کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
تا به اقیانوس:
نکته 212: مشكلات زندگي براي چيست؟!
مردمان بسياري در روي كره زمين دوست دارند كه روزها و لحظات آرامي را پشت سر بگذارند كه در آن اثري از رنج و درد و دلواپسي و ... نباشد. اصولا مردم ترجيح مي دهند بدور از مشكلات باشند. خوشي و لذت عموما ترجيح همگان است، دريغ از اينكه بهترين لحظه ها براي خودسازي دروني، در درون همين مشكلات و رنج هاي زندگي نهفته است.
هر چيزي در روي كره زمين عموما پروسه هاي تولد، زندگي و مرگ را پشت سر مي گذارند و در اين بين جسم فيزيكي نيز در معرض تغيير و دگرگوني و در نهايت در معرض نابودي است. دير يا زود بيماري و مرگ به سراغ جسم فيزيكي خواهد آمد، چرا كه جسم فيزيكي متعلق به همين كره خاكي است و هيچ آينده اي در اينجا براي جسم فيزيكي نمي توان در نظر گرفت.
لحظات آرام و لذتبخش زندگي، معمولا بي ثمرترين لحظه هاي زندگي ماست و معمولا حالت هاي دروني و نفساني ما در اين لحظات، در دروني ترين لايه ها پنهان و مخفي و به صورت بالقوه باقي مي مانند. به بيان بهتر، ما در حالات خوشي و تفريح با كمترين حالات نفساني رو به رو مي شويم اما در زمان مشكلات و سختي ها، اغلب نقاب بيروني زندگي به دور افكنده مي شود و بيشترين و عميق ترين حالات دروني و نفساني در زماني ظاهر مي شود كه مشكلات ظاهر مي شوند.
هيچ كس مشكل را دوست ندارد، چون هيچكسي واقعا خودسازي را دوست ندارد. هيچ كسي نمي خواهد باور كند كه هيولاهاي بزرگ و وحشتناكي در درون خود دارد كه در مواقع به خصوصي ظاهر مي شوند و عنان فرد را به دست مي گيرند. مشكلات مي آيند تا انسان با خود واقعي خود رو به رو گردد، كانشسنس در زمان مشكلات فرصتي براي رشد پيدا مي كند، هرچند ذهن كه به تكرار و عادت و روزمرگي دچار است دائما از رنج ها و مشكلات گريزان است.
اگر در زمان مشكلات، نوع تفكر انسان بر يادگيري استوار باشد و رنج ناشي از مشكل را ناديده بگيرد، كم كم فرد از لحاظ دروني رشد و تكامل مي يابد و دانشي از مشكلات بوجود آمده نصيب فرد مي شود. راز توسعه كانشسنس و بيداري آگاهي در مواجه با اتفاقات و پيشامدهاي زندگي است. رشد و تكامل دروني محصول مستقيم مواجه منطقي و درست با مشكلات است.
هر موقع با مشكلي رو به رو شديد، بدانيد كه در معرض آزمون هاي دروني و بيروني هستيد و بهترين زمان براي درك و شناخت واقعي خودتان است. خودتان را در حين مشكلات بيروني، مشاهده كنيد، ببينيد چه نوع رفتاري در قبال آنها داريد، چه نوع تفكرات و عواطفي در آن زمان در درون شما بروز پيدا مي كند، چه نوع احساساتي در آن زمان داريد و ... به مشكل به عنوان پلكاني براي ترقي دروني خود نگاه كنيد، مشكل يعني رشد و توسعه دروني، يعني پخته تر شدن، يعني رشد كانشسنس، توسعه آگاهي.
شمس تبريزي در مقالات شمس مي فرمايد:
«مرد آن باشد كه در ناخوشي، خوش باشد. در غم شاد باشد. زيرا كه داند آن مراد در بي مرادي همچنان در پيچيده است در آن بي مرادي اميد مراد است و در آن مراد رسيدن به بي مرادي.»
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
نکته 212: مشكلات زندگي براي چيست؟!
مردمان بسياري در روي كره زمين دوست دارند كه روزها و لحظات آرامي را پشت سر بگذارند كه در آن اثري از رنج و درد و دلواپسي و ... نباشد. اصولا مردم ترجيح مي دهند بدور از مشكلات باشند. خوشي و لذت عموما ترجيح همگان است، دريغ از اينكه بهترين لحظه ها براي خودسازي دروني، در درون همين مشكلات و رنج هاي زندگي نهفته است.
هر چيزي در روي كره زمين عموما پروسه هاي تولد، زندگي و مرگ را پشت سر مي گذارند و در اين بين جسم فيزيكي نيز در معرض تغيير و دگرگوني و در نهايت در معرض نابودي است. دير يا زود بيماري و مرگ به سراغ جسم فيزيكي خواهد آمد، چرا كه جسم فيزيكي متعلق به همين كره خاكي است و هيچ آينده اي در اينجا براي جسم فيزيكي نمي توان در نظر گرفت.
لحظات آرام و لذتبخش زندگي، معمولا بي ثمرترين لحظه هاي زندگي ماست و معمولا حالت هاي دروني و نفساني ما در اين لحظات، در دروني ترين لايه ها پنهان و مخفي و به صورت بالقوه باقي مي مانند. به بيان بهتر، ما در حالات خوشي و تفريح با كمترين حالات نفساني رو به رو مي شويم اما در زمان مشكلات و سختي ها، اغلب نقاب بيروني زندگي به دور افكنده مي شود و بيشترين و عميق ترين حالات دروني و نفساني در زماني ظاهر مي شود كه مشكلات ظاهر مي شوند.
هيچ كس مشكل را دوست ندارد، چون هيچكسي واقعا خودسازي را دوست ندارد. هيچ كسي نمي خواهد باور كند كه هيولاهاي بزرگ و وحشتناكي در درون خود دارد كه در مواقع به خصوصي ظاهر مي شوند و عنان فرد را به دست مي گيرند. مشكلات مي آيند تا انسان با خود واقعي خود رو به رو گردد، كانشسنس در زمان مشكلات فرصتي براي رشد پيدا مي كند، هرچند ذهن كه به تكرار و عادت و روزمرگي دچار است دائما از رنج ها و مشكلات گريزان است.
اگر در زمان مشكلات، نوع تفكر انسان بر يادگيري استوار باشد و رنج ناشي از مشكل را ناديده بگيرد، كم كم فرد از لحاظ دروني رشد و تكامل مي يابد و دانشي از مشكلات بوجود آمده نصيب فرد مي شود. راز توسعه كانشسنس و بيداري آگاهي در مواجه با اتفاقات و پيشامدهاي زندگي است. رشد و تكامل دروني محصول مستقيم مواجه منطقي و درست با مشكلات است.
هر موقع با مشكلي رو به رو شديد، بدانيد كه در معرض آزمون هاي دروني و بيروني هستيد و بهترين زمان براي درك و شناخت واقعي خودتان است. خودتان را در حين مشكلات بيروني، مشاهده كنيد، ببينيد چه نوع رفتاري در قبال آنها داريد، چه نوع تفكرات و عواطفي در آن زمان در درون شما بروز پيدا مي كند، چه نوع احساساتي در آن زمان داريد و ... به مشكل به عنوان پلكاني براي ترقي دروني خود نگاه كنيد، مشكل يعني رشد و توسعه دروني، يعني پخته تر شدن، يعني رشد كانشسنس، توسعه آگاهي.
شمس تبريزي در مقالات شمس مي فرمايد:
«مرد آن باشد كه در ناخوشي، خوش باشد. در غم شاد باشد. زيرا كه داند آن مراد در بي مرادي همچنان در پيچيده است در آن بي مرادي اميد مراد است و در آن مراد رسيدن به بي مرادي.»
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجوبه تعادل و بالانس با تمرکز
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انرژی دست ها (فن چی کنگ )
با تقویت انرژی سوخت و ساز در بدنتان و تبدیل آن به این نیروی خارق العاده دست پیدا خواهید کرد
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
با تقویت انرژی سوخت و ساز در بدنتان و تبدیل آن به این نیروی خارق العاده دست پیدا خواهید کرد
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
با سپاس از کاربر محترم (اقای سعید)
برای ارسال کلیپهای زیبای بالا👆👆👆🙏
برای ارسال کلیپهای زیبای بالا👆👆👆🙏
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
نظر یکی از کاربران محترم👆
ادامه👇👆
ببخشید دوستان جنبه دیگه اش رو فراموش کردم...
اون هم اینکه اگر پزشک و یا انرژی درمنانگر هم به کارش تسلط کافی و یا حتی ایمان قلبی نداشته باشه و بگذاره مواردی همچون ترس و یا نا امیدی بهش غلبه کنه، قطعا اون هم نمیتونه درمانش رو صحیح و مفید انجام بده.
در این زمینه هم عوامل بسیاری تاثیرگذاره که خیلی خوب میشه اگر استاد و دیگر دوستان لیستی ارایه بدن.
پاینده باشید.
ببخشید دوستان جنبه دیگه اش رو فراموش کردم...
اون هم اینکه اگر پزشک و یا انرژی درمنانگر هم به کارش تسلط کافی و یا حتی ایمان قلبی نداشته باشه و بگذاره مواردی همچون ترس و یا نا امیدی بهش غلبه کنه، قطعا اون هم نمیتونه درمانش رو صحیح و مفید انجام بده.
در این زمینه هم عوامل بسیاری تاثیرگذاره که خیلی خوب میشه اگر استاد و دیگر دوستان لیستی ارایه بدن.
پاینده باشید.
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور www.jyoti-marga.in کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇 https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
با سلام
طبق چیزی که تا به حال چه در مورد درمان شدنم توسط ِ فردی دیگر ، و چه درباره ی نقش ِ درمانگری ِ خودم برای فردی دیگر تجربه کرده ام ، به این دریافتها رسیده ام .
در مورد خودم در ابتدای کار با یک درمانگر که فقط با ریکی اسویی کار میکرد ، وارد یک گفتگوی دوستانه شدیم که به من در قبل نیز پیشنهاد ِ درمان داده بود ، ولی چون من از ریکی و امور ِ معنوی ِ اینچنینی ، اطلاعاتی نداشتم ، جلسه ی اول را با ترس و یا اکراهی ناشناخته آغاز کردم و در حین ِ دریافت ِ نور و بعد پس از اولین جلسه ی دریافت ِ ریکی زندگی ِ من بسیار متحول شد ! زیرا به ادراکات مبهوت کننده ای رسیدم ... و پس از آن ، رشد ِ روحی ام دچار ِ پیشرفتی سریع گشت ، بنابراین گفته ی دوستمان را که در بالا آمده در مورد ِ خود صادق نمیبینم چرا که نه تنها من به ریکی برای درمانِ دردی که پزشکان نتوانسته بودند با داروها رفعش کنند ایمان نداشتم و آن را با دیده ی ترس و شک نگاه میکردم ، بلکه از ریکی انتظار ِ تحول ِ روحی را که اصلا نداشتم ! پس از اولین جلسه که بسیار متحولم کرد ، بیست و هشت جلسه درمان ِ پیاپی از راه نزدیک دریافت کردم که باعث شد من به مسیری برای آشنایی با پدیده های متفاوتی از شفای جسم و روح و ذهن کشیده شوم ، که این شفایی ممتاز را در حق ِ من ایفا کرد یعنی نه تنها شفای جسم را در زمینه های اولیه دریافت کردم که با دیگر پدیده های موثر برای درمان ِ خود و دیگران نیز ادراکاتی جالب حاصل کردم . نتیجه گیری من این بود که درمانگری که با من کار میکرد به قدری به شفادرمانیش و همینطور اعجاز ِ ریکی ، ایمان داشت که بر منفیات و شکیات ِ من توانست غلبه کند . و این را به عنوان مهمترین مسئله در درمان قبول دارم : ایمان ِ فرد ِ درمانگر به اقتدار ِ ریکی و قبول داشتن ِ خود در برقراری این ارتباط با بدن ِ فرد ِ دریافت کننده ی نور اولین حرف را میزند.
بی شک فردی که ریکی را برای درمان از ما میپذیرد ، خود تا حدودی بر روی نور باز است وگرنه قرار نیست اول ، کسی را به درمان با ریکی متقاعد کنیم و سپس شروع به کار با او کنیم . فردی که چیزی را از ریشه و بن قبول ندارد حاضر نیست زیر ِ دست ِ من ِ نوعی بنشیند ؛ پس همان ذره ای از تمایل که او را به سمت ِ درمان با نور میکشاند از نظر ِ من کافیست . فرد ِ درمان شونده با نور ِ ریکی در مرحله ی اول دچار تحول ِ درمان میشود ولی مسئله این است که اگر فردی مثبت نباشد و نداند باید از چه جنبه های ذهنی و روحی یی استفاده ببرد تا دوباره برای ِ خود مشکلاتی جدید با افکاری منفی نسازد ، بدون شک به مریضی های مشابه یا عود کردن ِ همان درد دوباره و دوباره دچار میشود و این مشکل ساز است نه ایمان نداشتن ِ زیاد ِ فرد ِ درمان شونده به ریکی .
مسئله ی دیگر اینکه من بارها در لحظاتی که بیمار کودک بوده یا شخصی در کما رفته ، با اجازه ی خودبرتر فرد ، برایش انرژی فرستاده ام تا در صورتی که خودبرترش دریافت انرژی را به صلاح و خیر میداند ، انرژی در دنیای ِ او فعال شود وگرنه به شفای زمین منتقل شود ، و با اینکه فرد ِ بیمار دارای قدرت ِ تصمیم گیری نبوده و پزشکان تقریبا از او دست شسته بودند و فقط وقوع معجزه را برای زنده ماندنش اقرار میکردند ، باز هم جوابی مثبت از درمان گرفته ام . کودک ِ سرطانی ِ شفا یافته ، و فرد ِ از کما درآمده . البته در مواردی نیز با اینکه فرد در کما بوده و خانواده اش اجازه ی درمان را داده بودند ولی جوابی مبنی بر شفای جسمی عارض نشد که این را متاثر از تشخیص ِ خودبرتر ِ فرد میدانم و مرا با نتیجه ی ظاهری کاری نیست . پس در این مورد هم نقش ِ درمانگر و ایمان داشتن به قدرت ِ اعجاز ِ ریکی را خود تجربه کرده ام .
@lightwork1
با یک جمع بندی میتوانم اقرار کنم که معجزه هایی که از ریکی دریافت کرده ام ، بستگی به بیمار نداشته بلکه بسته به ایمان ِ فرستنده ی انرژی نسبت به اعجاز ریکی بوده . برعکس ادامه ی درمان و رفع ِ عوامل ِ مشکل ساز که دوباره فرد با اندیشه هایی نامطلوب ، برای خود بیماری ِ جدید و مشابه نسازد بستگی به خود ِ بیمار دارد و تضمینی برای عود نکردن و یا برگشت ِ یک بیماری از طرف ِ درمانگر ، مطلقا وجود ندارد .
خیر پیش و در پناه حق
جویا
طبق چیزی که تا به حال چه در مورد درمان شدنم توسط ِ فردی دیگر ، و چه درباره ی نقش ِ درمانگری ِ خودم برای فردی دیگر تجربه کرده ام ، به این دریافتها رسیده ام .
در مورد خودم در ابتدای کار با یک درمانگر که فقط با ریکی اسویی کار میکرد ، وارد یک گفتگوی دوستانه شدیم که به من در قبل نیز پیشنهاد ِ درمان داده بود ، ولی چون من از ریکی و امور ِ معنوی ِ اینچنینی ، اطلاعاتی نداشتم ، جلسه ی اول را با ترس و یا اکراهی ناشناخته آغاز کردم و در حین ِ دریافت ِ نور و بعد پس از اولین جلسه ی دریافت ِ ریکی زندگی ِ من بسیار متحول شد ! زیرا به ادراکات مبهوت کننده ای رسیدم ... و پس از آن ، رشد ِ روحی ام دچار ِ پیشرفتی سریع گشت ، بنابراین گفته ی دوستمان را که در بالا آمده در مورد ِ خود صادق نمیبینم چرا که نه تنها من به ریکی برای درمانِ دردی که پزشکان نتوانسته بودند با داروها رفعش کنند ایمان نداشتم و آن را با دیده ی ترس و شک نگاه میکردم ، بلکه از ریکی انتظار ِ تحول ِ روحی را که اصلا نداشتم ! پس از اولین جلسه که بسیار متحولم کرد ، بیست و هشت جلسه درمان ِ پیاپی از راه نزدیک دریافت کردم که باعث شد من به مسیری برای آشنایی با پدیده های متفاوتی از شفای جسم و روح و ذهن کشیده شوم ، که این شفایی ممتاز را در حق ِ من ایفا کرد یعنی نه تنها شفای جسم را در زمینه های اولیه دریافت کردم که با دیگر پدیده های موثر برای درمان ِ خود و دیگران نیز ادراکاتی جالب حاصل کردم . نتیجه گیری من این بود که درمانگری که با من کار میکرد به قدری به شفادرمانیش و همینطور اعجاز ِ ریکی ، ایمان داشت که بر منفیات و شکیات ِ من توانست غلبه کند . و این را به عنوان مهمترین مسئله در درمان قبول دارم : ایمان ِ فرد ِ درمانگر به اقتدار ِ ریکی و قبول داشتن ِ خود در برقراری این ارتباط با بدن ِ فرد ِ دریافت کننده ی نور اولین حرف را میزند.
بی شک فردی که ریکی را برای درمان از ما میپذیرد ، خود تا حدودی بر روی نور باز است وگرنه قرار نیست اول ، کسی را به درمان با ریکی متقاعد کنیم و سپس شروع به کار با او کنیم . فردی که چیزی را از ریشه و بن قبول ندارد حاضر نیست زیر ِ دست ِ من ِ نوعی بنشیند ؛ پس همان ذره ای از تمایل که او را به سمت ِ درمان با نور میکشاند از نظر ِ من کافیست . فرد ِ درمان شونده با نور ِ ریکی در مرحله ی اول دچار تحول ِ درمان میشود ولی مسئله این است که اگر فردی مثبت نباشد و نداند باید از چه جنبه های ذهنی و روحی یی استفاده ببرد تا دوباره برای ِ خود مشکلاتی جدید با افکاری منفی نسازد ، بدون شک به مریضی های مشابه یا عود کردن ِ همان درد دوباره و دوباره دچار میشود و این مشکل ساز است نه ایمان نداشتن ِ زیاد ِ فرد ِ درمان شونده به ریکی .
مسئله ی دیگر اینکه من بارها در لحظاتی که بیمار کودک بوده یا شخصی در کما رفته ، با اجازه ی خودبرتر فرد ، برایش انرژی فرستاده ام تا در صورتی که خودبرترش دریافت انرژی را به صلاح و خیر میداند ، انرژی در دنیای ِ او فعال شود وگرنه به شفای زمین منتقل شود ، و با اینکه فرد ِ بیمار دارای قدرت ِ تصمیم گیری نبوده و پزشکان تقریبا از او دست شسته بودند و فقط وقوع معجزه را برای زنده ماندنش اقرار میکردند ، باز هم جوابی مثبت از درمان گرفته ام . کودک ِ سرطانی ِ شفا یافته ، و فرد ِ از کما درآمده . البته در مواردی نیز با اینکه فرد در کما بوده و خانواده اش اجازه ی درمان را داده بودند ولی جوابی مبنی بر شفای جسمی عارض نشد که این را متاثر از تشخیص ِ خودبرتر ِ فرد میدانم و مرا با نتیجه ی ظاهری کاری نیست . پس در این مورد هم نقش ِ درمانگر و ایمان داشتن به قدرت ِ اعجاز ِ ریکی را خود تجربه کرده ام .
@lightwork1
با یک جمع بندی میتوانم اقرار کنم که معجزه هایی که از ریکی دریافت کرده ام ، بستگی به بیمار نداشته بلکه بسته به ایمان ِ فرستنده ی انرژی نسبت به اعجاز ریکی بوده . برعکس ادامه ی درمان و رفع ِ عوامل ِ مشکل ساز که دوباره فرد با اندیشه هایی نامطلوب ، برای خود بیماری ِ جدید و مشابه نسازد بستگی به خود ِ بیمار دارد و تضمینی برای عود نکردن و یا برگشت ِ یک بیماری از طرف ِ درمانگر ، مطلقا وجود ندارد .
خیر پیش و در پناه حق
جویا
سلام
درمانگر در این بین نقش مهم تری داره چرا که کسی که به سمت دریافت شفا هدایت میشه نا خودآگاه یا از طریق خود برترش تا حدی گشایش داره.
در این بین درمانگر هر چقدر از قدرت شهود...ایمان...استعداد ذاتی شفابخشی و قدرت بیشتری برخوردار باشه شفای سریع تر و کامل تری صورت میگره...گاهی بیمار گشایش کافی برا ی شفا نداره و شفا گر باید دستورات خاصی برای تغییر در رفتار ها و افکار و طرز زندگی به بیمار بده تا این انوار بتونن کارشون رو انجام بدن و همچنین اگر بیمار هنوز به شفا اعتقاد کاملی نداره و یا ترس و شک هر چیز دیگه ایی داره این وظیفه ی درمانگره که در رفع این موانع درونی در بیمار تلاش کنه.
شفا همیشه کار راحتی نیست و گاهی بیماری چنان ریشه های عمیقی داره که درمانگر باید بیمار رو وارد نوع سلوک شخصی کنه و بتونه در این راه از شخص پشتیبانی کنه و هدایت اون رو به عهده بگیره.
@lightwork1
وظیفه ی بیمار اما میشه،گفت تبعیت از توصیه ها و دستورات درمانگره همون طور که قبلا از.دستورات پزشک خودش پیروی میکرده.
شاد و پیروز باشید.
Saeed141
درمانگر در این بین نقش مهم تری داره چرا که کسی که به سمت دریافت شفا هدایت میشه نا خودآگاه یا از طریق خود برترش تا حدی گشایش داره.
در این بین درمانگر هر چقدر از قدرت شهود...ایمان...استعداد ذاتی شفابخشی و قدرت بیشتری برخوردار باشه شفای سریع تر و کامل تری صورت میگره...گاهی بیمار گشایش کافی برا ی شفا نداره و شفا گر باید دستورات خاصی برای تغییر در رفتار ها و افکار و طرز زندگی به بیمار بده تا این انوار بتونن کارشون رو انجام بدن و همچنین اگر بیمار هنوز به شفا اعتقاد کاملی نداره و یا ترس و شک هر چیز دیگه ایی داره این وظیفه ی درمانگره که در رفع این موانع درونی در بیمار تلاش کنه.
شفا همیشه کار راحتی نیست و گاهی بیماری چنان ریشه های عمیقی داره که درمانگر باید بیمار رو وارد نوع سلوک شخصی کنه و بتونه در این راه از شخص پشتیبانی کنه و هدایت اون رو به عهده بگیره.
@lightwork1
وظیفه ی بیمار اما میشه،گفت تبعیت از توصیه ها و دستورات درمانگره همون طور که قبلا از.دستورات پزشک خودش پیروی میکرده.
شاد و پیروز باشید.
Saeed141
سلام به همه ی دوستان و اساتید گلم.
نظر شخصی من اینه که درسته که درمانگر مهمه ولی من بیشتر اعتقاد به عامل زمان دارم.اصل کارما برای این به وجود میاد که چیزی رو به تو یاد بده.کارما تنبیه نیست استادی هست برای یادگیری پس وقتی بیمار آماده باشه درسشو از کارما بگیره بیماری به سادگی رفع میشه.از نظر من اصل زمان یعنی اینکه درمانگر مناسب و درمان گیرنده همدیگر رو در زمان مناسب و زمانی که پذیرش بیمار مناسبه ملاقات کنن البته این درسته که همیشه اگه اتفاقی میفته باید بیفته و در زمان خودش مناسبترینه.گاهی قدرت درمانگر در شفا مطرح نیست بلکه پذیرش بیمار باعث میشه یه انرژی کم تغییر بزرگی ایجاد کنه ولی همینطور که که میدونین تفاوت درمانگر هم بسیار مطرحه.هر چه کانال بهتری باشیم درمان های بهتری انجام میدیم.این غیرقابل انکاره.
@lightwork1
Arman23
نظر شخصی من اینه که درسته که درمانگر مهمه ولی من بیشتر اعتقاد به عامل زمان دارم.اصل کارما برای این به وجود میاد که چیزی رو به تو یاد بده.کارما تنبیه نیست استادی هست برای یادگیری پس وقتی بیمار آماده باشه درسشو از کارما بگیره بیماری به سادگی رفع میشه.از نظر من اصل زمان یعنی اینکه درمانگر مناسب و درمان گیرنده همدیگر رو در زمان مناسب و زمانی که پذیرش بیمار مناسبه ملاقات کنن البته این درسته که همیشه اگه اتفاقی میفته باید بیفته و در زمان خودش مناسبترینه.گاهی قدرت درمانگر در شفا مطرح نیست بلکه پذیرش بیمار باعث میشه یه انرژی کم تغییر بزرگی ایجاد کنه ولی همینطور که که میدونین تفاوت درمانگر هم بسیار مطرحه.هر چه کانال بهتری باشیم درمان های بهتری انجام میدیم.این غیرقابل انکاره.
@lightwork1
Arman23
سلام دوستان
فکر میکنم بهتره یکی از پست هایی رو که قبلا نوشته بودم اینجا کپی کنم ، البته میتونید در این لینک کاملش رو مطالعه اش کنید:
از کتاب انرژی درمانی نوشته آقای چوآ کوک سوی بدون تغییر:
اگر بیمار پذیرنده و ارام باشد ، یا مقاومت شدیدی نشان ندهد ، شفا دادن با سهولت بسیار زیادی انجام میشود. وقتی بیمار آرام است ، بدن او میتواند انرژی پرانیک بیشتری جذب کن. به دلایل زیر ممکن است پرانای انتقال یافته از طرف بیمار پذیرفته نشود :
1.اگر بیمار به شدت از این روش درمانی بیزار باشد
2.اگر از شفا دهنده بیزار باشد
3. اگر نخواهد شفا یابد! [ البته این مورد به صورت ناخود آگاه است]
@lightwork1
بنابر این عاقلانه خواهد بود که برای آماده کردن بیمار ، رابطه خوبی با او برقرار کنیم. این آمادگی با لبخند زدن ، احترام گذاشتن به بیمار و درمان کردن او به شیوه ای مهر آمیز و مودبانه ایجاد میشود. چنانچه بیمار کوچک ترین اطلاعی از شفای پرانیک نداشته باشد، شفاگر باید مختصرا و به وضوح درباره ماهیت شفای پرانیک توضیح دهد.اگر مقاومت شدیدی در بیمار وجود دارد از او بخواهید در طی درمان ، در وضعیت پذیرندگی قرار گیرد. از او بخواهید دست ها را به سمت بالا و سر را کمی به طرف پایین خم کرده و چشم ها را ببندد. برای بالا بردن قابلیت پذیرش بیمار (یک بیمار بدبین) به او آموزش دهید که در طی معالجه این عبارت تاکیدی را چندین بار در ذهن خود تکرار کند. « من تمام انرژی داده شده را با اشتیاف ، به طور کامل و با سپاس در حالی که از ایمان لبریزم می پذیزم » یا از بیمار بخواهید هنگامی که به او انرژی میدهید تجسم کند که بدنش یا بخش آزرده از نور یا انرژی پرانا لبریز میشود > به این ترتیب سرعت همگون سازی انرژی پرانا افزایش چشمگیری پیدا میکند.
mehrdads
فکر میکنم بهتره یکی از پست هایی رو که قبلا نوشته بودم اینجا کپی کنم ، البته میتونید در این لینک کاملش رو مطالعه اش کنید:
از کتاب انرژی درمانی نوشته آقای چوآ کوک سوی بدون تغییر:
اگر بیمار پذیرنده و ارام باشد ، یا مقاومت شدیدی نشان ندهد ، شفا دادن با سهولت بسیار زیادی انجام میشود. وقتی بیمار آرام است ، بدن او میتواند انرژی پرانیک بیشتری جذب کن. به دلایل زیر ممکن است پرانای انتقال یافته از طرف بیمار پذیرفته نشود :
1.اگر بیمار به شدت از این روش درمانی بیزار باشد
2.اگر از شفا دهنده بیزار باشد
3. اگر نخواهد شفا یابد! [ البته این مورد به صورت ناخود آگاه است]
@lightwork1
بنابر این عاقلانه خواهد بود که برای آماده کردن بیمار ، رابطه خوبی با او برقرار کنیم. این آمادگی با لبخند زدن ، احترام گذاشتن به بیمار و درمان کردن او به شیوه ای مهر آمیز و مودبانه ایجاد میشود. چنانچه بیمار کوچک ترین اطلاعی از شفای پرانیک نداشته باشد، شفاگر باید مختصرا و به وضوح درباره ماهیت شفای پرانیک توضیح دهد.اگر مقاومت شدیدی در بیمار وجود دارد از او بخواهید در طی درمان ، در وضعیت پذیرندگی قرار گیرد. از او بخواهید دست ها را به سمت بالا و سر را کمی به طرف پایین خم کرده و چشم ها را ببندد. برای بالا بردن قابلیت پذیرش بیمار (یک بیمار بدبین) به او آموزش دهید که در طی معالجه این عبارت تاکیدی را چندین بار در ذهن خود تکرار کند. « من تمام انرژی داده شده را با اشتیاف ، به طور کامل و با سپاس در حالی که از ایمان لبریزم می پذیزم » یا از بیمار بخواهید هنگامی که به او انرژی میدهید تجسم کند که بدنش یا بخش آزرده از نور یا انرژی پرانا لبریز میشود > به این ترتیب سرعت همگون سازی انرژی پرانا افزایش چشمگیری پیدا میکند.
mehrdads
باسلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان محترم،چندي پيش لطف و بزرگواري يكي از دوستان شامل حال من شد و براي يكي از دوستانم كه با بيماري سرطان بدخيم درگيربودندبصورت مداوم انرژي شفابخشي ريكي ارسال شد ،بيمار تا آن زمان اعتقاد خاصي به انرژيها ومسايل مربوطه نداشت،اما بدليل ترس از بيماري آماده پذيرش هر درماني بود.زمانيكه شروع به تجسم حفاظت با امواج الهي و دريافت انرژي و تكرار جملات مثبت بر طبق برنامه درمانگر بزرگوار كرد روز بروز تغييرات روحي رابيشتر از قبل حس ميكرد،بطوريكه ترس ايشان از بيماري واقعا كاهش داشت ،همزمان درمانگر نيز براي ايشان انرژي ارسال ميكرد.بعد از عمل جراحي پزشكان اعلام كردند بدليل گسترش رشد سلولها دراندامهاي ديگر ،تا زمان عمل دوم كاملا ايشان ميبايست تحت اسكن قرار گرفته و ميزان رشد بررسي شود،همراهي بيمار و درمانگر و دوسويه بودن ادامه كار باعث شد كه در طي مدتي رشد سلولها متوقف شود و پزشك آنرا يك معجزه خوانده و عمل دوم را به راحتي انجام دهد.درحال حاضر بيمار با پذيرش بهتري درحال شروع دوره كوتاهي از شيمي درمانيست .اين همكاري دوطرفه باعث شد دوره درمان سبكتر و ازشدت وخامت بيماري كاسته شود.خداوند براي آن بزرگوار نور و عشق خود را عطا نمايد.با سپاس از استاد عزيز و دوستان .شاد و سلامت باشيد.
@lightwork1
پاییز
@lightwork1
پاییز
با سلام.به نظرمن هم اعتقاد و ایمان شخصی بیمار خیلی مهم نیست . بیشتر پذیرش و گشودگی اون مهمه چون ایمان و اعتقادی که معمولا افراد می گن ریشه در خوداگاه و تجربیات سابق فرد داره . من معمولا به اشخاص میگم که تجربیات فردی اونها دلیل بر وجود یا عدم وجود مسایل غیر مادی یا انرژی یا هر چیز دیگه ای نیست . تجربه فردی بسیار محدود هستش و خیلی وقتها مبنای درستی نمیتونه باشه. بارها شنیدم افراد می گن من اعتقادی به این چیزها ندارم متافیزیک و عوالم غیر مادی و ... و من در جواب می گم که این خیلی ساده است انرژی ها و ریکی خیلی ساده تر از این حرفها هستن و کافیه شما این چیزهای ساده رو تجربه کنید و سعی می کنم نوعی پذیرش در فرد ایجاد کنم همین که این حالت درست شد دریافت انرژی و شفا و تجربیات هم آسونتر انجام میشه.باقی مسایل مثل شفا گرفتن دیگه در حیطه قدرت من ریکی دهنده نیست ریکی خودش می دونه چیکار کنه.
در پناه حق
@lightwork1
رزم آور نور
در پناه حق
@lightwork1
رزم آور نور
طبق تجربه درمانی خودم درمانگر حدودا 70 درصد و بیمار 30 درصد نقش داره.بیمار باید روی پذیرشش کار کنه که اون هم به وسیله درمانگر باید کمک بشه بهش.به قول یکی از بزرگان که میگفت این قدرت روحی درمانگره که در درمان تاصیر میزاره نه متد درمانی.
البته موارد بالا زمانی درسته که شخص گیر کارمایی نداشته باشه!چون اگه داشته باشه ری کی اصلا جاری نمیشه.در حالت خوبش اون گیر با مقدار مشخصی هزینه که میشه یا به درمانگر داد یا به خیریه برطرفش کرد اما طبق تجربم بعضی گیر ها با پول هم برطرف نمیشه و یجور امتحان برای شخصه.
البته طبق صحبت دوستان گفتن که وقتی شخصی در مسیر ما قرار میگیره یعنی خودبرترش اونو قرار داده.باقیش وظیفه ما هست که بتونیم وظیفه روحی-درمانیمون رو در قبالش انجام بدیم.میشه از سمبل سی هی کی برای پذیرش شخص و از سمبل چوکوری برای از بین بردن سد های ذهنی استفاده کرد.من خودم تاثیرش رو دیدم خیلی خیلی قوی بوده.و نکته مهم اینه که خوده درمانگر به درمانش شک نکنه که خیلی از تازه کارها(من جمله خودم!) گاها دچار این وسواس و مشکل میشیم.اما باید بدونیم که به ما مربوط نیست نتیجه درمان چیه!ما فقط باید طبق رسالت روحیمون درمان رو انجام بدیم!
به تو سر بسته و در پرده بگویــم***تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی***خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی***تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی***تو خود اسرار نهانی
@lightwork1
Saeed871
البته موارد بالا زمانی درسته که شخص گیر کارمایی نداشته باشه!چون اگه داشته باشه ری کی اصلا جاری نمیشه.در حالت خوبش اون گیر با مقدار مشخصی هزینه که میشه یا به درمانگر داد یا به خیریه برطرفش کرد اما طبق تجربم بعضی گیر ها با پول هم برطرف نمیشه و یجور امتحان برای شخصه.
البته طبق صحبت دوستان گفتن که وقتی شخصی در مسیر ما قرار میگیره یعنی خودبرترش اونو قرار داده.باقیش وظیفه ما هست که بتونیم وظیفه روحی-درمانیمون رو در قبالش انجام بدیم.میشه از سمبل سی هی کی برای پذیرش شخص و از سمبل چوکوری برای از بین بردن سد های ذهنی استفاده کرد.من خودم تاثیرش رو دیدم خیلی خیلی قوی بوده.و نکته مهم اینه که خوده درمانگر به درمانش شک نکنه که خیلی از تازه کارها(من جمله خودم!) گاها دچار این وسواس و مشکل میشیم.اما باید بدونیم که به ما مربوط نیست نتیجه درمان چیه!ما فقط باید طبق رسالت روحیمون درمان رو انجام بدیم!
به تو سر بسته و در پرده بگویــم***تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی***خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی***تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی***تو خود اسرار نهانی
@lightwork1
Saeed871
باسلام طبق تجربه ای که من داشتم که باعث تعجب خودمم
شدمدتی قبل یکی ازدوستانم که هیچ باوری به انرژی درمانی نداشت ,
و حتی من رو مسخره میکرد به من زنگ زدو باکنایه به من گفت که
فلان درد من رو خوب کن منم گفتم امشب برات انرژی ارسال میکنم
ولی یادم رفت ساعتش رو ذکرکنم بالاخره شب براش انرژی فرستادم
فردای اونروز بهم زنگ زد و درحالیکه حیرت زده شده بود گفت دیشب
ساعت۱۱ احساس خواب آلودگی شدیدی بهم دست داد انگار داروی
خواب آور خورده باشم چیزی منو مجبوربه خوابیدن کرد و دیشب
بسیار راحت خوابیدم و حالا هم هیچ مشکلی ندارم .......
من متوجه شدم که دوستم درهمون ساعتی که من شروع به ارسال انرژی کردم
دچار خواب آلودگی شده و هر دوی ما از نتیجه کار خرسندشدیم.
و در یک مورد دیگر هم یکی از اقوامم که اعتقادی به این مسایل نداشت
با اصرار خودم مورد درمان قرارگرفت و درحین درمان به خواب عمیقی
فرو رفت و وقتی بیدارشد به گفته خودش دردی نداشت و این خیلی براش
جالب بود .....
به نظر من اگر باور درمانگر قویتر از بیمار باشه نیازی به ایمان داشتن بیمار
به دریافت انرژی نیست در این دو مورد که توضیح دادم هر دو بیمار من
هیچ ایمانی به دریافت انرژی نداشتند و من احساس میکنم در اون موقع
ایمان و باور قلبی من بود که امر درمان رو ممکن ساخت البته شرایط
و روحیه فعلی درمانگر در امر درمان بسیارتاثیر داره چون من در شرایط دیگه ای
هم اینکار رو انجام دادم و نتیجه قابل ملاحظه ای نداشت...
@lightwork1
خدا را سپاس
Maryam
شدمدتی قبل یکی ازدوستانم که هیچ باوری به انرژی درمانی نداشت ,
و حتی من رو مسخره میکرد به من زنگ زدو باکنایه به من گفت که
فلان درد من رو خوب کن منم گفتم امشب برات انرژی ارسال میکنم
ولی یادم رفت ساعتش رو ذکرکنم بالاخره شب براش انرژی فرستادم
فردای اونروز بهم زنگ زد و درحالیکه حیرت زده شده بود گفت دیشب
ساعت۱۱ احساس خواب آلودگی شدیدی بهم دست داد انگار داروی
خواب آور خورده باشم چیزی منو مجبوربه خوابیدن کرد و دیشب
بسیار راحت خوابیدم و حالا هم هیچ مشکلی ندارم .......
من متوجه شدم که دوستم درهمون ساعتی که من شروع به ارسال انرژی کردم
دچار خواب آلودگی شده و هر دوی ما از نتیجه کار خرسندشدیم.
و در یک مورد دیگر هم یکی از اقوامم که اعتقادی به این مسایل نداشت
با اصرار خودم مورد درمان قرارگرفت و درحین درمان به خواب عمیقی
فرو رفت و وقتی بیدارشد به گفته خودش دردی نداشت و این خیلی براش
جالب بود .....
به نظر من اگر باور درمانگر قویتر از بیمار باشه نیازی به ایمان داشتن بیمار
به دریافت انرژی نیست در این دو مورد که توضیح دادم هر دو بیمار من
هیچ ایمانی به دریافت انرژی نداشتند و من احساس میکنم در اون موقع
ایمان و باور قلبی من بود که امر درمان رو ممکن ساخت البته شرایط
و روحیه فعلی درمانگر در امر درمان بسیارتاثیر داره چون من در شرایط دیگه ای
هم اینکار رو انجام دادم و نتیجه قابل ملاحظه ای نداشت...
@lightwork1
خدا را سپاس
Maryam
با سلام خدمت همه دوستان نورانی
بدنبال موضوعی در انجمن میگشتم که اتفاقی به این تاپیک برخوردم و با تجربیات زیبای دوستان روبرو شدم.
به نظر بنده هم یک درمان عالی و مطلوب با همکاری ۲ نفر انجام میگیره ، هم درمانگر و کیفیت کانالش و هم درمان شونده و همکاری او
ما در استفاده از انوار ریکی در لایتورک به این باور داریم که ریکی دارای هوشمندی کیهانیست و خود کنترل انوار را بدست گرفته و به بهترین شکل عمل مینماید، اما در این بین به نظر بنده در پاره ای از مواقع قدرت و اهمیت کارمای احتمالی حاضر در بیماری و از طرفی تواناییهای سایکیک هر دو شخص در امر درمان دخیله.
در صورتی که کارمای سنگین در بیماری حاصله برای درمان شونده دخیل باشه ، این احتمال وجود داره که بیمار تا سخترین مراحل بیماری پیش بره ، اما کاری که انوار ریکی برای درمان شونده میکنه اینکه آگاهی و شهود لازم برای درک و فهم این اتفاق رو به اون تزریق میکنه، در خیلی از مواقع شخص بیمار لحظه لحظه زندگی خود را در ترس و بدبختی سپری میکنه چه بسا در این بین به خودش و اطرافیانش فشارهای زیاد روحی ... وارد میکنه، اما کسانی که تحت درمان با انرژی بودن و حتما دوستان هم شاهد این اتفاقت مثبت بودن این بوده که هرچقدر که بیماری حاد بوده اما بیمار پذیرش لازم رو تونسته بهش دست پیدا کنه و در شرایطی که حتی بیماری در مراحل شدید خودش بوده بیمار از آرامش خاصی برخوردار بوده و حتی این پذیرش و صبر باعث شده که کارما پرسه خود را گذرانده و بعد سلامتی و شفا حاصل شده و در بعضی مواقع بیمار مرگ همراه با آگاهی رو تجربه کرده.
یاد ۲ درمان که برای بنده تجربه خاصی داشت افتادم
چند سال پیش در کنار کسی مشغول بکار بودم که خواهر ایشان در همدان دچار بیماری سرطان سینه شده بود و بیماری و سلولهای سرطانی تمام وجود بیمار رو درگیر کرده بشکلی که هم بیمار و هم اطرافیان شاهد صحنه های بدی بودن که اصلا قابل توصیف نیست، بنده پیشنهاد دادم در صورت امکان برای ایشون انرژی درماتی انجام بدیم که مورد موافقت قرار گرفت و بنده از راه دور و یکی اژ دوستان(که خانم بودن و بنده در ابتدا ریکی را از ایشان همسویی دریافت کرده و استاد بنده بودن ) هم به همدان مراجعه و به مدت یک هفته از راه نزدیک به ایشان انرژی ارسال میشد، بعد از برگشت استاد چند روز بعد اون خانم فوت شدن و این برای بنده باعث شد که قضاوت اشتباهی کنم تا این حد که اصلا روم نمیشد برم تصلیت بگم و میترسیدم اطرافیان بیمار که در جریان این امور بودن با بنده برخورد خوبی نشه، اما اتفاقی که افتاد کاملا برعکس بود ، عین جمله ای که به بنده گفتن این بود که شما باعث شفای اون شدید و رها شد از درد و بدبختی، ظاهرا بیمار مدت ۴ سال بود که در بدترین شرایط قرار داشت و بیماری خیلی شدت گرفته بود به جایی رسیده بود که خود بیمار و اطرافیان هم راضی به مرگ بودن، بنده در حدی نیستم که بگم این کارما بوده یا غیره اما هرچی بود بیمار رها شد و در کنارش همسر ، فرزندان، پدر و مادر ، خواهر و برادر هم تونستن از این مرحله بگذرند و به زندگی خودشون ادامه بدن.
مورد بعدی
یکی از دوستانی که با هم در دوره های مدیتیشن شرکت میکردیم، یک شب تماس گرفت و گفت که پسرش بعد از مدتها دوباره تشنج کرده و حال مساعدی نداره و از بنده درخواست کرد که براش انرژی ارسال کنم که بنده هم انجام دادم، بعد از یک ساعت وقتی جویای حالش شدم متوجه شدم که بعد از ارسال انرژی بیمار دچار خونریزی از بینی شده و در حال انتقال به بیمارستان بود، که دوباره احساس بدی بهم دست داد که چطور من که به نیت درمان اقدام کردم بیمار بدتر شده و حالا در جلسه بعدی اگه مادرش من رو بیینه چه رفتاری با من میکنه، که فردای اون روز مادر بیمار دوباره تماس گرفت و کلی تشکر و غیره که شما به داد ما رسیدید، ظاهرا دکترها گفتن بودن شانس آوردید پسرتون خون دماغ شده وگرنه دچار پاره گی مویرگهای مغزی و سکته مغزی میشده.
در پایان این رو عرض کنم که ما باز به خیلی از امور آگاه نیستیم
@lightwork1
۱۰۰ البته همکاری درمان شونده و تجربه درمانگر برای آماده کردن اون خیلی مهمه اما کلید درمان به همون موضوعی مربوطه که استاد عزیز چندی پیش برای درک بهتر اون برای ما مسابقه ای ترتیب دادن و اون سکوت ذهن و کانالی بهتر بدون هیچ دخالتی برای جاری شدن انوار ریکی بود.
شاد باشید
@Reza809
بدنبال موضوعی در انجمن میگشتم که اتفاقی به این تاپیک برخوردم و با تجربیات زیبای دوستان روبرو شدم.
به نظر بنده هم یک درمان عالی و مطلوب با همکاری ۲ نفر انجام میگیره ، هم درمانگر و کیفیت کانالش و هم درمان شونده و همکاری او
ما در استفاده از انوار ریکی در لایتورک به این باور داریم که ریکی دارای هوشمندی کیهانیست و خود کنترل انوار را بدست گرفته و به بهترین شکل عمل مینماید، اما در این بین به نظر بنده در پاره ای از مواقع قدرت و اهمیت کارمای احتمالی حاضر در بیماری و از طرفی تواناییهای سایکیک هر دو شخص در امر درمان دخیله.
در صورتی که کارمای سنگین در بیماری حاصله برای درمان شونده دخیل باشه ، این احتمال وجود داره که بیمار تا سخترین مراحل بیماری پیش بره ، اما کاری که انوار ریکی برای درمان شونده میکنه اینکه آگاهی و شهود لازم برای درک و فهم این اتفاق رو به اون تزریق میکنه، در خیلی از مواقع شخص بیمار لحظه لحظه زندگی خود را در ترس و بدبختی سپری میکنه چه بسا در این بین به خودش و اطرافیانش فشارهای زیاد روحی ... وارد میکنه، اما کسانی که تحت درمان با انرژی بودن و حتما دوستان هم شاهد این اتفاقت مثبت بودن این بوده که هرچقدر که بیماری حاد بوده اما بیمار پذیرش لازم رو تونسته بهش دست پیدا کنه و در شرایطی که حتی بیماری در مراحل شدید خودش بوده بیمار از آرامش خاصی برخوردار بوده و حتی این پذیرش و صبر باعث شده که کارما پرسه خود را گذرانده و بعد سلامتی و شفا حاصل شده و در بعضی مواقع بیمار مرگ همراه با آگاهی رو تجربه کرده.
یاد ۲ درمان که برای بنده تجربه خاصی داشت افتادم
چند سال پیش در کنار کسی مشغول بکار بودم که خواهر ایشان در همدان دچار بیماری سرطان سینه شده بود و بیماری و سلولهای سرطانی تمام وجود بیمار رو درگیر کرده بشکلی که هم بیمار و هم اطرافیان شاهد صحنه های بدی بودن که اصلا قابل توصیف نیست، بنده پیشنهاد دادم در صورت امکان برای ایشون انرژی درماتی انجام بدیم که مورد موافقت قرار گرفت و بنده از راه دور و یکی اژ دوستان(که خانم بودن و بنده در ابتدا ریکی را از ایشان همسویی دریافت کرده و استاد بنده بودن ) هم به همدان مراجعه و به مدت یک هفته از راه نزدیک به ایشان انرژی ارسال میشد، بعد از برگشت استاد چند روز بعد اون خانم فوت شدن و این برای بنده باعث شد که قضاوت اشتباهی کنم تا این حد که اصلا روم نمیشد برم تصلیت بگم و میترسیدم اطرافیان بیمار که در جریان این امور بودن با بنده برخورد خوبی نشه، اما اتفاقی که افتاد کاملا برعکس بود ، عین جمله ای که به بنده گفتن این بود که شما باعث شفای اون شدید و رها شد از درد و بدبختی، ظاهرا بیمار مدت ۴ سال بود که در بدترین شرایط قرار داشت و بیماری خیلی شدت گرفته بود به جایی رسیده بود که خود بیمار و اطرافیان هم راضی به مرگ بودن، بنده در حدی نیستم که بگم این کارما بوده یا غیره اما هرچی بود بیمار رها شد و در کنارش همسر ، فرزندان، پدر و مادر ، خواهر و برادر هم تونستن از این مرحله بگذرند و به زندگی خودشون ادامه بدن.
مورد بعدی
یکی از دوستانی که با هم در دوره های مدیتیشن شرکت میکردیم، یک شب تماس گرفت و گفت که پسرش بعد از مدتها دوباره تشنج کرده و حال مساعدی نداره و از بنده درخواست کرد که براش انرژی ارسال کنم که بنده هم انجام دادم، بعد از یک ساعت وقتی جویای حالش شدم متوجه شدم که بعد از ارسال انرژی بیمار دچار خونریزی از بینی شده و در حال انتقال به بیمارستان بود، که دوباره احساس بدی بهم دست داد که چطور من که به نیت درمان اقدام کردم بیمار بدتر شده و حالا در جلسه بعدی اگه مادرش من رو بیینه چه رفتاری با من میکنه، که فردای اون روز مادر بیمار دوباره تماس گرفت و کلی تشکر و غیره که شما به داد ما رسیدید، ظاهرا دکترها گفتن بودن شانس آوردید پسرتون خون دماغ شده وگرنه دچار پاره گی مویرگهای مغزی و سکته مغزی میشده.
در پایان این رو عرض کنم که ما باز به خیلی از امور آگاه نیستیم
@lightwork1
۱۰۰ البته همکاری درمان شونده و تجربه درمانگر برای آماده کردن اون خیلی مهمه اما کلید درمان به همون موضوعی مربوطه که استاد عزیز چندی پیش برای درک بهتر اون برای ما مسابقه ای ترتیب دادن و اون سکوت ذهن و کانالی بهتر بدون هیچ دخالتی برای جاری شدن انوار ریکی بود.
شاد باشید
@Reza809
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g