This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک لحظه لذت ، یک عمر غم و اندوه...
Forwarded from بشقاب سبز
براي گسترش صلح، مبارزه با گرمايش زمين، مبارزه با جنگل زدايي و بحران كم آبي، حمايت از همه حيوانات و سلامتي تك تك افراد جامعه و ... به جنبش دوشنبه و چهارشنبه هاي بدون گوشت بپيونديد🍃
@boshghabesabz
@boshghabesabz
Forwarded from تا به اقیانوس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from من کیستم؟
از طریق عشق خودم برای شما، میخواهم که عشق خود را برای سراسر گیتی، برای سراسر انسانیت، و همه موجودات زنده بیان کنم. میخواهم که یاد بگیرم تا به هر انسانی و به همه گونههای زیستی عشق بورزم. اگر در عشق ورزیدن به شما موفق شوم، قادر خواهم بود تا به هر انسانی و به همه گونههای زیستی برروی زمین عشق بورزم. ….این آن پیام واقعی از عشق است.
تیچ نات هان
تیچ نات هان
Forwarded from من کیستم؟
Through my love for you, I want to express my love for the whole cosmos, the whole of humanity, and all beings. By living with you, I want to learn to love everyone and all species. If I succeed in loving you, I will be able to love everyone and all species on Earth... This is the real message of love.
~ Thich Nhat Hanh
~ Thich Nhat Hanh
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
✅ مدیتیشن یکی شدن با نور ✅
ارائه توسط انجمن جیوتی مارگا ( راه نور )
@lightwork1
گاهی اوقات در طی جلسات درمانی یا آموزشها برخی مدیتشنها و تمرینات به صورت شهودی به فرد نشون داده میشه، این یکی از این مدیتیشنها هست که چندین سال پیش دریافت کردم ولی گویا قسمت بود در این زمان به شما معرفیش کنم
این تمرین مدیتیشن یکی شدن با نور نامیده میشه و هدف اصلی اون بردن فرد به ورای محدویتهای مادی، محدودیتهای فکری و تحول تصویری است که از خود داریم هست. از اثرات دیگر این مدیتیشن میشه به اینها اشاره کرد: توسعه پیشرفت روحی و آگاهی روحی، بالابردت ارتعاشات، افزایش حس آرامش، یکپارچکی و هماهنگی، افزایش شهود، تقویت ارتباط و یگانگی فرد با انرژی کیهانی (کل هستی) و...
این تمرین دارای سه مرحله می باشد : 1- من در نور هستم -2 نور در من است. 3- من و نور یکی هستیم
1- روی یک صندلی به وضعیتی وانهاده ولی با ستون فقرات صاف بنشینید، دستها رو روی پاها قرار دهید به طوی که کف دستها به سمت بالا باشند.
2- برای مدت 2-3 دقیقه از بینی دم طولانی انجام دهید و از دهان بازدم و با هر تنفس خود را ریلکس تر کنید.
3- از خداوند، فرشتگان اعظم و اساتید معنوی درخواست برکت و حفاظت در این مدیتیشن را بکنید و چنین دعایی را بخوانید " ای خداوند، ای خالق هر آنچه هست، ای منشاء هستی و نور، ای نور هستی، لطفا مرا برکت بده و متحول ساز تا نور و ذات الهی در من متجلی گردد. سپاسگذارم.
4- مرحله یک: من در نور هستم. تصور کنید از بی نهایت آسمان ستون نوری بسیار سفید و درخشان از دور دست شروع به پایین آمدن می کند و تدریجا به شما نزدیک می شود تا به بالای سر شما (چاکرای تاج) می رسد و بعد از برخورد به سر شما شروع به جاری شدن بر بیرون بدن شما مانند آبشاری می کند، به خوبی احساس کنید و تصور کنید که این نور تمام بدن شما را از تمام جهت در بر می گیرید و شما را در خود غرق می کند تمام قسمتهای بیرونی بدن شما درخشان و سفید می شوند. تصور کنید که این نور تمام هاله انرژی بیرونی شما را در بر می گیرد و تا حدود 3 متری بدن شما را پر می کند. تمامی بدن شما از پوست شما گرفته تا 3 متری بدن شما را فقط و فقط نوری بسیار عظیم و درخشان پر کرده است. این تصویر سازی را برای 5-10 دقیقه انجام دهید.
5- مرحله دو: نور در من است. بدون اینکه تصوراتی که قبلا ساخته اید را رها کنید، تصور کنید که ستون نور شروع به نفوذ کردن به درون سر شما می کند. تدریجا پایین می رود و تمامی عضوهای بدن شما، تمامی اجزاء و سلولها و تمامی چاکراها و... را پر می کند. این پر شدن نباید سریع تصور شود، بلکه به تدریج باید تمامی بخشهای بدن از بالا تا کف پا با نور پر شوند. این تصویر سازی را برای 5-10 دقیقه آنقدر انجام دهید که تمام اعضاء و بخشهای بدن شما تبدیل به نور شوند تا جایی که فقط ممکن است احساس کنید یک لایه بسیار ظریف مانند پوست بدنتان شما را از نور بیرون بدنتان جدا کرده است. در تمامی درون بدن شما و تمامی بیرون بدن شما فقط و فقط نور مطلق وجود دارد.
6- مرحله سوم: من نور هستم. تصور کنید که نور درونی بدن شما شروع به نفوذ کردن به بیرون بدن شما می کند و می خواهد با نور بیرونی یکی بشود. احساس کنید که پوست و لایه نازک بیرونی بدن شما شروع به ناپدید شدن و حل شدن در بین این دو نور می کند. این تصویر سازی را انقدر ادامه دهید و احساس کنید تا جایی که فقط و فقط نور بماند و اثری از بدن فیزیکی شما باقی نماند. اجازه بدهید بدن شما و تمام وجود و انرژی فردی شما در این نور حل شود. این مرحله باید حدود 5-10 دقیقه طول بکشد. پس از اینکه تصویر سازی خود را تکمیل کردید و بدن شما در نور ناپدید شد، برای حد اقل 5 دقیقه فقط از حضور نور آگاه باشید. آگاه باشید که در آن مکان شما فقط به شکل نور مطلق وجود دارید و شما آن نور هستید.
7- بستن مدیتیشن: وقتی خواستید مدیتیشن خود را تمام کنید، این تصور را که شما نور هستید با خودتان ببرید! فکر کنید که از الان شما نور هستید، نامحدود و ورای ماده هستید. سپس چندین نفس عمیق و آرام انجام دهید و کم کم انگشتان دست و پای خود را تکان دهید و بعد دستان را روی هم بمالید و برای چند ثانیه روی چشمان خود قرار دهید. سپس چشمان خود را باز کنید.
نکات:
در صورتی که بعد از شماره یک مدیتیشن تتا را هم که قبلا معرفی شده برای مدتی کوتاه انجام بدهید اثر این مدیتیشن حتی خیلی بیشتر می شود.
در تمامی مراحل به جز مرحله پایانی "من و نور یکی هستیم" دم و بازدم عمیق و آگاهانه داشته باشید و همزمان تصویر سازی خود را تقویت کنید. در مرحله پایانی کنترل تنفس را رها کنید و فقط اجازه بدهید چیز ها خود به خود اتفاق بیفتند. فقط از حضور نور و عدم حضور خود به شکل فیزیکی آگاه باشید.
ماهاچیتا باهوروچی
انجمن جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇
@lightwork1
.
ارائه توسط انجمن جیوتی مارگا ( راه نور )
@lightwork1
گاهی اوقات در طی جلسات درمانی یا آموزشها برخی مدیتشنها و تمرینات به صورت شهودی به فرد نشون داده میشه، این یکی از این مدیتیشنها هست که چندین سال پیش دریافت کردم ولی گویا قسمت بود در این زمان به شما معرفیش کنم
این تمرین مدیتیشن یکی شدن با نور نامیده میشه و هدف اصلی اون بردن فرد به ورای محدویتهای مادی، محدودیتهای فکری و تحول تصویری است که از خود داریم هست. از اثرات دیگر این مدیتیشن میشه به اینها اشاره کرد: توسعه پیشرفت روحی و آگاهی روحی، بالابردت ارتعاشات، افزایش حس آرامش، یکپارچکی و هماهنگی، افزایش شهود، تقویت ارتباط و یگانگی فرد با انرژی کیهانی (کل هستی) و...
این تمرین دارای سه مرحله می باشد : 1- من در نور هستم -2 نور در من است. 3- من و نور یکی هستیم
1- روی یک صندلی به وضعیتی وانهاده ولی با ستون فقرات صاف بنشینید، دستها رو روی پاها قرار دهید به طوی که کف دستها به سمت بالا باشند.
2- برای مدت 2-3 دقیقه از بینی دم طولانی انجام دهید و از دهان بازدم و با هر تنفس خود را ریلکس تر کنید.
3- از خداوند، فرشتگان اعظم و اساتید معنوی درخواست برکت و حفاظت در این مدیتیشن را بکنید و چنین دعایی را بخوانید " ای خداوند، ای خالق هر آنچه هست، ای منشاء هستی و نور، ای نور هستی، لطفا مرا برکت بده و متحول ساز تا نور و ذات الهی در من متجلی گردد. سپاسگذارم.
4- مرحله یک: من در نور هستم. تصور کنید از بی نهایت آسمان ستون نوری بسیار سفید و درخشان از دور دست شروع به پایین آمدن می کند و تدریجا به شما نزدیک می شود تا به بالای سر شما (چاکرای تاج) می رسد و بعد از برخورد به سر شما شروع به جاری شدن بر بیرون بدن شما مانند آبشاری می کند، به خوبی احساس کنید و تصور کنید که این نور تمام بدن شما را از تمام جهت در بر می گیرید و شما را در خود غرق می کند تمام قسمتهای بیرونی بدن شما درخشان و سفید می شوند. تصور کنید که این نور تمام هاله انرژی بیرونی شما را در بر می گیرد و تا حدود 3 متری بدن شما را پر می کند. تمامی بدن شما از پوست شما گرفته تا 3 متری بدن شما را فقط و فقط نوری بسیار عظیم و درخشان پر کرده است. این تصویر سازی را برای 5-10 دقیقه انجام دهید.
5- مرحله دو: نور در من است. بدون اینکه تصوراتی که قبلا ساخته اید را رها کنید، تصور کنید که ستون نور شروع به نفوذ کردن به درون سر شما می کند. تدریجا پایین می رود و تمامی عضوهای بدن شما، تمامی اجزاء و سلولها و تمامی چاکراها و... را پر می کند. این پر شدن نباید سریع تصور شود، بلکه به تدریج باید تمامی بخشهای بدن از بالا تا کف پا با نور پر شوند. این تصویر سازی را برای 5-10 دقیقه آنقدر انجام دهید که تمام اعضاء و بخشهای بدن شما تبدیل به نور شوند تا جایی که فقط ممکن است احساس کنید یک لایه بسیار ظریف مانند پوست بدنتان شما را از نور بیرون بدنتان جدا کرده است. در تمامی درون بدن شما و تمامی بیرون بدن شما فقط و فقط نور مطلق وجود دارد.
6- مرحله سوم: من نور هستم. تصور کنید که نور درونی بدن شما شروع به نفوذ کردن به بیرون بدن شما می کند و می خواهد با نور بیرونی یکی بشود. احساس کنید که پوست و لایه نازک بیرونی بدن شما شروع به ناپدید شدن و حل شدن در بین این دو نور می کند. این تصویر سازی را انقدر ادامه دهید و احساس کنید تا جایی که فقط و فقط نور بماند و اثری از بدن فیزیکی شما باقی نماند. اجازه بدهید بدن شما و تمام وجود و انرژی فردی شما در این نور حل شود. این مرحله باید حدود 5-10 دقیقه طول بکشد. پس از اینکه تصویر سازی خود را تکمیل کردید و بدن شما در نور ناپدید شد، برای حد اقل 5 دقیقه فقط از حضور نور آگاه باشید. آگاه باشید که در آن مکان شما فقط به شکل نور مطلق وجود دارید و شما آن نور هستید.
7- بستن مدیتیشن: وقتی خواستید مدیتیشن خود را تمام کنید، این تصور را که شما نور هستید با خودتان ببرید! فکر کنید که از الان شما نور هستید، نامحدود و ورای ماده هستید. سپس چندین نفس عمیق و آرام انجام دهید و کم کم انگشتان دست و پای خود را تکان دهید و بعد دستان را روی هم بمالید و برای چند ثانیه روی چشمان خود قرار دهید. سپس چشمان خود را باز کنید.
نکات:
در صورتی که بعد از شماره یک مدیتیشن تتا را هم که قبلا معرفی شده برای مدتی کوتاه انجام بدهید اثر این مدیتیشن حتی خیلی بیشتر می شود.
در تمامی مراحل به جز مرحله پایانی "من و نور یکی هستیم" دم و بازدم عمیق و آگاهانه داشته باشید و همزمان تصویر سازی خود را تقویت کنید. در مرحله پایانی کنترل تنفس را رها کنید و فقط اجازه بدهید چیز ها خود به خود اتفاق بیفتند. فقط از حضور نور و عدم حضور خود به شکل فیزیکی آگاه باشید.
ماهاچیتا باهوروچی
انجمن جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇
@lightwork1
.
🕉📖 درسهایی از لایت ورک 📖🕉
@lightwork1
درس 8 : حفاظت
حفاظت یکی از مهمترین بخشهای کار یک لایتورکر می باشد. من در این مقاله قصد ندارم به طور تخصصی و با جزئیات به این مبحث بپردازم بلکه به طور کلی در مورد این مبحث مهم توضیح میدهم.
یک نقل قول جالبی هست که میگه : اگر می بینید بهتون حمله نمیشه دو حالت داره، یا یه جای کارتون اشتباهه یا خودتون جزو دسته نیروهای تاریکی هستید! این گفته این رو نشون میده که به طور قطع هر فردی که کارهای انرژیک و درمانی، انجام میده، مخصوصا افرادی که برای دیگران انجام می دهند، پیوسته در معرض حمله انرژی های منفی و آلودگی های انرژیک می باشند، وقتی میگم منفی نیازی نیست که یاد جن و شیاطین بیفتید ، انرژی منفی میتونه شامل انرژی : نفرت، کینه، ترس، حسادت، حرص، استرس، اعتیاد و... باشه که میتونه در اورای افراد یا محیط وجود داشته باشه.
به طور قطع هر کانال ریکی تا حد زیادی به صورت خودکار از حفاظت ریکی و موجودات نور برخورداره ، و میشه گفت اصلا اگر این حفاظت خودکار وجود نداشت بعید بود می تونستیم بدون آسیب دیدن کار کنیم. هر سیستمی در خودش یک بعد حفاظتی نهفته داره ولی مطلق نیست. یکی دیگه از مباحث مهم حفاظت که باید یاد بگیرید همین مطلق نبودن حفاظت هست، همانطور که در بعد فیزیکی هیچ حفاظت مطلقی وجود نداره، یا مثلا همانطور که در عالم شبکه و کامپیوتر هیچ حفاظت مطلقی وجود نداره و بلاخره ممکنه یک راه نفوذ وجود داشته باشه در بعد انرژی و ظریف هم همینطوره. چرا که خود شما مطلق نیستید، نسبی هستید و در عالم نسبی زندگی می کنید، هر زمان از عالم نسبی و محدودیتهای زمان و مکان فراتر رفتید می تونید به حفاظت مطلق دست بیابید. پس با وجود هزاران سیستم و روش حفاظتی بسیار عالی و موثر در بیشتر موارد نباید فکر کنید که همیشه و در هر حالت حفاظت خواهید شد. خیلی از مواقع ما خودمان درونا باعث دریافت حمله و انرژی منفی می شویم یا به عبارتی خودمان آن را جذب می کنیم، اما از آن خبر نداریم و نمی توانیم علتش را درک کنیم.
حفاظت طبیعی : از دریافت سیستمهای انرژی و حفاظتی مهم تر یاد گرفتن چیزیست که من آن را حفاظت طبیعی می نامم و آن شامل اینها می شود:
1- افکار مثبت : هر زمان افکار شما مثبت و قدرتمند و متعال باشند ، شما به صورت خودکار با هماهنگی با تمام انرژی های مثبت هستی قرار می گیرید و با آنها همسو هستید، آنها را جذب می کنید و آنها قدرت شما را افزایش می دهند، اورای شما نورانی و درخشان می شود و گسترش می یابد.
2- هوشیاری : یکی از مهمترین اصول حفاظت است ، باید همیشه چون مار ، مانند یک سامورایی و رزمنده هوشیار باشید، هوشیاری که اینجا تعریف می کنم منظورم آگاه بودن از بدن و ذهن و محیط می باشد، یا به عبارتی زندگی در لحظه بودن، یا آنچه بودیستها آن را ویپاسانا یا ذن می نامند می باشد.
3- اورای قدرتمند : هر قدر اورای فرد سالم تر و قوی تر باشد حفاظت فرد بیشتر است، هرگونه فکر و احساس منفی ، هرگونه غذای مضر، هر گونه ماده مخدر و مسکر ، هر گونه بی بندباری جن.سی (از جمله پور.نو.گرافی) و حتی موسیقی های مذخرف! می تواند موجب تخریب اورا شود.
سیستمهای انرژی حفاظتی به انواع روشهای مختلف ایجاد حفاظت می کنند و همچنین کمک به بازیابی سیستم حفاظتی طبیعی شما می شوند.
برخی از انواع سیستمهای حفاظتی از این قرارند:
سیستمهایی که :
شما را در برابر انرژی های منفی مخفی می کنند.
انرژی منفی را گرفته و تغییر می دهند و جهت تقویت قدرت حفاظتی شما استفاده می کنند.
انرژی منفی را خنثی می کنند.
انرژی منفی را منحرف می کنند یا به منشا نور می فرستند.
انرژی منفی یا موجود منفی را از بین می برند.
انرژی منفی را به منشا حمله بر می گردانند.
دو گزینه آخر در خیلی از موارد در دسته سیستمهای لایتورک قرار نمی گیرند و می توان گفت جزء سیستمهای جادو و از این قبیل هستند. چرا که لایتورکرها با اصل محبت و شفقت و نه با انتقام کار می کنند.
و...
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
@lightwork1
درس 8 : حفاظت
حفاظت یکی از مهمترین بخشهای کار یک لایتورکر می باشد. من در این مقاله قصد ندارم به طور تخصصی و با جزئیات به این مبحث بپردازم بلکه به طور کلی در مورد این مبحث مهم توضیح میدهم.
یک نقل قول جالبی هست که میگه : اگر می بینید بهتون حمله نمیشه دو حالت داره، یا یه جای کارتون اشتباهه یا خودتون جزو دسته نیروهای تاریکی هستید! این گفته این رو نشون میده که به طور قطع هر فردی که کارهای انرژیک و درمانی، انجام میده، مخصوصا افرادی که برای دیگران انجام می دهند، پیوسته در معرض حمله انرژی های منفی و آلودگی های انرژیک می باشند، وقتی میگم منفی نیازی نیست که یاد جن و شیاطین بیفتید ، انرژی منفی میتونه شامل انرژی : نفرت، کینه، ترس، حسادت، حرص، استرس، اعتیاد و... باشه که میتونه در اورای افراد یا محیط وجود داشته باشه.
به طور قطع هر کانال ریکی تا حد زیادی به صورت خودکار از حفاظت ریکی و موجودات نور برخورداره ، و میشه گفت اصلا اگر این حفاظت خودکار وجود نداشت بعید بود می تونستیم بدون آسیب دیدن کار کنیم. هر سیستمی در خودش یک بعد حفاظتی نهفته داره ولی مطلق نیست. یکی دیگه از مباحث مهم حفاظت که باید یاد بگیرید همین مطلق نبودن حفاظت هست، همانطور که در بعد فیزیکی هیچ حفاظت مطلقی وجود نداره، یا مثلا همانطور که در عالم شبکه و کامپیوتر هیچ حفاظت مطلقی وجود نداره و بلاخره ممکنه یک راه نفوذ وجود داشته باشه در بعد انرژی و ظریف هم همینطوره. چرا که خود شما مطلق نیستید، نسبی هستید و در عالم نسبی زندگی می کنید، هر زمان از عالم نسبی و محدودیتهای زمان و مکان فراتر رفتید می تونید به حفاظت مطلق دست بیابید. پس با وجود هزاران سیستم و روش حفاظتی بسیار عالی و موثر در بیشتر موارد نباید فکر کنید که همیشه و در هر حالت حفاظت خواهید شد. خیلی از مواقع ما خودمان درونا باعث دریافت حمله و انرژی منفی می شویم یا به عبارتی خودمان آن را جذب می کنیم، اما از آن خبر نداریم و نمی توانیم علتش را درک کنیم.
حفاظت طبیعی : از دریافت سیستمهای انرژی و حفاظتی مهم تر یاد گرفتن چیزیست که من آن را حفاظت طبیعی می نامم و آن شامل اینها می شود:
1- افکار مثبت : هر زمان افکار شما مثبت و قدرتمند و متعال باشند ، شما به صورت خودکار با هماهنگی با تمام انرژی های مثبت هستی قرار می گیرید و با آنها همسو هستید، آنها را جذب می کنید و آنها قدرت شما را افزایش می دهند، اورای شما نورانی و درخشان می شود و گسترش می یابد.
2- هوشیاری : یکی از مهمترین اصول حفاظت است ، باید همیشه چون مار ، مانند یک سامورایی و رزمنده هوشیار باشید، هوشیاری که اینجا تعریف می کنم منظورم آگاه بودن از بدن و ذهن و محیط می باشد، یا به عبارتی زندگی در لحظه بودن، یا آنچه بودیستها آن را ویپاسانا یا ذن می نامند می باشد.
3- اورای قدرتمند : هر قدر اورای فرد سالم تر و قوی تر باشد حفاظت فرد بیشتر است، هرگونه فکر و احساس منفی ، هرگونه غذای مضر، هر گونه ماده مخدر و مسکر ، هر گونه بی بندباری جن.سی (از جمله پور.نو.گرافی) و حتی موسیقی های مذخرف! می تواند موجب تخریب اورا شود.
سیستمهای انرژی حفاظتی به انواع روشهای مختلف ایجاد حفاظت می کنند و همچنین کمک به بازیابی سیستم حفاظتی طبیعی شما می شوند.
برخی از انواع سیستمهای حفاظتی از این قرارند:
سیستمهایی که :
شما را در برابر انرژی های منفی مخفی می کنند.
انرژی منفی را گرفته و تغییر می دهند و جهت تقویت قدرت حفاظتی شما استفاده می کنند.
انرژی منفی را خنثی می کنند.
انرژی منفی را منحرف می کنند یا به منشا نور می فرستند.
انرژی منفی یا موجود منفی را از بین می برند.
انرژی منفی را به منشا حمله بر می گردانند.
دو گزینه آخر در خیلی از موارد در دسته سیستمهای لایتورک قرار نمی گیرند و می توان گفت جزء سیستمهای جادو و از این قبیل هستند. چرا که لایتورکرها با اصل محبت و شفقت و نه با انتقام کار می کنند.
و...
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
💮💮درسهایی از ریکی و لایتورک💮💮
@lightwork1
احتیاط، صبر، ایمان
در درس 8 ام از درسهایی از لایتورک، در مورد احتیاط در دریافت انرژیها صحبت کردیم. با توجه به اینکه این موضوع بسیار مهم است، بنا به برخی از درخواستها و دلایل دیگر به جنبه های بیشتری از این موضوع می پردازم.
شنیدین که گفتند عجله کار شیطانه ؟
دلیل بسیار منطقی برای این گفته وجود داره: چه در راه معنوی و چه در راه کسب موفقیتها مادی و دستیابی به اهداف اگر ما صبر کافی نداشته باشیم و برای رسیدن به هدف حرص بزنیم (یعنی صبر کافی برای انتظار و تلاش بیشتر را نداشته باشیم ) راه را برای منحرف شدن از مسیر درست بیشتر باز می کنیم، مثلا وقتی شما با عجله رانندگی می کنید یقینا احتمال اینکه تصادف کنید یا از مسیر منحرف شوید بیشتر است. عجول بودن و سریع بودن دو چیز کاملا متفاوت هستند، عجله نشاندهنده حالتی ذهنی احساسی می باشد، اما سرعت به روند انجام چیزی اشاره دارد، شما می توانید بسیار سریع باشید اما عجول نباشید، شاید استادان بزرگ هنرهای رزمی یا سامورایی ها را دیده اید ( حد اقل به طور نمادین در فیلمها ) که در اوج جنگی خونین و مرگبار طوری مبارزه می کنند که گویی در حال نوشیدن چای هستند، در چهره آنها زره ای خشم، حرص یا ترس نمی بینید. آنها به طور اعجاب انگیزی سریع هستند به طوری که لحظه ای درنگ می تواند موجب مرگ آنان شود، اما هرگز عجول و شتاب زده نیستند. به هر حال قصد من بازی با کلمات نیست، سعی کنید تفاوت این دو را درک کنید.
اول و مهمتر از هر چیز باید فلسفه ای را با شما در میان بگذارم، یکی از آیات کتب مقدس می گوید: تکنیکها نمی توانند خداوند را آشکار کنند، بلکه این خداوند است بر اساس فیض خود تصمیم می گیرد بر رهرو متجلی شود.
یعنی اینکه: جدا از این مهم که ما باید در راه معراج و تعالی روحی خود بسیار تلاش کنیم باید بدانیم که مهمتر از تلاش ما سرسپردگی و تسلیم به ذات الهیست، ما نباید فکر کنیم که با زور زدن بیشتر زودتر به خدا میرسیم! بلکه وظیفه ما انجام سادانا یا تمرینات معنویست ولی باید نتیجه آن را به خدا بسپاریم.
آیه مذکور را حافظ در بیتی بسیار زیبا روایت می کند :
گرچه وصالش نه به کوشش دهند – هر قدر ای دل که توانی بکوش
روایت است از یکی از بزرگترین استادان معنوی سوال کردند: بزرگترین درسی که در سلوک خود گرفتی چه بود؟ فرمود: زمانی که جوان بودم در راه سلوک معنوی خود بسیار بی صبر و قرار بودم. چون می دانستم که خداوند در وجود من و در کنار من است اما به دلیل جهل و حجابم هنوز نمی توانستم او را درک کنم، در واقع مثل دزدی که شبی برای دزدی رفت و به خزانه ای رسید که پر از گرانبها ترین طلا و جواهرات بود اما نمی توانست وارد خزانه شود، فقط دیواری ناچیز او را از آن جواهرات گرانبها جدا کرده بود به همین دلیل نمی توانست تا صبح بخوابد، من نیز می دانستم دیوار نازکی مرا از معبود الهی جدا کرده و لحظه ای برای رسیدن به او قرار نداشتم، قافل از اینکه "بزرگرترین درسی که باید می گرفتم صبر بود"
موقعی که عجول باشید و حرص بزنید به احتمال زیاد از راه منحرف می شوید، چون احساسات شما را کنترل خواهند کرد. هدف پیمودن راه تزکیه معنوی ، حذف کردن کامل "من" و هر آنچه از آن بر می آید است تلاش کنید اما نتیجه را به خداوند بسپارید و دائم دعا کنید تا راه حقیقی را به شما نشان دهد و شما را در آن راه هدایت کند.
روایت است بایزید بسطامی عارف بی بدیل، زمانی که به قرب الهی رسید، ندایی آمد و گفت: بایزید چیزی بخواه، بایزید پاسخ داد من چیزی نمی خواهم، آن ندا دوباره گفت: چیزی بخواه، بایزید دوباره پاسخ داد من خواسته ای ندارم، برای سومین بار آن ندا گفت: بایزید چیزی بخواه، بایزید گفت حال که اینطور است من فقط تو را می خواهم! ندا آمد: تا زمانی که ذره ای از تو هست این امکان پذیر نیست.
چه قدر این داستان زیباست: به زیبایی تمام نشان می دهد که تعالی الهی یا وحدت با روح الهی فقط زمانی اتفاق می افتد که من: منیت و تمام خواسته ها و حرصها، به صورت کامل نیست شوند. تا زمانی که خواسته ای باشد "من" هنوز هست، حتی اگر آن خواسته خدا باشد.
تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز
خوشا کسى که در این راه بی حجاب رود
در راه سلوک معنوی باید صبر بی پایان داشت و ایمان بسیار قوی ، باید درست و به اندازه کافی در راه تزکیه و خلوص خود تلاش کرد، اما نتیجه را به دست خداوند یا هر جلوه ای از او که می پرستیم بسپاریم.
حال این راه شما هرچه باشد، یا از هر تکنیک درستی که استفاده می کنید، باید بدانید که استادان گمراه و متوهم، تکنیکها و روشهای دروغین و متعلق به تاریکی بسیارند، و پیروان بسیار زیادی دارند، به طوری که می توان گفت شاید بیش از 80% استادان معنوی و متافیزیکی، یا فریبکار هستند یا متوهم یا گمراه، شاید این برای بسیاری از شما عجیب یا مسخره باشد، اما متاسفانه حقیقت است. باید در انتخاب را
@lightwork1
احتیاط، صبر، ایمان
در درس 8 ام از درسهایی از لایتورک، در مورد احتیاط در دریافت انرژیها صحبت کردیم. با توجه به اینکه این موضوع بسیار مهم است، بنا به برخی از درخواستها و دلایل دیگر به جنبه های بیشتری از این موضوع می پردازم.
شنیدین که گفتند عجله کار شیطانه ؟
دلیل بسیار منطقی برای این گفته وجود داره: چه در راه معنوی و چه در راه کسب موفقیتها مادی و دستیابی به اهداف اگر ما صبر کافی نداشته باشیم و برای رسیدن به هدف حرص بزنیم (یعنی صبر کافی برای انتظار و تلاش بیشتر را نداشته باشیم ) راه را برای منحرف شدن از مسیر درست بیشتر باز می کنیم، مثلا وقتی شما با عجله رانندگی می کنید یقینا احتمال اینکه تصادف کنید یا از مسیر منحرف شوید بیشتر است. عجول بودن و سریع بودن دو چیز کاملا متفاوت هستند، عجله نشاندهنده حالتی ذهنی احساسی می باشد، اما سرعت به روند انجام چیزی اشاره دارد، شما می توانید بسیار سریع باشید اما عجول نباشید، شاید استادان بزرگ هنرهای رزمی یا سامورایی ها را دیده اید ( حد اقل به طور نمادین در فیلمها ) که در اوج جنگی خونین و مرگبار طوری مبارزه می کنند که گویی در حال نوشیدن چای هستند، در چهره آنها زره ای خشم، حرص یا ترس نمی بینید. آنها به طور اعجاب انگیزی سریع هستند به طوری که لحظه ای درنگ می تواند موجب مرگ آنان شود، اما هرگز عجول و شتاب زده نیستند. به هر حال قصد من بازی با کلمات نیست، سعی کنید تفاوت این دو را درک کنید.
اول و مهمتر از هر چیز باید فلسفه ای را با شما در میان بگذارم، یکی از آیات کتب مقدس می گوید: تکنیکها نمی توانند خداوند را آشکار کنند، بلکه این خداوند است بر اساس فیض خود تصمیم می گیرد بر رهرو متجلی شود.
یعنی اینکه: جدا از این مهم که ما باید در راه معراج و تعالی روحی خود بسیار تلاش کنیم باید بدانیم که مهمتر از تلاش ما سرسپردگی و تسلیم به ذات الهیست، ما نباید فکر کنیم که با زور زدن بیشتر زودتر به خدا میرسیم! بلکه وظیفه ما انجام سادانا یا تمرینات معنویست ولی باید نتیجه آن را به خدا بسپاریم.
آیه مذکور را حافظ در بیتی بسیار زیبا روایت می کند :
گرچه وصالش نه به کوشش دهند – هر قدر ای دل که توانی بکوش
روایت است از یکی از بزرگترین استادان معنوی سوال کردند: بزرگترین درسی که در سلوک خود گرفتی چه بود؟ فرمود: زمانی که جوان بودم در راه سلوک معنوی خود بسیار بی صبر و قرار بودم. چون می دانستم که خداوند در وجود من و در کنار من است اما به دلیل جهل و حجابم هنوز نمی توانستم او را درک کنم، در واقع مثل دزدی که شبی برای دزدی رفت و به خزانه ای رسید که پر از گرانبها ترین طلا و جواهرات بود اما نمی توانست وارد خزانه شود، فقط دیواری ناچیز او را از آن جواهرات گرانبها جدا کرده بود به همین دلیل نمی توانست تا صبح بخوابد، من نیز می دانستم دیوار نازکی مرا از معبود الهی جدا کرده و لحظه ای برای رسیدن به او قرار نداشتم، قافل از اینکه "بزرگرترین درسی که باید می گرفتم صبر بود"
موقعی که عجول باشید و حرص بزنید به احتمال زیاد از راه منحرف می شوید، چون احساسات شما را کنترل خواهند کرد. هدف پیمودن راه تزکیه معنوی ، حذف کردن کامل "من" و هر آنچه از آن بر می آید است تلاش کنید اما نتیجه را به خداوند بسپارید و دائم دعا کنید تا راه حقیقی را به شما نشان دهد و شما را در آن راه هدایت کند.
روایت است بایزید بسطامی عارف بی بدیل، زمانی که به قرب الهی رسید، ندایی آمد و گفت: بایزید چیزی بخواه، بایزید پاسخ داد من چیزی نمی خواهم، آن ندا دوباره گفت: چیزی بخواه، بایزید دوباره پاسخ داد من خواسته ای ندارم، برای سومین بار آن ندا گفت: بایزید چیزی بخواه، بایزید گفت حال که اینطور است من فقط تو را می خواهم! ندا آمد: تا زمانی که ذره ای از تو هست این امکان پذیر نیست.
چه قدر این داستان زیباست: به زیبایی تمام نشان می دهد که تعالی الهی یا وحدت با روح الهی فقط زمانی اتفاق می افتد که من: منیت و تمام خواسته ها و حرصها، به صورت کامل نیست شوند. تا زمانی که خواسته ای باشد "من" هنوز هست، حتی اگر آن خواسته خدا باشد.
تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز
خوشا کسى که در این راه بی حجاب رود
در راه سلوک معنوی باید صبر بی پایان داشت و ایمان بسیار قوی ، باید درست و به اندازه کافی در راه تزکیه و خلوص خود تلاش کرد، اما نتیجه را به دست خداوند یا هر جلوه ای از او که می پرستیم بسپاریم.
حال این راه شما هرچه باشد، یا از هر تکنیک درستی که استفاده می کنید، باید بدانید که استادان گمراه و متوهم، تکنیکها و روشهای دروغین و متعلق به تاریکی بسیارند، و پیروان بسیار زیادی دارند، به طوری که می توان گفت شاید بیش از 80% استادان معنوی و متافیزیکی، یا فریبکار هستند یا متوهم یا گمراه، شاید این برای بسیاری از شما عجیب یا مسخره باشد، اما متاسفانه حقیقت است. باید در انتخاب را
هتان بسیار هوشیار باشید، به قول مسیح (ع): مثل کبوتر ساده و مثل مار هوشیار باشید.
@lightwork1
یکی از دلایل مهم این صحبت این بود که بگویم این مساله در مورد برخی سیستمهای انرژی و همسویی ها هم شامل می شود، گرچه بیشتر همسویی ها و سیستمها انرژی که معروف به لایتورک و ریکی هستند درست و معتبرند، اما گاهی پیش می آید که سیستمهایی، همسویی هایی، تشرفهایی! هستند که مربوط به نیروهای منفی و تاریکی هستند، و خیلیها شاید نتوانند از ظاهرش آن را بشناسند. حتی استادان معروفی که شاید دیده باشید هزاران همسویی ارائه می کنند، ممکن است به اشتباه چنین همسویی هایی نیز ارائه کنند، بنا براین فکر نکنید چون فلان استاد سیستمهای معنوی، الهی زیادی ارائه می کند احتمال آن نیست که در بینش چند سیستم منفی هم ارائه کند! شاید به حس وطن دوستانه خیلیها بر بخورد اما متسفانه در برخی از کشورها از جمله ایران این انحرافات شدت بیشتری دارند و سیستمهای کاذب و منفی بیشتری موجود هستند.
@lightwork1
قبلا در درس 8 در مورد احتیاط در این موارد صحبت کردم، در اینجا بیشتر هدفم این هست که بگویم که در دریافت همسویی ها و تشرفها به خصوص آنهایی که مشکوک هستند و در بین لایتورکها شناخته نشده اند خود داری کنید، و همانطور که گفتم مراقب باشید که عجول نباشید و فکر نکنید با یک همسویی یکدفعه ره 100 ساله را یک شبه طی می کنید.
برخی از نشانه ها و ویژگی ها در سیستمها تاریک هستند که در 90% اوقات می توان منفی بودن آن سیستم را از آن تشخیص داد، از جمله:
وجود عوامل یا آموزه هایی که آسیب زدن به دیگران را عادی و بدون اشکال می دانند.
افراط در بروز و استفاده از مسایل و انرژی جنسی و...
و یا بر عکس: سرکوب مسایل جنسی، بد و منفی و شیطانی دانستن انرژی جنسی.
الزام به بستن عهد یا بیعت با نیروهایی، که در آن به شما گفته می شود در صورتی که عهد خود را بشکنید و به عهد خود عمل نکنید، لعنت می شوید، زندگی شما با مشکل مواجه می شود و از این قبیل (توجه کنید که در راه نور هیچ الزام و لعنتی نیست )
اینکه به شما گفته شود می توانید به هر کس صرفا جهت اینکه منفی است یا قصد آسیب زدن به شما را دارد، آسیب بزنید.
@lightwork1
وجود آموزه هایی نوین، که حقایق و اصول چندین هزاران ساله ای که در متون کهن مانند وداها، متون یوگا و بودیسم، تائو و.. را که ملیونها نفر با استفاده از آنها به روشن ضمیری رسیده اند و مراجع اصلی مدیتیشن، خودشناسی و معراج روحی هستند را رد می کنند یا طور دیگری جلوه می دهند. (البته این مساله نیاز به آگاهی عمیق و ادراک درستی دارد و نمی شود یه آن سطحی نگاه کرد. )
تاکید بیش از حد بر اینکه شما در معرض حمله نیروهای شیطانی و منفی هستید و باید حتما سپر و .. استفاده کنید و گرنه تسخیر موجودات منفی می شوید و به قولی ترساندن شما از چیزهای منفی.
حمایت کردن از خود بینی، خود بزرگ بینی و خود پرستی! سیستمها؛ آموزه ها و آموزگارانی هستند که بر خلاف استادان و آموزه های صحیح، نه تنها اعمال منفی و غیر اخلاقی فرد را نفی نمی کنند بلکه به نوعی از آن حمایت نیز می کنند. وقتی فردی در اثر داشتن چیزی، توانایی یا مقامی، دچار خود بزرگ بینی و خود برتر بینی می شود دیگران نیز آن را تشویق و تحسین می کنند.
*** همه راههای درست معنوی، بدون استثناء حتی در یک مورد! افراد را ترغیب به رها کردن خود بینی و نفس پرستی، پرورش صفاتی چون: عشق و شفقت، دوستی، بخشش، احترام و خدمت به دیگران می کنند. راههایی که این صفات مخرب را نفی نمی کنند، مسلما مشکل دارند.
این سیستمها و روشهای اشتباه خصوصیات دیگری هم دارند که الان حضور ذهن ندارم برای شما بنویسم، انشالله در آینده اگر شد قسمت دیگری از این مقاله را می نویسم.
@lightwork1
دوستان لطفا این چیزهایی که می نویسم را تجزیه و تحلیل کنید و نتیجه آن را در ذهن خود ذخیره کنید، نه اینکه صرفا آن را مثل داستان به صورت سطحی بخوانید و فراموش کنید.
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
@lightwork1
یکی از دلایل مهم این صحبت این بود که بگویم این مساله در مورد برخی سیستمهای انرژی و همسویی ها هم شامل می شود، گرچه بیشتر همسویی ها و سیستمها انرژی که معروف به لایتورک و ریکی هستند درست و معتبرند، اما گاهی پیش می آید که سیستمهایی، همسویی هایی، تشرفهایی! هستند که مربوط به نیروهای منفی و تاریکی هستند، و خیلیها شاید نتوانند از ظاهرش آن را بشناسند. حتی استادان معروفی که شاید دیده باشید هزاران همسویی ارائه می کنند، ممکن است به اشتباه چنین همسویی هایی نیز ارائه کنند، بنا براین فکر نکنید چون فلان استاد سیستمهای معنوی، الهی زیادی ارائه می کند احتمال آن نیست که در بینش چند سیستم منفی هم ارائه کند! شاید به حس وطن دوستانه خیلیها بر بخورد اما متسفانه در برخی از کشورها از جمله ایران این انحرافات شدت بیشتری دارند و سیستمهای کاذب و منفی بیشتری موجود هستند.
@lightwork1
قبلا در درس 8 در مورد احتیاط در این موارد صحبت کردم، در اینجا بیشتر هدفم این هست که بگویم که در دریافت همسویی ها و تشرفها به خصوص آنهایی که مشکوک هستند و در بین لایتورکها شناخته نشده اند خود داری کنید، و همانطور که گفتم مراقب باشید که عجول نباشید و فکر نکنید با یک همسویی یکدفعه ره 100 ساله را یک شبه طی می کنید.
برخی از نشانه ها و ویژگی ها در سیستمها تاریک هستند که در 90% اوقات می توان منفی بودن آن سیستم را از آن تشخیص داد، از جمله:
وجود عوامل یا آموزه هایی که آسیب زدن به دیگران را عادی و بدون اشکال می دانند.
افراط در بروز و استفاده از مسایل و انرژی جنسی و...
و یا بر عکس: سرکوب مسایل جنسی، بد و منفی و شیطانی دانستن انرژی جنسی.
الزام به بستن عهد یا بیعت با نیروهایی، که در آن به شما گفته می شود در صورتی که عهد خود را بشکنید و به عهد خود عمل نکنید، لعنت می شوید، زندگی شما با مشکل مواجه می شود و از این قبیل (توجه کنید که در راه نور هیچ الزام و لعنتی نیست )
اینکه به شما گفته شود می توانید به هر کس صرفا جهت اینکه منفی است یا قصد آسیب زدن به شما را دارد، آسیب بزنید.
@lightwork1
وجود آموزه هایی نوین، که حقایق و اصول چندین هزاران ساله ای که در متون کهن مانند وداها، متون یوگا و بودیسم، تائو و.. را که ملیونها نفر با استفاده از آنها به روشن ضمیری رسیده اند و مراجع اصلی مدیتیشن، خودشناسی و معراج روحی هستند را رد می کنند یا طور دیگری جلوه می دهند. (البته این مساله نیاز به آگاهی عمیق و ادراک درستی دارد و نمی شود یه آن سطحی نگاه کرد. )
تاکید بیش از حد بر اینکه شما در معرض حمله نیروهای شیطانی و منفی هستید و باید حتما سپر و .. استفاده کنید و گرنه تسخیر موجودات منفی می شوید و به قولی ترساندن شما از چیزهای منفی.
حمایت کردن از خود بینی، خود بزرگ بینی و خود پرستی! سیستمها؛ آموزه ها و آموزگارانی هستند که بر خلاف استادان و آموزه های صحیح، نه تنها اعمال منفی و غیر اخلاقی فرد را نفی نمی کنند بلکه به نوعی از آن حمایت نیز می کنند. وقتی فردی در اثر داشتن چیزی، توانایی یا مقامی، دچار خود بزرگ بینی و خود برتر بینی می شود دیگران نیز آن را تشویق و تحسین می کنند.
*** همه راههای درست معنوی، بدون استثناء حتی در یک مورد! افراد را ترغیب به رها کردن خود بینی و نفس پرستی، پرورش صفاتی چون: عشق و شفقت، دوستی، بخشش، احترام و خدمت به دیگران می کنند. راههایی که این صفات مخرب را نفی نمی کنند، مسلما مشکل دارند.
این سیستمها و روشهای اشتباه خصوصیات دیگری هم دارند که الان حضور ذهن ندارم برای شما بنویسم، انشالله در آینده اگر شد قسمت دیگری از این مقاله را می نویسم.
@lightwork1
دوستان لطفا این چیزهایی که می نویسم را تجزیه و تحلیل کنید و نتیجه آن را در ذهن خود ذخیره کنید، نه اینکه صرفا آن را مثل داستان به صورت سطحی بخوانید و فراموش کنید.
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (لایت ورکر)
🙏🕉 تمرینات پیشرفته یوگا 🕉🙏
✅ درس 37: مدیتیشن، پرسش و پاسخ - مدیتیشن گروهی
@lightwork1
پرسش: من شنیده ام که مدیتیشن گروهی خیلی مفید است. اگر افراد دیگری پیدا کنم که همین تمرین را انجام می دهند، آیا می توانیم بطور جمعی مدیتیشن کنیم.
پاسخ: مراقبۀ گروهی کار خوبی است. هر تجمعی که به هدف یادگیری و تشویق در راه شناخت مسیرهای معنوی باشد برای شما خوب است. اگر شما بتوانید بطور مرتب با افراد دیگری که خواستهایی شبیه شما دارند جمع شوید، فواید زیادی عایدتان می شود، مخصوصاً درارتباط با الهام گرفتن از دیگران در اصرار به انجام تمرینات روزانه. شکی نیست که شما هم مشوق دیگران در انجام تمرین خواهید
مسیح (ع) می گوید: " وقتی دو یا سه نفر تحت نام من دور هم جمع شوند،من درمیان آنها هستم". این نقل قول از دیدگاه مذهبی مطرح نشده است، آن یک اصل را بیان می کند. وقتی افراد با یک هدف معنوی دور هم جمع می شوند، آگاهی برانگیخته شده و افزایش می یابد. این اقزایش بصورت سکوت عمیق و سرورآگاهی فراگیر تجربه می شود. این تجربه در هر سیستم اعتقادی و هر تجمعی که برای یک آرمان بالای معنوی شکل می گیرد، یا هر اجتماعی که برای حقیقت تشکیل می شود پیش می آید. تجربۀ گروهی سرورآگاهی ساکت فراگیردر طول مراقبۀ گروهی یعنی در جایی که ذهنهای متعدد بطور سیستماتیک به سوی مرحلۀ سکوت پیش می روند به حداکثر می رسد.
@lightwork1
گروههایی را بیابید ودر بحث هایی که در مورد دگرگونی معنوی در جریان است شرکت کنید. شما به یک حوزۀ شهروندی جدید وارد شده اید- شهروندی معنوی. سرورآگاهی خالص خود را به هر تجمع و جلسۀ مراقبۀ گروهی ببرید، و همیشه بیاد داشته باشید که شما دارید خانه تان را از سنگ سرورآگاهی خالص درست می کنید.
استاد در درون شماست.
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
✅ درس 37: مدیتیشن، پرسش و پاسخ - مدیتیشن گروهی
@lightwork1
پرسش: من شنیده ام که مدیتیشن گروهی خیلی مفید است. اگر افراد دیگری پیدا کنم که همین تمرین را انجام می دهند، آیا می توانیم بطور جمعی مدیتیشن کنیم.
پاسخ: مراقبۀ گروهی کار خوبی است. هر تجمعی که به هدف یادگیری و تشویق در راه شناخت مسیرهای معنوی باشد برای شما خوب است. اگر شما بتوانید بطور مرتب با افراد دیگری که خواستهایی شبیه شما دارند جمع شوید، فواید زیادی عایدتان می شود، مخصوصاً درارتباط با الهام گرفتن از دیگران در اصرار به انجام تمرینات روزانه. شکی نیست که شما هم مشوق دیگران در انجام تمرین خواهید
مسیح (ع) می گوید: " وقتی دو یا سه نفر تحت نام من دور هم جمع شوند،من درمیان آنها هستم". این نقل قول از دیدگاه مذهبی مطرح نشده است، آن یک اصل را بیان می کند. وقتی افراد با یک هدف معنوی دور هم جمع می شوند، آگاهی برانگیخته شده و افزایش می یابد. این اقزایش بصورت سکوت عمیق و سرورآگاهی فراگیر تجربه می شود. این تجربه در هر سیستم اعتقادی و هر تجمعی که برای یک آرمان بالای معنوی شکل می گیرد، یا هر اجتماعی که برای حقیقت تشکیل می شود پیش می آید. تجربۀ گروهی سرورآگاهی ساکت فراگیردر طول مراقبۀ گروهی یعنی در جایی که ذهنهای متعدد بطور سیستماتیک به سوی مرحلۀ سکوت پیش می روند به حداکثر می رسد.
@lightwork1
گروههایی را بیابید ودر بحث هایی که در مورد دگرگونی معنوی در جریان است شرکت کنید. شما به یک حوزۀ شهروندی جدید وارد شده اید- شهروندی معنوی. سرورآگاهی خالص خود را به هر تجمع و جلسۀ مراقبۀ گروهی ببرید، و همیشه بیاد داشته باشید که شما دارید خانه تان را از سنگ سرورآگاهی خالص درست می کنید.
استاد در درون شماست.
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Telegram
attach 📎
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Forwarded from نور درون
« مکالمه میان یک کودک کریستالی و مادرش »💕
*
مادر : " هشت پا" ت رو بخور!
کودک : باشه اما این هشت پا واقعی نیست . هست ؟
مادر : نه
کودک : حرف نمی زنه ، سر نداره . مگه نه ؟... سرش کجاست؟
مادر : سر نداره . فقط قسمتی از هشت پاست که قبلا بریده شده.
کودک : پس الان سرش توی دریاست ؟
مادر : توی ماهی فروشی یه.
کودک : یه نفر اون رو بریده؟
مادر: آره
کودک : چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش .
کودک : آخه چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش همونطور که جوجه ها رو می خوریم.
کودک: جوجه؟ هیچکس جوجه ها رو نمی خوره .
مادر : هیچکس جوجه ها رو نمی خوره ؟
کودک: آره اونها حیوون هستند.
مادر: خب سیب زمینی بخور.
کودک: باشه ... هشت پا حیوونه . همه اونها حیوون اند . ماهی ها حیوون اند . هشت پاها حیوون اند . جوجه ها حیوون اند . گاوها حیوون اند . خوکها حیوون اند ...
مادر : درسته
کودک : خب وقتی ما حیوونها رو می خوریم اونها می میرند.
مادر : آره ، می میرند.
کودک : چرا ؟
مادر : برای اینکه بتونیم اونها رو بخوریم عزیزم.
کودک: اما چرا اونها بمیرند؟ من دوست ندارم اونها بمیرند. دلم می خواد اونها سالم و خوشحال باشند.
مادر: خیلی خوبه .. ما دیگه گوشت نمی خوریم . باشه ؟
کودک : باشه ..ما باید مواظب اونها باشیم .. نباید بخوریمشون.
مادر: حق با توئه عزیزم . پس سیب زمینی و برنج بخور .
کودک : حالا چرا داری گریه می کنی ؟
مادر: گریه نمی کنم ... فقط تو قلبم رو تکون دادی .
کودک : پس کار قشنگی کردم .
مادر : خب حالا بخور.. تو مجبور نیستی هشت پا بخوری . باشه؟
کودک : باشه ...
*
*
😇
*
*
ترجمه: مهناز
https://t.me/lightmerkaba
🍀🍃🍀🍃💚🍃🍀
https://www.youtube.com/watch?v=lRg2x65Ac3w&feature=share
*
مادر : " هشت پا" ت رو بخور!
کودک : باشه اما این هشت پا واقعی نیست . هست ؟
مادر : نه
کودک : حرف نمی زنه ، سر نداره . مگه نه ؟... سرش کجاست؟
مادر : سر نداره . فقط قسمتی از هشت پاست که قبلا بریده شده.
کودک : پس الان سرش توی دریاست ؟
مادر : توی ماهی فروشی یه.
کودک : یه نفر اون رو بریده؟
مادر: آره
کودک : چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش .
کودک : آخه چرا؟
مادر : برای اینکه بتونیم بخوریمش همونطور که جوجه ها رو می خوریم.
کودک: جوجه؟ هیچکس جوجه ها رو نمی خوره .
مادر : هیچکس جوجه ها رو نمی خوره ؟
کودک: آره اونها حیوون هستند.
مادر: خب سیب زمینی بخور.
کودک: باشه ... هشت پا حیوونه . همه اونها حیوون اند . ماهی ها حیوون اند . هشت پاها حیوون اند . جوجه ها حیوون اند . گاوها حیوون اند . خوکها حیوون اند ...
مادر : درسته
کودک : خب وقتی ما حیوونها رو می خوریم اونها می میرند.
مادر : آره ، می میرند.
کودک : چرا ؟
مادر : برای اینکه بتونیم اونها رو بخوریم عزیزم.
کودک: اما چرا اونها بمیرند؟ من دوست ندارم اونها بمیرند. دلم می خواد اونها سالم و خوشحال باشند.
مادر: خیلی خوبه .. ما دیگه گوشت نمی خوریم . باشه ؟
کودک : باشه ..ما باید مواظب اونها باشیم .. نباید بخوریمشون.
مادر: حق با توئه عزیزم . پس سیب زمینی و برنج بخور .
کودک : حالا چرا داری گریه می کنی ؟
مادر: گریه نمی کنم ... فقط تو قلبم رو تکون دادی .
کودک : پس کار قشنگی کردم .
مادر : خب حالا بخور.. تو مجبور نیستی هشت پا بخوری . باشه؟
کودک : باشه ...
*
*
😇
*
*
ترجمه: مهناز
https://t.me/lightmerkaba
🍀🍃🍀🍃💚🍃🍀
https://www.youtube.com/watch?v=lRg2x65Ac3w&feature=share
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#روشن_ضمیری_استاد_حقیقی
@Lightwork1
روشن ضمیری و استاد حقیقی
به نام خدا
به نام خدایی که آن چه تو می پنداری نیست
زیرا آن چه که پنداشته شود خدا نیست
به نام حقیقت
به نام حقیقتی که اکتسابی نیست
زیرا آنچه کسب می شود حقیقت نیست
به نام عشق
به نام عشقی که در آن رنج نیست
زیرا آنچه در آن رنج است عشق نیست
زیرا
خدا را نمی توان در برکه ی محدود ذهن جا داد
حقیقت را نمی توانی بدست آری زیرا در درون توست و باید آن را بشناسی
و عشق چیزیست که موجب رهایی و سرور توست نه موجب رنج و اسارت
به دنیا وارد شدی تا خدا را در درون خود و بعد در بیرون به عنوان تنها حقیقت بشناسی
و عشق مرتبه ایست که در آن به این حقیقت باز می گردی
پس برای خدا با عشق زندگی کن و نور حقیقت را در درون و بیرون بشناس و بگذار خودت به عنوان تجسم حقیقت به روی زمین باشی
روشن ضمیری و وحدت چیست ؟ پیر کیست و استاد کیست ؟ آیا همه راهها یکی هستند ؟
روشن ضمیری ، اشراق، ساتوری، وحدت ، فنا فی الله ، سامادی ، نیروانا و...
همگی اشاره به مرتبه ای دارند که در آن آگاهی و روح انسانی از بند محدودیتها رها می شود، ، یعنی محدودیت کارما (نتایج اعمالش ) ، تولد و مرگ ، ذهن ، حواس.. و با آگاهی والاتر خود یعنی خداوند متحد می شود
انسان روشن نشده هنوز در بند افکار و چهارچوبهای ذهنی و دربند کارماست ، ولی انسان روشن شده از ذهن و نتایج اعمال رها گشته و آگاهی او با آگاهی کُل یعنی خداوند متحد شده
انسان روشن نشده اعمالش ریشه در افکار و احساسات دارند ، انسان روشن شده بر طبق آگاهی روحی و شهود خالص عمل می کند و بدین وسیله در بند اعمال خود اسیر نمی شود
انسان روشن نشده درگیر اضداد است ، درگیر قطبهای متضاد است ، درگیر تضاد است! خوب، بد ، گناه، ثواب و ...
انسان روشن شده از دوگانگی رها شده و همه چیز را یکسان می بیند ، ذهن او به چیزها برچسب نمی زند، یوگی ها چنین شخصی را جِنانی می نامند یعنی کسی که خرد حقیقی دارد
چشم بر قرص مه و خورشید تا کی باشدت؟
بگذر و بگذار با دونان گیتی این دونان!
انسان روشن شده واکنشی به افکار واحساسات ندارد و در آنها غرق نمی شود و فقط از بیرون به آنها نگاه می کند
انسان روشن نشده درگیر افکار است و در آنها غرق می شود و موجب ایجاد اسارت بیشتر می شود، واژه بودا به همین اشاره دارد یعنی کسی که به بیداری رسیده و در توهم دنیای شخصی خود و افکار اسیر نیست
انسان روشن نشده حقیقت را ، وقایع را، تحریف شده می بیند نه آنطور که هستند ، بلکه آنطور که ذهنش آن را فیلتر می کند آن را با عینک ذهن می بیند :
اگر عینکی با شیشه قرمز به چشم بزنییم دنیا را قرمز می بینیم و اگر عینکی آبی به چشم بزنیم دنیا را آبی می بینیم ولی اگر عینک خود را برداریم ، دنیا را ، هستی را، آنطور که هست میبینیم و جواب تمام سوالات خود را به دست می آوریم ، این عینک حجاب ذهن است ، حجاب فردیت که موجب می شود محدود باشیم ، فردیت و این "من" کاذب ماست که موجب می شود تا ما در محدودیت شخصی خود بمانیم و به وحدت و روشن ضمیری دست نیابم همانطور که گفته شده :
حجاب طلعت جانان تویی توست ای نادان ، حجاب از پیش برخیزد چو تو از خود شوی یکتا ( حلاج )
واژه شَمن در سنت شمنیسم و واژه ریشی در یوگی ها و... به همین موضوع اشاره می کند ، شَمن کسی است که حقیقت را می بیند... همانطور که هست می بیند...
گفته شده ما دارای گوهر الهی هستیم ، ولی در حقیقت ما خود گوهر الهی هستیم ، باگاوان نیتی آناندا در کتاب چید آکاش گیتا می گوید :
" شیشه یک لامپ دودی وقتی با کربن پوشیده شده باشد شفاف نیست. همین طور کربن ذهن می باید پاک گردد"
"ذهن یک جنانی (شخص روشن ضمیر) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی هستند ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع آتمن (روح) را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دوده پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند ."
" غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ " اشاره به همین یکی بینی و بی تفاوتی عارف یا همان شخص روشن ضمیر دارد
اگر آثار عرفانی شعرای ایران را مطالعه کرده باشید بسیار به واژه "چشم احول بین" بر خواهید خورد ، چشم احول بین یعنی چشم دو بین، و در واقع یعنی ذهن دو بین ، ذهنی که اسیر دوئیت و تضادهاست.
ادامه👇👇👇
@lightwork1
@Lightwork1
روشن ضمیری و استاد حقیقی
به نام خدا
به نام خدایی که آن چه تو می پنداری نیست
زیرا آن چه که پنداشته شود خدا نیست
به نام حقیقت
به نام حقیقتی که اکتسابی نیست
زیرا آنچه کسب می شود حقیقت نیست
به نام عشق
به نام عشقی که در آن رنج نیست
زیرا آنچه در آن رنج است عشق نیست
زیرا
خدا را نمی توان در برکه ی محدود ذهن جا داد
حقیقت را نمی توانی بدست آری زیرا در درون توست و باید آن را بشناسی
و عشق چیزیست که موجب رهایی و سرور توست نه موجب رنج و اسارت
به دنیا وارد شدی تا خدا را در درون خود و بعد در بیرون به عنوان تنها حقیقت بشناسی
و عشق مرتبه ایست که در آن به این حقیقت باز می گردی
پس برای خدا با عشق زندگی کن و نور حقیقت را در درون و بیرون بشناس و بگذار خودت به عنوان تجسم حقیقت به روی زمین باشی
روشن ضمیری و وحدت چیست ؟ پیر کیست و استاد کیست ؟ آیا همه راهها یکی هستند ؟
روشن ضمیری ، اشراق، ساتوری، وحدت ، فنا فی الله ، سامادی ، نیروانا و...
همگی اشاره به مرتبه ای دارند که در آن آگاهی و روح انسانی از بند محدودیتها رها می شود، ، یعنی محدودیت کارما (نتایج اعمالش ) ، تولد و مرگ ، ذهن ، حواس.. و با آگاهی والاتر خود یعنی خداوند متحد می شود
انسان روشن نشده هنوز در بند افکار و چهارچوبهای ذهنی و دربند کارماست ، ولی انسان روشن شده از ذهن و نتایج اعمال رها گشته و آگاهی او با آگاهی کُل یعنی خداوند متحد شده
انسان روشن نشده اعمالش ریشه در افکار و احساسات دارند ، انسان روشن شده بر طبق آگاهی روحی و شهود خالص عمل می کند و بدین وسیله در بند اعمال خود اسیر نمی شود
انسان روشن نشده درگیر اضداد است ، درگیر قطبهای متضاد است ، درگیر تضاد است! خوب، بد ، گناه، ثواب و ...
انسان روشن شده از دوگانگی رها شده و همه چیز را یکسان می بیند ، ذهن او به چیزها برچسب نمی زند، یوگی ها چنین شخصی را جِنانی می نامند یعنی کسی که خرد حقیقی دارد
چشم بر قرص مه و خورشید تا کی باشدت؟
بگذر و بگذار با دونان گیتی این دونان!
انسان روشن شده واکنشی به افکار واحساسات ندارد و در آنها غرق نمی شود و فقط از بیرون به آنها نگاه می کند
انسان روشن نشده درگیر افکار است و در آنها غرق می شود و موجب ایجاد اسارت بیشتر می شود، واژه بودا به همین اشاره دارد یعنی کسی که به بیداری رسیده و در توهم دنیای شخصی خود و افکار اسیر نیست
انسان روشن نشده حقیقت را ، وقایع را، تحریف شده می بیند نه آنطور که هستند ، بلکه آنطور که ذهنش آن را فیلتر می کند آن را با عینک ذهن می بیند :
اگر عینکی با شیشه قرمز به چشم بزنییم دنیا را قرمز می بینیم و اگر عینکی آبی به چشم بزنیم دنیا را آبی می بینیم ولی اگر عینک خود را برداریم ، دنیا را ، هستی را، آنطور که هست میبینیم و جواب تمام سوالات خود را به دست می آوریم ، این عینک حجاب ذهن است ، حجاب فردیت که موجب می شود محدود باشیم ، فردیت و این "من" کاذب ماست که موجب می شود تا ما در محدودیت شخصی خود بمانیم و به وحدت و روشن ضمیری دست نیابم همانطور که گفته شده :
حجاب طلعت جانان تویی توست ای نادان ، حجاب از پیش برخیزد چو تو از خود شوی یکتا ( حلاج )
واژه شَمن در سنت شمنیسم و واژه ریشی در یوگی ها و... به همین موضوع اشاره می کند ، شَمن کسی است که حقیقت را می بیند... همانطور که هست می بیند...
گفته شده ما دارای گوهر الهی هستیم ، ولی در حقیقت ما خود گوهر الهی هستیم ، باگاوان نیتی آناندا در کتاب چید آکاش گیتا می گوید :
" شیشه یک لامپ دودی وقتی با کربن پوشیده شده باشد شفاف نیست. همین طور کربن ذهن می باید پاک گردد"
"ذهن یک جنانی (شخص روشن ضمیر) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی هستند ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع آتمن (روح) را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دوده پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند ."
" غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ " اشاره به همین یکی بینی و بی تفاوتی عارف یا همان شخص روشن ضمیر دارد
اگر آثار عرفانی شعرای ایران را مطالعه کرده باشید بسیار به واژه "چشم احول بین" بر خواهید خورد ، چشم احول بین یعنی چشم دو بین، و در واقع یعنی ذهن دو بین ، ذهنی که اسیر دوئیت و تضادهاست.
ادامه👇👇👇
@lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی
ادمه از پیام قبل👇👇👇
عارف ، روشن ضمیر هرچه میبیند ذات هستی را می بیند، ذات هستی را می توانید خداوند بنامید یا ... ولی آن همیشه یکیست و واحد
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
(ابو سعید)
"لا اله الا الله" نه تنها به معنای: نیست خدایی جز اوست، بلکه به معنی " یا من لَیسَ الا هو است" ، یعنی کسی جز او نیست!
رهجو در مراقبه و شهود خود به ذات خود پی می برد به ادراک خود حقیقی اش می رسد و در می یابد که او چیزی جز او ( ذات الهی ) نیست!... چیزی که تا به حال در اثر حجاب ذهن و فردیت کاذب خود نمی توانسته درک کند
بر اساس وداها و متون کهن سنسکریت روح فردی جیوا، و روح کیهانی شیوا یا خداوند نامیده می شود، و همان متون می گویند : جیوا شیواست!
روشن ضمیری و یا آن را هرچه بنامیم بیدار شدن و ادراک این مفهوم است ، عرفا آن را انالحق نامیدند!
ولی این بیداری امکان ندارد مگر شخص راه تزکیه و دگرگونی را پیموده و بندهایی را که اورا در اسارت خود پست نگاه می دارند بگسلد و این راه آنگونه که بعضی می اندیشند نیاز به جنگ و درگیری روانی با خود پست نیست می توان خود پست را به خود والاتر تسلیم کرد تا آن را دگرگون کند
در واقع ما برای رهایی از خود پست باید به خود والاتر نزدیک شویم
یوگی ها می گویند ذکری وجود دارد به عنوان ذکر بی ذکر ، که در درون انسان پیوسته همراه دم و بازدم تکرار می شود ، این ذکر سُ هَم می باشد ، سُ هَم یعنی شیوُ هَم ، یعنی من شیوا هستم ، شیوا چیزی جز خداوند واحد نیست ، در حقیقت ما به همراه هر دم و بازدم می گوییم ، من او هستم!
شیخ محمود شبستری این عارف بزرگ در گلشن راز سوالی را درباره همین وحدت و روشن ضمیری جواب می دهد که من اینجا آن را نقل می کنم و با کمی توضیح باز می کنم ( من مفسر شعر نیستم و فقط آن را بر اساس بحث این مقاله توضیح می دهم ) :
شخص می پرسد : "که شد بر سر وحدت واقف آخر؟ شناسای چه آمد عارف آخر؟"
( چه کسی به راز وحدت آخر پی می برد و عارف آخر به شناختی می رسد ؟ )
شیخ محمود می فرماید :
کسی بر سر وحدت گشت واقف - که او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناسای وجود است - وجود مطلق او را در شهود است
( عارف و روشن ضمیر وجود خود و ذات و جود حقیقی را می شناسد و در شهود دائم است )
به جز هست حقیقی هست نشناخت - از آن رو هستی خود پاک در باخت
( و چون به جز هستی حقیقی که خداوند است چیزی را نیافت ، فردیت و هستی کاذب خود را رها کرد و با او یکی شد )
وجود تو همه خار است و خاشاک - برون انداز از خود جمله را پاک
( وجود تو همه موجب رنج و حجاب است ، فردیت کاذب خود را کاملا محو کن )
برو تو خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
( ذهن ، دل را پاک و خالص کن تا محبوب ( خداوند ) در آن متجلی شود )
و اما تمام این روند معراج و مسیر وحدت چیزی است که در درون روی می دهد ، معراج چیزی نیست که در بُعد مکان صورت بگیرد معراج درونیست
تانترا معراج را آزاد سازی و بسط انرژی و آگاهی می نامد و واژه تانترا به همین معناست ، تانترا با استفاده از تکنیکهای خود موجب گسترده شدن آگاهی و درنهایت اتحاد آن با آگاهی کُل می شود
یوگا یعنی وحدت ، کلمه یوگا به معنای وحدت و یکی شدن است ، یوگا پروسه یکی ساختن روح فردی ( جیواتما ) با (پارامآتما) روح کُل می باشد
حال تکنیک هرچه باشد، هدف یکیست
صوفی که در سنت یوگا او را بکتی یوگی می نامند ، با متمرکز کردن تمام فکر و ذکر خود و احساساتش بر خداوند ، خود را از قید من دروغین می رهاند و با او متحد می شود
شمن با گسترش آگاهی خود به وسیله های مختلف از جمله غلبه یافتن بر سایه دروغین و بخش تاریک خود یا همان "من" به این مهم دست می یابد
مانترا یوگی ( کسی که مانترا، ذکر تکرار می کند ) با تمرکز بر نامهای الهی خداوند خود را می رهاند و با او متهد می شود
لایا یوگی ( کسی که کوندالینی یوگا تمرین می کند ) با آزاد کردن و بسط نیروی درونی ، آگاهی خود را به بالا هُل می دهد و آن را با آگاهی کُل متهد می کند )
یک هاتا یوگی هم با کنترل انرژی و تنفس ، آرام ساختن ذهن و بدن و قرار دادن آن در سکوت آنچه را در پس ذهن است می بیند
یک راجا یوگی ، یک تمرین کننده ذن ، یک مراقبه کننده بودایی ، سعی می کند افکار را متوقف کند تا ذات حقیقی خود را ببیند
یک جنانی و شخص ودانتایی ، با تعمق و مراقبه بر مفهومِ من او هستم ، به "او" دست می یابد
یک ماهایوگی و گیانی یوگی ، دائم از خود می پرسد من کیستم؟ و در نهایت جواب حقیقی را از روح دریافت می کند
یک کارما یوگی ، هرکاری که می کند به خداوند تقدیم می کند و هر عمل خود را تبدیل به مراقبه می کند
یک لایت وُرکر با متصل ساختن خود به نور و تجلیات آن وجود خود را دگرگون می کند و از بعد پست تر به بُعد متعالی تر تبدیل می شود
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
عارف ، روشن ضمیر هرچه میبیند ذات هستی را می بیند، ذات هستی را می توانید خداوند بنامید یا ... ولی آن همیشه یکیست و واحد
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
(ابو سعید)
"لا اله الا الله" نه تنها به معنای: نیست خدایی جز اوست، بلکه به معنی " یا من لَیسَ الا هو است" ، یعنی کسی جز او نیست!
رهجو در مراقبه و شهود خود به ذات خود پی می برد به ادراک خود حقیقی اش می رسد و در می یابد که او چیزی جز او ( ذات الهی ) نیست!... چیزی که تا به حال در اثر حجاب ذهن و فردیت کاذب خود نمی توانسته درک کند
بر اساس وداها و متون کهن سنسکریت روح فردی جیوا، و روح کیهانی شیوا یا خداوند نامیده می شود، و همان متون می گویند : جیوا شیواست!
روشن ضمیری و یا آن را هرچه بنامیم بیدار شدن و ادراک این مفهوم است ، عرفا آن را انالحق نامیدند!
ولی این بیداری امکان ندارد مگر شخص راه تزکیه و دگرگونی را پیموده و بندهایی را که اورا در اسارت خود پست نگاه می دارند بگسلد و این راه آنگونه که بعضی می اندیشند نیاز به جنگ و درگیری روانی با خود پست نیست می توان خود پست را به خود والاتر تسلیم کرد تا آن را دگرگون کند
در واقع ما برای رهایی از خود پست باید به خود والاتر نزدیک شویم
یوگی ها می گویند ذکری وجود دارد به عنوان ذکر بی ذکر ، که در درون انسان پیوسته همراه دم و بازدم تکرار می شود ، این ذکر سُ هَم می باشد ، سُ هَم یعنی شیوُ هَم ، یعنی من شیوا هستم ، شیوا چیزی جز خداوند واحد نیست ، در حقیقت ما به همراه هر دم و بازدم می گوییم ، من او هستم!
شیخ محمود شبستری این عارف بزرگ در گلشن راز سوالی را درباره همین وحدت و روشن ضمیری جواب می دهد که من اینجا آن را نقل می کنم و با کمی توضیح باز می کنم ( من مفسر شعر نیستم و فقط آن را بر اساس بحث این مقاله توضیح می دهم ) :
شخص می پرسد : "که شد بر سر وحدت واقف آخر؟ شناسای چه آمد عارف آخر؟"
( چه کسی به راز وحدت آخر پی می برد و عارف آخر به شناختی می رسد ؟ )
شیخ محمود می فرماید :
کسی بر سر وحدت گشت واقف - که او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناسای وجود است - وجود مطلق او را در شهود است
( عارف و روشن ضمیر وجود خود و ذات و جود حقیقی را می شناسد و در شهود دائم است )
به جز هست حقیقی هست نشناخت - از آن رو هستی خود پاک در باخت
( و چون به جز هستی حقیقی که خداوند است چیزی را نیافت ، فردیت و هستی کاذب خود را رها کرد و با او یکی شد )
وجود تو همه خار است و خاشاک - برون انداز از خود جمله را پاک
( وجود تو همه موجب رنج و حجاب است ، فردیت کاذب خود را کاملا محو کن )
برو تو خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
( ذهن ، دل را پاک و خالص کن تا محبوب ( خداوند ) در آن متجلی شود )
و اما تمام این روند معراج و مسیر وحدت چیزی است که در درون روی می دهد ، معراج چیزی نیست که در بُعد مکان صورت بگیرد معراج درونیست
تانترا معراج را آزاد سازی و بسط انرژی و آگاهی می نامد و واژه تانترا به همین معناست ، تانترا با استفاده از تکنیکهای خود موجب گسترده شدن آگاهی و درنهایت اتحاد آن با آگاهی کُل می شود
یوگا یعنی وحدت ، کلمه یوگا به معنای وحدت و یکی شدن است ، یوگا پروسه یکی ساختن روح فردی ( جیواتما ) با (پارامآتما) روح کُل می باشد
حال تکنیک هرچه باشد، هدف یکیست
صوفی که در سنت یوگا او را بکتی یوگی می نامند ، با متمرکز کردن تمام فکر و ذکر خود و احساساتش بر خداوند ، خود را از قید من دروغین می رهاند و با او متحد می شود
شمن با گسترش آگاهی خود به وسیله های مختلف از جمله غلبه یافتن بر سایه دروغین و بخش تاریک خود یا همان "من" به این مهم دست می یابد
مانترا یوگی ( کسی که مانترا، ذکر تکرار می کند ) با تمرکز بر نامهای الهی خداوند خود را می رهاند و با او متهد می شود
لایا یوگی ( کسی که کوندالینی یوگا تمرین می کند ) با آزاد کردن و بسط نیروی درونی ، آگاهی خود را به بالا هُل می دهد و آن را با آگاهی کُل متهد می کند )
یک هاتا یوگی هم با کنترل انرژی و تنفس ، آرام ساختن ذهن و بدن و قرار دادن آن در سکوت آنچه را در پس ذهن است می بیند
یک راجا یوگی ، یک تمرین کننده ذن ، یک مراقبه کننده بودایی ، سعی می کند افکار را متوقف کند تا ذات حقیقی خود را ببیند
یک جنانی و شخص ودانتایی ، با تعمق و مراقبه بر مفهومِ من او هستم ، به "او" دست می یابد
یک ماهایوگی و گیانی یوگی ، دائم از خود می پرسد من کیستم؟ و در نهایت جواب حقیقی را از روح دریافت می کند
یک کارما یوگی ، هرکاری که می کند به خداوند تقدیم می کند و هر عمل خود را تبدیل به مراقبه می کند
یک لایت وُرکر با متصل ساختن خود به نور و تجلیات آن وجود خود را دگرگون می کند و از بعد پست تر به بُعد متعالی تر تبدیل می شود
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
Forwarded from لایت ورک، ریکی، خود شناسی (reza Mousavi)
ادامه از پیام قبل👇👇👇
@Lightwork1
حال وسیله هر چه باشد، بدون شک باید خود پست را دگرگگون کرد و با خود والاتر متحد شد، ذهن و وجود باید تزکیه و خالص شوند ، بدون پاکسازی نه رهایی وجود خواهد داشت و نه روشن ضمیری
انا الحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید انا الحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلاجوار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای «واحد القهار» بنیوش
ندا میآید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انا نیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
( شیخ محمود شبستری - گلشن راز )
کلامی چند درباره استاد و پیر
در این قسمت خلاصه ای راجع به انواع استاد و تفاوت آنها می نویسم
در سنتهای کهن مانند یوگا ، تانترا ، تصوف و ... پیر شخصی است که شخصیت ویژه ای دارد ، پیر کسی است که راه را رفته و به مراتب بالایی از آن رسیده ، پیر روشن ضمیر است ، پیر خود روشن ضمیریست!
در سنت هندو ، تانترا و یوگا واژه بسیار زیبایی برای پیر وجود دارد "گو رو" گورو به طور خلاصه یعنی" از تاریکی به نور"
گورو کسیست که رهجو را از تاریکی به نور آورده و تاریکی او را می گیرد
گورو توهم و خوبینی دروغین ما رو از بین می برد ، گورو ما را منقلب می کند تا از تاریکی و محدودیتها رها شویم
شخصیت گورو آنقدر عظیم است که من نوشتن تمام اینها را بیهوده می دانم و به جرات می توانم حتی اشاره ای به آن کنم
ارزش و قدر گورو در سنتهای کهن بسیار والاست ، متن مقدسی می گوید سه چیز بسیار نادر است :
تولد انسانی ، اشتیاق برای رهایی، گورو
بر طبق اعقاد آنها ، گورو تجسم الهیست ، تنها هزاران کتاب و متن مقدس در وصف عظمت گورو نوشته شده
یکی از مانتراهای معروف می گوید:
ریشه مراقبه شکل گوروست
ریشه نیایش پای گوروست
ریشه مانترا کلام گوروست
ریشه رهایی فیض گوروست
یک گورو تقریبا همیشه توسط یک گوروی دیگر به این مقام منسوب شده ، گورو کسی است شجره تمام استادن کهن پشت او هستند
گورو کسی نیست که قدرتهای مافوق طبیعی و کرامات یا دانش عظیمی داشته باشد و...
سخن کوتاه می کنم و این تلاش بیهوده را برای عظمت گورو وامی گذارم و به ادامه موضوع می روم
غرض از بحث بالا این بود که بگویم ، گورو بسیار کمیاب است ، لطفا هر استادی را با گورو اشتباه نگیرید ، استادان پیشرفته و راهنما و همچنین رهجویان پیشرفته زیاد هستند ولی گوروی حقیقی بسیار اندک است
ولی این دلیل بر نا اُمیدی نیست... استادان خوب را پیدا کنید ، کسانی که سعی می کنند بر طبق قوانین هستی زندگی کنند و تعلیم بدهند ، کسانی که بر طبق صداقت و راستی ، شفقت و خیر خواهی تعلیم می دهند
آنها هم راهنمایانی هستند و وطیفه کمک کردن دارند ، ولی خواهش می کنم به استاد ها وابسته نشوید آنها فقط انگشتی هستند که به هدف اشاره می کنند ، اگر انگشت را با هدف اشتباه بگیرید از هدف حقیقی وا خواهید ماند
هدف حقیقی باید همیشه : از بین بُردن خود پست ، تزکیه ، خیر خواهی و آزادی درونی باشد که به روشن ضمیری می انجامد
اگر شیفته حواشی شدین ، اگر شیفته قدرت شدید ، اگر شیفته کرامات شدید ، اگر آنها جای اصلی را گرفتند ، اگر آنها جای تزکیه حقیقی و نزدیک شدن به بُعد الهی رو گرفتند ، بدانید که دارید راه را بر عکس می روید
راه تزیکه و دگرگونی از خود پست به خود متعال است...
اُمیدوارم که فیض خداوند و تمام موجودات مقدس نور همیشه حافظ و هادی شما باشد و شما را در این مسیر هدایت کند
با آرزوی تعادل و تعالی
منبع : ماهاچیتا باهوروچی - سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
@Lightwork1
حال وسیله هر چه باشد، بدون شک باید خود پست را دگرگگون کرد و با خود والاتر متحد شد، ذهن و وجود باید تزکیه و خالص شوند ، بدون پاکسازی نه رهایی وجود خواهد داشت و نه روشن ضمیری
انا الحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید انا الحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلاجوار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای «واحد القهار» بنیوش
ندا میآید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انا نیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
( شیخ محمود شبستری - گلشن راز )
کلامی چند درباره استاد و پیر
در این قسمت خلاصه ای راجع به انواع استاد و تفاوت آنها می نویسم
در سنتهای کهن مانند یوگا ، تانترا ، تصوف و ... پیر شخصی است که شخصیت ویژه ای دارد ، پیر کسی است که راه را رفته و به مراتب بالایی از آن رسیده ، پیر روشن ضمیر است ، پیر خود روشن ضمیریست!
در سنت هندو ، تانترا و یوگا واژه بسیار زیبایی برای پیر وجود دارد "گو رو" گورو به طور خلاصه یعنی" از تاریکی به نور"
گورو کسیست که رهجو را از تاریکی به نور آورده و تاریکی او را می گیرد
گورو توهم و خوبینی دروغین ما رو از بین می برد ، گورو ما را منقلب می کند تا از تاریکی و محدودیتها رها شویم
شخصیت گورو آنقدر عظیم است که من نوشتن تمام اینها را بیهوده می دانم و به جرات می توانم حتی اشاره ای به آن کنم
ارزش و قدر گورو در سنتهای کهن بسیار والاست ، متن مقدسی می گوید سه چیز بسیار نادر است :
تولد انسانی ، اشتیاق برای رهایی، گورو
بر طبق اعقاد آنها ، گورو تجسم الهیست ، تنها هزاران کتاب و متن مقدس در وصف عظمت گورو نوشته شده
یکی از مانتراهای معروف می گوید:
ریشه مراقبه شکل گوروست
ریشه نیایش پای گوروست
ریشه مانترا کلام گوروست
ریشه رهایی فیض گوروست
یک گورو تقریبا همیشه توسط یک گوروی دیگر به این مقام منسوب شده ، گورو کسی است شجره تمام استادن کهن پشت او هستند
گورو کسی نیست که قدرتهای مافوق طبیعی و کرامات یا دانش عظیمی داشته باشد و...
سخن کوتاه می کنم و این تلاش بیهوده را برای عظمت گورو وامی گذارم و به ادامه موضوع می روم
غرض از بحث بالا این بود که بگویم ، گورو بسیار کمیاب است ، لطفا هر استادی را با گورو اشتباه نگیرید ، استادان پیشرفته و راهنما و همچنین رهجویان پیشرفته زیاد هستند ولی گوروی حقیقی بسیار اندک است
ولی این دلیل بر نا اُمیدی نیست... استادان خوب را پیدا کنید ، کسانی که سعی می کنند بر طبق قوانین هستی زندگی کنند و تعلیم بدهند ، کسانی که بر طبق صداقت و راستی ، شفقت و خیر خواهی تعلیم می دهند
آنها هم راهنمایانی هستند و وطیفه کمک کردن دارند ، ولی خواهش می کنم به استاد ها وابسته نشوید آنها فقط انگشتی هستند که به هدف اشاره می کنند ، اگر انگشت را با هدف اشتباه بگیرید از هدف حقیقی وا خواهید ماند
هدف حقیقی باید همیشه : از بین بُردن خود پست ، تزکیه ، خیر خواهی و آزادی درونی باشد که به روشن ضمیری می انجامد
اگر شیفته حواشی شدین ، اگر شیفته قدرت شدید ، اگر شیفته کرامات شدید ، اگر آنها جای اصلی را گرفتند ، اگر آنها جای تزکیه حقیقی و نزدیک شدن به بُعد الهی رو گرفتند ، بدانید که دارید راه را بر عکس می روید
راه تزیکه و دگرگونی از خود پست به خود متعال است...
اُمیدوارم که فیض خداوند و تمام موجودات مقدس نور همیشه حافظ و هادی شما باشد و شما را در این مسیر هدایت کند
با آرزوی تعادل و تعالی
منبع : ماهاچیتا باهوروچی - سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
Forwarded from امواج الهام بخش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from امواج الهام بخش
سلام بر خورشید در درمان بیماری ها و مشکلات زیر موثر است:
1.اضطراب
2.افسردگی
3.چاقی مفرط
4.کم خونی
5.عفونت قارچی
6.تب یونجه
7.چاقی
8.درد سینه
9.آسم و برونشیت
10.یبوست
11.مشکلات اشتها
12.یائسگی
13.بیماری قند
14.تورم بیضه
15.قاعدگی
16.سردرد
17.بعد از زایمان
18.حساسیت پوستی
19.تنظیم غده ی آدرنالین
20.هماهنگی پاراتیروئید و تیروئید
21.غدد هیپوفیز(رفع درد)
22.التهاب ماده ی خاکستری مغز
23. فشار خون پایین
24.ناخالصی خون
25.مشکلات کلیه
26.بزرگی لوزه ها
و...
@inspiring_vibes
1.اضطراب
2.افسردگی
3.چاقی مفرط
4.کم خونی
5.عفونت قارچی
6.تب یونجه
7.چاقی
8.درد سینه
9.آسم و برونشیت
10.یبوست
11.مشکلات اشتها
12.یائسگی
13.بیماری قند
14.تورم بیضه
15.قاعدگی
16.سردرد
17.بعد از زایمان
18.حساسیت پوستی
19.تنظیم غده ی آدرنالین
20.هماهنگی پاراتیروئید و تیروئید
21.غدد هیپوفیز(رفع درد)
22.التهاب ماده ی خاکستری مغز
23. فشار خون پایین
24.ناخالصی خون
25.مشکلات کلیه
26.بزرگی لوزه ها
و...
@inspiring_vibes