• مــ🌙ــاهـ دِلــمـ •
26.6K subscribers
3.02K photos
83 videos
1 file
1.32K links
:﷽:

‹ دوری اما کنارِ دلمی🌙

.
با گوشِ دل می شنوم💌
@Mahdel_bot
.
Download Telegram
اما عزیزترینم ؛
اگر روزی من نبودم و دلت برایم تنگ شد ؛
کافیست به آیینه نگاه کنی بخشی از وجود من تا ابد
در چشم های تو باقی میماند...!(:
23
- چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست.
11
ای خاطرت عزیزتر از خاطرات من ..!
20
- گفته بودم که تو، آبیِ آسمانیِ قلب منی؟
21
و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
رهِ پنهان بنماید که کَس آن راه نداند!

- مولانا
26
تسکین نیابد جان من،
صد بار اگر بینم تو را‌
17
انگشت به انگشت و رگ به رگ
دستانت را سپاسگزارم
که در روزگارِ آوارگی خانه‌یِ من بودند ...!
16
تو مثل گل‌های وحشیِ بهار ، رها و زیبایی.
20
یک روز من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز برای اولین بار
مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید...

- حسین پناهی
15
و تو شباهتِ بسیاری به شب داری؛
آرام و زیبایی، غمگین و ساکت...:)
12
-باز که این پسره گلش افتاد!
+نمی‌افته،خودش میندازه،داستان داره...
-چرا؟چیه داستانش؟
+همیشه با یه دختری میومد این پارکه، هرهفته دوتایی میومدن و میشستن رو همین نیمکت، پسره عادت داشت موقعِ رفتن بیاد و یه شاخه گل بخره بده بهش!یارِ هم بودن دیگه، منم عادت کرده بودم هر هفته بیان و یه شاخه گلم از من بگیره واسش!
یه روز که اومد گل بخره، دختره داشت میرفت اون طرفِ خیابون که یهو صدای ترمز ماشین و جیغ و داد اومد پسره دویید،دیدم یارِش افتاده رو زمین...
من که چیزی نفهمیدم آمبولانس اومد و رفتن،فقط چند ماهی پسره پیداش نشد این جا...
بعد چند ماه حالا باز هرهفته میاد،میشینه رو همون جایِ همیشگیشون،آخرشم میاد یه گل ازم میخره و از خیابون که رد میشه میندازه همون جا که ماشین زد به دختره...! (:
ولی تهش نفهمیدم چرا دنیا نذاشت این دوتا بمونن کنار هم!
حالا چند سال گذشته،اون حالا مرد شده و هر هفته با دختر کوچولوش میاد پارک،دخترش میره بازی میکنه و خودش میشینه رو همون نیمکت،و دخترش هنوز نمیدونه چرا بابا همیشه گلی که واسه مامان میخره وسط خیابون از دستش می‌افته '🔗
22
می و میخانه کجا ؛ حالِ نگاه تو کجا؟
که ندارد بشری حالتِ چـشمان تو را (:
20
شاعر چقدر حق و قشنگ میگه که:

هرجای این جهان بروی غرقِ غربتی ؛
برگرد سوی من که وطن چیز دیگری‌ست!
19
چه اشکالی دارد اگر بحث را ببازم

و خنده‌اش را به دست آورم! : )
25
مرا چه جای دل باشد چو دل گشته‌ست جایِ تو...!
13
مرگ حق است ؛ همان گونه که تو حق منی ..
تو نیایی به سراغم ، خبرم می‌آید !(:
16
دارد آغوشی که آسان میکند دشوار ما ..!
9
لا‌تَخف إنني أحمل قلبك ِفي قلبي...

نترس قلبت را در قلبم نگه داشته‌ام!
25
در دلم بنشسته‌ای ؛ بیرون میا . . (:
18
مستِ خیال را به وصال احتیاج نیست.

- صائب تبریزی
16