زندگی باید کرد! با کمی حس نسیم با کمی واژهی خوب در هوای خنک استغنا گاه با یک دل تنگ گاه باید رویید در کنار چشمه؟ در شکاف یک سنگ به امید فرداها که پر از حادثه تقدیرند گاه باید خندید، با کمی پنجره و نور و صدا شاد باید بود...
کاش از اون دخترا بودم که معدهم چار قاشق برنج بیشتر توش جا نمیگرفت و دو اسلایس پیتزا میخوردم میگفتم وای چقد خوردم، دلم! ولی متاسفانه تو معدهی من خیلی غذا جا میشه، کارِ من از پرخوری گذشته من رسما دیگه گرگمو و گله میبرم࣫͝