لایت ورک، ریکی، خود شناسی
1.29K subscribers
1.29K photos
369 videos
196 files
1.19K links
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.


آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه

ادمین :
@reza809
Download Telegram
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
اهل معرفت اراده اش را به کار می گیرد تا جهان را درک کند، این اما، مانند شنیدن نیست. زمانی که به جهان می نگریم و یا زمانی که آنرا می شنویم این تصور به ما دست می دهد که جهانی خارج از ما وجود دارد و واقعی است.

اما زمانی که جهان را به کمک اراده ی خود درک می کنیم در می یابیم که نه چندان «وجود خارجی» ندارد بلکه آنگونه هم که فکر می کردیم واقعی نیست.


«دون خوان ماتیوس»

@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
🐾قدرت درونی سِنگورو ماچان🐾

🔻کانال شده توسط: هری آندری وینارسو
@lightwork1

سِنگورو ماچان به تنهایی یک اصطلاح عرفانی جاوایی است که در آن از کاریزما و جذبه قدرت ببر استفاده می شود زیرا وقتی که ببر غرش می کند، طعمه نمی تواند تکان بخورد و بگریزد.
در زمان های باستان پادشاهان و سربازان از این عبارت استفاده می کردند تا قدرت و کاریزما یا همان جذابیت خود را بالا ببرند زیرا کسی که قدرت سِنگورو ماچان را داشته باشد مثل انسانی با بدن ببر است و هرگاه افراد دیگر چنین کسی را ببینند مثل این است که ببر دیده اند؛ جرأت و جسارت افراد دیگر از بین می رود و وقتی ببر غرش می کند، می تواند جلوی کارهای بد دیگران را بگیرد تا به کسی که دارای این قدرت است آسیب نرسد.
قدرت درونی سِنگورو ماچان روشی ساده برای تغییر قابلیت های جادویی و توانایی های ماست که در آن از قدرت درون استفاده می شود.
آشنایی و تشرف به آئین آن و دسترسی به توانایی های جادویی سِنگورو ماچانِ درون شما بیش از 30 دقیقه طول نمی کشد.
اگر رئیس یک شرکت، تاجر، پلیس هستید یا هر شغل دیگری دارید بکار بردن این عبارت بسیار مفید و مؤثر است.
سِنگورو ماچان دارای خواص زیر است:
- حفاظت در برابر تصادفات، سوانح و تهاجمات
- قدرت اراده را تقویت می کند
- شجاعت و شهامت را زیاد می کند
- با داشتن این قدرت می توانید بر دشمنان و هرگونه تهاجمی غلبه نمایید
- اعتبار شما را بالا می برد. - با داشتن این قدرت دیگران را تحت تأثیر قرار می دهید.
قدرت درونی سِنگورو ماکان سه سطح دارد. شما می توانید این آئین تشرف را سطح به سطح یا به طور کلی و یکجا بگذرانید.

📍برای اطلاع از هزینه این همسویی پیام خصوصی دهید

#سنگورو_ماچان #همسویی_سنگورو_ماچان #قدرت_ببر #همسویی #لایت_ورک #لایتورک #لایتورکر #ریکی #مدیتیشن #انرژی_درمانی #جاوا #جاوائیسم #وینارسو #هری_انری_وینارسو #وگان #وگانیسم #چاکرا #چاکرا_درمانی #چاکرا_تراپی #کاریزما
#lightwork #lightworker #reiki #meditation #chakra #vgan #veganism #inner_power #senggoro_macan_inner_power #attunement
کانال لایت ورک، ریکی و خودشناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (مدیر ربات / خبرخوان)
طرحی نو دراندازیم

با سلامی گرم بر خوانندگان عزیز طرحی نو .
بر حسب خواسته ی برخی دوستان و پیرو درک ِ آمادگی عزیزانی که میخواهند پای در راه گذاردنشان را به گونه ای مطمئن تر از پیش ، بازشناسی و سبک سنگین نمایند بد ندیدم تا مقاله ای که مدتها پیش در سایتهای دیگر برجای گزارده بودم به این سایت نیز منتقل کنم ، امید که مفید فایده باشد :
بی اقرار میتوانم بگویم دیر زمانی بود که به این مقوله میاندیشیدم تا طرحی را پایه گذاری کنم که به دیگران شاهراهی را نشان دهد تا با آن بتوانند قدم به قدم جلو روند و خود را از دنیایی غوطه ور در ناباوریها و بی اعتمادیها ، یاسها و شکستها ، غمها و دردها به ساحل ِ امن الهی هدایت و نزدیک کند . من راههایی را که رفتم پرپیچ و خم تر بود و زمانی بس دراز به طول انجامید زیرا نمیدانستم که از کجا باید آغاز کرد ؛ به موروث ، دین اسلام را داشتم و از آن یافته هایی قلبی ، به دنبال ِ دریافتهایی از مکاتب ِ دیگر سرنهادم چرا که به موروث چیزی را دریافت کردن کجا و تطمئن القلب شدن کجا !؟ مکاتب متفاوت را گشتم و خواندنی ها را خواندم ، راههایی از مسیر بودیسم را سر زدم ، به اعتقادات مسیحیت سرکی کشیدم ، از اساتید باطنی مطالب و مقوله هایی خواندم و آموختم ، به اعتقادات حلقه های گوناگون واقف شدم ، و ...
و پس از سالها سردرگمی برای جوابهایم ، به ناگاه ، خود را در انوار ریکی و آشنایی با کتب متفاوتی از اندیشه های نوین درباره ی اقتدار ِ انسان بر سرنوشتش یافتم . و این تازه نقطه ی شروعی شد برای خواندنهایی دوباره و ادراکاتی از روی آزمایش و خطا ، تا اینکه با چشم دل درک کردم در تمامی این راه این من نبودم که او را خوانده بودم ! این او بود که مرا خوانده بود و راه را نشانم میداد تا بیابم آنچه را که در درونم بود و من مشغول تر از آن بودم که درکش کنم !
و زمانی که به این لحظه از ادراک میرسیم ، دیگر پیروان ِ محمد ، موسی ، مسیح ، بودا ، ... و حتی دوستداران " مادر زمین " که سرخ پوستان آن را احترام میکنند ، محدودیت و مفارقتی در استفهام حق ، بینشان نیست . هر چه هست عشق است ، هر چه هست نور است . و هر چه مییابیم عطر ِ گلهای بهاریست . آیا در هیچ زبانی یا هیچ ملیتی تفاوتی را بین ِ تعبیر و ادراک ِ نور و عشق میتوانید بیابید ؟! آیا تا کنون به این فکر افتاده اید که خورشید بر یک مسلمان یا بر یک جهود به گونه ای دیگر میتابد تا بر یک سرخ پوست ؟! بدون ِ شک خورشید یکسان میتابد ، این فقط توجه و ادراک ِ ما از وجودِ خورشید و انوارش است که آن را برایمان متفاوت جلوه میدهد ؛ کمااینکه برخی حتی به خود زحمت نمیدهند که بدانند آیا در طول ِ روز خورشیدی هست که بر پهنه ی آسمان نورفشانی کند! ( چرا که هنوز روحشان درگیر مراحلی دیگر است که خرده ای بر آن نیست که هر رفتنی نقطه ی شروعی ایست برای رسیدنها ) ؛ و اما در مقابل هستند برخی که با تمامی ِ ذرات ِ وجودشان از هر لحظه ی با خورشید بودن ، به وجد میایند و با آن زندگی میکنند . فرقی نمیکند که مسلمان باشیم یا مسیحی ، زرتشتی باشیم یا بودایی و ... مهم اینست که چه ادراکی از خود ، خدایمان و آمدن ها و رفتنهایمان داشته باشیم ، اسم به یدک کشیدن کار ِ دشواری نیست ، انسان بودن مشکل مینماید . سالها طول کشید تا بفهمم : زمانی که در او غرق شدی و نفست به یاد ِ او متبرک شد ، نور را یافته ای حال ، هر اسم و رسمی را به جسمت داده باشند ، از آن لحظه روحت آزاد خوانده میشود ...
اگر بخواهیم سخن کوتاه کنیم و بهانه ای برای نوشتن ِ این مقاله بیان کنیم میتوان گفت که چون بر هر علمی ذکاتی واجب است ، ترویج این راه را برای کسانی که زمانی چون خود ، در پی مسیری نورانی سرگشته و حیرانند و نمیدانند از کجا میتوان نقطه ی شروعی یافت ، شناساندن ِ این نقطه ی عطف را بر خود لازم دیدم .
مسیری که در اینجا معرفی شده به اصطلاحی عامیانه ، چکیده ایست از گشتنها و سرک کشیدن به مسلکها و مذاهب ، بدون به خرج دادن ِ ذره ای تعصب ، به عبارتی رفتن و برگزیدن ِ هر چیزی که از آن بویی از عشق ِ الهی به مشام میرسید فارق از اینکه این بو از جانب شمال میوزد یا جنوب ، طراوتش از سمت مشرق است یا مغرب زمین .
صد در صد راه ِ هر شخص برای شناختن ِ خود و خدایش ، و رسالت ِ الهی اش بسیار منحصر به فرد است ولی برای شروع ، از جایی باید آغاز نمود ؛ و این آغاز چه بهتر که راهی امن باشد تا به بیراهه دل نسپرد و کلافی سردرگم را دور نزد ؛ پس از قدم برداشتنهای اولیه ، مابقی ِ راه بر هر شخص ِ دلداده ، خود به خود روشن و هموار میشود و پس از طی ِ یک مسیر ، به زیبایی و با ظرافت مسیر ِ بعدی نیز خود ، شما را به سمتش میکشاند تا در راهی جدید بیفتید ؛ البته تنها اگر همیشه زیر ِ لب زمزمه ای بر لب داشته باشید که : " ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
jyoti-marga.in/forum/thread-1443.html

---
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ادامه مقاله قبل👆👇
@Lightwork1

من این مسیری را که شناختم ، نه تنها برای خود که برای بسیاری از جویندگان ، جان فزا و پر از شگفتی های حیرت انگیز دریافتم . و بی شک این آغاز ، دری ایست به سوی درهای دیگر که شما را به قصر و اریکه ی شخصی ِ خودتان وارد میسازد چرا که هر کدام از ما با توجه به آمادگی و پذیرش روحی ِ خود به ادراکات ِ متفاوتی دست مییابیم و همین بسیار زیباست که هیچ دو نفری یک جایگاه در برابر ِ قادر متعال ندارند و همه یمان برای او بی همتاییم ! پس درک کنیم ربوبیت ِ خود را که در نزد ِ اویی که قدرش را نمیتوان با الفاظ به تصویر کشید ، یکایکمان آنچنان منحصر به فردیم و با ارزش ، که دومی نداریم !؟ تبارک الله احسن الخالقین .

با ارادتی سرشار از عشق الهی ؛
همیشه در پناه حق و همواره خیر پیش
جویا

گفته ی جلسه ی اول از " طرحی نو دراندازیم " رو با شعری از خواجه ی شیرازی شروع میکنیم :

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم
نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا این داوری‌ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

بدون مقدمه بر سر ِعنوان مطرح شده که همان طرح ِ نو در انداختن در زندگی ایست می پردازیم و به حاشیه نمیریم .
اغلب ما فکر میکنیم که همه چیز بر اساس نقشه و طرحی کلی و از پیش تعیین شده برامون شکل گرفته و چنان برنامه ریزی شده که قابل ِ هیچگونه تغییری نیست . و باز اغلبِ ما بر این باوریم که آنچه رو که در سرنوشتمون نوشته شده باید بپذیریم و به اون خو بگیریم و در صورتی که در آزمونِ پذیرش ِ تقدیر به طور ِ کامل موفق بیرون بیاییم ، وظیفه ی بندگی به خداوند رو به جا آوردیم و در بهشت ِ برین ِ او روزی ماوا میگیریم . خوب این یه منشه که حتی بعضی از بزرگانمون هم نسل به نسل و سینه به سینه به ما منتقل کردن . نمیگیم این راه جواب نمیده . چرا ، جواب میده ولی در افرادی انگشت شمار که جهت و منش ِ زندگیشون رو فقط معطوف به روز ِ جزا و تسویه حساب در اون موقع ِ بخصوص کردن و از مسائل دنیوی به نوعی چشم پوشیدن . حالا اگه در طول زندگیشون وضعیت ِ مالی خوبی نداشته باشن ، از وضعیت ِ سلامتی به ناسالم بودن گرفتار بشن یا دائما از یه مشکل به مشکل ِ دیگه شیفت کنن ، گاهی اوقات با صبر و گاهی اوقات با کمی دلخوری همه رو میپذیرن و میگن "مصلحت این بوده ، باید پذیرفت تا به رشد ِ معنوی رسید . خدا خودش در اون دنیا بهمون صد چندان عوض میده . "

نکته و اصل ِ مطلب اینه که میخواییم خدمتتون بگیم : اگه کسی راه رو اینچنین تعیین کرد که مسیری رو خداوند براش انتخاب کرده تا رستگار بشه دیگه اخم و تَخمی براش نباید باقی بمونه ! بنا بر بینشی که از اون یاد شد ، خداوند بر اساس ِ عدالتش و رحمتش قراره دسته ای از ما رو که این بینش رو پذیرفتیم از یه مسیری که خودش میدونه چه مسیری یه ، به یه محلی برسونه که توش پر از گَل و بلبله ، پس در بین ِ این راه اگه مجبور بودیم از مراحل ِ خوف آمیز و لبه های باریک یا تیغ ِ تیز رد شیم چه باک ! چون خدا با ماست و گِله و شکایت مفهومی نخواهد داشت . اگر بینشمون رو با افرادی که میخوان تقدیر ِ الهی رو بپذیرن ، شکل میدیم باید به خاطر بسپریم که گِله رو کنار بگذاریم تا به اون بهشت برین برسیم . تکلیف برای این دسته که گفتیم ، معدود هم هستن و در باور و بینششون شک ندارن ، معلومه و به سعادتی که میخوان هم به طور قطع میرسن ( چون هر آنچه رو که باور داریم عملی خواهد شد ) ، ما هم اگه میخواییم با این بینش جلو بریم به همون بهشت ِ برین میرسیم ؛ اگر و تنها اگر شرط ِ لازم و ضروری ِ تقوا و توکل رو بپذیریم و شکایتی از آنچه که هست و اجرا میشه ، انجام ندیم .

پس با یک جمع بندی کوتاه باید گفت اگه راهِ زندگی رو به عنوان ِ سلوکی معنوی برای خود پذیرفتیم ( که گفتیم افرادی نادر از پسش برمیان ) دیگه نخ و قیچی رو به دست ِ خالقش میسپریم و زندگیمون رو بر این اساس و بر پایه ی سرنوشت ِ ازلی مون میپذیریم ؛ خیلی هم عالی چون اگه جزو این دسته از افراد دربیاییم برای رسیدن به عدن ، تقوی پیشه میکنیم و از چیزی گله نمی کنیم ، به دیگران خوبی میکنیم و خودمون رو موجودی متعالی و دوست داشتنی میبینیم و در آخر هم از صفای درونمون به دیگران نیز می بخشیم . در این صورت در جامعه ، انسانهای والایی
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
خواهیم بود و تماما موجودی مثبتگرا . اما و صد اما که در اطرافمون یا در جلوی آیینه ! افرادی شاکی و عاصی رو میبینیم که از مسیر سرنوشتشون ناراضی ین و دوست ندارن در این جایگاهی که هستن باشن . به خودشون و خداشون بی علاقه هستن و از سر نارضایتی روزها رو به شب میرسونن و دائما در ناله و فریاد درونی یا آشکار و بیرونی هستن که : " این چه بخت ِ بدیه که من دارم ؟ از خودم و روزگارم متنفرم ! "

بحث ِ ما با این دسته از افراده ، نه با دیگران . افرادی که از زندگی ِ کنونی شون ناراضین و به مرحله ای از مراحل ِ روحیشون رسیدن که میخوان طرز ِ نگرششون رو از الگوهای پیشین به الگویی نو ، عوض کنن و منتظرن تا با کمی سعی و کمک کردن به خودشون ، دنیاشون رو از دریچه ای دیگر ببینن و راه ِ زندگیشون رو به گونه ی دیگر طی کنن و از راهی دیگر به خداوند و خودشون عشق بورزن . راه ِ طرحی نو ، فقط و فقط برای افرادی تجویز میشه که از نحوه ی اجرای ِ سرنوشتشون تا حالا ناراضی بودن یا حتی ترس از این دارن که : " تا حالاش که خوب بوده ولی خدا به خیر کنه چون نمیدونیم بعدش چی میشه ؟!! " . این دسته از افراد اگه دل ِ تغییر پذیری رو دارن و میخوان با دگرگونی ِ افکارشون ، دنیاشون رو متحول کنن ، بسم الله .
ما اومدیم که با کیمیاگری ، طرحی نو دراندازیم و با اون طرح ، قدم به قدم جلو بریم تا نحوه ی سرنوشتمون و زندگی کردنمون رو خودمون به دست بگیریم . از الگوهایی که به طریقه ی وراثت یا از محیط یا از زندگی های دیگه مون بهمون رسیده ( بر طبق ِ باور ِ دسته هایی از ما ) ، با اقتدار برای خودمون دنیایی جدید رو بسازیم که دوست داریم در اون زندگی کنیم و کسی باشیم که میخواییم در آیینه ببینیم و به روی ِ او بخندیم و باهاش احساس ِ خوشی و رضایت کنیم .
ماییم و نوای ِ هم صدایی بسم اله اگر که یار ِ مایی

همه ی ما از کودکی گوشمون با بایدها و نبایدهای والدین و بزرگترهامون پر شده ، از طرف ِ دیگه یه سری ارثها هم از قانون وراثتِ والدین و اجدادمون بهمون رسیده ، تاثیرات ِ محیطی هم داشتیم که از در و همسایه و کوچه و خیابان و مدرسه و هم کلاسی هامون یاد گرفتیم و در انتها یه سیستم ِ تعقلی که اسمش رو میزاریم ذهن ، که با اون شروع به تجزیه تحلیل کردیم تا یه چیزی از توی ِ ما دراومده به عنوان ِ " من " .
از سویی دیگه ما چون از روز ِ ازلِ ازل که آفریده شدیم نفخه ی الهی در وجودمون دمیده شده قادریم از ماهیت ِ خلق کردن هم استفاده کنیم و خلاق باشیم . پس همونطور که خالقِ ما امر میکنه باش ، و با این امر کردنش هر چیز به هست تبدیل میشه ، ما هم میتونیم بگیم باش تا هر چیزی که میخواییم خلق بشه چون قطره ای از یک دریا آب ، خواصِ آب بودنش رو ذاتا در وجود ِ ذره ایِ خودش به یدک میکشه . ما همونطور که بهمون قول داده شده میتونیم خلیفه ی خداوند بر روی زمین باشیم و در زمین حکمرانی کنیم . ( این اعتقاد منه که زمینه هایی مذهبی در وجودمه و باور دارم که خالقی توانا دارم که به من اختیاراتی داده اما اونایی که این تکه رو قبول ندارن این چند خط رو میتونن با مضمونی مثل ِ نظم ِ جهان ِ درونی یا هر چیزی دیگه که به عنوان ِ ساختار وجودی ِ انسان درنظر میگیرن جایگزین کنن . مثلا بنا رو بر این بزارن که : انسان ثمره ی طراحی شده و باروری ِ مغزی خارق العاده است و قادر به طراحی همه چیز در ورای ِ ذهنشه و ... ). خوب حالا سوال اینه : چه جوری میشه "من " خالق ِ لحظه های خودم بشم ؟!

خیلی ساده ولی در عین حال با کمی پشتکار، میتونیم با عوض کردن ِ مسیر ِ قبلی مون و گام گذاشتن در راهی که بهش میگیم : خلق ِ دنیای ِ خود ، دست به کار شیم و در حال زندگی کنیم .
اولین قدم اینه که به باورهامون نگاه کنیم و هر آنچه رو که از ذهنیتی منفی ، بدون ِ عشق و اعتقاد ِ زیبای ِ درونی ، بدون ِ منطق و عواطف ِ انسانیِ والا و... در وجودمون نقش بسته ، از صفحه ی ذهنمون بیرون کنیم . این کار با گرفتن ِ تصمیم در مورد ِ تغییرِ باورهامون عملی و شروع میشه و کم کم جای ِ خودش رو با تمرین کردنها باز و بازتر میکنه . با گفتن این چند جمله ی ساده و مداومت کردن به اونها اولین قدمهای محکم رو میشه برداشت : " من خواهان ِ تغییر ِ مثبتم . من دوست دارم تماما به دنیای نور و عشق ِ بیکران ِ الهی وصل بشم ( اونا که به خداوند اعتقاد ندارن بگن : من دوست دارم به عشق ِ بیکران و سرچشمه ی خوبیها و نور وصل بشم ) . من آماده ام تا خودم رو دوست داشته باشم و زندگی رو به گونه ی زیباش ببینم و درک کنم . من خودم و دیگران رو هم اکنون میبخشم و میدونم که زمین و زمان در این راه به من کمک میکنه تا من بهتر از این که هستم باشم . من هم اکنون تمامی خوبیها و زیبایی ها رو در وجودم دارا هستم و آماده ام که اونها رو به سطح بیارم . همه چیز در دنیای ِ من نیک و خوبه . من خودم و زندگی رو دوست دارم . من اقتدار ِ دنیا
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ی زیبای خود هستم . شکر بر این بینش . "

اولین قدم خیلی ساده اس ، نه ؟ برای این قدم لازم نیست هیچ کار ِ خارق العاده ای انجام بدیم ؛ فقط و فقط کافیه به جهان درون و بیرونمون با صداقت و از سر ِ خواستی قلبی اعلام کنیم که ما خواهانِ تغییری مثبت و نورانی هستیم و جمله های بالا رو از روی ِ تعمق ، حداقل یک بار در روز و یک بار در شب تکرار کنیم . به همین سادگی !
با این بینش و تغییراتی که قراره در نوع ِ افکارمون ، ذره ذره و قدم به قدم ایجاد کنیم و قراره هر چند روز یکبار از اونها با هم صحبت کنیم ، میریم که طرحی نو درزندگیمون دراندازیم . فقط یادمون نره که هر روز به محض ِ اینکه از خواب بیدار شدیم و هر شب زمانی که داریم چشمهامون رو میبندیم تا بخوابیم با این افکار و جمله ها روزمون رو شروع کنیم و خاتمه بدیم که در بالا و در گیومه نوشته شده . یادمون هم نره که یه عمری به حالت ِ معمولی زندگی کردیم و گشایشی تکان دهنده حاصل نشده ، حالا میخواییم و میتونیم که دل به دریا بزنیم و ببینیم با زندگی کردن با روش ِ طرحی نو ، بعد از یه دوره که کلاسهامون رو گذروندیم چطور فارغ التحصیل میشیم ؟!!! گوی و میدان برای تغییر رو به دستمون دادن ببینید با گوی در میدان ِخود چه میکنید !!؟؟

در پناه حق
جویا
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
وقتی
به این لحظه اجازه می‌دهی،
همانگونه که هست، باشد،
عمیق‌تر می‌شوی.
.
#اکهارت_تله
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
❤️ بازگشت به خویشتن ❤️
@lightwork1


چیزی که میخوام بنویسم حداقل در این مرحله زندگیم یا در واقع در این مرحله رشد روحانیم
یکی از بزرگترین مکاشفات و ادراکاتی بوده که داشتم

هیچ موقع فکر نمی کردم این چیز در این حد مهم بوده باشه و تا این حد روی تمام ابعاد وجودی من تاثیر گذار بوده باشه

احتمال زیاد شما هم با خوندن این متن اون چیزی که من درک کردم رو در اون حد درک نمی کنید، چونکه منم قبلا از این متنا زیاد خوندم ولی متن و حرف دیگران کجا و یه ادراک و مکاشفه عمیق شخصی از اعماق وجود خودت کجا!

شاید بیش از هرچیزی، "جامعه" ، "فرهنگ" ، "خانواده" و "محیط" ما را از حقیقت وجودی خودمون دور کرده...

و آنقدر این رو خوب انجام دادند که ما هرگز حتی فکرشم نمی کنیم که در این حد در شکل گیری ما تاثیر داشته باشند، و انقدر بهش خو گرفتیم که حتی فکر نمی کنیم که این چیزی که فکر می کنیم "عادی" هست، در واقع کاملا غیر عادیه...

وقتی ما به دنیا میایم، مثل یقیه موجودات "طبیعی" هستیم. طبیعی خودمون رو اظهار می کنیم و طبیعی خودمون رو می بینیم.

مثلا یه نوزاد، اگه بخواد گریه کنه هیچ موقع فکر نمیکنه که گریه کنه یا نکنه! فقط گریه می کنه چون بهش نیاز داره

خیلی طبیعی نیاز خودش رو و انرژی احساسی خودش رو ابراز می کنه و رهاش می کنه، یاد نگرفته که خفش کنه.

وقتی ما به دنیا میایم بلافاصله تحت تاثیر محیط شروع می کنیم به شکل گیری "باید ها" و "نبایدها"، والدینمون بیشتراز همه در این نقش دارند، شروع می کنند بهمون میگن که "این زشته" ، این"قشنگ نیست" ، این "خوب نیست" "اینکار رو در فلان جا و جلوی مردم نباید بکنی" ، گریه کردن زشته، هر هر خندیدن زشته، دست زدن به جنس مخالف گناهه، حتی فکر کردن بهشم گناهه! و و و...

اتفاقی که میفته اینه که توی مدار وجودی ما و ذهن ما هزاران "زنجیر" تشکیل میشه، که نمیگذاره خود حقیقمون رو آنطور که باید، به صورت طبیعی ابراز کنیم. هر بار که میخواهیم یه کاری بکنیم دائما خودمون رو قضاوت می کنیم، هر بار که میخوایم دنبال خواستمون بریم که معمولا انقدر شک و ترس داریم که نمیریم، حتی اگه بریم با هزاران زنجیر که بهمون وصلند و پایه بنای وجودی مارو تشکیل داد میریم و با درد و رنج هزاران زنجیر رو دنبال خودمون می کشیم، و زنجیر ها که هرکدومشون به یکی از بخشها وجودمون وصلند وقتی کشیده میشن به اون اعضا فشار میارند و باعث درد و بعد از کار افتادن اون عضو میشن. داریم معمولی زندگی می کنیم از نظر خودمون، اما نمیدونیم چرا همه ما و والدین و دوستان آشنایانمون به یه نوعی بیمارند! یکی فشار خون داره، یکی کمر درد داره، یکی میگرن داره، یکی ناراحتی قلب داره، یکی پرخاشگره، یکی دائما بی قراره و و و...

به ما یاد دادند که نیازهای خودمون رو سرکوب کنیم.

ما تمدنی هستیم که مخترع سکته ایم، انقدر خودمون رو سرکوب می کنیم تا اینکه مغز، قلب، بدن دیگه تحمل اینهمه فشار رو نداره و میترکه! فقط به خاطر اینکه از روز اول زندگی بهمون یاد دادن که نباید انرژی خودمون ر رها کنیم، نباید طبیعی باشیم!

ما باید از حیوانات طبیعی بودن رو یاد بگیریم، به ما یاد دادند که حیوون بی شعور و کثیف و نجسه، در حالی که میبینیم حیوانات دارند از ما بهتر زندگی می کنند...

(بعضیاتون اینجا بهتون برخورد! چون نمیخواین حقیقت رو بپذیرید و هنوز درگیر همون الگوهای فکری شکل گرفته شده در ذهنتونید!)
چه حیوان چه انسان تازه متولد شده و دستکاری نشده، هر دو طبیعی زندگی می کنند، تا موقعی که توسط عوامل خارجی دستکاری بشن و تبدیل بشن به آدم آهنی مکانیکی!

سالها پیش این جمله از مسیح رو خوندم و خیلی ازش ادراکات مختلفی داشتم، ولی تازه عمق معناش رو درک کردم:

"حقیقتا به شما می گویم تا کسی دگرگون نشود و مانند کودکان کوچک نگردد، هرگز وارد قلمرو الهی نمی شود."


قضاوت
بزرگترین مانع در شادی ما و در رهایی ما عملیست به نام "قضاوت" و همین قضاوته که نمیگذاره ما خودمون و انرژیمون رو آزاد کنیم و بگذاریم متجلی و ابراز بشه

و اما قضاوت مفهومی بسیار عمیق تر از قضاوت کردن دیگران داره

بله قضاوت کردن دیگران هم بخشی از حماقت ماست چون فکر می کنیم ما از بقیه بهتریم و خودمون هیچ اشتباهی نمی کنیم، و اینکه بهمون یاد دادن که خیلی چیزهایی که دیگران انجام میدن بده.

اما قضاوت اصلی و ریشه دار تر در ذهن ماست

ما دائما در حال قضاوت کردن خود هستیم، همانطوری که گفتیم، دائما داریم قضاوت می کنیم که چی درسته، چی اشتباهه، چی خوبه، چی بده، حتی وقتی هم به صورت عقلانی یا با ذهن خود آگاهمون تصمیم میگیریم یکه کاری رو بکنیم اون "زنجیرهای فکری ناخودآگاه" که بهمون وصلند به اصطلاح اون کار رو کوفتمون می کنند. و خیلی مواقع اون را با یک حس دو گانگی و تضاد انجام میدیم.

ساختار قضاوت

سه عامل در قضاوت نقش دارند:

من، ذهن من، فکر من

من در اینجا به معنی اون من حقیقی یا هوشیاری روحی یا روح
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ه، فرض کنید میخواین یه کاری بکنید، مثلا دارید توی یه گروه مدیتیشن می کنید و یهو احساس می کنید میخواین هر هر بخندید یا گریه کنید.

"ذهن" میاد و به شما میگه، بر طبق داده های دریافی که دارم، گریه کردن در اینجا زشته، مردم بهت نگاه می کنند، بهت می خندند، فکر می کنند ضعیفی، یا شاید مزاحم دیگران بشی و نارحتشون کنی و... (که میتونه شامل بی نهایت توجیه باشه)

ذهن میخواد بلافاصله اون "داده" یا الگوی فکری رو برداره و به کار ببنده

اما برای اینکه اینکار رو انجام بده اول شما باید بهش اجازه بدین، اول نیاز به انرژی داره که شما باید بهش بدین، که معمولا به بلافاصله به صورت ناخودآگاه این کار رو می کنیم،

چرا؟
چون یاد نگرفتیم "آگاهی" یا همون من رو، از افکار جدا کنیم

چرا؟
چون بلافاصله شروع به قضاوت افکار و پیروی ازشون می کنیم

هر بار که به یه فکر واکنش نشون میدین، بهش انرژی میدین تا قوی تر بشه

هر بار که یه فکر رو قضاوت می کنید، در واقع باهاش تماس پیدا می کنید و بهش آلوده میشین

از اونور هر بار که بتونید فقط "شاهد محض" باقی بمونید، اون فکر، اون زنجیر، کمی شل میشه

و اگر به اندازه کافی به واکنش نشون ندادن به اون فکر یا افکار ادامه بدین، بلاخره اون افکار و باورها زنجیرشون شل میشه و می افتند و شما رها میشین!

و اما سوال اینجاست که آیا ما میتونیم افکار رو قضاوت نکنیم؟
در واقع نه!
نه تا وقتی که این مهارت رو پرورش بدیم

اینکه فکر کنیم یه شبه میتونیم شاهد بشیم انقدر احمقانست که فکر کنیم یه شبه یه نفر تو مقطع ابتدایی میتونه به دانش به پروفسور دست پیدا کنه، یا یه شبه یه آدم ضعیف بتونه قهرمان المپیک بشه...

ما تقریبا هیچ کنترلی روی افکار خودمون نداریم، ما نمیتونیم با تصمیم گیری که ذهن خود آگاهمون انجام میده، یکدفعه تمام ناخود آگاهمون رو تغییر بدیم.

علم تونست نشون بده که ذهن در هر ثانیه 11 ملیون بیت اطلاعات رو تحلیل میکنه، اما حدس بزنید چقدر از این 11 ملیون بیت رو ذهن خود آگاه تشکیل میده؟

تنها 25 بیت!!!

این درواقع یعنی عملا هیچی

بنابراین شما هیچ کنترل خود آگاهی روی اینکه چی فکر کنید ندارید!

اما یه کار هست که می تونید بکنید، و اونم به صورت یه فرصت خیلی کمیاب فقط گاهی بهتون داده میشه، اونم برای برخی افراد شاید هرگز در زندگشون بهشون داده نشه یا چندبار داده بشه و جدی نگیرنش و ازش بگذرند.

اون کار اینه که همین الان که این رو درک کردید تصمیم قطعی بگیرید که شروع به انجام تمرینی برای پرورش این توانایی شاهد بودن بکنید تا بتونید از ذهن و الگوهای ذهنی و تمام 11 ملیون بیت داده ذهن که شما رو کنترل می کنند فراتر برید.

ماهاچیتا باهوروچی

کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
  ‌ غذای شیطان
@Lightwork1
در افسانه های کهن و برخی از الگوهای تمثیلی روانشناسی به موجوداتی منفی و شیطانی که با نامهای مختلف در فرهنگهای مختلف شناخته شده اند اشاره شده که برای ادامه حیات از خشم، نفرت و درگیری و انرژی آن که نتیجه درگیری بین انسانهاست تغذیه می کنند.
بدین ترتیب برای بقای خود در پی ایجاد درگیری بیشتر هستند، آنها از اینکه در بین افراد جنگ و درگیری و نفرت ایجاد کنند لذت می برند، گویی در حال غذا پختن باشند و در انتظار وعده غذایی خود.
هر چه درگیری و نفرت و نزاع بیشتر باشد بهتر تغذیه شده و بهتر رشد می کنند در حالی که اگر گرسنه بمانند همچو حیوانات به دنبال شکار می گردند و اولین گزینه مناسبی را که ببینند می خورند.
@Lightwork1
سمبل روانشناسی، افسانه یا حقیقت، این به ما درس بزرگی می دهد: به افرادی که از ایجاد نزاع و درگیری لذت می برند پاسخ نده، اگر او آغاز کننده جنگ بود تو ادامه نده، هر چه آتشش بیشتر شود غذای بیشتری برای آنها آماده می کنید. در جامعه افراد زیادی هستند که بر خلاف افراد سالم که از شر و درگیری دوری می کنند، از ایجاد کردن جنگ و درگیری لذت می برند، آنها به هر وسیله شده خشم درون شما را تحریک می کنند تا جنگ شروع شود، به آنها پاسخ ندهید. تمام جنگهای بزرگ از یک درگیری کوچک شروع شدند، از یک درگیری لفظی، از یک نقطه، تمام آتش سوزیهای بزرگ از یک جرقه کوچک شروع شدند.
شخصیت روانی بسیاری از افراد آنها را به سوی ایجاد نزاع برای ارضاء کمبودها و عقده های درونیشان سوق می دهد، آنها با جنگ بیشتر احساس قدرت و بزرگ بودن می کنند، نیاز به اثبات آن دارند، چرا که یک روز در یک جا این الگوی فکری در ناخودآگاه آنها شکل گرفته که ضعیف هستند، بدین ترتیب می خواهند با درگیری و جنگ بیشتر، آن فکر را سرکوب کنند. به آنها غذا ندهید!
می توان در اوج قدرت بود اما عصبانی و آشفته نبود، خشم قدرت کاذب است، اما آرامش و ثبات قدرت مطلق است، هیچ چیز نمی تواند یک ذهن منعطف و متعادل را مغلوب سازد. همیشه نرمی بر سختی غلبه می کند، تمام جنگجویان حقیقی حتی در اوج آشفتگی و در میان میدان جنگ با تعادل و تسلط مبارزه می کنند.
هیچ چیز در این جهان چون آب، نرم و انعطاف پذیر نیست.
با این حال برای حل كردن آنچه سخت است، چیز دیگری ‌یارای مقابله با آب را ندارد.
نرمی بر سختی غلبه می كند و لطافت بر خشونت.
همه این را می دانند ولی كمتر كسی به آن عمل می كند.
انسان، نرم و لطیف زاده می شود و به هنگام مرگ خشك و سخت می شود.
گیاهان هنگامی كه سر از خاك بیرون می آورند نرم و انعطاف پذیرند
و به هنگام مرگ خشك و شكننده.
پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزدیك شده
و هر كه نرم و انعطاف پذیر، سرشار از زندگی است.
(تائو تِ چینگ)

کانال لایت ورک
@lightwork1
Track 2
یه مانترا خوانی زیبا و آرامش بخش
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
معرفی همسویی...
🔰همسویی با آپی پوتی (Apiputih)🔰
@lightwork1
مانترا و ذکرهایی که در این سیستم استفاده شده جوهره و ماهیت شمنیسم اندونزیایی و شمنیسم تانترایی دارد و برای درمان دیگران از راه دور، حفاظت شخصی، توانایی برای جذب هر زن و مردی که دوستش دارید مفید است. بزرگترین قابلیت این همسویی این است که هرگونه توانایی روانی را در عرض چند دقیقه منتقل می کند. تنها چیزی که لازم است انجام بدهید این است که تجربه کار کردن با آن را بدست آورید.
مانتراها صداهایی هستند که از منبع الهی می آیند و راهی برای یکپارچه کردن دوباره ما با قدرت الهی محسوب می شوند.

در این سیستم از دو مانترای قدرتمند جاوائیسم استفاده گردیده است.

⭕️این سیستم پیشنهاد می شود به تمامی اساتید در عرصه درمانگری و شفاگری

برکت باشد🙏

کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA

Insta : lightwork_reiki_iran
🆔 @reza809
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
شما باید همه را دوست بدارید و به همه برکت برسانید و سعی کنید خداوند را در هر کسی حتی در کسی که اشتباهی مرتکب شده مشاهده کنیدو صرفنظر از اینکه این کارچقدر مشکل باشد، شما باید راه حقیقت را طی کنید. در آن صورت میله های زندان سرنوشت را در هم خواهید شکست.

پاراماهانسا یوگاناندا جی
🕉 @lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ما هم باور داريم که تفکر هوشمندانه زندگي را تغيير مي‌دهد، در اينجا به 15 مورد از بهترين طرز فکرهاي افراد موفق اشاره مي‌کنيم .
موفق‌ترين افراد دنيا يک خصوصيت مشترک دارند: طرز فکرشان با ديگران فرق دارد.
چون ما هم باور داريم که تفکر هوشمندانه زندگي را تغيير مي‌دهد، در اينجا به 15 مورد از بهترين طرز فکرهاي افراد موفق اشاره مي‌کنيم.
1 - فکر کردن يک نظم است. اگر مي‌خواهيد در آن بهتر شويد، بايد روي آن کار کنيد.
مي‌توانيد براي برنامه‌ريزي فکر کردنتان وقت بگذاريد مثلاً هر دو هفته يکبار يک نصفه روز، هر يک ماه يک روز کامل و هر سال يک تا دو روز کامل.
2 - ببينيد انرژيتان را بايد کجا متمرکز کنيد، و بعد از قانون 20/80 استفاده کنيد.
80 درصد از انرژي تان را به 20 درصد از مهمترين فعاليت‌هاي تان اختصاص دهيد. يادتان باشد که نمي‌توانيد در آن واحد همه جا باشيد، همه را بشناسيد و همه کاري انجام دهيد. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنيد: ممکن است کارايي شما را به 40% برساند.
3 - افراد موفق خود را در معرض ايده ‌ها و آدم‌هاي مختلف قرار مي‌دهند.
آنها سعي مي‌کنند بيشتر وقتشان را با کساني بگذرانند که آنها را به چالش مي‌کشند.
ادامه دارد
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ادامه از پیام قبل👇
4 - ايده داشتن يک چيز است، دنبال کردن آن چيزي ديگر.
ايده‌ها تاريخ مصرف کوتاهي دارند. بايد قبل از اينکه تاريخ انقضاي آنها فرا برسد، آنها را عملي کنيد.
5 - افکار براي ايجاد شدن نياز به زمان دارند. اولين چيزي که به ذهنتان مي‌رسد را انجام ندهيد.
آخرين باري که ساعت 2 صبح يک فکر عالي به سرتان زد و وقتي صبح از خواب بيدار شديد به نظرتان احمقانه مي‌رسيد، را به خاطر داريد؟
افکار تازماني که ماده دارند بايد شکل داده شوند و بايد مورد بازجويي و سوال قرار گيرند.
6 - افراد باهوش با افراد باهوش ديگر همفکري مي‌کنند.
فکر کردن با ديگران نتايج بهتري در بر خواهد داشت. مثل اين مي‌ماند که به خودتان يک راه ميان‌بر بدهيد. به همين خاطر است که جلسات طوفان مغزي تا اين اندازه موثر هستند.
7 - تفکر عامه‌‌ پسند را رد کنيد ( که معمولاً يعني اصلاً فکر نکرده‌ايد ).
خيلي از آدم‌ها وارد عمل مي‌شوند با اميد اينکه به فکر بقيه خوب برسد.
براي اينکه از وضعيت خارج شويد بايد اول با احساس ناراحتي کردن کنار بياييد. همچنين به خاطر داشته باشيد که همين الان آدم‌هاي ديگري هستند که سعي دارند براي خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفق‌اند.
8 - بهترين متفکران از قبل برنامه‌ مي‌ريزند، درحاليکه براي افکار ناگهاني نيز جا مي‌گذارند.
وقتي با استراتژي وارد عمل شويد، احتمال خطا پايين مي‌آيد. داشتن افکار مبهم از اينکه کجا هستيد و دوست داريد چه کاري انجام دهيد، شما را به هيچ کجا نمي‌رساند.
کليد استراتژيک بودن: 1. موضوع را خرد کنيد. 2. بپرسيد چرا اين مشکل بايد حل شود. 3. موارد کليدي را مشخص کنيد. 4. منابع تان را مرور کنيد. 5. افراد مناسب را در جاي مناسب قرار دهيد.
هنري فورد مي‌گويد، "هيچ چيز سخت نيست اگر آن را به اجزاي کوچکتر تقسيم کنيد."
9 - براي متفاوت فکر کردن، بايد کارهاي مختلفي انجام دهيد.
راه ‌هاي جديدي براي انجام کارتان پيدا کنيد، با آدم‌هاي جديد آشنا شويد، حتي کتاب‌هايي را بخوانيد که فکر مي‌کنيد خسته‌کننده هستند. رمز کار اين است که با ايده‌ها و سبک‌هاي زندگي جديد آشنا شويد.
10 - براي تقدير از ايده‌هاي ديگران، بايد به ايده‌هاي ديگر احترام بگذاريد.
نمي‌توانيد فکر کنيد که هميشه حق با شماست. بايد به نظرات ديگر هم فرصت دهيد.
11 - براي هر روزتان و زمان‌هايي که افراد ديگر را ملاقات مي‌کنيد، برنامه و موضوع داشته باشيد.
بيشتر آدم‌ها فقط براي روزشان برنامه‌ريزي مي‌کنند. متفکران براي برنامه‌ريزي هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت مي‌گذارند و بعد آن را دنبال مي‌کنند.
همچنين بدون موضوعي براي حرف زدن وارد جلسات، مهماني‌ها و قرارهاي ملاقات نمي‌شوند. قبل از اينکه وارد چنين موقعيت‌هايي شوند، تصميم مي‌گيرند که از آدم‌ها ياد بگيرند.
تفکر انعکاسي در مهارت‌هاي تصميم‌گيريتان به شما رويکرد و اعتمادبه‌نفس مي‌دهد.
اگر تفکر انعکاسي نداشته باشيد، بيشتر از آنچه که فکر مي‌کنيد شما را عقب مي‌کشد.
12 - بر حرف‌هاي منفي که با خودتان مي‌زنيد غلبه کنيد. برنده‌ها با عباراتي مثل "من مي‌توانم" حرف مي‌زنند.
افراد باهوش محدوديت‌ها را نمي‌بينند. آنها امکانات را مي‌بينند.
سام ايوينگ قهرمان سابق بيسبال مي‌گويد، "هيچ چيز شرم‌آورتر از اين نيست که ببينيد کسي کاري را انجام مي‌دهد که شما مي‌گفتيد غيرممکن است."
13 - افراد خلاق خود را وقف ايده‌ها مي‌کنند.
آنها ابهامات را در آغوش مي گيرند و از شکست نمي‌ترسند و با افراد خلاق ديگر نشست و برخاست مي‌کنند.
14 - افراد خوشبين نمي‌توانند متفکراني واقع بين باشند.
داشتن رويکرد واقع بيني به شما اين امکان را مي‌دهد آنقدر به يک مشکل نزديک شويد که بتوانيد آن را بشکافيد. روبه‌رو شدن با عواقب احتمالي هم به شما کمک مي‌کند کارآمدتر باشيد و به شما اعتبار بيشتر مي‌دهد.
براي اينکه متفکري واقعبين‌تر باشيد، بايد: 1. از واقعيت تقدير کنيد. 2. کارتان را انجام دهيد و واقعيات را به دست آوريد. 3. نقاط مثبت و منفي آن را بسنجيد. 4. بدترين حالت ممکن را در نظر بگيريد. 5. تفکرتان را با منابع تان هم‌ تراز کنيد.
15 - خيلي مهم است که آخر روز به ياد بياوريد که مي‌توانيد طرز فکرتان را عوض کنيد.
اينکه ياد بگيريد چطور در فکر کردن استاد شويد باعث مي‌شود تفکري پربازده داشته باشيد. اگر بتوانيد اين خصوصيت را در خود ايجاد کنيد طوريکه به عادت هميشگي تان تبديل شود، تمام طول زندگي فردي موفق خواهيد شد.
افراد باهوش تصميمات خوب مي‌گيرند

کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
معرفی همسویی ویژه

🔆 #خورشید_مقدس 🔆
🔅 #sacred_sun 🔅

خورشید مقدس یک سیستم انرژی بسیار پیشرفته و وسیع می باشد که به ابعاد و بخشهای وسیعی از وجود انسان می پردازد. کار کردن روی چاکراها و کانالهای انرژی، بیدار سازی انرژیها، توانایی ها، شهود و تکنیک ویژه دریافت پاسخ سوالات به صورت شهودی و انجام خود همسویی، حفاظت فیزیکی و متافیزیکی، تقویت انرژی، کار کردن روی کالبدهای معنوی بالاتر، تمرینات و مدیتیشهای خاص جهت تقویت آگاهی معنوی و دستیابی به روشن ضمیری، کوندالینی، تعدیل و پاکسازی عناصر، تمرینات پیشرفته گردش انرژی (مشابه کریا یوگا)، پاکسازی نیروهای وتاثیرات منفی، ارتباط با اژدهایان عناصر، انرژی سیارات، ابعاد بالاتر هستی و تکنیکهای بسیار دیگر که به دلیل گستردگی ذکر جزئیات آنها ممکن نیست.

خورشید مقدس سیستمی است که از انرژیهای زیادی که در سنن کهن معنوی مختلف استفاده می شده در تمرینات استفاده می کند. خورشید مقدس دارای تشرف و همسویی می باشد که شامل الگوهای انرژی مختلف و فعالسازی هایی می باشد که به شما در راه پیشرفت معنوی کمک می کند، انرژی روحانی شما را فعال کرده و افزایش می دهد، تزکیه، تعدیل، پاکسازی چاکرا، نادی و کالبدهای انرژی و بدن فیزیکی و خواص زیاد دیگر از منافع این سیستم می باشد.
yon.ir/Lightwork
خورشید مقدس همچنین توانایی های شفا بخشی دیگر سیستمهایی که شما استفاده می کنید را افزایش می دهد. اما به یاد داشته باشید که هدف این سیستم کمک به شما در مسیر رشد معنوی است. دریافت و یاد گیری این سیستم تضمین نمی کند که شما به روشن ضمیری دست خواهید یافت اما شما را در این مسیر یاری می کند. خورشید مقدس سیستمی برای دستیابی به آگاهی کوانتومی می باشد. خورشید مقدس اصول از 3 انرژی که متحد با هم کار می کنند استفاده می کند، وقتی شما آن را فعال می کنید:

1- آتش درونی (تومُو): آتش درونی انرژی آتش درونی بدن انسان است که در دان تیِن (2 انگشت زیر ناف) متمرکز شده است. در سنن تانترا، تومو از اهمیت حیاتی برای بیدارسازی کوندالینی برخوردار است و با کوندالینی ترکیب شده و متحد کار می کند.

2- مار آتشین (کوندالینی): کوندالینی که یک واژه سنسکریت است و از ریشه کوندالا به معنی "چنبره زده چون مار" است و مثل یک مارپیچ درون بدن فردی که این انرژی را توسعه می دهد عمل می کند، این یک نیروی خالص است که می تواند فرد را به روشن ضمیری کامل و آگاهی معنوی برساند.

3- پرانا: انرژی پایه وجود انسان است. پرانا ریشه حیات انسان، حیوانات و گیاهان می باشد. پرانا انرژی جهانی (عالم اکبر) است که حیات را به وجود می آورد. در سنن کهن بسیاری گفته شده که پرانا از انرژی فردی (شاکتی) جدا نیست، حرکت پرانا در کانالهای انرژی هوشیاری را پدید می آورد، با کنترل پرانا هوشیاری افزایش می یابد.


در کل این دوره یکی از جامع ترین و پیشرفته ترین سیستم های انرژی موجود می باشد که تقریبا می توان گفت بیشتر ابعاد مختلف شفا بخشی و پیشرفت روحی را در بر می گیرد.

این دوره شامل 4 سطح اصلی، و چندین زیر سطح می باشد.

سطح 1 آن برای عموم قابل دریافت است، سطوح بالاتر نیز معمولا برای همه قابل دریافت می باشد، اما به دلیل ویژگی خاص این سیستم و انرژی آن به صورت عمومی منتقل نمی شود و بعد از دریافت سطح 1 باید درخواست خود را ارسال کنید و در صورت تائید می توانید دریافت کنید.

🔵 اطلاع از هزینه و شرایط همسویی👇
🆔 @reza809

کانال لایت ورک👇
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
معنویت یا روحانیت واقعا یعنی چه؟


معنویت، روحانیت یا (Spirituality)  در انگلیسی معنا و مفهوم واضحی دارد و مستقیما نشان می دهد که این کلمه در مورد چیست، روحانیت یعنی شناخت روح الهی درون. اما در حال حاضر عمده انسانهای زمین درک نادرستی از روحانیت یا معنویت دارند. معمولا افراد جستجوگر معنوی، آنچه در حاشیه راه معنویت است را با هدف راه اشتباه می گیرند.

بنا براین ابتدا بهتر است که این را درک کنیم و برای خود روشن کنیم، وگرنه تمام مسیر را اشتباه خواهیم رفت.

همانطور که در درس پیش توضیح دادیم، هستی ابعاد مختلفی دارد: ماده، انرژی و در بطن و نهایت همه چیز "روح". و این "روح" یا هرچه می نامیدش، خود حقیقی تمام موجودات هستی می باشد، و همه فقط با وجود او، وجود دارند. اما فقط انسان می تواند این خود حقیقی یا روح الهی را آگاهانه تجربه کند، و به آن سطح آگاهی که برسد که درک کنید او در واقع همین روح الهی است.

بنا براین می توان گفت، هر پروسه و تمرینی که در جهت کند و کاو این حقیقت، یعنی شناخت خویشتن باشد، پروسه معنوی، روحانی یا خود شناسی می باشد. 

اما چه چیزهایی پروسه معنوی نیستند و برخی افراد اشتباها آن را معنوی می دانند؟


- شناخت روان انسان، شخصیت، روانکاوی، بررسی زندگی های گذشته و... در مورد بررسی حافظه و گذشته مادی انسان می باشد، نه معنویت و شناختن خویشتن حقیقی.
- پرورش توانایی های سایکیک ارتباط یا دیدن ارواح و موجودات ابعاد دیگر، توجه به بیرون می باشد، در حالی که عرفان در مورد توجه به درون است.
- پرورش قدرتهای متافیزیکی مثل حرکت دادن اجسام، خواندن ذهن و... در مورد پرورش توانایی های مادی و انرژی فرد می باشند و ارتباطی به خود شناسی ندارند.
- شفا بخشی به تنهایی در مورد باز  گرداندن بدنهای مادی یا انرژی به تعادل می باشد و مستقیما در مورد شناخت روح نمی باشد. گرچه می تواند کمکی برای بهتر حرکت کردن به سمت آن باشد. چون معمولا بیماری بدنی و ذهنی مانع بزرگی برای بیشتر افراد در راه معنویت است.
- دعا نویسی، علوم غریبه و جادو در مورد کنترل نیروهای طبیعت می باشد و کمکی به پروسه شناختن خویشتن نمی کند بلکه تقریبا همیشه فرد را از آن دور می کند.
- و...


همانطور که گفتیم هر پروسه ای که در جهت شناخت روح الهی درون باشد را می توان تمرین معنوی نامید.

برخی چیزها هم به خود خود تمرین معنوی حساب نمی شوند اما وقتی به روش درست و با نیت درست انجامش می دهید معنوی می شوند. مثلا روزه داری. وگرنه فقط تمرین گشنگی خواهد بود.

(روزه داری چطور میتواند تمرین معنوی قدرتمندی باشد؟ سوال کنید جدا توضیح خواهم داد)


در درس قبل توضیح داده شد که هستی ابعادی مختلف دارد. و مسلما انسان ابعاد مختلفی دارد : ذهن، جسم، احساس، انرژی و روح.

تمرینات معنوی میتواند عمدتا با یکی از این سطوح سر و کار داشته باشد یا با همه آنها. چون انسان چند بعدیست، از ابعاد مختلفی میتوان به سمت خود شناسی حرکت کرد. می توان با ذهن کار کرد، یا با جسم، یا با احساسات، یا با انرژِی، یا با آگاهی روحی.

در درس بعدی به صورت کلی در مورد انواع مختلف تمریناتی که در جهت خودشناسی هستند توضیح خواهم داد و اینکه چرا آنگونه تمرینات و روشها تمرینات روحانی حساب می شوند توضیح خواهم داد.
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا👇
http://jyoti-marga.in/forum/thread-2089-post-18796.html#pid18796

کانال لایت ورک👇
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
چرا امروز و در این عصر باید خدمت کرد؟ خدمت واقعی به چه معنا است و فواید آن چیست؟
باگاوان امروز با عشق به ما یادآوری می کند!
کوشش بسیار برای رفاه فردی و منافع شخصی، مایه هلاکتی است که در یک ذهن دوگانه وجود دارد. این کار، نارضایتی و غم را تخم یزی می کند. احساس های وابستگی و بیزاری ذهن را آلوده می کنند. ذهن به وسیله خدمت می تواند پاکسازی شود. رعایت مسائل بیرونی مانند چند بار در روز حمام گرفتن، تمام بدن را آغشته به Vibhuti (خاکستر مقدس) کردن و ذکر خواندن مکانیکی نمی توانند ذهن را از آلودگی هایش پاک کنند. اینها فقط نمایش هایی بیرونی هستند و هیچ امر معنوی ای در رابطه با آنها وجود ندارد. دانش ماورایی که می تواند انسان را از مرتبه حیوانی بالاتر ببرد؛ فقط از طریق تلاش سخت و ایمان ممتد قابل حصول است. این چیزی است که امروز نادیده گرفته می شود. در حالیکه دروغ را حقیقت می بینند و با حقیقت مانند دروغ رفتار می کنند؛ مردم امروز گرفتار جمع آوری اشیاء بی دوام هستند و آنها را دائمی می دانند. شما باید از این کانال تنگ بیرون بیایید؛ به آن سوی تمایلات خودخواهانه خود بروید و یاد بگیرید که چگونه کل بشریت را مانند یک خانواده متحد ببینید. این خدمت واقعی است. بسیار قلیل هستند کسانی که امروز اینقدر بزرگ دل باشند.


- سخنرانی الهی، 19 نوامبر، 1987.

خدمت، یک تمرین معنوی است؛ نه یک سرگرمی برای ثروتمندان و عالی مقامان
( ساتیا سای بابا )

ام سای رام
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
💮💮درسهای متفرقه و پراکنده در انجمن💮💮
@lightwork1
من لازمه این جا چندتا چیز رو بیان کنم:

ذهن یه جورایی مهمترین کالبده، در بعد ظریف ذهن همه چیز رو کنترل میکنه،
باز و بسته شدن کانالها، وصل و قطع شدن به انرژی و...
یک فکر منفی میتونه کل انرژی شما رو آلوده کنه یا چاکرایی رو ببنده و...
بنا براین شک داشتن به کارکرد یک انرژی، همسویی میتونه قدرت شما رو به شدت محدود کنه چون افکار ولتاژ انرژی رو کم و زیاد میکنن!

بحث دوم و خیلی مهم که خودش مبحث جدایی هست اینه که حدود 80% ذهن ما رو ناخودآگاهمون تشکیل میده.

یعنی کسی که شک داره، کسی که باور قوی داره، کسی که افکار منفی زیاد داره، کسی که آدم امیدواریه، یا کسی که آدم نا امیدیه وکسی که هر نوع حالت غالب ذهنی داره، کنترل خیلی کمی روی این حالتهای ذهنش داره و اون قسمت 80% ناخودآگاه که کنترلی روش نداره هستند که براش تصمیم می گیرند، بنا براین شک حتما خیلی واضح و خود آگاه نیست، چه در مورد درمانگر چه در مورد درمانگیر! راه پاکسازی ناخودآگاه هم فقط مراقبه هست. اگه نمی تونید منظم مراقبه کنید انتظار تغییر نداشته باشید.

برخی فکر می کنند با گرفتن چندتا همسویی و 1-2 سال تمرین باید به هرچی بخوان برسند، و وقتی از یه سیستمی نتیجه نمیگیرند شروع به نسبت دادن ایرادها به اون روش یا استاد و.. می کنند، دنیای این چیزها خیلی گسترده ست،
@lightwork1

فردی برای یادگیری یه علم مثل یک شاخه پزشکی ده ها سال درس میخونه تا به سطح پایه ای برسه که اسمش بشه پزشک، حالا این فرد نه ادعا داره که میتونه همه رو درمان کنه، و نه به کسی قول میده که حتما درمان شدنیه. حالا چرا باید یک فرد جدید، در یک عالم گسترده مثل ریکی که "بی نهایت وسیع" هست و کسی هرگز به نهایتش نمیرسه و نمیتونه اون رو به طور کامل درکش کنه باید چنین ادعایی داشته باشه؟ احمقانست.

شما اگر ریکی نبود که یک هدیه الهیه، حتی اگر تاحالا کمترین نتیجه رو از ریکی گرفتید، همین رو هم نمی تونستید حاصل کنید احتمالا، چون در اون روشها می بایست با تلاش و تکنیک خودتون موفق می شدین. حالا با گرفتن چندتا همسویی چرا انتظار داید همیشه و همه جا به نتیجه برسید؟

قدرت درمانگر در خلوص ذهنشه که با مراقبه حاصل میشه که هیچ کس معمولا انجامش نمیده، بعد از زمین و آسمون هم ایراد میگیره!


حالا برگردید متن رو از اول بخونید و روش فکر کنید.
ماهاچیتا باهوروچی

کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
‍ سخنی درباره شهود از کاربران انجمن👇
@lightwork1
زمانی بود که همیشه فکر می کردم استاد درون یا شهود چیه و چطور میشه باهاش ارتباط پیدا کرد!!!!

تااینکه یه روز در رابطه با پایان نامه ام ( خدمتتون عرض کنم که رشته تحصیلیم ژنتیک هست و میبایست
ژنی رو انتخاب می کردم بطور تصادفی و از اون ژن هم که صدها زیر مجموعه داشت یکی رو انتخاب می -
کردم و در پایان بعد از کلی انجام آزمایشات تخصصی بایستی به این نتیجه می رسیدم که آیا این ژن و اون
زیر مجوعه ای که انتخاب شده در فلان بیماری در جمعیت ایران بیان می شده یا نه یا بطور ساده تر عرض
کنم که اون ژن و اون زیر مجموعه اش از بین صدها زیر مجموعه که به انتخاب خودم بوده بطور تصادفی آیا
در بیماری موثر بوده و باعث ایجاد بیماری در ایران می شده یا نه؟!)
بعد از کلی مطالعه ی چند ژن و زیرمجموعه هایشان رو انتخاب کردم و باز بین اون چندتا چندین روز سردرگم بودم
که کدوم رو انتخاب کنم تا اینکه حسی بهم گفت بیا و اعتماد کن به شهودت بنابراین با خودم گفتم متمرکز بشم
به درونم تا اینکه ببینم چی میشه بعد از کمی سکوت و آرامش و متمرکزشدن کسی بهم از درون القا کرد حسم
از درون قلبم بود که می گفت فلان ژن و زیر مجموعه اش رو انتخاب کن و حتی وقتی چشمم رو باز کردم ناخود-
آگاه دستم خودکار بود روی صفحه کاغذ از بین اون چند ژن دقیقا روی همون ژن رفت و نشونش داد .اولش شک
داشتم به این شهودم و احساس دوگانگی داشتم که آیا بهم درست گفته یا نه ؟
تا اینکه تصمیم قطعی گرفته و برای اولین بار اعتماد کردم به این پیام و شروع به انجام آزمایشات کردم . من روی
حدود هزار نفر کار کردم اولین سری 100 نفره رو که وقتی مانتیور داشت جوابش رو نشون می داد خنده ام گرفت
و خیلیی خوشحال شدم متوجه شدم که نتیجه گرفتم و به خانمها گفتم بچه ها نتیجه مثبت گرفتم !!ولی خانمی که
اونجا بودن و یه خانم دیگه ای که حداقل 6 پروژه به این شکل کار کرده بود و هیچ نتیجه مثبتی نگرفته بود گفتن خوشحال
نباش نمیشه الان گفت که نتیجه مثبته یا منفی !!! بهر صورت من اصلا به حرفهاشون اهمیت ندادم و با استادم صحبت
کردم و ایشون گفتن به حرفهای اینها اصلا اهمیت نده اینها با این افکار منفی که دارن به جایی نمی رسن من هم کارم
رو ادامه دادم با خوشحالی چون احساس می کردم پیام درست بوده و خداروشکر کردم بعد از اینکه نتایج همه بطور کامل
مشخص شد جواب مثبت بود !!! و اون ژن و اون زیر مجوعه یکی از مجموعه ژنهایی بود که در ایران بطور مدام و پیاپی
دچار جهش ژنی شده و باعث ایجاد اون بیماری خاص می شد .
الان مقاله به زبان انگلیسی قراره چاپ بشه و استادم گفتن در یکی از مجلات خوب هم چاپ میشه اون خانم هم گفتن
چقدر شانس داری من این همه پروژه کار کردم نتیجه مثبت نگرفتم شما با اولین پروژه موفق شدی خیلی شانس داری !!!
منم نتونستم بگم قضیه چیه چون بندرت افراد اعتقاد دارن بنابراین فکر کردم بهترین کار سکوته .
بنابراین استاد درونم برای اینکه به من بفهمونن که شهود چیه ؟؟ به 2 سوالم پاسخ دادن یکی اینکه فهمیدم شهود یعنی چی
و چطور القا میشه و دوم اینکه بهم نشون دادن و القا کردن که روی کدوم ژن کار کنم !!!
این تجربه برای من بی نهایت ارزشمند بود و هیچ وقت فراموشش نمی کنم .
از خداوند زیبائیها و استاد درونم و ماهاچیتا استاد زمینی ام بسیار بسیار ممنون و سپاسگزارو شاکرم .
سایت جیوتی مارگا ( راه نور )👇

Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇

https://telegram.me/lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
🕉 اُم 🕉

علت رنج و محدودیت ذهن است.

راه رهایی از رنج، رهایی از ذهن است.

رهایی از ذهن، بیرون آمدن از ذهن است.

بیرون امدن از ذهن، مانند بیرون آمدن کرم از پیله یک فرایند زمانبر است.

هیچ جادو و معجزه ای برای یکدفعه از ذهن بیرون آمدن نیست.

تمرین مداوم و پرورش هوشیاری برای دستیابی به مرتبه شاهد تنها راه بیرون آمدن از ذهن است.

ذهن مایاست
زندگی بازی قطبهای دوگانه رنج و شادی، سلامت و بیماری، فقر و ثروت، جدایی و وصال و دوگانه های بی نهایت دیگر است.
تا زمانی که رهرو از مایای ذهن خارج نشود تحت تاثیر قطبهای دوگانه است.
یکروز خوشبخت و یکروز بدبخت،
خوشبختی خلق شده در اثر عوامل بیرونی کاذب و ناپایدار است.

خوشبختی پایدار و حقیقی یک مرتبه درونیست، برای رسیدن به آن هیچ میانبری وجود ندارد.

راه رهایی از رنج از رنج می گذرد.

هیچ چیز بی بها نیست، بهای رهایی را نیز باید پرداخت، زندگی تنها فرصتی برای دستیابی به مرتبه رها از رنج است، فرصت را غنیمت شمرید.

ماهاچیتا باهوروچی


کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA