📎Link
🖌 نقد فیلم Parasite
🟡 سراسر توهین و رذالت که در پشت پز های روشنفکرانه، نماد بازی و مثلا تکنیک قایم شده. شرم آورست!
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Parasite
🟡 سراسر توهین و رذالت که در پشت پز های روشنفکرانه، نماد بازی و مثلا تکنیک قایم شده. شرم آورست!
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم انگل
فیلم سینمایی انگل فیلمی متشکل از نقاط فراز و فرود سرشار. فیلمی که در جایی انقدر حقیر است که تمام اصول خودش را زیر پا می گذارد و در جایی انقدر بزرگ می شود که حتی جسارت بازی با ژانر را به خود می دهد. با ما همراه باشید برای بررسی این فیلم دره ای - قله ای
📎Link
🖌 ده فیلمی که من دوست دارم
🟡 در اینجا نام ده فیلمی را که به آن ها علاقه دارم را آوردم. توجه کنید که در اینجا نه رتبه بندی وجود دارد و نه تقدسی. من فقط احساسم را نسبت به ده فیلم نوشتم
⚫️ @MBDiary
🖌 ده فیلمی که من دوست دارم
🟡 در اینجا نام ده فیلمی را که به آن ها علاقه دارم را آوردم. توجه کنید که در اینجا نه رتبه بندی وجود دارد و نه تقدسی. من فقط احساسم را نسبت به ده فیلم نوشتم
⚫️ @MBDiary
Telegraph
ده فیلمی که من دوست دارم
من همیشه سینما را دوست داشتم. سینما بزرگترین معلمم برای نحوه ی زندگی کردن بود. در کودکی زمانی را در اوقات فراغت مدرسه نمی دید که من مشغول کتاب خواندن نباشم یا مشغول کار بر روی نمایش نامه ای نباشم. چندی پیش یادداشتی در خصوص تعریف و توضیح سلیقه به شما عزیزان…
📎Link
🖌 نقد Batman Who Laughs
🟡 از معدود کارهای "اسکات اسنایدر" که می شود خواند! قلمی فکاهی دارد اما گاهی موضوعات مهمی را برای عرضه به پیش می کشد.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد Batman Who Laughs
🟡 از معدود کارهای "اسکات اسنایدر" که می شود خواند! قلمی فکاهی دارد اما گاهی موضوعات مهمی را برای عرضه به پیش می کشد.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی کامیک "بتمن خندان"
اسنایدر همیشه من را غافل گیر می کند. نمی توانم از این اصل فرار کنم که چنین بی پروا نوشتن او که قابل قیاس با فکر و دیدگاه یک کودک است، گاهی چنان مرا دیوانه می کند که کاملا داستان او را برای من بی پایه و لغزان می کند. این که یک نویسنده به این رویه کرکتر های…
📎Link
🖌 نقد فیلم Avengers : Endgame
🟡 دست گلی دیگر از "برادران روسو". به راستی که چقدر ماهرانه گند می زنند.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Avengers : Endgame
🟡 دست گلی دیگر از "برادران روسو". به راستی که چقدر ماهرانه گند می زنند.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم انتقام جویان: پایان بازی
بله! سرانجام نوبت اندگیم شد. پر سرو صدا ترین فیلم سال با آن همه دبدبه و کبکبه ی فروش رکورد شکنش اکنون در چنان سکوتی محصور شده که گویی چیزی جز یک سکته نیست. و خب حال شاید دلیل تاخیرم در انتشار نقد این فیلم روشن باشد. اما پیش از قطعه قطعه کردن این فیلم برای…
📎Link
🖌 نقد فیلم The Lighthouse
🟡 از دو حالت خارج نیست. یا تو مفهوم سورئال را نمی دانی، یا من توانایی دیدن آت و آشغال را ندارم.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم The Lighthouse
🟡 از دو حالت خارج نیست. یا تو مفهوم سورئال را نمی دانی، یا من توانایی دیدن آت و آشغال را ندارم.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم فانوس دریایی
چرت، بی معنی و نسناس شاید اقلیتی از بد بودن این فیلم را بتوانند ارائه کنند. فیلم انگار سگیست خود باخته که سال ها در دامن انسان ها اهلی شده و اکنون که در طبیعت وحشی رها گشته غریزه ی خود را برای یافتن اندک غذایی از دست داده. فیلم اگرز به راستی مثل تبلیغات امروز…
📎Link
🖌 نقد Ascender (شماره ی ۹)
🟡 به راستی که زیباست. ماورای زیبا. فکر نکنم تا مدت ها در این ژانر اثری روی دستش بیاید. جایی که جادو و فناوری هردو نقش دارند.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد Ascender (شماره ی ۹)
🟡 به راستی که زیباست. ماورای زیبا. فکر نکنم تا مدت ها در این ژانر اثری روی دستش بیاید. جایی که جادو و فناوری هردو نقش دارند.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی کامیک فرازگر ۹
جف لمیر، از نام های درخشان صنعت کامیک، این بار دست به خلق دنیای والایی زده. دنیایی شبیه به دنیای ما، اما با صد ها کیلومتر فاصله. لمیر برای پیشبرد داستان جدیدش، سراغ روایت غیر خطی می رود. کاری که در آن تبحر دارد. و اگر شکی وجود داشته باشد، در این سری جدید…
📎Link
🖌 نقد فیلم Birds of Pray
🟡 فیلمی ساده. چرا باید بیخود از فیلمی که سادست و سازندگانش حد خود را می دانند و صد البته جویای نوآوری هم هستند خرده گرفت؟
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Birds of Pray
🟡 فیلمی ساده. چرا باید بیخود از فیلمی که سادست و سازندگانش حد خود را می دانند و صد البته جویای نوآوری هم هستند خرده گرفت؟
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم پرندگان شکاری
برخی از فیلم ها ساخته شدند که ذاتا متوسط باشند، مهم نیست که سازندگان چقدر تلاش کنند که پا را از مرز فراتر بگذرند یا به جد به ذات سینما پایبند باشند؛ جبر روزگار چرخ خودش را می چرخاند. فیلم پرندگان شکاری به حق فیلم بدی نیست. سرگرم کننده، دوست داشتنی و به کلی…
📎Link
🖌 نقد Bang
🟡 زیادی ساده، کلیشه ای و پرت است. با چنین داستانی نمی توان انتظار شاهکار داشت.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد Bang
🟡 زیادی ساده، کلیشه ای و پرت است. با چنین داستانی نمی توان انتظار شاهکار داشت.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی کامیک بنگ! ۱
کامیک بنگ میخ خود را می کوبد، اما نه محکم! در ابتدای کار هر خواننده ای متوجه می شود با یک اثر سینمایی مواجه است که توسط مهندسی معکوس در شمایل کامیک حضور یافته. به خودی خود شاید یک کامیک با ژانر اکشن جنایی و مامور بازی های جیمزباند گونه واقعا جذاب باشد. حقیقتا…
📎Link
🖌 نقد Olympia (شماره ی ۴)
🟡 سزاوار ستایش و ارزشمند برای خواندن. وقت را تلف نکنید. حتما بخوانیدش!
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد Olympia (شماره ی ۴)
🟡 سزاوار ستایش و ارزشمند برای خواندن. وقت را تلف نکنید. حتما بخوانیدش!
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی کامیک المپیا ۴
المپیا مکانیست مقدس برای یونانیان. مکان آرامش و پناهندگی یونانیان و محلی برای برگزاری بازی های المپیک. مسابقاتی که فارق از جنگ و خون ریزی و کینه اجرا می شدند تا مردان واقعی توانایی اثبات خود را داشته باشند. جایی که مردان با نام زئوس به میدان رفته و ارزش های…
📎Link
🖌 نقد پنل به پنل Strange Adventures (شماره ی ۱)
🟡 کلی خاطره را برایمان زنده می کند. دو داستان مختلف برای روایت دارد. چرا باید ناراضی باشیم؟
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد پنل به پنل Strange Adventures (شماره ی ۱)
🟡 کلی خاطره را برایمان زنده می کند. دو داستان مختلف برای روایت دارد. چرا باید ناراضی باشیم؟
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی کامیک ماجراجویی های شگفت ۱
تام کینگ و میچ جرادز برگشتند! بعد از خلق مینی سری تحسین شده ی مستر میراکل، این تیم دوست داشتنی پا در جا پای سابق خود گذاشته و به سراغ روایتی جدید از قهرمانی قدیمی رفته اند. تام کینگ استاد نوشتن سناریو های تو در تو و جرادز خبره در طراحی های سینماتیک. اما کینگ…
📎Link
🖌 نقد فیلم Memento
🟡 از معدود آثار نولان که ارزش دیدن و تمجید را دارد. برای من سرگرم کننده و جالب بود.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Memento
🟡 از معدود آثار نولان که ارزش دیدن و تمجید را دارد. برای من سرگرم کننده و جالب بود.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم یادمان
گمان می کنم هنوز با اختلاف بهترین فیلم نولان باشد. درست به یاد دارم که در زمان تماشای فیلم میان سیاره ای نولان مات و مبهوت بودم و به عنوان یک فیزیکدان هنر او را تحسین می کردم. اما میان سیاره ای به هیچ وجه فیلم مخاطب عام نیست. چیزی که یادمان هست!
📎Link
🖌 نقد فیلم Annihilation
🟡 ژانر سورئال اسباب بازی مشتی تازه به دوران رسیده ی روشن فکر شده! چه می توان گفت؟ افسوس!
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Annihilation
🟡 ژانر سورئال اسباب بازی مشتی تازه به دوران رسیده ی روشن فکر شده! چه می توان گفت؟ افسوس!
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم نابودی
یک ایده ی فراشگفت انگیز با اجرایی افتضاح. بهترین جمله برای وصف این شلم شوربای به اصطلاح سینماییست. انگار مدت هاست که فیلم پردازان، کارکردن در مدیوم خود را فراموش کردن. مدت هاست که ایده های ابتدایی مخ منفجر کن را با پرداخت های افلیج خود به قعر چاه می کشانند.…
📎Link
🖌 نقد فیلم Alphaville
🟡 یک اثر کلاسیک که خوب حرف می زند. البته با ارفاق. برای من لذت بخش و دوست داشتنیست. اما نه خیلی.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Alphaville
🟡 یک اثر کلاسیک که خوب حرف می زند. البته با ارفاق. برای من لذت بخش و دوست داشتنیست. اما نه خیلی.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم آلفویل
حقیقتا لایق تحسین است. چنین اندیشه ای در میانه ی قرن بیستم! بگذار اینطور شروع کنم، اگر "چاپلین" در بحبوحه انقلاب صنعتی زندگی مدرن را به تمسخر کشاند ، "گدار" که گیر افتاده میان آشوب قرن بیست است، زندگی پسا مدرن را زیر بار نقدی جدی می گیرد و پایش را سفت رو…
📎Link
📋 Diary
🖌 مروری بر فیلم Tesla
🟡 باید به معنای واقعی یک اسطوره ی بدشانس بود که نه از زندگی شانس داشت و نه از فیلم! نابغه ای فراموش شده در لا به لای تار و پود تاریخ که اکنون بواسطه ی برگ های مجازی در حال رسیدن به جایگاه لایق خود است اما چنین فیلمی افتضاح، عقب افتاده و مضحک نصیبش می شود. گاهی حتی توهین آمیز است، افسوس که حتی از دید کارگردانان درخور یک اثر لایق ساده هم نیست!
⚫️ @MBDiary
📋 Diary
🖌 مروری بر فیلم Tesla
🟡 باید به معنای واقعی یک اسطوره ی بدشانس بود که نه از زندگی شانس داشت و نه از فیلم! نابغه ای فراموش شده در لا به لای تار و پود تاریخ که اکنون بواسطه ی برگ های مجازی در حال رسیدن به جایگاه لایق خود است اما چنین فیلمی افتضاح، عقب افتاده و مضحک نصیبش می شود. گاهی حتی توهین آمیز است، افسوس که حتی از دید کارگردانان درخور یک اثر لایق ساده هم نیست!
⚫️ @MBDiary
📎Link
🖌 نقد فیلم The burnt orange heresy
🟡 یک اثر خیلی خوب و لذت بخش. خوشحالم که چنین فیلمی را دیدم. عوامل این را شدیدا تحسین می کنم
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم The burnt orange heresy
🟡 یک اثر خیلی خوب و لذت بخش. خوشحالم که چنین فیلمی را دیدم. عوامل این را شدیدا تحسین می کنم
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم بدعت نارنجی سوخته
بعد از مدت ها می توانم با خیال راحت بگویم که یک فیلم خوب دیدم. مفاهیم ژرف، درس هایی مهم و پند هایی شگرف در خود داشت. فکر می کنم فیلم بدعت نارنجی سوخته به رغم محتوا و موضوعی که بدان پرداخته سپری ضد نقد را دور خود کشیده است. نمی توان هم این فیلم را دوس داشت…
📎Link
📋 Diary
🖌 مروری بر انیمه ی توتورو، همسایه ی من
🟡 در اینکه اکثر قریب به اتفاق آثار "میازاکی" شاهکار هستند شکی نیست. اما این یکی، این یکی فرق دارد. جایگاه والای خانواده، احترام ها، شادی و سادگی و داشتن یک روایت لطیف همگی به روشنی نشان می دهند میازاکی درام را می فهمد. این اثر بسیار زنده است، همواره پویاست. نمی توانم تصور کنم تا چند نسل بعد قرار است خنده و قهقه بر لب کودکانی که به تماشای این شاهکار می نشینند جاری شود. حسابی "میازاکی" بزرگ را تحسین می کنم و قطعا از او سپاس گزارم، فردی که تا آخر عمر کودک درونش را فعال نگاه داشته و هر لحظه می دانسته که کودکان چه می خواهند. و اما توتورو، یک همسایه ی بامزه که قطعا داشتن آن آرزوی هر کودکیست. تمام وجوهات توتورو مرا جذب و هیجان زده می کند. چشمان متعجبش، دهان بزرگش، خنده های با نمک، بدن پشمالو و صدای فوق العاده بامزه اش. ولی چیزی که "توتورو، همسایه ی من" را از دیگر آثار "میازاکی" جدا می کند، طراوت عجیبیست که در خود دارد. مهم نیست شما یه کودک پنج ساله باشید یا پیرمرد هشتاد و پنج ساله، این انیمه باز شما رو به دنیای کودکیتان پرتاب می کند. افسون و عشقی که در سادگی این اثر است کم از یک معجزه نیست. همین امر است که درس های زندگی برآمده از پس درام فیلم را در ذهن مهر و موم می کند.
⚫️ @MBDiary
📋 Diary
🖌 مروری بر انیمه ی توتورو، همسایه ی من
🟡 در اینکه اکثر قریب به اتفاق آثار "میازاکی" شاهکار هستند شکی نیست. اما این یکی، این یکی فرق دارد. جایگاه والای خانواده، احترام ها، شادی و سادگی و داشتن یک روایت لطیف همگی به روشنی نشان می دهند میازاکی درام را می فهمد. این اثر بسیار زنده است، همواره پویاست. نمی توانم تصور کنم تا چند نسل بعد قرار است خنده و قهقه بر لب کودکانی که به تماشای این شاهکار می نشینند جاری شود. حسابی "میازاکی" بزرگ را تحسین می کنم و قطعا از او سپاس گزارم، فردی که تا آخر عمر کودک درونش را فعال نگاه داشته و هر لحظه می دانسته که کودکان چه می خواهند. و اما توتورو، یک همسایه ی بامزه که قطعا داشتن آن آرزوی هر کودکیست. تمام وجوهات توتورو مرا جذب و هیجان زده می کند. چشمان متعجبش، دهان بزرگش، خنده های با نمک، بدن پشمالو و صدای فوق العاده بامزه اش. ولی چیزی که "توتورو، همسایه ی من" را از دیگر آثار "میازاکی" جدا می کند، طراوت عجیبیست که در خود دارد. مهم نیست شما یه کودک پنج ساله باشید یا پیرمرد هشتاد و پنج ساله، این انیمه باز شما رو به دنیای کودکیتان پرتاب می کند. افسون و عشقی که در سادگی این اثر است کم از یک معجزه نیست. همین امر است که درس های زندگی برآمده از پس درام فیلم را در ذهن مهر و موم می کند.
⚫️ @MBDiary
📎Link
🖌 نقد فیلم A Monster Calls
🟡 لطیف، روح نواز ، شعشعه ای از احساسات تیره ی انسان. داستان، نما، بازیگری، تدوین، همگی عالی هستند. به راستی این همان چیزیست که مشتاقانه تماشایش می کنم.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم A Monster Calls
🟡 لطیف، روح نواز ، شعشعه ای از احساسات تیره ی انسان. داستان، نما، بازیگری، تدوین، همگی عالی هستند. به راستی این همان چیزیست که مشتاقانه تماشایش می کنم.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم هیولا نجوا می کند
پیش از شروع نقد خود را ملزم می دانم که سینمای خودمان را شدیدا شماتت کنم. چقدر جای تهی این گونه آثار در کشور ما حس می شود، مردمانی که خود را وارث هزار و یک شب می دانند اما در عصر حاضر، ازدم در حیطه ی داستان گویی عقیم هستند. و اما فیلم، این اثر برای من به…
📎Link
📋 Diary
🖌 مروری بر فیلم Malcom & Marie
🟡 ایده ی فیلم خوب است. اینکه "سم لوینسن" نشان داده بلد است از گفت و گوی یک زوج به طور رالی نزاع و معاشقه را بیرون کشیده و یک داستان خلق کند. ایده ی قشنگیست، زوجی که با تمام دلسردی ها باز یکدیگر را تحمل می کنند. فیلم در یک سوم اول ریتم جذابی دارد، کرکتر ها ساخته می شوند. اما در میانه فیلم به شدت افت می کند، طوری که "لوینسن" با پوشال و کاه گل چاله ی داستان فیلمش را پر می کند. که البته ضرر بزرگی به بازی "جان واشنگتن" وارد می کند. چند سکانس میانه ی فیلم به قدری بد و مضحک هستند که شور و تاب ابتدایی برآمده از بازی خوب "واشنگتن" را جاروب می کند. انقدر بد است که خود بازیگران نمی دانند باید چیکار کنند! پایان فیلم هم آنقدر شکوهمند نیست. در کل سیر فیلم یک سراشیبی واقعی از معرکه به متعفن است. و اگر تنها بخواهد یک پیام را برساند این است که به هیچ وجه از "زندیا" بازیگر در نمی آید.
⚫️ @MBDiary
📋 Diary
🖌 مروری بر فیلم Malcom & Marie
🟡 ایده ی فیلم خوب است. اینکه "سم لوینسن" نشان داده بلد است از گفت و گوی یک زوج به طور رالی نزاع و معاشقه را بیرون کشیده و یک داستان خلق کند. ایده ی قشنگیست، زوجی که با تمام دلسردی ها باز یکدیگر را تحمل می کنند. فیلم در یک سوم اول ریتم جذابی دارد، کرکتر ها ساخته می شوند. اما در میانه فیلم به شدت افت می کند، طوری که "لوینسن" با پوشال و کاه گل چاله ی داستان فیلمش را پر می کند. که البته ضرر بزرگی به بازی "جان واشنگتن" وارد می کند. چند سکانس میانه ی فیلم به قدری بد و مضحک هستند که شور و تاب ابتدایی برآمده از بازی خوب "واشنگتن" را جاروب می کند. انقدر بد است که خود بازیگران نمی دانند باید چیکار کنند! پایان فیلم هم آنقدر شکوهمند نیست. در کل سیر فیلم یک سراشیبی واقعی از معرکه به متعفن است. و اگر تنها بخواهد یک پیام را برساند این است که به هیچ وجه از "زندیا" بازیگر در نمی آید.
⚫️ @MBDiary
📎Link
📋 Diary
🖌 مروری بر سریال Wanda Vision
(قسمت ۱ - ۳)
🟡 سیت کام ها همیشه عنصر مهمی در تشکیل دورهمی های خانوادگی در ساعت خاصی در روزه بودند، آثاری که پیوستار محکم مخاطب و تلوزیون به شمار رفته و البته بسیار سرگرم کننده. پس بی شک منطقی خواهد بود اگر "مارول " بخواهد شروع فعالیت تلوزیونی اش را با چنین ژانری شروع کند. خب صریح می گویم، "واندا ویژن" تا به اینجای کار به هیچ وجه یک سیت کام نیست، ادای آن را در می آورد، اما در ماهیت یک چیز دیگرست! خب سازندگان این اثر ثابت کردند کوچک ترین چیز در خصوص سیت کام را نمی فهمند! یعنی شخصیت و قصه سازی! این دو فاکتور در سیت کام ها باید در همان ابتدا و حسن آغاز برای مخاطب روشن شود، در خصوص شخصیت ها که پیشتر کم و بیش با آن ها آشنا هستیم. از این حیث سازندگان کار دشواری روی دوش ندارند. در طرف مقابل اما قصه ابدا روشن نیست. نه معضلی، نه موضوعی و نه پارادوکسی که روایت طنزی از پس آن بر بیاید. عوضش سیر سریال در دو قسمت اول پر شده از بذله گویی ها مسخره و خنده های مفرط که به کلی من مخاطب را به بیرون پرت می کنند. و هنوز برای من جای تامل دارد که مخاطبان حاضر در هنگام پخش به واقع دارند به چه می خندند؟! و البته در خصوص فضای سریال، به راستی "شاکمن" را در استفاده از سوتین های نوک تیز و شلوار های بسیار فاق بلند برای ساخت فضای تماتیک دهه ی شصت ستایش می کنم البته خیلی خیلی بهتر می بود اگر همین ریزبینی (که به واقع آفساید) است را در خصوص فرهنگ و نوع شیمی آن زمان به کار میگرفت. هیچ اثری از فضای دهه ی شصت آمریکا به مشام نمی رسد. به نوعی که انگار در حال تماشای قرن بیست و یکمی ترین اثر کلاسیک باشیم! (از نوع بد آن) و این تنها تمام مشکل نیست، سازندگان این اثر حتی ابتدایی ترین موارد تکنیکی از جمله اندازه قاب تصویر و میزانسن و نور پردازی را درست رعایت نکردند. یا شاید اصلا نمی دانند که بخواهند عمل کنند. پردازش دیگر شخصیت ها هم که دیگر دست گل به تمام معناست! ظاهرا سازندگان ترجیح می دهند که شخصیت سازی نکرده و با تیپ کار کنند ( که به نظر من حتی بسیار مشقت بار است) ولیکن کو تیپ درست؟ مدیر شرکت که به زور تیپ یک مدیر دهه ی شصت را به خود می گیرد و زنش که دیگر فاجعه ی تیپ سازیست! اگر به جای وی یک دلقک با لودگی سراسر مضحک وارد صحنه می شد قول می دهم با چیزی که نشان دادند مو نمی زد! در تمام دو قسمت اول حس می کردم دارم یک "دیک ون دایک شو" از نوع مبتذل و کریح را می بینم!
اما قسمت سوم پیشرفت دارد. نسبت به دو قسمت قبل چندین گام جلو تر است. حداقل یک ژست معقولی از سیت کام به خود می گیرد. تیپ ها به مردم دهه ی هشتاد نزدیک هستند و شوخی های بامزه ای دارند که باعث شد حتی قهقهه هم بزنم! اما در خصوص پردازش شخصیت ها دست را باز نمی گذارد، چون شخصیت های زیادی را به نمایش نمی گذارد. یک "مونیکا" بود که آن هم همچنان بد است. در حالت کلی تا به اینجای کار "واندا ویژن" بیشتر از یک دهن کجی بزرگ به ژانر سیت کام نیست.
⚫️ @MBDiary
📋 Diary
🖌 مروری بر سریال Wanda Vision
(قسمت ۱ - ۳)
🟡 سیت کام ها همیشه عنصر مهمی در تشکیل دورهمی های خانوادگی در ساعت خاصی در روزه بودند، آثاری که پیوستار محکم مخاطب و تلوزیون به شمار رفته و البته بسیار سرگرم کننده. پس بی شک منطقی خواهد بود اگر "مارول " بخواهد شروع فعالیت تلوزیونی اش را با چنین ژانری شروع کند. خب صریح می گویم، "واندا ویژن" تا به اینجای کار به هیچ وجه یک سیت کام نیست، ادای آن را در می آورد، اما در ماهیت یک چیز دیگرست! خب سازندگان این اثر ثابت کردند کوچک ترین چیز در خصوص سیت کام را نمی فهمند! یعنی شخصیت و قصه سازی! این دو فاکتور در سیت کام ها باید در همان ابتدا و حسن آغاز برای مخاطب روشن شود، در خصوص شخصیت ها که پیشتر کم و بیش با آن ها آشنا هستیم. از این حیث سازندگان کار دشواری روی دوش ندارند. در طرف مقابل اما قصه ابدا روشن نیست. نه معضلی، نه موضوعی و نه پارادوکسی که روایت طنزی از پس آن بر بیاید. عوضش سیر سریال در دو قسمت اول پر شده از بذله گویی ها مسخره و خنده های مفرط که به کلی من مخاطب را به بیرون پرت می کنند. و هنوز برای من جای تامل دارد که مخاطبان حاضر در هنگام پخش به واقع دارند به چه می خندند؟! و البته در خصوص فضای سریال، به راستی "شاکمن" را در استفاده از سوتین های نوک تیز و شلوار های بسیار فاق بلند برای ساخت فضای تماتیک دهه ی شصت ستایش می کنم البته خیلی خیلی بهتر می بود اگر همین ریزبینی (که به واقع آفساید) است را در خصوص فرهنگ و نوع شیمی آن زمان به کار میگرفت. هیچ اثری از فضای دهه ی شصت آمریکا به مشام نمی رسد. به نوعی که انگار در حال تماشای قرن بیست و یکمی ترین اثر کلاسیک باشیم! (از نوع بد آن) و این تنها تمام مشکل نیست، سازندگان این اثر حتی ابتدایی ترین موارد تکنیکی از جمله اندازه قاب تصویر و میزانسن و نور پردازی را درست رعایت نکردند. یا شاید اصلا نمی دانند که بخواهند عمل کنند. پردازش دیگر شخصیت ها هم که دیگر دست گل به تمام معناست! ظاهرا سازندگان ترجیح می دهند که شخصیت سازی نکرده و با تیپ کار کنند ( که به نظر من حتی بسیار مشقت بار است) ولیکن کو تیپ درست؟ مدیر شرکت که به زور تیپ یک مدیر دهه ی شصت را به خود می گیرد و زنش که دیگر فاجعه ی تیپ سازیست! اگر به جای وی یک دلقک با لودگی سراسر مضحک وارد صحنه می شد قول می دهم با چیزی که نشان دادند مو نمی زد! در تمام دو قسمت اول حس می کردم دارم یک "دیک ون دایک شو" از نوع مبتذل و کریح را می بینم!
اما قسمت سوم پیشرفت دارد. نسبت به دو قسمت قبل چندین گام جلو تر است. حداقل یک ژست معقولی از سیت کام به خود می گیرد. تیپ ها به مردم دهه ی هشتاد نزدیک هستند و شوخی های بامزه ای دارند که باعث شد حتی قهقهه هم بزنم! اما در خصوص پردازش شخصیت ها دست را باز نمی گذارد، چون شخصیت های زیادی را به نمایش نمی گذارد. یک "مونیکا" بود که آن هم همچنان بد است. در حالت کلی تا به اینجای کار "واندا ویژن" بیشتر از یک دهن کجی بزرگ به ژانر سیت کام نیست.
⚫️ @MBDiary
📎Link
🖌 نقد فیلم Nomadland
🟡 پیشنهاد یکی از دوستان خوبم. خوشحالم که بعد مدت ها یک فیلم خوب دیدم. این اثر به راستی سزاوار تشویق و آفرین است.
⚫️ @MBDiary
🖌 نقد فیلم Nomadland
🟡 پیشنهاد یکی از دوستان خوبم. خوشحالم که بعد مدت ها یک فیلم خوب دیدم. این اثر به راستی سزاوار تشویق و آفرین است.
⚫️ @MBDiary
Telegraph
نقد و بررسی فیلم دیار کوچ نشینی
صاف و بی آلایش! می توان کل روح فیلم را درون این عبارت خلاصه کرد که البته نقطه ی عطف و اوج آنست. خیلی وقت بود که سینما دلتنگ چنین اثری بود. به شدت کارگردان تازه نفس این فیلم را یعنی بانو "چلویی ژائو" را می ستایم و از او سپاس گزارم که به خوبی مرا با فیلم یک…