Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ادامه از پست قبل☝️👇
8) مسئله پول: معمولاً رایج است که رهروان راه معنوی کسی که پول دریافت میکند را واقعی نمیدانند و معتقدند استاد باید رایگان دانشش را در اختیار دیگران قرار دهد همچون شمس و مولانا. متأسفانه این ملاک خوبی نیست. چون اولاً که زمانه تغییر کرده و آموزش معنوی نیز کاری تماموقت است. پس استاد برای تأمین نیازهایش مثل هر انسانی دیگری نیازمند پول است. علاوه بر این همه ی ما مولانا نیستیم که به آخرین حد آگاهی رسیده باشیم و در انتظار شمس، احتمالاً اگر ما هم در آن زمانه بودیم صرفاً یکی دیگر از اشخاصی میشدیم که شمس بدانها بیاعتنا بود، پس نباید خودمان را مولانا بدانیم! برای مثال آخرین استادی که داشتم رایگان آموزش میداد و مدیر یک مغازه ابزارفروشی بود. گاهی هفتهها برای صحبت با او باید التماس میکردم و صبر میکردم که وقتش آزاد شود. در حالی که کاملا حاضر بودم مثل هر چیز دیگری بهایی بپردازم و از راهنماییهای منظم او بهرهمند شوم تا اینکه آموزشها رایگان باشد اما مثل چیزی بیاهمیت با آن برخورد شود. بعد هم اینکه استاد هم انسان است و هرچقدر هم که بینیاز باشد. باز در حین آموزش دادن برای او انتظاراتی پدید میآید از قبیل دریافت احترام، توجه، حمایت و… و برای کسی که هزینهای دریافت نمیکند این باعث میشود که او و شاگردانش وارد بازی پیچیده ذهنیای شوند که استاد از شاگردان بهصورت ناخودآگاه انتظار دارد و آنها نمیتوانند این انتظارات را برآورده کنند و حاصلش جز دلسردی استاد و خستگی شاگردان نیست. در حالی که هزینه ای معقول از ابتدا میتوانست تمام این مشکلات را مرتفع کند.
@lightwork1
جمع بندی:
ملاکهایی که در بالا گفتم حاصل سالها جستجوی خودم به دنبال استاد و همینطور سالها ایفای نقش بهعنوان معلم بهدستآمده است. اگر ملاکهای غلطی برای استاد داشته باشید فرد نامناسبی را مییابید که بهجای نفع برای شما بسیار مضر خواهد بود. چراکه در سیر و سلوک شما باید بارهای ذهنیتان را رها کنید و آزاد شوید اما اساتید دروغین به شما الگوهای فکری خاص میدهند که نهتنها شمارا به حقیقت وجودتان نزدیک نمیکند بلکه باعث میشود در مقابل حقیقت، اگر در سر راهتان قرار گیرد، جبههگیری کنید.
@lightwork1
درهرحال امیدوارم از این متن استفاده برده باشید و آن را با تمام کسانی که به دنبال استاد هستند به اشتراک بگذارید. و درنهایت استاد واقعی مناسب خودتان را، در زمان درست بیابید.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
[۱] البته درگذشتههای دور واقعاً چنین قدرتهایی وجود داشتند اما بنا به دلایلی نامعلوم در حال حاضر اکثر این قدرتها بستهشده است.
💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮
مدیر سایت این بیوگرافی را از خودش گذاشته : بخش اعظم عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق و تمرین علوم معنوی خصوصا کندالینی یوگا، کرده و حتی در این راه سفرهای مختلفی از جمله به هند داشته است. او مهمترین هدف انسان بروی زمین را خودشناسی می داند و بیش از یک دهه است که می کوشد دانش خود را از طریق وبلاگها، وبسایت ها یا جلسات حضوری با مخاطبان پارسی زبان به اشتراک گذارد.
او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی است و پایان نامه خود را در زمینه روانکاوی عمقی یونگ به پایان رسانده و معتقد است نظریات کارل گوستاو یونگ خصوصا ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها به او در شناخت خود و کمک به مراجعانش بسیار راهگشا بوده اند.
@lightwork1
⭕️این مطلب از مطالب قدیمی سایت جیوتی مارگاست که متاسفانه دیگر فعالیت ندارد
8) مسئله پول: معمولاً رایج است که رهروان راه معنوی کسی که پول دریافت میکند را واقعی نمیدانند و معتقدند استاد باید رایگان دانشش را در اختیار دیگران قرار دهد همچون شمس و مولانا. متأسفانه این ملاک خوبی نیست. چون اولاً که زمانه تغییر کرده و آموزش معنوی نیز کاری تماموقت است. پس استاد برای تأمین نیازهایش مثل هر انسانی دیگری نیازمند پول است. علاوه بر این همه ی ما مولانا نیستیم که به آخرین حد آگاهی رسیده باشیم و در انتظار شمس، احتمالاً اگر ما هم در آن زمانه بودیم صرفاً یکی دیگر از اشخاصی میشدیم که شمس بدانها بیاعتنا بود، پس نباید خودمان را مولانا بدانیم! برای مثال آخرین استادی که داشتم رایگان آموزش میداد و مدیر یک مغازه ابزارفروشی بود. گاهی هفتهها برای صحبت با او باید التماس میکردم و صبر میکردم که وقتش آزاد شود. در حالی که کاملا حاضر بودم مثل هر چیز دیگری بهایی بپردازم و از راهنماییهای منظم او بهرهمند شوم تا اینکه آموزشها رایگان باشد اما مثل چیزی بیاهمیت با آن برخورد شود. بعد هم اینکه استاد هم انسان است و هرچقدر هم که بینیاز باشد. باز در حین آموزش دادن برای او انتظاراتی پدید میآید از قبیل دریافت احترام، توجه، حمایت و… و برای کسی که هزینهای دریافت نمیکند این باعث میشود که او و شاگردانش وارد بازی پیچیده ذهنیای شوند که استاد از شاگردان بهصورت ناخودآگاه انتظار دارد و آنها نمیتوانند این انتظارات را برآورده کنند و حاصلش جز دلسردی استاد و خستگی شاگردان نیست. در حالی که هزینه ای معقول از ابتدا میتوانست تمام این مشکلات را مرتفع کند.
@lightwork1
جمع بندی:
ملاکهایی که در بالا گفتم حاصل سالها جستجوی خودم به دنبال استاد و همینطور سالها ایفای نقش بهعنوان معلم بهدستآمده است. اگر ملاکهای غلطی برای استاد داشته باشید فرد نامناسبی را مییابید که بهجای نفع برای شما بسیار مضر خواهد بود. چراکه در سیر و سلوک شما باید بارهای ذهنیتان را رها کنید و آزاد شوید اما اساتید دروغین به شما الگوهای فکری خاص میدهند که نهتنها شمارا به حقیقت وجودتان نزدیک نمیکند بلکه باعث میشود در مقابل حقیقت، اگر در سر راهتان قرار گیرد، جبههگیری کنید.
@lightwork1
درهرحال امیدوارم از این متن استفاده برده باشید و آن را با تمام کسانی که به دنبال استاد هستند به اشتراک بگذارید. و درنهایت استاد واقعی مناسب خودتان را، در زمان درست بیابید.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
[۱] البته درگذشتههای دور واقعاً چنین قدرتهایی وجود داشتند اما بنا به دلایلی نامعلوم در حال حاضر اکثر این قدرتها بستهشده است.
💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮
مدیر سایت این بیوگرافی را از خودش گذاشته : بخش اعظم عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق و تمرین علوم معنوی خصوصا کندالینی یوگا، کرده و حتی در این راه سفرهای مختلفی از جمله به هند داشته است. او مهمترین هدف انسان بروی زمین را خودشناسی می داند و بیش از یک دهه است که می کوشد دانش خود را از طریق وبلاگها، وبسایت ها یا جلسات حضوری با مخاطبان پارسی زبان به اشتراک گذارد.
او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی است و پایان نامه خود را در زمینه روانکاوی عمقی یونگ به پایان رسانده و معتقد است نظریات کارل گوستاو یونگ خصوصا ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها به او در شناخت خود و کمک به مراجعانش بسیار راهگشا بوده اند.
@lightwork1
⭕️این مطلب از مطالب قدیمی سایت جیوتی مارگاست که متاسفانه دیگر فعالیت ندارد
Audio
کتاب صوتی تتا هیلینگ اثر ویانا استیبال | انرژی درمانی | کامل
"I follow four dictates: face it, accept it, deal with it, then let it go."
- Sheng Yen
در مقابله با مشکلات:
"من چهار دستور را دنبال می کنم: با آن روبرو شو ، آن را بپذیر ، با آن مقابله کن ، سپس آن را رها کن."
- شنگ ین
@lightwork1
- Sheng Yen
در مقابله با مشکلات:
"من چهار دستور را دنبال می کنم: با آن روبرو شو ، آن را بپذیر ، با آن مقابله کن ، سپس آن را رها کن."
- شنگ ین
@lightwork1
👍1
Forwarded from پیامی برای صلح (ریما نصر)
🔰 خوشی نهادین
خوشی من از نهاد من است ...
*
خوشم،
خوشم،
چنان خوشم که از خوشی،
در دو جهان نمیگنجم.
#شمس_تبریزی
✨✨✨
من طَرَبم، طَرَب مَنَم
#غزل_مولانا
عارف کسی است که به چنان گشاد دلی رسیده که می تواند هر تلخی را به شیرینی و هر غم را به سرور تعبیر کند؛ آن کس که جانش از ایمان و اعتماد به "خود" و به "هستی" سرشار است.
شادی و سرور امری کاملا درونی است، و نسبتی با اوضاع و شرایط بیرونی ندارد! شادی یک انتخاب است؛ انتخابی شجاعانه. تنها دلیران و بی باکانند که آن را بر غم و افسردگی ترجیح می دهند. آنان که خدا بر دلشان چنان نوری از اعتماد و توکل افکنده، که می دانند این عالم سراسر رو سوی خیر دارد، و گشایش ها در راه است. سختی ها هست و دشواری ها، اما آنها چیزی جز ابتلا نیست؛ به بلا افتادنی برای غربال شدن ما.
غالبا گمان می کنیم خواهان شادی هستیم و جویای سرور . اما واقعیت چیز دیگری است؛ ما از شادی بی قید و شرط می ترسیم؛ از همین روی است که همواره برایش شرط می گذاریم و آن را به اوضاع و احوال معینی منوط می گردانیم. کدام یک از ما هست که بخواهد در هر حالی شاد باشد، حتی اگر پیر و رنجور شود و دنیا به مرادش نگردد؟ مولانا صفتی باید، تا همۀ تلخی ها و ترشی ها را به شیرینی و شکر بدل کند.
✨✨✨
وقتی مولانا می گوید ، من شِکر اندر شِکر اندر شِکرم ، یعنی از شیرینی گذشته ام . آن کس که شیرین است می تواند ترش و تلخ هم بشود، چون شیرینی اش نه از ذات او ، که صفتی عاریه بر اوست ؛ شیرینی او حاصل افزوده شدن چیزی شیرین به اوست، چیزی بیرونی. اگر آن امر بیرونی از او گرفته شود، یا چیزی تلخ و ترش به او افزوده گردد، معلوم است که تلخ می شود و ترش، یا دست کم از شیرین بودنش کم می شود. شیرینی او وابسته به امور بیرون از اوست، به اوضاع و احوال بیرونی. اما آن کس که شِکر شده است، چیزی جز شیرین بودن نمی شناسد. شکر کارش شیرین کردن است و تعریفش شیرین بودن. شیرینی نه صفتی عاریه بر او، که از ذات اوست؛ شیرینی را از خود می گیرد و به خود می بخشد.
پی نوشت : این البته به معنای دست روی دست گذاشتن و توکل منفی نیست. در توکل منفی فرد امور را به خود وامی گذارد و هیچ مسئولیتی برای خود متصور نیست. اما نوع دیگری از توکل هم هست: توکل مثبت. در این نوع توکل ما هر آنچه اقتضای عقل و دوراندیشی است انجام می دهیم، هر کار که از دستمان برمی آید می کنیم و آنگاه نتیجه را به خدا و لطف او می سپاریم. مقصود از توکل، عمل نکردن نیست؛ هدف، خالی کردن ذهن است از نگرانی ها و دلواپسی ها. مقصود، برداشتن نگاه از آینده است، نه آینده نگری.
@payamibarayesolh
خوشی من از نهاد من است ...
*
خوشم،
خوشم،
چنان خوشم که از خوشی،
در دو جهان نمیگنجم.
#شمس_تبریزی
✨✨✨
من طَرَبم، طَرَب مَنَم
#غزل_مولانا
عارف کسی است که به چنان گشاد دلی رسیده که می تواند هر تلخی را به شیرینی و هر غم را به سرور تعبیر کند؛ آن کس که جانش از ایمان و اعتماد به "خود" و به "هستی" سرشار است.
شادی و سرور امری کاملا درونی است، و نسبتی با اوضاع و شرایط بیرونی ندارد! شادی یک انتخاب است؛ انتخابی شجاعانه. تنها دلیران و بی باکانند که آن را بر غم و افسردگی ترجیح می دهند. آنان که خدا بر دلشان چنان نوری از اعتماد و توکل افکنده، که می دانند این عالم سراسر رو سوی خیر دارد، و گشایش ها در راه است. سختی ها هست و دشواری ها، اما آنها چیزی جز ابتلا نیست؛ به بلا افتادنی برای غربال شدن ما.
غالبا گمان می کنیم خواهان شادی هستیم و جویای سرور . اما واقعیت چیز دیگری است؛ ما از شادی بی قید و شرط می ترسیم؛ از همین روی است که همواره برایش شرط می گذاریم و آن را به اوضاع و احوال معینی منوط می گردانیم. کدام یک از ما هست که بخواهد در هر حالی شاد باشد، حتی اگر پیر و رنجور شود و دنیا به مرادش نگردد؟ مولانا صفتی باید، تا همۀ تلخی ها و ترشی ها را به شیرینی و شکر بدل کند.
✨✨✨
وقتی مولانا می گوید ، من شِکر اندر شِکر اندر شِکرم ، یعنی از شیرینی گذشته ام . آن کس که شیرین است می تواند ترش و تلخ هم بشود، چون شیرینی اش نه از ذات او ، که صفتی عاریه بر اوست ؛ شیرینی او حاصل افزوده شدن چیزی شیرین به اوست، چیزی بیرونی. اگر آن امر بیرونی از او گرفته شود، یا چیزی تلخ و ترش به او افزوده گردد، معلوم است که تلخ می شود و ترش، یا دست کم از شیرین بودنش کم می شود. شیرینی او وابسته به امور بیرون از اوست، به اوضاع و احوال بیرونی. اما آن کس که شِکر شده است، چیزی جز شیرین بودن نمی شناسد. شکر کارش شیرین کردن است و تعریفش شیرین بودن. شیرینی نه صفتی عاریه بر او، که از ذات اوست؛ شیرینی را از خود می گیرد و به خود می بخشد.
پی نوشت : این البته به معنای دست روی دست گذاشتن و توکل منفی نیست. در توکل منفی فرد امور را به خود وامی گذارد و هیچ مسئولیتی برای خود متصور نیست. اما نوع دیگری از توکل هم هست: توکل مثبت. در این نوع توکل ما هر آنچه اقتضای عقل و دوراندیشی است انجام می دهیم، هر کار که از دستمان برمی آید می کنیم و آنگاه نتیجه را به خدا و لطف او می سپاریم. مقصود از توکل، عمل نکردن نیست؛ هدف، خالی کردن ذهن است از نگرانی ها و دلواپسی ها. مقصود، برداشتن نگاه از آینده است، نه آینده نگری.
@payamibarayesolh
Telegram
Forwarded from جادو درمانگران شمن
من تو را به باور دعوت نمیکنم، بلکه به دیدن دعوت می کنم به تو اطمینان میدهم دیدن اثبات کافی برای هر چیزی است که به تو گفتم. گرچه نمی توانم برایت جوهر انرژیکی دنیا را تایید کنم تو باید خودت به تنهایی آن را قصد کنی و باید انجام آن را درون پتانسیلهای خودت بیابی.
📒کتاب ملاقات با ناوال
🆔 @nagualism
📒کتاب ملاقات با ناوال
🆔 @nagualism
@mantramusic
راخ راخان هار
🟥 مانترای زیبای « راخ راخان هار »
این مانترای مقدس برای محافظت کامل است. این مانترا به وجود شما انرژی می بخشد ، و هنگامی که از نظر جسمی ضعیف هستید یا ثروت محدود دارید کمک می کند. این آواز پیروزی است که به ما اجازه می دهد تا توسط دست نازنین و مهربان الهی هدایت شویم. این موانع تحقق سرنوشت فرد را از بین می برد. خواندن یا گوش کردن این مانترا در برابر نوسانات ذهن کمک می کند.
این مانترای مقدس برای محافظت کامل است. این مانترا به وجود شما انرژی می بخشد ، و هنگامی که از نظر جسمی ضعیف هستید یا ثروت محدود دارید کمک می کند. این آواز پیروزی است که به ما اجازه می دهد تا توسط دست نازنین و مهربان الهی هدایت شویم. این موانع تحقق سرنوشت فرد را از بین می برد. خواندن یا گوش کردن این مانترا در برابر نوسانات ذهن کمک می کند.
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
✅ تاریخچه سیستم درمانی شمنی
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809
https://www.instagram.com/p/CSG5sOrCc5U/?utm_medium=copy_link
تمرین اتصال به زمین، جهت متعادل کردن انرژی وجودی
تمرین اتصال به زمین، جهت متعادل کردن انرژی وجودی
Instagram
Instagram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
@lightwork1
بحرانهای درمان یا بیرون ریزی
برخی مواقع وقتی پروسه شفا شروع می شود. برای اینکه انرژی بیماری یا سمومی که در بدن هستند پاک شوند، افراد شروع می کنند به تجربه دوره کوتاهی از بیرون ریزی سموم و ناخالصی ها، که نشان از این است که وضعیت بدنی، ذهنی، احساسی، روحی فرد در حال تغییر است. این در واقع پروسه ای است برای پاکسازی جسم، ذهن و انرژی از انرژی های منفی، سموم بدن و احساسات منفی و
گرچه بیرون ریزی برای همه اتفاق نمی افتد اما می تواند شامل این علائم باشد:
✓ سر درد یا سرگیجه موقت
✓ بی قراری یا عصبی بودن
✓ تغییر حرارت بدن، داغ شدن
✓ خستگی یا خواب آلودگی
✓ جوش زدن یا تغییرات پوستی موقت که در بسیاری از موارد در عرض کمتر از یک روز رفع
می شوند و نشانه ای از تخلیه انرژیهای منفی می باشد.
به سطح آمدن احساسات منفی از گذشته با به یادآوری خاطرات منفی که آنها را سرکوب کرده ایم و می توانند موجب بیماریهای مختلفی شوند.
تجربه علائمی مثل علائم سرما خوردگی (آبریزش بینی، بیرون ریزیهای چرکی) که بخشی از پروسه پاکسازی بدن از سموم و مواد زائد می باشد (بد نیست اضافه کنم که در واقع خیلی از مواقع که افراد فکر می کنند سرما خورده اند در حال تجربه پروسه پاکسازی هستند و متاسفانه به دلیل پایین بودن آگاهی و دانش کل نگر به جای اینکه اجازه بدهیم بدن پروسه پاکسازی خود را به صورت طبیعی انجام دهد آن را با داروهای شیمیایی سرکوب می کنیم و همچنین فرصت قویتر شدن سیستم ایمنی بدن را از آن می گیریم، و هر بار که این علائم را تجربه می کنیم دوباره این اشتباه را تکرار می کنیم تا جایی که سموم سرکوب شده در بدن منفجر می شوند و شخص دچار بیماری وخیم تری می شود. عجیب نیست که محققین می گویند سرطان، سکته، افسردگی و بسیاری از بیماریها، ماحصل عمر جدید و زندگی ماشینی می باشند و این بیماریها در گذشته تقريبا وجود نداشته اند. ما یاد گرفته ایم که به هر قیمتی شده زود خوب شویم و همیشه احساس خوبی داشته باشیم و همین خوب احساس کردن به هر قیمتی برای ما نتیجه بر عکس و منفی به بار آورده به طوری که به ندرت فردی سلامت در دنیا می بینیم.
بیرون ریزی محدود به نوع خاصی نمی باشد و می تواند به شکلهای مختلفی تجربه شود.
درمان شدن به معنی ایجاد تغییر در تمام وجود شماست بنا براین در هر نوع شفا بخشی پروسه پاکسازی و بیرون ریزی بخشی طبیعی از آن می باشد.
چطور با بیرون ریزی ها کنار بیاییم و آن را تسکین دهیم؟
✓ آب زیاد بنوشید
✓ اگر فرصت دارید تا جایی که احساس نیاز می کنید بخوابید.
✓ دائما تمرین اتصال به زمین را انجام دهید.
✓ از گیاهان و دمکرده هایی که به سم زدایی و آرامش کمک می کنند استفاده کنید.
"در گرفتن انرژیها عجله نکنید، برای بسیاری از افراد حتی دریافت یک جلسه درمانی یا همسویی در هفته کافیست"
#رضا_شانتی
@lightwork1
برخی مواقع وقتی پروسه شفا شروع می شود. برای اینکه انرژی بیماری یا سمومی که در بدن هستند پاک شوند، افراد شروع می کنند به تجربه دوره کوتاهی از بیرون ریزی سموم و ناخالصی ها، که نشان از این است که وضعیت بدنی، ذهنی، احساسی، روحی فرد در حال تغییر است. این در واقع پروسه ای است برای پاکسازی جسم، ذهن و انرژی از انرژی های منفی، سموم بدن و احساسات منفی و
گرچه بیرون ریزی برای همه اتفاق نمی افتد اما می تواند شامل این علائم باشد:
✓ سر درد یا سرگیجه موقت
✓ بی قراری یا عصبی بودن
✓ تغییر حرارت بدن، داغ شدن
✓ خستگی یا خواب آلودگی
✓ جوش زدن یا تغییرات پوستی موقت که در بسیاری از موارد در عرض کمتر از یک روز رفع
می شوند و نشانه ای از تخلیه انرژیهای منفی می باشد.
به سطح آمدن احساسات منفی از گذشته با به یادآوری خاطرات منفی که آنها را سرکوب کرده ایم و می توانند موجب بیماریهای مختلفی شوند.
تجربه علائمی مثل علائم سرما خوردگی (آبریزش بینی، بیرون ریزیهای چرکی) که بخشی از پروسه پاکسازی بدن از سموم و مواد زائد می باشد (بد نیست اضافه کنم که در واقع خیلی از مواقع که افراد فکر می کنند سرما خورده اند در حال تجربه پروسه پاکسازی هستند و متاسفانه به دلیل پایین بودن آگاهی و دانش کل نگر به جای اینکه اجازه بدهیم بدن پروسه پاکسازی خود را به صورت طبیعی انجام دهد آن را با داروهای شیمیایی سرکوب می کنیم و همچنین فرصت قویتر شدن سیستم ایمنی بدن را از آن می گیریم، و هر بار که این علائم را تجربه می کنیم دوباره این اشتباه را تکرار می کنیم تا جایی که سموم سرکوب شده در بدن منفجر می شوند و شخص دچار بیماری وخیم تری می شود. عجیب نیست که محققین می گویند سرطان، سکته، افسردگی و بسیاری از بیماریها، ماحصل عمر جدید و زندگی ماشینی می باشند و این بیماریها در گذشته تقريبا وجود نداشته اند. ما یاد گرفته ایم که به هر قیمتی شده زود خوب شویم و همیشه احساس خوبی داشته باشیم و همین خوب احساس کردن به هر قیمتی برای ما نتیجه بر عکس و منفی به بار آورده به طوری که به ندرت فردی سلامت در دنیا می بینیم.
بیرون ریزی محدود به نوع خاصی نمی باشد و می تواند به شکلهای مختلفی تجربه شود.
درمان شدن به معنی ایجاد تغییر در تمام وجود شماست بنا براین در هر نوع شفا بخشی پروسه پاکسازی و بیرون ریزی بخشی طبیعی از آن می باشد.
چطور با بیرون ریزی ها کنار بیاییم و آن را تسکین دهیم؟
✓ آب زیاد بنوشید
✓ اگر فرصت دارید تا جایی که احساس نیاز می کنید بخوابید.
✓ دائما تمرین اتصال به زمین را انجام دهید.
✓ از گیاهان و دمکرده هایی که به سم زدایی و آرامش کمک می کنند استفاده کنید.
"در گرفتن انرژیها عجله نکنید، برای بسیاری از افراد حتی دریافت یک جلسه درمانی یا همسویی در هفته کافیست"
#رضا_شانتی
@lightwork1
Forwarded from erfane.kohan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگر فقط انتظار است. آلبرتو آگواس @lightwork1
✅ تاریخچه سیستم درمانی شمنی
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809
همهجا به جستجوی آرامش برآمدم و آن را نيافتم
مگر نشسته بر كنجی تک و تنها با كتابی كوچک ...
📕 #تولستوی_و_مبل_بنفش
✍🏻 #نینا_سنکویچ
@lightwork1
مگر نشسته بر كنجی تک و تنها با كتابی كوچک ...
📕 #تولستوی_و_مبل_بنفش
✍🏻 #نینا_سنکویچ
@lightwork1
👍1
هر چقدر بیشتر خودتان را دوست داشته باشید، کمتر شبیه دیگران میشوید و این شما را منحصر به فرد میکند.
- والت دیزنی
@lightwork1
- والت دیزنی
@lightwork1