This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای نورِ هر دو دیده…
قونیه، ۲۹ جولای ۲۰۲۶
قونیه، ۲۹ جولای ۲۰۲۶
Sahra
Rahim Yeganeh
«خوشا روزی که دیدار ته وینم
گل و سنبل ز رخسار ته چینم
بیا بنشین که تا وینم شو و روز
جمالت ای نگار نازنینم»
باباطاهر 🌱
گل و سنبل ز رخسار ته چینم
بیا بنشین که تا وینم شو و روز
جمالت ای نگار نازنینم»
باباطاهر 🌱
ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه
که از چنین سفری گشت خاک معدن زر
مولانای جانم
امروز، فرسنگها دور از خانه و تمام کسانی که میشناسم، فرصتی دوباره برای نزدیکتر شدن به خودم یافتهام.
با تمام وجود حس میکنم که آدم چگونه میتواند در خلوت، چنان محو رنگها، نور، صداها و عطرها شود که حتی به خاطر نیاورد کسی کنارش نیست؛ چنان در گوشهای ناشناس از جهان بنشیند، چای بنوشد و با لبخندِ رهگذری که هرگز نامش را نخواهد دانست، دلش گرم شود؛ که جایی برای دلتنگی باقی نماند.
این روزها بیش از همیشه باور دارم که آرامش نتیجهی صلح درون است؛ اینکه بتوانی در سکوت، همراهِ خودت باشی و جهان را بیواسطه تجربه کنی.
شاید خانه، آنجاست که هیچ جای خالی در آن احساس نمیشود؛ نه چون همیشه کسی کنارت هست، بلکه چون تو، با تمامِ وجود در آن حضور داری.
مریم
مراکش، آگوست ۲۰۲۶
عزیزی در چلّه نشسته بود برای طلبِ مقصودی.
به وی ندا آمد که:
اینچنین مقصودِ بلند به چله حاصل نشود.
از چله برون آی تا نظر بزرگی بر تو افتد،
آن مقصود تو را حاصل شود.
گفت: آن بزرگ را کجا یابم؟
گفت: در جامع.
گفت: میان چندین خلق او را چون شناسم که کدام است؟
گفتند: برو.
او تو را بشناسد و بر تو نظر کند.
نشان آن كه نظر او بر تو افتد،
آن باشد که ابریق (كوزه) از دست تو بیفتد و بیهوش گردی،
بدانی که او بر تو نظر کرده است.
چنان کرد.
ابریق پر آب کرد
و جماعتِ مسجد را سقایی میکرد و میان صفوف میگردید.
ناگهانی، حالتی در وی پدید آمد،
شهققهای (فریادی) بزد
و ابریق از دستِ او افتاد،
بیهوش در گوشه ماند.
خلق جمله رفتند.
چون با خود آمد، خود را تنها دید.
آن شاه که بر وی نظر انداخته بود آنجا ندید،
اما به مقصود خود برسید.
خدای را مردانند که از غایتِ عظمت و غیرتِ حق روی ننمایند،
اما طالبان را به مقصودهای خطیر برسانند
و موهبت کنند.
اینچنین شاهان، عظیم نادرند و نازنین.
مولانای جانم
فیه ما فیه ❣️
عکس: مریم.
به وی ندا آمد که:
اینچنین مقصودِ بلند به چله حاصل نشود.
از چله برون آی تا نظر بزرگی بر تو افتد،
آن مقصود تو را حاصل شود.
گفت: آن بزرگ را کجا یابم؟
گفت: در جامع.
گفت: میان چندین خلق او را چون شناسم که کدام است؟
گفتند: برو.
او تو را بشناسد و بر تو نظر کند.
نشان آن كه نظر او بر تو افتد،
آن باشد که ابریق (كوزه) از دست تو بیفتد و بیهوش گردی،
بدانی که او بر تو نظر کرده است.
چنان کرد.
ابریق پر آب کرد
و جماعتِ مسجد را سقایی میکرد و میان صفوف میگردید.
ناگهانی، حالتی در وی پدید آمد،
شهققهای (فریادی) بزد
و ابریق از دستِ او افتاد،
بیهوش در گوشه ماند.
خلق جمله رفتند.
چون با خود آمد، خود را تنها دید.
آن شاه که بر وی نظر انداخته بود آنجا ندید،
اما به مقصود خود برسید.
خدای را مردانند که از غایتِ عظمت و غیرتِ حق روی ننمایند،
اما طالبان را به مقصودهای خطیر برسانند
و موهبت کنند.
اینچنین شاهان، عظیم نادرند و نازنین.
مولانای جانم
فیه ما فیه ❣️
عکس: مریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس آفتاب باید شدن تا خوفِ جدایی نماند.
فیه ما فیه ☀️
مولانای جانم
—-
“A small garden found its way through the concrete.
Delicate wildflowers grew between the cracks,
reaching toward the sunlight above the quiet street.
Surrounded by stone and steel,
they carried a simple reminder:
Beauty does not always need the perfect place to bloom.
Sometimes, it only needs a little space and the courage to grow.”
—-
یک باغ کوچک راهش را از میان بتن پیدا کرد.
گلهای وحشیِ ظریف، میان شکافها روییدند،
و خود را به سوی نور خورشیدی کشاندند که بالای خیابانِ خاموش میتابید.
در میان سنگ و فولاد،
آنها یادآوری سادهای با خود داشتند:
زیبایی همیشه برای شکوفا شدن
به جایی بینقص نیاز ندارد.
گاهی فقط به اندکی فضا
و شجاعتِ رشد کردن نیاز دارد.
فیه ما فیه ☀️
مولانای جانم
—-
“A small garden found its way through the concrete.
Delicate wildflowers grew between the cracks,
reaching toward the sunlight above the quiet street.
Surrounded by stone and steel,
they carried a simple reminder:
Beauty does not always need the perfect place to bloom.
Sometimes, it only needs a little space and the courage to grow.”
—-
یک باغ کوچک راهش را از میان بتن پیدا کرد.
گلهای وحشیِ ظریف، میان شکافها روییدند،
و خود را به سوی نور خورشیدی کشاندند که بالای خیابانِ خاموش میتابید.
در میان سنگ و فولاد،
آنها یادآوری سادهای با خود داشتند:
زیبایی همیشه برای شکوفا شدن
به جایی بینقص نیاز ندارد.
گاهی فقط به اندکی فضا
و شجاعتِ رشد کردن نیاز دارد.
🍃« اپیزود سوم پادکستِ برگِ بیبرگی»
در سومین اپیزود پادکست «برگِ بیبرگی» از ترسِ عادت کردن صحبت میکنیم؛ عادت کردن به هر چیزی، تحت هر شرایطی.
در این اپیزود، با تأمل بر داستان «باز و پیرزن» از دفتر دوم مثنوی مولانا، از خودمان میپرسیم:
در میان تمام عادات و روزمرگیها، مطلوب نهایی ما چیست؟ و در جستوجوی چه هستیم؟
کجا به چیدهشدن بال و پرمان تن دادهایم؟
چه عادتهایی قدرت پرواز را از ما گرفتهاند؟
سومین اپیزود پادکست برگِ بیبرگی هم اکنون قابل دسترس در:
Spotify
https://open.spotify.com/episode/1uq0HQUcIzA3AGfZBVNExt?si=bA8GEoOWSuynHj-Nmiwhqg&utm_source=copy-link
Castbox
https://castbox.fm/vd/984337017
Youtube
https://youtu.be/7S5UlTuSYWg?si=fYTXVxF0OmYjoSod
Apple Podcast
https://podcasts.apple.com/ca/podcast/%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C/id6786464359?i=1000783725652
در سومین اپیزود پادکست «برگِ بیبرگی» از ترسِ عادت کردن صحبت میکنیم؛ عادت کردن به هر چیزی، تحت هر شرایطی.
در این اپیزود، با تأمل بر داستان «باز و پیرزن» از دفتر دوم مثنوی مولانا، از خودمان میپرسیم:
در میان تمام عادات و روزمرگیها، مطلوب نهایی ما چیست؟ و در جستوجوی چه هستیم؟
کجا به چیدهشدن بال و پرمان تن دادهایم؟
چه عادتهایی قدرت پرواز را از ما گرفتهاند؟
سومین اپیزود پادکست برگِ بیبرگی هم اکنون قابل دسترس در:
Spotify
https://open.spotify.com/episode/1uq0HQUcIzA3AGfZBVNExt?si=bA8GEoOWSuynHj-Nmiwhqg&utm_source=copy-link
Castbox
https://castbox.fm/vd/984337017
Youtube
https://youtu.be/7S5UlTuSYWg?si=fYTXVxF0OmYjoSod
Apple Podcast
https://podcasts.apple.com/ca/podcast/%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C/id6786464359?i=1000783725652
Spotify
اپیزود ۳: گرچه پَرَم رفت چون بنوازیام، چرخ بازی کم کند در بازیام
برگِ بی
🍃 دوره شرح «فیه ما فیه»
مولانا جلالالدین محمد بلخی
برگزارکننده دوره: مریم درویشیان
🍃 شیوه برگزاری
۶ جلسه در هر ترم
در هر جلسه:
📖 خوانش بخشهای برگزیده
📚 شرح و تفسیر
🪞 پیوند با مسیر خودشناسی
💬 گفتوگوی دوستانه
✍️ تمرین تأمل و نوشتن
📘 منبع: مقالات مولانا، جعفر مدرس صادقی
شروع کلاسها در ترم دوم 📚
📅 از ۱۴ شهریور
🕤 ساعت ۹:۳۰ صبح شنبه به وقت ونکوور
🕗 ساعت ۸ شب شنبه به وقت ایران
💻 کلاسها بهصورت آنلاین برگزار خواهند شد.
فایل صوتی ضبطشدهٔ جلسات در اختیار شرکتکنندگان قرار خواهد گرفت.
فایلهای جلسات ترم اول قابل تهیه و دسترسی هستند.
آیدی تلگرام جهت تماس برای:
دوستان داخل از ایران
@Rahnama_fatemeh61
دوستان خارج ایران
@Maryam_Rumi
اطلاعات تکمیلی و فرم ثبتنام:
https://rumirebirth.com/training/دوره-شرح-فیه-ما-فیه/
مولانا جلالالدین محمد بلخی
برگزارکننده دوره: مریم درویشیان
🍃 شیوه برگزاری
۶ جلسه در هر ترم
در هر جلسه:
📖 خوانش بخشهای برگزیده
📚 شرح و تفسیر
🪞 پیوند با مسیر خودشناسی
💬 گفتوگوی دوستانه
✍️ تمرین تأمل و نوشتن
📘 منبع: مقالات مولانا، جعفر مدرس صادقی
شروع کلاسها در ترم دوم 📚
📅 از ۱۴ شهریور
🕤 ساعت ۹:۳۰ صبح شنبه به وقت ونکوور
🕗 ساعت ۸ شب شنبه به وقت ایران
💻 کلاسها بهصورت آنلاین برگزار خواهند شد.
فایل صوتی ضبطشدهٔ جلسات در اختیار شرکتکنندگان قرار خواهد گرفت.
فایلهای جلسات ترم اول قابل تهیه و دسترسی هستند.
آیدی تلگرام جهت تماس برای:
دوستان داخل از ایران
@Rahnama_fatemeh61
دوستان خارج ایران
@Maryam_Rumi
اطلاعات تکمیلی و فرم ثبتنام:
https://rumirebirth.com/training/دوره-شرح-فیه-ما-فیه/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من
تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول
بودمی بیدام و بیخاشاک در عمان من
غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود
هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من
سخت نازک گشت جانم از لطافتهای عشق
دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من
غزل ۱۹۴۶ دیوان شمس
مولانای جانم ☀️
#Love_Rebirth_Rumi
خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من
تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول
بودمی بیدام و بیخاشاک در عمان من
غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود
هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من
سخت نازک گشت جانم از لطافتهای عشق
دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من
غزل ۱۹۴۶ دیوان شمس
مولانای جانم ☀️
#Love_Rebirth_Rumi
🍃 دوره شرح «فیه ما فیه»
مولانا جلالالدین محمد بلخی
برگزارکننده دوره: مریم درویشیان
🍃 شیوه برگزاری
۶ جلسه در هر ترم
شروع کلاسها در ترم دوم 📚
۵ سپتامبر
۱۴ شهریور
🕤 ساعت ۹:۳۰ صبح شنبه به وقت ونکوور
🕗 ساعت ۸ شب شنبه به وقت ایران
💻 کلاسها بهصورت آنلاین برگزار خواهند شد.
فایل صوتی ضبطشدهٔ جلسات در اختیار شرکتکنندگان قرار خواهد گرفت.
فایلهای جلسات ترم اول قابل تهیه و دسترسی هستند.
آیدی تلگرام جهت تماس برای:
دوستان داخل از ایران
@Rahnama_fatemeh61
دوستان خارج ایران
@Maryam_Rumi
اطلاعات تکمیلی و فرم ثبتنام:
https://rumirebirth.com/training/دوره-شرح-فیه-ما-فیه/
مولانا جلالالدین محمد بلخی
برگزارکننده دوره: مریم درویشیان
🍃 شیوه برگزاری
۶ جلسه در هر ترم
شروع کلاسها در ترم دوم 📚
۵ سپتامبر
۱۴ شهریور
🕤 ساعت ۹:۳۰ صبح شنبه به وقت ونکوور
🕗 ساعت ۸ شب شنبه به وقت ایران
💻 کلاسها بهصورت آنلاین برگزار خواهند شد.
فایل صوتی ضبطشدهٔ جلسات در اختیار شرکتکنندگان قرار خواهد گرفت.
فایلهای جلسات ترم اول قابل تهیه و دسترسی هستند.
آیدی تلگرام جهت تماس برای:
دوستان داخل از ایران
@Rahnama_fatemeh61
دوستان خارج ایران
@Maryam_Rumi
اطلاعات تکمیلی و فرم ثبتنام:
https://rumirebirth.com/training/دوره-شرح-فیه-ما-فیه/
از دگر خوبان تو افزون نیستی!
گفت: خامش، چون تو مجنون نیستی!
مثنوی معنوی
مجنون را میگفتند که:
از لیلی خوبترانند، بر تو بیاریم؟
او میگفت که:
آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم،
لیلی صورت نیست.
لیلی به دستِ من همچون جامی است،
من از آن شراب مینوشم.
من عاشقِ شرابم و شما را نظر بر قدح است.
از شراب آگاه نیستید.
فیه ما فیه
مولانای جانم ❣️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در چهارمین اپیزود «برگِ بیبرگی» از دعاهایی صحبت میکنیم که مستجاب نشدند؛ از خواستههایی که گمان میکردیم اگر به آنها برسیم، خیر و خوشبختی ما در آنهاست.
در این اپیزود، با تأمل بر این بیت از مولانا:
«شکر حق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم، آن سود شد»
از خود میپرسیم: آیا واقعاً میدانیم چه میخواهیم و چرا؟ بخشی از شناخت، از به پرسش کشیدنِ خواستههایمان آغاز میشود.
گاهی دعایی که مستجاب نشد، شاید پاسخ به دعایی بود که نمیدانستیم چگونه بر زبان آوریم.
شاید آنچه ما «زیان» میپنداریم، شکلی از سود باشد؛
و «نشدن»، ما را به چیزی نزدیک کند که در ابتدا حتی نمیدانستیم خواستارش هستیم.
اپیزود ۴ پادکست برگِ بیبرگی هم اکنون قابل دسترس در:
Spotify
https://open.spotify.com/episode/1Mbuo9KTHSqMt9ABiUIrJP?si=P_VVdSxXSuajMVKBfw9Xqw&utm_source=copy-link
Castbox
https://castbox.fm/vd/996502993
Youtube
https://youtube.com/watch?v=VVjRutZ02h8&lc=UgyNrq98XHYVFEooamZ4AaABAg&si=L1oUy-eeWWr_C39s
Apple Podcast
https://podcasts.apple.com/ca/podcast/%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C/id6786464359
در این اپیزود، با تأمل بر این بیت از مولانا:
«شکر حق را کان دعا مردود شد
من زیان پنداشتم، آن سود شد»
از خود میپرسیم: آیا واقعاً میدانیم چه میخواهیم و چرا؟ بخشی از شناخت، از به پرسش کشیدنِ خواستههایمان آغاز میشود.
گاهی دعایی که مستجاب نشد، شاید پاسخ به دعایی بود که نمیدانستیم چگونه بر زبان آوریم.
شاید آنچه ما «زیان» میپنداریم، شکلی از سود باشد؛
و «نشدن»، ما را به چیزی نزدیک کند که در ابتدا حتی نمیدانستیم خواستارش هستیم.
اپیزود ۴ پادکست برگِ بیبرگی هم اکنون قابل دسترس در:
Spotify
https://open.spotify.com/episode/1Mbuo9KTHSqMt9ABiUIrJP?si=P_VVdSxXSuajMVKBfw9Xqw&utm_source=copy-link
Castbox
https://castbox.fm/vd/996502993
Youtube
https://youtube.com/watch?v=VVjRutZ02h8&lc=UgyNrq98XHYVFEooamZ4AaABAg&si=L1oUy-eeWWr_C39s
Apple Podcast
https://podcasts.apple.com/ca/podcast/%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C/id6786464359