کسی سوال میکند به خاطر چه زندهای؟
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم…
|نیما یوشیج|
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم…
یقین دارم کسی ظرفِ دعا را جابه جا کرده
تو را من آرزو کردم، کسی دیگر تو را دارد...
|علی صفری|
تو را من آرزو کردم، کسی دیگر تو را دارد...
تو را با غیر میبینم
صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید...
|مهدی اخوان ثالث|
صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید...
یک بار هم ای عشقِ من، از عقل میندیش
بگذار که دل، حل کند این مسئله ها را...
|محمد علی بهمنی|
بگذار که دل، حل کند این مسئله ها را...
ای شادی!
آزادی!
ای شادیِ آزادی!
روزی که تو بازآیی،
با این دل غمپرورد
من با تو چه خواهم کرد!
|هوشنگ ابتهاج|
آزادی!
ای شادیِ آزادی!
روزی که تو بازآیی،
با این دل غمپرورد
من با تو چه خواهم کرد!
هرچند دخمه را بسیار خاموش و کور میبینم
در انتهایِ دالانش، یک نقطه نور میبینم…
|سیمین بهبهانی|
در انتهایِ دالانش، یک نقطه نور میبینم…
گفتمش روزی خیالش از دلم بیرون کنم
دل بگفت او با من است من با خیالش میروم…
|راحم تبریزی|
دل بگفت او با من است من با خیالش میروم…
❤3
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لایِ موهایِ تو گم کرد خداوندش را…
|کاظم بهمنی|
لایِ موهایِ تو گم کرد خداوندش را…
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی…
|سعدی|
تا ندانند حریفان که تو منظور منی…
آنکه به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش
گرچه گذشت عمر من، باز ز سر بگیرمش .. :)))
|مولانا|
گرچه گذشت عمر من، باز ز سر بگیرمش .. :)))