✅ شکر نخورید ..!!
@lightwork1
۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.
۲-شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.
۳-شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.
۴-شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.
۵-شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.
۶-برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !
۷-شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد.
۸-شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است.
۹- عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.
۱۰-بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.
۱۱-شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.
۱۲-شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!
۱۳-شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.
۱۴-شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.
۱۵-شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.
۱۶-شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.
۱۷- شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!
۱۸- شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.
۱۹- پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!
۲۰-شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.
۲۱-شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.
۲۲-شکر عامل اصلی چاق شدن است.
۲۳- شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.
۲۴-یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.
۲۵-شکر باعث آپاندیسیت می شود.
۲۶-شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.
۲۷- شکر آب بزاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.
۲۸-شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.
۲۹- شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.
۳۰-شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.
۳۱- آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.
۳۲- ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.
۳۳- آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.
۳۴- بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.
۳۵-شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.
۳۶- شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.
۳۷-مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.
۳۸- شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان
@lightwork1
۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.
۲-شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.
۳-شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.
۴-شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.
۵-شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.
۶-برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !
۷-شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد.
۸-شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است.
۹- عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.
۱۰-بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.
۱۱-شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.
۱۲-شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!
۱۳-شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.
۱۴-شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.
۱۵-شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.
۱۶-شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.
۱۷- شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!
۱۸- شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.
۱۹- پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!
۲۰-شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.
۲۱-شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.
۲۲-شکر عامل اصلی چاق شدن است.
۲۳- شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.
۲۴-یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.
۲۵-شکر باعث آپاندیسیت می شود.
۲۶-شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.
۲۷- شکر آب بزاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.
۲۸-شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.
۲۹- شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.
۳۰-شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.
۳۱- آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.
۳۲- ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.
۳۳- آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.
۳۴- بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.
۳۵-شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.
۳۶- شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.
۳۷-مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.
۳۸- شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان
کبد می شود.
۳۹-شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.
۴۰- شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.
۴۱-اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.
۴۲- عامل یبوست و خشکی روده شکر است.
۴۳- سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.
۴۴-شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.
۴۵- عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.
۴۶- شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.
۴۷-وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در انتظارشان است.
جیوتی مارگا ( راه نور )
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
۳۹-شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.
۴۰- شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.
۴۱-اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.
۴۲- عامل یبوست و خشکی روده شکر است.
۴۳- سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.
۴۴-شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.
۴۵- عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.
۴۶- شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.
۴۷-وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در انتظارشان است.
جیوتی مارگا ( راه نور )
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
تجربه ارسالی از طرف عضو محترم کانال👇
Mohsen:
تولد من
میرقصد و میرقصاند مرا ان عروسک بیمار و بیگناه و پاره پاره، اما چاره چیست ؟
بند نافم را به او بستند و با او روزگاران سر کرده ام. حال خوب است که فهمیدم
او جدای از من است . روزگاری بود که من خودم را او میپنداشتم .
حال خوب است که بیدار شدم و در خوابم از رویاهایش حرف نمیزنم و به امرش فرمان نمیبرم .
اما چه کنم که هنوز دلتنگش می مانم و می سوزاند جگرم را نگاه عدا وارش که در گوشه پستوی رختخوابهای اتاق اولی کز کرده واشک مصنوعی در چشمان معصومش حلقه زده از ترس تنها ماندنش
با خودم هر از چند گاهی جاهایی برای کارهایی می برمش تا بازی گوشی کند اما این میان نُقل دهان مردم را چه کنم ؟
31 سال پیش به این دنیا باز گشتم پدر ومادرم برای سر سلامتی من به نذر تعلیم و تربیتم او را به من هدیه دادند . شبها قبل از خواب چند دقیقه ای صحبت میکردیم و روزها هم با هم بازی .
من قد می کشیدم اما او همان اندازه می ماند من بزرگتر و بزرگتر میشدم و او کوچک باقی ماند . وقتهایی ترسهایش میشدم وقتهایی گره می خورد به هم دست و پایش و گم میشد همه حواسش، گه گداری به عقب بر میگشت دیوانه ومجنون میگشت ومیزد ومیشکست همه ارزو هایش را به وحم ناتوانی اش می شکست . من هم به کل انصراف دادم و زندگی ام را به دست او سپردم .
اه بیچاره انقدر با این و ان در افتاد که پاره پاره تنش را یک روز صبح نیمه جان خسته و افسرده به دستم دادند و رفتند . همه رفتند . ان روز بود که فهمیدم من عروسکم نیستم و در این دنیا تنهای تنها مانده ام و ان روز بود که فهمیدم خودم را در او گم کردم و پذیرفتم که خودم اجازه دادم که این باشد سرنوشتم در این سالها، که چه ضخمها که نخوردیم وچه سختیها که نکشیدیم .
ان روز شد روز فرخونده ولادت من . ان روز که فهمیدم دیگر من عروسكم نیستم اما عزیز است هدیه ایی که از پدر و مادرم هنوز به همراهم دارم .
من او را میبخشم و نمی توانم ترکش کنم و نمی خواهم قاتل گذشته ایی باشم که او کارش شخم زدن ان بود و درد بالا می اورد و سرزنش ، لذت بالا می اورد و خماری ، نمی خواهم سرکوفتی باشم برای عروسک ضخم خورده ام كه لایق شاد بودن و خنده های از ته دل است عروسک من چندی بیش نیست که جان به در برده است از سوزش مرحم ضخمهای عمیق بر تنش و خلاصی یافته از دردهای استخوان های تازه جوش خورده اش و به تازگی خشکیده است عفونت سینه چرکین مالامال از کینه اش .
حالا خوب می دانم که هنوز کمی میترسد و من اینجا هستم . هستم که مراقبش باشم دیگر ضخمی نخورد و اگاهانه بدانم نیازهایش را و خواسته هایش را و کنارش بمانم و بدانم او با من است و در کنار من اما او من نیستم .
من انم
عاری از زمان که نرقصم به ضرب اهنگ ارزویی در دور و نلرزم به مصیبت گذشته ایی در گور و نترسم از چرتکه ایی که گذر عمرم را یاداور میشود .
من انم عاری از مکان که نگنجم به محلی که از هر بهارش اشنایی، عشقی، خاطره ایی داشته ام و بی حس تعلق .
من انم وازاد از هر چه از ذهن براید در سکوتی ژرف در پشت پلکهای بسته پر از امید اما بی ارزو و بی تمنا برای دیدار . در عمق همین اکنون که هزار بار دوباره متولد خواهم شد و سپاس خواهم گفت هر نفسم را.
Mohsen
Mohsen:
تولد من
میرقصد و میرقصاند مرا ان عروسک بیمار و بیگناه و پاره پاره، اما چاره چیست ؟
بند نافم را به او بستند و با او روزگاران سر کرده ام. حال خوب است که فهمیدم
او جدای از من است . روزگاری بود که من خودم را او میپنداشتم .
حال خوب است که بیدار شدم و در خوابم از رویاهایش حرف نمیزنم و به امرش فرمان نمیبرم .
اما چه کنم که هنوز دلتنگش می مانم و می سوزاند جگرم را نگاه عدا وارش که در گوشه پستوی رختخوابهای اتاق اولی کز کرده واشک مصنوعی در چشمان معصومش حلقه زده از ترس تنها ماندنش
با خودم هر از چند گاهی جاهایی برای کارهایی می برمش تا بازی گوشی کند اما این میان نُقل دهان مردم را چه کنم ؟
31 سال پیش به این دنیا باز گشتم پدر ومادرم برای سر سلامتی من به نذر تعلیم و تربیتم او را به من هدیه دادند . شبها قبل از خواب چند دقیقه ای صحبت میکردیم و روزها هم با هم بازی .
من قد می کشیدم اما او همان اندازه می ماند من بزرگتر و بزرگتر میشدم و او کوچک باقی ماند . وقتهایی ترسهایش میشدم وقتهایی گره می خورد به هم دست و پایش و گم میشد همه حواسش، گه گداری به عقب بر میگشت دیوانه ومجنون میگشت ومیزد ومیشکست همه ارزو هایش را به وحم ناتوانی اش می شکست . من هم به کل انصراف دادم و زندگی ام را به دست او سپردم .
اه بیچاره انقدر با این و ان در افتاد که پاره پاره تنش را یک روز صبح نیمه جان خسته و افسرده به دستم دادند و رفتند . همه رفتند . ان روز بود که فهمیدم من عروسکم نیستم و در این دنیا تنهای تنها مانده ام و ان روز بود که فهمیدم خودم را در او گم کردم و پذیرفتم که خودم اجازه دادم که این باشد سرنوشتم در این سالها، که چه ضخمها که نخوردیم وچه سختیها که نکشیدیم .
ان روز شد روز فرخونده ولادت من . ان روز که فهمیدم دیگر من عروسكم نیستم اما عزیز است هدیه ایی که از پدر و مادرم هنوز به همراهم دارم .
من او را میبخشم و نمی توانم ترکش کنم و نمی خواهم قاتل گذشته ایی باشم که او کارش شخم زدن ان بود و درد بالا می اورد و سرزنش ، لذت بالا می اورد و خماری ، نمی خواهم سرکوفتی باشم برای عروسک ضخم خورده ام كه لایق شاد بودن و خنده های از ته دل است عروسک من چندی بیش نیست که جان به در برده است از سوزش مرحم ضخمهای عمیق بر تنش و خلاصی یافته از دردهای استخوان های تازه جوش خورده اش و به تازگی خشکیده است عفونت سینه چرکین مالامال از کینه اش .
حالا خوب می دانم که هنوز کمی میترسد و من اینجا هستم . هستم که مراقبش باشم دیگر ضخمی نخورد و اگاهانه بدانم نیازهایش را و خواسته هایش را و کنارش بمانم و بدانم او با من است و در کنار من اما او من نیستم .
من انم
عاری از زمان که نرقصم به ضرب اهنگ ارزویی در دور و نلرزم به مصیبت گذشته ایی در گور و نترسم از چرتکه ایی که گذر عمرم را یاداور میشود .
من انم عاری از مکان که نگنجم به محلی که از هر بهارش اشنایی، عشقی، خاطره ایی داشته ام و بی حس تعلق .
من انم وازاد از هر چه از ذهن براید در سکوتی ژرف در پشت پلکهای بسته پر از امید اما بی ارزو و بی تمنا برای دیدار . در عمق همین اکنون که هزار بار دوباره متولد خواهم شد و سپاس خواهم گفت هر نفسم را.
Mohsen
تنها راهی که میتوان سکوت را وارد گشت با خود واژههای او است .
انسان نمیتواند با هیچ چیزی آنجا برود، به جز با نیستی .
انسان نمیتواند کسی باشد، به جز با هیچکس بودن .
و آنگاه ورود آسان است .
اما این نیستی، در واقع عالیترین هزینهای است که اصلاً میپردازیم .
این مقدسترین کالای ما است .
ما تصورهای خودمان، باورهای خود، قلب خود، جسم خود، ذهن خود، و روح خودمان را خواهیم داد .
آخرین چیزی که خواهیم داد نیستی است . ما به نیستی خود ادامه میدهیم زیرا او مقدس ترین کالای ما است و ما جایی در درون این را میدانیم.
فقط نیستی است که سکوت را وارد میشود؛ او تنها چیزی است که داخل میشود .باقی از آنچه که داریم فقط بر دریچه عدم وجود منفجر میشود . به محض آنکه چیزی را از سکوت بخواهی ، دوباره بیرون از سکوت حرکت میکنی .
آدیاشانتی
Emptiness Dancing
با سپاس از کانال وحدت وجود🙏
انسان نمیتواند با هیچ چیزی آنجا برود، به جز با نیستی .
انسان نمیتواند کسی باشد، به جز با هیچکس بودن .
و آنگاه ورود آسان است .
اما این نیستی، در واقع عالیترین هزینهای است که اصلاً میپردازیم .
این مقدسترین کالای ما است .
ما تصورهای خودمان، باورهای خود، قلب خود، جسم خود، ذهن خود، و روح خودمان را خواهیم داد .
آخرین چیزی که خواهیم داد نیستی است . ما به نیستی خود ادامه میدهیم زیرا او مقدس ترین کالای ما است و ما جایی در درون این را میدانیم.
فقط نیستی است که سکوت را وارد میشود؛ او تنها چیزی است که داخل میشود .باقی از آنچه که داریم فقط بر دریچه عدم وجود منفجر میشود . به محض آنکه چیزی را از سکوت بخواهی ، دوباره بیرون از سکوت حرکت میکنی .
آدیاشانتی
Emptiness Dancing
با سپاس از کانال وحدت وجود🙏
AngelsHealing.pdf
1 MB
اطلاعات مفیدی درباره فرشتگان و...
نوشته خانم دورین ویرچو
لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
نوشته خانم دورین ویرچو
لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
✨هوشیاری اصل مهم رشد روحی✨
هوشیاری یا آگاهی یک اصل اساسی برای توسعه آگاهی روحی می باشد، روح یا ذات حقیقی ما خود در واقع هوشیاری محض می باشد، نه شکلی دارد و نه محدود به چیزیست .
روح همان هوشیاری است ، برای درک این باید به هوشیاری روحی دست یافت و یکی از تکنیکهای دستیابی به آن هم هوشیار بودن است.
و اما هوشیاری، چیزیست که مکاتب بسیاری مثل، ذن، یوگا ، بودیسم،هنرهای رزمی، تانترا و... در مورد آن تعالیم بسیاری ارائه داده اند.
هوشیاری (روح) ورای همه چیز است ، هوشیاری فقط می بیند،مشاهده می کند...
وقتی تمرکز می کنید در حال استفاده از ذهن هستید، وقتی هوشارید، در حال استفاده از روح و باید گفت روح هستید.
و اما تفاوت هوشیاری با تمرکز در این است که ، در تمرکز شما برای یک نقطه قوای ذهن خود را متمرکز می کنید ولی در هوشیاری شما از همه چیز آگاهید،
هوشیاری میبیند...اما تجزیه و تحلیل نمی کند.
در هوشیاری یک آگاهی ناب نسبت به بدن ، افکار ، محیط و همه چیز وجود دارد.
و اما هوشیاری مشاهده خالص می کند، نظری در مورد آنچه میبیند ندارد.
هوشیاری به آنچه مشاهده می کند، واکنشی نشان نمی دهد، هوشیاری بی تفاوتی و بی واکنشی محض است.
اگر واکنشی باشد یعنی ذهن در حال فعالیت است.
اگر فکری باشد ، اگر احساسی باشد ، یعنی ذهن و حواس در حال فعالیتند.
اگر مشاهده خالص و بی تفاوتی باشد ، یعنی روحی بر جسم و ذهن برتری یافته.
اگر هوشیاری مطلق شود دیگر تحت تاثیر آنچه می بیند قرار نمی گیرد، و این همان روشن ضمیری و رهایی از رنج است.
در هوشیاری ادراک آنی و دانش ذات وجود دارد ، در هوشیاری نیاز به تجزیه تحلیل نیست و این یعنی شهود و ادراک مستقیم.
و اما گسترش هوشیاری راههای فراوان دارد .
نسبت به آنچه انجام می دهید و نسبت به آنچه می گذرد هوشیار باشید و مشاهده خالص داشته باشید.
و این کار یک روز و یک بار نیست
آن مانند پرورش یک توانایی است که به مرور زمان رشد می کند ، آن مانند پر کردن قطره قطره ظرفی آب است
☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯
ذهن یک جنانی (شخص روشن بین) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی. خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی (فرا آگاهی) است ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع روح را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دود پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند .
سوامی نیتی آناندا
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
هوشیاری یا آگاهی یک اصل اساسی برای توسعه آگاهی روحی می باشد، روح یا ذات حقیقی ما خود در واقع هوشیاری محض می باشد، نه شکلی دارد و نه محدود به چیزیست .
روح همان هوشیاری است ، برای درک این باید به هوشیاری روحی دست یافت و یکی از تکنیکهای دستیابی به آن هم هوشیار بودن است.
و اما هوشیاری، چیزیست که مکاتب بسیاری مثل، ذن، یوگا ، بودیسم،هنرهای رزمی، تانترا و... در مورد آن تعالیم بسیاری ارائه داده اند.
هوشیاری (روح) ورای همه چیز است ، هوشیاری فقط می بیند،مشاهده می کند...
وقتی تمرکز می کنید در حال استفاده از ذهن هستید، وقتی هوشارید، در حال استفاده از روح و باید گفت روح هستید.
و اما تفاوت هوشیاری با تمرکز در این است که ، در تمرکز شما برای یک نقطه قوای ذهن خود را متمرکز می کنید ولی در هوشیاری شما از همه چیز آگاهید،
هوشیاری میبیند...اما تجزیه و تحلیل نمی کند.
در هوشیاری یک آگاهی ناب نسبت به بدن ، افکار ، محیط و همه چیز وجود دارد.
و اما هوشیاری مشاهده خالص می کند، نظری در مورد آنچه میبیند ندارد.
هوشیاری به آنچه مشاهده می کند، واکنشی نشان نمی دهد، هوشیاری بی تفاوتی و بی واکنشی محض است.
اگر واکنشی باشد یعنی ذهن در حال فعالیت است.
اگر فکری باشد ، اگر احساسی باشد ، یعنی ذهن و حواس در حال فعالیتند.
اگر مشاهده خالص و بی تفاوتی باشد ، یعنی روحی بر جسم و ذهن برتری یافته.
اگر هوشیاری مطلق شود دیگر تحت تاثیر آنچه می بیند قرار نمی گیرد، و این همان روشن ضمیری و رهایی از رنج است.
در هوشیاری ادراک آنی و دانش ذات وجود دارد ، در هوشیاری نیاز به تجزیه تحلیل نیست و این یعنی شهود و ادراک مستقیم.
و اما گسترش هوشیاری راههای فراوان دارد .
نسبت به آنچه انجام می دهید و نسبت به آنچه می گذرد هوشیار باشید و مشاهده خالص داشته باشید.
و این کار یک روز و یک بار نیست
آن مانند پرورش یک توانایی است که به مرور زمان رشد می کند ، آن مانند پر کردن قطره قطره ظرفی آب است
☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯
ذهن یک جنانی (شخص روشن بین) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی. خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی (فرا آگاهی) است ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع روح را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دود پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند .
سوامی نیتی آناندا
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
خداوند قادر مطلق را بی نهایت شاکرم که قدرتهایی عظیمی در درون انسان نهاد که ما اغلب ازش غافلیم! یکی از این قدرتهای عظیم که قدرتش نه یک بار نه 10 بار بلکه صدها بار به خود من ثابت شده و برام انکار ناشدنیست همین قدرت افکاره یا همون چیزی که در چندسال اخیر با عناوین کتاب و مستند "راز" و... معروف شد و قبل از اون هم بزرگانی همچو earl nightingale و nevil godard و هزاران نویسنده و معلم دیگر در موردش صحبت کردند.
من خودم سالها طول کشید تا تونستم به خودم باور کنم که واقعا میتونم با افکارم برای خودم در زندگیم خلق کنم، و چرا که نه؟ مگر کتب مقدس نمیگن که ما به صورت و شبیه خالق هستی خلق شدیم و روح الهی داریم؟ باید هم قدرت خلق کردن داشته باشیم...
اینکه چرا سالهای با اینکه در موردش میخوندم و میدونستم و حتی بهش باور داشتم نمی تونستم ازش استفاده کنم رو خودم هم نمیتونم به صورتی واضحی توضیحش بدم اما میتونم بگم همش و همش بستگی به چهارچوب ذهنی و الگوهای فکری داره.
من در اینجا چند مثال از مواردی که برای خودم با افکارم متجلی کردم ذکر می کنم و از دوستان هم میخوام تمام تجربیاتی که در مورد استفاده از قدرت افکار دارند با بقیه به اشتراک بگذارند.
بارها شده کارهایی که معمولا خیلی برای بقیه افراد زمان میبره و باید دنبالش بگردند مثل پیدا کردن یک خانه مناسب برای اجازه، یا ماشین خوب و خوش قیمت برای خرید و یا شغل مناسب رای برای خودم متجلی کردم.
بارها شده فقط با ایمان و باور به اینکه پولی رو به دست میارم به صورتهایی غیر منتظره و معجزه آسا برام پولها متجلی شدند، مثلا چندین سال پیش یک بار که پول لازم داشتم و داشتم میرفتم پیش یه نفر که گاها بهم پول میداد، و راه رو پیاده داشتم میرفتم و حالم خوب بود و داشتم از پیاده رویم لذت میبردم، همون توی مسیر شروع کردم به تلقین و احساس کردن و تکرار اینکه "امروز این فرد، این مبلغ رو به من پول میده" ، و با خوشحالی همینجوری این رو تکرار می کردم و انرژی خواستم رو افزایش میدادم...
1-2 ساعت بعد از اینکه رسیدم اون فرد بدون اینکه من حتی چیزی بهش بگم خودش سر صحبت رو باز کرد و گفت فلان روز بیا بهت فلان مبلغ پول رو بدم!!! عجیب تر اینکه دقیقا مبلغ همونی بود که من تصور کرده بودم!!! 3
یه بار یه چیزی رو گم کرده بودم توی خیابون که احتمال پیدا شدنش زیاد نبود، همون روز نشستم و تصور کردم که اون چیز پیدا شده و من پسش گرفتم، و همانا انجام شد!
یه بار دنیال انجام یه معامله خوبی بودم که خیلی هم عجله ای بود و وقت نداشتم براش مدتها صبر کنم، این رو بری خودم متجلی کردم و در عرض 2-3 روز اون برام انجام شد!
یه بار میخواستم یه موقعیتی رو به دست بیارم که در اون زمان چند نفر که مسئول انجام شدنش بودند موافق نبودند، من تصور کردم که این موقعیت رو به دست آوردم و مدیتیشن کردن، بعد 1-2 ماه اون برام انجام شد.
خیلی از مسائلم شخصی هستند و نمیتونم جزئیاتش رو اینجا توضیح بدم ولی فکر میکنم همینا براتون جالب باشه
نه تنها تجلی کردن خواسته ها ارسال انرژی به هستی و تجلی اونهاست بلکه وقتی شما ارتعاش اونها رو در انرژی خودتون مرتعش می کنید اون رو جذب خودتون می کنید، نه تنها این، بلکه وقتی در ذهنتون چیزی مثلا داشتن یه شغل خوب رو تصور می کنید، خودتون و انرژی و ذهنیتتون رو تغییر میدین تا افکاری رو تولید کنید و کارهایی رو انجام بدین که شما رو به هدفتون سوق میده. و در آخر هم جهان چیزی جز بازتاب ذهن ما نیست، جهان در بیرون شما نیست، در درونه! آنچه در بیرون میبینید فقط و فقط تصویریست که بازتاب آنچه درون شماست!
جمع بندی ، به نظر من چند پایه اساسی در تجلی افکار وجود دارند که وقتی وجود داشته باشند تجلی خواسته ها انجام و تسریع می شوند:
1- قدرت تمرکز ذهنی. که با تمرینات تمرکزی تقویت میشن.
2- قدرت تخیل. که با تصویر سازی و مدیتیشن تقویت میشن.
3- باور به انجام شدن. و چهارچوب ذهنی درست. که توضیحش راحت نیست! چون من اگر بگم باور داشته باشید به صرف حرف من کسی باور پیدا نمیکنه... خودتون در موردش تحقیق کنید. اگر واقعا تغییر باورها به این راحتی بود هر فردی میتونست در مدت خیلی کوتاهی به اوج تکامل روحی، موفقیت و روشن ضمیری برسه!
4- سطح انرژی و ارتعاش فردی. که با تمرینات معنوی و همسویی و.. تقویت میشه.
5- صبر که در واقع همان باور و پذیرش اینکه چیزی انجام شده است می باشد. چون نباید انتظار داشت هرچیزی در دوره زمانی که شما انتظار دارید متجلی شود. به جای آن تا زمانی که متجلی شود دائما تصور کنید که آن چیز همین حالا نیز انجام شده. مثلا اگر یک ماشین می خواهید، هر روز دقایقی تصور کنید که ماشین رو به دست آورده اید و حتی تصور کنید که در حال رانندگی آن هستید و بسیار خوشحال و شکرگذارید و... - صد البته نباید الگوهای فکری وجود داشته باشند که مانع متجلی شدن خواسته شما شوند، مثلا اگر این الگو در ذهن ناخود
من خودم سالها طول کشید تا تونستم به خودم باور کنم که واقعا میتونم با افکارم برای خودم در زندگیم خلق کنم، و چرا که نه؟ مگر کتب مقدس نمیگن که ما به صورت و شبیه خالق هستی خلق شدیم و روح الهی داریم؟ باید هم قدرت خلق کردن داشته باشیم...
اینکه چرا سالهای با اینکه در موردش میخوندم و میدونستم و حتی بهش باور داشتم نمی تونستم ازش استفاده کنم رو خودم هم نمیتونم به صورتی واضحی توضیحش بدم اما میتونم بگم همش و همش بستگی به چهارچوب ذهنی و الگوهای فکری داره.
من در اینجا چند مثال از مواردی که برای خودم با افکارم متجلی کردم ذکر می کنم و از دوستان هم میخوام تمام تجربیاتی که در مورد استفاده از قدرت افکار دارند با بقیه به اشتراک بگذارند.
بارها شده کارهایی که معمولا خیلی برای بقیه افراد زمان میبره و باید دنبالش بگردند مثل پیدا کردن یک خانه مناسب برای اجازه، یا ماشین خوب و خوش قیمت برای خرید و یا شغل مناسب رای برای خودم متجلی کردم.
بارها شده فقط با ایمان و باور به اینکه پولی رو به دست میارم به صورتهایی غیر منتظره و معجزه آسا برام پولها متجلی شدند، مثلا چندین سال پیش یک بار که پول لازم داشتم و داشتم میرفتم پیش یه نفر که گاها بهم پول میداد، و راه رو پیاده داشتم میرفتم و حالم خوب بود و داشتم از پیاده رویم لذت میبردم، همون توی مسیر شروع کردم به تلقین و احساس کردن و تکرار اینکه "امروز این فرد، این مبلغ رو به من پول میده" ، و با خوشحالی همینجوری این رو تکرار می کردم و انرژی خواستم رو افزایش میدادم...
1-2 ساعت بعد از اینکه رسیدم اون فرد بدون اینکه من حتی چیزی بهش بگم خودش سر صحبت رو باز کرد و گفت فلان روز بیا بهت فلان مبلغ پول رو بدم!!! عجیب تر اینکه دقیقا مبلغ همونی بود که من تصور کرده بودم!!! 3
یه بار یه چیزی رو گم کرده بودم توی خیابون که احتمال پیدا شدنش زیاد نبود، همون روز نشستم و تصور کردم که اون چیز پیدا شده و من پسش گرفتم، و همانا انجام شد!
یه بار دنیال انجام یه معامله خوبی بودم که خیلی هم عجله ای بود و وقت نداشتم براش مدتها صبر کنم، این رو بری خودم متجلی کردم و در عرض 2-3 روز اون برام انجام شد!
یه بار میخواستم یه موقعیتی رو به دست بیارم که در اون زمان چند نفر که مسئول انجام شدنش بودند موافق نبودند، من تصور کردم که این موقعیت رو به دست آوردم و مدیتیشن کردن، بعد 1-2 ماه اون برام انجام شد.
خیلی از مسائلم شخصی هستند و نمیتونم جزئیاتش رو اینجا توضیح بدم ولی فکر میکنم همینا براتون جالب باشه
نه تنها تجلی کردن خواسته ها ارسال انرژی به هستی و تجلی اونهاست بلکه وقتی شما ارتعاش اونها رو در انرژی خودتون مرتعش می کنید اون رو جذب خودتون می کنید، نه تنها این، بلکه وقتی در ذهنتون چیزی مثلا داشتن یه شغل خوب رو تصور می کنید، خودتون و انرژی و ذهنیتتون رو تغییر میدین تا افکاری رو تولید کنید و کارهایی رو انجام بدین که شما رو به هدفتون سوق میده. و در آخر هم جهان چیزی جز بازتاب ذهن ما نیست، جهان در بیرون شما نیست، در درونه! آنچه در بیرون میبینید فقط و فقط تصویریست که بازتاب آنچه درون شماست!
جمع بندی ، به نظر من چند پایه اساسی در تجلی افکار وجود دارند که وقتی وجود داشته باشند تجلی خواسته ها انجام و تسریع می شوند:
1- قدرت تمرکز ذهنی. که با تمرینات تمرکزی تقویت میشن.
2- قدرت تخیل. که با تصویر سازی و مدیتیشن تقویت میشن.
3- باور به انجام شدن. و چهارچوب ذهنی درست. که توضیحش راحت نیست! چون من اگر بگم باور داشته باشید به صرف حرف من کسی باور پیدا نمیکنه... خودتون در موردش تحقیق کنید. اگر واقعا تغییر باورها به این راحتی بود هر فردی میتونست در مدت خیلی کوتاهی به اوج تکامل روحی، موفقیت و روشن ضمیری برسه!
4- سطح انرژی و ارتعاش فردی. که با تمرینات معنوی و همسویی و.. تقویت میشه.
5- صبر که در واقع همان باور و پذیرش اینکه چیزی انجام شده است می باشد. چون نباید انتظار داشت هرچیزی در دوره زمانی که شما انتظار دارید متجلی شود. به جای آن تا زمانی که متجلی شود دائما تصور کنید که آن چیز همین حالا نیز انجام شده. مثلا اگر یک ماشین می خواهید، هر روز دقایقی تصور کنید که ماشین رو به دست آورده اید و حتی تصور کنید که در حال رانندگی آن هستید و بسیار خوشحال و شکرگذارید و... - صد البته نباید الگوهای فکری وجود داشته باشند که مانع متجلی شدن خواسته شما شوند، مثلا اگر این الگو در ذهن ناخود
آگاه شما باشد "من شایسته داشتن ماشین گران نیستم" یا "ماشین گرانقیمت سوار شدند بد است" " یا از رانندگی می ترسم" و... که در باره این موضوع در ابتدای کتاب شفا توضیحات بیشتری دادم.
اینا خیلی خلاصه هستند و من فقط دوست داشتم این بحث رو مطرح کنم، لطفا در این زمینه خودتان مطالعه و تمرین کنید. تجلی افکار و خواسته ها برای همه به همین راحتی نیستند چون خیلی از افراد آن را درک نمی کنند ولی اگر به سطحی برسید که آن را درک کنید واقعا به راحتی فکر کردنه!
✅ ماهاچیتا باهوروچی
لطفا تجربیات خود را در این مورد به اشتراک بگذارید.
سایت جیوتی مارگا ( راه نور )👇
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
اینا خیلی خلاصه هستند و من فقط دوست داشتم این بحث رو مطرح کنم، لطفا در این زمینه خودتان مطالعه و تمرین کنید. تجلی افکار و خواسته ها برای همه به همین راحتی نیستند چون خیلی از افراد آن را درک نمی کنند ولی اگر به سطحی برسید که آن را درک کنید واقعا به راحتی فکر کردنه!
✅ ماهاچیتا باهوروچی
لطفا تجربیات خود را در این مورد به اشتراک بگذارید.
سایت جیوتی مارگا ( راه نور )👇
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
🙌🌸تفاوت انتقال انرژی و همسویی
از نزدیک و راه دور🌸🙌
@lightwork1
بسیاری مخصوصا کسانی که آشنایی آنها از ری کی در حد دریافت حضوری یک یا چند همسویی حضوری از یک استاد بوده و بُعدهای بسیار زیاد و گسترده ری کی و سیستمهای دیگر انرژی را تجربه و تمرین نکرده اند ، وقتی می شنوند که همسویی را می توان از راه دور یا ورای محدودیتهای زمانی و مکانی انتقال داد تعجب می کنند ، در این مقاله کوتاه به توضیح چگونگی انجام این روند و تفاوت آن با روش حضوری می پردازیم
انتقال انرژی و توانایی استفاده از انرژی همیشه توسط خود انرژی اتفاق می افتد، یعنی اینکه زمانی که شما یک همسویی را ، حال به هر روش ، حضوری یا راه دور، دریافت می کنید آن را از خود آن انرژی، منشا آن، و موجودات راهنما، و اساتید مربوط به آن دریافت می کنید، حال این امر چه در حضور استادی انجام شود و چه به واسطه او در راه دور ، این خود انرژی است که به شما اجازه استفاده از آن انرژی را می دهد و شما را همسو می کند
تقریبا یک استاد اصلا نمی فهمد که در بعد ظریف و عمیق این روند، شما چطور همسو می شوید، و چطور روی آن منبع انرژی تنطیم می شوید ، چه برسد به آنکه خودش بخواهد شما را همسو کند
و اما نقش استاد چیست؟ در عالم معمولا همه چیز با یک واسطه انجام می شود چه در زمین و چه ورای آن!
استاد اینجا نقش یک واسطه را دارد که می تواند به منشا انرژی دسترسی داشته باشد و آن را برای شما چه جهت درمان و چه جهت همسویی فراخوانی کند
همانطور که گفتیم چون همه چیز توسط خود انرژی و هوش الهی انجام می شود ، و انرژی و بعد انرژی رها از محدودیت های زمان و مکان می باشد، تفاوتی بین همسویی دور یا نزدیک نیست
و اما تنها تفاوت ممکن این است زمانی که شما در حضور یک استاد همسوی می شوید اگر اورا (هاله) او قوی باشد و ارتعاش انرژی قوی داشته باشد ممکن است احساس بهتری از انرژی داشته باشید ( به علت وجود اورای اتریک استاد )
@lightwork1
برای مثال اگر شما از راه دور همسویی مربوط به بعد ظریفی از انرژی را دریافت کنید یعنی انرژی هایی که تاثیر آن بیشتر مستقیما روی ابعاد ظریف تر شماست تا بعد فیزیکی و اتریک و مستقیما کمتر روی بدنتان تاثیر می گذارد ممکن است چیزی حس نکنید ، ولی ممکن است در دریافت همان همسویی به صورت حضوری انرژی را بهتر احساس کنید به علت اینکه در میدان انرژی استاد هستید.
چیزی که مهم است این است شما به هر حال 100% همسویی را دریافت می کنید، چه چیزی احساس کنید و چه هیچ چیز احساس نکنید
یعضی هم می پرسند پس در بعضی همسویی ها ، کارهایی که یک استاد می کند ، مثلا به پشت و کنار دریافت کننده می رود ، دستهای اورا می گیرد و... چیست؟
این روشها در تعداد معدودی از سنتهای ری کی مثل بعضی از شاخه های اوسویی و.. هست و در بیش از 90% فرمهای ری کی همسویی فقط و فقط با نیت انجام می شود ( چه حضوری ، چه راه دور)
در یک همسویی حضوری در برخی روشها استاد از یک متد برای باز کردن کانالهای انرژی و... استفاده می کند که اصلا ضروری نیست ، شاید آنها فکر می کردند می توانند با این روش ها کیفیت همسویی را بالا ببرند و یا تجربیات شخص را بهتر کنند
و خیلی از مسترها ها بعد از تجربه زیاد از انتقال همسویی ها و... روش خاص خودشان را برای انتقال همسویی توسعه می دهند
به هر حال در ری کی اولیه چنین چیزهایی وجود نداشتند و ری کی با یک نیت ساده انتقال داده می شد
بعد از دریافت صدها سیستم انرژی از معمولی و ساده گرفته تا سیستمهای بسیار پیشرفته من متوجه شدم که حتی بزرگترین استادان حاظر هم برای انتقال همسویی ها تنها از روش بسیار ساده (مثل روش خود والاتر) استفاده می کنند
در حال حاظر سیستمهای انرژی فراوانی وجود دارند که خیلی ها دوست دارند بسیاری از آنان را تجربه کنند و همسویی ها را دریافت کنند ، اگر برای دریافت این همه سیستم نیاز به وجود فیزیکی استاد بود، هم شاگرد و هم استاد باید زمان و پول زیادی را بی دلیل برای این کار صرف می کردند
و چون اکثر آموزشهای ری کی ها ساده هستند و به سادگی می توان آن را از جزوه آموخت و سوالات و ابهامات هم می توانند از راه دور با ایمیل و... توضیح داده شوند پس ضرورتی در آموزش و انتقال حضوری نیست
ما باید به عمق اصل سادگی در ری کی توجه و از آن پیروی کنیم
منبع : ماهاچیتا باهوروچی – گروه جیوتی مارگا ( راه نور )
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
از نزدیک و راه دور🌸🙌
@lightwork1
بسیاری مخصوصا کسانی که آشنایی آنها از ری کی در حد دریافت حضوری یک یا چند همسویی حضوری از یک استاد بوده و بُعدهای بسیار زیاد و گسترده ری کی و سیستمهای دیگر انرژی را تجربه و تمرین نکرده اند ، وقتی می شنوند که همسویی را می توان از راه دور یا ورای محدودیتهای زمانی و مکانی انتقال داد تعجب می کنند ، در این مقاله کوتاه به توضیح چگونگی انجام این روند و تفاوت آن با روش حضوری می پردازیم
انتقال انرژی و توانایی استفاده از انرژی همیشه توسط خود انرژی اتفاق می افتد، یعنی اینکه زمانی که شما یک همسویی را ، حال به هر روش ، حضوری یا راه دور، دریافت می کنید آن را از خود آن انرژی، منشا آن، و موجودات راهنما، و اساتید مربوط به آن دریافت می کنید، حال این امر چه در حضور استادی انجام شود و چه به واسطه او در راه دور ، این خود انرژی است که به شما اجازه استفاده از آن انرژی را می دهد و شما را همسو می کند
تقریبا یک استاد اصلا نمی فهمد که در بعد ظریف و عمیق این روند، شما چطور همسو می شوید، و چطور روی آن منبع انرژی تنطیم می شوید ، چه برسد به آنکه خودش بخواهد شما را همسو کند
و اما نقش استاد چیست؟ در عالم معمولا همه چیز با یک واسطه انجام می شود چه در زمین و چه ورای آن!
استاد اینجا نقش یک واسطه را دارد که می تواند به منشا انرژی دسترسی داشته باشد و آن را برای شما چه جهت درمان و چه جهت همسویی فراخوانی کند
همانطور که گفتیم چون همه چیز توسط خود انرژی و هوش الهی انجام می شود ، و انرژی و بعد انرژی رها از محدودیت های زمان و مکان می باشد، تفاوتی بین همسویی دور یا نزدیک نیست
و اما تنها تفاوت ممکن این است زمانی که شما در حضور یک استاد همسوی می شوید اگر اورا (هاله) او قوی باشد و ارتعاش انرژی قوی داشته باشد ممکن است احساس بهتری از انرژی داشته باشید ( به علت وجود اورای اتریک استاد )
@lightwork1
برای مثال اگر شما از راه دور همسویی مربوط به بعد ظریفی از انرژی را دریافت کنید یعنی انرژی هایی که تاثیر آن بیشتر مستقیما روی ابعاد ظریف تر شماست تا بعد فیزیکی و اتریک و مستقیما کمتر روی بدنتان تاثیر می گذارد ممکن است چیزی حس نکنید ، ولی ممکن است در دریافت همان همسویی به صورت حضوری انرژی را بهتر احساس کنید به علت اینکه در میدان انرژی استاد هستید.
چیزی که مهم است این است شما به هر حال 100% همسویی را دریافت می کنید، چه چیزی احساس کنید و چه هیچ چیز احساس نکنید
یعضی هم می پرسند پس در بعضی همسویی ها ، کارهایی که یک استاد می کند ، مثلا به پشت و کنار دریافت کننده می رود ، دستهای اورا می گیرد و... چیست؟
این روشها در تعداد معدودی از سنتهای ری کی مثل بعضی از شاخه های اوسویی و.. هست و در بیش از 90% فرمهای ری کی همسویی فقط و فقط با نیت انجام می شود ( چه حضوری ، چه راه دور)
در یک همسویی حضوری در برخی روشها استاد از یک متد برای باز کردن کانالهای انرژی و... استفاده می کند که اصلا ضروری نیست ، شاید آنها فکر می کردند می توانند با این روش ها کیفیت همسویی را بالا ببرند و یا تجربیات شخص را بهتر کنند
و خیلی از مسترها ها بعد از تجربه زیاد از انتقال همسویی ها و... روش خاص خودشان را برای انتقال همسویی توسعه می دهند
به هر حال در ری کی اولیه چنین چیزهایی وجود نداشتند و ری کی با یک نیت ساده انتقال داده می شد
بعد از دریافت صدها سیستم انرژی از معمولی و ساده گرفته تا سیستمهای بسیار پیشرفته من متوجه شدم که حتی بزرگترین استادان حاظر هم برای انتقال همسویی ها تنها از روش بسیار ساده (مثل روش خود والاتر) استفاده می کنند
در حال حاظر سیستمهای انرژی فراوانی وجود دارند که خیلی ها دوست دارند بسیاری از آنان را تجربه کنند و همسویی ها را دریافت کنند ، اگر برای دریافت این همه سیستم نیاز به وجود فیزیکی استاد بود، هم شاگرد و هم استاد باید زمان و پول زیادی را بی دلیل برای این کار صرف می کردند
و چون اکثر آموزشهای ری کی ها ساده هستند و به سادگی می توان آن را از جزوه آموخت و سوالات و ابهامات هم می توانند از راه دور با ایمیل و... توضیح داده شوند پس ضرورتی در آموزش و انتقال حضوری نیست
ما باید به عمق اصل سادگی در ری کی توجه و از آن پیروی کنیم
منبع : ماهاچیتا باهوروچی – گروه جیوتی مارگا ( راه نور )
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
آیا راهی آسان تر وجود دارد؟
تمامی انسانها در جستجوی آزادی هستند هر انسانی آزادی را در چیزی می بیند یکی در موسیقی یکی در لباس یکی در عقیده یکی در بیان یکی در پول یکی در روابط یکی در مواد و ... ولی جویندگان راه نور و روحانیت آزادی را تعریف دیگری داده اند متفاوت با آزادی های دنیوی. و برای رسیدن به این منظور راهها و روشهای زیادی بوجود آمده است مانند (یوگا ، مانترا ، تانترا ، یانترا ، پرانایاما ، ستوتراما ، تائویسم ، کاریکا ، صوفیسم و ...) ولی آیا راهی راحتتر و بدون دردسرتر از این موارد وجود دارد؟
بله وجود دارد
انسان همیشه در جریان افکار خود گم است از بیداری تا تمامی حالتهای خواب و نمی تواند آرامش بیابد گویی یک فرد در ذهن خود دارای چندین شخصیت است که مدام در حال نزاع هستند و مرتب به تولید فکر مشغولند فکری پشت سر فکری دیگر به این حالت مونولوگ می گویند و نمی گذارند انسان به آرامش اصلی برسد ولی زمانی که گفتگوهای خود سرانه فکر از بین روند انسان بعد تازه ای از وجود خود را کشف می کند سیستمهای روحی برای رسیدن به این حالت هر کدام راهها و تکنیکهایی را گسترش داده اند ولی این روشها مستلزم تلاشهای سخت و طولانی بوده است که از عهده انسان مدرن خارج است ولی آیا میتوان در این عصر به آن بعد ناشناخته دست یافت؟ بله میتوان اگر بتوان وقفه ای که بین تولید دو فکر وجو دارد را پیدا کرد وقفه ای که در آن هیچ گونه فکری در ذهن وجود ندارد این مدت وقفه خیلی خیلی کوچک است ولی اگر بتوان یک بار این وقفه را پیدا کرد میتوان دفعه بعدی مدت زیادی در آن ماند و هر دفعه بیشتر و بیشتر با تسلطی بیشتر و بیشتر و در نهایت میتوان تمامی روز را در آن ماند.
ولی چگونه می توان این وقفه را پیدا کرد
در تمامی سیتمهای روحی به زمان 4-7 اهمیت بسزایی داده شده است بغیر از مباحثی که در مورد این زمان مطرح است برای خلاصه گویی این پست و از موضوع خارج نشدن تنها به اهمیت سکوت این زمان اشاره میکنم (اگر دوستان خواستند در مورد این زمان بحث کنند در موضوعی دیگر به آن می پردازیم) در این زمان است که همه چیز در سکوت است صدای پرندگان شنیده نمی شود رفت و آمد ماشین تمام شده است تلویزیون ها خاموش شده اند و حتی کسانی هم که تا دیر وقت بیدار هستند به خواب رفته اند در این زمان میتوان در بهترین وضعیت آرامش قرار بگیرید هر نوع دلخواه. چه نشسته یا دراز کشیده. شروع کنید با توجه به آهنگ تنفستان گوش کردن و فقط گوش کنید هر طور که راحت هستید نفس بکشید و تنفس خود را اجباری نکنید اگر با دهان راحت هستید با دهان تنفس نمایید اگر با بینی راحت هستید با بینی تنفس نمایید اگر با کچاری مودرا راحت هستید آنرا انجام بدهید بطور خلاصه هیچ اجباری برای هیچ کاری نداشته باشید و فقط و فقط به آهنگ تنفس گوش دهید در ابتدای تمرین متوجه خواهید شد که در هنگام گوش دادن به تنفس ذهنتان جای دیگری بود مهم نیست فقط دوباره به تنفس برگردید و به آن گوش دهید و حتی گوش دادن به تنفس را هم اجبار نکنید اگر ذهنتان می خواهد به چیزی فکر کند به آن اجازه دهید و بهد از فکر کردن دوباره به تنفس برگردید.
اگر این تمرین را چند روز بله فقط چند روز بطور صحیح انجام دهید آنوقت است که همه چیز شروع به تغییر می کند در ابتدا متوجه تغییرات کوچک در خود می شوید سپس این تغییرات پیوسته با توجه به تمرینتان شروع به بزرگتر شدن می کنند تا اینکه آن بعد ناشناخته وجود انسان غالب گردد و این زمان است که تمامی تغییرات بزرگ رخ می دهد.
در ابتدا متوجه تغییر تنفس خود می شوید بطوری که انگار با این نوع تنفس بیگانه بودید سپس متوجه تغییر ضربان قلب می شوید و سپس متوجه ضربان در قسمتهای مختلف و ظریف بدن. اگر به این تغییرات کاری نداشته باشید و فقط به تنفس خود گوش دهید مانند یک آهنگ آرامبخش و لذت ببرید و هیچ اجباری به هیچ کاری نداشته باشید بزودی چیزی برایتان اتفاق می افتد که در تمامی عمرتان آن را احساس نکرده بودید و عجیب ترین چیزی است که ممکن است برایتان اتفاق بیافتد تنفستان قطع می شود ! بله تنفستان قطع می شود و همزمان با قطع این تنفس همه چیز در بدنتان قطع می شود ضربان نبض و ضربان قلب جریان های انرژی بدن حتی اگر کندالینی تان در فعالیت باشد آن نیز قطع خواهد شد حتی جریان ورودی پرانا از پاتالا نیز قطع می شود و در نهایت حتی فکر کردن نیز قطع می شود.
این حالت خیلی فرار است و در ابتدا آنقدر کوچک خواهد بود که نتوانید حدس بزنید در طول چه مدت این حالت در شما وجود داشت 1 ثانیه 2 ثانیه 10 ثانیه 20 ثانیه یا ... این حالت بقدری گیج کننده می باشد که من تا حالا نتوانسته ام در موردش توضیح دهم ولی چیزی که می توانم بگویم این است که جریان تنفس با جریان کندالینی و جریان فکرم باهم قطع شد و من در یک خلا بودم که قادر نیستم توضیح بدهم چگونه می باشد چونکه هر دفعه خواستم توضیح دهم مخالف آن چیزی از آب در آمد که من مد نظر داشتم.
به
تمامی انسانها در جستجوی آزادی هستند هر انسانی آزادی را در چیزی می بیند یکی در موسیقی یکی در لباس یکی در عقیده یکی در بیان یکی در پول یکی در روابط یکی در مواد و ... ولی جویندگان راه نور و روحانیت آزادی را تعریف دیگری داده اند متفاوت با آزادی های دنیوی. و برای رسیدن به این منظور راهها و روشهای زیادی بوجود آمده است مانند (یوگا ، مانترا ، تانترا ، یانترا ، پرانایاما ، ستوتراما ، تائویسم ، کاریکا ، صوفیسم و ...) ولی آیا راهی راحتتر و بدون دردسرتر از این موارد وجود دارد؟
بله وجود دارد
انسان همیشه در جریان افکار خود گم است از بیداری تا تمامی حالتهای خواب و نمی تواند آرامش بیابد گویی یک فرد در ذهن خود دارای چندین شخصیت است که مدام در حال نزاع هستند و مرتب به تولید فکر مشغولند فکری پشت سر فکری دیگر به این حالت مونولوگ می گویند و نمی گذارند انسان به آرامش اصلی برسد ولی زمانی که گفتگوهای خود سرانه فکر از بین روند انسان بعد تازه ای از وجود خود را کشف می کند سیستمهای روحی برای رسیدن به این حالت هر کدام راهها و تکنیکهایی را گسترش داده اند ولی این روشها مستلزم تلاشهای سخت و طولانی بوده است که از عهده انسان مدرن خارج است ولی آیا میتوان در این عصر به آن بعد ناشناخته دست یافت؟ بله میتوان اگر بتوان وقفه ای که بین تولید دو فکر وجو دارد را پیدا کرد وقفه ای که در آن هیچ گونه فکری در ذهن وجود ندارد این مدت وقفه خیلی خیلی کوچک است ولی اگر بتوان یک بار این وقفه را پیدا کرد میتوان دفعه بعدی مدت زیادی در آن ماند و هر دفعه بیشتر و بیشتر با تسلطی بیشتر و بیشتر و در نهایت میتوان تمامی روز را در آن ماند.
ولی چگونه می توان این وقفه را پیدا کرد
در تمامی سیتمهای روحی به زمان 4-7 اهمیت بسزایی داده شده است بغیر از مباحثی که در مورد این زمان مطرح است برای خلاصه گویی این پست و از موضوع خارج نشدن تنها به اهمیت سکوت این زمان اشاره میکنم (اگر دوستان خواستند در مورد این زمان بحث کنند در موضوعی دیگر به آن می پردازیم) در این زمان است که همه چیز در سکوت است صدای پرندگان شنیده نمی شود رفت و آمد ماشین تمام شده است تلویزیون ها خاموش شده اند و حتی کسانی هم که تا دیر وقت بیدار هستند به خواب رفته اند در این زمان میتوان در بهترین وضعیت آرامش قرار بگیرید هر نوع دلخواه. چه نشسته یا دراز کشیده. شروع کنید با توجه به آهنگ تنفستان گوش کردن و فقط گوش کنید هر طور که راحت هستید نفس بکشید و تنفس خود را اجباری نکنید اگر با دهان راحت هستید با دهان تنفس نمایید اگر با بینی راحت هستید با بینی تنفس نمایید اگر با کچاری مودرا راحت هستید آنرا انجام بدهید بطور خلاصه هیچ اجباری برای هیچ کاری نداشته باشید و فقط و فقط به آهنگ تنفس گوش دهید در ابتدای تمرین متوجه خواهید شد که در هنگام گوش دادن به تنفس ذهنتان جای دیگری بود مهم نیست فقط دوباره به تنفس برگردید و به آن گوش دهید و حتی گوش دادن به تنفس را هم اجبار نکنید اگر ذهنتان می خواهد به چیزی فکر کند به آن اجازه دهید و بهد از فکر کردن دوباره به تنفس برگردید.
اگر این تمرین را چند روز بله فقط چند روز بطور صحیح انجام دهید آنوقت است که همه چیز شروع به تغییر می کند در ابتدا متوجه تغییرات کوچک در خود می شوید سپس این تغییرات پیوسته با توجه به تمرینتان شروع به بزرگتر شدن می کنند تا اینکه آن بعد ناشناخته وجود انسان غالب گردد و این زمان است که تمامی تغییرات بزرگ رخ می دهد.
در ابتدا متوجه تغییر تنفس خود می شوید بطوری که انگار با این نوع تنفس بیگانه بودید سپس متوجه تغییر ضربان قلب می شوید و سپس متوجه ضربان در قسمتهای مختلف و ظریف بدن. اگر به این تغییرات کاری نداشته باشید و فقط به تنفس خود گوش دهید مانند یک آهنگ آرامبخش و لذت ببرید و هیچ اجباری به هیچ کاری نداشته باشید بزودی چیزی برایتان اتفاق می افتد که در تمامی عمرتان آن را احساس نکرده بودید و عجیب ترین چیزی است که ممکن است برایتان اتفاق بیافتد تنفستان قطع می شود ! بله تنفستان قطع می شود و همزمان با قطع این تنفس همه چیز در بدنتان قطع می شود ضربان نبض و ضربان قلب جریان های انرژی بدن حتی اگر کندالینی تان در فعالیت باشد آن نیز قطع خواهد شد حتی جریان ورودی پرانا از پاتالا نیز قطع می شود و در نهایت حتی فکر کردن نیز قطع می شود.
این حالت خیلی فرار است و در ابتدا آنقدر کوچک خواهد بود که نتوانید حدس بزنید در طول چه مدت این حالت در شما وجود داشت 1 ثانیه 2 ثانیه 10 ثانیه 20 ثانیه یا ... این حالت بقدری گیج کننده می باشد که من تا حالا نتوانسته ام در موردش توضیح دهم ولی چیزی که می توانم بگویم این است که جریان تنفس با جریان کندالینی و جریان فکرم باهم قطع شد و من در یک خلا بودم که قادر نیستم توضیح بدهم چگونه می باشد چونکه هر دفعه خواستم توضیح دهم مخالف آن چیزی از آب در آمد که من مد نظر داشتم.
به
ر حال ممکن است این تجربه برای هرکسی بصورت متفاوت اتفاق بیافتد ولی نمیدانم چرا و این هم برای خودم سوال شده که فکر میکنم فارغ از آن که برای هرکسی بصورت متفاوت اتفاق بیافتد ولی یقینا همه ی تجربه کنندگان در حال وقوع، این تجربه را بطور یکسان تجربه خواهند کرد.
و این لحظات در طی تمرینات است که می توانند گسترش یابند تا حدی که انسان صاحب آن کالبدی شود که در عرفان به آن کالبد نسیانی گفته می شودو در تاپاه یا یوگا به آن ویگیانا مایا کوشا گفته می شود.
اینرو هم علاوه می کنم که زمانی که با عشق به تنفس گوش داده شود و لذت برده شود مدت زمان رسیدن به این حالت بطرز خیلی زیاد کاهش می یابد و همینطور مدت زمان ماندن در این حالت. البته این نکته تجربه بنده است و شاید برای دیگری متفاوت باشد
این پست رو تقدیم می کنم به دوستان گرامی ام عبدالله و آنا صوفیا
سایت جیوتی مارگا( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
و این لحظات در طی تمرینات است که می توانند گسترش یابند تا حدی که انسان صاحب آن کالبدی شود که در عرفان به آن کالبد نسیانی گفته می شودو در تاپاه یا یوگا به آن ویگیانا مایا کوشا گفته می شود.
اینرو هم علاوه می کنم که زمانی که با عشق به تنفس گوش داده شود و لذت برده شود مدت زمان رسیدن به این حالت بطرز خیلی زیاد کاهش می یابد و همینطور مدت زمان ماندن در این حالت. البته این نکته تجربه بنده است و شاید برای دیگری متفاوت باشد
این پست رو تقدیم می کنم به دوستان گرامی ام عبدالله و آنا صوفیا
سایت جیوتی مارگا( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
⚪️✳️
اراده و انرژی دست در دست هم دارند
✳️⚪️
@lightwork1
اراده کلید برقی است که از منبع ربانی انرژی را وارد بدن می کند.
اراده عامل بسیار موثری در حفظ جوانی و نیرو می باشد.
اگر خود را قانع کنید که پیر هستید، اراده فلج شده و شما پیر می شوید.
هرگز نگویید خسته هستید, این تلقین اراده را فلج کرده و شما خسته می شوید, بگویید "بدنم نیاز به استراحت دارد".
به بدن نباید اجازه داد تا محدودیت ها را به روح دیکته کند.
روح باید بر بدن حکومت کند, در اراده روح هر نوع قدرتی نهفته است, خداوند اراده کرد و نور ظاهر شد، همان انرژی خلاق کیهانی که در آسمانها، بدن های مادی و سایر اشکال متراکم شده، اراده نور است چون روح اولین تجلی و تظاهر اراده حق بود.
@lightwork1
نور ابتدا پدید آمد و ساختار اصلی ماده را تشکیل داد. بنابراین باید این را درک کنیم که انرژی و اراده دست در دست هم دارند.
این موضوع ساده ای است، ما آنقدر به این عقیده که انرژی فقط از منابع مادی به دست می آید، شرطی شده ایم که از این غافل مانده ایم که از منبع کیهانی که فورا به ما پاسخ می دهد، نیرو کسب کنیم.
شما باید اراده تان را بیدار کنید، زمانی که شروع به گرفتن انرژی از ملکوت اعلی می نمایید به خواب و غذای کمتر و کمتری نیاز پیدا می کنید و به جایی می رسید که برای حفظ سلامتی نیازی به دنبال کردن روش های مادی ندارید.
روش معجزه آفرین کار بدون خستگی متکی به استفاده از قوه اراده است، زمانی که از منابع کیهانی نیرو به دست می آورید، چه صبحانه بخورید و چه نخورید، تغییری در شما به وجود نخواهد آمد، اصلا احساس کمبود نمی کنید.
شما فراسوی هشیاری خواهید بود.
پاراماهانسا یوگاناندا
@lightwork1
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
اراده و انرژی دست در دست هم دارند
✳️⚪️
@lightwork1
اراده کلید برقی است که از منبع ربانی انرژی را وارد بدن می کند.
اراده عامل بسیار موثری در حفظ جوانی و نیرو می باشد.
اگر خود را قانع کنید که پیر هستید، اراده فلج شده و شما پیر می شوید.
هرگز نگویید خسته هستید, این تلقین اراده را فلج کرده و شما خسته می شوید, بگویید "بدنم نیاز به استراحت دارد".
به بدن نباید اجازه داد تا محدودیت ها را به روح دیکته کند.
روح باید بر بدن حکومت کند, در اراده روح هر نوع قدرتی نهفته است, خداوند اراده کرد و نور ظاهر شد، همان انرژی خلاق کیهانی که در آسمانها، بدن های مادی و سایر اشکال متراکم شده، اراده نور است چون روح اولین تجلی و تظاهر اراده حق بود.
@lightwork1
نور ابتدا پدید آمد و ساختار اصلی ماده را تشکیل داد. بنابراین باید این را درک کنیم که انرژی و اراده دست در دست هم دارند.
این موضوع ساده ای است، ما آنقدر به این عقیده که انرژی فقط از منابع مادی به دست می آید، شرطی شده ایم که از این غافل مانده ایم که از منبع کیهانی که فورا به ما پاسخ می دهد، نیرو کسب کنیم.
شما باید اراده تان را بیدار کنید، زمانی که شروع به گرفتن انرژی از ملکوت اعلی می نمایید به خواب و غذای کمتر و کمتری نیاز پیدا می کنید و به جایی می رسید که برای حفظ سلامتی نیازی به دنبال کردن روش های مادی ندارید.
روش معجزه آفرین کار بدون خستگی متکی به استفاده از قوه اراده است، زمانی که از منابع کیهانی نیرو به دست می آورید، چه صبحانه بخورید و چه نخورید، تغییری در شما به وجود نخواهد آمد، اصلا احساس کمبود نمی کنید.
شما فراسوی هشیاری خواهید بود.
پاراماهانسا یوگاناندا
@lightwork1
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانم "اولنا پادلوژنایا" شمن روسی , قطعه بی نظیر"برکت طبیعت" را اجرا میکند.
سپاس از آقا مهدی برای ارسال این کلیپ🙏
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
سپاس از آقا مهدی برای ارسال این کلیپ🙏
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
خیلیها دوست دارند بدانند کسانی از روشهای لایت وُرک یعنی کار کردن با نورها و انرژی های والا که ری کی یک نوع از آن است، استفاده می کنند فلسفه و اعتقادشان چیست؟
به همین دلیل بنده یک متن خلاصه برای معرفی این باورها و... ایجاد کردم تا دوستان علاقه مند درک بهتری پیدا کنند
@lightwork1
نکته : لایت وُرک مذهب و سیستم اعتقادی نیست برای همین من گفتم باورهای کسانی که از این روشها پیروی می کنند نه باورهای سیستم!
یک لایت وُرکر معتقد است که چیزی به نام منشا وجود دارد که تمام انرژی ها و نیروهای دیگر از آنجا سرچشمه می گیرند ( این معادل همان چیزیست که خداوند و... می نامیم).
یک لایت وُرکر معتقد است که از منشا تا ما و مادون ما ، سلسله مراتب مختلف انرژی و آگاهی و ابعاد مختلف وجود دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که هر بُعد دارای راهنمایان و یاری رسانان مختلف نور می باشد که ما بعضی از آنها را با عنوان ، اساتید معراج یافته، فرشتگان اعظم و... می شناسیم.
یک لایت وُرکر معتقد است فرایندی به نام معراج وجود دارد که در آن شعور و روح انسانی سلسله مراتبی را به سمت منشا برای تعالی طی کرده و ابعاد مختلف را درک می کند و از آن فرا تر می رود، و هر بعد درسهای فراوانی برای یاد گیری دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است هر کس می تواند با این راهنمایان ارتباط برقرار کند ( حال چه بتواند به صورت خود آگاه پیام آنها را دریافت کنید یا خیر )
یک لایت وُرکر معتقد است هر انسان برای به انجام رساندن هدف خاصی ، شخصی یا جمعی، به دنیا می آید.
یک لایت وُرکر معتقد است داشتن عشق و خیر خواهی بی قید شرط والاترین صفت متعال و راه معراج است.
یک لایت وُرکر به قانون کارما یا عمل و عکس العمل معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه عای عمیق بیماری ها و مشکلات می توانند با انرژی عشق الهی شفا یابند.
یک لایت وُرکر معتقد است "کارما" می تواند با نیروی عشق الهی دگرگون شود .
یک لایت وُرکر به وحدت تمام موجودات و هستی معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است بخشی از وجود ما با عنوان خود برتر یا خود والاتر وجود دارد که برای تعالی می باید آگاهی و انرژی خود را با آن متحد کنیم ، خود والاتر در حقیقت خود ما هستیم ولی در اثر جهل خود را، با خود پست یعنی بدن و شخصیت شناسایی می کنیم.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه رنج و بیماری در جدایی از خود والاتر است.
یک لایت وُرکر معتقد است برای رسیدن به هر هدف و حل کردن هر مشکلی راه حلی در عالم معنوی وجو دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که همانطور که شفای شخصی مهم است تلاش برای شفای زمین و ساکنان آن نیز مهم است.
یک لایت وُرکر معتقد است با وارد کردن دائم نور به بخشهای مختلف وجود انسان می توان تمام تاریکی ها و چیزهای منفی را دگرگون کرد.
یک لایت وُرکر معتقد است همیشه نیاز به رنج و ریاضت برای تعالی معنوی نیست.
یک لایت وُرکر معتقد است افکار و رفتار مثبت موجب ایجاد انرژی مثبت و سازنده برای تعالی می شود و همینطور کار کردن با انرژی مثبت موجب ایجاد افکار و رفتا مثبت می شود، به همین دلیل افکار و الگوهای ذهنی ، احساسی منفی می توانند با لایت وُرک دگرگون شوند.
یک لایت وُرکر معتقد است موجودات نور در تلاش فراوان برای کمک به ساکنان زمین می باشند.
یک لایت وُرکر معتقد است صرف نظر از هر تفاوت اسمی ، روش ، اعتقاد و از این قبیل تمام اساتید معنوی و پیامبران تمام زمانها برای کمک کردن به انسان جهت نزدیک شدن به منشا کوشش کرده اند.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی رها از تمام محدودیت های زمان و مکان است.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی نا محدود و بی پایان است.
یک لایت وُرکر معتقد است همه چیز در هستی از انرژی خلق شده.
یک لایت وُرکر معتقد است هر فرمی از انرژی یک خصوصیت ارتعاشی و ویژگی منحصر به فرد دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است با تغییر خصوصیت ارتعاشی انرژی یک چیز ماهیت آن می تواند به کلی تغییر کند.
یک لایت وُرکر معتقد است زمان و مکان فقط توهم هستند.
یک لایت وُرکر معتقد است عشق و خیر خواهی والاترین صفت الهی و والاترین انرژیست.
باورهای گفته شده خلاصه ای کوتاه از کلیت چیزهایی است که لایت وُرکرها به آن معتقند ، و ممکن است 100% دقیق نباشند.
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
به همین دلیل بنده یک متن خلاصه برای معرفی این باورها و... ایجاد کردم تا دوستان علاقه مند درک بهتری پیدا کنند
@lightwork1
نکته : لایت وُرک مذهب و سیستم اعتقادی نیست برای همین من گفتم باورهای کسانی که از این روشها پیروی می کنند نه باورهای سیستم!
یک لایت وُرکر معتقد است که چیزی به نام منشا وجود دارد که تمام انرژی ها و نیروهای دیگر از آنجا سرچشمه می گیرند ( این معادل همان چیزیست که خداوند و... می نامیم).
یک لایت وُرکر معتقد است که از منشا تا ما و مادون ما ، سلسله مراتب مختلف انرژی و آگاهی و ابعاد مختلف وجود دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که هر بُعد دارای راهنمایان و یاری رسانان مختلف نور می باشد که ما بعضی از آنها را با عنوان ، اساتید معراج یافته، فرشتگان اعظم و... می شناسیم.
یک لایت وُرکر معتقد است فرایندی به نام معراج وجود دارد که در آن شعور و روح انسانی سلسله مراتبی را به سمت منشا برای تعالی طی کرده و ابعاد مختلف را درک می کند و از آن فرا تر می رود، و هر بعد درسهای فراوانی برای یاد گیری دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است هر کس می تواند با این راهنمایان ارتباط برقرار کند ( حال چه بتواند به صورت خود آگاه پیام آنها را دریافت کنید یا خیر )
یک لایت وُرکر معتقد است هر انسان برای به انجام رساندن هدف خاصی ، شخصی یا جمعی، به دنیا می آید.
یک لایت وُرکر معتقد است داشتن عشق و خیر خواهی بی قید شرط والاترین صفت متعال و راه معراج است.
یک لایت وُرکر به قانون کارما یا عمل و عکس العمل معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه عای عمیق بیماری ها و مشکلات می توانند با انرژی عشق الهی شفا یابند.
یک لایت وُرکر معتقد است "کارما" می تواند با نیروی عشق الهی دگرگون شود .
یک لایت وُرکر به وحدت تمام موجودات و هستی معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است بخشی از وجود ما با عنوان خود برتر یا خود والاتر وجود دارد که برای تعالی می باید آگاهی و انرژی خود را با آن متحد کنیم ، خود والاتر در حقیقت خود ما هستیم ولی در اثر جهل خود را، با خود پست یعنی بدن و شخصیت شناسایی می کنیم.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه رنج و بیماری در جدایی از خود والاتر است.
یک لایت وُرکر معتقد است برای رسیدن به هر هدف و حل کردن هر مشکلی راه حلی در عالم معنوی وجو دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که همانطور که شفای شخصی مهم است تلاش برای شفای زمین و ساکنان آن نیز مهم است.
یک لایت وُرکر معتقد است با وارد کردن دائم نور به بخشهای مختلف وجود انسان می توان تمام تاریکی ها و چیزهای منفی را دگرگون کرد.
یک لایت وُرکر معتقد است همیشه نیاز به رنج و ریاضت برای تعالی معنوی نیست.
یک لایت وُرکر معتقد است افکار و رفتار مثبت موجب ایجاد انرژی مثبت و سازنده برای تعالی می شود و همینطور کار کردن با انرژی مثبت موجب ایجاد افکار و رفتا مثبت می شود، به همین دلیل افکار و الگوهای ذهنی ، احساسی منفی می توانند با لایت وُرک دگرگون شوند.
یک لایت وُرکر معتقد است موجودات نور در تلاش فراوان برای کمک به ساکنان زمین می باشند.
یک لایت وُرکر معتقد است صرف نظر از هر تفاوت اسمی ، روش ، اعتقاد و از این قبیل تمام اساتید معنوی و پیامبران تمام زمانها برای کمک کردن به انسان جهت نزدیک شدن به منشا کوشش کرده اند.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی رها از تمام محدودیت های زمان و مکان است.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی نا محدود و بی پایان است.
یک لایت وُرکر معتقد است همه چیز در هستی از انرژی خلق شده.
یک لایت وُرکر معتقد است هر فرمی از انرژی یک خصوصیت ارتعاشی و ویژگی منحصر به فرد دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است با تغییر خصوصیت ارتعاشی انرژی یک چیز ماهیت آن می تواند به کلی تغییر کند.
یک لایت وُرکر معتقد است زمان و مکان فقط توهم هستند.
یک لایت وُرکر معتقد است عشق و خیر خواهی والاترین صفت الهی و والاترین انرژیست.
باورهای گفته شده خلاصه ای کوتاه از کلیت چیزهایی است که لایت وُرکرها به آن معتقند ، و ممکن است 100% دقیق نباشند.
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
سایت جیوتی مارگا ( راه نور ) Www.jyoti-marga.in کانال لایت ورک 👇 @lightwork1 ✅ چطور بیرون و درون را متحول کنیم و به شادی و موفقیت دست یابیم؟ همه مشکلات ریشه در کارما دارند، و کارما چیزی نیست به جز افکار، بدون وجود ذهن کارمایی هم وجود نداره، و اما ذهن اصلا…
سلام خدمت دوستان عزیزم در انجمن جیوتی مارگا
حدود یک سال و شاید هم بیشتر میشه که در انجمن نبودم و تقریبا تمریناتم هم به صفر رسیده بود ، در این مدت کشمکش های روحی زیادی رو تجربه کردم ، اتفاقات زیادی برام افتاد و تغییرات زیادی رو هم شاهد بودم چه مثبت چه منفی ، به هرحال!
اما موضوعی که چند روز پیش برام پیش اومد و باعث شد که این مطلب رو اینجا بنویسم آشنا شدن با روش " هو اپونو پونو " هست که جناب ماهاچیتا در پستی که در اینجا قرار داره اون رو معرفی کردند.
خوب میتونم بگم چند سالی میشه که اسم این روش به گوشم خورده بود و مطالب زیادی رو هم راجع بهش دیده بودم اما هیچکدوم از این مطالب رو نخونده بودم! هیچکدوم! حتی یک خط!
اگر ازم بپرسید که چرا هیچ وقت کنجکاو نشدم تا حداقل بدونم اصلا این هو اپونو پونو که میگن چی هست؟ شاید نتونم جواب درستی بدم ، اما به هر حال این موضوعی بود که وجود داشت.
اما داستان از اینجا شروع شد که چند روز پیش که به انجمن سر زده بودم و تمام مطالب جدید رو باز کرده بودم یکی از این مطالب نظرم رو به خودش جلب کرد ، عنوانش این بود:
چطور بیرون و درون را متحول کنیم و به شادی و موفقیت دست یابیم؟
این همون مطلبی بود که در آن روش هو اپونو پونو توسط جناب ماهاچیتا به ساده ترین شکل ممکن شرح داده شده بود و اما "میل عجیب" من برای خوندن این متن طولانی اون هم بعد از مدت ها دور بودن از این فضا و البته در شرایط بی حوصلگی شدید من حتی برای خوندن دو خط مطلب زیادی عجیب به نظر میرسید!
به هر صورت شروع به خواندن متن کردم ، از تکنیک خوشم اومد و با خودم گفتم حتما انجامش میدم اما امان از تنبلی و اهمالکاری!
چند روزی گذشت و من هیچ تمرینی انجام ندادم، اما انگار اون "میل عجیب" زورش به تنبلی چربید و من دوباره شروع به خواندن متن کردم و این بار تمرین رو شروع کردم ، توی متروی در حال حرکت به مدت چیزی حدود 10 یا شاید هم 20 دقیقه که جملات مشخص شده رو خطاب به خودم میگفتم ، تجربه ای که داشتم بی نظیر بود! بعد از اون تمرین کوتاه تونستم برای دقایقی تماما در لحظه حضور داشته باشم و همه چیز رو حس میکردم ، تمام حواس پنجگانه ام فقط در حال حس کردن بودند و البته گونه ای از "درک کردن" متفاوت نسبت به قبل.
من هم خوشحال از اینکه چه تجربیات خوبی داشتم و البته ناآگاه از اینکه این تازه اول کاره!
بعد از اون 20 دقیقه تمرین تغییرات اساسی در شخصیت من شروع شد ، بسیاری از خشم هایی که نسبت به خودم و دیگران داشتم از بین رفت ، بسیاری از کینه ها و نفرت ها ، نگرشم تا حد زیادی به خیلی از مسایل از جمله آدمها تغییر کرد و هر روز دارم تغییرات جدیدی رو پیدا میکنم که همه و همه فقط با اون 20 دقیقه انجام شدند!
برای من که عادت داشتم همیشه تاثیر کمی از ری کی و سایر روشهای مشابه بببینم و تغییر زیادی نکنم این تجربه تجربه بی نظیری بوده و هست و احتمالا هنوز هم ادامه داشته باشه.
خوب این همه داستان پردازی کردم که چی رو بگم؟
نکته اصلی داستان اینجاست که برای هر آموزشی "زمان مناسب"ی وجود داره که باید فرا برسه ، شاید در اون دو سه سال که حتی یک خط راجع به این روش نخوندم زمان مناسب فرا نرسیده بود و اون "میل عجیبی" که ازش صحبت کردم در واقع نشانه ای بود برای من که : الان وقتشه! وقتی به شرایط خودم نگاه میکنم میبینم این فرضیه به نظر کاملا درست میاد چون هیچوقت به اندازه زمانی که این تکنیک رو شروع کردم آماده دیدن حقایق تلخی که در ناخودآگاه وجود داشت رو نداشتم ، در واقع قبل از انجام این تکنیک بسیاری از موارد منفی موجود در نا خودآگاهم به سطح آومده بودن و بسیاری هم نزدیک به سطح بودن ، بنابراین این تکنیک تونست اینقدر موثر باشه و اعتماد من رو نسبت به خودش جلب کنه.
البته فقط این موضوع نیست این اتفاق به اشکال دیگری هم برای من رخ داده ، به عنوان مثال شاید دوسال پیش کتابی رو در قفسه کتابخونه دیدم و چند ورقی از اون رو خوندم اما کتاب رو سر جاش گذاشتم و با خودم گفتم خیلی به درد من نمیخوره اما دو سال بعد همون "میل عجیب"ی که ازش صحبت کردم برای خواندن اون کتاب در من ایجاد شده و اینبار من با خواندن اون کتاب تغییرات زیادی رو در زندگیم شاهد بودم!
در آخر مطلبم میخوام بگم : شاگرد که آماده باشه ، استاد خودش حاضر میشه!
و اگر زمان مناسب برای آموزش فرارسیده باشه علاوه بر اینکه ما به نوعی به سمت اون آموزش هدایت میشیم تجربیات و نتایج مثبت رو هم خواهیم دید در غیر اینصورت "زور زدن" برای گرفتن نتیجه سیاست درستی به نظر نمیاد! پس رها باشیم و یقین داشته باشم
ممنون از اینکه توجه کردید و این مطلب رو مطالعه کردید ، مطلبی که نوشتم همانطور که خودتون هم مشاهده کردید از درک و تجربه شخصی است ، بنابراین قطعا خالی از اشکال نیست و ممنون میشم اگر جایی خطایی هست اصلاح بفرمایید
با سپاس از دوست عزیز (mehrdads)
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/lightwork1
حدود یک سال و شاید هم بیشتر میشه که در انجمن نبودم و تقریبا تمریناتم هم به صفر رسیده بود ، در این مدت کشمکش های روحی زیادی رو تجربه کردم ، اتفاقات زیادی برام افتاد و تغییرات زیادی رو هم شاهد بودم چه مثبت چه منفی ، به هرحال!
اما موضوعی که چند روز پیش برام پیش اومد و باعث شد که این مطلب رو اینجا بنویسم آشنا شدن با روش " هو اپونو پونو " هست که جناب ماهاچیتا در پستی که در اینجا قرار داره اون رو معرفی کردند.
خوب میتونم بگم چند سالی میشه که اسم این روش به گوشم خورده بود و مطالب زیادی رو هم راجع بهش دیده بودم اما هیچکدوم از این مطالب رو نخونده بودم! هیچکدوم! حتی یک خط!
اگر ازم بپرسید که چرا هیچ وقت کنجکاو نشدم تا حداقل بدونم اصلا این هو اپونو پونو که میگن چی هست؟ شاید نتونم جواب درستی بدم ، اما به هر حال این موضوعی بود که وجود داشت.
اما داستان از اینجا شروع شد که چند روز پیش که به انجمن سر زده بودم و تمام مطالب جدید رو باز کرده بودم یکی از این مطالب نظرم رو به خودش جلب کرد ، عنوانش این بود:
چطور بیرون و درون را متحول کنیم و به شادی و موفقیت دست یابیم؟
این همون مطلبی بود که در آن روش هو اپونو پونو توسط جناب ماهاچیتا به ساده ترین شکل ممکن شرح داده شده بود و اما "میل عجیب" من برای خوندن این متن طولانی اون هم بعد از مدت ها دور بودن از این فضا و البته در شرایط بی حوصلگی شدید من حتی برای خوندن دو خط مطلب زیادی عجیب به نظر میرسید!
به هر صورت شروع به خواندن متن کردم ، از تکنیک خوشم اومد و با خودم گفتم حتما انجامش میدم اما امان از تنبلی و اهمالکاری!
چند روزی گذشت و من هیچ تمرینی انجام ندادم، اما انگار اون "میل عجیب" زورش به تنبلی چربید و من دوباره شروع به خواندن متن کردم و این بار تمرین رو شروع کردم ، توی متروی در حال حرکت به مدت چیزی حدود 10 یا شاید هم 20 دقیقه که جملات مشخص شده رو خطاب به خودم میگفتم ، تجربه ای که داشتم بی نظیر بود! بعد از اون تمرین کوتاه تونستم برای دقایقی تماما در لحظه حضور داشته باشم و همه چیز رو حس میکردم ، تمام حواس پنجگانه ام فقط در حال حس کردن بودند و البته گونه ای از "درک کردن" متفاوت نسبت به قبل.
من هم خوشحال از اینکه چه تجربیات خوبی داشتم و البته ناآگاه از اینکه این تازه اول کاره!
بعد از اون 20 دقیقه تمرین تغییرات اساسی در شخصیت من شروع شد ، بسیاری از خشم هایی که نسبت به خودم و دیگران داشتم از بین رفت ، بسیاری از کینه ها و نفرت ها ، نگرشم تا حد زیادی به خیلی از مسایل از جمله آدمها تغییر کرد و هر روز دارم تغییرات جدیدی رو پیدا میکنم که همه و همه فقط با اون 20 دقیقه انجام شدند!
برای من که عادت داشتم همیشه تاثیر کمی از ری کی و سایر روشهای مشابه بببینم و تغییر زیادی نکنم این تجربه تجربه بی نظیری بوده و هست و احتمالا هنوز هم ادامه داشته باشه.
خوب این همه داستان پردازی کردم که چی رو بگم؟
نکته اصلی داستان اینجاست که برای هر آموزشی "زمان مناسب"ی وجود داره که باید فرا برسه ، شاید در اون دو سه سال که حتی یک خط راجع به این روش نخوندم زمان مناسب فرا نرسیده بود و اون "میل عجیبی" که ازش صحبت کردم در واقع نشانه ای بود برای من که : الان وقتشه! وقتی به شرایط خودم نگاه میکنم میبینم این فرضیه به نظر کاملا درست میاد چون هیچوقت به اندازه زمانی که این تکنیک رو شروع کردم آماده دیدن حقایق تلخی که در ناخودآگاه وجود داشت رو نداشتم ، در واقع قبل از انجام این تکنیک بسیاری از موارد منفی موجود در نا خودآگاهم به سطح آومده بودن و بسیاری هم نزدیک به سطح بودن ، بنابراین این تکنیک تونست اینقدر موثر باشه و اعتماد من رو نسبت به خودش جلب کنه.
البته فقط این موضوع نیست این اتفاق به اشکال دیگری هم برای من رخ داده ، به عنوان مثال شاید دوسال پیش کتابی رو در قفسه کتابخونه دیدم و چند ورقی از اون رو خوندم اما کتاب رو سر جاش گذاشتم و با خودم گفتم خیلی به درد من نمیخوره اما دو سال بعد همون "میل عجیب"ی که ازش صحبت کردم برای خواندن اون کتاب در من ایجاد شده و اینبار من با خواندن اون کتاب تغییرات زیادی رو در زندگیم شاهد بودم!
در آخر مطلبم میخوام بگم : شاگرد که آماده باشه ، استاد خودش حاضر میشه!
و اگر زمان مناسب برای آموزش فرارسیده باشه علاوه بر اینکه ما به نوعی به سمت اون آموزش هدایت میشیم تجربیات و نتایج مثبت رو هم خواهیم دید در غیر اینصورت "زور زدن" برای گرفتن نتیجه سیاست درستی به نظر نمیاد! پس رها باشیم و یقین داشته باشم
ممنون از اینکه توجه کردید و این مطلب رو مطالعه کردید ، مطلبی که نوشتم همانطور که خودتون هم مشاهده کردید از درک و تجربه شخصی است ، بنابراین قطعا خالی از اشکال نیست و ممنون میشم اگر جایی خطایی هست اصلاح بفرمایید
با سپاس از دوست عزیز (mehrdads)
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/lightwork1
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
Forwarded from من کیستم؟
تفاوت اساسی میان طرز فکر غربی و طرز فکر شرقی این است . طرز فکر غربی همه آنچه را که در جهان خارجی میبیند بعنوان خوب و بد بودن میپذیرد . طرز فکر شرقی، تا حد خاصی درک میکند که همه چیز از درون میآید، همه آنچه را که آنها میبینند یا آنچه را که خواص فیزیکی با آنها میگویند نمیپذیرند . آنها او را بدون دلبستگی و بدون واکنش مشاهده میکنند . این طرز فکر شرقی برای هزاران سال وجود داشته است . ایالات متحده فقط دویست سال عمر دارد . باید در اینباره فکر کنید .
اغلب انسانهای در غرب تلاش میکنند تا چیزی بیرون از خودشان باشند . جهان خارجی بر آنها تأثیر میگذارد . آنها آنچه را که میبینند باور میکنند . جهان خارجی ، جسم آنها و فکرهای آنها را نیز در بر میگیرد . و طبیعتاً بر این باور هستند که آنها جسمی و فکری هستند . آنها همینطور هم بر این باور هستند آنچه را که جهان به آنها نشان میدهد درست است . این حقیقت ندارد . هر چه که در این جهان است نتیجهای از چیزی در درون تو است . تمامی گیتی، تجلی یی از فکرهای تو است . هیچ پدیدهای بدون اجازه تو وجود ندارد . من میدانم که این برای بعضی از شما عجیب به نظر میرسد، اما او حقیقت است . چیزهایی را که از آنها تنفر داری و چیزهایی را که در این جهان به آنها عشق میورزی خود فرافکنی های تو، خود خویش تو هستند . وقتی که موجودی شروع میکند تا درک کند که آنها جهان هستند، که آنها گیتی هستند، آنها از آنچه که درباره آن فکر میکنند، از چگونگی پدیدههایی که دریافت میکنند بسیار با دقت میشوند .
رابرت آدامز
اغلب انسانهای در غرب تلاش میکنند تا چیزی بیرون از خودشان باشند . جهان خارجی بر آنها تأثیر میگذارد . آنها آنچه را که میبینند باور میکنند . جهان خارجی ، جسم آنها و فکرهای آنها را نیز در بر میگیرد . و طبیعتاً بر این باور هستند که آنها جسمی و فکری هستند . آنها همینطور هم بر این باور هستند آنچه را که جهان به آنها نشان میدهد درست است . این حقیقت ندارد . هر چه که در این جهان است نتیجهای از چیزی در درون تو است . تمامی گیتی، تجلی یی از فکرهای تو است . هیچ پدیدهای بدون اجازه تو وجود ندارد . من میدانم که این برای بعضی از شما عجیب به نظر میرسد، اما او حقیقت است . چیزهایی را که از آنها تنفر داری و چیزهایی را که در این جهان به آنها عشق میورزی خود فرافکنی های تو، خود خویش تو هستند . وقتی که موجودی شروع میکند تا درک کند که آنها جهان هستند، که آنها گیتی هستند، آنها از آنچه که درباره آن فکر میکنند، از چگونگی پدیدههایی که دریافت میکنند بسیار با دقت میشوند .
رابرت آدامز
Forwarded from من کیستم؟
The main difference between occidental thinking and oriental thinking is this. Occidental thinking accepts everything it sees in the external world as being good and bad. Oriental thinking, to an extent, realizing everything comes from within, does not accept everything they see, or what the senses tell them. They observe it without attachment and without reaction. This oriental thinking has been around for thousands of years. The United States is only 200 years old. You should think about this.
Most people in the west strive to be something outside of themselves. The outside world affects them. They believe what they see. The outside world includes their body and their thoughts. Naturally they believe that they are a body and a thought. They also believe what the world shows them is correct. This is not true. Everything in the world is a result of something inside of you. The whole universe is a manifestation of your thoughts. No thing exists without your permission. I know this sounds strange to some of you, but it's the truth. The things that you hate and the things that you love in this world are your own projections, your own Self. When a being begins to realize that they are the world, they are the universe, they then become very careful of what they think about, of how they perceive things.
Rober Adams
Most people in the west strive to be something outside of themselves. The outside world affects them. They believe what they see. The outside world includes their body and their thoughts. Naturally they believe that they are a body and a thought. They also believe what the world shows them is correct. This is not true. Everything in the world is a result of something inside of you. The whole universe is a manifestation of your thoughts. No thing exists without your permission. I know this sounds strange to some of you, but it's the truth. The things that you hate and the things that you love in this world are your own projections, your own Self. When a being begins to realize that they are the world, they are the universe, they then become very careful of what they think about, of how they perceive things.
Rober Adams