«پس پطرس را در زندان نگاه ميداشتند. اما کليسا براي او نزد خدا پيوسته دعا ميکردند.»
(اعمال رسولان 12: 5)
پطرس در زندان در انتظار اعدام بود. کليسا هيچ گونه توانايي و يا تأثيري جهت نقض اين حکم نداشت. تنها کمکي که ميبايست برسد از آسمان بود. بنابراين ايمانداران تمام نيروي خود را بر دعا متمرکز نموده و از آسمان انتظار پاسخ داشتند. خداي امين آنها فرشته خويش را فرستاد تا پطرس را بيدار کند و او را از نگهبانان اول و دوم بگذراند و وقتي به دروازه آهني رسيدند، در خود به خود باز شد.
ممکن است درزندگي تو نيز دروازهاي آهنين پيش رويت باشد که راه تو را سدّ ميکند. غالباً تلاش کردهاي آن را با استفاده از امکانات و تواناييهاي خودت باز کني، اما تلاشهايت بيثمر ماندهاند و تو خسته و کوفته، با قلبي شکسته به يک سو افتادهاي.
در اين جا درس مهمي براي آموختن هست. دعاي با ايمان را خدا ميشنود و وقتي به آن برسي، در پيش رويت باز خواهد شد. چه قدر يأس و غم هاي بيمورد را از خود دور خواهي کرد وقتي ياد بگيري مانند شاگرداني که در بالاخانه جمع شده بودند دعا کني.
در اين هنگام مسائلي که حل نشدني به نظر ميآمدند، حلّ خواهند گشت، مشکلات ناپديد خواهند گرديد، اوضاع ناخوشايند به نفع تو تمام خواهد شد. و اين نه با ايمان شخصي خودت به انجام خواهد رسيد، بلکه با ايمان خدا و پسرش عيسي مسيح. (مرقس 11: 22 و غلا 2 : 20) براي عزيزان ما که از لحاظ روحاني زنداني هستند و براي آنها سالها دعا کردهايم، انتظار داريم که درهاي آهني باز شود و زنجيرهايي که از سوي شيطان آنها را پيچيده، گسسته گردند.
بله، آنها بايد آزاد شوند اگر، ما ياد بگيريم پيوسته و با ايمان استوار بر خدا دعا کنيم.
س.ه.ب.
(اعمال رسولان 12: 5)
پطرس در زندان در انتظار اعدام بود. کليسا هيچ گونه توانايي و يا تأثيري جهت نقض اين حکم نداشت. تنها کمکي که ميبايست برسد از آسمان بود. بنابراين ايمانداران تمام نيروي خود را بر دعا متمرکز نموده و از آسمان انتظار پاسخ داشتند. خداي امين آنها فرشته خويش را فرستاد تا پطرس را بيدار کند و او را از نگهبانان اول و دوم بگذراند و وقتي به دروازه آهني رسيدند، در خود به خود باز شد.
ممکن است درزندگي تو نيز دروازهاي آهنين پيش رويت باشد که راه تو را سدّ ميکند. غالباً تلاش کردهاي آن را با استفاده از امکانات و تواناييهاي خودت باز کني، اما تلاشهايت بيثمر ماندهاند و تو خسته و کوفته، با قلبي شکسته به يک سو افتادهاي.
در اين جا درس مهمي براي آموختن هست. دعاي با ايمان را خدا ميشنود و وقتي به آن برسي، در پيش رويت باز خواهد شد. چه قدر يأس و غم هاي بيمورد را از خود دور خواهي کرد وقتي ياد بگيري مانند شاگرداني که در بالاخانه جمع شده بودند دعا کني.
در اين هنگام مسائلي که حل نشدني به نظر ميآمدند، حلّ خواهند گشت، مشکلات ناپديد خواهند گرديد، اوضاع ناخوشايند به نفع تو تمام خواهد شد. و اين نه با ايمان شخصي خودت به انجام خواهد رسيد، بلکه با ايمان خدا و پسرش عيسي مسيح. (مرقس 11: 22 و غلا 2 : 20) براي عزيزان ما که از لحاظ روحاني زنداني هستند و براي آنها سالها دعا کردهايم، انتظار داريم که درهاي آهني باز شود و زنجيرهايي که از سوي شيطان آنها را پيچيده، گسسته گردند.
بله، آنها بايد آزاد شوند اگر، ما ياد بگيريم پيوسته و با ايمان استوار بر خدا دعا کنيم.
س.ه.ب.
«... که ناگاه طوفاني عظيم از باد پديد آمد.»
(مرقس 4 : 37)
طوفانهاي زندگي گاهي به طور ناگهاني ميآيند. يک واقعه غم انگيز، يک فقدان بزرگ ، يک اتفاق تلخ و مأيوس کننده و يا يک شکست سنگين. گاهي اينها به شکل ضعيفي شروع ميشوند ، اما به تدريج قدرت ميگيرند. يک مشکل کوچک که بياهميت به نظر ميرسيد، به مرور بزرگ ميشود و زندگي ما و اطرافيان ما را تلخ ميسازد. اما در هنگام طوفانها است که خداوند ما را براي خدمت آماده ميکند. وقتي او به يک درخت بلوط نياز داشته باشد، آن را در جايي غرس ميکند که بارانها و طوفان ها بر آن هجوم آورند و در اين نبرد است که بلوط آن ساختار قوي و مستحکم خويش را به دست ميآورد و پادشاه درختان جنگل ناميده ميشود. خداوند هم به اين شکل بر روي افراد عمل ميکند. وقتي خدا به يک شخص قوي احتياج داشته باشد، اجازه ميدهد که او از طوفانهاي بزرگ و بارانها، دردها و غم ها عبور نمايد. آن قدر بر روي او کار ميکند تا او خرد شود، صيقل داده شود تا براي سنگينترين نوع خدمت به کار برده شود.
يک نقاش فرانسوي در يکي از مشهورترين تابلوهايش، قهرمانان، فيلسوفان و شهيدان را به تصوير ميکشد. اما آنچه بيش از همه چشمگير است آن است که همه اين مردان بزرگ پيش از رسيدن به بزرگي، از سختيها و تنگناهاي بسياري عبور کردهاند. مثلاً هومر نابينا که کورمال کورمال راه خود را مييافت. ميليتون که کور بود با قلبي شکسته و جريحه دار. موسي با همه مشقتهايش. اما بالاتر از همه اينها تصوير او نقش بسته است که صورتش از همه مردان ديگر بيشتر مخدوش شده بود.
تمام زيباييهاي فصل بهار در پي زمستان سرد، کولاک، طوفانها و بارانها پديد ميآيند.
شايد تو هم از يخبندانها و طوفانهاي تلخ زندگي گذر کردهاي. از ميان آنها چگونه بيرون آمده اي؟ خسته، نااميد، شکست خورده و افتاده در دشتهاي هموار، يا اين که آنها تو را بر قلههاي درخشان کوهها قرار دادهاند تا ورزيده و آماده کمک به همه آنهايي شوي که از ميان طوفانها ميگذرند.
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
(مرقس 4 : 37)
طوفانهاي زندگي گاهي به طور ناگهاني ميآيند. يک واقعه غم انگيز، يک فقدان بزرگ ، يک اتفاق تلخ و مأيوس کننده و يا يک شکست سنگين. گاهي اينها به شکل ضعيفي شروع ميشوند ، اما به تدريج قدرت ميگيرند. يک مشکل کوچک که بياهميت به نظر ميرسيد، به مرور بزرگ ميشود و زندگي ما و اطرافيان ما را تلخ ميسازد. اما در هنگام طوفانها است که خداوند ما را براي خدمت آماده ميکند. وقتي او به يک درخت بلوط نياز داشته باشد، آن را در جايي غرس ميکند که بارانها و طوفان ها بر آن هجوم آورند و در اين نبرد است که بلوط آن ساختار قوي و مستحکم خويش را به دست ميآورد و پادشاه درختان جنگل ناميده ميشود. خداوند هم به اين شکل بر روي افراد عمل ميکند. وقتي خدا به يک شخص قوي احتياج داشته باشد، اجازه ميدهد که او از طوفانهاي بزرگ و بارانها، دردها و غم ها عبور نمايد. آن قدر بر روي او کار ميکند تا او خرد شود، صيقل داده شود تا براي سنگينترين نوع خدمت به کار برده شود.
يک نقاش فرانسوي در يکي از مشهورترين تابلوهايش، قهرمانان، فيلسوفان و شهيدان را به تصوير ميکشد. اما آنچه بيش از همه چشمگير است آن است که همه اين مردان بزرگ پيش از رسيدن به بزرگي، از سختيها و تنگناهاي بسياري عبور کردهاند. مثلاً هومر نابينا که کورمال کورمال راه خود را مييافت. ميليتون که کور بود با قلبي شکسته و جريحه دار. موسي با همه مشقتهايش. اما بالاتر از همه اينها تصوير او نقش بسته است که صورتش از همه مردان ديگر بيشتر مخدوش شده بود.
تمام زيباييهاي فصل بهار در پي زمستان سرد، کولاک، طوفانها و بارانها پديد ميآيند.
شايد تو هم از يخبندانها و طوفانهاي تلخ زندگي گذر کردهاي. از ميان آنها چگونه بيرون آمده اي؟ خسته، نااميد، شکست خورده و افتاده در دشتهاي هموار، يا اين که آنها تو را بر قلههاي درخشان کوهها قرار دادهاند تا ورزيده و آماده کمک به همه آنهايي شوي که از ميان طوفانها ميگذرند.
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
«روح القدس ايشان را از رسانيدن کلام به آسيا منع نمود.»
(اعمال 16 : 6)
بسيار جالب توجه خواهد بود که روشهاي گوناگون هدايت شدن اولين مبشرين انجيل را مورد بررسي قرار دهيم. آنها معمولاً اگر قدم اشتباهي را ميخواستند بردارند منع ميشدند. هنگامي که آنها در پي رفتن به سوي آسيا بودند، خداوند آنها را منع کرد. وقتي که تصميم داشتند بطرف بطينيه بروند، بار ديگر مانع شد. پولس در آخرين سالهاي عمرش ميخواست بزرگترين کار را در آن نواحي انجام دهد. اما روح القدس اولين مبشرين انجيل را از رفتن به آنجا منع نمود. به نظر ميرسد که هنوز وقت آن نرسيده بود تا به اين نواحي تحت حاکميت شيطان وارد شوند. رسولان ديگر براي کارهاي مقدماتي بايد به آنجا ميرفتند. پولس وبرنابا براي رفتن به جاهاي مهمتر به آمادگي تازه و هدايت جديد از سوي روح القدس نياز داشتند.
دوست گرامي، هنگامي که درباره قدمي که ميخواهي برداري ترديد داري، عقل خود را به روح خدا بسپار، و از او خواهش کن که فقط و فقط راه صحيح را براي تو بگشايد. بگو، اي روح القدس عزيز، تمام مسئوليت قدمي را که بر ميدارم بر عهده تو ميگذارم تا همه راههايي را که در اراده تو نيست ببندي و براي راهي که تو برايم تعيين کردهاي، صدايت را به من بشنواني.
در عين حال، در جايي که قرار گرفتهاي به راهت ادامه بده و به کاري که يقين داري به آن دعوت شدهاي مشغول باش، تا آن هنگام که به روشني دريافت کني که او تو را براي کاري جديد فرا ميخواند. اي برادر و خواهر، روح القدس ميخواهد براي تو همان باشد که براي پولس بود. تو فقط نسبت به کوچکترين اشارههاي او نيز هوشيار باش. و پس از دعايي با ايمان و با اطاعت کامل قلبي و روحيهاي آماده، زماني که مانعي را پيش روي خود نميبيني، دلير باش و با شجاعت به پيش برو. تعجب نکن از اين که با پاسخ درهاي بسته روبرو ميشوي. اما هرگاه تمامي درها در چپ و راستت بسته شوند، بيشک دري مستقيم بر روي تو گشوده خواهد شد، و راهي را که در آن بايد قدم بگذاري به روشني خواهي ديد، جايي که وقايعي جالب و دوستاني وفادار در انتظار هستند. ماير
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
(اعمال 16 : 6)
بسيار جالب توجه خواهد بود که روشهاي گوناگون هدايت شدن اولين مبشرين انجيل را مورد بررسي قرار دهيم. آنها معمولاً اگر قدم اشتباهي را ميخواستند بردارند منع ميشدند. هنگامي که آنها در پي رفتن به سوي آسيا بودند، خداوند آنها را منع کرد. وقتي که تصميم داشتند بطرف بطينيه بروند، بار ديگر مانع شد. پولس در آخرين سالهاي عمرش ميخواست بزرگترين کار را در آن نواحي انجام دهد. اما روح القدس اولين مبشرين انجيل را از رفتن به آنجا منع نمود. به نظر ميرسد که هنوز وقت آن نرسيده بود تا به اين نواحي تحت حاکميت شيطان وارد شوند. رسولان ديگر براي کارهاي مقدماتي بايد به آنجا ميرفتند. پولس وبرنابا براي رفتن به جاهاي مهمتر به آمادگي تازه و هدايت جديد از سوي روح القدس نياز داشتند.
دوست گرامي، هنگامي که درباره قدمي که ميخواهي برداري ترديد داري، عقل خود را به روح خدا بسپار، و از او خواهش کن که فقط و فقط راه صحيح را براي تو بگشايد. بگو، اي روح القدس عزيز، تمام مسئوليت قدمي را که بر ميدارم بر عهده تو ميگذارم تا همه راههايي را که در اراده تو نيست ببندي و براي راهي که تو برايم تعيين کردهاي، صدايت را به من بشنواني.
در عين حال، در جايي که قرار گرفتهاي به راهت ادامه بده و به کاري که يقين داري به آن دعوت شدهاي مشغول باش، تا آن هنگام که به روشني دريافت کني که او تو را براي کاري جديد فرا ميخواند. اي برادر و خواهر، روح القدس ميخواهد براي تو همان باشد که براي پولس بود. تو فقط نسبت به کوچکترين اشارههاي او نيز هوشيار باش. و پس از دعايي با ايمان و با اطاعت کامل قلبي و روحيهاي آماده، زماني که مانعي را پيش روي خود نميبيني، دلير باش و با شجاعت به پيش برو. تعجب نکن از اين که با پاسخ درهاي بسته روبرو ميشوي. اما هرگاه تمامي درها در چپ و راستت بسته شوند، بيشک دري مستقيم بر روي تو گشوده خواهد شد، و راهي را که در آن بايد قدم بگذاري به روشني خواهي ديد، جايي که وقايعي جالب و دوستاني وفادار در انتظار هستند. ماير
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
«ليکن شکر خدا راست که ما را در مسيح دائماً در موکب ظفر خود ميبرد.»
(دوم قرنتيان 2 : 14)
خداوند، بزرگترين پيروزيهاي خود را با شکستهاي ظاهري به دست ميآورد. او براي مدتي کوتاه اجازه ميدهد که دشمن تصور کند پيروز شده است. اما درست سر وقت ميآيد و تمام اعمال و پيروزي خيالي او را واژگون ميسازد. و پس از آن است که پيروزيهاي بزرگتری را نصيب ما ميگرداند و کارهاي اعجاب انگيز ميکند.
انداختن سه جوان يهودي در تنور به شدت ملتهب آتش، از طرف دشمن، يک پيروزي به نظر ميرسيد. همه ما هم از چنين وضعيتهايي که تصور کرديم شکست خوردهايم و دشمن پيروز شده است عبور نمودهايم. با انداختن سه جوان در آتش، دشمنان خيال کردند که پيروزي را به دست آوردهاند و شادمان بودند. اما چه قدر حيرت انگيز... چه حماقت، شکست و خجالتي، وقتي که ديدند آن جوانان، آزاد شده از بندها، حتي در آتش هم در لذت آزادي به سر ميبردند. نبوکدنصر مملو از ترس شده، فرمان داد تا از تنور آتش بيرون بيايند و آنها آمدند و مشاهده شد که حتي يک موي سر آنها سوخته نشده بود، زيرا هيچ خداي ديگري نيست که بتواند اين گونه رهايي بخشد. (دانيال 3: 29) شکست خيالي به يک پيروزي اعجاب انگيز و با شکوه تبديل شده بود.
اگر اين جوانان وقتي که به سوي تنور آتش برده ميشدند، با گريهاي حزن انگيز ميگفتند: «چرا خداوند به یک وسيلهاي ، مانع بردن ما به سوي تنور آتش نشده است؟» معلوم است که آنها ميسوختند و خداوند جلال نمييافت.
اگر امروز در زندگيت با تجربهاي تلخ روبرو هستي، آن را به عنوان يک شکست در نظر مگير. بلکه با ايمان، به دعايت ادامه بده تا هنگامي که از آن آتش عبور مينمايي، خداوند ، تو را بيشتر پشتيباني نمايد و مطمئن باش که در آخر، پيروزي با شکوهي به دنبال آن تجربه خواهد آمد. هر زمان که از جاهاي سخت و مشکل عبور مينمائيم، به ياد داشته باشيم که خداوند به وسيله آنها ميخواهد ايمان ما را قوي سازد و اين که او خودش ، با معجزههاي عالي ، به کمک ما خواهد آمد و نام خود را جلال خواهد داد.
Life of praise
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
(دوم قرنتيان 2 : 14)
خداوند، بزرگترين پيروزيهاي خود را با شکستهاي ظاهري به دست ميآورد. او براي مدتي کوتاه اجازه ميدهد که دشمن تصور کند پيروز شده است. اما درست سر وقت ميآيد و تمام اعمال و پيروزي خيالي او را واژگون ميسازد. و پس از آن است که پيروزيهاي بزرگتری را نصيب ما ميگرداند و کارهاي اعجاب انگيز ميکند.
انداختن سه جوان يهودي در تنور به شدت ملتهب آتش، از طرف دشمن، يک پيروزي به نظر ميرسيد. همه ما هم از چنين وضعيتهايي که تصور کرديم شکست خوردهايم و دشمن پيروز شده است عبور نمودهايم. با انداختن سه جوان در آتش، دشمنان خيال کردند که پيروزي را به دست آوردهاند و شادمان بودند. اما چه قدر حيرت انگيز... چه حماقت، شکست و خجالتي، وقتي که ديدند آن جوانان، آزاد شده از بندها، حتي در آتش هم در لذت آزادي به سر ميبردند. نبوکدنصر مملو از ترس شده، فرمان داد تا از تنور آتش بيرون بيايند و آنها آمدند و مشاهده شد که حتي يک موي سر آنها سوخته نشده بود، زيرا هيچ خداي ديگري نيست که بتواند اين گونه رهايي بخشد. (دانيال 3: 29) شکست خيالي به يک پيروزي اعجاب انگيز و با شکوه تبديل شده بود.
اگر اين جوانان وقتي که به سوي تنور آتش برده ميشدند، با گريهاي حزن انگيز ميگفتند: «چرا خداوند به یک وسيلهاي ، مانع بردن ما به سوي تنور آتش نشده است؟» معلوم است که آنها ميسوختند و خداوند جلال نمييافت.
اگر امروز در زندگيت با تجربهاي تلخ روبرو هستي، آن را به عنوان يک شکست در نظر مگير. بلکه با ايمان، به دعايت ادامه بده تا هنگامي که از آن آتش عبور مينمايي، خداوند ، تو را بيشتر پشتيباني نمايد و مطمئن باش که در آخر، پيروزي با شکوهي به دنبال آن تجربه خواهد آمد. هر زمان که از جاهاي سخت و مشکل عبور مينمائيم، به ياد داشته باشيم که خداوند به وسيله آنها ميخواهد ايمان ما را قوي سازد و اين که او خودش ، با معجزههاي عالي ، به کمک ما خواهد آمد و نام خود را جلال خواهد داد.
Life of praise
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
«پيوسته قتل عيسي خداوند را در جسد خود حمل ميکنيم تا حيات عيسي هم در بدن ما ظاهر شود.»
(دوم قرنتيان 4 : 10)
پولس رسول ميگويد «پيوسته قتل عيسي خداوند را در جسد خود حمل ميکنيم». اما هنگامي حيات عيسي در ما آغاز ميشود که عيسي خود ميآيد و در ما ساکن ميگردد. از آن پس شخص، ديگر به خود زيست نميکند بلکه حيات عيسي در او جاري است. پيروزي اين است.
در زندگي روحاني، دليل رنجور و ضعيف ماندن بسياري از افراد از تمايل آنان به زندگي بدون مبارزه سرچشمه ميگيرد، در نتيجه وقتي مبارزه آغاز ميشود نااميد ميشوند و ميافتند.
در آسمان هيچ چيز ارزان قيمتي نيست. نجات ما به اندازه تمام هستي خدا ارزش داشت. مشکلات، مدرسه ايمان و شخصيت ماست.
اگر در مدت زمان حيات ما در اين بدن بايد حيات الهي در ما ظاهر شود، ما در مبارزهاي خونين و با تحمل دردهاي فراوان و شديد است که ميتوانيم آن حيات تازه را داشته باشيم،يعني حيات خداوند عيسي.
مانند بوته مشتعل موسي که خاموش نميشد. وقتي فرشته شرير از يک طرف مدام بر روي آن آب ميريخت، در طرف ديگر فرشتهاي نيکو دائماً روغن به آن اضافه مينمود، و به اين وسيله آتش را روشن نگه ميداشت. اي فرزند زجر کشيده خدا، تو هميشه پيروز خواهي بود، اگر به شرير فرصت ندهي و به مبارزه خود عليه او تداوم ببخشي.
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
(دوم قرنتيان 4 : 10)
پولس رسول ميگويد «پيوسته قتل عيسي خداوند را در جسد خود حمل ميکنيم». اما هنگامي حيات عيسي در ما آغاز ميشود که عيسي خود ميآيد و در ما ساکن ميگردد. از آن پس شخص، ديگر به خود زيست نميکند بلکه حيات عيسي در او جاري است. پيروزي اين است.
در زندگي روحاني، دليل رنجور و ضعيف ماندن بسياري از افراد از تمايل آنان به زندگي بدون مبارزه سرچشمه ميگيرد، در نتيجه وقتي مبارزه آغاز ميشود نااميد ميشوند و ميافتند.
در آسمان هيچ چيز ارزان قيمتي نيست. نجات ما به اندازه تمام هستي خدا ارزش داشت. مشکلات، مدرسه ايمان و شخصيت ماست.
اگر در مدت زمان حيات ما در اين بدن بايد حيات الهي در ما ظاهر شود، ما در مبارزهاي خونين و با تحمل دردهاي فراوان و شديد است که ميتوانيم آن حيات تازه را داشته باشيم،يعني حيات خداوند عيسي.
مانند بوته مشتعل موسي که خاموش نميشد. وقتي فرشته شرير از يک طرف مدام بر روي آن آب ميريخت، در طرف ديگر فرشتهاي نيکو دائماً روغن به آن اضافه مينمود، و به اين وسيله آتش را روشن نگه ميداشت. اي فرزند زجر کشيده خدا، تو هميشه پيروز خواهي بود، اگر به شرير فرصت ندهي و به مبارزه خود عليه او تداوم ببخشي.
کتاب نهرها در صحرا / مولف : C.E.COWMAN / ترجمه : آنوشاوان آوديان
در مسیح خلقت تازه ای است، چیزهای کهنه در گذشته، اینک همه چیز تازه شده است...
این تازگی، این تبدیل، فقط عوض شدن صورت و یا تغییری مشخص نیست؛ بلکه دگرگونی کامل و عوض شدن ماهیت می باشد. همانگونه که کرم به پروانه تبدیل می شود ما مسیحیان نیز در مسیح خلقت تازه می شویم؛ با ماهیتی کاملا تازه
این تازگی، این تبدیل، فقط عوض شدن صورت و یا تغییری مشخص نیست؛ بلکه دگرگونی کامل و عوض شدن ماهیت می باشد. همانگونه که کرم به پروانه تبدیل می شود ما مسیحیان نیز در مسیح خلقت تازه می شویم؛ با ماهیتی کاملا تازه
پنطیکاست ٢٠٠٠ - شورای کلیساهای جماعت ربانی - تهران - ایران