Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (لایت ورکر)
🙏🕉 تمرینات پیشرفته یوگا 🕉🙏
✅ درس 37: مدیتیشن، پرسش و پاسخ - مدیتیشن گروهی
@lightwork1
پرسش: من شنیده ام که مدیتیشن گروهی خیلی مفید است. اگر افراد دیگری پیدا کنم که همین تمرین را انجام می دهند، آیا می توانیم بطور جمعی مدیتیشن کنیم.
پاسخ: مراقبۀ گروهی کار خوبی است. هر تجمعی که به هدف یادگیری و تشویق در راه شناخت مسیرهای معنوی باشد برای شما خوب است. اگر شما بتوانید بطور مرتب با افراد دیگری که خواستهایی شبیه شما دارند جمع شوید، فواید زیادی عایدتان می شود، مخصوصاً درارتباط با الهام گرفتن از دیگران در اصرار به انجام تمرینات روزانه. شکی نیست که شما هم مشوق دیگران در انجام تمرین خواهید
مسیح (ع) می گوید: " وقتی دو یا سه نفر تحت نام من دور هم جمع شوند،من درمیان آنها هستم". این نقل قول از دیدگاه مذهبی مطرح نشده است، آن یک اصل را بیان می کند. وقتی افراد با یک هدف معنوی دور هم جمع می شوند، آگاهی برانگیخته شده و افزایش می یابد. این اقزایش بصورت سکوت عمیق و سرورآگاهی فراگیر تجربه می شود. این تجربه در هر سیستم اعتقادی و هر تجمعی که برای یک آرمان بالای معنوی شکل می گیرد، یا هر اجتماعی که برای حقیقت تشکیل می شود پیش می آید. تجربۀ گروهی سرورآگاهی ساکت فراگیردر طول مراقبۀ گروهی یعنی در جایی که ذهنهای متعدد بطور سیستماتیک به سوی مرحلۀ سکوت پیش می روند به حداکثر می رسد.
@lightwork1
گروههایی را بیابید ودر بحث هایی که در مورد دگرگونی معنوی در جریان است شرکت کنید. شما به یک حوزۀ شهروندی جدید وارد شده اید- شهروندی معنوی. سرورآگاهی خالص خود را به هر تجمع و جلسۀ مراقبۀ گروهی ببرید، و همیشه بیاد داشته باشید که شما دارید خانه تان را از سنگ سرورآگاهی خالص درست می کنید.
استاد در درون شماست.
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
✅ درس 37: مدیتیشن، پرسش و پاسخ - مدیتیشن گروهی
@lightwork1
پرسش: من شنیده ام که مدیتیشن گروهی خیلی مفید است. اگر افراد دیگری پیدا کنم که همین تمرین را انجام می دهند، آیا می توانیم بطور جمعی مدیتیشن کنیم.
پاسخ: مراقبۀ گروهی کار خوبی است. هر تجمعی که به هدف یادگیری و تشویق در راه شناخت مسیرهای معنوی باشد برای شما خوب است. اگر شما بتوانید بطور مرتب با افراد دیگری که خواستهایی شبیه شما دارند جمع شوید، فواید زیادی عایدتان می شود، مخصوصاً درارتباط با الهام گرفتن از دیگران در اصرار به انجام تمرینات روزانه. شکی نیست که شما هم مشوق دیگران در انجام تمرین خواهید
مسیح (ع) می گوید: " وقتی دو یا سه نفر تحت نام من دور هم جمع شوند،من درمیان آنها هستم". این نقل قول از دیدگاه مذهبی مطرح نشده است، آن یک اصل را بیان می کند. وقتی افراد با یک هدف معنوی دور هم جمع می شوند، آگاهی برانگیخته شده و افزایش می یابد. این اقزایش بصورت سکوت عمیق و سرورآگاهی فراگیر تجربه می شود. این تجربه در هر سیستم اعتقادی و هر تجمعی که برای یک آرمان بالای معنوی شکل می گیرد، یا هر اجتماعی که برای حقیقت تشکیل می شود پیش می آید. تجربۀ گروهی سرورآگاهی ساکت فراگیردر طول مراقبۀ گروهی یعنی در جایی که ذهنهای متعدد بطور سیستماتیک به سوی مرحلۀ سکوت پیش می روند به حداکثر می رسد.
@lightwork1
گروههایی را بیابید ودر بحث هایی که در مورد دگرگونی معنوی در جریان است شرکت کنید. شما به یک حوزۀ شهروندی جدید وارد شده اید- شهروندی معنوی. سرورآگاهی خالص خود را به هر تجمع و جلسۀ مراقبۀ گروهی ببرید، و همیشه بیاد داشته باشید که شما دارید خانه تان را از سنگ سرورآگاهی خالص درست می کنید.
استاد در درون شماست.
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Telegram
attach 📎
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Forwarded from نور درون
« مکالمه میان یک کودک کریستالی و مادرش »💕
*
مادر : " هشت پا" ت رو بخور!
کودک : باشه اما این هشت پا واقعی نیست . هست ؟
مادر : نه
کودک : حرف نمی زنه ، سر نداره . مگه نه ؟... سرش کجاست؟
مادر : سر نداره . فقط قسمتی از هشت پاست که قبلا بریده شده.
کودک : پس الان سرش توی دریاست ؟
مادر : توی ماهی فروشی یه.
کودک : یه نفر اون رو بریده؟
مادر: آره
کودک : چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش .
کودک : آخه چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش همونطور که جوجه ها رو می خوریم.
کودک: جوجه؟ هیچکس جوجه ها رو نمی خوره .
مادر : هیچکس جوجه ها رو نمی خوره ؟
کودک: آره اونها حیوون هستند.
مادر: خب سیب زمینی بخور.
کودک: باشه ... هشت پا حیوونه . همه اونها حیوون اند . ماهی ها حیوون اند . هشت پاها حیوون اند . جوجه ها حیوون اند . گاوها حیوون اند . خوکها حیوون اند ...
مادر : درسته
کودک : خب وقتی ما حیوونها رو می خوریم اونها می میرند.
مادر : آره ، می میرند.
کودک : چرا ؟
مادر : برای اینکه بتونیم اونها رو بخوریم عزیزم.
کودک: اما چرا اونها بمیرند؟ من دوست ندارم اونها بمیرند. دلم می خواد اونها سالم و خوشحال باشند.
مادر: خیلی خوبه .. ما دیگه گوشت نمی خوریم . باشه ؟
کودک : باشه ..ما باید مواظب اونها باشیم .. نباید بخوریمشون.
مادر: حق با توئه عزیزم . پس سیب زمینی و برنج بخور .
کودک : حالا چرا داری گریه می کنی ؟
مادر: گریه نمی کنم ... فقط تو قلبم رو تکون دادی .
کودک : پس کار قشنگی کردم .
مادر : خب حالا بخور.. تو مجبور نیستی هشت پا بخوری . باشه؟
کودک : باشه ...
*
*
😇
*
*
ترجمه: مهناز
https://t.me/lightmerkaba
🍀🍃🍀🍃💚🍃🍀
https://www.youtube.com/watch?v=lRg2x65Ac3w&feature=share
*
مادر : " هشت پا" ت رو بخور!
کودک : باشه اما این هشت پا واقعی نیست . هست ؟
مادر : نه
کودک : حرف نمی زنه ، سر نداره . مگه نه ؟... سرش کجاست؟
مادر : سر نداره . فقط قسمتی از هشت پاست که قبلا بریده شده.
کودک : پس الان سرش توی دریاست ؟
مادر : توی ماهی فروشی یه.
کودک : یه نفر اون رو بریده؟
مادر: آره
کودک : چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش .
کودک : آخه چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش همونطور که جوجه ها رو می خوریم.
کودک: جوجه؟ هیچکس جوجه ها رو نمی خوره .
مادر : هیچکس جوجه ها رو نمی خوره ؟
کودک: آره اونها حیوون هستند.
مادر: خب سیب زمینی بخور.
کودک: باشه ... هشت پا حیوونه . همه اونها حیوون اند . ماهی ها حیوون اند . هشت پاها حیوون اند . جوجه ها حیوون اند . گاوها حیوون اند . خوکها حیوون اند ...
مادر : درسته
کودک : خب وقتی ما حیوونها رو می خوریم اونها می میرند.
مادر : آره ، می میرند.
کودک : چرا ؟
مادر : برای اینکه بتونیم اونها رو بخوریم عزیزم.
کودک: اما چرا اونها بمیرند؟ من دوست ندارم اونها بمیرند. دلم می خواد اونها سالم و خوشحال باشند.
مادر: خیلی خوبه .. ما دیگه گوشت نمی خوریم . باشه ؟
کودک : باشه ..ما باید مواظب اونها باشیم .. نباید بخوریمشون.
مادر: حق با توئه عزیزم . پس سیب زمینی و برنج بخور .
کودک : حالا چرا داری گریه می کنی ؟
مادر: گریه نمی کنم ... فقط تو قلبم رو تکون دادی .
کودک : پس کار قشنگی کردم .
مادر : خب حالا بخور.. تو مجبور نیستی هشت پا بخوری . باشه؟
کودک : باشه ...
*
*
😇
*
*
ترجمه: مهناز
https://t.me/lightmerkaba
🍀🍃🍀🍃💚🍃🍀
https://www.youtube.com/watch?v=lRg2x65Ac3w&feature=share
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#روشن_ضمیری_استاد_حقیقی
@Lightwork1
روشن ضمیری و استاد حقیقی
به نام خدا
به نام خدایی که آن چه تو می پنداری نیست
زیرا آن چه که پنداشته شود خدا نیست
به نام حقیقت
به نام حقیقتی که اکتسابی نیست
زیرا آنچه کسب می شود حقیقت نیست
به نام عشق
به نام عشقی که در آن رنج نیست
زیرا آنچه در آن رنج است عشق نیست
زیرا
خدا را نمی توان در برکه ی محدود ذهن جا داد
حقیقت را نمی توانی بدست آری زیرا در درون توست و باید آن را بشناسی
و عشق چیزیست که موجب رهایی و سرور توست نه موجب رنج و اسارت
به دنیا وارد شدی تا خدا را در درون خود و بعد در بیرون به عنوان تنها حقیقت بشناسی
و عشق مرتبه ایست که در آن به این حقیقت باز می گردی
پس برای خدا با عشق زندگی کن و نور حقیقت را در درون و بیرون بشناس و بگذار خودت به عنوان تجسم حقیقت به روی زمین باشی
روشن ضمیری و وحدت چیست ؟ پیر کیست و استاد کیست ؟ آیا همه راهها یکی هستند ؟
روشن ضمیری ، اشراق، ساتوری، وحدت ، فنا فی الله ، سامادی ، نیروانا و...
همگی اشاره به مرتبه ای دارند که در آن آگاهی و روح انسانی از بند محدودیتها رها می شود، ، یعنی محدودیت کارما (نتایج اعمالش ) ، تولد و مرگ ، ذهن ، حواس.. و با آگاهی والاتر خود یعنی خداوند متحد می شود
انسان روشن نشده هنوز در بند افکار و چهارچوبهای ذهنی و دربند کارماست ، ولی انسان روشن شده از ذهن و نتایج اعمال رها گشته و آگاهی او با آگاهی کُل یعنی خداوند متحد شده
انسان روشن نشده اعمالش ریشه در افکار و احساسات دارند ، انسان روشن شده بر طبق آگاهی روحی و شهود خالص عمل می کند و بدین وسیله در بند اعمال خود اسیر نمی شود
انسان روشن نشده درگیر اضداد است ، درگیر قطبهای متضاد است ، درگیر تضاد است! خوب، بد ، گناه، ثواب و ...
انسان روشن شده از دوگانگی رها شده و همه چیز را یکسان می بیند ، ذهن او به چیزها برچسب نمی زند، یوگی ها چنین شخصی را جِنانی می نامند یعنی کسی که خرد حقیقی دارد
چشم بر قرص مه و خورشید تا کی باشدت؟
بگذر و بگذار با دونان گیتی این دونان!
انسان روشن شده واکنشی به افکار واحساسات ندارد و در آنها غرق نمی شود و فقط از بیرون به آنها نگاه می کند
انسان روشن نشده درگیر افکار است و در آنها غرق می شود و موجب ایجاد اسارت بیشتر می شود، واژه بودا به همین اشاره دارد یعنی کسی که به بیداری رسیده و در توهم دنیای شخصی خود و افکار اسیر نیست
انسان روشن نشده حقیقت را ، وقایع را، تحریف شده می بیند نه آنطور که هستند ، بلکه آنطور که ذهنش آن را فیلتر می کند آن را با عینک ذهن می بیند :
اگر عینکی با شیشه قرمز به چشم بزنییم دنیا را قرمز می بینیم و اگر عینکی آبی به چشم بزنیم دنیا را آبی می بینیم ولی اگر عینک خود را برداریم ، دنیا را ، هستی را، آنطور که هست میبینیم و جواب تمام سوالات خود را به دست می آوریم ، این عینک حجاب ذهن است ، حجاب فردیت که موجب می شود محدود باشیم ، فردیت و این "من" کاذب ماست که موجب می شود تا ما در محدودیت شخصی خود بمانیم و به وحدت و روشن ضمیری دست نیابم همانطور که گفته شده :
حجاب طلعت جانان تویی توست ای نادان ، حجاب از پیش برخیزد چو تو از خود شوی یکتا ( حلاج )
واژه شَمن در سنت شمنیسم و واژه ریشی در یوگی ها و... به همین موضوع اشاره می کند ، شَمن کسی است که حقیقت را می بیند... همانطور که هست می بیند...
گفته شده ما دارای گوهر الهی هستیم ، ولی در حقیقت ما خود گوهر الهی هستیم ، باگاوان نیتی آناندا در کتاب چید آکاش گیتا می گوید :
" شیشه یک لامپ دودی وقتی با کربن پوشیده شده باشد شفاف نیست. همین طور کربن ذهن می باید پاک گردد"
"ذهن یک جنانی (شخص روشن ضمیر) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی هستند ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع آتمن (روح) را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دوده پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند ."
" غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ " اشاره به همین یکی بینی و بی تفاوتی عارف یا همان شخص روشن ضمیر دارد
اگر آثار عرفانی شعرای ایران را مطالعه کرده باشید بسیار به واژه "چشم احول بین" بر خواهید خورد ، چشم احول بین یعنی چشم دو بین، و در واقع یعنی ذهن دو بین ، ذهنی که اسیر دوئیت و تضادهاست.
ادامه👇👇👇
@lightwork1
@Lightwork1
روشن ضمیری و استاد حقیقی
به نام خدا
به نام خدایی که آن چه تو می پنداری نیست
زیرا آن چه که پنداشته شود خدا نیست
به نام حقیقت
به نام حقیقتی که اکتسابی نیست
زیرا آنچه کسب می شود حقیقت نیست
به نام عشق
به نام عشقی که در آن رنج نیست
زیرا آنچه در آن رنج است عشق نیست
زیرا
خدا را نمی توان در برکه ی محدود ذهن جا داد
حقیقت را نمی توانی بدست آری زیرا در درون توست و باید آن را بشناسی
و عشق چیزیست که موجب رهایی و سرور توست نه موجب رنج و اسارت
به دنیا وارد شدی تا خدا را در درون خود و بعد در بیرون به عنوان تنها حقیقت بشناسی
و عشق مرتبه ایست که در آن به این حقیقت باز می گردی
پس برای خدا با عشق زندگی کن و نور حقیقت را در درون و بیرون بشناس و بگذار خودت به عنوان تجسم حقیقت به روی زمین باشی
روشن ضمیری و وحدت چیست ؟ پیر کیست و استاد کیست ؟ آیا همه راهها یکی هستند ؟
روشن ضمیری ، اشراق، ساتوری، وحدت ، فنا فی الله ، سامادی ، نیروانا و...
همگی اشاره به مرتبه ای دارند که در آن آگاهی و روح انسانی از بند محدودیتها رها می شود، ، یعنی محدودیت کارما (نتایج اعمالش ) ، تولد و مرگ ، ذهن ، حواس.. و با آگاهی والاتر خود یعنی خداوند متحد می شود
انسان روشن نشده هنوز در بند افکار و چهارچوبهای ذهنی و دربند کارماست ، ولی انسان روشن شده از ذهن و نتایج اعمال رها گشته و آگاهی او با آگاهی کُل یعنی خداوند متحد شده
انسان روشن نشده اعمالش ریشه در افکار و احساسات دارند ، انسان روشن شده بر طبق آگاهی روحی و شهود خالص عمل می کند و بدین وسیله در بند اعمال خود اسیر نمی شود
انسان روشن نشده درگیر اضداد است ، درگیر قطبهای متضاد است ، درگیر تضاد است! خوب، بد ، گناه، ثواب و ...
انسان روشن شده از دوگانگی رها شده و همه چیز را یکسان می بیند ، ذهن او به چیزها برچسب نمی زند، یوگی ها چنین شخصی را جِنانی می نامند یعنی کسی که خرد حقیقی دارد
چشم بر قرص مه و خورشید تا کی باشدت؟
بگذر و بگذار با دونان گیتی این دونان!
انسان روشن شده واکنشی به افکار واحساسات ندارد و در آنها غرق نمی شود و فقط از بیرون به آنها نگاه می کند
انسان روشن نشده درگیر افکار است و در آنها غرق می شود و موجب ایجاد اسارت بیشتر می شود، واژه بودا به همین اشاره دارد یعنی کسی که به بیداری رسیده و در توهم دنیای شخصی خود و افکار اسیر نیست
انسان روشن نشده حقیقت را ، وقایع را، تحریف شده می بیند نه آنطور که هستند ، بلکه آنطور که ذهنش آن را فیلتر می کند آن را با عینک ذهن می بیند :
اگر عینکی با شیشه قرمز به چشم بزنییم دنیا را قرمز می بینیم و اگر عینکی آبی به چشم بزنیم دنیا را آبی می بینیم ولی اگر عینک خود را برداریم ، دنیا را ، هستی را، آنطور که هست میبینیم و جواب تمام سوالات خود را به دست می آوریم ، این عینک حجاب ذهن است ، حجاب فردیت که موجب می شود محدود باشیم ، فردیت و این "من" کاذب ماست که موجب می شود تا ما در محدودیت شخصی خود بمانیم و به وحدت و روشن ضمیری دست نیابم همانطور که گفته شده :
حجاب طلعت جانان تویی توست ای نادان ، حجاب از پیش برخیزد چو تو از خود شوی یکتا ( حلاج )
واژه شَمن در سنت شمنیسم و واژه ریشی در یوگی ها و... به همین موضوع اشاره می کند ، شَمن کسی است که حقیقت را می بیند... همانطور که هست می بیند...
گفته شده ما دارای گوهر الهی هستیم ، ولی در حقیقت ما خود گوهر الهی هستیم ، باگاوان نیتی آناندا در کتاب چید آکاش گیتا می گوید :
" شیشه یک لامپ دودی وقتی با کربن پوشیده شده باشد شفاف نیست. همین طور کربن ذهن می باید پاک گردد"
"ذهن یک جنانی (شخص روشن ضمیر) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی هستند ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع آتمن (روح) را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دوده پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند ."
" غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ " اشاره به همین یکی بینی و بی تفاوتی عارف یا همان شخص روشن ضمیر دارد
اگر آثار عرفانی شعرای ایران را مطالعه کرده باشید بسیار به واژه "چشم احول بین" بر خواهید خورد ، چشم احول بین یعنی چشم دو بین، و در واقع یعنی ذهن دو بین ، ذهنی که اسیر دوئیت و تضادهاست.
ادامه👇👇👇
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی
ادمه از پیام قبل👇👇👇
عارف ، روشن ضمیر هرچه میبیند ذات هستی را می بیند، ذات هستی را می توانید خداوند بنامید یا ... ولی آن همیشه یکیست و واحد
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
(ابو سعید)
"لا اله الا الله" نه تنها به معنای: نیست خدایی جز اوست، بلکه به معنی " یا من لَیسَ الا هو است" ، یعنی کسی جز او نیست!
رهجو در مراقبه و شهود خود به ذات خود پی می برد به ادراک خود حقیقی اش می رسد و در می یابد که او چیزی جز او ( ذات الهی ) نیست!... چیزی که تا به حال در اثر حجاب ذهن و فردیت کاذب خود نمی توانسته درک کند
بر اساس وداها و متون کهن سنسکریت روح فردی جیوا، و روح کیهانی شیوا یا خداوند نامیده می شود، و همان متون می گویند : جیوا شیواست!
روشن ضمیری و یا آن را هرچه بنامیم بیدار شدن و ادراک این مفهوم است ، عرفا آن را انالحق نامیدند!
ولی این بیداری امکان ندارد مگر شخص راه تزکیه و دگرگونی را پیموده و بندهایی را که اورا در اسارت خود پست نگاه می دارند بگسلد و این راه آنگونه که بعضی می اندیشند نیاز به جنگ و درگیری روانی با خود پست نیست می توان خود پست را به خود والاتر تسلیم کرد تا آن را دگرگون کند
در واقع ما برای رهایی از خود پست باید به خود والاتر نزدیک شویم
یوگی ها می گویند ذکری وجود دارد به عنوان ذکر بی ذکر ، که در درون انسان پیوسته همراه دم و بازدم تکرار می شود ، این ذکر سُ هَم می باشد ، سُ هَم یعنی شیوُ هَم ، یعنی من شیوا هستم ، شیوا چیزی جز خداوند واحد نیست ، در حقیقت ما به همراه هر دم و بازدم می گوییم ، من او هستم!
شیخ محمود شبستری این عارف بزرگ در گلشن راز سوالی را درباره همین وحدت و روشن ضمیری جواب می دهد که من اینجا آن را نقل می کنم و با کمی توضیح باز می کنم ( من مفسر شعر نیستم و فقط آن را بر اساس بحث این مقاله توضیح می دهم ) :
شخص می پرسد : "که شد بر سر وحدت واقف آخر؟ شناسای چه آمد عارف آخر؟"
( چه کسی به راز وحدت آخر پی می برد و عارف آخر به شناختی می رسد ؟ )
شیخ محمود می فرماید :
کسی بر سر وحدت گشت واقف - که او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناسای وجود است - وجود مطلق او را در شهود است
( عارف و روشن ضمیر وجود خود و ذات و جود حقیقی را می شناسد و در شهود دائم است )
به جز هست حقیقی هست نشناخت - از آن رو هستی خود پاک در باخت
( و چون به جز هستی حقیقی که خداوند است چیزی را نیافت ، فردیت و هستی کاذب خود را رها کرد و با او یکی شد )
وجود تو همه خار است و خاشاک - برون انداز از خود جمله را پاک
( وجود تو همه موجب رنج و حجاب است ، فردیت کاذب خود را کاملا محو کن )
برو تو خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
( ذهن ، دل را پاک و خالص کن تا محبوب ( خداوند ) در آن متجلی شود )
و اما تمام این روند معراج و مسیر وحدت چیزی است که در درون روی می دهد ، معراج چیزی نیست که در بُعد مکان صورت بگیرد معراج درونیست
تانترا معراج را آزاد سازی و بسط انرژی و آگاهی می نامد و واژه تانترا به همین معناست ، تانترا با استفاده از تکنیکهای خود موجب گسترده شدن آگاهی و درنهایت اتحاد آن با آگاهی کُل می شود
یوگا یعنی وحدت ، کلمه یوگا به معنای وحدت و یکی شدن است ، یوگا پروسه یکی ساختن روح فردی ( جیواتما ) با (پارامآتما) روح کُل می باشد
حال تکنیک هرچه باشد، هدف یکیست
صوفی که در سنت یوگا او را بکتی یوگی می نامند ، با متمرکز کردن تمام فکر و ذکر خود و احساساتش بر خداوند ، خود را از قید من دروغین می رهاند و با او متحد می شود
شمن با گسترش آگاهی خود به وسیله های مختلف از جمله غلبه یافتن بر سایه دروغین و بخش تاریک خود یا همان "من" به این مهم دست می یابد
مانترا یوگی ( کسی که مانترا، ذکر تکرار می کند ) با تمرکز بر نامهای الهی خداوند خود را می رهاند و با او متهد می شود
لایا یوگی ( کسی که کوندالینی یوگا تمرین می کند ) با آزاد کردن و بسط نیروی درونی ، آگاهی خود را به بالا هُل می دهد و آن را با آگاهی کُل متهد می کند )
یک هاتا یوگی هم با کنترل انرژی و تنفس ، آرام ساختن ذهن و بدن و قرار دادن آن در سکوت آنچه را در پس ذهن است می بیند
یک راجا یوگی ، یک تمرین کننده ذن ، یک مراقبه کننده بودایی ، سعی می کند افکار را متوقف کند تا ذات حقیقی خود را ببیند
یک جنانی و شخص ودانتایی ، با تعمق و مراقبه بر مفهومِ من او هستم ، به "او" دست می یابد
یک ماهایوگی و گیانی یوگی ، دائم از خود می پرسد من کیستم؟ و در نهایت جواب حقیقی را از روح دریافت می کند
یک کارما یوگی ، هرکاری که می کند به خداوند تقدیم می کند و هر عمل خود را تبدیل به مراقبه می کند
یک لایت وُرکر با متصل ساختن خود به نور و تجلیات آن وجود خود را دگرگون می کند و از بعد پست تر به بُعد متعالی تر تبدیل می شود
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
عارف ، روشن ضمیر هرچه میبیند ذات هستی را می بیند، ذات هستی را می توانید خداوند بنامید یا ... ولی آن همیشه یکیست و واحد
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
(ابو سعید)
"لا اله الا الله" نه تنها به معنای: نیست خدایی جز اوست، بلکه به معنی " یا من لَیسَ الا هو است" ، یعنی کسی جز او نیست!
رهجو در مراقبه و شهود خود به ذات خود پی می برد به ادراک خود حقیقی اش می رسد و در می یابد که او چیزی جز او ( ذات الهی ) نیست!... چیزی که تا به حال در اثر حجاب ذهن و فردیت کاذب خود نمی توانسته درک کند
بر اساس وداها و متون کهن سنسکریت روح فردی جیوا، و روح کیهانی شیوا یا خداوند نامیده می شود، و همان متون می گویند : جیوا شیواست!
روشن ضمیری و یا آن را هرچه بنامیم بیدار شدن و ادراک این مفهوم است ، عرفا آن را انالحق نامیدند!
ولی این بیداری امکان ندارد مگر شخص راه تزکیه و دگرگونی را پیموده و بندهایی را که اورا در اسارت خود پست نگاه می دارند بگسلد و این راه آنگونه که بعضی می اندیشند نیاز به جنگ و درگیری روانی با خود پست نیست می توان خود پست را به خود والاتر تسلیم کرد تا آن را دگرگون کند
در واقع ما برای رهایی از خود پست باید به خود والاتر نزدیک شویم
یوگی ها می گویند ذکری وجود دارد به عنوان ذکر بی ذکر ، که در درون انسان پیوسته همراه دم و بازدم تکرار می شود ، این ذکر سُ هَم می باشد ، سُ هَم یعنی شیوُ هَم ، یعنی من شیوا هستم ، شیوا چیزی جز خداوند واحد نیست ، در حقیقت ما به همراه هر دم و بازدم می گوییم ، من او هستم!
شیخ محمود شبستری این عارف بزرگ در گلشن راز سوالی را درباره همین وحدت و روشن ضمیری جواب می دهد که من اینجا آن را نقل می کنم و با کمی توضیح باز می کنم ( من مفسر شعر نیستم و فقط آن را بر اساس بحث این مقاله توضیح می دهم ) :
شخص می پرسد : "که شد بر سر وحدت واقف آخر؟ شناسای چه آمد عارف آخر؟"
( چه کسی به راز وحدت آخر پی می برد و عارف آخر به شناختی می رسد ؟ )
شیخ محمود می فرماید :
کسی بر سر وحدت گشت واقف - که او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناسای وجود است - وجود مطلق او را در شهود است
( عارف و روشن ضمیر وجود خود و ذات و جود حقیقی را می شناسد و در شهود دائم است )
به جز هست حقیقی هست نشناخت - از آن رو هستی خود پاک در باخت
( و چون به جز هستی حقیقی که خداوند است چیزی را نیافت ، فردیت و هستی کاذب خود را رها کرد و با او یکی شد )
وجود تو همه خار است و خاشاک - برون انداز از خود جمله را پاک
( وجود تو همه موجب رنج و حجاب است ، فردیت کاذب خود را کاملا محو کن )
برو تو خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
( ذهن ، دل را پاک و خالص کن تا محبوب ( خداوند ) در آن متجلی شود )
و اما تمام این روند معراج و مسیر وحدت چیزی است که در درون روی می دهد ، معراج چیزی نیست که در بُعد مکان صورت بگیرد معراج درونیست
تانترا معراج را آزاد سازی و بسط انرژی و آگاهی می نامد و واژه تانترا به همین معناست ، تانترا با استفاده از تکنیکهای خود موجب گسترده شدن آگاهی و درنهایت اتحاد آن با آگاهی کُل می شود
یوگا یعنی وحدت ، کلمه یوگا به معنای وحدت و یکی شدن است ، یوگا پروسه یکی ساختن روح فردی ( جیواتما ) با (پارامآتما) روح کُل می باشد
حال تکنیک هرچه باشد، هدف یکیست
صوفی که در سنت یوگا او را بکتی یوگی می نامند ، با متمرکز کردن تمام فکر و ذکر خود و احساساتش بر خداوند ، خود را از قید من دروغین می رهاند و با او متحد می شود
شمن با گسترش آگاهی خود به وسیله های مختلف از جمله غلبه یافتن بر سایه دروغین و بخش تاریک خود یا همان "من" به این مهم دست می یابد
مانترا یوگی ( کسی که مانترا، ذکر تکرار می کند ) با تمرکز بر نامهای الهی خداوند خود را می رهاند و با او متهد می شود
لایا یوگی ( کسی که کوندالینی یوگا تمرین می کند ) با آزاد کردن و بسط نیروی درونی ، آگاهی خود را به بالا هُل می دهد و آن را با آگاهی کُل متهد می کند )
یک هاتا یوگی هم با کنترل انرژی و تنفس ، آرام ساختن ذهن و بدن و قرار دادن آن در سکوت آنچه را در پس ذهن است می بیند
یک راجا یوگی ، یک تمرین کننده ذن ، یک مراقبه کننده بودایی ، سعی می کند افکار را متوقف کند تا ذات حقیقی خود را ببیند
یک جنانی و شخص ودانتایی ، با تعمق و مراقبه بر مفهومِ من او هستم ، به "او" دست می یابد
یک ماهایوگی و گیانی یوگی ، دائم از خود می پرسد من کیستم؟ و در نهایت جواب حقیقی را از روح دریافت می کند
یک کارما یوگی ، هرکاری که می کند به خداوند تقدیم می کند و هر عمل خود را تبدیل به مراقبه می کند
یک لایت وُرکر با متصل ساختن خود به نور و تجلیات آن وجود خود را دگرگون می کند و از بعد پست تر به بُعد متعالی تر تبدیل می شود
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ادامه از پیام قبل👇👇👇
@Lightwork1
حال وسیله هر چه باشد، بدون شک باید خود پست را دگرگگون کرد و با خود والاتر متحد شد، ذهن و وجود باید تزکیه و خالص شوند ، بدون پاکسازی نه رهایی وجود خواهد داشت و نه روشن ضمیری
انا الحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید انا الحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلاجوار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای «واحد القهار» بنیوش
ندا میآید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انا نیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
( شیخ محمود شبستری - گلشن راز )
کلامی چند درباره استاد و پیر
در این قسمت خلاصه ای راجع به انواع استاد و تفاوت آنها می نویسم
در سنتهای کهن مانند یوگا ، تانترا ، تصوف و ... پیر شخصی است که شخصیت ویژه ای دارد ، پیر کسی است که راه را رفته و به مراتب بالایی از آن رسیده ، پیر روشن ضمیر است ، پیر خود روشن ضمیریست!
در سنت هندو ، تانترا و یوگا واژه بسیار زیبایی برای پیر وجود دارد "گو رو" گورو به طور خلاصه یعنی" از تاریکی به نور"
گورو کسیست که رهجو را از تاریکی به نور آورده و تاریکی او را می گیرد
گورو توهم و خوبینی دروغین ما رو از بین می برد ، گورو ما را منقلب می کند تا از تاریکی و محدودیتها رها شویم
شخصیت گورو آنقدر عظیم است که من نوشتن تمام اینها را بیهوده می دانم و به جرات می توانم حتی اشاره ای به آن کنم
ارزش و قدر گورو در سنتهای کهن بسیار والاست ، متن مقدسی می گوید سه چیز بسیار نادر است :
تولد انسانی ، اشتیاق برای رهایی، گورو
بر طبق اعقاد آنها ، گورو تجسم الهیست ، تنها هزاران کتاب و متن مقدس در وصف عظمت گورو نوشته شده
یکی از مانتراهای معروف می گوید:
ریشه مراقبه شکل گوروست
ریشه نیایش پای گوروست
ریشه مانترا کلام گوروست
ریشه رهایی فیض گوروست
یک گورو تقریبا همیشه توسط یک گوروی دیگر به این مقام منسوب شده ، گورو کسی است شجره تمام استادن کهن پشت او هستند
گورو کسی نیست که قدرتهای مافوق طبیعی و کرامات یا دانش عظیمی داشته باشد و...
سخن کوتاه می کنم و این تلاش بیهوده را برای عظمت گورو وامی گذارم و به ادامه موضوع می روم
غرض از بحث بالا این بود که بگویم ، گورو بسیار کمیاب است ، لطفا هر استادی را با گورو اشتباه نگیرید ، استادان پیشرفته و راهنما و همچنین رهجویان پیشرفته زیاد هستند ولی گوروی حقیقی بسیار اندک است
ولی این دلیل بر نا اُمیدی نیست... استادان خوب را پیدا کنید ، کسانی که سعی می کنند بر طبق قوانین هستی زندگی کنند و تعلیم بدهند ، کسانی که بر طبق صداقت و راستی ، شفقت و خیر خواهی تعلیم می دهند
آنها هم راهنمایانی هستند و وطیفه کمک کردن دارند ، ولی خواهش می کنم به استاد ها وابسته نشوید آنها فقط انگشتی هستند که به هدف اشاره می کنند ، اگر انگشت را با هدف اشتباه بگیرید از هدف حقیقی وا خواهید ماند
هدف حقیقی باید همیشه : از بین بُردن خود پست ، تزکیه ، خیر خواهی و آزادی درونی باشد که به روشن ضمیری می انجامد
اگر شیفته حواشی شدین ، اگر شیفته قدرت شدید ، اگر شیفته کرامات شدید ، اگر آنها جای اصلی را گرفتند ، اگر آنها جای تزکیه حقیقی و نزدیک شدن به بُعد الهی رو گرفتند ، بدانید که دارید راه را بر عکس می روید
راه تزیکه و دگرگونی از خود پست به خود متعال است...
اُمیدوارم که فیض خداوند و تمام موجودات مقدس نور همیشه حافظ و هادی شما باشد و شما را در این مسیر هدایت کند
با آرزوی تعادل و تعالی
منبع : ماهاچیتا باهوروچی - سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
@Lightwork1
حال وسیله هر چه باشد، بدون شک باید خود پست را دگرگگون کرد و با خود والاتر متحد شد، ذهن و وجود باید تزکیه و خالص شوند ، بدون پاکسازی نه رهایی وجود خواهد داشت و نه روشن ضمیری
انا الحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید انا الحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلاجوار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای «واحد القهار» بنیوش
ندا میآید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انا نیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
( شیخ محمود شبستری - گلشن راز )
کلامی چند درباره استاد و پیر
در این قسمت خلاصه ای راجع به انواع استاد و تفاوت آنها می نویسم
در سنتهای کهن مانند یوگا ، تانترا ، تصوف و ... پیر شخصی است که شخصیت ویژه ای دارد ، پیر کسی است که راه را رفته و به مراتب بالایی از آن رسیده ، پیر روشن ضمیر است ، پیر خود روشن ضمیریست!
در سنت هندو ، تانترا و یوگا واژه بسیار زیبایی برای پیر وجود دارد "گو رو" گورو به طور خلاصه یعنی" از تاریکی به نور"
گورو کسیست که رهجو را از تاریکی به نور آورده و تاریکی او را می گیرد
گورو توهم و خوبینی دروغین ما رو از بین می برد ، گورو ما را منقلب می کند تا از تاریکی و محدودیتها رها شویم
شخصیت گورو آنقدر عظیم است که من نوشتن تمام اینها را بیهوده می دانم و به جرات می توانم حتی اشاره ای به آن کنم
ارزش و قدر گورو در سنتهای کهن بسیار والاست ، متن مقدسی می گوید سه چیز بسیار نادر است :
تولد انسانی ، اشتیاق برای رهایی، گورو
بر طبق اعقاد آنها ، گورو تجسم الهیست ، تنها هزاران کتاب و متن مقدس در وصف عظمت گورو نوشته شده
یکی از مانتراهای معروف می گوید:
ریشه مراقبه شکل گوروست
ریشه نیایش پای گوروست
ریشه مانترا کلام گوروست
ریشه رهایی فیض گوروست
یک گورو تقریبا همیشه توسط یک گوروی دیگر به این مقام منسوب شده ، گورو کسی است شجره تمام استادن کهن پشت او هستند
گورو کسی نیست که قدرتهای مافوق طبیعی و کرامات یا دانش عظیمی داشته باشد و...
سخن کوتاه می کنم و این تلاش بیهوده را برای عظمت گورو وامی گذارم و به ادامه موضوع می روم
غرض از بحث بالا این بود که بگویم ، گورو بسیار کمیاب است ، لطفا هر استادی را با گورو اشتباه نگیرید ، استادان پیشرفته و راهنما و همچنین رهجویان پیشرفته زیاد هستند ولی گوروی حقیقی بسیار اندک است
ولی این دلیل بر نا اُمیدی نیست... استادان خوب را پیدا کنید ، کسانی که سعی می کنند بر طبق قوانین هستی زندگی کنند و تعلیم بدهند ، کسانی که بر طبق صداقت و راستی ، شفقت و خیر خواهی تعلیم می دهند
آنها هم راهنمایانی هستند و وطیفه کمک کردن دارند ، ولی خواهش می کنم به استاد ها وابسته نشوید آنها فقط انگشتی هستند که به هدف اشاره می کنند ، اگر انگشت را با هدف اشتباه بگیرید از هدف حقیقی وا خواهید ماند
هدف حقیقی باید همیشه : از بین بُردن خود پست ، تزکیه ، خیر خواهی و آزادی درونی باشد که به روشن ضمیری می انجامد
اگر شیفته حواشی شدین ، اگر شیفته قدرت شدید ، اگر شیفته کرامات شدید ، اگر آنها جای اصلی را گرفتند ، اگر آنها جای تزکیه حقیقی و نزدیک شدن به بُعد الهی رو گرفتند ، بدانید که دارید راه را بر عکس می روید
راه تزیکه و دگرگونی از خود پست به خود متعال است...
اُمیدوارم که فیض خداوند و تمام موجودات مقدس نور همیشه حافظ و هادی شما باشد و شما را در این مسیر هدایت کند
با آرزوی تعادل و تعالی
منبع : ماهاچیتا باهوروچی - سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
Forwarded from امواج الهام بخش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from امواج الهام بخش
سلام بر خورشید در درمان بیماری ها و مشکلات زیر موثر است:
1.اضطراب
2.افسردگی
3.چاقی مفرط
4.کم خونی
5.عفونت قارچی
6.تب یونجه
7.چاقی
8.درد سینه
9.آسم و برونشیت
10.یبوست
11.مشکلات اشتها
12.یائسگی
13.بیماری قند
14.تورم بیضه
15.قاعدگی
16.سردرد
17.بعد از زایمان
18.حساسیت پوستی
19.تنظیم غده ی آدرنالین
20.هماهنگی پاراتیروئید و تیروئید
21.غدد هیپوفیز(رفع درد)
22.التهاب ماده ی خاکستری مغز
23. فشار خون پایین
24.ناخالصی خون
25.مشکلات کلیه
26.بزرگی لوزه ها
و...
@inspiring_vibes
1.اضطراب
2.افسردگی
3.چاقی مفرط
4.کم خونی
5.عفونت قارچی
6.تب یونجه
7.چاقی
8.درد سینه
9.آسم و برونشیت
10.یبوست
11.مشکلات اشتها
12.یائسگی
13.بیماری قند
14.تورم بیضه
15.قاعدگی
16.سردرد
17.بعد از زایمان
18.حساسیت پوستی
19.تنظیم غده ی آدرنالین
20.هماهنگی پاراتیروئید و تیروئید
21.غدد هیپوفیز(رفع درد)
22.التهاب ماده ی خاکستری مغز
23. فشار خون پایین
24.ناخالصی خون
25.مشکلات کلیه
26.بزرگی لوزه ها
و...
@inspiring_vibes
🔰کتاب درمانگری و شفابخشی تبتی🔰
@lightwork1
این کتاب برای آنهایی نوشته شده که می خواهند درمانگر شوند. شما می توانید از آن برای درمان خود یا دیگران استفاده کنید. اگر می خواهید درمانگر شوید و دیگران را معالجه کنید، بهتر است که ابتدا از خودتان شروع کنید. برای درمانگر شدن لازم نیست فقط قدرت درمانی تان را بالا ببرید، بلکه باید در مسیری معنوی تر زندگی کنید. باید به مردم بیشتر عشق بورزید و دوست شان داشته باشید. با انجام مراقبه هایی که در این کتاب ذکر شده می توانید مسیر معنوی زندگی تان را توسعه دهید. برای این کار زمان زیادی لازم است اما ارزشش را دارد. آنگاه که موفق به درمان کردن خودتان شدید، می توانید دیگران را نیز درمان کنید. همچنین با دادن قدرت شفابخشی به دیگران می توانید قدرت شفابخشی خود را نیز بالا ببرید.
در ابتدا مهم است که بدانید چرا مردم بیمار هستند. همه چیز در زندگی، انرژی است. تمام آنچه که شما می بینید شکلی از انرژی است. تمام آنچه که در اطرافتان می بینید، چه دوست داشته باشید چه نه، ساخته ذهن شماست. این روند همچنان ادامه دارد. روشهای مثبت فکر کردن زندگی تان را روشن و درخشان می سازد و شما را سلامت می گرداند؛ اما طرز تفکر منفی، زندگی را سخت تر می سازد و سبب می شود که بیمار شوید. این فرایند توسط چاکراها مدیریت می شود. چاکراها به بدن انرژی می دهند. اگر طرز تفکر و احساسات منفی زندگی شما را اداره کند، برخی چاکراها مسدود می شوند و و این کار یقینا سبب بروز مشکلاتی برای سلامتی شما می شود. مشکل اصلی این است که ذهن های مردم در الگوهای خاص و ثابتی گیر کرده است. مردم عمدتا سعی نمی کنند که ذهنشان را تغییر دهند. این بدان معناست که عدم وجود انرژی- که توسط ذهن و احساسات صورت گرفته- رشد روزافزون دارد. آنچه که به عنوان یک بیماری بی ضرر شروع می شود می تواند رشد کند و بعدها تبدیل به یک بیماری خطرناک شود.
این وظیفه درمانگر است که این انرژی منفی را تغییر دهد. سپس بیماری از بین می رود. اما بهتر این است که طرز تفکر بیمار را تغییر داد و آن را به سمت مسیری معنوی و مثبت سوق داد تا از بروز بیماری در آینده جلوگیری شود. به همین دلیل است که یک درمانگر باید ابتدا خودش نمونه ی خوبی از یک زندگی معنوی درست باشد. این حالات معنوی در صحبت ملایم و نرم درمانگر، نواختن موسیقی و با ایجاد ارتعاش مثبت در کاسه تبتی تقویت می گردد. همچنین اتاق نیز باید فضایی مثبت داشته باشد. شما می توانید یک کریستال بزرگ در اتاق بگذارید و یک پوجا در گوشه ای درست کنید.
🔴 این کتاب رایگان نمی باشد.👇
لینک دانلود
http://s9.picofile.com/file/8319819750/Ketab_darmangari_tabati_lightwork1.pdf.html
@lightwork1
این کتاب برای آنهایی نوشته شده که می خواهند درمانگر شوند. شما می توانید از آن برای درمان خود یا دیگران استفاده کنید. اگر می خواهید درمانگر شوید و دیگران را معالجه کنید، بهتر است که ابتدا از خودتان شروع کنید. برای درمانگر شدن لازم نیست فقط قدرت درمانی تان را بالا ببرید، بلکه باید در مسیری معنوی تر زندگی کنید. باید به مردم بیشتر عشق بورزید و دوست شان داشته باشید. با انجام مراقبه هایی که در این کتاب ذکر شده می توانید مسیر معنوی زندگی تان را توسعه دهید. برای این کار زمان زیادی لازم است اما ارزشش را دارد. آنگاه که موفق به درمان کردن خودتان شدید، می توانید دیگران را نیز درمان کنید. همچنین با دادن قدرت شفابخشی به دیگران می توانید قدرت شفابخشی خود را نیز بالا ببرید.
در ابتدا مهم است که بدانید چرا مردم بیمار هستند. همه چیز در زندگی، انرژی است. تمام آنچه که شما می بینید شکلی از انرژی است. تمام آنچه که در اطرافتان می بینید، چه دوست داشته باشید چه نه، ساخته ذهن شماست. این روند همچنان ادامه دارد. روشهای مثبت فکر کردن زندگی تان را روشن و درخشان می سازد و شما را سلامت می گرداند؛ اما طرز تفکر منفی، زندگی را سخت تر می سازد و سبب می شود که بیمار شوید. این فرایند توسط چاکراها مدیریت می شود. چاکراها به بدن انرژی می دهند. اگر طرز تفکر و احساسات منفی زندگی شما را اداره کند، برخی چاکراها مسدود می شوند و و این کار یقینا سبب بروز مشکلاتی برای سلامتی شما می شود. مشکل اصلی این است که ذهن های مردم در الگوهای خاص و ثابتی گیر کرده است. مردم عمدتا سعی نمی کنند که ذهنشان را تغییر دهند. این بدان معناست که عدم وجود انرژی- که توسط ذهن و احساسات صورت گرفته- رشد روزافزون دارد. آنچه که به عنوان یک بیماری بی ضرر شروع می شود می تواند رشد کند و بعدها تبدیل به یک بیماری خطرناک شود.
این وظیفه درمانگر است که این انرژی منفی را تغییر دهد. سپس بیماری از بین می رود. اما بهتر این است که طرز تفکر بیمار را تغییر داد و آن را به سمت مسیری معنوی و مثبت سوق داد تا از بروز بیماری در آینده جلوگیری شود. به همین دلیل است که یک درمانگر باید ابتدا خودش نمونه ی خوبی از یک زندگی معنوی درست باشد. این حالات معنوی در صحبت ملایم و نرم درمانگر، نواختن موسیقی و با ایجاد ارتعاش مثبت در کاسه تبتی تقویت می گردد. همچنین اتاق نیز باید فضایی مثبت داشته باشد. شما می توانید یک کریستال بزرگ در اتاق بگذارید و یک پوجا در گوشه ای درست کنید.
🔴 این کتاب رایگان نمی باشد.👇
لینک دانلود
http://s9.picofile.com/file/8319819750/Ketab_darmangari_tabati_lightwork1.pdf.html
Ketab-darmangari-tabati-@lightwork1.pdf
3.3 MB
✅ خودآموز درمانگری تبتی
بر اساس اصوات و سنگهای شفابخش
پاکسازی محل، مدیتیشنهای شفابخش، راهنمای درمانی بیش از 20 بیماری حاد، خود درمانی...
کانال لایت ورک👇
@lightwork1
بر اساس اصوات و سنگهای شفابخش
پاکسازی محل، مدیتیشنهای شفابخش، راهنمای درمانی بیش از 20 بیماری حاد، خود درمانی...
کانال لایت ورک👇
@lightwork1
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#یوگاناندا
ما در اثر یک اتفاق به دنیا نیامده ایم،
بلکه مخلوقاتی بس با شعوریم،بنابراین منطقی است که باور کنیم هوشمند بزرگی باید ما را آفریده باشد که البته شکی در این نیست.
یقیناً هرگز خداوند ما را با این همه نابرابری هایی که مشاهده میکنیم خلق نکرده،بلکه فرصت هایی هم به ما داده است که بدی ها را رها کرده به خوبی ها روی آوریم.
او به ما فرصت میدهد که خوبی ها را به کار بندیم و از برکات کردار نیک خود بهره مند شویم.
یوگاناندا
@lightwork1
بلکه مخلوقاتی بس با شعوریم،بنابراین منطقی است که باور کنیم هوشمند بزرگی باید ما را آفریده باشد که البته شکی در این نیست.
یقیناً هرگز خداوند ما را با این همه نابرابری هایی که مشاهده میکنیم خلق نکرده،بلکه فرصت هایی هم به ما داده است که بدی ها را رها کرده به خوبی ها روی آوریم.
او به ما فرصت میدهد که خوبی ها را به کار بندیم و از برکات کردار نیک خود بهره مند شویم.
یوگاناندا
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
✨هوشیاری اصل مهم رشد روحی✨
هوشیاری یا آگاهی یک اصل اساسی برای توسعه آگاهی روحی می باشد، روح یا ذات حقیقی ما خود در واقع هوشیاری محض می باشد، نه شکلی دارد و نه محدود به چیزیست .
روح همان هوشیاری است ، برای درک این باید به هوشیاری روحی دست یافت و یکی از تکنیکهای دستیابی به آن هم هوشیار بودن است.
و اما هوشیاری، چیزیست که مکاتب بسیاری مثل، ذن، یوگا ، بودیسم،هنرهای رزمی، تانترا و... در مورد آن تعالیم بسیاری ارائه داده اند.
هوشیاری (روح) ورای همه چیز است ، هوشیاری فقط می بیند،مشاهده می کند...
وقتی تمرکز می کنید در حال استفاده از ذهن هستید، وقتی هوشارید، در حال استفاده از روح و باید گفت روح هستید.
و اما تفاوت هوشیاری با تمرکز در این است که ، در تمرکز شما برای یک نقطه قوای ذهن خود را متمرکز می کنید ولی در هوشیاری شما از همه چیز آگاهید،
هوشیاری میبیند...اما تجزیه و تحلیل نمی کند.
در هوشیاری یک آگاهی ناب نسبت به بدن ، افکار ، محیط و همه چیز وجود دارد.
و اما هوشیاری مشاهده خالص می کند، نظری در مورد آنچه میبیند ندارد.
هوشیاری به آنچه مشاهده می کند، واکنشی نشان نمی دهد، هوشیاری بی تفاوتی و بی واکنشی محض است.
اگر واکنشی باشد یعنی ذهن در حال فعالیت است.
اگر فکری باشد ، اگر احساسی باشد ، یعنی ذهن و حواس در حال فعالیتند.
اگر مشاهده خالص و بی تفاوتی باشد ، یعنی روحی بر جسم و ذهن برتری یافته.
اگر هوشیاری مطلق شود دیگر تحت تاثیر آنچه می بیند قرار نمی گیرد، و این همان روشن ضمیری و رهایی از رنج است.
در هوشیاری ادراک آنی و دانش ذات وجود دارد ، در هوشیاری نیاز به تجزیه تحلیل نیست و این یعنی شهود و ادراک مستقیم.
و اما گسترش هوشیاری راههای فراوان دارد .
نسبت به آنچه انجام می دهید و نسبت به آنچه می گذرد هوشیار باشید و مشاهده خالص داشته باشید.
و این کار یک روز و یک بار نیست
آن مانند پرورش یک توانایی است که به مرور زمان رشد می کند ، آن مانند پر کردن قطره قطره ظرفی آب است
☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯
ذهن یک جنانی (شخص روشن بین) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی. خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی (فرا آگاهی) است ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع روح را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دود پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند .
سوامی نیتی آناندا
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
هوشیاری یا آگاهی یک اصل اساسی برای توسعه آگاهی روحی می باشد، روح یا ذات حقیقی ما خود در واقع هوشیاری محض می باشد، نه شکلی دارد و نه محدود به چیزیست .
روح همان هوشیاری است ، برای درک این باید به هوشیاری روحی دست یافت و یکی از تکنیکهای دستیابی به آن هم هوشیار بودن است.
و اما هوشیاری، چیزیست که مکاتب بسیاری مثل، ذن، یوگا ، بودیسم،هنرهای رزمی، تانترا و... در مورد آن تعالیم بسیاری ارائه داده اند.
هوشیاری (روح) ورای همه چیز است ، هوشیاری فقط می بیند،مشاهده می کند...
وقتی تمرکز می کنید در حال استفاده از ذهن هستید، وقتی هوشارید، در حال استفاده از روح و باید گفت روح هستید.
و اما تفاوت هوشیاری با تمرکز در این است که ، در تمرکز شما برای یک نقطه قوای ذهن خود را متمرکز می کنید ولی در هوشیاری شما از همه چیز آگاهید،
هوشیاری میبیند...اما تجزیه و تحلیل نمی کند.
در هوشیاری یک آگاهی ناب نسبت به بدن ، افکار ، محیط و همه چیز وجود دارد.
و اما هوشیاری مشاهده خالص می کند، نظری در مورد آنچه میبیند ندارد.
هوشیاری به آنچه مشاهده می کند، واکنشی نشان نمی دهد، هوشیاری بی تفاوتی و بی واکنشی محض است.
اگر واکنشی باشد یعنی ذهن در حال فعالیت است.
اگر فکری باشد ، اگر احساسی باشد ، یعنی ذهن و حواس در حال فعالیتند.
اگر مشاهده خالص و بی تفاوتی باشد ، یعنی روحی بر جسم و ذهن برتری یافته.
اگر هوشیاری مطلق شود دیگر تحت تاثیر آنچه می بیند قرار نمی گیرد، و این همان روشن ضمیری و رهایی از رنج است.
در هوشیاری ادراک آنی و دانش ذات وجود دارد ، در هوشیاری نیاز به تجزیه تحلیل نیست و این یعنی شهود و ادراک مستقیم.
و اما گسترش هوشیاری راههای فراوان دارد .
نسبت به آنچه انجام می دهید و نسبت به آنچه می گذرد هوشیار باشید و مشاهده خالص داشته باشید.
و این کار یک روز و یک بار نیست
آن مانند پرورش یک توانایی است که به مرور زمان رشد می کند ، آن مانند پر کردن قطره قطره ظرفی آب است
☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯
ذهن یک جنانی (شخص روشن بین) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی. خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی (فرا آگاهی) است ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع روح را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دود پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند .
سوامی نیتی آناندا
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
به «نورِ دل» توان از
«ظلمت هستی» برون آمد...
«علاجی» نیست جز «بیداری»
این «خوابِ مشوش» را
صائب_تبريزي
@lightwork1
«ظلمت هستی» برون آمد...
«علاجی» نیست جز «بیداری»
این «خوابِ مشوش» را
صائب_تبريزي
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (لایت ورکر)
لایت ورکر:
به خاطر داشته باشید که به هیچکس تعلق ندارید و هیچکس از ان شما نیست از یاد نبرید که روزی ناگهان همه چیز این جهان را ترک خواهید کرد.پس هم اکنون دل اشنایی با خدا را در خود بپرورانید. تاسف انگیز است که خود را مشتی گوشت و استخوان می پندارید که در بهترین حالتش نیز اشیانه مشکلهاست.بی وقفه به مراقبه بنشینید .بی درنگ خود را به سیمای جوهر جاودان بنگرید،و رها از هر گونه حقارت.نگذارید اسیر جسم باشید.همه مسایل خود را از طریق مراقبه حل کنید.اندیشه هایتان را کنار نهید و به اتصال راستین با خدا رو اورید.هر چند ادمی د ر مشکل افرینی برای خویشتن نبوغی بی پایان دارد،مهارت امداد الهی در کمک رسانی به او کمتر نیست.لاهیری ماهایایا(از کتاب سرگذشت یک یوگی)
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
به خاطر داشته باشید که به هیچکس تعلق ندارید و هیچکس از ان شما نیست از یاد نبرید که روزی ناگهان همه چیز این جهان را ترک خواهید کرد.پس هم اکنون دل اشنایی با خدا را در خود بپرورانید. تاسف انگیز است که خود را مشتی گوشت و استخوان می پندارید که در بهترین حالتش نیز اشیانه مشکلهاست.بی وقفه به مراقبه بنشینید .بی درنگ خود را به سیمای جوهر جاودان بنگرید،و رها از هر گونه حقارت.نگذارید اسیر جسم باشید.همه مسایل خود را از طریق مراقبه حل کنید.اندیشه هایتان را کنار نهید و به اتصال راستین با خدا رو اورید.هر چند ادمی د ر مشکل افرینی برای خویشتن نبوغی بی پایان دارد،مهارت امداد الهی در کمک رسانی به او کمتر نیست.لاهیری ماهایایا(از کتاب سرگذشت یک یوگی)
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
تقدیم به دوست عزیزم که آرزوی بهترینها را برایت دارم
انسانها چند دسته اند، و در سطوح مختلف زندگی می کنند
و از دریچه های مختلف به هستی می نگرند
انسان ابعاد زیادی دارد
جسم، ذهن، احساس، انرژی، روح و...
عده ای کاملا در بعد جسم زندگی می کنند و برای ارضاء خواسته های آن عمل می کنند
وقتی فردی از بعد مادی و جسمانی عمل می کند مسائل مربوط به جسم مادی در زندگی او اولویت هستند و بقیه چیزها تقریبا برای او غیر قابل درک هستند
مسائل مربوط به جسم مادی زنده ماندن، لذت فیزیکی و ارضاء پیوسته بدن فانی می باشد
هر عملی که فرد انجام می دهد بر محور ارضای خواسته های جسمانی خواهد بود
و از این قبیل.
دسته ای دیگر هستند که آنها را "قلب محور" می نامم. در این افراد مرکز انرژی قلب غالب است و آنها عمدتا از این مرکز عمل می کنند. برای این افراد مفاهیم و زیبایی های درونی و ارزشهای انسانی، از زیبایی های بیرونی و ارزشهای مادی مثل خوردن، خوابیدن، سکس، سلطه جویی و... مهمتر است
این افراد به صورت نا خود آگاه در پی بر آورده کردن خواسته هایی عمیق تر و ظریف تر هستند
تنها مادیات و سکس و... آنها را ارضاء نمی کند
این گونه افراد عمدتا هنر، موسیقی، نقاشی، ادبیات، و "معنا گرایی" را ستایش می کنند و به آن جذب می شوند
مرکز قلب توسط روشن بینان به شکل دو مثلث ترکیب شده در هم که یکی رو به پایین است و یکی رو به بالا (دقیقا مانند ستاره حضرت داود) وصف شده است، و مفهوم آن این است که در مرکز قلب یا چاکرای قلب، فرد منقلب می شود.
افراد قلب محور به دنبال چیزهایی فراتر از مادیات و سکس هستند، نه اینکه به سکس علاقه ای ندارند، بلکه برای آنها اولویت نیست، بلکه چون در بخشی از وجود خود می دانند که سکس به تنهایی آنها را کامیاب نخواهد ساخت به دنبال ارضایی عمیق تر هستند.
انسان قلب محور می اندیشد که اگر بخواهم جسم کسی را بدست آورم، ابتدا باید قلب او را بدست آورم. در غیر این صورت هرگز با آن فرد احساس رضایت نمی کند.
افراد قلب محور و افراد جسم محور شاید بتوانند دوستان خوبی باشند، ولی هرگز نمی توانند در بعدی عمیق و با تمام وجود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و یکدیگر را درک کنند
چرا؟
چون هر یک دنیا را از بعد متفاوتی می بیند، هر یک اولویتها و ارزشهای متفاوتی دارد
تلاش برای مرتبط کردن این دو دسته افراد مثل تلاش برای پیوند زدن بالهای کبوتر به چهارپاییست به اُمید پرواز!
ماهاچیتا باهوروچی
انجمن جیوتی مارگا (راه نور)
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
انسانها چند دسته اند، و در سطوح مختلف زندگی می کنند
و از دریچه های مختلف به هستی می نگرند
انسان ابعاد زیادی دارد
جسم، ذهن، احساس، انرژی، روح و...
عده ای کاملا در بعد جسم زندگی می کنند و برای ارضاء خواسته های آن عمل می کنند
وقتی فردی از بعد مادی و جسمانی عمل می کند مسائل مربوط به جسم مادی در زندگی او اولویت هستند و بقیه چیزها تقریبا برای او غیر قابل درک هستند
مسائل مربوط به جسم مادی زنده ماندن، لذت فیزیکی و ارضاء پیوسته بدن فانی می باشد
هر عملی که فرد انجام می دهد بر محور ارضای خواسته های جسمانی خواهد بود
و از این قبیل.
دسته ای دیگر هستند که آنها را "قلب محور" می نامم. در این افراد مرکز انرژی قلب غالب است و آنها عمدتا از این مرکز عمل می کنند. برای این افراد مفاهیم و زیبایی های درونی و ارزشهای انسانی، از زیبایی های بیرونی و ارزشهای مادی مثل خوردن، خوابیدن، سکس، سلطه جویی و... مهمتر است
این افراد به صورت نا خود آگاه در پی بر آورده کردن خواسته هایی عمیق تر و ظریف تر هستند
تنها مادیات و سکس و... آنها را ارضاء نمی کند
این گونه افراد عمدتا هنر، موسیقی، نقاشی، ادبیات، و "معنا گرایی" را ستایش می کنند و به آن جذب می شوند
مرکز قلب توسط روشن بینان به شکل دو مثلث ترکیب شده در هم که یکی رو به پایین است و یکی رو به بالا (دقیقا مانند ستاره حضرت داود) وصف شده است، و مفهوم آن این است که در مرکز قلب یا چاکرای قلب، فرد منقلب می شود.
افراد قلب محور به دنبال چیزهایی فراتر از مادیات و سکس هستند، نه اینکه به سکس علاقه ای ندارند، بلکه برای آنها اولویت نیست، بلکه چون در بخشی از وجود خود می دانند که سکس به تنهایی آنها را کامیاب نخواهد ساخت به دنبال ارضایی عمیق تر هستند.
انسان قلب محور می اندیشد که اگر بخواهم جسم کسی را بدست آورم، ابتدا باید قلب او را بدست آورم. در غیر این صورت هرگز با آن فرد احساس رضایت نمی کند.
افراد قلب محور و افراد جسم محور شاید بتوانند دوستان خوبی باشند، ولی هرگز نمی توانند در بعدی عمیق و با تمام وجود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و یکدیگر را درک کنند
چرا؟
چون هر یک دنیا را از بعد متفاوتی می بیند، هر یک اولویتها و ارزشهای متفاوتی دارد
تلاش برای مرتبط کردن این دو دسته افراد مثل تلاش برای پیوند زدن بالهای کبوتر به چهارپاییست به اُمید پرواز!
ماهاچیتا باهوروچی
انجمن جیوتی مارگا (راه نور)
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
تجربه یکی از پرتوجویان عزیز
از کار با سمبلها و انرژی #آمادئوس
از کار با سمبلها و انرژی #آمادئوس
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
✅ تاریخچه سیستم درمانی شمنی
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809