با سپاس از کاربر محترم (اقای سعید)
برای ارسال کلیپهای زیبای بالا👆👆👆🙏
برای ارسال کلیپهای زیبای بالا👆👆👆🙏
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
نظر یکی از کاربران محترم👆
ادامه👇👆
ببخشید دوستان جنبه دیگه اش رو فراموش کردم...
اون هم اینکه اگر پزشک و یا انرژی درمنانگر هم به کارش تسلط کافی و یا حتی ایمان قلبی نداشته باشه و بگذاره مواردی همچون ترس و یا نا امیدی بهش غلبه کنه، قطعا اون هم نمیتونه درمانش رو صحیح و مفید انجام بده.
در این زمینه هم عوامل بسیاری تاثیرگذاره که خیلی خوب میشه اگر استاد و دیگر دوستان لیستی ارایه بدن.
پاینده باشید.
ببخشید دوستان جنبه دیگه اش رو فراموش کردم...
اون هم اینکه اگر پزشک و یا انرژی درمنانگر هم به کارش تسلط کافی و یا حتی ایمان قلبی نداشته باشه و بگذاره مواردی همچون ترس و یا نا امیدی بهش غلبه کنه، قطعا اون هم نمیتونه درمانش رو صحیح و مفید انجام بده.
در این زمینه هم عوامل بسیاری تاثیرگذاره که خیلی خوب میشه اگر استاد و دیگر دوستان لیستی ارایه بدن.
پاینده باشید.
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور www.jyoti-marga.in کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇 https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
با سلام
طبق چیزی که تا به حال چه در مورد درمان شدنم توسط ِ فردی دیگر ، و چه درباره ی نقش ِ درمانگری ِ خودم برای فردی دیگر تجربه کرده ام ، به این دریافتها رسیده ام .
در مورد خودم در ابتدای کار با یک درمانگر که فقط با ریکی اسویی کار میکرد ، وارد یک گفتگوی دوستانه شدیم که به من در قبل نیز پیشنهاد ِ درمان داده بود ، ولی چون من از ریکی و امور ِ معنوی ِ اینچنینی ، اطلاعاتی نداشتم ، جلسه ی اول را با ترس و یا اکراهی ناشناخته آغاز کردم و در حین ِ دریافت ِ نور و بعد پس از اولین جلسه ی دریافت ِ ریکی زندگی ِ من بسیار متحول شد ! زیرا به ادراکات مبهوت کننده ای رسیدم ... و پس از آن ، رشد ِ روحی ام دچار ِ پیشرفتی سریع گشت ، بنابراین گفته ی دوستمان را که در بالا آمده در مورد ِ خود صادق نمیبینم چرا که نه تنها من به ریکی برای درمانِ دردی که پزشکان نتوانسته بودند با داروها رفعش کنند ایمان نداشتم و آن را با دیده ی ترس و شک نگاه میکردم ، بلکه از ریکی انتظار ِ تحول ِ روحی را که اصلا نداشتم ! پس از اولین جلسه که بسیار متحولم کرد ، بیست و هشت جلسه درمان ِ پیاپی از راه نزدیک دریافت کردم که باعث شد من به مسیری برای آشنایی با پدیده های متفاوتی از شفای جسم و روح و ذهن کشیده شوم ، که این شفایی ممتاز را در حق ِ من ایفا کرد یعنی نه تنها شفای جسم را در زمینه های اولیه دریافت کردم که با دیگر پدیده های موثر برای درمان ِ خود و دیگران نیز ادراکاتی جالب حاصل کردم . نتیجه گیری من این بود که درمانگری که با من کار میکرد به قدری به شفادرمانیش و همینطور اعجاز ِ ریکی ، ایمان داشت که بر منفیات و شکیات ِ من توانست غلبه کند . و این را به عنوان مهمترین مسئله در درمان قبول دارم : ایمان ِ فرد ِ درمانگر به اقتدار ِ ریکی و قبول داشتن ِ خود در برقراری این ارتباط با بدن ِ فرد ِ دریافت کننده ی نور اولین حرف را میزند.
بی شک فردی که ریکی را برای درمان از ما میپذیرد ، خود تا حدودی بر روی نور باز است وگرنه قرار نیست اول ، کسی را به درمان با ریکی متقاعد کنیم و سپس شروع به کار با او کنیم . فردی که چیزی را از ریشه و بن قبول ندارد حاضر نیست زیر ِ دست ِ من ِ نوعی بنشیند ؛ پس همان ذره ای از تمایل که او را به سمت ِ درمان با نور میکشاند از نظر ِ من کافیست . فرد ِ درمان شونده با نور ِ ریکی در مرحله ی اول دچار تحول ِ درمان میشود ولی مسئله این است که اگر فردی مثبت نباشد و نداند باید از چه جنبه های ذهنی و روحی یی استفاده ببرد تا دوباره برای ِ خود مشکلاتی جدید با افکاری منفی نسازد ، بدون شک به مریضی های مشابه یا عود کردن ِ همان درد دوباره و دوباره دچار میشود و این مشکل ساز است نه ایمان نداشتن ِ زیاد ِ فرد ِ درمان شونده به ریکی .
مسئله ی دیگر اینکه من بارها در لحظاتی که بیمار کودک بوده یا شخصی در کما رفته ، با اجازه ی خودبرتر فرد ، برایش انرژی فرستاده ام تا در صورتی که خودبرترش دریافت انرژی را به صلاح و خیر میداند ، انرژی در دنیای ِ او فعال شود وگرنه به شفای زمین منتقل شود ، و با اینکه فرد ِ بیمار دارای قدرت ِ تصمیم گیری نبوده و پزشکان تقریبا از او دست شسته بودند و فقط وقوع معجزه را برای زنده ماندنش اقرار میکردند ، باز هم جوابی مثبت از درمان گرفته ام . کودک ِ سرطانی ِ شفا یافته ، و فرد ِ از کما درآمده . البته در مواردی نیز با اینکه فرد در کما بوده و خانواده اش اجازه ی درمان را داده بودند ولی جوابی مبنی بر شفای جسمی عارض نشد که این را متاثر از تشخیص ِ خودبرتر ِ فرد میدانم و مرا با نتیجه ی ظاهری کاری نیست . پس در این مورد هم نقش ِ درمانگر و ایمان داشتن به قدرت ِ اعجاز ِ ریکی را خود تجربه کرده ام .
@lightwork1
با یک جمع بندی میتوانم اقرار کنم که معجزه هایی که از ریکی دریافت کرده ام ، بستگی به بیمار نداشته بلکه بسته به ایمان ِ فرستنده ی انرژی نسبت به اعجاز ریکی بوده . برعکس ادامه ی درمان و رفع ِ عوامل ِ مشکل ساز که دوباره فرد با اندیشه هایی نامطلوب ، برای خود بیماری ِ جدید و مشابه نسازد بستگی به خود ِ بیمار دارد و تضمینی برای عود نکردن و یا برگشت ِ یک بیماری از طرف ِ درمانگر ، مطلقا وجود ندارد .
خیر پیش و در پناه حق
جویا
طبق چیزی که تا به حال چه در مورد درمان شدنم توسط ِ فردی دیگر ، و چه درباره ی نقش ِ درمانگری ِ خودم برای فردی دیگر تجربه کرده ام ، به این دریافتها رسیده ام .
در مورد خودم در ابتدای کار با یک درمانگر که فقط با ریکی اسویی کار میکرد ، وارد یک گفتگوی دوستانه شدیم که به من در قبل نیز پیشنهاد ِ درمان داده بود ، ولی چون من از ریکی و امور ِ معنوی ِ اینچنینی ، اطلاعاتی نداشتم ، جلسه ی اول را با ترس و یا اکراهی ناشناخته آغاز کردم و در حین ِ دریافت ِ نور و بعد پس از اولین جلسه ی دریافت ِ ریکی زندگی ِ من بسیار متحول شد ! زیرا به ادراکات مبهوت کننده ای رسیدم ... و پس از آن ، رشد ِ روحی ام دچار ِ پیشرفتی سریع گشت ، بنابراین گفته ی دوستمان را که در بالا آمده در مورد ِ خود صادق نمیبینم چرا که نه تنها من به ریکی برای درمانِ دردی که پزشکان نتوانسته بودند با داروها رفعش کنند ایمان نداشتم و آن را با دیده ی ترس و شک نگاه میکردم ، بلکه از ریکی انتظار ِ تحول ِ روحی را که اصلا نداشتم ! پس از اولین جلسه که بسیار متحولم کرد ، بیست و هشت جلسه درمان ِ پیاپی از راه نزدیک دریافت کردم که باعث شد من به مسیری برای آشنایی با پدیده های متفاوتی از شفای جسم و روح و ذهن کشیده شوم ، که این شفایی ممتاز را در حق ِ من ایفا کرد یعنی نه تنها شفای جسم را در زمینه های اولیه دریافت کردم که با دیگر پدیده های موثر برای درمان ِ خود و دیگران نیز ادراکاتی جالب حاصل کردم . نتیجه گیری من این بود که درمانگری که با من کار میکرد به قدری به شفادرمانیش و همینطور اعجاز ِ ریکی ، ایمان داشت که بر منفیات و شکیات ِ من توانست غلبه کند . و این را به عنوان مهمترین مسئله در درمان قبول دارم : ایمان ِ فرد ِ درمانگر به اقتدار ِ ریکی و قبول داشتن ِ خود در برقراری این ارتباط با بدن ِ فرد ِ دریافت کننده ی نور اولین حرف را میزند.
بی شک فردی که ریکی را برای درمان از ما میپذیرد ، خود تا حدودی بر روی نور باز است وگرنه قرار نیست اول ، کسی را به درمان با ریکی متقاعد کنیم و سپس شروع به کار با او کنیم . فردی که چیزی را از ریشه و بن قبول ندارد حاضر نیست زیر ِ دست ِ من ِ نوعی بنشیند ؛ پس همان ذره ای از تمایل که او را به سمت ِ درمان با نور میکشاند از نظر ِ من کافیست . فرد ِ درمان شونده با نور ِ ریکی در مرحله ی اول دچار تحول ِ درمان میشود ولی مسئله این است که اگر فردی مثبت نباشد و نداند باید از چه جنبه های ذهنی و روحی یی استفاده ببرد تا دوباره برای ِ خود مشکلاتی جدید با افکاری منفی نسازد ، بدون شک به مریضی های مشابه یا عود کردن ِ همان درد دوباره و دوباره دچار میشود و این مشکل ساز است نه ایمان نداشتن ِ زیاد ِ فرد ِ درمان شونده به ریکی .
مسئله ی دیگر اینکه من بارها در لحظاتی که بیمار کودک بوده یا شخصی در کما رفته ، با اجازه ی خودبرتر فرد ، برایش انرژی فرستاده ام تا در صورتی که خودبرترش دریافت انرژی را به صلاح و خیر میداند ، انرژی در دنیای ِ او فعال شود وگرنه به شفای زمین منتقل شود ، و با اینکه فرد ِ بیمار دارای قدرت ِ تصمیم گیری نبوده و پزشکان تقریبا از او دست شسته بودند و فقط وقوع معجزه را برای زنده ماندنش اقرار میکردند ، باز هم جوابی مثبت از درمان گرفته ام . کودک ِ سرطانی ِ شفا یافته ، و فرد ِ از کما درآمده . البته در مواردی نیز با اینکه فرد در کما بوده و خانواده اش اجازه ی درمان را داده بودند ولی جوابی مبنی بر شفای جسمی عارض نشد که این را متاثر از تشخیص ِ خودبرتر ِ فرد میدانم و مرا با نتیجه ی ظاهری کاری نیست . پس در این مورد هم نقش ِ درمانگر و ایمان داشتن به قدرت ِ اعجاز ِ ریکی را خود تجربه کرده ام .
@lightwork1
با یک جمع بندی میتوانم اقرار کنم که معجزه هایی که از ریکی دریافت کرده ام ، بستگی به بیمار نداشته بلکه بسته به ایمان ِ فرستنده ی انرژی نسبت به اعجاز ریکی بوده . برعکس ادامه ی درمان و رفع ِ عوامل ِ مشکل ساز که دوباره فرد با اندیشه هایی نامطلوب ، برای خود بیماری ِ جدید و مشابه نسازد بستگی به خود ِ بیمار دارد و تضمینی برای عود نکردن و یا برگشت ِ یک بیماری از طرف ِ درمانگر ، مطلقا وجود ندارد .
خیر پیش و در پناه حق
جویا
سلام
درمانگر در این بین نقش مهم تری داره چرا که کسی که به سمت دریافت شفا هدایت میشه نا خودآگاه یا از طریق خود برترش تا حدی گشایش داره.
در این بین درمانگر هر چقدر از قدرت شهود...ایمان...استعداد ذاتی شفابخشی و قدرت بیشتری برخوردار باشه شفای سریع تر و کامل تری صورت میگره...گاهی بیمار گشایش کافی برا ی شفا نداره و شفا گر باید دستورات خاصی برای تغییر در رفتار ها و افکار و طرز زندگی به بیمار بده تا این انوار بتونن کارشون رو انجام بدن و همچنین اگر بیمار هنوز به شفا اعتقاد کاملی نداره و یا ترس و شک هر چیز دیگه ایی داره این وظیفه ی درمانگره که در رفع این موانع درونی در بیمار تلاش کنه.
شفا همیشه کار راحتی نیست و گاهی بیماری چنان ریشه های عمیقی داره که درمانگر باید بیمار رو وارد نوع سلوک شخصی کنه و بتونه در این راه از شخص پشتیبانی کنه و هدایت اون رو به عهده بگیره.
@lightwork1
وظیفه ی بیمار اما میشه،گفت تبعیت از توصیه ها و دستورات درمانگره همون طور که قبلا از.دستورات پزشک خودش پیروی میکرده.
شاد و پیروز باشید.
Saeed141
درمانگر در این بین نقش مهم تری داره چرا که کسی که به سمت دریافت شفا هدایت میشه نا خودآگاه یا از طریق خود برترش تا حدی گشایش داره.
در این بین درمانگر هر چقدر از قدرت شهود...ایمان...استعداد ذاتی شفابخشی و قدرت بیشتری برخوردار باشه شفای سریع تر و کامل تری صورت میگره...گاهی بیمار گشایش کافی برا ی شفا نداره و شفا گر باید دستورات خاصی برای تغییر در رفتار ها و افکار و طرز زندگی به بیمار بده تا این انوار بتونن کارشون رو انجام بدن و همچنین اگر بیمار هنوز به شفا اعتقاد کاملی نداره و یا ترس و شک هر چیز دیگه ایی داره این وظیفه ی درمانگره که در رفع این موانع درونی در بیمار تلاش کنه.
شفا همیشه کار راحتی نیست و گاهی بیماری چنان ریشه های عمیقی داره که درمانگر باید بیمار رو وارد نوع سلوک شخصی کنه و بتونه در این راه از شخص پشتیبانی کنه و هدایت اون رو به عهده بگیره.
@lightwork1
وظیفه ی بیمار اما میشه،گفت تبعیت از توصیه ها و دستورات درمانگره همون طور که قبلا از.دستورات پزشک خودش پیروی میکرده.
شاد و پیروز باشید.
Saeed141
سلام به همه ی دوستان و اساتید گلم.
نظر شخصی من اینه که درسته که درمانگر مهمه ولی من بیشتر اعتقاد به عامل زمان دارم.اصل کارما برای این به وجود میاد که چیزی رو به تو یاد بده.کارما تنبیه نیست استادی هست برای یادگیری پس وقتی بیمار آماده باشه درسشو از کارما بگیره بیماری به سادگی رفع میشه.از نظر من اصل زمان یعنی اینکه درمانگر مناسب و درمان گیرنده همدیگر رو در زمان مناسب و زمانی که پذیرش بیمار مناسبه ملاقات کنن البته این درسته که همیشه اگه اتفاقی میفته باید بیفته و در زمان خودش مناسبترینه.گاهی قدرت درمانگر در شفا مطرح نیست بلکه پذیرش بیمار باعث میشه یه انرژی کم تغییر بزرگی ایجاد کنه ولی همینطور که که میدونین تفاوت درمانگر هم بسیار مطرحه.هر چه کانال بهتری باشیم درمان های بهتری انجام میدیم.این غیرقابل انکاره.
@lightwork1
Arman23
نظر شخصی من اینه که درسته که درمانگر مهمه ولی من بیشتر اعتقاد به عامل زمان دارم.اصل کارما برای این به وجود میاد که چیزی رو به تو یاد بده.کارما تنبیه نیست استادی هست برای یادگیری پس وقتی بیمار آماده باشه درسشو از کارما بگیره بیماری به سادگی رفع میشه.از نظر من اصل زمان یعنی اینکه درمانگر مناسب و درمان گیرنده همدیگر رو در زمان مناسب و زمانی که پذیرش بیمار مناسبه ملاقات کنن البته این درسته که همیشه اگه اتفاقی میفته باید بیفته و در زمان خودش مناسبترینه.گاهی قدرت درمانگر در شفا مطرح نیست بلکه پذیرش بیمار باعث میشه یه انرژی کم تغییر بزرگی ایجاد کنه ولی همینطور که که میدونین تفاوت درمانگر هم بسیار مطرحه.هر چه کانال بهتری باشیم درمان های بهتری انجام میدیم.این غیرقابل انکاره.
@lightwork1
Arman23
سلام دوستان
فکر میکنم بهتره یکی از پست هایی رو که قبلا نوشته بودم اینجا کپی کنم ، البته میتونید در این لینک کاملش رو مطالعه اش کنید:
از کتاب انرژی درمانی نوشته آقای چوآ کوک سوی بدون تغییر:
اگر بیمار پذیرنده و ارام باشد ، یا مقاومت شدیدی نشان ندهد ، شفا دادن با سهولت بسیار زیادی انجام میشود. وقتی بیمار آرام است ، بدن او میتواند انرژی پرانیک بیشتری جذب کن. به دلایل زیر ممکن است پرانای انتقال یافته از طرف بیمار پذیرفته نشود :
1.اگر بیمار به شدت از این روش درمانی بیزار باشد
2.اگر از شفا دهنده بیزار باشد
3. اگر نخواهد شفا یابد! [ البته این مورد به صورت ناخود آگاه است]
@lightwork1
بنابر این عاقلانه خواهد بود که برای آماده کردن بیمار ، رابطه خوبی با او برقرار کنیم. این آمادگی با لبخند زدن ، احترام گذاشتن به بیمار و درمان کردن او به شیوه ای مهر آمیز و مودبانه ایجاد میشود. چنانچه بیمار کوچک ترین اطلاعی از شفای پرانیک نداشته باشد، شفاگر باید مختصرا و به وضوح درباره ماهیت شفای پرانیک توضیح دهد.اگر مقاومت شدیدی در بیمار وجود دارد از او بخواهید در طی درمان ، در وضعیت پذیرندگی قرار گیرد. از او بخواهید دست ها را به سمت بالا و سر را کمی به طرف پایین خم کرده و چشم ها را ببندد. برای بالا بردن قابلیت پذیرش بیمار (یک بیمار بدبین) به او آموزش دهید که در طی معالجه این عبارت تاکیدی را چندین بار در ذهن خود تکرار کند. « من تمام انرژی داده شده را با اشتیاف ، به طور کامل و با سپاس در حالی که از ایمان لبریزم می پذیزم » یا از بیمار بخواهید هنگامی که به او انرژی میدهید تجسم کند که بدنش یا بخش آزرده از نور یا انرژی پرانا لبریز میشود > به این ترتیب سرعت همگون سازی انرژی پرانا افزایش چشمگیری پیدا میکند.
mehrdads
فکر میکنم بهتره یکی از پست هایی رو که قبلا نوشته بودم اینجا کپی کنم ، البته میتونید در این لینک کاملش رو مطالعه اش کنید:
از کتاب انرژی درمانی نوشته آقای چوآ کوک سوی بدون تغییر:
اگر بیمار پذیرنده و ارام باشد ، یا مقاومت شدیدی نشان ندهد ، شفا دادن با سهولت بسیار زیادی انجام میشود. وقتی بیمار آرام است ، بدن او میتواند انرژی پرانیک بیشتری جذب کن. به دلایل زیر ممکن است پرانای انتقال یافته از طرف بیمار پذیرفته نشود :
1.اگر بیمار به شدت از این روش درمانی بیزار باشد
2.اگر از شفا دهنده بیزار باشد
3. اگر نخواهد شفا یابد! [ البته این مورد به صورت ناخود آگاه است]
@lightwork1
بنابر این عاقلانه خواهد بود که برای آماده کردن بیمار ، رابطه خوبی با او برقرار کنیم. این آمادگی با لبخند زدن ، احترام گذاشتن به بیمار و درمان کردن او به شیوه ای مهر آمیز و مودبانه ایجاد میشود. چنانچه بیمار کوچک ترین اطلاعی از شفای پرانیک نداشته باشد، شفاگر باید مختصرا و به وضوح درباره ماهیت شفای پرانیک توضیح دهد.اگر مقاومت شدیدی در بیمار وجود دارد از او بخواهید در طی درمان ، در وضعیت پذیرندگی قرار گیرد. از او بخواهید دست ها را به سمت بالا و سر را کمی به طرف پایین خم کرده و چشم ها را ببندد. برای بالا بردن قابلیت پذیرش بیمار (یک بیمار بدبین) به او آموزش دهید که در طی معالجه این عبارت تاکیدی را چندین بار در ذهن خود تکرار کند. « من تمام انرژی داده شده را با اشتیاف ، به طور کامل و با سپاس در حالی که از ایمان لبریزم می پذیزم » یا از بیمار بخواهید هنگامی که به او انرژی میدهید تجسم کند که بدنش یا بخش آزرده از نور یا انرژی پرانا لبریز میشود > به این ترتیب سرعت همگون سازی انرژی پرانا افزایش چشمگیری پیدا میکند.
mehrdads
باسلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان محترم،چندي پيش لطف و بزرگواري يكي از دوستان شامل حال من شد و براي يكي از دوستانم كه با بيماري سرطان بدخيم درگيربودندبصورت مداوم انرژي شفابخشي ريكي ارسال شد ،بيمار تا آن زمان اعتقاد خاصي به انرژيها ومسايل مربوطه نداشت،اما بدليل ترس از بيماري آماده پذيرش هر درماني بود.زمانيكه شروع به تجسم حفاظت با امواج الهي و دريافت انرژي و تكرار جملات مثبت بر طبق برنامه درمانگر بزرگوار كرد روز بروز تغييرات روحي رابيشتر از قبل حس ميكرد،بطوريكه ترس ايشان از بيماري واقعا كاهش داشت ،همزمان درمانگر نيز براي ايشان انرژي ارسال ميكرد.بعد از عمل جراحي پزشكان اعلام كردند بدليل گسترش رشد سلولها دراندامهاي ديگر ،تا زمان عمل دوم كاملا ايشان ميبايست تحت اسكن قرار گرفته و ميزان رشد بررسي شود،همراهي بيمار و درمانگر و دوسويه بودن ادامه كار باعث شد كه در طي مدتي رشد سلولها متوقف شود و پزشك آنرا يك معجزه خوانده و عمل دوم را به راحتي انجام دهد.درحال حاضر بيمار با پذيرش بهتري درحال شروع دوره كوتاهي از شيمي درمانيست .اين همكاري دوطرفه باعث شد دوره درمان سبكتر و ازشدت وخامت بيماري كاسته شود.خداوند براي آن بزرگوار نور و عشق خود را عطا نمايد.با سپاس از استاد عزيز و دوستان .شاد و سلامت باشيد.
@lightwork1
پاییز
@lightwork1
پاییز
با سلام.به نظرمن هم اعتقاد و ایمان شخصی بیمار خیلی مهم نیست . بیشتر پذیرش و گشودگی اون مهمه چون ایمان و اعتقادی که معمولا افراد می گن ریشه در خوداگاه و تجربیات سابق فرد داره . من معمولا به اشخاص میگم که تجربیات فردی اونها دلیل بر وجود یا عدم وجود مسایل غیر مادی یا انرژی یا هر چیز دیگه ای نیست . تجربه فردی بسیار محدود هستش و خیلی وقتها مبنای درستی نمیتونه باشه. بارها شنیدم افراد می گن من اعتقادی به این چیزها ندارم متافیزیک و عوالم غیر مادی و ... و من در جواب می گم که این خیلی ساده است انرژی ها و ریکی خیلی ساده تر از این حرفها هستن و کافیه شما این چیزهای ساده رو تجربه کنید و سعی می کنم نوعی پذیرش در فرد ایجاد کنم همین که این حالت درست شد دریافت انرژی و شفا و تجربیات هم آسونتر انجام میشه.باقی مسایل مثل شفا گرفتن دیگه در حیطه قدرت من ریکی دهنده نیست ریکی خودش می دونه چیکار کنه.
در پناه حق
@lightwork1
رزم آور نور
در پناه حق
@lightwork1
رزم آور نور
طبق تجربه درمانی خودم درمانگر حدودا 70 درصد و بیمار 30 درصد نقش داره.بیمار باید روی پذیرشش کار کنه که اون هم به وسیله درمانگر باید کمک بشه بهش.به قول یکی از بزرگان که میگفت این قدرت روحی درمانگره که در درمان تاصیر میزاره نه متد درمانی.
البته موارد بالا زمانی درسته که شخص گیر کارمایی نداشته باشه!چون اگه داشته باشه ری کی اصلا جاری نمیشه.در حالت خوبش اون گیر با مقدار مشخصی هزینه که میشه یا به درمانگر داد یا به خیریه برطرفش کرد اما طبق تجربم بعضی گیر ها با پول هم برطرف نمیشه و یجور امتحان برای شخصه.
البته طبق صحبت دوستان گفتن که وقتی شخصی در مسیر ما قرار میگیره یعنی خودبرترش اونو قرار داده.باقیش وظیفه ما هست که بتونیم وظیفه روحی-درمانیمون رو در قبالش انجام بدیم.میشه از سمبل سی هی کی برای پذیرش شخص و از سمبل چوکوری برای از بین بردن سد های ذهنی استفاده کرد.من خودم تاثیرش رو دیدم خیلی خیلی قوی بوده.و نکته مهم اینه که خوده درمانگر به درمانش شک نکنه که خیلی از تازه کارها(من جمله خودم!) گاها دچار این وسواس و مشکل میشیم.اما باید بدونیم که به ما مربوط نیست نتیجه درمان چیه!ما فقط باید طبق رسالت روحیمون درمان رو انجام بدیم!
به تو سر بسته و در پرده بگویــم***تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی***خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی***تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی***تو خود اسرار نهانی
@lightwork1
Saeed871
البته موارد بالا زمانی درسته که شخص گیر کارمایی نداشته باشه!چون اگه داشته باشه ری کی اصلا جاری نمیشه.در حالت خوبش اون گیر با مقدار مشخصی هزینه که میشه یا به درمانگر داد یا به خیریه برطرفش کرد اما طبق تجربم بعضی گیر ها با پول هم برطرف نمیشه و یجور امتحان برای شخصه.
البته طبق صحبت دوستان گفتن که وقتی شخصی در مسیر ما قرار میگیره یعنی خودبرترش اونو قرار داده.باقیش وظیفه ما هست که بتونیم وظیفه روحی-درمانیمون رو در قبالش انجام بدیم.میشه از سمبل سی هی کی برای پذیرش شخص و از سمبل چوکوری برای از بین بردن سد های ذهنی استفاده کرد.من خودم تاثیرش رو دیدم خیلی خیلی قوی بوده.و نکته مهم اینه که خوده درمانگر به درمانش شک نکنه که خیلی از تازه کارها(من جمله خودم!) گاها دچار این وسواس و مشکل میشیم.اما باید بدونیم که به ما مربوط نیست نتیجه درمان چیه!ما فقط باید طبق رسالت روحیمون درمان رو انجام بدیم!
به تو سر بسته و در پرده بگویــم***تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی***خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی***تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی***تو خود اسرار نهانی
@lightwork1
Saeed871
باسلام طبق تجربه ای که من داشتم که باعث تعجب خودمم
شدمدتی قبل یکی ازدوستانم که هیچ باوری به انرژی درمانی نداشت ,
و حتی من رو مسخره میکرد به من زنگ زدو باکنایه به من گفت که
فلان درد من رو خوب کن منم گفتم امشب برات انرژی ارسال میکنم
ولی یادم رفت ساعتش رو ذکرکنم بالاخره شب براش انرژی فرستادم
فردای اونروز بهم زنگ زد و درحالیکه حیرت زده شده بود گفت دیشب
ساعت۱۱ احساس خواب آلودگی شدیدی بهم دست داد انگار داروی
خواب آور خورده باشم چیزی منو مجبوربه خوابیدن کرد و دیشب
بسیار راحت خوابیدم و حالا هم هیچ مشکلی ندارم .......
من متوجه شدم که دوستم درهمون ساعتی که من شروع به ارسال انرژی کردم
دچار خواب آلودگی شده و هر دوی ما از نتیجه کار خرسندشدیم.
و در یک مورد دیگر هم یکی از اقوامم که اعتقادی به این مسایل نداشت
با اصرار خودم مورد درمان قرارگرفت و درحین درمان به خواب عمیقی
فرو رفت و وقتی بیدارشد به گفته خودش دردی نداشت و این خیلی براش
جالب بود .....
به نظر من اگر باور درمانگر قویتر از بیمار باشه نیازی به ایمان داشتن بیمار
به دریافت انرژی نیست در این دو مورد که توضیح دادم هر دو بیمار من
هیچ ایمانی به دریافت انرژی نداشتند و من احساس میکنم در اون موقع
ایمان و باور قلبی من بود که امر درمان رو ممکن ساخت البته شرایط
و روحیه فعلی درمانگر در امر درمان بسیارتاثیر داره چون من در شرایط دیگه ای
هم اینکار رو انجام دادم و نتیجه قابل ملاحظه ای نداشت...
@lightwork1
خدا را سپاس
Maryam
شدمدتی قبل یکی ازدوستانم که هیچ باوری به انرژی درمانی نداشت ,
و حتی من رو مسخره میکرد به من زنگ زدو باکنایه به من گفت که
فلان درد من رو خوب کن منم گفتم امشب برات انرژی ارسال میکنم
ولی یادم رفت ساعتش رو ذکرکنم بالاخره شب براش انرژی فرستادم
فردای اونروز بهم زنگ زد و درحالیکه حیرت زده شده بود گفت دیشب
ساعت۱۱ احساس خواب آلودگی شدیدی بهم دست داد انگار داروی
خواب آور خورده باشم چیزی منو مجبوربه خوابیدن کرد و دیشب
بسیار راحت خوابیدم و حالا هم هیچ مشکلی ندارم .......
من متوجه شدم که دوستم درهمون ساعتی که من شروع به ارسال انرژی کردم
دچار خواب آلودگی شده و هر دوی ما از نتیجه کار خرسندشدیم.
و در یک مورد دیگر هم یکی از اقوامم که اعتقادی به این مسایل نداشت
با اصرار خودم مورد درمان قرارگرفت و درحین درمان به خواب عمیقی
فرو رفت و وقتی بیدارشد به گفته خودش دردی نداشت و این خیلی براش
جالب بود .....
به نظر من اگر باور درمانگر قویتر از بیمار باشه نیازی به ایمان داشتن بیمار
به دریافت انرژی نیست در این دو مورد که توضیح دادم هر دو بیمار من
هیچ ایمانی به دریافت انرژی نداشتند و من احساس میکنم در اون موقع
ایمان و باور قلبی من بود که امر درمان رو ممکن ساخت البته شرایط
و روحیه فعلی درمانگر در امر درمان بسیارتاثیر داره چون من در شرایط دیگه ای
هم اینکار رو انجام دادم و نتیجه قابل ملاحظه ای نداشت...
@lightwork1
خدا را سپاس
Maryam
با سلام خدمت همه دوستان نورانی
بدنبال موضوعی در انجمن میگشتم که اتفاقی به این تاپیک برخوردم و با تجربیات زیبای دوستان روبرو شدم.
به نظر بنده هم یک درمان عالی و مطلوب با همکاری ۲ نفر انجام میگیره ، هم درمانگر و کیفیت کانالش و هم درمان شونده و همکاری او
ما در استفاده از انوار ریکی در لایتورک به این باور داریم که ریکی دارای هوشمندی کیهانیست و خود کنترل انوار را بدست گرفته و به بهترین شکل عمل مینماید، اما در این بین به نظر بنده در پاره ای از مواقع قدرت و اهمیت کارمای احتمالی حاضر در بیماری و از طرفی تواناییهای سایکیک هر دو شخص در امر درمان دخیله.
در صورتی که کارمای سنگین در بیماری حاصله برای درمان شونده دخیل باشه ، این احتمال وجود داره که بیمار تا سخترین مراحل بیماری پیش بره ، اما کاری که انوار ریکی برای درمان شونده میکنه اینکه آگاهی و شهود لازم برای درک و فهم این اتفاق رو به اون تزریق میکنه، در خیلی از مواقع شخص بیمار لحظه لحظه زندگی خود را در ترس و بدبختی سپری میکنه چه بسا در این بین به خودش و اطرافیانش فشارهای زیاد روحی ... وارد میکنه، اما کسانی که تحت درمان با انرژی بودن و حتما دوستان هم شاهد این اتفاقت مثبت بودن این بوده که هرچقدر که بیماری حاد بوده اما بیمار پذیرش لازم رو تونسته بهش دست پیدا کنه و در شرایطی که حتی بیماری در مراحل شدید خودش بوده بیمار از آرامش خاصی برخوردار بوده و حتی این پذیرش و صبر باعث شده که کارما پرسه خود را گذرانده و بعد سلامتی و شفا حاصل شده و در بعضی مواقع بیمار مرگ همراه با آگاهی رو تجربه کرده.
یاد ۲ درمان که برای بنده تجربه خاصی داشت افتادم
چند سال پیش در کنار کسی مشغول بکار بودم که خواهر ایشان در همدان دچار بیماری سرطان سینه شده بود و بیماری و سلولهای سرطانی تمام وجود بیمار رو درگیر کرده بشکلی که هم بیمار و هم اطرافیان شاهد صحنه های بدی بودن که اصلا قابل توصیف نیست، بنده پیشنهاد دادم در صورت امکان برای ایشون انرژی درماتی انجام بدیم که مورد موافقت قرار گرفت و بنده از راه دور و یکی اژ دوستان(که خانم بودن و بنده در ابتدا ریکی را از ایشان همسویی دریافت کرده و استاد بنده بودن ) هم به همدان مراجعه و به مدت یک هفته از راه نزدیک به ایشان انرژی ارسال میشد، بعد از برگشت استاد چند روز بعد اون خانم فوت شدن و این برای بنده باعث شد که قضاوت اشتباهی کنم تا این حد که اصلا روم نمیشد برم تصلیت بگم و میترسیدم اطرافیان بیمار که در جریان این امور بودن با بنده برخورد خوبی نشه، اما اتفاقی که افتاد کاملا برعکس بود ، عین جمله ای که به بنده گفتن این بود که شما باعث شفای اون شدید و رها شد از درد و بدبختی، ظاهرا بیمار مدت ۴ سال بود که در بدترین شرایط قرار داشت و بیماری خیلی شدت گرفته بود به جایی رسیده بود که خود بیمار و اطرافیان هم راضی به مرگ بودن، بنده در حدی نیستم که بگم این کارما بوده یا غیره اما هرچی بود بیمار رها شد و در کنارش همسر ، فرزندان، پدر و مادر ، خواهر و برادر هم تونستن از این مرحله بگذرند و به زندگی خودشون ادامه بدن.
مورد بعدی
یکی از دوستانی که با هم در دوره های مدیتیشن شرکت میکردیم، یک شب تماس گرفت و گفت که پسرش بعد از مدتها دوباره تشنج کرده و حال مساعدی نداره و از بنده درخواست کرد که براش انرژی ارسال کنم که بنده هم انجام دادم، بعد از یک ساعت وقتی جویای حالش شدم متوجه شدم که بعد از ارسال انرژی بیمار دچار خونریزی از بینی شده و در حال انتقال به بیمارستان بود، که دوباره احساس بدی بهم دست داد که چطور من که به نیت درمان اقدام کردم بیمار بدتر شده و حالا در جلسه بعدی اگه مادرش من رو بیینه چه رفتاری با من میکنه، که فردای اون روز مادر بیمار دوباره تماس گرفت و کلی تشکر و غیره که شما به داد ما رسیدید، ظاهرا دکترها گفتن بودن شانس آوردید پسرتون خون دماغ شده وگرنه دچار پاره گی مویرگهای مغزی و سکته مغزی میشده.
در پایان این رو عرض کنم که ما باز به خیلی از امور آگاه نیستیم
@lightwork1
۱۰۰ البته همکاری درمان شونده و تجربه درمانگر برای آماده کردن اون خیلی مهمه اما کلید درمان به همون موضوعی مربوطه که استاد عزیز چندی پیش برای درک بهتر اون برای ما مسابقه ای ترتیب دادن و اون سکوت ذهن و کانالی بهتر بدون هیچ دخالتی برای جاری شدن انوار ریکی بود.
شاد باشید
@Reza809
بدنبال موضوعی در انجمن میگشتم که اتفاقی به این تاپیک برخوردم و با تجربیات زیبای دوستان روبرو شدم.
به نظر بنده هم یک درمان عالی و مطلوب با همکاری ۲ نفر انجام میگیره ، هم درمانگر و کیفیت کانالش و هم درمان شونده و همکاری او
ما در استفاده از انوار ریکی در لایتورک به این باور داریم که ریکی دارای هوشمندی کیهانیست و خود کنترل انوار را بدست گرفته و به بهترین شکل عمل مینماید، اما در این بین به نظر بنده در پاره ای از مواقع قدرت و اهمیت کارمای احتمالی حاضر در بیماری و از طرفی تواناییهای سایکیک هر دو شخص در امر درمان دخیله.
در صورتی که کارمای سنگین در بیماری حاصله برای درمان شونده دخیل باشه ، این احتمال وجود داره که بیمار تا سخترین مراحل بیماری پیش بره ، اما کاری که انوار ریکی برای درمان شونده میکنه اینکه آگاهی و شهود لازم برای درک و فهم این اتفاق رو به اون تزریق میکنه، در خیلی از مواقع شخص بیمار لحظه لحظه زندگی خود را در ترس و بدبختی سپری میکنه چه بسا در این بین به خودش و اطرافیانش فشارهای زیاد روحی ... وارد میکنه، اما کسانی که تحت درمان با انرژی بودن و حتما دوستان هم شاهد این اتفاقت مثبت بودن این بوده که هرچقدر که بیماری حاد بوده اما بیمار پذیرش لازم رو تونسته بهش دست پیدا کنه و در شرایطی که حتی بیماری در مراحل شدید خودش بوده بیمار از آرامش خاصی برخوردار بوده و حتی این پذیرش و صبر باعث شده که کارما پرسه خود را گذرانده و بعد سلامتی و شفا حاصل شده و در بعضی مواقع بیمار مرگ همراه با آگاهی رو تجربه کرده.
یاد ۲ درمان که برای بنده تجربه خاصی داشت افتادم
چند سال پیش در کنار کسی مشغول بکار بودم که خواهر ایشان در همدان دچار بیماری سرطان سینه شده بود و بیماری و سلولهای سرطانی تمام وجود بیمار رو درگیر کرده بشکلی که هم بیمار و هم اطرافیان شاهد صحنه های بدی بودن که اصلا قابل توصیف نیست، بنده پیشنهاد دادم در صورت امکان برای ایشون انرژی درماتی انجام بدیم که مورد موافقت قرار گرفت و بنده از راه دور و یکی اژ دوستان(که خانم بودن و بنده در ابتدا ریکی را از ایشان همسویی دریافت کرده و استاد بنده بودن ) هم به همدان مراجعه و به مدت یک هفته از راه نزدیک به ایشان انرژی ارسال میشد، بعد از برگشت استاد چند روز بعد اون خانم فوت شدن و این برای بنده باعث شد که قضاوت اشتباهی کنم تا این حد که اصلا روم نمیشد برم تصلیت بگم و میترسیدم اطرافیان بیمار که در جریان این امور بودن با بنده برخورد خوبی نشه، اما اتفاقی که افتاد کاملا برعکس بود ، عین جمله ای که به بنده گفتن این بود که شما باعث شفای اون شدید و رها شد از درد و بدبختی، ظاهرا بیمار مدت ۴ سال بود که در بدترین شرایط قرار داشت و بیماری خیلی شدت گرفته بود به جایی رسیده بود که خود بیمار و اطرافیان هم راضی به مرگ بودن، بنده در حدی نیستم که بگم این کارما بوده یا غیره اما هرچی بود بیمار رها شد و در کنارش همسر ، فرزندان، پدر و مادر ، خواهر و برادر هم تونستن از این مرحله بگذرند و به زندگی خودشون ادامه بدن.
مورد بعدی
یکی از دوستانی که با هم در دوره های مدیتیشن شرکت میکردیم، یک شب تماس گرفت و گفت که پسرش بعد از مدتها دوباره تشنج کرده و حال مساعدی نداره و از بنده درخواست کرد که براش انرژی ارسال کنم که بنده هم انجام دادم، بعد از یک ساعت وقتی جویای حالش شدم متوجه شدم که بعد از ارسال انرژی بیمار دچار خونریزی از بینی شده و در حال انتقال به بیمارستان بود، که دوباره احساس بدی بهم دست داد که چطور من که به نیت درمان اقدام کردم بیمار بدتر شده و حالا در جلسه بعدی اگه مادرش من رو بیینه چه رفتاری با من میکنه، که فردای اون روز مادر بیمار دوباره تماس گرفت و کلی تشکر و غیره که شما به داد ما رسیدید، ظاهرا دکترها گفتن بودن شانس آوردید پسرتون خون دماغ شده وگرنه دچار پاره گی مویرگهای مغزی و سکته مغزی میشده.
در پایان این رو عرض کنم که ما باز به خیلی از امور آگاه نیستیم
@lightwork1
۱۰۰ البته همکاری درمان شونده و تجربه درمانگر برای آماده کردن اون خیلی مهمه اما کلید درمان به همون موضوعی مربوطه که استاد عزیز چندی پیش برای درک بهتر اون برای ما مسابقه ای ترتیب دادن و اون سکوت ذهن و کانالی بهتر بدون هیچ دخالتی برای جاری شدن انوار ریکی بود.
شاد باشید
@Reza809
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
نکته 215: مردم، ايگوهاي حيواني خود را دوست دارند
وقتي با دقت به آنچه در زندگي روزمره و به آنچه در كل جهان اتفاق مي افتد، دقيق مي شويم، مي بينيم كه نفسانيات و ايگوهاي زيادي بر مردم اين سياره حاكمند. جنگ، جنايت، تجاوز، استعمار و استثمار، فقر، قحطي، ظلم و ستم، خشونت، بيماري و ... در همه جا ديده مي شود.
اگر دقيق تر نگاه مي كنيم، مي بينيم كه ما در هيچ لحظه اي از 24 ساعت شبانه روز بر خود مسلط نيستيم، ما در واقع به عكس العمل هاي ديگران واكنش نشان مي دهيم، به كسي كه به ما توهين مي كند توهين مي كنيم، كسي كه به ما فحش مي دهد، به او دشنام و ناسزا مي گوييم، به كسي كه ما را تحقير مي كند، با ديده اي تحقير آميز و دشمنانه نگاه مي كنيم، به كسي كه ما را به تاريكي و سياهي دعوت مي كند لبخند مي زنيم و ... ما هيچ تسلطي بر خود نداريم. ايگوها بر درون ما مسلط شده اند و بر ما حكمراني مي كنند. مي توانيد آنها را را ببينيد، اگر خواهان تغيير و خودسازي باشيد.
همه ما در ظاهر كالبدي انساني داريم. اگر توانايي ديدن درون را داشته باشيم شگفت زده و متعجب خواهيم شد. مخلوقات و وجودهاي بسيار وحشتناكي و اهريمني در وجود ما لانه كرده اند و ما هر روزه با اعمال ماشيني و زشت خود به آنها غذا مي دهيم. وقتي عصباني مي شويم به آنها غذا مي دهيم، وقتي حسادت مي ورزيم، به آنها غذا مي دهيم، وقتي ديگران را تحقير مي كنيم به آن موجودات اهريمني غذا مي دهيم، وقتي قضاوت مي كنيم، آنها را تغذيه مورد تغذيه قرار مي دهيم و ... ما ناآگاهانه از روي اعمال و رفتار و افكارمان به آنها غذا مي دهيم.
مردم به دنبال سرگرمي هستند، به دنبال هيجان و تفريح، خوشگذراني، برتري جويي و ... هستند، آنها دوست ندارند تغيير كنند، آنها دوست ندارند خودسازي كنند، زيرا با خودسازي و كار دروني، ايگوهاي حيواني آنها كوچكتر و كوچكتر خواهد شد و در نتيجه از گرسنگي خواهند مرد. ايگوها نمي خواهند از بين بروند. آنها به دنبال زندگي هستند و دوست ندارند بميرند. آنها همانند زالو از انرژي ما استفاده مي كنند. به راحتي مي توانيد ايگوهاي دروني خود را در رفتارهاي بيروني خود مشاهده كنيد. رفتارهاي بيروني ارتباط تناتنگي با ايگوها دارند. اعمال و رفتار و افكار و سخنان ما مرتبط با ايگوهاي دروني ماست.
شمار اندكي از انسانها هميشه خواهان تغيير هستند، تغيير مستلزم كار دروني است، مستلزم خودشناسي، مستلزم درك و مشاهده ايگوها و از بين بردن آنها، مستلزم كنده شدن از حيوانات دروني، مستلزم انجام ندادن بسياري از كارهايي است كه همه انسانها دوست دارند انجام دهند، مستلزم اينكه رقابت نكنيم، مستلزم اينكه حس برتري بر ديگران نداشته باشيم، خود را مهم و با اهميت ندانيم، خود را مركز جهان ندانيم، مستلزم اينكه مجبور نيستيم چيزي را به كسي نشان دهيم و ...
مردم ايگوها را دوست دارند چون آنها توامان هم درد توليد مي كنند و هم لذت. مردم از نظر آگاهي در خوابند، هم درد را مي خواهند و هم لذت را.. آنها نمي دانند كه لذت ها و دردها در كنار هم وجود دارند به همين خاطر اگر يكي از آنها را دوست داشته باشيم لاجرم آن ديگري هم با ما خواهد بود. در كنار ما خواهد بود. اگر آرزويي داشته باشيم، رنج نيز با ما خواهد بود.
انساني كه خواهان تغيير دروني است، به جنگ ايگوها خواهد رفت.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
وقتي با دقت به آنچه در زندگي روزمره و به آنچه در كل جهان اتفاق مي افتد، دقيق مي شويم، مي بينيم كه نفسانيات و ايگوهاي زيادي بر مردم اين سياره حاكمند. جنگ، جنايت، تجاوز، استعمار و استثمار، فقر، قحطي، ظلم و ستم، خشونت، بيماري و ... در همه جا ديده مي شود.
اگر دقيق تر نگاه مي كنيم، مي بينيم كه ما در هيچ لحظه اي از 24 ساعت شبانه روز بر خود مسلط نيستيم، ما در واقع به عكس العمل هاي ديگران واكنش نشان مي دهيم، به كسي كه به ما توهين مي كند توهين مي كنيم، كسي كه به ما فحش مي دهد، به او دشنام و ناسزا مي گوييم، به كسي كه ما را تحقير مي كند، با ديده اي تحقير آميز و دشمنانه نگاه مي كنيم، به كسي كه ما را به تاريكي و سياهي دعوت مي كند لبخند مي زنيم و ... ما هيچ تسلطي بر خود نداريم. ايگوها بر درون ما مسلط شده اند و بر ما حكمراني مي كنند. مي توانيد آنها را را ببينيد، اگر خواهان تغيير و خودسازي باشيد.
همه ما در ظاهر كالبدي انساني داريم. اگر توانايي ديدن درون را داشته باشيم شگفت زده و متعجب خواهيم شد. مخلوقات و وجودهاي بسيار وحشتناكي و اهريمني در وجود ما لانه كرده اند و ما هر روزه با اعمال ماشيني و زشت خود به آنها غذا مي دهيم. وقتي عصباني مي شويم به آنها غذا مي دهيم، وقتي حسادت مي ورزيم، به آنها غذا مي دهيم، وقتي ديگران را تحقير مي كنيم به آن موجودات اهريمني غذا مي دهيم، وقتي قضاوت مي كنيم، آنها را تغذيه مورد تغذيه قرار مي دهيم و ... ما ناآگاهانه از روي اعمال و رفتار و افكارمان به آنها غذا مي دهيم.
مردم به دنبال سرگرمي هستند، به دنبال هيجان و تفريح، خوشگذراني، برتري جويي و ... هستند، آنها دوست ندارند تغيير كنند، آنها دوست ندارند خودسازي كنند، زيرا با خودسازي و كار دروني، ايگوهاي حيواني آنها كوچكتر و كوچكتر خواهد شد و در نتيجه از گرسنگي خواهند مرد. ايگوها نمي خواهند از بين بروند. آنها به دنبال زندگي هستند و دوست ندارند بميرند. آنها همانند زالو از انرژي ما استفاده مي كنند. به راحتي مي توانيد ايگوهاي دروني خود را در رفتارهاي بيروني خود مشاهده كنيد. رفتارهاي بيروني ارتباط تناتنگي با ايگوها دارند. اعمال و رفتار و افكار و سخنان ما مرتبط با ايگوهاي دروني ماست.
شمار اندكي از انسانها هميشه خواهان تغيير هستند، تغيير مستلزم كار دروني است، مستلزم خودشناسي، مستلزم درك و مشاهده ايگوها و از بين بردن آنها، مستلزم كنده شدن از حيوانات دروني، مستلزم انجام ندادن بسياري از كارهايي است كه همه انسانها دوست دارند انجام دهند، مستلزم اينكه رقابت نكنيم، مستلزم اينكه حس برتري بر ديگران نداشته باشيم، خود را مهم و با اهميت ندانيم، خود را مركز جهان ندانيم، مستلزم اينكه مجبور نيستيم چيزي را به كسي نشان دهيم و ...
مردم ايگوها را دوست دارند چون آنها توامان هم درد توليد مي كنند و هم لذت. مردم از نظر آگاهي در خوابند، هم درد را مي خواهند و هم لذت را.. آنها نمي دانند كه لذت ها و دردها در كنار هم وجود دارند به همين خاطر اگر يكي از آنها را دوست داشته باشيم لاجرم آن ديگري هم با ما خواهد بود. در كنار ما خواهد بود. اگر آرزويي داشته باشيم، رنج نيز با ما خواهد بود.
انساني كه خواهان تغيير دروني است، به جنگ ايگوها خواهد رفت.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
مسيح تا آخر عمرش از پادشاهی درون سخن گفت. اما هيچكس منظورش را درست نفهميد. همانگونه كه درمورد تمام ديگر انسانهاي بيدار مانند (مولانا، حافظ، شمس تبریزی، بودا و...)چنين شده. هيچكس به درستي منظورشان را درک نکرده است. پادشاهي واقعي و ملکوت خداوند در درون توست. از ازل در درون تو بوده. لازم نيست آنرا بيافريني، فقط بايد به يادش آوري. پادشاهي ما در درون ماست. در دنياي بيرون محكوم به گدا ماندن هستيم. هركاري انجام دهيم، اين حقيقت بنيادين تغييرناپذير است. مي توانيم پول، قدرت، جاه و مقامي فراوان به دست آوريم اما در پشت تمام اين ظواهر، همچنان آن گدا پنهان و باقي خواهد ماند.
اشو...
@lightwork1
اشو...
@lightwork1
مدیوم و انواع آن
مدیوم: هر کسی که به نحوی از انحاء تحت تاثیر فکر یا فعل ارواح قرار گیرد او را مدیوم می نامیم . استعداد مدیومی یک موهبت و استطاعت انحصاری نیست ، بلکه یک خاصیت جسمانی انسان زنده است که تقریبا همه کس لااقل مختصر بهره ای از آن دارد .اما بطور اخص اشخاصی را مدیوم میگوئیم که چنان استعداد را به میزان فوق العاده واجد باشند ،یعنی کسانیکه با وساطت آنها آثاری مسلم و آشکار پدید آید .چنین استعداد نزد افرادی یافت میگردد که از لحاظ ساختمان جسمانی دارای حساسیتی مخصوص باشند .حتی نزد این افراد هم استعداد مدیومی بدرجات و به انواع مختلف است ، بعضی از آنها امکانات متوسطی دارند و برخی بسیار قوی هستند ،گروهی برای نوعی پدیده معین آمادگی دارند و عده ای هم برای حدوث پدیده های دیگر مستعد میباشند .در اینصورت به همان اندازه که در تظاهرات روحی تنوع وجود دارد استعداد مدیوم ها هم از لحاظ کمیت و کیفیت بسیارمتنوع است
انواع مدیوم:
1.مدیوم های آثار فیزیکی: چنین مدیوم ها مخصوصا برای وقوع پدیده های مادی و محسوس استعداد دارند ، مانند حرکت کردن اجسام ، ایجاد اصوات و غیره .افراد این گروه را به دو دسته تقسیم می کنیم گروه اول مدیومهای آگاه و گروه دوم مدیومهای نا آگاه)
مدیوم های آگاه کسانی هستند که به استعداد خودشان آگاهی دارند و اراده بر تولید پدیده می کنند .در بین اینگونه مدیوم ها بسیار به ندرت افرادی یافت می گردد که با میل و اراده خودشان میتوانند آثاری فوق العاده مانند تعلیق فضائی اجسام سنگین و انتقال هوائی آنها و مخصوصا پیدایش اشباح و تجسم ارواح را سبب شوند .گردش دورانی صفحه میز گرد و ضربه نوازی از طریق حرکات نوسانی پایه های آن و تولید ضربات داخلی را ساده ترین آثار فیزیکی باید بشمار آوریم ، اما همین پدیده های ساده را هم لازم است همواره مورد توجه قرار دهیم چون بعضی اوقات چنان نتایج جالبی آز آنها بر میخیزد که برای اقناع پژوهندگان جدید بسیار نافع است .اینجا باید تذکر دهیم مدیوم هائی که برای مخابره با عالم نامرئی از طریق نویسندگی یا گویندگی استعدادی دارند معمولا برای تولید آثار فیزیکی کمتر مستعد میباشند .استطاعت مدیومی هر قدر از یک جهت قوی تر است بهمان نسبت در جهت دیگر ضعیف تر خواهد بود.….
مدیوم های نا آگاه که آنها را مدیومهای طبیعی هم گفته اند ،کسانی هستد که استعدادشان بدون توجه و اراده خودشان بکار گرفته میشود .اینگونه افراد به هیچوجه واقف به استعداد خود نیستند و هر اثر عادی هم که در جوارشان پدید آید از لحاظ آنها شگفت و غیر عادی نخواهد بود و چنان است که گوئی این قبیل حوادث بمنزله جزئی از وجود خودشان است .سزاوار است در چگونگی رفتار مدیومهای ناآگاه و حوادثی که در اطرافشان بروز میکند مراقبت و مطالعه شود و هر روانپژوه لازم است شرح آثار ناشی از اینگونه استعداد ها را جمع آوری و هر واقعه را با نکته سنجی و با دقت تجریه و تحلیل نماید . استعداد مدیومی ممکن است ناآگاهانه در هر سنی متجلی شود حتی در سنین کودکی و نوجوانی .استعداد ناآگاه مدیومی نفسا نمی تواند نشانه نوعی بیماری باشد چون به هیچوجه مباینت با سلامت کامل ندارد . پس اگر یک مدیوم ناآگاه احیانا بیمار شود علت کسالتش را باید جای دیگر جستجو نمایند، زیرا به تجربه ثابت شده است که هیچ اقدام درمانی قادر نیست استعداد مزبور را بکلی نابود سازد. البته در بعضی از موارد امکان دارد که این خاصیت بدنبال ضعف مزاج بیشتر تجلی کند ، ولی در هر حال نمی تواند علت بیماری تلقی شود. اما اگر یک مدیوم نا آگاه به استعداد خود واقف شود و استفاده افراطی از آن کند آنوقت البته ممکن است برایش زیان آور شود . چون افراط در تولید آثار فیزیکی مستلزم اخراج سیالات حیاتی از بدن به مقادیر زیاد میباشد که احیانا ضعف نیروی جسمانی را بدنبال میاورد.
2. آدم های الکتریکی: افرادی هستند که در ساختمان جسمانی آنها طبعا جریان برق وجود دارد به قسمیکه هرکس دستشانرا لمس نماید احساس تخلیه الکتریکی می کند .این افراد را گاهی به عنوان مدیوم های ناخوداگاه فیزیکی به شمار آورده اند در صورتیکه واقعا مدیوم نیستند،زیرا مدیوم کسی را میگوئیم که واسطه فعالیت یک روح باشد و حال اینکه آثار ناشی از این افراد منحصرا ناشی از جریان برق است . البته تصدیق می کنیم که آدم های الکتریکی خاصیت عجیبی دارند که شاید معلول نوعی دگرگونی شرایط عصبی باشد .ضمنا میدانیم که گاه بعضی از این افراد در عین حال نوعی استعداد مدیومی هم دارند ،ولی در هر حال مسلم است که این دو خاصیت بکلی جدا و مستقل ازیک دیگرند .بطوریکه بارها تذکر داده ایم تنها چیزیکه عاملیت ارواح را احیانا ثابت می کند، وقوع پدیده های هوشمندانه است و هر وقت که این جنبه محرز نباشد حق است پدیده را معلول عواملی منحصرا مادی بشمار آوریم. ادامه در لینک زیر👇👇👇
jyoti-marga.in/forum/thread-1488.html
---
@lightwork1
مدیوم: هر کسی که به نحوی از انحاء تحت تاثیر فکر یا فعل ارواح قرار گیرد او را مدیوم می نامیم . استعداد مدیومی یک موهبت و استطاعت انحصاری نیست ، بلکه یک خاصیت جسمانی انسان زنده است که تقریبا همه کس لااقل مختصر بهره ای از آن دارد .اما بطور اخص اشخاصی را مدیوم میگوئیم که چنان استعداد را به میزان فوق العاده واجد باشند ،یعنی کسانیکه با وساطت آنها آثاری مسلم و آشکار پدید آید .چنین استعداد نزد افرادی یافت میگردد که از لحاظ ساختمان جسمانی دارای حساسیتی مخصوص باشند .حتی نزد این افراد هم استعداد مدیومی بدرجات و به انواع مختلف است ، بعضی از آنها امکانات متوسطی دارند و برخی بسیار قوی هستند ،گروهی برای نوعی پدیده معین آمادگی دارند و عده ای هم برای حدوث پدیده های دیگر مستعد میباشند .در اینصورت به همان اندازه که در تظاهرات روحی تنوع وجود دارد استعداد مدیوم ها هم از لحاظ کمیت و کیفیت بسیارمتنوع است
انواع مدیوم:
1.مدیوم های آثار فیزیکی: چنین مدیوم ها مخصوصا برای وقوع پدیده های مادی و محسوس استعداد دارند ، مانند حرکت کردن اجسام ، ایجاد اصوات و غیره .افراد این گروه را به دو دسته تقسیم می کنیم گروه اول مدیومهای آگاه و گروه دوم مدیومهای نا آگاه)
مدیوم های آگاه کسانی هستند که به استعداد خودشان آگاهی دارند و اراده بر تولید پدیده می کنند .در بین اینگونه مدیوم ها بسیار به ندرت افرادی یافت می گردد که با میل و اراده خودشان میتوانند آثاری فوق العاده مانند تعلیق فضائی اجسام سنگین و انتقال هوائی آنها و مخصوصا پیدایش اشباح و تجسم ارواح را سبب شوند .گردش دورانی صفحه میز گرد و ضربه نوازی از طریق حرکات نوسانی پایه های آن و تولید ضربات داخلی را ساده ترین آثار فیزیکی باید بشمار آوریم ، اما همین پدیده های ساده را هم لازم است همواره مورد توجه قرار دهیم چون بعضی اوقات چنان نتایج جالبی آز آنها بر میخیزد که برای اقناع پژوهندگان جدید بسیار نافع است .اینجا باید تذکر دهیم مدیوم هائی که برای مخابره با عالم نامرئی از طریق نویسندگی یا گویندگی استعدادی دارند معمولا برای تولید آثار فیزیکی کمتر مستعد میباشند .استطاعت مدیومی هر قدر از یک جهت قوی تر است بهمان نسبت در جهت دیگر ضعیف تر خواهد بود.….
مدیوم های نا آگاه که آنها را مدیومهای طبیعی هم گفته اند ،کسانی هستد که استعدادشان بدون توجه و اراده خودشان بکار گرفته میشود .اینگونه افراد به هیچوجه واقف به استعداد خود نیستند و هر اثر عادی هم که در جوارشان پدید آید از لحاظ آنها شگفت و غیر عادی نخواهد بود و چنان است که گوئی این قبیل حوادث بمنزله جزئی از وجود خودشان است .سزاوار است در چگونگی رفتار مدیومهای ناآگاه و حوادثی که در اطرافشان بروز میکند مراقبت و مطالعه شود و هر روانپژوه لازم است شرح آثار ناشی از اینگونه استعداد ها را جمع آوری و هر واقعه را با نکته سنجی و با دقت تجریه و تحلیل نماید . استعداد مدیومی ممکن است ناآگاهانه در هر سنی متجلی شود حتی در سنین کودکی و نوجوانی .استعداد ناآگاه مدیومی نفسا نمی تواند نشانه نوعی بیماری باشد چون به هیچوجه مباینت با سلامت کامل ندارد . پس اگر یک مدیوم ناآگاه احیانا بیمار شود علت کسالتش را باید جای دیگر جستجو نمایند، زیرا به تجربه ثابت شده است که هیچ اقدام درمانی قادر نیست استعداد مزبور را بکلی نابود سازد. البته در بعضی از موارد امکان دارد که این خاصیت بدنبال ضعف مزاج بیشتر تجلی کند ، ولی در هر حال نمی تواند علت بیماری تلقی شود. اما اگر یک مدیوم نا آگاه به استعداد خود واقف شود و استفاده افراطی از آن کند آنوقت البته ممکن است برایش زیان آور شود . چون افراط در تولید آثار فیزیکی مستلزم اخراج سیالات حیاتی از بدن به مقادیر زیاد میباشد که احیانا ضعف نیروی جسمانی را بدنبال میاورد.
2. آدم های الکتریکی: افرادی هستند که در ساختمان جسمانی آنها طبعا جریان برق وجود دارد به قسمیکه هرکس دستشانرا لمس نماید احساس تخلیه الکتریکی می کند .این افراد را گاهی به عنوان مدیوم های ناخوداگاه فیزیکی به شمار آورده اند در صورتیکه واقعا مدیوم نیستند،زیرا مدیوم کسی را میگوئیم که واسطه فعالیت یک روح باشد و حال اینکه آثار ناشی از این افراد منحصرا ناشی از جریان برق است . البته تصدیق می کنیم که آدم های الکتریکی خاصیت عجیبی دارند که شاید معلول نوعی دگرگونی شرایط عصبی باشد .ضمنا میدانیم که گاه بعضی از این افراد در عین حال نوعی استعداد مدیومی هم دارند ،ولی در هر حال مسلم است که این دو خاصیت بکلی جدا و مستقل ازیک دیگرند .بطوریکه بارها تذکر داده ایم تنها چیزیکه عاملیت ارواح را احیانا ثابت می کند، وقوع پدیده های هوشمندانه است و هر وقت که این جنبه محرز نباشد حق است پدیده را معلول عواملی منحصرا مادی بشمار آوریم. ادامه در لینک زیر👇👇👇
jyoti-marga.in/forum/thread-1488.html
---
@lightwork1
انرژی درمانی و حیوانات
با درود بر استاد عزیز و دوستان رهرو نور...
۲ سال قبل اوایل شروع کارم با انوار بود که یه جوجه قناری تو خیابون پیدا کردم که جوجه کرکی بود و فکر کنم کلاغ گرفته بودش، طفلی وضعیت بدی داشت و منم هیچ وقت قناری نگه نداشته بودم به هر کی نشون دادم گفت مردنیه و میگفتن بانداز دور
اما من که عاشق حیوونهام کوتاه نیومدم و نگهش داشتم و با ریکی بهش انرژی میدادم، خلاصه مطلب اینکه پسر خوشگلم الان ۱ سال و نیمشه و کلی برام میخونه و من به خاطر اون چندتا قناری دیگه هم خریدم که کلی برام جوجه آوردن، البته پسرکم پاش در رفته بود که کسی نبود براش جا باندازه و معلوله اما زنده و سرحاله...
مورد بدی که از انرژی برای حیوانات استفاده کردم ۱ ماه پیش بود که ۲ تا بچه گربه دم مرگ به دستم رسید که وضعیت بدی داشتن و منم براشون از انوار الهی استفاده کردم و حالا این ۲ تا شیطون بلا هم کلی برام شیطنت و بازیگوشی میکنن ...
دوستان عزیز این موارد رو بیان کردم تا اگر شما هم فرصتش براتون پیش اومد و حیوانی رو دیدید که به کمک نیاز داشت دریغ نکنید و به هر شکل که میتونید بهش کمک کنید و حتی انرژی بدید.
متعالی باشید
jyoti-marga.in/forum/thread-1490.html
---
@lightwork1
با درود بر استاد عزیز و دوستان رهرو نور...
۲ سال قبل اوایل شروع کارم با انوار بود که یه جوجه قناری تو خیابون پیدا کردم که جوجه کرکی بود و فکر کنم کلاغ گرفته بودش، طفلی وضعیت بدی داشت و منم هیچ وقت قناری نگه نداشته بودم به هر کی نشون دادم گفت مردنیه و میگفتن بانداز دور
اما من که عاشق حیوونهام کوتاه نیومدم و نگهش داشتم و با ریکی بهش انرژی میدادم، خلاصه مطلب اینکه پسر خوشگلم الان ۱ سال و نیمشه و کلی برام میخونه و من به خاطر اون چندتا قناری دیگه هم خریدم که کلی برام جوجه آوردن، البته پسرکم پاش در رفته بود که کسی نبود براش جا باندازه و معلوله اما زنده و سرحاله...
مورد بدی که از انرژی برای حیوانات استفاده کردم ۱ ماه پیش بود که ۲ تا بچه گربه دم مرگ به دستم رسید که وضعیت بدی داشتن و منم براشون از انوار الهی استفاده کردم و حالا این ۲ تا شیطون بلا هم کلی برام شیطنت و بازیگوشی میکنن ...
دوستان عزیز این موارد رو بیان کردم تا اگر شما هم فرصتش براتون پیش اومد و حیوانی رو دیدید که به کمک نیاز داشت دریغ نکنید و به هر شکل که میتونید بهش کمک کنید و حتی انرژی بدید.
متعالی باشید
jyoti-marga.in/forum/thread-1490.html
---
@lightwork1
نکته 203:زخم هاي دروني
بدن اثيري مي تواند در اثر اعمال، افكار و يا سخناني كه انسان بيان مي كند، دچار زخم هاي عديده اي گردد. اين زخم ها معمولا در نقاط حساس و مراكز انرژي كالبد اثيري قابل مشاهده است و به صورت چراغي كه دائم چشمك مي زند ديده مي شود.
در برخي روياها و تجربيات دروني واقعي، برخي از افراد داراي زخم هاي ويژه اي هستند كه اكثرا اين زخم ها در روي صورت و گاهي نيز در روي مراكز حساس بدن همانند قلب به وضوح ديده مي شوند. اين زخم ها به رنگ جيوه اي و اغلب به صورت چراغ هاي چشمك زن ديده مي شوند. زخم ها با اعمال و تفكرات انساني در ارتباط و در حال تغيير است و برخي از اعمال و همچنين برخي نگرش ها باعث شديدتر شدن زخم ها مي شوند.
در طبقه آسترال، مناطقي وجود دارد كه همانند دوش هاي معنوي جهت ترميم اين نوع زخم ها بكار مي رود. اين دوش ها مي توانند هم از جنس نور باشند و هم از جنس انرژي. زخم ها مي تواند بسته به اعمال و رفتار و افكاري كه آنها را بوجود آورده است عميق يا سطحي باشند. زخم ها روي كالبد پرانيك يا كالبد انرژي تاثير مي گذارند و جريان منظم انرژي را در بدن انرژيايي مختل مي كنند. اين مختل شدن باعث بروز برخي مشكلات و نارسايي ها در كالبد فيزيكي و در بدن مادي ما مي شود.
شك، يكي از بدترين زخم ها را در روي قلب و اطراف آن بوجود مي آورد.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
بدن اثيري مي تواند در اثر اعمال، افكار و يا سخناني كه انسان بيان مي كند، دچار زخم هاي عديده اي گردد. اين زخم ها معمولا در نقاط حساس و مراكز انرژي كالبد اثيري قابل مشاهده است و به صورت چراغي كه دائم چشمك مي زند ديده مي شود.
در برخي روياها و تجربيات دروني واقعي، برخي از افراد داراي زخم هاي ويژه اي هستند كه اكثرا اين زخم ها در روي صورت و گاهي نيز در روي مراكز حساس بدن همانند قلب به وضوح ديده مي شوند. اين زخم ها به رنگ جيوه اي و اغلب به صورت چراغ هاي چشمك زن ديده مي شوند. زخم ها با اعمال و تفكرات انساني در ارتباط و در حال تغيير است و برخي از اعمال و همچنين برخي نگرش ها باعث شديدتر شدن زخم ها مي شوند.
در طبقه آسترال، مناطقي وجود دارد كه همانند دوش هاي معنوي جهت ترميم اين نوع زخم ها بكار مي رود. اين دوش ها مي توانند هم از جنس نور باشند و هم از جنس انرژي. زخم ها مي تواند بسته به اعمال و رفتار و افكاري كه آنها را بوجود آورده است عميق يا سطحي باشند. زخم ها روي كالبد پرانيك يا كالبد انرژي تاثير مي گذارند و جريان منظم انرژي را در بدن انرژيايي مختل مي كنند. اين مختل شدن باعث بروز برخي مشكلات و نارسايي ها در كالبد فيزيكي و در بدن مادي ما مي شود.
شك، يكي از بدترين زخم ها را در روي قلب و اطراف آن بوجود مي آورد.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in