هر کست جدیدی که از X-men تایید میشه، جدی یه جون دوباره میگیرم. مارول داره پخت و پز میکنه🔥
🎄3⚡1🌚1
Forwarded from 𝖶𝖺𝗅𝖽𝖾𝗂𝗇𝗌𝖺𝗆𝗄𝖾𝗂𝗍🍒
Forward this message to your channels, and I’ll randomly give you a song along with the story behind it. 🎧
limit:15
🎃1
Forwarded from 𝑃𝑜𝑖𝑛𝑡𝑒 𝑠𝑎𝑛𝑔𝑙𝑎𝑛𝑡𝑒🦢 (سیبِ نیمه پوسیده🍎)
Forward this message to your public channel
I will design you 3D cloths like these, based on your vibes.
Limit: 25
I will design you 3D cloths like these, based on your vibes.
ترجیحا توی چنلاتون از خودتون عکس داشته باشید و اگر خواستید ضمیرتون هم بگید؛ اسپم هم نباشید لطفا.
و لطفا صبوری به خرج بدید چون کار زمان بری هستش.
Limit: 25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Thanks for finding me in every universe🫂♥
😭3💘2⚡1
Forwarded from 𑣲𝖧𝗎𝗅𝖺 𝖦𝗂𝗋𝗅₊⊹
😭2
Forwarded from 𑣲𝖧𝗎𝗅𝖺 𝖦𝗂𝗋𝗅₊⊹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Same chaos, different universe=)💞
😭4
جالبه که هیچ کدوممون خبر نداشتیم اون یکی قراره توی چنلش چیزی بذاره و دوباره مثل همیشه مغزهامون به هم وصل بود:)
🍓8⚡1🌚1😭1
توی روز جهانی عاشقانِ کتاب، موفق شدم به صورت جدی به جنگ اسلامپ برم و یه کتاب رو کامل بخونم⚔
(و بله، معلومه که از فریدا مکفادن بود)
(و بله، معلومه که از فریدا مکفادن بود)
💘6⚡3
پارسال شهریورماه بود که دو جلد اول این مجموعه رو خوندم و هر جفتش رو خیلی دوست داشتم
مهر ماه جلد سوم که silent waters بود رو شروع کردم، و به زور و بدبختی در طول چندین هفته فقط ۲۰ درصد خوندم و رهاش کردم
دیشب خیلی رندوم صدام زد و دوباره شروع کردم و یه نفس ۱۷ درصد خوندم
دوباره بهم ثابت شد که یه وقتایی وقت مناسب خوندن یه کتاب نیست و باید صبر کنی تا صدات بزنه✨
مهر ماه جلد سوم که silent waters بود رو شروع کردم، و به زور و بدبختی در طول چندین هفته فقط ۲۰ درصد خوندم و رهاش کردم
دیشب خیلی رندوم صدام زد و دوباره شروع کردم و یه نفس ۱۷ درصد خوندم
دوباره بهم ثابت شد که یه وقتایی وقت مناسب خوندن یه کتاب نیست و باید صبر کنی تا صدات بزنه✨
🍓3⚡1🤝1
و اما در مورد این جمله و این موضوعِ "گوش دادن به سکوت"...
این جمله و این موضوع، خیلی خیلی عمیق روی من تاثیر گذاشت و جایی از روحم رو لمس کرد که فکر میکردم فراموشش کردم، فکر میکردم زخمش دیگه درد نمیکنه...
ولی وقتی توی کتاب، بروکس صدای سکوتِ مگی رو شنید، جوری گریه کردم که خودمم باورم نمیشد.
و بعد تازه فهمیدم چرا. یادم افتاد یه روزایی بود که من هم جز سکوت، چیزی برای گفتن نداشتم، و یکی بود که سکوتم رو میشنید و کنارم میموند، حتی با وجود اینکه این کار از پشت صفحهی چت خیلی سخت بود...
و یک دفعه، انگار من مگی ده ساله بودم و اون آدم، بروکسِ من بود. و نمیدونم چطور بگم، ولی پیدا کردنِ دوبارهی عزیزترین آدمی که توی بالا و پایین روزگار گمش کرده بودم، توی صفحههای کتاب، خیلی تلخ و شیرین بود...
راستش به خاطر همین موضوع هم که شده، از الان مطمئنم قراره عاشق این کتاب بشم:)
این جمله و این موضوع، خیلی خیلی عمیق روی من تاثیر گذاشت و جایی از روحم رو لمس کرد که فکر میکردم فراموشش کردم، فکر میکردم زخمش دیگه درد نمیکنه...
ولی وقتی توی کتاب، بروکس صدای سکوتِ مگی رو شنید، جوری گریه کردم که خودمم باورم نمیشد.
و بعد تازه فهمیدم چرا. یادم افتاد یه روزایی بود که من هم جز سکوت، چیزی برای گفتن نداشتم، و یکی بود که سکوتم رو میشنید و کنارم میموند، حتی با وجود اینکه این کار از پشت صفحهی چت خیلی سخت بود...
و یک دفعه، انگار من مگی ده ساله بودم و اون آدم، بروکسِ من بود. و نمیدونم چطور بگم، ولی پیدا کردنِ دوبارهی عزیزترین آدمی که توی بالا و پایین روزگار گمش کرده بودم، توی صفحههای کتاب، خیلی تلخ و شیرین بود...
راستش به خاطر همین موضوع هم که شده، از الان مطمئنم قراره عاشق این کتاب بشم:)
🍓4⚡1🕊1
خیلی رندوم بود، ولی اون آدم به قدری برای من عزیز بود (و حتی الان هم با وجود غیبتش هنوز هم به اون اندازه عزیزه) که دلم خواست در موردش بگم و بنویسم:>
🍓4⚡1🕊1
𝑆𝘰𝘮𝘦𝘸𝘩𝘦𝘳𝘦 𝑖𝘯 𝑅𝘦𝘷𝘦𝘳𝘪𝘦
Photo
داشتم چالشهای قدیمی رو چک میکردم ببینم کدومشون جواب رو گذاشتن که به این چالش رسیدم
💘1