متقاضیان ثبت نام در مرکز زبان دانشگاه کردستان
ضمن تبریک شروع سال تحصیلی جدید و آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه عزیزان
به اطلاع می رساند آغاز دورههای پائیز ۱۴۰۰ این مرکز از روز دوشنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۰ خواهد بود.
مهلت ثبتنام در دورهها تا پایان وقت اداری روز شنبه ۱۷ مهر ماه میباشد.
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
ضمن تبریک شروع سال تحصیلی جدید و آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه عزیزان
به اطلاع می رساند آغاز دورههای پائیز ۱۴۰۰ این مرکز از روز دوشنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۰ خواهد بود.
مهلت ثبتنام در دورهها تا پایان وقت اداری روز شنبه ۱۷ مهر ماه میباشد.
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
نحوه ثبت نام در دوره های آموزشی مرکز زبان دانشگاه کردستان:
- متقاضیان شرکت در دورههای مرکز زبان دانشگاه کردستان لطفا نام و نام خانوادگی، شماره تماس و عنوان دوره مورد نظر خود را به آی دی تلگرام زیر ارسال فرمایند.
@uoklc
-متقاضیان دورههای زبان انگلیسی (به غیر از دوره مقدماتی) نیازمند به شرکت در آزمون تعیین سطح میباشند که در دو مرحله کتبی و شفاهی و به صورت آنلاین انجام خواهد شد.
- جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید سوالات خود را به آیدی تلگرام زیر ارسال کنید:
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
- متقاضیان شرکت در دورههای مرکز زبان دانشگاه کردستان لطفا نام و نام خانوادگی، شماره تماس و عنوان دوره مورد نظر خود را به آی دی تلگرام زیر ارسال فرمایند.
@uoklc
-متقاضیان دورههای زبان انگلیسی (به غیر از دوره مقدماتی) نیازمند به شرکت در آزمون تعیین سطح میباشند که در دو مرحله کتبی و شفاهی و به صورت آنلاین انجام خواهد شد.
- جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید سوالات خود را به آیدی تلگرام زیر ارسال کنید:
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
Language Academy pinned «متقاضیان ثبت نام در مرکز زبان دانشگاه کردستان ضمن تبریک شروع سال تحصیلی جدید و آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه عزیزان به اطلاع می رساند آغاز دورههای پائیز ۱۴۰۰ این مرکز از روز دوشنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۰ خواهد بود. مهلت ثبتنام در دورهها تا پایان وقت اداری…»
مرکز زبان دانشگاه کردستان برگزارمیکند:
دوره مکالمه مقدماتی (TalkShow)
تأکید این دوره بر مهارت گفتاری (Speaking) است. این دوره مناسب افراد با سطح انگلیسی پایین (Elementary) است.
@uoklanguage
دوره مکالمه مقدماتی (TalkShow)
تأکید این دوره بر مهارت گفتاری (Speaking) است. این دوره مناسب افراد با سطح انگلیسی پایین (Elementary) است.
@uoklanguage
مرکز زبان دانشگاه کردستان برگزار میکند:
دورههای آموزش زبان فرانسه
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آدرس زیر پیام بفرستید:
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
دورههای آموزش زبان فرانسه
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آدرس زیر پیام بفرستید:
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
مرکز زبان دانشگاه کردستان برگزارمیکند:
دوره بحث آزاد (TalkShow)
تأکید این دوره بر مهارت گفتاری (Speaking) است. این دوره مناسب افراد با سطح انگلیسی متوسط به بالا است.
@uoklanguage
دوره بحث آزاد (TalkShow)
تأکید این دوره بر مهارت گفتاری (Speaking) است. این دوره مناسب افراد با سطح انگلیسی متوسط به بالا است.
@uoklanguage
همراهان گرامی مرکز زبان دانشگاه کردستان
به اطلاع می رساند دورههای ترم پاییز ۱۴۰۰ این مرکز از امروز (چهارشنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۰) آغاز میشود. لطفا برای مشاهده کلاس به سامانه مراجعه کنید.
آدرس سامانه دانشگاه کردستان
http://vclass.uok.ac.ir
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
به اطلاع می رساند دورههای ترم پاییز ۱۴۰۰ این مرکز از امروز (چهارشنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۰) آغاز میشود. لطفا برای مشاهده کلاس به سامانه مراجعه کنید.
آدرس سامانه دانشگاه کردستان
http://vclass.uok.ac.ir
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
#نکته_آموزشی:
جهت پیشرفت در مهارتهای گفتاری و نوشتاری در زبان انگلیسی لازم است با کلمات همنشین (collocations)، کلماتی که در اکثر مواقع باهم می آیند، آشنایی داشته باشید. با این کار میتوانید مکالمه طبیعی و جذابتری داشته باشید.
@uoklanguage
جهت پیشرفت در مهارتهای گفتاری و نوشتاری در زبان انگلیسی لازم است با کلمات همنشین (collocations)، کلماتی که در اکثر مواقع باهم می آیند، آشنایی داشته باشید. با این کار میتوانید مکالمه طبیعی و جذابتری داشته باشید.
@uoklanguage
#کلمات_همنشین، شماره ۱.
📖 قول دادن در زبان انگلیسی (to promise)
👈 باید توجه داشت که کلمه promise میتواند فعل یا اسم باشد.
1⃣ قول دادن= (make a promise)/promise
2⃣ به قول خود عمل کردن= keep a promise
3⃣ زیر قول خود زدن= break a promise
📚 مثال:
✍ بچه ها حسابی دلخورند. تو قول داده بودی که امروز آنها را ببری پارک.
The kids are really upset. You'd promised to take them to the park today.
✍ متأسفم قصدم این نبود که زیر قولم بزنم. مسئله مهمی پیش آمد و گرفتار شدم.
I'm sorry. I didn't mean to break my promise. Something important came up and I got tied up.
✍ اگر نمی تونی به قولت عمل کنی، هیچوقت قول نده.
Never make a promise if you can't keep it.
@uoklanguage
📖 قول دادن در زبان انگلیسی (to promise)
👈 باید توجه داشت که کلمه promise میتواند فعل یا اسم باشد.
1⃣ قول دادن= (make a promise)/promise
2⃣ به قول خود عمل کردن= keep a promise
3⃣ زیر قول خود زدن= break a promise
📚 مثال:
✍ بچه ها حسابی دلخورند. تو قول داده بودی که امروز آنها را ببری پارک.
The kids are really upset. You'd promised to take them to the park today.
✍ متأسفم قصدم این نبود که زیر قولم بزنم. مسئله مهمی پیش آمد و گرفتار شدم.
I'm sorry. I didn't mean to break my promise. Something important came up and I got tied up.
✍ اگر نمی تونی به قولت عمل کنی، هیچوقت قول نده.
Never make a promise if you can't keep it.
@uoklanguage
Cryin' Eyes
Don Williams
#آهنگ_انگلیسی، شماره ۱.
Crying Eyes
Could you just tell me how you're feelin'
Lately that's all I want to know
We've been actin' so deceiving
You're holdin' on and lettin' go
Cryin' eyes don't give a reason
Lips don't always say what's so
When you touch me, I'm believin'
You really don't want me to go
They say in life there comes a season
We don't know the answer why
Without any rhyme or reason
Folks drift apart and say goodbye
Cryin' eyes don't give a reason
Lips don't always say what's so
When you touch me, I'm believin'
You really don't want me to go
Cryin' eyes don't give a reason
Lips don't always say what's so
When you touch me, I'm believin'
You really don't want me to go
@uoklanguage
Crying Eyes
Could you just tell me how you're feelin'
Lately that's all I want to know
We've been actin' so deceiving
You're holdin' on and lettin' go
Cryin' eyes don't give a reason
Lips don't always say what's so
When you touch me, I'm believin'
You really don't want me to go
They say in life there comes a season
We don't know the answer why
Without any rhyme or reason
Folks drift apart and say goodbye
Cryin' eyes don't give a reason
Lips don't always say what's so
When you touch me, I'm believin'
You really don't want me to go
Cryin' eyes don't give a reason
Lips don't always say what's so
When you touch me, I'm believin'
You really don't want me to go
@uoklanguage
Language Academy pinned «زبان آموزان گرامی در سامانه جدید نام کاربری کد ملی شماست ولی با حرف z (حرف کوچک و بدون فاصله) شروع خواهد شد. کلمه عبور تنها کد ملی شماست. به این ترتیب اگر کد ملی فردی 987654321 باشد، نام کاربری و کلمه عبور ایشان به شکل زیر خواهد بود: نام کاربری: z987654321…»
مرکز زبان دانشگاه کردستان برگزار میکند:
دوره آمادگی آزمونهای بسندگی زبان انگلیسی (MSRT, MHLE)
برای کسب
اطلاعات بیشتر با آیدی تلگرام زیر در تماس باشید.
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
دوره آمادگی آزمونهای بسندگی زبان انگلیسی (MSRT, MHLE)
برای کسب
اطلاعات بیشتر با آیدی تلگرام زیر در تماس باشید.
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
مرکز زبان دانشگاه کردستان برگزار میکند:
دورههای آموزش زبان فرانسه
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آدرس زیر پیام بفرستید:
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
دورههای آموزش زبان فرانسه
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آدرس زیر پیام بفرستید:
@uoklc
مرکز زبان دانشگاه کردستان
@uoklanguage
#کلمات_همنشین، شماره ۲.
📖 فعل های همنشین (collocation) با کلمه نسیم ملایم (gentle breeze)
👈کلمات همنشین: دو یا چند کلمه که همواره با هم می آیند.
1. Waft: روی هوا یا آب، شناور ساختن
A gentle breeze wafted the scent of roses.
نسیمی ملایم عطر گل های سرخ را آورد.
2. Stir:تکان دادن
A gentle breeze stirred the curtains.
نسیمی ملایم پرده ها را تکان داد.
3. Blow:وزیدن
A gentle breeze was blowing.
نسیم ملایمی می وزید.
4.Ruffle: به هم زدن
A gentle breeze ruffled her hair.
نسیمی ملایم موهایش را به هم زد.
5. Rustled: خش خش کردن
A gentle breeze rustled the leaves.
نسیم ملایمی برگ ها را به خش خش درآورد.
6. Sweep: به سرعت گذشتن
A gentle breeze swept through the forest.
نسیمی ملایم از جنگل گذشت.
7. Drift: آهسته به حرکت دراوردن
A gentle breeze drifted the leaves.
نسیمی ملایم برگ ها را به حرکت درآورد.
@uoklanguage
📖 فعل های همنشین (collocation) با کلمه نسیم ملایم (gentle breeze)
👈کلمات همنشین: دو یا چند کلمه که همواره با هم می آیند.
1. Waft: روی هوا یا آب، شناور ساختن
A gentle breeze wafted the scent of roses.
نسیمی ملایم عطر گل های سرخ را آورد.
2. Stir:تکان دادن
A gentle breeze stirred the curtains.
نسیمی ملایم پرده ها را تکان داد.
3. Blow:وزیدن
A gentle breeze was blowing.
نسیم ملایمی می وزید.
4.Ruffle: به هم زدن
A gentle breeze ruffled her hair.
نسیمی ملایم موهایش را به هم زد.
5. Rustled: خش خش کردن
A gentle breeze rustled the leaves.
نسیم ملایمی برگ ها را به خش خش درآورد.
6. Sweep: به سرعت گذشتن
A gentle breeze swept through the forest.
نسیمی ملایم از جنگل گذشت.
7. Drift: آهسته به حرکت دراوردن
A gentle breeze drifted the leaves.
نسیمی ملایم برگ ها را به حرکت درآورد.
@uoklanguage
#کلمات_همنشین، شماره ۳، (accident).
📖 چند "صفت" همنشین(collocation) با کلمه صانحه، حادثه (accident):
dreadful:مهیب و وحشتناک
Her parents were killed in a dreadful accident last year.
پارسال پدرومادرش در یک تصادف وحشتناک کشته شدند.
fatal: کشنده
It is the first fatal accident at the factory.
این اولین حادثه مرگبار در این کارخانه است.
freak: حادثه عجیب
A freak accident happened when Tom was riding a roller coaster; He got hit in the face by a bird!
وقتی تام سوار ترن هوایی بود حادثه ای عجیب اتفاق افتاد. یک پرنده با صورتش برخورد کرد.
horrific: ناگوار، سهمگین
The last year's sudden earthquake was a horrific accident.
زلزله ناگهانی پارسال اتفاق سهمگینی بود.
nasty: ناخوشایند
He had a nasty accident while riding in the forest; his car got stuck in mud.
هنگام رانندگی در جنگل اتفاقی ناخوشایند برایش افتاد. ماشینش در گل گیر کرد.
@uoklanguage
📖 چند "صفت" همنشین(collocation) با کلمه صانحه، حادثه (accident):
dreadful:مهیب و وحشتناک
Her parents were killed in a dreadful accident last year.
پارسال پدرومادرش در یک تصادف وحشتناک کشته شدند.
fatal: کشنده
It is the first fatal accident at the factory.
این اولین حادثه مرگبار در این کارخانه است.
freak: حادثه عجیب
A freak accident happened when Tom was riding a roller coaster; He got hit in the face by a bird!
وقتی تام سوار ترن هوایی بود حادثه ای عجیب اتفاق افتاد. یک پرنده با صورتش برخورد کرد.
horrific: ناگوار، سهمگین
The last year's sudden earthquake was a horrific accident.
زلزله ناگهانی پارسال اتفاق سهمگینی بود.
nasty: ناخوشایند
He had a nasty accident while riding in the forest; his car got stuck in mud.
هنگام رانندگی در جنگل اتفاقی ناخوشایند برایش افتاد. ماشینش در گل گیر کرد.
@uoklanguage
#کلمات_همنشین، شماره ۴.
📖 برخی کلمات همنشین (collocation) با کلمه look:
✅ look at: نگاه کردن به
Look at the picture below.
به تصویر پایین نگاه کنید.
✅ look for: جستجو کردن
Ben has been looking for his keys for about half an hour.
بن حدود نیم ساعته داره دنبال کلیدهاش میگرده.
✅ look out: مراقب بودن
Look out! there is a car coming!
مواظب باش یه ماشین داره میاد!
✅ look after: مراقبت کردن
My parents told me to stay at home and look after the kids.
پدر و مادرم بهم گفتن خونه بمونم و مراقب بچه ها باشم.
✅ look up:
جستجو کردن اطلاعات در یک کتاب، کامپیوتر و غیره.
If you dont know a word, look it up in a dictionary.
اگر معنی کلمه ای را نمیدانید آن را در دیکشنری جستجو کنید.
✅ look like: شبیه بودن
The twins look like their mother.
دوقلوها شبیه مادرشان هستند.
@uoklanguage
📖 برخی کلمات همنشین (collocation) با کلمه look:
✅ look at: نگاه کردن به
Look at the picture below.
به تصویر پایین نگاه کنید.
✅ look for: جستجو کردن
Ben has been looking for his keys for about half an hour.
بن حدود نیم ساعته داره دنبال کلیدهاش میگرده.
✅ look out: مراقب بودن
Look out! there is a car coming!
مواظب باش یه ماشین داره میاد!
✅ look after: مراقبت کردن
My parents told me to stay at home and look after the kids.
پدر و مادرم بهم گفتن خونه بمونم و مراقب بچه ها باشم.
✅ look up:
جستجو کردن اطلاعات در یک کتاب، کامپیوتر و غیره.
If you dont know a word, look it up in a dictionary.
اگر معنی کلمه ای را نمیدانید آن را در دیکشنری جستجو کنید.
✅ look like: شبیه بودن
The twins look like their mother.
دوقلوها شبیه مادرشان هستند.
@uoklanguage
#کلمات_همنشین، شماره ۵.
📖 برخی کلمات همنشین (collocation) با کلمه get:
GET + adjective (get+ صفت)
1. get dark تاریک شدن
The theater’s getting dark – I think the movie is starting!
سینما داره تاریک میشه- فکر کنم فیلم داره شروع می شه.
2. get divorced طلاق گرفتن
Brenda got divorced ten years ago, and she hasn’t seen her ex-husband since!
بِرِنا ۱۰ سال پیش طلاق گرفت و از اون موقع تا بحال شوهر سابقش رو ندیده.
3.get angry عصبانی شدن
My sister gets really angry when I borrow her clothes without telling her.
خواهرم وقتی بدون هماهنگی لباسهاشو قرض می گیرم به شدت عصبانی می شه.
4. get tired خسته شدن
It’s late and I’m getting tired. Let’s go home.
الان دیر وقته و من هم خسته شدم. بیا بریم خونه.
5. get married ازدواج کردن
We’re getting married next year – the wedding will be in August.
ما سال آینده ازدواج خواهیم کرد- عروسی در ماه آگوست خواهد بود.
6.get happy خوشحال شدن
My grandma got so much happy when she saw me after 2 years.
GET + comparative (get+تفضیلی صفت)
7. get better بهتر شدن
I think the weather is getting better. Yesterday was so cold.
فکر کنم هوا داره بهتر میشه. دیروز خیلی سرد بود.
8. get worse بدتر شدن
If your headache gets worse, you should see a doctor.
اگر سر درد شما بدتر شد باید پیش دکتر برید.
9. get more expensive گران تر شدن
It’s getting more and more expensive to buy an apartment in Rio de Janeiro.
قیمت آپارتمان در ریو دژنرو داره گران و گرانتر می شه.
10. get safer ایمن تر شدن
Buying things online has gotten safer with tools like PayPal.
با استفاده از ابزارهایی مثل پی پال، خریدهای اینترنتی مطمن تر شده است.
11. get more important مهم تر شدن
It’s getting more important to speak multiple languages in today’s globalized world.
در دهکده جهانی امروزی صحبت کردن به چند زبان داره اهمیت بیشتری پیدا می کنه.
12. get deeper عمیق تر شدن
Be careful – the water gets deeper quickly on that side of the pool.
مراقب باش- آب در آن سمت استخر سریع عمیق میشه.
GET + preposition (phrasal verbs) get + عبارتهای فعلی) حرف اضافه)
13. get up بیدار شدن
My alarm clock goes off at 6:30, but I don’t get up until 7:15.
ساعت ۶:۳۰ ساعتم زنگ می زنه، اما من تا ساعت ۷:۱۵ بلند نمیشم.
14. get along with کنار آمدن با
I get along really well with my colleagues. They’re a pleasure to work with.
من خیلی خوب با همکارانم کنار میام. کار کردن با آنها خیلی لذت بخشه.
15. get into داخل شدن به
How did the dog get into the house? He’s supposed to stay outside!
این سگ چطوری داخل خونه شده؟ قرار بود بیرون بمونه!
16. get out بیرون آمدن از
Randall got out of the car to check the tires.
رندل از اتومبیل بیرون آمد تا تایرها رو چک کنه.
17. get around گشتن اطرافِ
It’s very easy to get around Berlin – there’s a great subway system.
خیلی راحت می شه اطراف برلین رو گشت- چون سیستم مترو خیلی فوق العاده ای اونجا هست.
18. get together دور هم جمع شدن
My family always gets together for major holidays like Christmas and New Year’s.
خانواده من همیشه در تعطیلات مهمی مثل کریسمس و سال نو دور هم جمع می شن.
GET + a place = arrive (get+ رسیدن =یک مکان )
19. get to the office رسیدن به دفتر کار
My boss always gets to the office by 7:30 AM.
رییسم همیشه ساعت ۷:۳۰ به دفتر کار میرسه.
20. get home رسیدن به خانه
I had to work overtime, so I didn’t get home until midnight.
مجبور به اضافه کار بودم، به همین خاطر نصفه شب به خونه رسیدم.
21. get to the train station رسیدن به ایستگاه قطار
When they got to the train station, they realized they’d left their tickets at home.
وقتی آنها به ایستگاه قطار رسیدن متوجه شدن که بلیطها رو خونه جا گذاشتن.
22. get there رفتن به آنجا
I don’t know exactly where the post office is. Could you tell me how to get there?
دقیقا اداره پست رو بلد نیستم. میشه بهم بگید چطوری اونجا برم؟
GET = receive (get =دریافت کردن )
23. get an e-mail ایمیل دریافت کردن
@uoklanguage
📖 برخی کلمات همنشین (collocation) با کلمه get:
GET + adjective (get+ صفت)
1. get dark تاریک شدن
The theater’s getting dark – I think the movie is starting!
سینما داره تاریک میشه- فکر کنم فیلم داره شروع می شه.
2. get divorced طلاق گرفتن
Brenda got divorced ten years ago, and she hasn’t seen her ex-husband since!
بِرِنا ۱۰ سال پیش طلاق گرفت و از اون موقع تا بحال شوهر سابقش رو ندیده.
3.get angry عصبانی شدن
My sister gets really angry when I borrow her clothes without telling her.
خواهرم وقتی بدون هماهنگی لباسهاشو قرض می گیرم به شدت عصبانی می شه.
4. get tired خسته شدن
It’s late and I’m getting tired. Let’s go home.
الان دیر وقته و من هم خسته شدم. بیا بریم خونه.
5. get married ازدواج کردن
We’re getting married next year – the wedding will be in August.
ما سال آینده ازدواج خواهیم کرد- عروسی در ماه آگوست خواهد بود.
6.get happy خوشحال شدن
My grandma got so much happy when she saw me after 2 years.
GET + comparative (get+تفضیلی صفت)
7. get better بهتر شدن
I think the weather is getting better. Yesterday was so cold.
فکر کنم هوا داره بهتر میشه. دیروز خیلی سرد بود.
8. get worse بدتر شدن
If your headache gets worse, you should see a doctor.
اگر سر درد شما بدتر شد باید پیش دکتر برید.
9. get more expensive گران تر شدن
It’s getting more and more expensive to buy an apartment in Rio de Janeiro.
قیمت آپارتمان در ریو دژنرو داره گران و گرانتر می شه.
10. get safer ایمن تر شدن
Buying things online has gotten safer with tools like PayPal.
با استفاده از ابزارهایی مثل پی پال، خریدهای اینترنتی مطمن تر شده است.
11. get more important مهم تر شدن
It’s getting more important to speak multiple languages in today’s globalized world.
در دهکده جهانی امروزی صحبت کردن به چند زبان داره اهمیت بیشتری پیدا می کنه.
12. get deeper عمیق تر شدن
Be careful – the water gets deeper quickly on that side of the pool.
مراقب باش- آب در آن سمت استخر سریع عمیق میشه.
GET + preposition (phrasal verbs) get + عبارتهای فعلی) حرف اضافه)
13. get up بیدار شدن
My alarm clock goes off at 6:30, but I don’t get up until 7:15.
ساعت ۶:۳۰ ساعتم زنگ می زنه، اما من تا ساعت ۷:۱۵ بلند نمیشم.
14. get along with کنار آمدن با
I get along really well with my colleagues. They’re a pleasure to work with.
من خیلی خوب با همکارانم کنار میام. کار کردن با آنها خیلی لذت بخشه.
15. get into داخل شدن به
How did the dog get into the house? He’s supposed to stay outside!
این سگ چطوری داخل خونه شده؟ قرار بود بیرون بمونه!
16. get out بیرون آمدن از
Randall got out of the car to check the tires.
رندل از اتومبیل بیرون آمد تا تایرها رو چک کنه.
17. get around گشتن اطرافِ
It’s very easy to get around Berlin – there’s a great subway system.
خیلی راحت می شه اطراف برلین رو گشت- چون سیستم مترو خیلی فوق العاده ای اونجا هست.
18. get together دور هم جمع شدن
My family always gets together for major holidays like Christmas and New Year’s.
خانواده من همیشه در تعطیلات مهمی مثل کریسمس و سال نو دور هم جمع می شن.
GET + a place = arrive (get+ رسیدن =یک مکان )
19. get to the office رسیدن به دفتر کار
My boss always gets to the office by 7:30 AM.
رییسم همیشه ساعت ۷:۳۰ به دفتر کار میرسه.
20. get home رسیدن به خانه
I had to work overtime, so I didn’t get home until midnight.
مجبور به اضافه کار بودم، به همین خاطر نصفه شب به خونه رسیدم.
21. get to the train station رسیدن به ایستگاه قطار
When they got to the train station, they realized they’d left their tickets at home.
وقتی آنها به ایستگاه قطار رسیدن متوجه شدن که بلیطها رو خونه جا گذاشتن.
22. get there رفتن به آنجا
I don’t know exactly where the post office is. Could you tell me how to get there?
دقیقا اداره پست رو بلد نیستم. میشه بهم بگید چطوری اونجا برم؟
GET = receive (get =دریافت کردن )
23. get an e-mail ایمیل دریافت کردن
@uoklanguage