▪️آندره تارکوفسکی فیلسوفی پشت دوربین
▫️به قلم : آندراس بلینت کواچ
استاد و رئیس مؤسسه مطالعات فیلم در دانشگاه ای.ال.تی.ای
شاید بتوان تارکوفسکی را فیلسوفِ دنیای سینما دانست. اساس فیلمهای او بر تعارض میان شخص و جهان استوار و به تصویر کشیدن این تعارض است. برای تارکوفسکی، سینما ابزاری به شدت واضح و قدرتمند برای بازنمایی تقلای شخص معنوی برای ادامهی زندگی در جهانیست که همه چیز از سیاست تا علم و فرهنگ مصرفکننده وجود او را انکار میکنند. در این مقاله آندراس بلینت کواچ به بررسی یکی از کلیدیترین اندیشههایی که در آثار تارکوفسکی مانند یک زنجیره توسعه یافته است میپردازد: ساختمان شخص. شخصگرایی مسیحی یکی از تأثیرگذارترین گرایشهای فلسفی بر تارکوفسکی بوده است. در این فلسفه انسان به دو بخش تقسیم میشود: فرد و شخص. فرد با عوامل بیولوژیکی و اجتماعی معین میشود و محصول آنهاست، در حالی که شخص از این عوامل مستقل است و فقط با خدا ارتباط برقرار میکند. شخص یک امر مسلمِ طبیعی نیست و باید به آن دست پیدا کرد. شخص جنبهی اخلاقی فرد است که مستقل از شرایط اجتماعی و تاریخیِ حاکم برتحقق خود، در ارتباط مستقیم با خدا و سایر اشخاص اخلاقیست. از آن جا که شخص جوهر بشریت است، فرد چارهای ندارد جز این که برای ساختن شخص اخلاقیِ خود بکوشد. این وظیفهی همه است و هر چه شرایط خصومتآمیزتر باشد این وظیفه ضرورت بیشتری مییابد و ماهیت رابطهی شخص با جهان بیرون روشنتر میشود. در بررسی آثارِ تارکوفسکی میتوان به وضوح نقش مهمِ اندیشه¬ی تعارض بین شخص و فرد یا بین شخص و جهان و در عین حال نوعی تحولِ این تعارض را تشخیص داد. هر فیلم به تفصیل مسئلهای واحد را از زاویهای متفاوت بیان میکند، این مسئله که تولد شخص و تداومِ آن چگونه ممکن است.
حتی فیلمهای هنری نیز لزوماً وسیلهای برای ابراز یا بیانِ مواضع فلسفی نیستند. اما فیلمهای تارکوفسکی این گونهاند، و این امر در شیوهای نهفته است که این فیلمها یک رابطهی ویژه را میان انسانها و جهان فیزیکی بازنمایی میکنند. به علاوه فیلمهای او فلسفیاند، اما نه به این معنی پیشپاافتاده که ایدههای فلسفی را (در ذهن مخاطب) بیدار میکنند، بلکه به این معنی ویژه که به درستی میتوان آنها را در برابر یک پیشزمینهی فلسفی خاص و عمیقاً ریشهدار در فرهنگ روس تفسیر کرد. بیشتر فیلمهای تارکوفسکی را میتوان از جنبههای گوناگون، بیانِ دیگری از همین پیشزمینهی فلسفی خاص محسوب کرد.
🎞 #سینما
▫️#آندره_تارکوفسکی
▫️به قلم : آندراس بلینت کواچ
استاد و رئیس مؤسسه مطالعات فیلم در دانشگاه ای.ال.تی.ای
شاید بتوان تارکوفسکی را فیلسوفِ دنیای سینما دانست. اساس فیلمهای او بر تعارض میان شخص و جهان استوار و به تصویر کشیدن این تعارض است. برای تارکوفسکی، سینما ابزاری به شدت واضح و قدرتمند برای بازنمایی تقلای شخص معنوی برای ادامهی زندگی در جهانیست که همه چیز از سیاست تا علم و فرهنگ مصرفکننده وجود او را انکار میکنند. در این مقاله آندراس بلینت کواچ به بررسی یکی از کلیدیترین اندیشههایی که در آثار تارکوفسکی مانند یک زنجیره توسعه یافته است میپردازد: ساختمان شخص. شخصگرایی مسیحی یکی از تأثیرگذارترین گرایشهای فلسفی بر تارکوفسکی بوده است. در این فلسفه انسان به دو بخش تقسیم میشود: فرد و شخص. فرد با عوامل بیولوژیکی و اجتماعی معین میشود و محصول آنهاست، در حالی که شخص از این عوامل مستقل است و فقط با خدا ارتباط برقرار میکند. شخص یک امر مسلمِ طبیعی نیست و باید به آن دست پیدا کرد. شخص جنبهی اخلاقی فرد است که مستقل از شرایط اجتماعی و تاریخیِ حاکم برتحقق خود، در ارتباط مستقیم با خدا و سایر اشخاص اخلاقیست. از آن جا که شخص جوهر بشریت است، فرد چارهای ندارد جز این که برای ساختن شخص اخلاقیِ خود بکوشد. این وظیفهی همه است و هر چه شرایط خصومتآمیزتر باشد این وظیفه ضرورت بیشتری مییابد و ماهیت رابطهی شخص با جهان بیرون روشنتر میشود. در بررسی آثارِ تارکوفسکی میتوان به وضوح نقش مهمِ اندیشه¬ی تعارض بین شخص و فرد یا بین شخص و جهان و در عین حال نوعی تحولِ این تعارض را تشخیص داد. هر فیلم به تفصیل مسئلهای واحد را از زاویهای متفاوت بیان میکند، این مسئله که تولد شخص و تداومِ آن چگونه ممکن است.
حتی فیلمهای هنری نیز لزوماً وسیلهای برای ابراز یا بیانِ مواضع فلسفی نیستند. اما فیلمهای تارکوفسکی این گونهاند، و این امر در شیوهای نهفته است که این فیلمها یک رابطهی ویژه را میان انسانها و جهان فیزیکی بازنمایی میکنند. به علاوه فیلمهای او فلسفیاند، اما نه به این معنی پیشپاافتاده که ایدههای فلسفی را (در ذهن مخاطب) بیدار میکنند، بلکه به این معنی ویژه که به درستی میتوان آنها را در برابر یک پیشزمینهی فلسفی خاص و عمیقاً ریشهدار در فرهنگ روس تفسیر کرد. بیشتر فیلمهای تارکوفسکی را میتوان از جنبههای گوناگون، بیانِ دیگری از همین پیشزمینهی فلسفی خاص محسوب کرد.
🎞 #سینما
▫️#آندره_تارکوفسکی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 #سینما
🎥 #فیلم
▪️سینمای روان و رنج
▫️ ویدیویی در تجلیل از آندری تارکوفسکی
#آندره_تارکوفسکی
◾️ @MAH_7ART
🎥 #فیلم
▪️سینمای روان و رنج
▫️ ویدیویی در تجلیل از آندری تارکوفسکی
#آندره_تارکوفسکی
◾️ @MAH_7ART
📸 #عکس
📸#عکاسی
▫️پولاروید های #تارکوفسکی
از نظر تارکوفسکی ، ارتباط حسی که کارگردان با لوکیشنی برقرار میکند، خیلی اهمیت داشته است . او همواره جست و جو میکرد و گویی به دنبال جهان خودش در محل هایی که به عنوان لوکیشن انتخاب میکرد میگشت .
این مجموعه،شامل عکس هایی است که او با دوربین پولارویید میگرفت تا سریعا نتیجه عکس را ببیند و تصویر سینمایی اش(آنچه دوربین ضبط خواهد کرد) را کشف کند.
تعداد عکسهای پولاروید تارکوفسکی ۲۵۷ قطعه اعلام شده که توسط پسرش در یک حراجی به مبلغ ۵۰۰ هزار پوند در سال ۲۰۱۵ بفروش رسید.
◾️ @MAH_7ART
📸#عکاسی
▫️پولاروید های #تارکوفسکی
از نظر تارکوفسکی ، ارتباط حسی که کارگردان با لوکیشنی برقرار میکند، خیلی اهمیت داشته است . او همواره جست و جو میکرد و گویی به دنبال جهان خودش در محل هایی که به عنوان لوکیشن انتخاب میکرد میگشت .
این مجموعه،شامل عکس هایی است که او با دوربین پولارویید میگرفت تا سریعا نتیجه عکس را ببیند و تصویر سینمایی اش(آنچه دوربین ضبط خواهد کرد) را کشف کند.
تعداد عکسهای پولاروید تارکوفسکی ۲۵۷ قطعه اعلام شده که توسط پسرش در یک حراجی به مبلغ ۵۰۰ هزار پوند در سال ۲۰۱۵ بفروش رسید.
◾️ @MAH_7ART
📆 #روزنگار
▫️۸ مارس روز جهانی زن
امروز مادر را به خاک سپردیم.
حالا دیگر به طور کامل بی دفاع شده ام.
دیگر هیچ کس مرا در دنیا چنان دوست نخواهد داشت.
▫️ ماریا ویشنیاکووا مادر آندری تارکوفسکی
▫️مارگاریتا در فیلم "آینه" اثر تارکوفسکی
▫️#تارکوفسکی
◾️ @MAH_7ART
▫️۸ مارس روز جهانی زن
امروز مادر را به خاک سپردیم.
حالا دیگر به طور کامل بی دفاع شده ام.
دیگر هیچ کس مرا در دنیا چنان دوست نخواهد داشت.
▫️ ماریا ویشنیاکووا مادر آندری تارکوفسکی
▫️مارگاریتا در فیلم "آینه" اثر تارکوفسکی
▫️#تارکوفسکی
◾️ @MAH_7ART
📸 #عکس
▪️Leslie Alsheimer
📑 #مقاله
◾️*پی یر بوردیو " نظریه کنش"
▪️جامعه شناسی عکس
▫️هر عکس گواهی یک حضور است
▫️مطالعات جامعه شناسی در حوزه ها شاخه ها و زیرشاخه های متفاوت روبه گسترش است. جامعه شناسی جدید تلاش دارد نگاه خود را از نظریات کلان به نظریات خرد معطوف دارد.بدین جهت جامعه شناسی با سوژه ها و واقعیت های اجتماعی بسیاری مواجه است.
تاثیری که عکس و عکاسی در جامعه شناسی داشته است و بهره ای که از آن برده است قابل کتمان نیست.
عکس در توصیف های قوم نگارانه و سایر فرایندها و واقعیت های اجتماعی مخصوصا در مطالعه تغییرات اجتماعی، در روانشناسی اجتماعی و روانکاوی استفاده های فراوانی شده است.
با پیشرفت دستگاه های الکترونیکی و دیجیتال موضوعیت بیشتری به مفهوم "عکس" داده است و اهمیت آن را در مطالعات جامعه شناختی دو چندان کرده است.
عکس بعنوان یک پدیده که نمودهای اجتماعی را به صورت عینی و طبیعی تر از نقاشی وطراحی به تصویر کشیده، کارش مستند کردن زوایا واقعاً مختلفی از واقعیت های اجتماعی است. که به کمک آن جامعه شناسان می توانند ساختارهای جوامع گوناگون را از لحاظ فرم، محتوی، موقعیت ها و کنش های طبقاتی و.... را مورد بررسی قرار دهند.
بیشترین حوزه ای که جامعه شناسی و جامعه شناسان از آن استفاده می برند عکاسی و عکس های مستند است.
عکاسی مستند می تواند نقش دوگانه و گاها متضادی را در روند تحولات اجتماعی ایفا بکند.
عکاسی مستند می تواند با ثبت مشکلات اجتماعی و نابسامانی های بوجود آمده را به تصویر کشیده، در تهیج افکار و یا به عنوان یک صورت مسأله مطرح نماید.
در مقابل دولت ها و نظام های سیاسی هم می توانستند با توسل به عکاسی مستند از نقش کنترلی آن با شناسایی افراد از گسترش شورش های و اعتراضات اجتمایی استفاده ببرند.
برای مثال شناسایی و سرکوب و بازداشت شورشیان در اعتراضات خیابانی توسط نظام های سیاسی یکی از رایج ترین شیوه های کنترلی و بازدارنده در عکاسی مستند به شمار می رود.
"رولن بارت" می گوید بسیاری از مفاهیم واقعی و انتزاعی را می توان به وسیله عکس به بیننده انتقال داد.
تاکید رولن بارت به دو عنصر اساسی "عکاسی" و "نوستالژی" که پیرامون این دو به نقد و ایده پردازی در مقوله عکاسی است.
عکاسی به نوعی مجموعه بی نهایت میان زمان و مکان است. عکس بازنمود بی واسطه واقعیت است، واقعیت هایی به عنوان یک پدیده مستند شده است. به گونه ای دیگر می توان گفت که عکس "سجل" واقعیت است.
◾️عکس و صنعت فرهنگی:
عکس به عنوان یک ابزار در توسعه صنعت فرهنگی نقش اساسی را ایفا کرده است. عکس همیشه در این حوزه نقش شتاب دهنده را دارا بوده است. پوسترهایی که از چهره های مشهور در حوزه همچون روزنامه ها، مجلات مد، کاتالوگ ها و در سایر نشریات و وسایل ارتباط جمعی منتشر می شود، توانسته است بازاری برای برخی كالاهای کاذب، لوکس و فانتزی از قبیل پوشاک، لوازم آرایش، پوشاک و....دست و پا بکند. و حقیقت را به صورت وارونه در چشم افکار عمومی به نمایش بگذارد. ذائقه ها و نیازهای کاذب در جامعه بوجود بیاورد
نظریه پردازان مکتب فرانکفورت معتقدند که صنایع فرهنگی سرمایه داری، علاوه بر آن که انسان هایی شبیه مردگان متحرک ایجاد می کند، جامعه ای بوجود می آورند که به طور خستگی ناپذیر، یک توده سرگرم شونده است و هم چنین ایدیولوژی های سرمایه داری را اشاعه می دهند.
◾️عکس و خشونت نمادین
"خشونت نمادین حاصل موفقیت میان ساختارهای تشكیل دهنده عادت واره تحت سلطه ای است که به این ( تحت سلطه ها) اعمال می شود: تحت سلطه، سلطه گر را از طریق مقولاتی مشاهده و درک می کند که رابطه سلطه آنها را باز تولید کرده است و به همین دلیل _ (مقولات مذکور) با منافع سلطه گر منطبق اند".
چنانچه از نظر بوردیو قابل تبیین است مقوله "مشاهده" و "درک" یعنی آنچه بیشتر بهعنوان یک تصویر در جامعه به طور مداوم و با انحای مختلف در دید عموم به تصویر کشیده شده و به نمایش گذارده می شود و به سان "عادت واره" در می آید و فرد در گذر زمان به عنوان "طبیعت ثانویه"برای خود در می آورد. هرچند از آن آگاهی ندارد اما در قالب رفتار های او باز تولید می شود.
از عکس و تصویر در عرصه سینما و موسیقی به عنوان یک ابزار سلطه استفاده می شود که خشونت نمادین در فرایند آن باز تولید می شود.
زوم کردن روی افراد و به تصویر کشیدن و تبلیغ آن در گستره وسیع و ایجاد سبک ها و ذائقه ها و تصویر پردازی هایی از این موارد باعث "یکسان سازی فرهنگی" به منظور پیدا کردن بازار مصرف در جهان و در حوزه انسانی موجب "هم ذات پنداری" در ابعاد انسانی شده است.
▫️ ترجمه مرتضی مردیها
◾️ @MAH_7ART
📸 #عکس
▪️Leslie Alsheimer
📑 #مقاله
◾️*پی یر بوردیو " نظریه کنش"
▪️جامعه شناسی عکس
▫️هر عکس گواهی یک حضور است
▫️مطالعات جامعه شناسی در حوزه ها شاخه ها و زیرشاخه های متفاوت روبه گسترش است. جامعه شناسی جدید تلاش دارد نگاه خود را از نظریات کلان به نظریات خرد معطوف دارد.بدین جهت جامعه شناسی با سوژه ها و واقعیت های اجتماعی بسیاری مواجه است.
تاثیری که عکس و عکاسی در جامعه شناسی داشته است و بهره ای که از آن برده است قابل کتمان نیست.
عکس در توصیف های قوم نگارانه و سایر فرایندها و واقعیت های اجتماعی مخصوصا در مطالعه تغییرات اجتماعی، در روانشناسی اجتماعی و روانکاوی استفاده های فراوانی شده است.
با پیشرفت دستگاه های الکترونیکی و دیجیتال موضوعیت بیشتری به مفهوم "عکس" داده است و اهمیت آن را در مطالعات جامعه شناختی دو چندان کرده است.
عکس بعنوان یک پدیده که نمودهای اجتماعی را به صورت عینی و طبیعی تر از نقاشی وطراحی به تصویر کشیده، کارش مستند کردن زوایا واقعاً مختلفی از واقعیت های اجتماعی است. که به کمک آن جامعه شناسان می توانند ساختارهای جوامع گوناگون را از لحاظ فرم، محتوی، موقعیت ها و کنش های طبقاتی و.... را مورد بررسی قرار دهند.
بیشترین حوزه ای که جامعه شناسی و جامعه شناسان از آن استفاده می برند عکاسی و عکس های مستند است.
عکاسی مستند می تواند نقش دوگانه و گاها متضادی را در روند تحولات اجتماعی ایفا بکند.
عکاسی مستند می تواند با ثبت مشکلات اجتماعی و نابسامانی های بوجود آمده را به تصویر کشیده، در تهیج افکار و یا به عنوان یک صورت مسأله مطرح نماید.
در مقابل دولت ها و نظام های سیاسی هم می توانستند با توسل به عکاسی مستند از نقش کنترلی آن با شناسایی افراد از گسترش شورش های و اعتراضات اجتمایی استفاده ببرند.
برای مثال شناسایی و سرکوب و بازداشت شورشیان در اعتراضات خیابانی توسط نظام های سیاسی یکی از رایج ترین شیوه های کنترلی و بازدارنده در عکاسی مستند به شمار می رود.
"رولن بارت" می گوید بسیاری از مفاهیم واقعی و انتزاعی را می توان به وسیله عکس به بیننده انتقال داد.
تاکید رولن بارت به دو عنصر اساسی "عکاسی" و "نوستالژی" که پیرامون این دو به نقد و ایده پردازی در مقوله عکاسی است.
عکاسی به نوعی مجموعه بی نهایت میان زمان و مکان است. عکس بازنمود بی واسطه واقعیت است، واقعیت هایی به عنوان یک پدیده مستند شده است. به گونه ای دیگر می توان گفت که عکس "سجل" واقعیت است.
◾️عکس و صنعت فرهنگی:
عکس به عنوان یک ابزار در توسعه صنعت فرهنگی نقش اساسی را ایفا کرده است. عکس همیشه در این حوزه نقش شتاب دهنده را دارا بوده است. پوسترهایی که از چهره های مشهور در حوزه همچون روزنامه ها، مجلات مد، کاتالوگ ها و در سایر نشریات و وسایل ارتباط جمعی منتشر می شود، توانسته است بازاری برای برخی كالاهای کاذب، لوکس و فانتزی از قبیل پوشاک، لوازم آرایش، پوشاک و....دست و پا بکند. و حقیقت را به صورت وارونه در چشم افکار عمومی به نمایش بگذارد. ذائقه ها و نیازهای کاذب در جامعه بوجود بیاورد
نظریه پردازان مکتب فرانکفورت معتقدند که صنایع فرهنگی سرمایه داری، علاوه بر آن که انسان هایی شبیه مردگان متحرک ایجاد می کند، جامعه ای بوجود می آورند که به طور خستگی ناپذیر، یک توده سرگرم شونده است و هم چنین ایدیولوژی های سرمایه داری را اشاعه می دهند.
◾️عکس و خشونت نمادین
"خشونت نمادین حاصل موفقیت میان ساختارهای تشكیل دهنده عادت واره تحت سلطه ای است که به این ( تحت سلطه ها) اعمال می شود: تحت سلطه، سلطه گر را از طریق مقولاتی مشاهده و درک می کند که رابطه سلطه آنها را باز تولید کرده است و به همین دلیل _ (مقولات مذکور) با منافع سلطه گر منطبق اند".
چنانچه از نظر بوردیو قابل تبیین است مقوله "مشاهده" و "درک" یعنی آنچه بیشتر بهعنوان یک تصویر در جامعه به طور مداوم و با انحای مختلف در دید عموم به تصویر کشیده شده و به نمایش گذارده می شود و به سان "عادت واره" در می آید و فرد در گذر زمان به عنوان "طبیعت ثانویه"برای خود در می آورد. هرچند از آن آگاهی ندارد اما در قالب رفتار های او باز تولید می شود.
از عکس و تصویر در عرصه سینما و موسیقی به عنوان یک ابزار سلطه استفاده می شود که خشونت نمادین در فرایند آن باز تولید می شود.
زوم کردن روی افراد و به تصویر کشیدن و تبلیغ آن در گستره وسیع و ایجاد سبک ها و ذائقه ها و تصویر پردازی هایی از این موارد باعث "یکسان سازی فرهنگی" به منظور پیدا کردن بازار مصرف در جهان و در حوزه انسانی موجب "هم ذات پنداری" در ابعاد انسانی شده است.
▫️ ترجمه مرتضی مردیها
◾️ @MAH_7ART