موسسه ماد
836 subscribers
511 photos
30 videos
56 files
165 links
🎓موسسه آموزش عالی آزاد ماد

📖آموزش و مشاوره کسب و کار
🏅مجری دوره های MBA و DBA
✅️با مجوز وزارت علوم
تاسیس ۱۳۸۵

📞 ۰۷۱- ۳۳۷۵

MaadBs.ir

Instagram.com/MAADBS
Download Telegram
چرخه شایستگی
رویداد بزرگ منابع انسانی در شیراز

کارگاه آموزشی ۳ روزه مدیریت منابع انسانی
از گزینش تا رهبری
ویژه مدیران سراسر کشور

مدرس:
علی جمشیدی

دکترای مدیریت منابع انسانی با ۱۵ سال سابقه مستمرِ آموزش و مشاوره منابع انسانی

۱۳ الی ۱۵ اردیبهشت ماه
شیراز، موسسه کسب و کار ماد

رزرو و اطلاعات بیشتر:
۰۷۱۳۳۷۵
۰۹۱۷۰۰۰۳۱۸۸
دوره آفلاین *مدیریت منابع انسانی* شامل ۱۳ پادکست صوتی ( دکتر علی جمشیدی) منتشر شد.

عناوین پادکست ها:
کلیات مدیریت منابع انسانی
طراحی ساختار شغلی
گزینش کارکنان
اشتباهات رایج در گزینش کارکنان
آموزش و جامعه پذیری کارکنان
انگیزش
رهبری نیروی انسانی

جهت خرید از لینک زیر اقدام نمائید.
https://maadbs.ir/?p=8915



توضیحات:
پادکست شماره ۱ ( کلیات مدیریت منابع انسانی) را میتوانید به صورت رایگان گوش کنید.
پادکست ها را به ترتیب پیشنهادی گوش دهید.
پس از خرید پادکستها در حساب کاربری شما قرار میگیرد و همیشه به آن دسترسی خواهید داشت.

*موسسه کسب و کار ماد*
۰۷۱۳۳۷۵
*همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد بگذارید.*

🖋️ دکتر علی جمشیدی

بزرگترین اشتباه در دنیای کسب و کار این است که همزمان در چند جبهه بجنگید.
در هر شرایطی، موثرترین استراتژی، تمرکز است. وقتی روی یک کسب و کار و در یک حوزه تمرکز می کنید، تقلید از کار شما برای رقبا بسیار دشوار خواهد بود، و مشتری هم اعتماد بیشتری به شما می کند و نتیجتا بهره وری به صورت تصاعدی رشد می کند.
قرار دادن تخم مرغ ها در چندین سَبَد، در حوزه سرمایه گذاری و یا تشکیل سبد سهام در بازار بورس، می تواند استراتژی مناسبی باشد. بدین معنا که شما میتوانید بخشی از دارایی خود را به دلار، بخشی را به ملک، بخشی را به طلا و بخشی را ماشین آلات یا ‌‌‌... تبدیل کنید، اما در دنیای کسب و کار شما نمی توانید چند کسب و کار را بطور همزمان و به شیوه ای موثر اداره کنید.
شما می توانید چند کسب و کار معمولی داشته‌باشد، اما در هیچ کدام از آنها عالی نخواهید بود.

شاید فکر کنید در شرایط کشور ما، این استراتژی مناسب نیست، اما اتفاقا در شرایطی که اقتصاد بی ثبات و ناپایدار است، تمرکز سازنده تر است.

اگر هنوز هم متقاعد نشده اید، کتاب *از خوب به عالی* اثر جیم کالینز را مطالعه کنید، کتابی که با جمع‌آوری اطلاعات از ۲۰۰۰ مصاحبه و ۳۸۰ میلیون بایت اطلاعات و بررسی ۶ هزار مقاله و بررسی عملکرد ده ها شرکت در یک بازه ۱۵ ساله و طی ۱۰ سال کارِ پژوهشی تالیف شده است.

*موسسه کسب و کار ماد*
۰۷۱۳۳۷۵
*برای یک اشتباه کوچک، یک نفر کافیست، اما برای یک حماقت بزرگ حداقل دو نفر لازم است!*

ادواردز دمینگ



نفر اول کسی است که خیانت می کند و *نفر دوم* همان کسی است که به خیانت های مستمر طرف مقابل بی توجه است.

نفر اول کسی است که قصد کلاه برداری دارد، و *نفر دوم* همان کسی است که توانایی تشخیص صداقت و عدم صداقت در یک رابطه را ندارد.

نفر اول کسی است که هیچ انگیزه و مهارتی برای کار کردن ندارد، و *نفر دوم* همان مدیر نالایقی است که ایشان را استخدام می کند.

نفر دوم در یک حماقت بزرگ نباشید!

*موسسه کسب و کار ماد*
۰۷۱۳۳۷۵
*به عنوان یک مدیر، وقتی یک کارمند ایده ای را مطرح می کند که از نظر شما اشتباه یا غیر قابل اجراست، چگونه پاسخ می دهید؟*

🖋️ علی جمشیدی

نحوه پاسخ به ایده های غیر کاربردی کارکنان، منجر به *سکوت سازمانی* یا *پویایی سازمان* می شود.
در اینجا چند اصل اساسی در چنین موقعیتی را مطرح می کنم.

فعالانه گوش کنید.
مهم نیست که چقد ایده ها عالی یا مزخرف هستند، مهم این است که در زمان بیان ایده های کارکنان چقدر روی صحبت های آنها متمرکز شده اید، ارتباط چشمی تان را حفظ کرده اید و با تکان دادن سر و ذکر آها، اوهوم و ... اطمینان می دهید که صحبت هایش برای شما ارزشمند است.

بدون ذکر دلیل یا ذکر پیامدها یا مقایسه ایده با ایده های دیگر و ... مخالفت نکنید. باید متقاعد کنید که چرا مخالفید.

قدردانی کنید.
اینکه کارمند شما در رابطه با شغل یا سازمان، ایده ای را مطرح می کند، به این معناست که نسبت به شعل خود احساس تعلق دارد، پس شایسته تقدیر است.

موسسه کسب و کار ماد
۰۷۱۳۳۷۵
*آیا پول باعث برانگیختن کارکنان می شود؟*

🖋️ علی جمشیدی

خلاصه ی متون مدیریت منابع انسانی در پاسخ به این سوال را در قالب چند نکته عرض می کنم.

پول، اگر در سطح ارضای *نیازهای بهداشتی* کارکنان ( نیازهای معیشتی و امنیت) پرداخت نشود، کار به انگیزش یا عدم انگیزش نمی رسد، آنها می روند.

پرداخت پولِ بیشتر از ارضای نیازهای بهداشتی، باعث ماندگاری کارکنان می شود، اما باعث برانگیختن آنها نمی شود.

استفاده از پول به عنوان یک ابزار انگیزشی، بدون تردید باعث تعارض های بیشتر و کم شدن سطح انگیزه کارکنان خواهد بود.

*در مورد کارکنان عادی*، احترام، بازخوردهای کلامی، پاداش های اجتماعی، حمایت های معنوی و ... تاثیرِ به مراتب بیشتری از پول، روی انگیزه آنها دارد.

منظور از پول، اگر حقوق پایه کارکنان باشد، قدرت بیشتری در ماندگاری کارکنان ایجاد می کند، تا *پاداشهای مالی پراکنده!*

در مورد کارکنان مستعد ( کارکنانی که در شغل خود حرفه ای هستند)، قضیه متفاوت است!
کارکنان مستعد نیازی به پاداشهای اجتماعی، احترام، حمایت های معنوی و ... ندارند، بنابراین قدرت انگیزشی پول ( دقت کنید منظور از پول حقوق پایه است، نه پاداشهایِ مالی پراکنده)، برای این کارکنان به مراتب بیشتر است.

کارکنان مستعد (عمدتا مدیران ارشد اجرایی و افرادی که در شغل خود خبره هستند)، انگیزش درونی دارند، و ساز و کارهای انگیزش بیرونی برای این افراد موثر نیست.
کارکنان مستعد از عزت نفس بالایی برخوردارند، بنابراین احترام بیرونی برای آنها کارساز نیست.

در مورد کارکنان مستعد، مسائل مربوط به انگیزشِ کارکنان عادی، برای آنها عوامل بهداشتی محسوب می شود، یعنی اگر محیط کار محترمانه و حمایتگرانه نباشند، آنها می روند، حتی اگر حقوق بالایی پرداخت شود. اما ماندگاری آنها در بلند مدت به سطح حقوق سازمان وابسته است.

دقت کنید حتی در مورد کارکنان عادی، نمی توان در بلند مدت کسی را با احترام و ایجاد نشاط در محیط کار، نگه داشت. سازمانی که نتواند در صنعت خود، حقوق رقابتی پرداخت کند، در نگهداری کارکنان همواره ناتوان خواهد بود.

*موسسه کسب و کار ماد*
۰۷۱۳۳۷۵
*چرا اغلب مردم مطالب انگیزشی را به مطالب تخصصی و کاربردی ترجیح می دهند؟*

دکتر علی جمشیدی

نخست اینکه فکر کردن به مطالب تخصصی و کاربردی نیاز به سوزاندن گلوکز های بیشتری در مغز دارد و طبیعتا مغز انسان تمایلی به این کار ندارد.

دوم اینکه پذیرفتن مطالب تخصصی و کاربردی در اغلب موارد یعنی پذیرفتن اشتباهات و اعتراف به روش های غلط خود، که طبیعتا ذهن انسان آن را دوست ندارد.

سوم اینکه مطالب انگیزشی یعنی مطالبی که هشتاد درصد مردم آن را دوست دارند، پس چالش جدیدی نیست و همرنگ جماعت شدن همیشه آسان تر و راحت تر است.

چهارم اینکه آن بیست درصد افرادی که راه درست و هوشمندانه را انتخاب کرده اند، طبیعتا باید از اشتباهات و ندانم کاری های این هشتاد درصد سود ببرند و این قانون طبیعت است؛ در واقع به نفع پیشروهاست که همیشه در اقلیت باشند.

موسسه کسب و کار ماد
۰۷۱۳۳۷۵
1
*در جستجوی شتر هجدهم*...


داستان شتر هجدهم را ویلیام یوری باب کرده است. او صاحب کرسی حل منازعه (Conflict Resolution) در دانشگاه هاروارد است که تجربه‌های زیادی در حل منازعه در میان کشورها و نهادها دارد.

چند کتاب او نیز به فارسی ترجمه شده است. یوری معتقد است که عموم منازعات میان انسان‌ها مانند وصیت آن پدر است که 17 شتر را برای سه فرزند خود به ارث گذاشت.

وصیت کرد که برای یکی از آنها یک‌دوم شترها، برای فرزند دیگر یک‌سوم و برای یکی هم یک‌نهم داده شود. بعد از فوت پدر فرزندان جمع شدند و وصیتنامه را خواندند. هفده نه بر دو تقسیم می‌شود و نه بر سه و نه بر عدد نه.
اختلاف میان فرزندان بالا گرفت. به پیر قوم مراجعه کردند و گفتند نمی‌توانیم وصیت پدر را اجرا کنیم.

پیر دانا گفت من یک شتر به شما قرض می‌دهم، و آن وقت 18 شتر خواهید داشت یک‌دوم آن می‌شود 9 شتر، یک‌سوم آن می‌شود 6 شتر و یک‌نهم آن می‌شود 2 شتر. جمع شترهای شما می‌شود:
9 به‌ علاوه 6 و به‌ علاوه 2 یعنی 17 شتر و یک شتر هم اضاف می آید که می‌توانید یک شتر من را برگردانید.
اختلاف میان برادران پایان یافت و زندگی برادرانه برقرار شد.
از نظر ویلیام یوری عموم منازعاتی که میان دولت‌ها، سازمان‌ها و مردم وجود دارد مانند همین وصیت است. هیچ راه‌حل از پیش تعیین شده‌ای وجود ندارند مگر اینکه یک نفر پیدا شود که شتر هجدهم را به عاریت بدهد تا مساله حل شود. مشکل پیدا کردن شتر هجدهم است...

شتر هجدهم، همان راه حل مبتکرانه ایست که توام با فداکاری و با نیت حل مسئله به ذهن می رسد.

موسسه کسب و کار ماد
۰۷۱۳۳۷۵
*جست و جوی بیرحمانه خوشبختی*
اثر استیو کاتز

اغلب ما برای درآمد بیشتر سرسختانه کار می کنیم، درامد بیشتر برابر است با هزینه های زندگی بیشتر، و هزینه های زندگی بیشتر برابر است با کار بیشتر و این چرخه تا پایان عمر ادامه می یابد ...

آیا مانند این موش عمر ما تا پایان آن در جست و جوی خوشبختی سپری می شود یا خوشبختی را در همین ثانیه هایی که در حال گذر است در می یابیم؟ درست در همین لحظه ای که در حال خواندن این پیام هستید ...

موسسه کسب و کار ماد
۰۷۱۳۳۷۵
*از سازمانهای paperless چه خبر؟*
🖋️دکتر علی جمشیدی

با فراگیر شدن اینترنت و اینترانت در سازمانها و پیشرفت در تکنولوژی ذخیره سازی داده ها در اوایل ۲۰۰۰ تمامی پیش بینی ها این بود که مصرف کاغذ به سرعت رو به کاهش خواهد بود. برخی از تئوریسین های مدیریت و اقصاد حتی پایان عصر کاغذ و ظهور سازمانهای بدون کاغذ (paperless ) را نوید می دادند.

اما چه شد؟
مصرف کاغذ در ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ نسبت به سال ۲۰۰۶ حدود ۴۰٪ افزایش پیدا کرده است!
در سایر کشورها و شرکت ها نیز داستان همین است.

چرا چنین اتفاق افتاد؟
اینترنت در ابتدا به عنوان یک *جایگزین* پیش بینی میشد، در حالیکه در عمل یک *مکمل* است!

اینترنت باعث شده حجم زیادی از داده های کم ارزش تولید و ذخیره شود و البته برای اطمینان بیشتر روی کاغذ هم پرینت شود، چون زحمت زیادی هم ندارد!

تاثیری که اینترنت روی کسب و کار ها می گذارد، فراتر از تصور ماست. جایی که فکر میکنیم تهدید است، یک فرصت است و جایی که فکر میکنیم فرصت است، یک تهدید بالقوه!

*موسسه کسب و کار ماد*
برشی کوتاه از کتاب
*هنر رزم*
سون جو

🖋️ علی جمشیدی

... سون جو با صدای طبل فرمان داد: به راست راست
اما سربازان به جای اجرای فرمان، زدند زیر خنده.

سون جو با خونسردی گفت:
*اگر فرمانها واضح نیست و اگر دستورها به درستی تفهیم نشده است، فرمانده مقصر است*.

دوباره تمرین را آغاز کرد و این بار فرمان به چپ چپ داد که باز با قهقهه سربازها مواجه شد.

سون جو گفت:
*اگر فرمانها واضح نیست و اگر دستورها به درستی تفهیم نشده است، فرمانده مقصر است، اما اگر فرمانها و دستورهای فرمانده واضح و روشن است و سربازها سرپیچی کنند، افسران مقصرند!*

و بعد از گفتن این حرف دستور داد گردن دو افسر (سرگروهها) را بزنند و دو افسر جدید منصوب کرد.
فرمان به چپ چپ و به راست راست در حالت های مختلف صادر شد و سربازها بدون کوچکترین لبخندی آنها را اجرا می کردند ...

موسسه کسب و کار ماد

https://chat.whatsapp.com/DFgHA1lOZARCfExmioKog6
*خبرِ خوبِ ریچارد روملت*

🖋️ دکتر علی جمشیدی

ریچارد روملت در کتاب استراتژی خوب، استراتژی بد، با تحلیل بیش از ۷۰۰ شرکت در یک بازه زمانی ۱۵ ساله، خبر خوشایندی را به آنهایی که قصد دارند یک استراتژی خوب را دنبال کنند، می دهد.

خبر خوب ریچارد روملت این است:
۹۵ درصد رقبای شما یک استراتژی بد را دنبال می کنند، پس اگر می خواهید استراتژی خوب داشته باشید، به زودی نشانه های مثبتش را خواهید دید!

۹۵٪ از کسب و کارها در هر صنعتی اسیر اشتباهات و خطاهای فاحشی در حوزه های تبلیغات، بازاریابی، منابع انسانی، مدیریت مالی و ... هستند.

*چه خبری بهتر از این؟!*
کافی است شما فقط کمتر از آنها اشتباه کنید. کافی است به اشتباهات خود اعتراف کنید و برای اصلاح آنها اهتمام ورزید؛ خواهید دید که در اندک زمانی متمایز می شوید.

*موسسه کسب و کار ماد*
۰۷۱۳۳۷۵
*مخفی شدن در ملا عام*
مشتریانِ در دسترس

برشی از کتاب
*استراتژی هرچه ساده تر، بهتر*
تالیف پروفسور اوبرهولذر گی

ترجمه:
علی جمشیدی
آزیتا امینی


در اوایل دهه 2000، مگ ویتمن مدیر عامل ای بی ، از چشم انداز شرکتش در بازار در حال رشد چین بسیار هیجان زده شده بود، چراکه 85 درصد از سهم بازار را در اختیار داشت و 62 درصد از مشتریانش اظهار داشتند که از خدمات شرکت بسیار راضی یا راضی هستند. اگر چه در آن زمان خرید آنلاین هنوز موضوعی جدید بود اما ظرفیت بازار بسیار زیاد بود.

تاوباو ، یک شرکت نوپای کوچک که توسط جک ما بنیان گذار علی بابا معرفی شده بود، یک کسب و کار B2B بود که به شرکت های کوچک و متوسط چینی کمک کرد تا محصولاتشان را به صورت آنلاین بفروشند و به بازار های دور دست صادر کنند. تاوباو به جای ربودن مشتریان فعلی ای بی، چشم اندازی که با توجه به عملکرد فوق العاده ی شرکت دشواربه نظر می رسید، روی بخش های مختلف دیگری متمرکز شد: *مشتریان در دسترس!*
گروهی از مصرف کنندگان که ایده ی خرید آنلاین را دوست دارند اما در خرید محتاطانه عمل می کنند.

در تاوباو، همه چیز برای این مشتریانِ در دسترس، هدفگذاری شده بود. این سایت، سرویس پرداخت تضمینی به نام علی پِی را ارائه می داد که مشتریان وسواس را مطمئن می کرد که تنها در صورتی که تامین کنندگان، محموله را ارسال کنند، هزینه آن را می پردازند. دومین ویژگی مهم، وانگ وانگ بود، یک سرویس پیام فوری که به خریداران مردد اجازه می داد با تامین کنندگان صحبت کنند و برای رسیدن به قیمت بهتر چانه بزنند. طراح وب سایت این فروشگاه، در اقدامی با تقلید از سایت آمریکایی ای بی، در نهایت یک فروشگاه بزرگ فیزیکی را بنا کرد. بنابراین، مشتریان در محیطی که برایشان آشنا بود، احساس راحتی می کردند. تاوباو همچنین از تامین کنندگان خواست تا از کارت شناسایی خود برای ثبت نام در سایت استفاده کنند و مطمئن شوند که هویت واقعی تامین کنندگان شناخته شده است. برخلاف ای بی، که متقاضیان اولیه خرید آنلاین را مورد هدف قرار می داد، تاوباو روی برخی از مشتریان در دسترس متمرکز بود که (هنوز) در بازار نبودند.

همان طور که مشخص شد گروه مشتریانِ در دسترس تاوباو بسیار سریع تر از مشتریان ای بی رشد کرد. در سال 2007، سهم بازار ای بی به 7 درصد کاهش یافته بود و سهم تاوباو 84 درصد بود. در سال 2006 ای بی بازار چین را بطور کامل ترک کرد!

https://chat.whatsapp.com/IVq59ttz5zpL6PTKVTYRn9
تنها چیزی که از آینده می دانیم، این است: *متفاوت خواهد بود.*
پیتر دراکر

*چرا در دنیای تجارت، آینده پیش بینی ناپذیر است؟*
🖋️ دکتر علی جمشیدی

دقت کنید دو نوع پیش بینی از آینده وجود دارد. اجازه دهید نوع اول را بگوئیم پیش بینی سطح اول و نوع دوم را بگوئیم پیش بینی سطح دوم!

در پیش بینی سطح اول، پیش بینی ما از آینده، تاثیری روی متغیرها نمی گذارد، این نوع پیش بینی در مورد تغییرات هواشناسی یا عملکرد یک ماشین معمول است. فرضا اگر یک متخصص هواشناسی پیش بینی کند که فردا ساعت ۱۲ بارندگی خواهد بود، این پیش بینی هیچ تغییری در متغیرهایی نظیر رطوبت و دمای هوا و وزش باد و ... ندارد و نتیجتا همان اتفاقی که باید می افتاد، می افتد.


اما در پیش بینی سطح دوم، فرضا اگر یک اقتصاد دادن برجسته پیش بینی کند که در سال آتی قیمت مسکن ۴۰٪ افت می کند، عده زیادی بخاطر پیش بینی ایشان از همین الان شروع به فروش خانه یا املاک می کنند و نتیجتا کاهش قیمت مسکن ممکن است خیلی زودتر اتفاق بیافتد و کاهش قیمت ها نیز ممکن است بیش از ۴۰٪ باشد، بنابراین پیش بینی با آن چیزی که در عمل رخ می دهد، متفاوت خواهد بود.


در دنیای تجارت ما با پیش بینی های سطح دوم مواجه هستیم، یعنی هر پیش بینی، روی رفتار ما یا دیگران تاثیر گذار است، مگر آنکه آن پیش بینی از یک راننده تاکسی یا مرغ فروشی سر کوچه سر بزند!

نکته دیگر در مورد پیش بینی های دنیای کسب و کار این است که افرادی که آینده را پیش بینی می کنند، یک فرض اساسی دارند: *آینده مانند گذشته است*؛ در واقع بر مبنای *تحلیل روند*، پیش بینی می کنند.
اگر همه اتفاقات بر مبنای تحلیل روند پیش می رفت، ما باید اکنون در غارها زندگی می کردیم.

نکته بعدی در مورد پیش بینی ها این است: روندهای خُرد پیش بینی پذیر هستند اما *کلان روندها* نسبتا پیش بینی ناپذیرند. به همین خاطر تقریبا هیچ اقتصاد دادنی بحران های اقتصادی ۱۹۴۰، ۲۰۰۶ یا هیچ متخصصی بحران اپیدمی یا هیچ سیاستمداری جنگ جهانی اول و دوم و ... را پیش بینی نکرده بود، و البته آن چیزی که سرنوشت ساز است روندهای کلان است.
چیزی که زندگی برخی را به فلاکت کشانده است پیش بینی قیمت سکه یا دلار یا سهام در ماههای آتی نبوده است، بلکه اَبَر ریزش بورس در سال ۹۹ و یا فراگیر شدن اپیدمی در سال ۹۸ و یا فیلتر شدن شبکه های اجتماعی در سال ۴۰۱ یا رکود مسکن سال های ۹۵ و ۹۶ یا ... است.

در نتیجه یادآوری دو نکته مهم است:
نخست اینکه پیش بینی آینده کارِ شیادهاست!
دوم اینکه بقا در دنیایِ پیش بینی ناپذیرِ امروزی مستلزم *تاب اوری* و *سرعت انطباق با شرایط جدید* است.

موسسه کسب و کار ماد
*مدیریت بحران*

برداشتی کوتاه از کتاب
از خوب به عالی
نوشته جیم کالینز

با شروع بحران های اقتصادی ۱۹۸۰ بانک ولزفارگو سریعا هواپیمای اختصاصی بانک را فروخت، کلیه رستوران هایش را تعطیل کرد و نیروی کار را به شکل موثری ساماندهی و تعدیل کرد.
این در حالی بود که سایر بانک ها به ریخت و پاش های خود ادامه می دادند.
با ادامه رکود بانک های بزرگ آمریکایی از جمله *بنک آو امریکا* زیان های شدیدی متحمل شد؛ در حالیکه *ولزفارگو* ترازهایش همه مثبت بود و نه تنها زیان نکرد بلکه ارزش سهامش چند برابر شد.

بانک های بزرگ آمریکایی یک درس بزرگی از ولزفارگو آموختند، اما با ده سال تاخیر ...

*در بحران باید کمربند ها را سفت کرد*
1
نکاتی از مقاله
*اگر با کس دیگری ازدواج کرده بودم، آیا خوشبخت تر بودم*؟

ماهنامه شماره ۲۵ ترجمان

🖋️ علی جمشیدی

اغلب فکر می کنیم اگر با کس دیگری ازدواج کرده بودیم، ممکن بود خوشبخت تر بودیم، اما پژوهش روی افرادی که با این تفکر از همسر فعلی شان جدا شده اند و با فرد مورد علاقه جدیدشان ازدواج کرده اند، نشان می دهد:
*خوشنودی واقعی به مهارت های حل تعارض بستگی دارد* و نه اسب سفیدی که قرار است بیاید و ...

هیچ جدایی ای، با خیانت آنی یکی از طرفین رخ نمی دهد؛ جدایی ناشی از استمرار و تکرار سال ها بی توجهی و بی احترامی و توهین و ... است. کوهی از رفتارهای کوچکِ نادرست، پشت هر جدایی وجود دارد.

کودکانی که تجربه جدایی والدین را دارند، پدر یا مادر را دیگر نه به عنوان اعضای یک کانون خانواده، بلکه فردی با مجموعه ای نقاط قوت و ضعف می بینند و بنابراین ناخودآگاه به سمتِ *فقط یکی از والدین* گرایش خواهند داشت و حتی در صورت آشتی مجدد والدین، فقط با یکی از آنها که به نظرش حق با او بوده است، گرایش پیدا می کنند.
*چرا فروش اینقدر سخت شده است؟*


مئسله این است که اغلب کسب و کارها تنها کاری که در حوزه بازاریابی انجام می دهند، تبلیغات است و به این تبلیغات هم بازاریابی می گویند، هم برندسازی!
در حالیکه حداقل ده فرایند وجود دارند که اگر همگی آنها به دنبال یکدیگر انجام شوند، می توان گفت که بازاریابی انجام شده است:

1- شناخت یک نیاز در جامعه
2- پیدا کردن محصول یا خدمتی که نیاز را برطرف کند
3- قیمت گذاری صحیح

4- مطالعات بازار
5- تشکیل بانکهای اطلاعاتی
6- تبلیغات (محصول و برند)

7- مدیریت ارتباط با مشتریان و تامین کنندگان (SRM و CRM)
8- خدمات پس از فروش
9- روابط عمومی و نظرسنجی
10- بازنگری، توسعه و ارتقاء (مداوم) محصول یا خدمت

ضعف در هر کدام از فرایند های فوق، زنجیره بازاریابی را بی اثر می کند و نتیجتا فروش رونق نمی گیرد.
*معمای لگوهای بیونیکل، اثر سیزیفیک و انگیزش کارکنان*

🖋️ دکتر علی جمشیدی

در آزمایشی از دو گروه از کارکنان خواسته شده بود تا اَشکالی خلاقانه از لگوهای بیونیکل بسازند.
به اولین لگوی ساخته شده ۲ دلار پاداش پرداخت می شد و سپس از آنها سوال میشد آیا حاضرید لگوی دیگری با ۱۰ سنت کمتر یعنی ۱.۹ دلار بسازید؟ و در ادامه لگوی سومی با ۱.۸ دلار و ۱.۷ دلار ‌و ...
مشوق ها در هر دو گروه کاملا یکسان هستند، تنها تفاوت این بود که به گروه اول گفته شده بود، لگوی ساخته شده را به عنوان الگو برای تیم دیگری استفاده خواهند کرد. بنا براین لگوها را داخل جعبه ای به همین منظور نگه داری می کردند.
اما لگوهای ساخته شده گروه دوم را دقیقا مقابل چشم شان خراب می کردند!

نتیجه چه شد؟
گروه اول بطور متوسط حدود ۱۴ لگوی بیونیکل ساختند، و بعد گفتند دیگر نمی ارزد، در حالیکه گروه دوم فقط ۷ لگو ساختند!
اینکه چرا گروه دوم لگوهای کمتری ساختند به این دلیل بود که کاری که انجام میدهند بیهوده است (فاقد معناست).
سیزیف یکی از قهرمانان اساطیری یونان برای تنبیه پیروانش آنها را وادار می کرد سنگ بزرگی را بالای تپه ای ببرند و سپس آن را رها کنند، و این کار را بارها تکرار کنند.

*سیزیفیک* استعاره از انجام کارهای بیهوده در سازمان است، و قاتل شماره یک انگیزه کارکنان!
و انگیزه نیز دقیقا همان چیزیست که باعث می شود گروه اول ۷ لگوی بیشتر بسازند.

به مدیرانی فکر کنید که دستوراتی صادر می کنند و یا برنامه هایی می چینند و بعد از اندک زمانی نظرشان کاملا عوض می شود و می گویند: اون برنامه رو دیگه بذارید کنار ...
*زندگی چیزی فراتر از پس انداز کردن است.*

🖋️ جیمز چوی
فصلنامه ترجمان شماره ۲۵


این یک واقعیت است:
*هیچ دارایی ای کمیاب تر از خودِ عمر نیست.* آینده نا مشخص است و بالاترین اولویت زندگی این نیست که نرخ پس انداز دو رقمی را حفظ کنیم.
مثلا اینکه در ۲۳ سالگی شامی به یاد ماندنی با دوستانت بخوری، با ارزش تر از این است که در ۷۳ سالگی چند صد دلار بیشتر برای بازنشستگی ات داشته باشی.
آنان که رضایت خود را یک عمر به تعویق می اندازند، شاید روزی به لحاظ پس انداز ثروتمند باشند؛ اما به لحاظ خاطرات فقیرند. چون لذت های زیادی را در این راه قربانی کرده اند.


*موسسه کسب و کار ماد*
1
*نمونه هایی از کاربرد تکنیک پیش اقناع(Pre-suade) در مصاحبه های استخدام*

برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اگر در یک مصاحبه شغلی ( به عنوان مصاحبه شونده) پیش از شروع، یک پرسش را به شکل مناسبی از مصاحبه‌گر خود بپرسید، شانس استخدامتان افزایش می‌یابد، اما آن پرسش چیست؟

*اگر ایرادی ندارد پیش از شروع سوالی بپرسم؛ چه چیز در سوابق من بود که باعث شد من را به مصاحبه دعوت کنید؟*


با این پرسش مصاحبه‌گر وادار می‌شود در همان آغاز به دنبال نکته‌ای مثبت بگردد و همین او را در یک حالت ذهنی مثبت و پذیرا قرار می‌دهد. در چنین وضعیتی مصاحبه کننده در طی کار هم ارزیابی مثبت‌تری از شما خواهد داشت.


اگر قرار است در سازمان برای یک طرح بودجه‌ای تصویب شود و عدد محاسبه شده ٧٥٠٣٢ دلار باشد، عجیب نیست که آن را به ٧٥٠٠٠ دلار گرد کنید و گزارش دهید. اما پژوهش‌ها حاکی از این است که اعداد دقیق احتمال پذیرش بیشتری نسبت به گرد شده‌ها دارند و اعتراض کمتری بر می‌انگیزد. هرچند مشتری اغلب همان قیمت گرد شده را پرداخت می‌کند، ولی احساس بهتری نسبت به خرید خود خواهد داشت.

موسسه کسب و کار ماد