باعث انسجام داخلی بشه؛ اما این وضعیت در اسرائیل کاملا متفاوته.
از ابتدای جنگ، شکاف «قومیت» (عربی یهودی) تشدید شد و حالا شکاف به عرصه سیاست هم کشیده شده.
همزمان در سطح دیگری شکاف سکولار-مذهبی در حال افزایش است.
2️⃣شکاف «قومیت» (عربی یهودی) به جایی کشیده شده که خاخام «مئیر شموئیلی» صریحا میگوید پزشکان عرب، بیماران یهودی را در بیمارستانها (خصوصا در بزرگترین بندر اسرائیل: اشدود) به قتل میرسانند؛ اما به نام «ناکامی در درمان» (مرگ طبیعی) ثبت میکنند.
مشاهده فیلم در این لینک: [۱]
3️⃣همین شکاف، در فضای رسانهای به شکل دیگری بازتولید شده است.
خبرنگار عربزبان روزنامه هاآرتص صراحتا خبرنگاران فلسطینی حاضر در غزه را «قهرمانان جنگ از نگاه جهانیان» میخواند:
[۲]
همو در جای دیگر از حجم بالای کشتار غیرنظامیان مینویسد:
[۳]
4️⃣این شکاف، حتی به نزاع در میان خبرنگاران درجه اول اسرائیلی هم کشیده شده است.
خبرنگاران یهودی رسما به پروندهسازی علیه خبرنگاران عربتبار مشغولند و حتی خواستار محاکمه آنها به اتهام «وطنفروشی» و «همکاری با دشمن متخاصم» شدهاند.
[۴]
5️⃣در مورد شکاف در عرصه سیاست که بسیار نوشتهاند و نیازی به اطاله کلام نیست.
تنها به ذکر یک نکته کوتاه بسنده میکنم که همه اپوزیسیون هم نگاه واحدی ندارند! مثلا نگرش «گیدعون سعر» علیه دولت خودگردان از نگرش نتانیاهو هم تندتر است؛ یا «آویگدور لیبرمن» از گالانت هم رویکرد تندتری دارد!
6️⃣شکاف مذهبی و سکولار نیز به مرور در حال رشد است. به عنوان نمونه احزاب مذهبی تلاش میکنند تا در کابینه جنگ، به سهمیه اختصاصی دست یابند! یعنی حتی به متحد خود (لیکود) اعتماد کافی ندارند!
به نظر میرسد این شکاف، طی هفتهای آینده تشدید شود.
[۵]
7️⃣و بالاخره باید به شکافهای اجتماعی جدید اشاره کرد. خانواده افرادی که از هفت اکتوبر در دست حماس هستند و دولت نتانیاهو نتوانسته با عملیات نظامی آنها را رها کند، در حال بازتولید یک شکاف اجتماعی جدید هستند:
[۶]
8️⃣مجموع این شرایط نشان میدهد استمرار جنگ، اسرائیل را با مشکلات شدیدتری مواجه میکند تا این سئوال به طور جدی مطرح شود:
«آیا نتانیاهو در حمله به غزه، منافع شخصی خود را دنبال میکند؟»
برای درک بهتر این نکته، باید فضای داخلی آنها را بهتر شناخت.
در آینده بیشتر مینویسم.
@ME_Magnifier
X (formerly Twitter)
علیرضا مجیدی (@alirezamajidi66) on X
شکاف «قومیت» (عربی یهودی) به جایی کشیده شده که خاخام «مئیر شموئیلی» صریحا میگوید پزشکان عرب، بیماران یهودی را در بیمارستانها (خصوصا در بزرگترین بندر اسرائیل: اشدود) به قتل میرسانند؛ اما به نام «ناکامی در درمان» (مرگ طبیعی) ثبت میکنند.
۲/
۲/
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه
@ME_Magnifier
@ME_Magnifier
ذرهبین - علیرضا مجیدی
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه @ME_Magnifier
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه
*️⃣مقدمه:
بعد از ترور سردار شهید سید رضی، رژیم صهیونیستی حداقل در سه نوبت دیگر نیز به سوریه حمله کرده است. حملاتی که فعلا از نظر میدانی پایانی برای آن متصور نیست. در چنین شرایطی، این پرسش به طور جدی مطرح است که بهترین نوع واکنش از طرف ایران و مقاومت، باید چگونه باشد؟ در این زمینه، ۱۵ نکته ذیل قابل طرح است:
۱- رفتار کلی اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی ایران را میتوان ذیل ۲ استراتژی «هزار چاقو» و «قورباغه پخته» تعریف کرد.
در استراتژی «هزار چاقو»، اصلا قرار نیست ضربات نهایی را به این زودیها وارد کرد و «تعدد خسارتهای محدود» بر «یک نبرد سنگین و پرخسارت (که پایان آن نامشخص باشد)» اولویت دارد.
در «قورباغه پخته» هم به مرور حساسیت سیستم مقابل (جمهوری اسلامی) در برابر آسیبپذیری را به تدریج بالا میبرند. اگر همین سوریه را مثال بزنیم، ابتدا از زدن سولهها یا زدن باند فرودگاه بعد از تخلیه بار شروع شد؛ اما کار به جایی رسیده که قدیمیترین فرمانده ایرانی را ترور میکنند.
۲- انقطاع تاریخی وجود ندارد و اساسا رویکرد تنشآفرین تل آویو علیه تهران ارتباطی با انتخاب ما ندارد.
به عبارت دقیقتر، الآن در سال ۲۰۰۳ (بعد از اشغال عراق)، ۲۰۱۱ (آغاز بحران سوریه)، ۲۰۱۷ (آزادسازی البوکمال و اتصال زمینی عراق و سوریه)، ۲۰۱۸ (ورود نیروهای مقاومت به جنوب سوریه و نقض توافق سهجانبه آمریکا، روسیه و اردن) و... نیستیم. تلآویو نیز در سه سطح «گفتمان جمهوری اسلامی»، «رویکردهای منطقهای» و «حضور در سوریه» علاوه بر لبنان و فلسطین، جمهوری اسلامی ایران را «تهدید وجودی» میداند و صرف نظر از «اقدامات اخیر ایران»، رویکرد خصمانه و تهاجمی علیه تهران برگزیده است.
۳- با این حال در رفتارشناسی ۵ سال گذشته تلآویو شاهد آن هستیم که بیشترین تعدیها علیه نیروهای مقاومت، در سوریه و ایران و کمترین تعدی در لبنان حتی عراق و یمن صورت میگیرد.
این در حالیست که از منظر تهدیدانگاری، صهیونیستها از لبنان بیشتر احساس تهدید میکنند.
دقت در تفاوت اسلوب آنها در لبنان و سوریه، دلالتهای مهمی دارد.
۴- در مقایسه میان نتانیاهو و بنت میتوان مشاهده کرد که نتانیاهو در اقدامات ضد ایرانی محتاطتر است؛ اما عمیقاً به «صدور بحران» اعتقاد و نیاز دارد.
۵- اگر به بند اول بازگردیم و تحولات یک دهه اخیر و خصوصاً ۲۰۱۷ به بعد را مرور کنیم، میبینیم که تهران ابتکارات محدودی برای تغییر روند داشته است. اما از قضا در همین ابتکارات محدود، رویکرد «هجوم دفاعی» یا «دفاع فعالانه و طراحی میدان نبرد» کارآمدی و اثرگذاری خوبی داشته است.
۶- فراموش نکنیم تهران همین رویکرد را در عراق و سوریه هم تجربه کرده است...
۷- حالا بندهای دوم تا چهارم را مرور کنیم و در نظر بگیریم که «در کوتاهمدت» تهران و تل آویو قادر به حذف یا نادیده گرفتن دیگری نیستند!
در نتیجه تمام مسئله بر سر چگونگی دستیابی به یک «موازنه قدرت» به شکل نیمه پایدار است.
۸- عملیات طوفان الاقصی از مواردی بود که روند مذکور در بندهای ۱ و ۵ را علیه تلآویو به هم میزند...
۹- فرسایش ارتش و جامعه اسرائیل در عملیات غزه، آنها را به «نقطه شکست» یا «برکپوینت» نزدیک کرده است. به طوری که اگر با یک ماه قبل مقایسه کنیم، انتقادات نسبت به نتانیاهو و رویکرد جنگی دولت در داخل اسرائیل افزایش یافته است.
۱۰- همزمان با جنگ غزه، مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی و نزدیکی مرز لبنان هم وضعیت بیثبات و ناامنی دارند...
۱۱- در چنین وضعیتی اسرائیل بر دامنه تعداد و عمق حملات خود به ایران و مقاومت در سوریه افزوده است. به طوری که بی ته بودن فرودگاهها به امر عادی تبدیل شده و حملات موشکی به سوریه نیز خبر تکراری محسوب میشود!! و حالا کار به ترور هدفمند مستشاران ایرانی رسیده است.
۱۲- با توجه به نکات فوق و خصوصاً بندهای ۷ و ۱۱، بیعملی ایران باعث تجری بیشتر اسرائیل و تبعاً افزایش تلفات ایران میشود.
تداوم این روند، حتی به کاهش وزن حامیان ایران در حکومت سوریه میانجامد!
۱۳- حال این سوال مطرح میشود که آیا ما با یک دوگانه «مماشات (سکوت) / جنگ تمامعیار» مواجهیم یا میتوان در میان دو حالت فوق، حالتهای دیگری را متصور بود؟
۱۴- تجربههای متعدد از حزب الله لبنان تا همین مواجهه با اسرائیل در جولان در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد «مواجهه قاطع اما محدود» باعث بازدارندگی میشود.
۱۵- با توجه به بندهای ۹ و ۱۴ از یک طرف و بندهای ۱۱ و ۱۲ از طرف دیگر، بنده اعتقاد دارم برای امنیت و ثبات کشورمان، باید پاسخ قاطع اما محدود به اسرائیل بدهیم.
این پاسخ هم باید به شکل مستقیم انجام شود و از نوع اقدامات مقاومت از ۷ اکتوبر تا به حال نباشد.
@ME_Magnifier
*️⃣مقدمه:
بعد از ترور سردار شهید سید رضی، رژیم صهیونیستی حداقل در سه نوبت دیگر نیز به سوریه حمله کرده است. حملاتی که فعلا از نظر میدانی پایانی برای آن متصور نیست. در چنین شرایطی، این پرسش به طور جدی مطرح است که بهترین نوع واکنش از طرف ایران و مقاومت، باید چگونه باشد؟ در این زمینه، ۱۵ نکته ذیل قابل طرح است:
۱- رفتار کلی اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی ایران را میتوان ذیل ۲ استراتژی «هزار چاقو» و «قورباغه پخته» تعریف کرد.
در استراتژی «هزار چاقو»، اصلا قرار نیست ضربات نهایی را به این زودیها وارد کرد و «تعدد خسارتهای محدود» بر «یک نبرد سنگین و پرخسارت (که پایان آن نامشخص باشد)» اولویت دارد.
در «قورباغه پخته» هم به مرور حساسیت سیستم مقابل (جمهوری اسلامی) در برابر آسیبپذیری را به تدریج بالا میبرند. اگر همین سوریه را مثال بزنیم، ابتدا از زدن سولهها یا زدن باند فرودگاه بعد از تخلیه بار شروع شد؛ اما کار به جایی رسیده که قدیمیترین فرمانده ایرانی را ترور میکنند.
۲- انقطاع تاریخی وجود ندارد و اساسا رویکرد تنشآفرین تل آویو علیه تهران ارتباطی با انتخاب ما ندارد.
به عبارت دقیقتر، الآن در سال ۲۰۰۳ (بعد از اشغال عراق)، ۲۰۱۱ (آغاز بحران سوریه)، ۲۰۱۷ (آزادسازی البوکمال و اتصال زمینی عراق و سوریه)، ۲۰۱۸ (ورود نیروهای مقاومت به جنوب سوریه و نقض توافق سهجانبه آمریکا، روسیه و اردن) و... نیستیم. تلآویو نیز در سه سطح «گفتمان جمهوری اسلامی»، «رویکردهای منطقهای» و «حضور در سوریه» علاوه بر لبنان و فلسطین، جمهوری اسلامی ایران را «تهدید وجودی» میداند و صرف نظر از «اقدامات اخیر ایران»، رویکرد خصمانه و تهاجمی علیه تهران برگزیده است.
۳- با این حال در رفتارشناسی ۵ سال گذشته تلآویو شاهد آن هستیم که بیشترین تعدیها علیه نیروهای مقاومت، در سوریه و ایران و کمترین تعدی در لبنان حتی عراق و یمن صورت میگیرد.
این در حالیست که از منظر تهدیدانگاری، صهیونیستها از لبنان بیشتر احساس تهدید میکنند.
دقت در تفاوت اسلوب آنها در لبنان و سوریه، دلالتهای مهمی دارد.
۴- در مقایسه میان نتانیاهو و بنت میتوان مشاهده کرد که نتانیاهو در اقدامات ضد ایرانی محتاطتر است؛ اما عمیقاً به «صدور بحران» اعتقاد و نیاز دارد.
۵- اگر به بند اول بازگردیم و تحولات یک دهه اخیر و خصوصاً ۲۰۱۷ به بعد را مرور کنیم، میبینیم که تهران ابتکارات محدودی برای تغییر روند داشته است. اما از قضا در همین ابتکارات محدود، رویکرد «هجوم دفاعی» یا «دفاع فعالانه و طراحی میدان نبرد» کارآمدی و اثرگذاری خوبی داشته است.
۶- فراموش نکنیم تهران همین رویکرد را در عراق و سوریه هم تجربه کرده است...
۷- حالا بندهای دوم تا چهارم را مرور کنیم و در نظر بگیریم که «در کوتاهمدت» تهران و تل آویو قادر به حذف یا نادیده گرفتن دیگری نیستند!
در نتیجه تمام مسئله بر سر چگونگی دستیابی به یک «موازنه قدرت» به شکل نیمه پایدار است.
۸- عملیات طوفان الاقصی از مواردی بود که روند مذکور در بندهای ۱ و ۵ را علیه تلآویو به هم میزند...
۹- فرسایش ارتش و جامعه اسرائیل در عملیات غزه، آنها را به «نقطه شکست» یا «برکپوینت» نزدیک کرده است. به طوری که اگر با یک ماه قبل مقایسه کنیم، انتقادات نسبت به نتانیاهو و رویکرد جنگی دولت در داخل اسرائیل افزایش یافته است.
۱۰- همزمان با جنگ غزه، مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی و نزدیکی مرز لبنان هم وضعیت بیثبات و ناامنی دارند...
۱۱- در چنین وضعیتی اسرائیل بر دامنه تعداد و عمق حملات خود به ایران و مقاومت در سوریه افزوده است. به طوری که بی ته بودن فرودگاهها به امر عادی تبدیل شده و حملات موشکی به سوریه نیز خبر تکراری محسوب میشود!! و حالا کار به ترور هدفمند مستشاران ایرانی رسیده است.
۱۲- با توجه به نکات فوق و خصوصاً بندهای ۷ و ۱۱، بیعملی ایران باعث تجری بیشتر اسرائیل و تبعاً افزایش تلفات ایران میشود.
تداوم این روند، حتی به کاهش وزن حامیان ایران در حکومت سوریه میانجامد!
۱۳- حال این سوال مطرح میشود که آیا ما با یک دوگانه «مماشات (سکوت) / جنگ تمامعیار» مواجهیم یا میتوان در میان دو حالت فوق، حالتهای دیگری را متصور بود؟
۱۴- تجربههای متعدد از حزب الله لبنان تا همین مواجهه با اسرائیل در جولان در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد «مواجهه قاطع اما محدود» باعث بازدارندگی میشود.
۱۵- با توجه به بندهای ۹ و ۱۴ از یک طرف و بندهای ۱۱ و ۱۲ از طرف دیگر، بنده اعتقاد دارم برای امنیت و ثبات کشورمان، باید پاسخ قاطع اما محدود به اسرائیل بدهیم.
این پاسخ هم باید به شکل مستقیم انجام شود و از نوع اقدامات مقاومت از ۷ اکتوبر تا به حال نباشد.
@ME_Magnifier
ذرهبین - علیرضا مجیدی
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه *️⃣مقدمه: بعد از ترور سردار شهید سید رضی، رژیم صهیونیستی حداقل در سه نوبت دیگر نیز به سوریه حمله کرده است. حملاتی که فعلا از نظر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⏺علت موفقیت حزب الله در ایجاد «بازدارندگی نسبت به تجاوزات اسرائیل» چیست؟
1️⃣ در بند سوم یادداشت بالا اشاره شد که حزب الله معادله بازدارندهای در برابر اسرائیل ایجاد کرد که این وضعیت در سوریه وجود ندارد.
ادامه یادداشت در پست بعدی
👇👇
@ME_Magnifier
1️⃣ در بند سوم یادداشت بالا اشاره شد که حزب الله معادله بازدارندهای در برابر اسرائیل ایجاد کرد که این وضعیت در سوریه وجود ندارد.
ادامه یادداشت در پست بعدی
👇👇
@ME_Magnifier
ذرهبین - علیرضا مجیدی
⏺علت موفقیت حزب الله در ایجاد «بازدارندگی نسبت به تجاوزات اسرائیل» چیست؟ 1️⃣ در بند سوم یادداشت بالا اشاره شد که حزب الله معادله بازدارندهای در برابر اسرائیل ایجاد کرد که این وضعیت در سوریه وجود ندارد. ادامه یادداشت در پست بعدی 👇👇 @ME_Magnifier
⏺علت موفقیت حزب الله در ایجاد «بازدارندگی نسبت به تجاوزات اسرائیل» چیست؟
1️⃣ در بند سوم یادداشت بالا [۱] اشاره شد که حزب الله معادله بازدارندهای در برابر اسرائیل ایجاد کرد که این وضعیت در سوریه وجود ندارد.
2️⃣ اگر روند تنشهای مرزی را طی شش سال اخیر (تا پیش از ۷ اکتوبر) مرور کنیم، اسرائیل بیش از ۲۰۰ عملیات در سوریه انجام داده است؛ اما شمار تجاوزات آن به لبنان به ۱۰ نمیرسد! در همان موارد نیز حزب الله فورا پاسخ داده است.
3️⃣بیشک نباید تکعلتی بررسی کرد و چندین علل را میتوان برای تفاوت وضعیت در سوریه و لبنان برشمرد. اما در میان علل مختلف، «پیشگامی رهبران مقاومت برای هزینه دادن» را باید یک عنصر جدی دانست. در نتیجه طرف صهیونیست، تهدیدات رهبران مقاومت در لبنان را جدی میگیرد.
4️⃣ در فیلم فوق [۲]، «حاج محمد رعد»، رئیس فراکسیون الوفاء للمقاومة (ائتلاف حزب الله و امل) در پارلمان و از رهبران درجه اول مقاومت، در مراسم گرامیداشت فرزندش (که در نبرد اخیر علیه صهیونیستها به شهادت رسید) سخنرانی میکند. ادبیات حماسی و افتخارآمیز وی در تمجید از فرزندش و حتی بوسیدن دستان شهید از یک سو و تجلیل از ملت فلسطین و تأکید بر ثبات قدم در این مسیر از سوی دیگر، بازتاب گستردهای در فضای داخلی لبنان داشت.
5️⃣ «أحكمت مغاليق قلبي على جمر حبّي لك، وأنسي بك، أبسّك یا حبيبي ورضائي واعتزازي ... وانت حي عند ربك تُرزق وتستبشر، الآن يا عباس لا يتّسع الوقت لأنزِف دمع شوقي اليك، الوقت الآن خفق القلوب يُواكِب وثْبة المقاومة ورجالها وهي تتصدى ببطولة ودقّة أداء…»
میدانید این عبارات چه انقلابی در درون بپا میکند؟ مترجم آن، باید ادیب بوده و قلم هنرمندانهای داشته باشد تا بتواند عمق مفهوم (آمیزه حماسه و احساس) را در فارسی بازآفرینی کند.
@ME_Magnifier
1️⃣ در بند سوم یادداشت بالا [۱] اشاره شد که حزب الله معادله بازدارندهای در برابر اسرائیل ایجاد کرد که این وضعیت در سوریه وجود ندارد.
2️⃣ اگر روند تنشهای مرزی را طی شش سال اخیر (تا پیش از ۷ اکتوبر) مرور کنیم، اسرائیل بیش از ۲۰۰ عملیات در سوریه انجام داده است؛ اما شمار تجاوزات آن به لبنان به ۱۰ نمیرسد! در همان موارد نیز حزب الله فورا پاسخ داده است.
3️⃣بیشک نباید تکعلتی بررسی کرد و چندین علل را میتوان برای تفاوت وضعیت در سوریه و لبنان برشمرد. اما در میان علل مختلف، «پیشگامی رهبران مقاومت برای هزینه دادن» را باید یک عنصر جدی دانست. در نتیجه طرف صهیونیست، تهدیدات رهبران مقاومت در لبنان را جدی میگیرد.
4️⃣ در فیلم فوق [۲]، «حاج محمد رعد»، رئیس فراکسیون الوفاء للمقاومة (ائتلاف حزب الله و امل) در پارلمان و از رهبران درجه اول مقاومت، در مراسم گرامیداشت فرزندش (که در نبرد اخیر علیه صهیونیستها به شهادت رسید) سخنرانی میکند. ادبیات حماسی و افتخارآمیز وی در تمجید از فرزندش و حتی بوسیدن دستان شهید از یک سو و تجلیل از ملت فلسطین و تأکید بر ثبات قدم در این مسیر از سوی دیگر، بازتاب گستردهای در فضای داخلی لبنان داشت.
5️⃣ «أحكمت مغاليق قلبي على جمر حبّي لك، وأنسي بك، أبسّك یا حبيبي ورضائي واعتزازي ... وانت حي عند ربك تُرزق وتستبشر، الآن يا عباس لا يتّسع الوقت لأنزِف دمع شوقي اليك، الوقت الآن خفق القلوب يُواكِب وثْبة المقاومة ورجالها وهي تتصدى ببطولة ودقّة أداء…»
میدانید این عبارات چه انقلابی در درون بپا میکند؟ مترجم آن، باید ادیب بوده و قلم هنرمندانهای داشته باشد تا بتواند عمق مفهوم (آمیزه حماسه و احساس) را در فارسی بازآفرینی کند.
@ME_Magnifier
Telegram
ذرهبین - علیرضا مجیدی
⏺ ۱۵ نکته در مورد نوع واکنش ایران به شهادت سردار «شهید سید رضی موسوی» و عملیاتهای پرشمار رژیم صهیونیستی علیه مقاومت در سوریه
*️⃣مقدمه:
بعد از ترور سردار شهید سید رضی، رژیم صهیونیستی حداقل در سه نوبت دیگر نیز به سوریه حمله کرده است. حملاتی که فعلا از نظر…
*️⃣مقدمه:
بعد از ترور سردار شهید سید رضی، رژیم صهیونیستی حداقل در سه نوبت دیگر نیز به سوریه حمله کرده است. حملاتی که فعلا از نظر…
در صحبتهای امشب رهبر حزب الله، تفکیک بسیار مهمی بین «حرب» (جنگ) و «مقاتله» (درگیری) شده بود.
نمیدونم در رسانههای فارسی و در ترجمهها به این نکته دقت کافی شد یا خیر؟
«نحن حتى الآن نُقاتل في الجبهة بحسابات مضبوطة ولذلك ندفع ثمناً غالياً من أرواح شبابنا، وسوف أفصّل يوم الجمعة، ولكن إذا فكّر العدو أن يشن حرباً على لبنان حينئذٍ سيكون قتالنا بلا سقوف بلا حدود بلا قواعد بلا ضوابط ... من يفكر بالحرب معنا بكلمة واحدة سيندم إن شاء الله، الحرب معنا ستكون مكلفة جداً جداً جداً، إذا كُنا حتى الآن نُداري الوضع اللبناني والمصالح الوطنية اللبنانية»
بعد بلافاصله سید میگه:
«فيما يتعلق بالحادثة أمس المقاومة وعدت وإن كانت في ظروف مختلفة لم تكن هناك حرب وتغيير في كثير من معادلات الصراع ولكن هذا لن يغيّر من الوعد شيئاً، الجريمة أمس هي جريمة كبيرة وخطيرة ولا يمكن السكوت عليها ... لن تبقى دون ردٍ وعقاب لن تبقى دون ردٍ وعقاب»
در اینجا هم سید تأکید داره که پاسخ ترور صالح العاروری رو خواهند داد؛ اما پاسخ ترور باعث «جنگ» نمیشه یا حداقل تا الآن نشده.
@ME_Magnifier
نمیدونم در رسانههای فارسی و در ترجمهها به این نکته دقت کافی شد یا خیر؟
«نحن حتى الآن نُقاتل في الجبهة بحسابات مضبوطة ولذلك ندفع ثمناً غالياً من أرواح شبابنا، وسوف أفصّل يوم الجمعة، ولكن إذا فكّر العدو أن يشن حرباً على لبنان حينئذٍ سيكون قتالنا بلا سقوف بلا حدود بلا قواعد بلا ضوابط ... من يفكر بالحرب معنا بكلمة واحدة سيندم إن شاء الله، الحرب معنا ستكون مكلفة جداً جداً جداً، إذا كُنا حتى الآن نُداري الوضع اللبناني والمصالح الوطنية اللبنانية»
بعد بلافاصله سید میگه:
«فيما يتعلق بالحادثة أمس المقاومة وعدت وإن كانت في ظروف مختلفة لم تكن هناك حرب وتغيير في كثير من معادلات الصراع ولكن هذا لن يغيّر من الوعد شيئاً، الجريمة أمس هي جريمة كبيرة وخطيرة ولا يمكن السكوت عليها ... لن تبقى دون ردٍ وعقاب لن تبقى دون ردٍ وعقاب»
در اینجا هم سید تأکید داره که پاسخ ترور صالح العاروری رو خواهند داد؛ اما پاسخ ترور باعث «جنگ» نمیشه یا حداقل تا الآن نشده.
@ME_Magnifier
ذرهبین - علیرضا مجیدی
در صحبتهای امشب رهبر حزب الله، تفکیک بسیار مهمی بین «حرب» (جنگ) و «مقاتله» (درگیری) شده بود. نمیدونم در رسانههای فارسی و در ترجمهها به این نکته دقت کافی شد یا خیر؟ «نحن حتى الآن نُقاتل في الجبهة بحسابات مضبوطة ولذلك ندفع ثمناً غالياً من أرواح شبابنا،…
در اینجا سید حسن با صراحت تمام داره دو تا نکته رو میگه:
۱- پاسخ به تصعید - لزوما - باعث شروع جنگ نمیشود.
۲- باید بین درگیری محدود و ضابطهمند و جنگ تمامعیار تفکیک کرد. تا این لحظه اسرائیل حتی با لبنان هم وارد جنگ نشده است. {بعد از نزدیک به ۳ ماه درگیری و رکورد زدن در تلفات و...}
قابل توجه دوستانی که میگویند پاسخ ایران به تصعیدهای اسرائیل باعث وقوع جنگ منطقهای خواهد شد. حداقل رهبر مقاومت اسلامی لبنان چنین نظری ندارد... از نظر وی، پاسخ حزب الله به ترور صالح العاروری نهتنها باعث جنگ نمیشود؛ بلکه برای حفظ بازدارندگی ضروری است و همزمان دشمن را نسبت به «جنگ» تهدید میکند.
پینوشت:
در همین رابطه، ابتدای همین هفته در توییتر نوشته بودم:
«وقتی در لحظه، ضربه نزنی؛ هم گلدنتایم رو از دست میدی، هم تلفات بیشتری میدی، هم آخرش - برای مهار دشمن - دست به کاری میزنی که اثر مثبت آن کمتر و در مقابل هزینه آن بیشتر است!»
@ME_Magnifier
۱- پاسخ به تصعید - لزوما - باعث شروع جنگ نمیشود.
۲- باید بین درگیری محدود و ضابطهمند و جنگ تمامعیار تفکیک کرد. تا این لحظه اسرائیل حتی با لبنان هم وارد جنگ نشده است. {بعد از نزدیک به ۳ ماه درگیری و رکورد زدن در تلفات و...}
قابل توجه دوستانی که میگویند پاسخ ایران به تصعیدهای اسرائیل باعث وقوع جنگ منطقهای خواهد شد. حداقل رهبر مقاومت اسلامی لبنان چنین نظری ندارد... از نظر وی، پاسخ حزب الله به ترور صالح العاروری نهتنها باعث جنگ نمیشود؛ بلکه برای حفظ بازدارندگی ضروری است و همزمان دشمن را نسبت به «جنگ» تهدید میکند.
پینوشت:
در همین رابطه، ابتدای همین هفته در توییتر نوشته بودم:
«وقتی در لحظه، ضربه نزنی؛ هم گلدنتایم رو از دست میدی، هم تلفات بیشتری میدی، هم آخرش - برای مهار دشمن - دست به کاری میزنی که اثر مثبت آن کمتر و در مقابل هزینه آن بیشتر است!»
@ME_Magnifier
⏺برای نتانیاهو کدامیک مهمتر است؛ کرانه باختری یا غزه؟
*️⃣از زمان ترور هنیه و داغ شدن بحث «چگونگی پاسخ ایران»، بر این نکته تأکید داشتم که برای نتانیاهو، «کرانه باختری» مهمتر از «غزه» است. در برنامه گفتگوی ویژه خبری، فرصتی پیش آمد تا این مسأله را به صورت تیتروار توضیح دهم.
در این زمینه، مسأله را باید در چند سطح در نظر گرفت:
1️⃣سطح ایدئولوژیک:
برای راست مذهبی (شامل صهیونیسم مذهبی، شاص، یهودیت تورات متحد و ) منطقه کرانه باختری دارای ارزش عقیدتی بسیار بالایی است و به آن «یهودیه» و «سامریه» میگویند.
نتانیاهو نیز از حدود یک دهه قبل لیکود را به این سمت سوق داده و حالا بخش مهمی از لیکود (از خود نتانیاهو تا افرادی مانند نیسیم واطوری) نیز بر این موضوع تأکید دارند.
از این منظر ارزش این منطقه نهتنها از غزه، بلکه از برخی مناطق ۴۸ مانند «مثلث شمالی» و... نیز بیشتر است.
2️⃣برنامههای دولت:
در این زمینه باید سه نکته را در نظر داشت.
۲-۱- دولت فعلی نتانیاهو، تنها دولتی است که از همان بیانیه مأموریت در آغاز به کار خود، یک بند ویژه به کرانه باختری اختصاص داده بود.
۲-۲- دولت فعلی، تنها دولت تاریخ اسرائیل است که لایحه حقوقی به کنست داد تا به صورت رسمی و علنی به قلمرو حکومت اسرائیل ضمیمه شود.
۲-۳- از آن گذشته، چند ماه قبل که نیویورکتایمز گزارشی در مورد تلاش دولت نتانیاهو برای نابودی دولت خودگردان و الحاق کرانه باختری منتشر کرد؛ اسموطریچ نهتنها تکذیب نکرد، بلکه نوشت: «این نکته را همه میدانند و ما هم پنهان نمیکنیم.»
خب جنگ غزه در فرآیند الحاق کرانه، توقف ایجاد کرده بود و حالا توقف ۱۱ ماهه را با عملیاتی به این وسعت دارند جبران میکنند.
3️⃣نیاز داخلی ائتلاف حاکم به توسعه شهرکنشینی در کرانه باختری:
در این زمینه، باید سه مورد را در نظر داشت.
۳-۱- در فضای سیاسی داخلی اسرائیل، جناح «صهیونیسم مذهبی» عمده رأی خود را از شهرکنشینان ساکن در محدوده کرانه باختری جلب کرده است.
همین الآن هم در اعتراض به دولت نتانیاهو، آنها بیشترین حمایت را از ائتلاف حاکم دارند و در جریان اعتصاب اخیر نیز شهرکهای صیهونیستنشین کرانه باختری حاضر به همراهی با اعتصاب نشدند.
معلوم است که توسعه جمعیتی این بخش از جامعه اسرائیل باعث میشود در انتخابات نیز رأی این جناح در برابر رقبای داخلی افزایش یابد.
۳-۲- تمامی گرایشهای سیاسی راست در اسرائیل از الحاق کرانه باختری استقبال میکنند.
یکی از چالشهای نتانیاهو، رقبای داخلی وی در جناح راست (مانند صعر، بنت و لیبرمن) هست.
الحاق کرانه باختری باعث میشود تا رقبای راست نتانیاهو به حاشیه رانده شده و از رویکرد انتقادی خود نسبت به لیکود بکاهند و مماشات بیشتری از خود نشان دهند.
۳-۳- در صحنه کلان گفتمانهای سیاسی در داخل رژیم صهیونیستی نیز گفتمان راستگرایی تقویت میشود و این موضوع میتواند در صحنه انتخابات باعث افزایش آراء جناح راست شود که محوریت آن با حزب لیکود به رهبری نتانیاهوست.
4️⃣نگاهی به انتخابات آمریکا:
یکی از مهمترین وجوه تمایز ترامپ با کمپین هریس/بایدن در این است که دموکراتها - مانند نگاه غالب در حزب جمهوریخواه - از راهکار دو دولتی حمایت میکنند؛ اما ترامپ ایده «معامله قرن» را در سر دارد که عملا باعث نابودی فرضیه «دولت مستقل فلسطینی» میشود.
یکی از وجوه معامله قرن این است که کرانه باختری به خاک اسرائیل ملحق میشود و تنها ۴ منطقه در داخل آن به ساکنین فلسطینی اختصاص مییابد.
نتانیاهو از دو ماه قبل، در طراحی مواضع و رفتارهای خود به انتخابات آمریکا توجه میکند.
یکی از علل دستور وی برای لشکرکشی به کرانه باختری را باید همین نکته دید: «زمینهسازی (میدانی) برای اجرای معامله قرن»
5️⃣نیاز نتانیاهو به تداوم بحران:
نتانیاهو به قدری بحران و جنگ را در اسرائیل طولانی میکند که بتواند دستاوردهایی را کسب کند که ضامن آینده سیاسی وی باشند.
در غیر این صورت، کمیته حقیقتیاب - که بعد از پایان جنگ غزه تشکیل میشود - میتواند سرنوشتی مشابه «ایهود اولمرت» و «گلدا مائیر» را برای بیبی رقم بزند.
تا کسب دستاوردهایی که بتواند آینده سیاسی وی را تضمین کند.
🔗لینک:
برای مشاهده این بخش از صحبتها، به صفحه شخصی نویسنده در اینستاگرام رجوع کنید.
برای مشاهده تمام برنامه: لینک تلوبیون
@ME_Magnifier
*️⃣از زمان ترور هنیه و داغ شدن بحث «چگونگی پاسخ ایران»، بر این نکته تأکید داشتم که برای نتانیاهو، «کرانه باختری» مهمتر از «غزه» است. در برنامه گفتگوی ویژه خبری، فرصتی پیش آمد تا این مسأله را به صورت تیتروار توضیح دهم.
در این زمینه، مسأله را باید در چند سطح در نظر گرفت:
1️⃣سطح ایدئولوژیک:
برای راست مذهبی (شامل صهیونیسم مذهبی، شاص، یهودیت تورات متحد و ) منطقه کرانه باختری دارای ارزش عقیدتی بسیار بالایی است و به آن «یهودیه» و «سامریه» میگویند.
نتانیاهو نیز از حدود یک دهه قبل لیکود را به این سمت سوق داده و حالا بخش مهمی از لیکود (از خود نتانیاهو تا افرادی مانند نیسیم واطوری) نیز بر این موضوع تأکید دارند.
از این منظر ارزش این منطقه نهتنها از غزه، بلکه از برخی مناطق ۴۸ مانند «مثلث شمالی» و... نیز بیشتر است.
2️⃣برنامههای دولت:
در این زمینه باید سه نکته را در نظر داشت.
۲-۱- دولت فعلی نتانیاهو، تنها دولتی است که از همان بیانیه مأموریت در آغاز به کار خود، یک بند ویژه به کرانه باختری اختصاص داده بود.
۲-۲- دولت فعلی، تنها دولت تاریخ اسرائیل است که لایحه حقوقی به کنست داد تا به صورت رسمی و علنی به قلمرو حکومت اسرائیل ضمیمه شود.
۲-۳- از آن گذشته، چند ماه قبل که نیویورکتایمز گزارشی در مورد تلاش دولت نتانیاهو برای نابودی دولت خودگردان و الحاق کرانه باختری منتشر کرد؛ اسموطریچ نهتنها تکذیب نکرد، بلکه نوشت: «این نکته را همه میدانند و ما هم پنهان نمیکنیم.»
خب جنگ غزه در فرآیند الحاق کرانه، توقف ایجاد کرده بود و حالا توقف ۱۱ ماهه را با عملیاتی به این وسعت دارند جبران میکنند.
3️⃣نیاز داخلی ائتلاف حاکم به توسعه شهرکنشینی در کرانه باختری:
در این زمینه، باید سه مورد را در نظر داشت.
۳-۱- در فضای سیاسی داخلی اسرائیل، جناح «صهیونیسم مذهبی» عمده رأی خود را از شهرکنشینان ساکن در محدوده کرانه باختری جلب کرده است.
همین الآن هم در اعتراض به دولت نتانیاهو، آنها بیشترین حمایت را از ائتلاف حاکم دارند و در جریان اعتصاب اخیر نیز شهرکهای صیهونیستنشین کرانه باختری حاضر به همراهی با اعتصاب نشدند.
معلوم است که توسعه جمعیتی این بخش از جامعه اسرائیل باعث میشود در انتخابات نیز رأی این جناح در برابر رقبای داخلی افزایش یابد.
۳-۲- تمامی گرایشهای سیاسی راست در اسرائیل از الحاق کرانه باختری استقبال میکنند.
یکی از چالشهای نتانیاهو، رقبای داخلی وی در جناح راست (مانند صعر، بنت و لیبرمن) هست.
الحاق کرانه باختری باعث میشود تا رقبای راست نتانیاهو به حاشیه رانده شده و از رویکرد انتقادی خود نسبت به لیکود بکاهند و مماشات بیشتری از خود نشان دهند.
۳-۳- در صحنه کلان گفتمانهای سیاسی در داخل رژیم صهیونیستی نیز گفتمان راستگرایی تقویت میشود و این موضوع میتواند در صحنه انتخابات باعث افزایش آراء جناح راست شود که محوریت آن با حزب لیکود به رهبری نتانیاهوست.
4️⃣نگاهی به انتخابات آمریکا:
یکی از مهمترین وجوه تمایز ترامپ با کمپین هریس/بایدن در این است که دموکراتها - مانند نگاه غالب در حزب جمهوریخواه - از راهکار دو دولتی حمایت میکنند؛ اما ترامپ ایده «معامله قرن» را در سر دارد که عملا باعث نابودی فرضیه «دولت مستقل فلسطینی» میشود.
یکی از وجوه معامله قرن این است که کرانه باختری به خاک اسرائیل ملحق میشود و تنها ۴ منطقه در داخل آن به ساکنین فلسطینی اختصاص مییابد.
نتانیاهو از دو ماه قبل، در طراحی مواضع و رفتارهای خود به انتخابات آمریکا توجه میکند.
یکی از علل دستور وی برای لشکرکشی به کرانه باختری را باید همین نکته دید: «زمینهسازی (میدانی) برای اجرای معامله قرن»
5️⃣نیاز نتانیاهو به تداوم بحران:
نتانیاهو به قدری بحران و جنگ را در اسرائیل طولانی میکند که بتواند دستاوردهایی را کسب کند که ضامن آینده سیاسی وی باشند.
در غیر این صورت، کمیته حقیقتیاب - که بعد از پایان جنگ غزه تشکیل میشود - میتواند سرنوشتی مشابه «ایهود اولمرت» و «گلدا مائیر» را برای بیبی رقم بزند.
تا کسب دستاوردهایی که بتواند آینده سیاسی وی را تضمین کند.
🔗لینک:
برای مشاهده این بخش از صحبتها، به صفحه شخصی نویسنده در اینستاگرام رجوع کنید.
برای مشاهده تمام برنامه: لینک تلوبیون
@ME_Magnifier
Forwarded from تحولات عراق 🇮🇶
⭕️یادداشت اختصاصی
🔴پوستاندازی جدید السودانی؛ دعوا با دستگاه قضاء یا فاصلهگیری از چارچوب هماهنگی شیعیان؟
✍️علیرضا مجیدی
#️⃣قسمت اول
♦️طی سه هفته اخیر، محمد شیاع السودانی دست به اقدامات جدیدی زد تا هویت سیاسی مستقلی را برای خود برساخته و با کسب رأی شهروندان عراقی، با احزاب سیاسی کلاسیک (به خصوص در داخل چهارچوب هماهنگی شیعیان) به رقابت بپردازد.
🔹عکس مشترک وی با استاندارهای بصره (اسعد العیدانی)، واسط (محمد المیاحی) و کربلا (نصیف الخطابی) نقطه آغاز علنی شدن این جدایی بود.
🔸در انتخابات شوراهای استانی، این سه استاندار تنها کسانی بودند که به رقابت با چارچوب هماهنگی شیعیان (اطار) پرداختند. هر سه نیز در این رقابت پیروز شدند. {در بقیه استانهای شیعهنشین، رقابت در داخل اطار تعریف میشد.} حال همانها به ائتلاف با السودانی روی آوردهاند؛ ائتلافی که به نظر میرسد هدف از آن رقابت با اطار باشد.
🔹السودانی در شرایطی به نخستوزیری رسید که در انتخابات ۲۰۲۱ تنها یک نفر از لیست حزب متبوع وی (فراتین) به پارلمان راه یافته بود. او در واقع قدرت را مدیون اطار بود؛ اما اطمینان خاطر ندارد که بعد از انتخابات ۲۰۲۵ نیز بار دیگر منتخب اطار باشد! به همین جهت تلاش میکند تا برای خود تشکیلات سیاسی قدرتمند تشکیل دهد.
🔸اقدامات عمرانی دولت طی دو سال اخیر باعث شده تا بخشی از جامعه خواستار تمدید نخستوزیری وی باشند. اما السودانی میخواهد این سرمایه اجتماعی در اختیار خودش بوده و مانع مصادره دیگران شود؛ به ویژه آنکه اطمینان ندارد بعد از مصادره، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟
🔹او سرنوشت «حیدر العبادی» را به عینه میبیند و این بار تلاش کرد تا از یک سال قبل، تشکیلات قدرتمندی را تشکیل دهد و منتظر «ائتلافسازی» برای حفظ قدرت نماند.
🔸به اینها باید اختلافاتی که در داخل دولت پیش آمده را اضافه کرد. تقریبا از یک سال قبل بر سر مسائل مختلف با «نوری المالکی» دچار اختلاف شده بود. از سوی دیگر در بحث مقاومت نیز با بخش دیگری از گروههای سیاسی و بدنه اجتماعی اطار اختلاف دارد.
🔹مسأله بعدی، ورود وی به معادلات بیتهای کردی و سنی است. او امیدوار بود از این طریق بتواند ظرفیتهای بیشتری برای تمدید نخستوزیری خود ایجاد کند. او در بیت کردی از درب همکاری و تعامل نزدیک با بارزانیها وارد شد و تا امروز این مسیر را ادامه داده است. در بیت سنی علاوه بر حمایت از «حسم»، به سمت تضعیف و تفکیک «محمد الحلبوسی» رفته است؛ اما بعید نیست مدتی بعد ناگهان وارد تعامل نزدیک با او شود! رفتار وی در قبال بیت سنی ابهامات بسیاری را ایجاد کرده و باید منتظر تحولات ماههای آینده ماند. بیتردید در این مسیر، السودانی بر روی روابط نزدیک با آنکارا و ابوظبی حساب ویژهای کرده است.
🔸در این وضعیت، محمد شیاع السودانی به حزبسازی و ائتلاف با استاندارهای محبوب در جنوب اکتفا نکرد؛ بلکه در سطوح رسانهای، سیاسی و خصوصا امنیتی نیز به اقداماتی دست زد که به خوبی میداند ریسک بالایی داشت. اما او برای حفظ قدرت اهل ریسک بود.
🔹دقیقا از همین جا ریسکهای مهم وی آغاز شد. ریسکهایی که میتواند از طرفی بخت وی را برای دور دوم به حداقل برساند و حتی باعث ناتمام ماندن دوره اول شود؛ اما از طرف دیگر موفقیت در این ریسکها باعث جهش وی در فضای سیاسی و تثبیت پایگاه اجتماعی وی میشود. ضمن اینکه رقبا را نیز به تعامل و همراهی وادار میسازد.
🔸همزمان با نوع بازی حساسی که در قبال رهبران سیاسی عضو اطار دنبال میشد، نخستوزیر عراق در سه سطح دیگر با گروههای «مقاومت»، «صدریها» و «لیبرالها» ارتباط گرفت تا موقعیت خود را تحکیم کند. شرح دو دسته نخست (مقاومتیها و صدریها) در این مقال نمیگنجد؛ اما در مورد لیبرالها جالب بود که تلاش کرد این تلقی را جا بیندازد که در میانه حکمرانی اسلامگرایان، السودانی بهترین گزینه است تا به عنوان یک تکنوکرات، اسلامگرایان را در اداره کشور محدود سازد. در این زمینه «قصی محبوبه» به قدری پیش رفت که حالا احمد البشیر در بخشی از برنامهاش به تخریب وی بپردازد.
🔹به اینها باید نیروگیری وی از احزاب مختلف را اضافه کرد. بعد از انتشار عکس وی با سه استاندار، موجی راه افتاد که باعث شد از طیفهای مختلف، برخی به حمایت از السودانی نسبت به احزاب سنتی روی بیاورند. ترکیب این افراد تحیر برانگیز بود: احمد الجبوری (موصل) و عبدالامیر التعیبان از بیت سنی، عالیه نصیف (انشعابی از نوری المالکی)، یوسف الکلابی (انشعابی از هادی العامری)، نور نافع (نماینده حزب تشرینی امتداد از ناصریه) و حسین عرب (نماینده مستقل شیعه)
👈👈پینوشت:
اهمیت هیچ کدام از اقدامات فوق به اندازه ریسک «جاسوسی» نیست که در قسمت بعدی شرح داده میشود.
⛔️تذکر
اخبار «تحولات عراق» به همراه پی نوشت، حتما با ذکر منبع منتشر گردد.
@iraqevents 🇮🇶 تحولات عراق
🔴پوستاندازی جدید السودانی؛ دعوا با دستگاه قضاء یا فاصلهگیری از چارچوب هماهنگی شیعیان؟
✍️علیرضا مجیدی
#️⃣قسمت اول
♦️طی سه هفته اخیر، محمد شیاع السودانی دست به اقدامات جدیدی زد تا هویت سیاسی مستقلی را برای خود برساخته و با کسب رأی شهروندان عراقی، با احزاب سیاسی کلاسیک (به خصوص در داخل چهارچوب هماهنگی شیعیان) به رقابت بپردازد.
🔹عکس مشترک وی با استاندارهای بصره (اسعد العیدانی)، واسط (محمد المیاحی) و کربلا (نصیف الخطابی) نقطه آغاز علنی شدن این جدایی بود.
🔸در انتخابات شوراهای استانی، این سه استاندار تنها کسانی بودند که به رقابت با چارچوب هماهنگی شیعیان (اطار) پرداختند. هر سه نیز در این رقابت پیروز شدند. {در بقیه استانهای شیعهنشین، رقابت در داخل اطار تعریف میشد.} حال همانها به ائتلاف با السودانی روی آوردهاند؛ ائتلافی که به نظر میرسد هدف از آن رقابت با اطار باشد.
🔹السودانی در شرایطی به نخستوزیری رسید که در انتخابات ۲۰۲۱ تنها یک نفر از لیست حزب متبوع وی (فراتین) به پارلمان راه یافته بود. او در واقع قدرت را مدیون اطار بود؛ اما اطمینان خاطر ندارد که بعد از انتخابات ۲۰۲۵ نیز بار دیگر منتخب اطار باشد! به همین جهت تلاش میکند تا برای خود تشکیلات سیاسی قدرتمند تشکیل دهد.
🔸اقدامات عمرانی دولت طی دو سال اخیر باعث شده تا بخشی از جامعه خواستار تمدید نخستوزیری وی باشند. اما السودانی میخواهد این سرمایه اجتماعی در اختیار خودش بوده و مانع مصادره دیگران شود؛ به ویژه آنکه اطمینان ندارد بعد از مصادره، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟
🔹او سرنوشت «حیدر العبادی» را به عینه میبیند و این بار تلاش کرد تا از یک سال قبل، تشکیلات قدرتمندی را تشکیل دهد و منتظر «ائتلافسازی» برای حفظ قدرت نماند.
🔸به اینها باید اختلافاتی که در داخل دولت پیش آمده را اضافه کرد. تقریبا از یک سال قبل بر سر مسائل مختلف با «نوری المالکی» دچار اختلاف شده بود. از سوی دیگر در بحث مقاومت نیز با بخش دیگری از گروههای سیاسی و بدنه اجتماعی اطار اختلاف دارد.
🔹مسأله بعدی، ورود وی به معادلات بیتهای کردی و سنی است. او امیدوار بود از این طریق بتواند ظرفیتهای بیشتری برای تمدید نخستوزیری خود ایجاد کند. او در بیت کردی از درب همکاری و تعامل نزدیک با بارزانیها وارد شد و تا امروز این مسیر را ادامه داده است. در بیت سنی علاوه بر حمایت از «حسم»، به سمت تضعیف و تفکیک «محمد الحلبوسی» رفته است؛ اما بعید نیست مدتی بعد ناگهان وارد تعامل نزدیک با او شود! رفتار وی در قبال بیت سنی ابهامات بسیاری را ایجاد کرده و باید منتظر تحولات ماههای آینده ماند. بیتردید در این مسیر، السودانی بر روی روابط نزدیک با آنکارا و ابوظبی حساب ویژهای کرده است.
🔸در این وضعیت، محمد شیاع السودانی به حزبسازی و ائتلاف با استاندارهای محبوب در جنوب اکتفا نکرد؛ بلکه در سطوح رسانهای، سیاسی و خصوصا امنیتی نیز به اقداماتی دست زد که به خوبی میداند ریسک بالایی داشت. اما او برای حفظ قدرت اهل ریسک بود.
🔹دقیقا از همین جا ریسکهای مهم وی آغاز شد. ریسکهایی که میتواند از طرفی بخت وی را برای دور دوم به حداقل برساند و حتی باعث ناتمام ماندن دوره اول شود؛ اما از طرف دیگر موفقیت در این ریسکها باعث جهش وی در فضای سیاسی و تثبیت پایگاه اجتماعی وی میشود. ضمن اینکه رقبا را نیز به تعامل و همراهی وادار میسازد.
🔸همزمان با نوع بازی حساسی که در قبال رهبران سیاسی عضو اطار دنبال میشد، نخستوزیر عراق در سه سطح دیگر با گروههای «مقاومت»، «صدریها» و «لیبرالها» ارتباط گرفت تا موقعیت خود را تحکیم کند. شرح دو دسته نخست (مقاومتیها و صدریها) در این مقال نمیگنجد؛ اما در مورد لیبرالها جالب بود که تلاش کرد این تلقی را جا بیندازد که در میانه حکمرانی اسلامگرایان، السودانی بهترین گزینه است تا به عنوان یک تکنوکرات، اسلامگرایان را در اداره کشور محدود سازد. در این زمینه «قصی محبوبه» به قدری پیش رفت که حالا احمد البشیر در بخشی از برنامهاش به تخریب وی بپردازد.
🔹به اینها باید نیروگیری وی از احزاب مختلف را اضافه کرد. بعد از انتشار عکس وی با سه استاندار، موجی راه افتاد که باعث شد از طیفهای مختلف، برخی به حمایت از السودانی نسبت به احزاب سنتی روی بیاورند. ترکیب این افراد تحیر برانگیز بود: احمد الجبوری (موصل) و عبدالامیر التعیبان از بیت سنی، عالیه نصیف (انشعابی از نوری المالکی)، یوسف الکلابی (انشعابی از هادی العامری)، نور نافع (نماینده حزب تشرینی امتداد از ناصریه) و حسین عرب (نماینده مستقل شیعه)
👈👈پینوشت:
اهمیت هیچ کدام از اقدامات فوق به اندازه ریسک «جاسوسی» نیست که در قسمت بعدی شرح داده میشود.
⛔️تذکر
اخبار «تحولات عراق» به همراه پی نوشت، حتما با ذکر منبع منتشر گردد.
@iraqevents 🇮🇶 تحولات عراق
Forwarded from تحولات عراق 🇮🇶
Alireza Majidi
⭕️یادداشت اختصاصی 🔴پوستاندازی جدید السودانی؛ دعوا با دستگاه قضاء یا فاصلهگیری از چارچوب هماهنگی شیعیان؟ ✍️علیرضا مجیدی #️⃣قسمت اول ♦️طی سه هفته اخیر، محمد شیاع السودانی دست به اقدامات جدیدی زد تا هویت سیاسی مستقلی را برای خود برساخته و با کسب رأی شهروندان…
⭕️یادداشت اختصاصی
🔴پوستاندازی جدید السودانی؛ دعوا با دستگاه قضاء یا فاصلهگیری از چارچوب هماهنگی شیعیان؟
✍️علیرضا مجیدی
#️⃣قسمت دوم
♦️در قسمت نخست به مهمترین تحولات سیاسی عراق طی ماه صفر پرداختیم؛ تحولاتی که میتوان آن را در یک جمله خلاصه کرد: «دورخیز السودانی برای تمدید دوره نخستوزیری (بعد از انتخابات ۲۰۲۵)»
🔹در پایان قسمت اول به این نکته اشاره کردیم که هیچ کدام از اقدامات السودانی به اندازه ریسکهای اخیر اهمیت نداشت.
🔸در ابتدای ماه جاری میلادی اعلام شد شبکهای در دفتر نخستوزیری کشف شده که کار آنها «جاسوسی از رهبران سیاسی و فرماندهان گروههای مقاومت» است.
🔹از مهمترین افرادی که موبایلشان هک شد عبارتند از نوری المالکی، هادی العامری، شيخ همام الحمودی، محمد الحلبوسی، حیدر العبادی، محسن المندلاوی (رئیس موقت مجلس) و فرماندهان در الحشد الشعبی و...
🔸به نظر میرسد هدف اصلی این باشد که ضمن رصد فعالیت این افراد، احیانا تعدادی از نقاط ضعف آنان کشف شود تا در صورت لزوم، از آن به عنوان برگهای در فضای چانهزنی سیاسی استفاده شود.
🔹طبعا رهبران سیاسی فوقالذکر زیر بار چنین وضعیتی نرفتند. «فائق زیدان» رئیس دستگاه قضاء - که از نظر سیاسی همسو با نوری المالکی است - شخصا دستور بازداشت «محمد جوحی» را داد و حتی مقاومت مسئولین دفتر نخستوزیری مانع بازداشت وی نشد.
🔸اما گفته میشود علاوه بر محمد جوحی، افرادی مانند «عبدالکریم السودانی» (هماهنگ کننده فرماندهی کل قوا)، «خالد الیعقوبی» (مشاور امنیتی السودانی) و... نیز در این پرونده نقش دارند.
🔹در پی بازداشت محمد جوحی، رهبران اطار جلسات اضطراری برگزار کردند. گروهی خواستار برکناری فوری السودانی شده و گروه دیگری تأکید کردند که وی تنها تا پایان همین دوره میتواند در منصب خود بماند؛ اما باید زیر نظر اطار به فعالیت خود ادامه دهد!
🔸در چنین وضعیتی «حیدر حنون» رئیس ستاد پاکدستی در اربیل کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرده و همه سران دستگاه قضاء را فاسد میخواند.
🔹این کنفرانس جنجالهای بسیاری را برمیانگیزد. در سطح دیگری نیز گروهی از حامیان السودانی ادعا میکنند نخستوزیر، فساد ۱۵هزار میلیارد دلاری در جریان تصویب بودجه در پارلمان کشف کرده است. آنها «محسن المندلاوی» را عامل اصلی این فساد میخوانند.
🔸در مجموع میتوان به وضوح مشاهده کرد که بخشی از حامیان السودانی، میخواهند رقبای شیعی خود (شرکای دیروز در اطار) را «فاسد» بخوانند و به این ترتیب تلاش کنند ماجرای «محمد جوحی» را سرپوش بگذارند یا از این مخمصه بگریزند!
🔹اما آنچه در نهایت میتوان نتیجه گرفت این است که بخش مهمی از اطار و به صورت خاص «نوری المالکی»، «هادی العامری» و... درک کردهاند که السودانی برای حفظ قدرت به چه بازی خطرناکی دست زده است و آن را برای آینده «غیرقابل اعتماد» و بلکه «خطرناک» میدانند.
🔸اما در این میان موضع مقتدی الصدر چیست؟ آیا به انتخابات و پارلمان بازمیگردد؟ در صورت بازگشت، با کدام دسته حاضر به ائتلاف خواهد شد؟
👈👈پینوشت:
در هر صورت این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که طرح پیشین جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی آسیب دیده است. سهگانه «گروههای مقاومت، الاطار و دولت السودانی» نهتنها انسجام سابق را ندارد، بلکه السودانی با رفتارهای مختلف نشان داده برای ایران هم نمیتواند عنصر قابل اعتمادی باشد.
راستی ادعای علی الترکی در مورد هک موبایل سفیر ایران تا چه اندازه قابل اتکاست؟ چرا او، این ادعا را در برنامه زنده و به صورت علنی بیان کرد؟
⛔️تذکر
اخبار «تحولات عراق» به همراه پی نوشت، حتما با ذکر منبع منتشر گردد.
@iraqevents 🇮🇶 تحولات عراق
🔴پوستاندازی جدید السودانی؛ دعوا با دستگاه قضاء یا فاصلهگیری از چارچوب هماهنگی شیعیان؟
✍️علیرضا مجیدی
#️⃣قسمت دوم
♦️در قسمت نخست به مهمترین تحولات سیاسی عراق طی ماه صفر پرداختیم؛ تحولاتی که میتوان آن را در یک جمله خلاصه کرد: «دورخیز السودانی برای تمدید دوره نخستوزیری (بعد از انتخابات ۲۰۲۵)»
🔹در پایان قسمت اول به این نکته اشاره کردیم که هیچ کدام از اقدامات السودانی به اندازه ریسکهای اخیر اهمیت نداشت.
🔸در ابتدای ماه جاری میلادی اعلام شد شبکهای در دفتر نخستوزیری کشف شده که کار آنها «جاسوسی از رهبران سیاسی و فرماندهان گروههای مقاومت» است.
🔹از مهمترین افرادی که موبایلشان هک شد عبارتند از نوری المالکی، هادی العامری، شيخ همام الحمودی، محمد الحلبوسی، حیدر العبادی، محسن المندلاوی (رئیس موقت مجلس) و فرماندهان در الحشد الشعبی و...
🔸به نظر میرسد هدف اصلی این باشد که ضمن رصد فعالیت این افراد، احیانا تعدادی از نقاط ضعف آنان کشف شود تا در صورت لزوم، از آن به عنوان برگهای در فضای چانهزنی سیاسی استفاده شود.
🔹طبعا رهبران سیاسی فوقالذکر زیر بار چنین وضعیتی نرفتند. «فائق زیدان» رئیس دستگاه قضاء - که از نظر سیاسی همسو با نوری المالکی است - شخصا دستور بازداشت «محمد جوحی» را داد و حتی مقاومت مسئولین دفتر نخستوزیری مانع بازداشت وی نشد.
🔸اما گفته میشود علاوه بر محمد جوحی، افرادی مانند «عبدالکریم السودانی» (هماهنگ کننده فرماندهی کل قوا)، «خالد الیعقوبی» (مشاور امنیتی السودانی) و... نیز در این پرونده نقش دارند.
🔹در پی بازداشت محمد جوحی، رهبران اطار جلسات اضطراری برگزار کردند. گروهی خواستار برکناری فوری السودانی شده و گروه دیگری تأکید کردند که وی تنها تا پایان همین دوره میتواند در منصب خود بماند؛ اما باید زیر نظر اطار به فعالیت خود ادامه دهد!
🔸در چنین وضعیتی «حیدر حنون» رئیس ستاد پاکدستی در اربیل کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرده و همه سران دستگاه قضاء را فاسد میخواند.
🔹این کنفرانس جنجالهای بسیاری را برمیانگیزد. در سطح دیگری نیز گروهی از حامیان السودانی ادعا میکنند نخستوزیر، فساد ۱۵هزار میلیارد دلاری در جریان تصویب بودجه در پارلمان کشف کرده است. آنها «محسن المندلاوی» را عامل اصلی این فساد میخوانند.
🔸در مجموع میتوان به وضوح مشاهده کرد که بخشی از حامیان السودانی، میخواهند رقبای شیعی خود (شرکای دیروز در اطار) را «فاسد» بخوانند و به این ترتیب تلاش کنند ماجرای «محمد جوحی» را سرپوش بگذارند یا از این مخمصه بگریزند!
🔹اما آنچه در نهایت میتوان نتیجه گرفت این است که بخش مهمی از اطار و به صورت خاص «نوری المالکی»، «هادی العامری» و... درک کردهاند که السودانی برای حفظ قدرت به چه بازی خطرناکی دست زده است و آن را برای آینده «غیرقابل اعتماد» و بلکه «خطرناک» میدانند.
🔸اما در این میان موضع مقتدی الصدر چیست؟ آیا به انتخابات و پارلمان بازمیگردد؟ در صورت بازگشت، با کدام دسته حاضر به ائتلاف خواهد شد؟
👈👈پینوشت:
در هر صورت این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که طرح پیشین جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی آسیب دیده است. سهگانه «گروههای مقاومت، الاطار و دولت السودانی» نهتنها انسجام سابق را ندارد، بلکه السودانی با رفتارهای مختلف نشان داده برای ایران هم نمیتواند عنصر قابل اعتمادی باشد.
راستی ادعای علی الترکی در مورد هک موبایل سفیر ایران تا چه اندازه قابل اتکاست؟ چرا او، این ادعا را در برنامه زنده و به صورت علنی بیان کرد؟
⛔️تذکر
اخبار «تحولات عراق» به همراه پی نوشت، حتما با ذکر منبع منتشر گردد.
@iraqevents 🇮🇶 تحولات عراق
⭕️هشدار
🔴درگیریهای اخیر مناطق غرب سوریه؛ بازگشت موفق مقاومت یا یک اشتباه استراتژیک؟
🔹انتشار این توییت، بازتاب زیادی داشت. دیشب در دو گروه، استدلالهای خود را در قالب چند فایل صوتی بیان کردم. بعد از مشاهده فیدبکهای امروز، تصمیم گرفتم تا این استدلالها را به صورت عمومی بیان کنم.
🔸فایلهای صوتی را در ادامه ملاحظه میکنید.
⏪پینوشت:
سال گذشته معذوریتی باعث عدم فعالیت این کانال شده بود. قصد داشتم در سال ۱۴۰۴ حضور پررنگی در توییتر و تلگرام داشته باشم. توییت دیروز، چند هفته این بازگشایی را جلو انداخت!
@ME_Magnifier
🔴درگیریهای اخیر مناطق غرب سوریه؛ بازگشت موفق مقاومت یا یک اشتباه استراتژیک؟
🔹انتشار این توییت، بازتاب زیادی داشت. دیشب در دو گروه، استدلالهای خود را در قالب چند فایل صوتی بیان کردم. بعد از مشاهده فیدبکهای امروز، تصمیم گرفتم تا این استدلالها را به صورت عمومی بیان کنم.
🔸فایلهای صوتی را در ادامه ملاحظه میکنید.
⏪پینوشت:
سال گذشته معذوریتی باعث عدم فعالیت این کانال شده بود. قصد داشتم در سال ۱۴۰۴ حضور پررنگی در توییتر و تلگرام داشته باشم. توییت دیروز، چند هفته این بازگشایی را جلو انداخت!
@ME_Magnifier
Audio
0️⃣مقدمه
1️⃣روند ناامیدی ملت از عملکرد الجولانی در حال تزاید بود.
۱-۱- تهدید جدیتر تمامیت ارضی
۱-۲- افزایش وزن طرفهای خارجی متخاصم یا رقیب حکومت
۱-۳- عدم گشایش معنادار در بحث تحریمها و ابراز ناامیدی نسبت به حل آنها بدون ایجاد تغییرات اساسی در کشور!
@ME_Magnifier
1️⃣روند ناامیدی ملت از عملکرد الجولانی در حال تزاید بود.
۱-۱- تهدید جدیتر تمامیت ارضی
۱-۲- افزایش وزن طرفهای خارجی متخاصم یا رقیب حکومت
۱-۳- عدم گشایش معنادار در بحث تحریمها و ابراز ناامیدی نسبت به حل آنها بدون ایجاد تغییرات اساسی در کشور!
@ME_Magnifier
Audio
2️⃣شکاف در چهار سطح:
۲-۱- شکاف بین تودهها و جریانات سیاسی
۲-۲- شکاف بین گروههای معارضه و هیئت حاکمه
۲-۳- شکاف در داخل بدنه تحریر الشام و شخص الجولانی
۲-۴- شکاف بین اقلیتها و حکومت مرکزی
@ME_Magnifier
۲-۱- شکاف بین تودهها و جریانات سیاسی
۲-۲- شکاف بین گروههای معارضه و هیئت حاکمه
۲-۳- شکاف در داخل بدنه تحریر الشام و شخص الجولانی
۲-۴- شکاف بین اقلیتها و حکومت مرکزی
@ME_Magnifier
Audio
3️⃣اقلیتها به سمت خیزش میرفتند.
۳-۱- کردها و دروزیها حمایت خارجی دارند.
۳-۲- مقایسه رفتار حکومت جدید در قبال «سویدا و قسد» با «شیعیان، علویها و اهل سنت صنمین»؛ دو تفاوت جوهری: «حمایت خارجی» و «توان نظامی»
۳-۳- روند رو به افزایش نگرانی در میان مسیحیها و حتی اسماعیلیها
۳-۴- فشار خارجی بر دمشق برای عدم سرکوب اقلیتها
@ME_Magnifier
۳-۱- کردها و دروزیها حمایت خارجی دارند.
۳-۲- مقایسه رفتار حکومت جدید در قبال «سویدا و قسد» با «شیعیان، علویها و اهل سنت صنمین»؛ دو تفاوت جوهری: «حمایت خارجی» و «توان نظامی»
۳-۳- روند رو به افزایش نگرانی در میان مسیحیها و حتی اسماعیلیها
۳-۴- فشار خارجی بر دمشق برای عدم سرکوب اقلیتها
@ME_Magnifier