کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
✅ معرفی انرژی شعله بنفش نقره ای
@lightwork1
نام اصلی سیستم : سیلور وایولت فِلِیم Silver_Violet_Flame#
ترجمه یا معنای نام : #شعله_بنفش_نقره_ای
تعداد سطح : 1
شعله بنفش نیرویی است که هزاران سال است برای رهروان راه معنوی شناخته شده است ، شعله بنفش که با نام شعله بنفش دگرگونی نیز شناخته می شود ، پرتو هفتم از پرتوهای انرژی الهی کیهان است که خصوصیت ، کیفیت و اثر اصلی آن دگرگونی روحی و تبدیل چیزها و انرژی های منفی و مضر به مثبت و مفید است ، به همین دلیل از آن به عنوان کیمیاگری روح نیز نام می برند، همانطور که کیماگران در کوره فلزات را تبدیل به طلا می کنند شعله بنفش هم در سطح روحانی این قدرت را داراست که وجود مارا تبدیل کند ، شعله بنفش به صورت یک راز در طی مدت طولانی حفظ شده بود که در عصر ما دوباره توسط سینت جرمین به بشریت آشکار شد.
سینت جرمین یک استاد و آموزگار جهانی و یک استاد معراج یافته می باشد که با عنوان کاهن پرتوی هفتم نیز شناخته می شود، هر زمان که ما با او ارتباط برقرار می کنیم و او را فرا می خوانیم او برای ما هدایای فروان روحانی می آورد ، او می تواند در موارد گسترده ای به ما الهام ببخشد و ما را راهنمایی کند ، برای حدود 70 سال سینت جرمین به همراه استادان معراج یافته و هادیان الهی زمین در حال آماده سازی ما برای ورد به عصر جدید بوده، عصر صلح، رهایی و روشن ضمیری ، او در سال 1930 با شخصی به نام "گای بالارد" ارتباط برقرار کرد و اولین تعالیم را در باره شعله بنفش به او انتقال داد.
سینت جرمین گفته است که پس از قرنها نگه داری از دانش راز شعله بنفش ، استادان تصمیم به آشکار کردن آن برای همگان جهت استفاده در این زمان وخیم کرده اند. سینت جرمین گفته: استفاده از شعله دگرگون کننده بنفش برای شما و بشریت ارزشمند تر ازتمام ثروت ، تمام طلا و تمام جواهرات این سیاره است.
همسویی های بیشتر در سایت👇
جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کسب اطلاعات بیشتر👇
🆔 @reza809
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
@lightwork1
نام اصلی سیستم : سیلور وایولت فِلِیم Silver_Violet_Flame#
ترجمه یا معنای نام : #شعله_بنفش_نقره_ای
تعداد سطح : 1
شعله بنفش نیرویی است که هزاران سال است برای رهروان راه معنوی شناخته شده است ، شعله بنفش که با نام شعله بنفش دگرگونی نیز شناخته می شود ، پرتو هفتم از پرتوهای انرژی الهی کیهان است که خصوصیت ، کیفیت و اثر اصلی آن دگرگونی روحی و تبدیل چیزها و انرژی های منفی و مضر به مثبت و مفید است ، به همین دلیل از آن به عنوان کیمیاگری روح نیز نام می برند، همانطور که کیماگران در کوره فلزات را تبدیل به طلا می کنند شعله بنفش هم در سطح روحانی این قدرت را داراست که وجود مارا تبدیل کند ، شعله بنفش به صورت یک راز در طی مدت طولانی حفظ شده بود که در عصر ما دوباره توسط سینت جرمین به بشریت آشکار شد.
سینت جرمین یک استاد و آموزگار جهانی و یک استاد معراج یافته می باشد که با عنوان کاهن پرتوی هفتم نیز شناخته می شود، هر زمان که ما با او ارتباط برقرار می کنیم و او را فرا می خوانیم او برای ما هدایای فروان روحانی می آورد ، او می تواند در موارد گسترده ای به ما الهام ببخشد و ما را راهنمایی کند ، برای حدود 70 سال سینت جرمین به همراه استادان معراج یافته و هادیان الهی زمین در حال آماده سازی ما برای ورد به عصر جدید بوده، عصر صلح، رهایی و روشن ضمیری ، او در سال 1930 با شخصی به نام "گای بالارد" ارتباط برقرار کرد و اولین تعالیم را در باره شعله بنفش به او انتقال داد.
سینت جرمین گفته است که پس از قرنها نگه داری از دانش راز شعله بنفش ، استادان تصمیم به آشکار کردن آن برای همگان جهت استفاده در این زمان وخیم کرده اند. سینت جرمین گفته: استفاده از شعله دگرگون کننده بنفش برای شما و بشریت ارزشمند تر ازتمام ثروت ، تمام طلا و تمام جواهرات این سیاره است.
همسویی های بیشتر در سایت👇
جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کسب اطلاعات بیشتر👇
🆔 @reza809
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
سوال در انجمن راه نور و جواب استاد ماهاچیتا👇
سلام استاد بزرگوار. من مدتی مراقبه میکردم خواب کم ،الهامات فراوان، آرامش. ،نتایج آن بود. اما. همواره حضورهای نامریی را حس میکردم که کمک و آرامش بود تا اینکه دوستی به من گفت. آنها سطوح انرژی منفی هستند. از آن به بعد ترس مرا فرا گرفت. حتی وقتی مراقبه. عمیق میشد حسم بد بود حتی نمی توانستم در خانه تنها باشم چند ساعتی قبل فوت پدرم. مرگ ایشان. الهام شد و همواره. کمکم کردند. فقط حالت. تله پاتی. بعد فوت پدرم یک سالی بود مراقبه. نمی کردم چند ماهی با این (گروه جیوتی )گروه آشنا شدم. هنگام اتمام بعضی همسوییها به خواب میرم. و. خواب همان موجودات که گفته شد سطوح منفی هستند را میبینم. و. با گریه از خواب بیدار میشم. چه کار کنم سپاسگزارم
جواب :
@lightwork1
پیشنهاد میشه جزوه آنتار مونا را چندبار بخوانید و در کنار همسویی ها و تمرینات دیگر هر روز دقایقی تمرینش کنید. هیچ چیزی برای ترسیدن وجودن نداره به جزء خود ترس. سعی کنید یاد بگیرید که مثل یک شاهد فقط تجربیات را مشاهده کنید و در اونها غرق نشید، چیزی برای آسیب رسوندن به شما وجود نداره.
@lightwork1
سلام استاد بزرگوار. من مدتی مراقبه میکردم خواب کم ،الهامات فراوان، آرامش. ،نتایج آن بود. اما. همواره حضورهای نامریی را حس میکردم که کمک و آرامش بود تا اینکه دوستی به من گفت. آنها سطوح انرژی منفی هستند. از آن به بعد ترس مرا فرا گرفت. حتی وقتی مراقبه. عمیق میشد حسم بد بود حتی نمی توانستم در خانه تنها باشم چند ساعتی قبل فوت پدرم. مرگ ایشان. الهام شد و همواره. کمکم کردند. فقط حالت. تله پاتی. بعد فوت پدرم یک سالی بود مراقبه. نمی کردم چند ماهی با این (گروه جیوتی )گروه آشنا شدم. هنگام اتمام بعضی همسوییها به خواب میرم. و. خواب همان موجودات که گفته شد سطوح منفی هستند را میبینم. و. با گریه از خواب بیدار میشم. چه کار کنم سپاسگزارم
جواب :
@lightwork1
پیشنهاد میشه جزوه آنتار مونا را چندبار بخوانید و در کنار همسویی ها و تمرینات دیگر هر روز دقایقی تمرینش کنید. هیچ چیزی برای ترسیدن وجودن نداره به جزء خود ترس. سعی کنید یاد بگیرید که مثل یک شاهد فقط تجربیات را مشاهده کنید و در اونها غرق نشید، چیزی برای آسیب رسوندن به شما وجود نداره.
@lightwork1
✅ دنیای من و مگس
نوشته shrlin
از بخش مطالب متفرقه سایت
جیوتی مارگا ( راه نور )
@lightwork1
دنیای من و مگس یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است. با خودم… شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم. غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام! شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد. من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته. شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم. شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند. شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند. شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند. مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند… مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخواستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست… بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم: کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است. کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی. کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی. کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی. آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که: عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم. نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ. بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد......
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
نوشته shrlin
از بخش مطالب متفرقه سایت
جیوتی مارگا ( راه نور )
@lightwork1
دنیای من و مگس یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است. با خودم… شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم. غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام! شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد. من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته. شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم. شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند. شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند. شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند. مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند… مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخواستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست… بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم: کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است. کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی. کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی. کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی. آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که: عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم. نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ. بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد......
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
Forwarded from 🎼موسیقی های مقدس🎼
Devotion
Chants For Life
#بیکلام
#آرامش_بخش
#موزیک_مدیتیشن
#موسیقیهای_مقدس
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال موسیقیهای مقدس👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD-fL7Al7jvgE8svQA
#آرامش_بخش
#موزیک_مدیتیشن
#موسیقیهای_مقدس
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال موسیقیهای مقدس👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD-fL7Al7jvgE8svQA
✅ شکر نخورید ..!!
@lightwork1
۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.
۲-شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.
۳-شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.
۴-شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.
۵-شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.
۶-برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !
۷-شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد.
۸-شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است.
۹- عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.
۱۰-بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.
۱۱-شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.
۱۲-شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!
۱۳-شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.
۱۴-شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.
۱۵-شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.
۱۶-شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.
۱۷- شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!
۱۸- شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.
۱۹- پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!
۲۰-شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.
۲۱-شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.
۲۲-شکر عامل اصلی چاق شدن است.
۲۳- شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.
۲۴-یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.
۲۵-شکر باعث آپاندیسیت می شود.
۲۶-شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.
۲۷- شکر آب بزاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.
۲۸-شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.
۲۹- شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.
۳۰-شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.
۳۱- آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.
۳۲- ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.
۳۳- آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.
۳۴- بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.
۳۵-شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.
۳۶- شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.
۳۷-مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.
۳۸- شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان
@lightwork1
۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.
۲-شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.
۳-شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.
۴-شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.
۵-شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.
۶-برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !
۷-شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد.
۸-شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است.
۹- عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.
۱۰-بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.
۱۱-شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.
۱۲-شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!
۱۳-شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.
۱۴-شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.
۱۵-شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.
۱۶-شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.
۱۷- شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!
۱۸- شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.
۱۹- پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!
۲۰-شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.
۲۱-شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.
۲۲-شکر عامل اصلی چاق شدن است.
۲۳- شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.
۲۴-یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.
۲۵-شکر باعث آپاندیسیت می شود.
۲۶-شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.
۲۷- شکر آب بزاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.
۲۸-شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.
۲۹- شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.
۳۰-شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.
۳۱- آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.
۳۲- ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.
۳۳- آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.
۳۴- بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.
۳۵-شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.
۳۶- شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.
۳۷-مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.
۳۸- شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان
کبد می شود.
۳۹-شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.
۴۰- شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.
۴۱-اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.
۴۲- عامل یبوست و خشکی روده شکر است.
۴۳- سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.
۴۴-شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.
۴۵- عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.
۴۶- شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.
۴۷-وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در انتظارشان است.
جیوتی مارگا ( راه نور )
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
۳۹-شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.
۴۰- شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.
۴۱-اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.
۴۲- عامل یبوست و خشکی روده شکر است.
۴۳- سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.
۴۴-شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.
۴۵- عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.
۴۶- شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.
۴۷-وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در انتظارشان است.
جیوتی مارگا ( راه نور )
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
تجربه ارسالی از طرف عضو محترم کانال👇
Mohsen:
تولد من
میرقصد و میرقصاند مرا ان عروسک بیمار و بیگناه و پاره پاره، اما چاره چیست ؟
بند نافم را به او بستند و با او روزگاران سر کرده ام. حال خوب است که فهمیدم
او جدای از من است . روزگاری بود که من خودم را او میپنداشتم .
حال خوب است که بیدار شدم و در خوابم از رویاهایش حرف نمیزنم و به امرش فرمان نمیبرم .
اما چه کنم که هنوز دلتنگش می مانم و می سوزاند جگرم را نگاه عدا وارش که در گوشه پستوی رختخوابهای اتاق اولی کز کرده واشک مصنوعی در چشمان معصومش حلقه زده از ترس تنها ماندنش
با خودم هر از چند گاهی جاهایی برای کارهایی می برمش تا بازی گوشی کند اما این میان نُقل دهان مردم را چه کنم ؟
31 سال پیش به این دنیا باز گشتم پدر ومادرم برای سر سلامتی من به نذر تعلیم و تربیتم او را به من هدیه دادند . شبها قبل از خواب چند دقیقه ای صحبت میکردیم و روزها هم با هم بازی .
من قد می کشیدم اما او همان اندازه می ماند من بزرگتر و بزرگتر میشدم و او کوچک باقی ماند . وقتهایی ترسهایش میشدم وقتهایی گره می خورد به هم دست و پایش و گم میشد همه حواسش، گه گداری به عقب بر میگشت دیوانه ومجنون میگشت ومیزد ومیشکست همه ارزو هایش را به وحم ناتوانی اش می شکست . من هم به کل انصراف دادم و زندگی ام را به دست او سپردم .
اه بیچاره انقدر با این و ان در افتاد که پاره پاره تنش را یک روز صبح نیمه جان خسته و افسرده به دستم دادند و رفتند . همه رفتند . ان روز بود که فهمیدم من عروسکم نیستم و در این دنیا تنهای تنها مانده ام و ان روز بود که فهمیدم خودم را در او گم کردم و پذیرفتم که خودم اجازه دادم که این باشد سرنوشتم در این سالها، که چه ضخمها که نخوردیم وچه سختیها که نکشیدیم .
ان روز شد روز فرخونده ولادت من . ان روز که فهمیدم دیگر من عروسكم نیستم اما عزیز است هدیه ایی که از پدر و مادرم هنوز به همراهم دارم .
من او را میبخشم و نمی توانم ترکش کنم و نمی خواهم قاتل گذشته ایی باشم که او کارش شخم زدن ان بود و درد بالا می اورد و سرزنش ، لذت بالا می اورد و خماری ، نمی خواهم سرکوفتی باشم برای عروسک ضخم خورده ام كه لایق شاد بودن و خنده های از ته دل است عروسک من چندی بیش نیست که جان به در برده است از سوزش مرحم ضخمهای عمیق بر تنش و خلاصی یافته از دردهای استخوان های تازه جوش خورده اش و به تازگی خشکیده است عفونت سینه چرکین مالامال از کینه اش .
حالا خوب می دانم که هنوز کمی میترسد و من اینجا هستم . هستم که مراقبش باشم دیگر ضخمی نخورد و اگاهانه بدانم نیازهایش را و خواسته هایش را و کنارش بمانم و بدانم او با من است و در کنار من اما او من نیستم .
من انم
عاری از زمان که نرقصم به ضرب اهنگ ارزویی در دور و نلرزم به مصیبت گذشته ایی در گور و نترسم از چرتکه ایی که گذر عمرم را یاداور میشود .
من انم عاری از مکان که نگنجم به محلی که از هر بهارش اشنایی، عشقی، خاطره ایی داشته ام و بی حس تعلق .
من انم وازاد از هر چه از ذهن براید در سکوتی ژرف در پشت پلکهای بسته پر از امید اما بی ارزو و بی تمنا برای دیدار . در عمق همین اکنون که هزار بار دوباره متولد خواهم شد و سپاس خواهم گفت هر نفسم را.
Mohsen
Mohsen:
تولد من
میرقصد و میرقصاند مرا ان عروسک بیمار و بیگناه و پاره پاره، اما چاره چیست ؟
بند نافم را به او بستند و با او روزگاران سر کرده ام. حال خوب است که فهمیدم
او جدای از من است . روزگاری بود که من خودم را او میپنداشتم .
حال خوب است که بیدار شدم و در خوابم از رویاهایش حرف نمیزنم و به امرش فرمان نمیبرم .
اما چه کنم که هنوز دلتنگش می مانم و می سوزاند جگرم را نگاه عدا وارش که در گوشه پستوی رختخوابهای اتاق اولی کز کرده واشک مصنوعی در چشمان معصومش حلقه زده از ترس تنها ماندنش
با خودم هر از چند گاهی جاهایی برای کارهایی می برمش تا بازی گوشی کند اما این میان نُقل دهان مردم را چه کنم ؟
31 سال پیش به این دنیا باز گشتم پدر ومادرم برای سر سلامتی من به نذر تعلیم و تربیتم او را به من هدیه دادند . شبها قبل از خواب چند دقیقه ای صحبت میکردیم و روزها هم با هم بازی .
من قد می کشیدم اما او همان اندازه می ماند من بزرگتر و بزرگتر میشدم و او کوچک باقی ماند . وقتهایی ترسهایش میشدم وقتهایی گره می خورد به هم دست و پایش و گم میشد همه حواسش، گه گداری به عقب بر میگشت دیوانه ومجنون میگشت ومیزد ومیشکست همه ارزو هایش را به وحم ناتوانی اش می شکست . من هم به کل انصراف دادم و زندگی ام را به دست او سپردم .
اه بیچاره انقدر با این و ان در افتاد که پاره پاره تنش را یک روز صبح نیمه جان خسته و افسرده به دستم دادند و رفتند . همه رفتند . ان روز بود که فهمیدم من عروسکم نیستم و در این دنیا تنهای تنها مانده ام و ان روز بود که فهمیدم خودم را در او گم کردم و پذیرفتم که خودم اجازه دادم که این باشد سرنوشتم در این سالها، که چه ضخمها که نخوردیم وچه سختیها که نکشیدیم .
ان روز شد روز فرخونده ولادت من . ان روز که فهمیدم دیگر من عروسكم نیستم اما عزیز است هدیه ایی که از پدر و مادرم هنوز به همراهم دارم .
من او را میبخشم و نمی توانم ترکش کنم و نمی خواهم قاتل گذشته ایی باشم که او کارش شخم زدن ان بود و درد بالا می اورد و سرزنش ، لذت بالا می اورد و خماری ، نمی خواهم سرکوفتی باشم برای عروسک ضخم خورده ام كه لایق شاد بودن و خنده های از ته دل است عروسک من چندی بیش نیست که جان به در برده است از سوزش مرحم ضخمهای عمیق بر تنش و خلاصی یافته از دردهای استخوان های تازه جوش خورده اش و به تازگی خشکیده است عفونت سینه چرکین مالامال از کینه اش .
حالا خوب می دانم که هنوز کمی میترسد و من اینجا هستم . هستم که مراقبش باشم دیگر ضخمی نخورد و اگاهانه بدانم نیازهایش را و خواسته هایش را و کنارش بمانم و بدانم او با من است و در کنار من اما او من نیستم .
من انم
عاری از زمان که نرقصم به ضرب اهنگ ارزویی در دور و نلرزم به مصیبت گذشته ایی در گور و نترسم از چرتکه ایی که گذر عمرم را یاداور میشود .
من انم عاری از مکان که نگنجم به محلی که از هر بهارش اشنایی، عشقی، خاطره ایی داشته ام و بی حس تعلق .
من انم وازاد از هر چه از ذهن براید در سکوتی ژرف در پشت پلکهای بسته پر از امید اما بی ارزو و بی تمنا برای دیدار . در عمق همین اکنون که هزار بار دوباره متولد خواهم شد و سپاس خواهم گفت هر نفسم را.
Mohsen
تنها راهی که میتوان سکوت را وارد گشت با خود واژههای او است .
انسان نمیتواند با هیچ چیزی آنجا برود، به جز با نیستی .
انسان نمیتواند کسی باشد، به جز با هیچکس بودن .
و آنگاه ورود آسان است .
اما این نیستی، در واقع عالیترین هزینهای است که اصلاً میپردازیم .
این مقدسترین کالای ما است .
ما تصورهای خودمان، باورهای خود، قلب خود، جسم خود، ذهن خود، و روح خودمان را خواهیم داد .
آخرین چیزی که خواهیم داد نیستی است . ما به نیستی خود ادامه میدهیم زیرا او مقدس ترین کالای ما است و ما جایی در درون این را میدانیم.
فقط نیستی است که سکوت را وارد میشود؛ او تنها چیزی است که داخل میشود .باقی از آنچه که داریم فقط بر دریچه عدم وجود منفجر میشود . به محض آنکه چیزی را از سکوت بخواهی ، دوباره بیرون از سکوت حرکت میکنی .
آدیاشانتی
Emptiness Dancing
با سپاس از کانال وحدت وجود🙏
انسان نمیتواند با هیچ چیزی آنجا برود، به جز با نیستی .
انسان نمیتواند کسی باشد، به جز با هیچکس بودن .
و آنگاه ورود آسان است .
اما این نیستی، در واقع عالیترین هزینهای است که اصلاً میپردازیم .
این مقدسترین کالای ما است .
ما تصورهای خودمان، باورهای خود، قلب خود، جسم خود، ذهن خود، و روح خودمان را خواهیم داد .
آخرین چیزی که خواهیم داد نیستی است . ما به نیستی خود ادامه میدهیم زیرا او مقدس ترین کالای ما است و ما جایی در درون این را میدانیم.
فقط نیستی است که سکوت را وارد میشود؛ او تنها چیزی است که داخل میشود .باقی از آنچه که داریم فقط بر دریچه عدم وجود منفجر میشود . به محض آنکه چیزی را از سکوت بخواهی ، دوباره بیرون از سکوت حرکت میکنی .
آدیاشانتی
Emptiness Dancing
با سپاس از کانال وحدت وجود🙏
AngelsHealing.pdf
1 MB
اطلاعات مفیدی درباره فرشتگان و...
نوشته خانم دورین ویرچو
لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
نوشته خانم دورین ویرچو
لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
✨هوشیاری اصل مهم رشد روحی✨
هوشیاری یا آگاهی یک اصل اساسی برای توسعه آگاهی روحی می باشد، روح یا ذات حقیقی ما خود در واقع هوشیاری محض می باشد، نه شکلی دارد و نه محدود به چیزیست .
روح همان هوشیاری است ، برای درک این باید به هوشیاری روحی دست یافت و یکی از تکنیکهای دستیابی به آن هم هوشیار بودن است.
و اما هوشیاری، چیزیست که مکاتب بسیاری مثل، ذن، یوگا ، بودیسم،هنرهای رزمی، تانترا و... در مورد آن تعالیم بسیاری ارائه داده اند.
هوشیاری (روح) ورای همه چیز است ، هوشیاری فقط می بیند،مشاهده می کند...
وقتی تمرکز می کنید در حال استفاده از ذهن هستید، وقتی هوشارید، در حال استفاده از روح و باید گفت روح هستید.
و اما تفاوت هوشیاری با تمرکز در این است که ، در تمرکز شما برای یک نقطه قوای ذهن خود را متمرکز می کنید ولی در هوشیاری شما از همه چیز آگاهید،
هوشیاری میبیند...اما تجزیه و تحلیل نمی کند.
در هوشیاری یک آگاهی ناب نسبت به بدن ، افکار ، محیط و همه چیز وجود دارد.
و اما هوشیاری مشاهده خالص می کند، نظری در مورد آنچه میبیند ندارد.
هوشیاری به آنچه مشاهده می کند، واکنشی نشان نمی دهد، هوشیاری بی تفاوتی و بی واکنشی محض است.
اگر واکنشی باشد یعنی ذهن در حال فعالیت است.
اگر فکری باشد ، اگر احساسی باشد ، یعنی ذهن و حواس در حال فعالیتند.
اگر مشاهده خالص و بی تفاوتی باشد ، یعنی روحی بر جسم و ذهن برتری یافته.
اگر هوشیاری مطلق شود دیگر تحت تاثیر آنچه می بیند قرار نمی گیرد، و این همان روشن ضمیری و رهایی از رنج است.
در هوشیاری ادراک آنی و دانش ذات وجود دارد ، در هوشیاری نیاز به تجزیه تحلیل نیست و این یعنی شهود و ادراک مستقیم.
و اما گسترش هوشیاری راههای فراوان دارد .
نسبت به آنچه انجام می دهید و نسبت به آنچه می گذرد هوشیار باشید و مشاهده خالص داشته باشید.
و این کار یک روز و یک بار نیست
آن مانند پرورش یک توانایی است که به مرور زمان رشد می کند ، آن مانند پر کردن قطره قطره ظرفی آب است
☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯
ذهن یک جنانی (شخص روشن بین) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی. خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی (فرا آگاهی) است ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع روح را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دود پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند .
سوامی نیتی آناندا
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
هوشیاری یا آگاهی یک اصل اساسی برای توسعه آگاهی روحی می باشد، روح یا ذات حقیقی ما خود در واقع هوشیاری محض می باشد، نه شکلی دارد و نه محدود به چیزیست .
روح همان هوشیاری است ، برای درک این باید به هوشیاری روحی دست یافت و یکی از تکنیکهای دستیابی به آن هم هوشیار بودن است.
و اما هوشیاری، چیزیست که مکاتب بسیاری مثل، ذن، یوگا ، بودیسم،هنرهای رزمی، تانترا و... در مورد آن تعالیم بسیاری ارائه داده اند.
هوشیاری (روح) ورای همه چیز است ، هوشیاری فقط می بیند،مشاهده می کند...
وقتی تمرکز می کنید در حال استفاده از ذهن هستید، وقتی هوشارید، در حال استفاده از روح و باید گفت روح هستید.
و اما تفاوت هوشیاری با تمرکز در این است که ، در تمرکز شما برای یک نقطه قوای ذهن خود را متمرکز می کنید ولی در هوشیاری شما از همه چیز آگاهید،
هوشیاری میبیند...اما تجزیه و تحلیل نمی کند.
در هوشیاری یک آگاهی ناب نسبت به بدن ، افکار ، محیط و همه چیز وجود دارد.
و اما هوشیاری مشاهده خالص می کند، نظری در مورد آنچه میبیند ندارد.
هوشیاری به آنچه مشاهده می کند، واکنشی نشان نمی دهد، هوشیاری بی تفاوتی و بی واکنشی محض است.
اگر واکنشی باشد یعنی ذهن در حال فعالیت است.
اگر فکری باشد ، اگر احساسی باشد ، یعنی ذهن و حواس در حال فعالیتند.
اگر مشاهده خالص و بی تفاوتی باشد ، یعنی روحی بر جسم و ذهن برتری یافته.
اگر هوشیاری مطلق شود دیگر تحت تاثیر آنچه می بیند قرار نمی گیرد، و این همان روشن ضمیری و رهایی از رنج است.
در هوشیاری ادراک آنی و دانش ذات وجود دارد ، در هوشیاری نیاز به تجزیه تحلیل نیست و این یعنی شهود و ادراک مستقیم.
و اما گسترش هوشیاری راههای فراوان دارد .
نسبت به آنچه انجام می دهید و نسبت به آنچه می گذرد هوشیار باشید و مشاهده خالص داشته باشید.
و این کار یک روز و یک بار نیست
آن مانند پرورش یک توانایی است که به مرور زمان رشد می کند ، آن مانند پر کردن قطره قطره ظرفی آب است
☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯🕉☯
ذهن یک جنانی (شخص روشن بین) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی. خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی (فرا آگاهی) است ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع روح را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دود پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند .
سوامی نیتی آناندا
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
خداوند قادر مطلق را بی نهایت شاکرم که قدرتهایی عظیمی در درون انسان نهاد که ما اغلب ازش غافلیم! یکی از این قدرتهای عظیم که قدرتش نه یک بار نه 10 بار بلکه صدها بار به خود من ثابت شده و برام انکار ناشدنیست همین قدرت افکاره یا همون چیزی که در چندسال اخیر با عناوین کتاب و مستند "راز" و... معروف شد و قبل از اون هم بزرگانی همچو earl nightingale و nevil godard و هزاران نویسنده و معلم دیگر در موردش صحبت کردند.
من خودم سالها طول کشید تا تونستم به خودم باور کنم که واقعا میتونم با افکارم برای خودم در زندگیم خلق کنم، و چرا که نه؟ مگر کتب مقدس نمیگن که ما به صورت و شبیه خالق هستی خلق شدیم و روح الهی داریم؟ باید هم قدرت خلق کردن داشته باشیم...
اینکه چرا سالهای با اینکه در موردش میخوندم و میدونستم و حتی بهش باور داشتم نمی تونستم ازش استفاده کنم رو خودم هم نمیتونم به صورتی واضحی توضیحش بدم اما میتونم بگم همش و همش بستگی به چهارچوب ذهنی و الگوهای فکری داره.
من در اینجا چند مثال از مواردی که برای خودم با افکارم متجلی کردم ذکر می کنم و از دوستان هم میخوام تمام تجربیاتی که در مورد استفاده از قدرت افکار دارند با بقیه به اشتراک بگذارند.
بارها شده کارهایی که معمولا خیلی برای بقیه افراد زمان میبره و باید دنبالش بگردند مثل پیدا کردن یک خانه مناسب برای اجازه، یا ماشین خوب و خوش قیمت برای خرید و یا شغل مناسب رای برای خودم متجلی کردم.
بارها شده فقط با ایمان و باور به اینکه پولی رو به دست میارم به صورتهایی غیر منتظره و معجزه آسا برام پولها متجلی شدند، مثلا چندین سال پیش یک بار که پول لازم داشتم و داشتم میرفتم پیش یه نفر که گاها بهم پول میداد، و راه رو پیاده داشتم میرفتم و حالم خوب بود و داشتم از پیاده رویم لذت میبردم، همون توی مسیر شروع کردم به تلقین و احساس کردن و تکرار اینکه "امروز این فرد، این مبلغ رو به من پول میده" ، و با خوشحالی همینجوری این رو تکرار می کردم و انرژی خواستم رو افزایش میدادم...
1-2 ساعت بعد از اینکه رسیدم اون فرد بدون اینکه من حتی چیزی بهش بگم خودش سر صحبت رو باز کرد و گفت فلان روز بیا بهت فلان مبلغ پول رو بدم!!! عجیب تر اینکه دقیقا مبلغ همونی بود که من تصور کرده بودم!!! 3
یه بار یه چیزی رو گم کرده بودم توی خیابون که احتمال پیدا شدنش زیاد نبود، همون روز نشستم و تصور کردم که اون چیز پیدا شده و من پسش گرفتم، و همانا انجام شد!
یه بار دنیال انجام یه معامله خوبی بودم که خیلی هم عجله ای بود و وقت نداشتم براش مدتها صبر کنم، این رو بری خودم متجلی کردم و در عرض 2-3 روز اون برام انجام شد!
یه بار میخواستم یه موقعیتی رو به دست بیارم که در اون زمان چند نفر که مسئول انجام شدنش بودند موافق نبودند، من تصور کردم که این موقعیت رو به دست آوردم و مدیتیشن کردن، بعد 1-2 ماه اون برام انجام شد.
خیلی از مسائلم شخصی هستند و نمیتونم جزئیاتش رو اینجا توضیح بدم ولی فکر میکنم همینا براتون جالب باشه
نه تنها تجلی کردن خواسته ها ارسال انرژی به هستی و تجلی اونهاست بلکه وقتی شما ارتعاش اونها رو در انرژی خودتون مرتعش می کنید اون رو جذب خودتون می کنید، نه تنها این، بلکه وقتی در ذهنتون چیزی مثلا داشتن یه شغل خوب رو تصور می کنید، خودتون و انرژی و ذهنیتتون رو تغییر میدین تا افکاری رو تولید کنید و کارهایی رو انجام بدین که شما رو به هدفتون سوق میده. و در آخر هم جهان چیزی جز بازتاب ذهن ما نیست، جهان در بیرون شما نیست، در درونه! آنچه در بیرون میبینید فقط و فقط تصویریست که بازتاب آنچه درون شماست!
جمع بندی ، به نظر من چند پایه اساسی در تجلی افکار وجود دارند که وقتی وجود داشته باشند تجلی خواسته ها انجام و تسریع می شوند:
1- قدرت تمرکز ذهنی. که با تمرینات تمرکزی تقویت میشن.
2- قدرت تخیل. که با تصویر سازی و مدیتیشن تقویت میشن.
3- باور به انجام شدن. و چهارچوب ذهنی درست. که توضیحش راحت نیست! چون من اگر بگم باور داشته باشید به صرف حرف من کسی باور پیدا نمیکنه... خودتون در موردش تحقیق کنید. اگر واقعا تغییر باورها به این راحتی بود هر فردی میتونست در مدت خیلی کوتاهی به اوج تکامل روحی، موفقیت و روشن ضمیری برسه!
4- سطح انرژی و ارتعاش فردی. که با تمرینات معنوی و همسویی و.. تقویت میشه.
5- صبر که در واقع همان باور و پذیرش اینکه چیزی انجام شده است می باشد. چون نباید انتظار داشت هرچیزی در دوره زمانی که شما انتظار دارید متجلی شود. به جای آن تا زمانی که متجلی شود دائما تصور کنید که آن چیز همین حالا نیز انجام شده. مثلا اگر یک ماشین می خواهید، هر روز دقایقی تصور کنید که ماشین رو به دست آورده اید و حتی تصور کنید که در حال رانندگی آن هستید و بسیار خوشحال و شکرگذارید و... - صد البته نباید الگوهای فکری وجود داشته باشند که مانع متجلی شدن خواسته شما شوند، مثلا اگر این الگو در ذهن ناخود
من خودم سالها طول کشید تا تونستم به خودم باور کنم که واقعا میتونم با افکارم برای خودم در زندگیم خلق کنم، و چرا که نه؟ مگر کتب مقدس نمیگن که ما به صورت و شبیه خالق هستی خلق شدیم و روح الهی داریم؟ باید هم قدرت خلق کردن داشته باشیم...
اینکه چرا سالهای با اینکه در موردش میخوندم و میدونستم و حتی بهش باور داشتم نمی تونستم ازش استفاده کنم رو خودم هم نمیتونم به صورتی واضحی توضیحش بدم اما میتونم بگم همش و همش بستگی به چهارچوب ذهنی و الگوهای فکری داره.
من در اینجا چند مثال از مواردی که برای خودم با افکارم متجلی کردم ذکر می کنم و از دوستان هم میخوام تمام تجربیاتی که در مورد استفاده از قدرت افکار دارند با بقیه به اشتراک بگذارند.
بارها شده کارهایی که معمولا خیلی برای بقیه افراد زمان میبره و باید دنبالش بگردند مثل پیدا کردن یک خانه مناسب برای اجازه، یا ماشین خوب و خوش قیمت برای خرید و یا شغل مناسب رای برای خودم متجلی کردم.
بارها شده فقط با ایمان و باور به اینکه پولی رو به دست میارم به صورتهایی غیر منتظره و معجزه آسا برام پولها متجلی شدند، مثلا چندین سال پیش یک بار که پول لازم داشتم و داشتم میرفتم پیش یه نفر که گاها بهم پول میداد، و راه رو پیاده داشتم میرفتم و حالم خوب بود و داشتم از پیاده رویم لذت میبردم، همون توی مسیر شروع کردم به تلقین و احساس کردن و تکرار اینکه "امروز این فرد، این مبلغ رو به من پول میده" ، و با خوشحالی همینجوری این رو تکرار می کردم و انرژی خواستم رو افزایش میدادم...
1-2 ساعت بعد از اینکه رسیدم اون فرد بدون اینکه من حتی چیزی بهش بگم خودش سر صحبت رو باز کرد و گفت فلان روز بیا بهت فلان مبلغ پول رو بدم!!! عجیب تر اینکه دقیقا مبلغ همونی بود که من تصور کرده بودم!!! 3
یه بار یه چیزی رو گم کرده بودم توی خیابون که احتمال پیدا شدنش زیاد نبود، همون روز نشستم و تصور کردم که اون چیز پیدا شده و من پسش گرفتم، و همانا انجام شد!
یه بار دنیال انجام یه معامله خوبی بودم که خیلی هم عجله ای بود و وقت نداشتم براش مدتها صبر کنم، این رو بری خودم متجلی کردم و در عرض 2-3 روز اون برام انجام شد!
یه بار میخواستم یه موقعیتی رو به دست بیارم که در اون زمان چند نفر که مسئول انجام شدنش بودند موافق نبودند، من تصور کردم که این موقعیت رو به دست آوردم و مدیتیشن کردن، بعد 1-2 ماه اون برام انجام شد.
خیلی از مسائلم شخصی هستند و نمیتونم جزئیاتش رو اینجا توضیح بدم ولی فکر میکنم همینا براتون جالب باشه
نه تنها تجلی کردن خواسته ها ارسال انرژی به هستی و تجلی اونهاست بلکه وقتی شما ارتعاش اونها رو در انرژی خودتون مرتعش می کنید اون رو جذب خودتون می کنید، نه تنها این، بلکه وقتی در ذهنتون چیزی مثلا داشتن یه شغل خوب رو تصور می کنید، خودتون و انرژی و ذهنیتتون رو تغییر میدین تا افکاری رو تولید کنید و کارهایی رو انجام بدین که شما رو به هدفتون سوق میده. و در آخر هم جهان چیزی جز بازتاب ذهن ما نیست، جهان در بیرون شما نیست، در درونه! آنچه در بیرون میبینید فقط و فقط تصویریست که بازتاب آنچه درون شماست!
جمع بندی ، به نظر من چند پایه اساسی در تجلی افکار وجود دارند که وقتی وجود داشته باشند تجلی خواسته ها انجام و تسریع می شوند:
1- قدرت تمرکز ذهنی. که با تمرینات تمرکزی تقویت میشن.
2- قدرت تخیل. که با تصویر سازی و مدیتیشن تقویت میشن.
3- باور به انجام شدن. و چهارچوب ذهنی درست. که توضیحش راحت نیست! چون من اگر بگم باور داشته باشید به صرف حرف من کسی باور پیدا نمیکنه... خودتون در موردش تحقیق کنید. اگر واقعا تغییر باورها به این راحتی بود هر فردی میتونست در مدت خیلی کوتاهی به اوج تکامل روحی، موفقیت و روشن ضمیری برسه!
4- سطح انرژی و ارتعاش فردی. که با تمرینات معنوی و همسویی و.. تقویت میشه.
5- صبر که در واقع همان باور و پذیرش اینکه چیزی انجام شده است می باشد. چون نباید انتظار داشت هرچیزی در دوره زمانی که شما انتظار دارید متجلی شود. به جای آن تا زمانی که متجلی شود دائما تصور کنید که آن چیز همین حالا نیز انجام شده. مثلا اگر یک ماشین می خواهید، هر روز دقایقی تصور کنید که ماشین رو به دست آورده اید و حتی تصور کنید که در حال رانندگی آن هستید و بسیار خوشحال و شکرگذارید و... - صد البته نباید الگوهای فکری وجود داشته باشند که مانع متجلی شدن خواسته شما شوند، مثلا اگر این الگو در ذهن ناخود
آگاه شما باشد "من شایسته داشتن ماشین گران نیستم" یا "ماشین گرانقیمت سوار شدند بد است" " یا از رانندگی می ترسم" و... که در باره این موضوع در ابتدای کتاب شفا توضیحات بیشتری دادم.
اینا خیلی خلاصه هستند و من فقط دوست داشتم این بحث رو مطرح کنم، لطفا در این زمینه خودتان مطالعه و تمرین کنید. تجلی افکار و خواسته ها برای همه به همین راحتی نیستند چون خیلی از افراد آن را درک نمی کنند ولی اگر به سطحی برسید که آن را درک کنید واقعا به راحتی فکر کردنه!
✅ ماهاچیتا باهوروچی
لطفا تجربیات خود را در این مورد به اشتراک بگذارید.
سایت جیوتی مارگا ( راه نور )👇
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
اینا خیلی خلاصه هستند و من فقط دوست داشتم این بحث رو مطرح کنم، لطفا در این زمینه خودتان مطالعه و تمرین کنید. تجلی افکار و خواسته ها برای همه به همین راحتی نیستند چون خیلی از افراد آن را درک نمی کنند ولی اگر به سطحی برسید که آن را درک کنید واقعا به راحتی فکر کردنه!
✅ ماهاچیتا باهوروچی
لطفا تجربیات خود را در این مورد به اشتراک بگذارید.
سایت جیوتی مارگا ( راه نور )👇
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک ، ریکی و خودشناسی👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
🙌🌸تفاوت انتقال انرژی و همسویی
از نزدیک و راه دور🌸🙌
@lightwork1
بسیاری مخصوصا کسانی که آشنایی آنها از ری کی در حد دریافت حضوری یک یا چند همسویی حضوری از یک استاد بوده و بُعدهای بسیار زیاد و گسترده ری کی و سیستمهای دیگر انرژی را تجربه و تمرین نکرده اند ، وقتی می شنوند که همسویی را می توان از راه دور یا ورای محدودیتهای زمانی و مکانی انتقال داد تعجب می کنند ، در این مقاله کوتاه به توضیح چگونگی انجام این روند و تفاوت آن با روش حضوری می پردازیم
انتقال انرژی و توانایی استفاده از انرژی همیشه توسط خود انرژی اتفاق می افتد، یعنی اینکه زمانی که شما یک همسویی را ، حال به هر روش ، حضوری یا راه دور، دریافت می کنید آن را از خود آن انرژی، منشا آن، و موجودات راهنما، و اساتید مربوط به آن دریافت می کنید، حال این امر چه در حضور استادی انجام شود و چه به واسطه او در راه دور ، این خود انرژی است که به شما اجازه استفاده از آن انرژی را می دهد و شما را همسو می کند
تقریبا یک استاد اصلا نمی فهمد که در بعد ظریف و عمیق این روند، شما چطور همسو می شوید، و چطور روی آن منبع انرژی تنطیم می شوید ، چه برسد به آنکه خودش بخواهد شما را همسو کند
و اما نقش استاد چیست؟ در عالم معمولا همه چیز با یک واسطه انجام می شود چه در زمین و چه ورای آن!
استاد اینجا نقش یک واسطه را دارد که می تواند به منشا انرژی دسترسی داشته باشد و آن را برای شما چه جهت درمان و چه جهت همسویی فراخوانی کند
همانطور که گفتیم چون همه چیز توسط خود انرژی و هوش الهی انجام می شود ، و انرژی و بعد انرژی رها از محدودیت های زمان و مکان می باشد، تفاوتی بین همسویی دور یا نزدیک نیست
و اما تنها تفاوت ممکن این است زمانی که شما در حضور یک استاد همسوی می شوید اگر اورا (هاله) او قوی باشد و ارتعاش انرژی قوی داشته باشد ممکن است احساس بهتری از انرژی داشته باشید ( به علت وجود اورای اتریک استاد )
@lightwork1
برای مثال اگر شما از راه دور همسویی مربوط به بعد ظریفی از انرژی را دریافت کنید یعنی انرژی هایی که تاثیر آن بیشتر مستقیما روی ابعاد ظریف تر شماست تا بعد فیزیکی و اتریک و مستقیما کمتر روی بدنتان تاثیر می گذارد ممکن است چیزی حس نکنید ، ولی ممکن است در دریافت همان همسویی به صورت حضوری انرژی را بهتر احساس کنید به علت اینکه در میدان انرژی استاد هستید.
چیزی که مهم است این است شما به هر حال 100% همسویی را دریافت می کنید، چه چیزی احساس کنید و چه هیچ چیز احساس نکنید
یعضی هم می پرسند پس در بعضی همسویی ها ، کارهایی که یک استاد می کند ، مثلا به پشت و کنار دریافت کننده می رود ، دستهای اورا می گیرد و... چیست؟
این روشها در تعداد معدودی از سنتهای ری کی مثل بعضی از شاخه های اوسویی و.. هست و در بیش از 90% فرمهای ری کی همسویی فقط و فقط با نیت انجام می شود ( چه حضوری ، چه راه دور)
در یک همسویی حضوری در برخی روشها استاد از یک متد برای باز کردن کانالهای انرژی و... استفاده می کند که اصلا ضروری نیست ، شاید آنها فکر می کردند می توانند با این روش ها کیفیت همسویی را بالا ببرند و یا تجربیات شخص را بهتر کنند
و خیلی از مسترها ها بعد از تجربه زیاد از انتقال همسویی ها و... روش خاص خودشان را برای انتقال همسویی توسعه می دهند
به هر حال در ری کی اولیه چنین چیزهایی وجود نداشتند و ری کی با یک نیت ساده انتقال داده می شد
بعد از دریافت صدها سیستم انرژی از معمولی و ساده گرفته تا سیستمهای بسیار پیشرفته من متوجه شدم که حتی بزرگترین استادان حاظر هم برای انتقال همسویی ها تنها از روش بسیار ساده (مثل روش خود والاتر) استفاده می کنند
در حال حاظر سیستمهای انرژی فراوانی وجود دارند که خیلی ها دوست دارند بسیاری از آنان را تجربه کنند و همسویی ها را دریافت کنند ، اگر برای دریافت این همه سیستم نیاز به وجود فیزیکی استاد بود، هم شاگرد و هم استاد باید زمان و پول زیادی را بی دلیل برای این کار صرف می کردند
و چون اکثر آموزشهای ری کی ها ساده هستند و به سادگی می توان آن را از جزوه آموخت و سوالات و ابهامات هم می توانند از راه دور با ایمیل و... توضیح داده شوند پس ضرورتی در آموزش و انتقال حضوری نیست
ما باید به عمق اصل سادگی در ری کی توجه و از آن پیروی کنیم
منبع : ماهاچیتا باهوروچی – گروه جیوتی مارگا ( راه نور )
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
از نزدیک و راه دور🌸🙌
@lightwork1
بسیاری مخصوصا کسانی که آشنایی آنها از ری کی در حد دریافت حضوری یک یا چند همسویی حضوری از یک استاد بوده و بُعدهای بسیار زیاد و گسترده ری کی و سیستمهای دیگر انرژی را تجربه و تمرین نکرده اند ، وقتی می شنوند که همسویی را می توان از راه دور یا ورای محدودیتهای زمانی و مکانی انتقال داد تعجب می کنند ، در این مقاله کوتاه به توضیح چگونگی انجام این روند و تفاوت آن با روش حضوری می پردازیم
انتقال انرژی و توانایی استفاده از انرژی همیشه توسط خود انرژی اتفاق می افتد، یعنی اینکه زمانی که شما یک همسویی را ، حال به هر روش ، حضوری یا راه دور، دریافت می کنید آن را از خود آن انرژی، منشا آن، و موجودات راهنما، و اساتید مربوط به آن دریافت می کنید، حال این امر چه در حضور استادی انجام شود و چه به واسطه او در راه دور ، این خود انرژی است که به شما اجازه استفاده از آن انرژی را می دهد و شما را همسو می کند
تقریبا یک استاد اصلا نمی فهمد که در بعد ظریف و عمیق این روند، شما چطور همسو می شوید، و چطور روی آن منبع انرژی تنطیم می شوید ، چه برسد به آنکه خودش بخواهد شما را همسو کند
و اما نقش استاد چیست؟ در عالم معمولا همه چیز با یک واسطه انجام می شود چه در زمین و چه ورای آن!
استاد اینجا نقش یک واسطه را دارد که می تواند به منشا انرژی دسترسی داشته باشد و آن را برای شما چه جهت درمان و چه جهت همسویی فراخوانی کند
همانطور که گفتیم چون همه چیز توسط خود انرژی و هوش الهی انجام می شود ، و انرژی و بعد انرژی رها از محدودیت های زمان و مکان می باشد، تفاوتی بین همسویی دور یا نزدیک نیست
و اما تنها تفاوت ممکن این است زمانی که شما در حضور یک استاد همسوی می شوید اگر اورا (هاله) او قوی باشد و ارتعاش انرژی قوی داشته باشد ممکن است احساس بهتری از انرژی داشته باشید ( به علت وجود اورای اتریک استاد )
@lightwork1
برای مثال اگر شما از راه دور همسویی مربوط به بعد ظریفی از انرژی را دریافت کنید یعنی انرژی هایی که تاثیر آن بیشتر مستقیما روی ابعاد ظریف تر شماست تا بعد فیزیکی و اتریک و مستقیما کمتر روی بدنتان تاثیر می گذارد ممکن است چیزی حس نکنید ، ولی ممکن است در دریافت همان همسویی به صورت حضوری انرژی را بهتر احساس کنید به علت اینکه در میدان انرژی استاد هستید.
چیزی که مهم است این است شما به هر حال 100% همسویی را دریافت می کنید، چه چیزی احساس کنید و چه هیچ چیز احساس نکنید
یعضی هم می پرسند پس در بعضی همسویی ها ، کارهایی که یک استاد می کند ، مثلا به پشت و کنار دریافت کننده می رود ، دستهای اورا می گیرد و... چیست؟
این روشها در تعداد معدودی از سنتهای ری کی مثل بعضی از شاخه های اوسویی و.. هست و در بیش از 90% فرمهای ری کی همسویی فقط و فقط با نیت انجام می شود ( چه حضوری ، چه راه دور)
در یک همسویی حضوری در برخی روشها استاد از یک متد برای باز کردن کانالهای انرژی و... استفاده می کند که اصلا ضروری نیست ، شاید آنها فکر می کردند می توانند با این روش ها کیفیت همسویی را بالا ببرند و یا تجربیات شخص را بهتر کنند
و خیلی از مسترها ها بعد از تجربه زیاد از انتقال همسویی ها و... روش خاص خودشان را برای انتقال همسویی توسعه می دهند
به هر حال در ری کی اولیه چنین چیزهایی وجود نداشتند و ری کی با یک نیت ساده انتقال داده می شد
بعد از دریافت صدها سیستم انرژی از معمولی و ساده گرفته تا سیستمهای بسیار پیشرفته من متوجه شدم که حتی بزرگترین استادان حاظر هم برای انتقال همسویی ها تنها از روش بسیار ساده (مثل روش خود والاتر) استفاده می کنند
در حال حاظر سیستمهای انرژی فراوانی وجود دارند که خیلی ها دوست دارند بسیاری از آنان را تجربه کنند و همسویی ها را دریافت کنند ، اگر برای دریافت این همه سیستم نیاز به وجود فیزیکی استاد بود، هم شاگرد و هم استاد باید زمان و پول زیادی را بی دلیل برای این کار صرف می کردند
و چون اکثر آموزشهای ری کی ها ساده هستند و به سادگی می توان آن را از جزوه آموخت و سوالات و ابهامات هم می توانند از راه دور با ایمیل و... توضیح داده شوند پس ضرورتی در آموزش و انتقال حضوری نیست
ما باید به عمق اصل سادگی در ری کی توجه و از آن پیروی کنیم
منبع : ماهاچیتا باهوروچی – گروه جیوتی مارگا ( راه نور )
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD22Zn0txpW_a3sHcA
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
لینک اینستای کانال :
https://instagram.com/lightwork_reiki_iran
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@Reza809
آیا راهی آسان تر وجود دارد؟
تمامی انسانها در جستجوی آزادی هستند هر انسانی آزادی را در چیزی می بیند یکی در موسیقی یکی در لباس یکی در عقیده یکی در بیان یکی در پول یکی در روابط یکی در مواد و ... ولی جویندگان راه نور و روحانیت آزادی را تعریف دیگری داده اند متفاوت با آزادی های دنیوی. و برای رسیدن به این منظور راهها و روشهای زیادی بوجود آمده است مانند (یوگا ، مانترا ، تانترا ، یانترا ، پرانایاما ، ستوتراما ، تائویسم ، کاریکا ، صوفیسم و ...) ولی آیا راهی راحتتر و بدون دردسرتر از این موارد وجود دارد؟
بله وجود دارد
انسان همیشه در جریان افکار خود گم است از بیداری تا تمامی حالتهای خواب و نمی تواند آرامش بیابد گویی یک فرد در ذهن خود دارای چندین شخصیت است که مدام در حال نزاع هستند و مرتب به تولید فکر مشغولند فکری پشت سر فکری دیگر به این حالت مونولوگ می گویند و نمی گذارند انسان به آرامش اصلی برسد ولی زمانی که گفتگوهای خود سرانه فکر از بین روند انسان بعد تازه ای از وجود خود را کشف می کند سیستمهای روحی برای رسیدن به این حالت هر کدام راهها و تکنیکهایی را گسترش داده اند ولی این روشها مستلزم تلاشهای سخت و طولانی بوده است که از عهده انسان مدرن خارج است ولی آیا میتوان در این عصر به آن بعد ناشناخته دست یافت؟ بله میتوان اگر بتوان وقفه ای که بین تولید دو فکر وجو دارد را پیدا کرد وقفه ای که در آن هیچ گونه فکری در ذهن وجود ندارد این مدت وقفه خیلی خیلی کوچک است ولی اگر بتوان یک بار این وقفه را پیدا کرد میتوان دفعه بعدی مدت زیادی در آن ماند و هر دفعه بیشتر و بیشتر با تسلطی بیشتر و بیشتر و در نهایت میتوان تمامی روز را در آن ماند.
ولی چگونه می توان این وقفه را پیدا کرد
در تمامی سیتمهای روحی به زمان 4-7 اهمیت بسزایی داده شده است بغیر از مباحثی که در مورد این زمان مطرح است برای خلاصه گویی این پست و از موضوع خارج نشدن تنها به اهمیت سکوت این زمان اشاره میکنم (اگر دوستان خواستند در مورد این زمان بحث کنند در موضوعی دیگر به آن می پردازیم) در این زمان است که همه چیز در سکوت است صدای پرندگان شنیده نمی شود رفت و آمد ماشین تمام شده است تلویزیون ها خاموش شده اند و حتی کسانی هم که تا دیر وقت بیدار هستند به خواب رفته اند در این زمان میتوان در بهترین وضعیت آرامش قرار بگیرید هر نوع دلخواه. چه نشسته یا دراز کشیده. شروع کنید با توجه به آهنگ تنفستان گوش کردن و فقط گوش کنید هر طور که راحت هستید نفس بکشید و تنفس خود را اجباری نکنید اگر با دهان راحت هستید با دهان تنفس نمایید اگر با بینی راحت هستید با بینی تنفس نمایید اگر با کچاری مودرا راحت هستید آنرا انجام بدهید بطور خلاصه هیچ اجباری برای هیچ کاری نداشته باشید و فقط و فقط به آهنگ تنفس گوش دهید در ابتدای تمرین متوجه خواهید شد که در هنگام گوش دادن به تنفس ذهنتان جای دیگری بود مهم نیست فقط دوباره به تنفس برگردید و به آن گوش دهید و حتی گوش دادن به تنفس را هم اجبار نکنید اگر ذهنتان می خواهد به چیزی فکر کند به آن اجازه دهید و بهد از فکر کردن دوباره به تنفس برگردید.
اگر این تمرین را چند روز بله فقط چند روز بطور صحیح انجام دهید آنوقت است که همه چیز شروع به تغییر می کند در ابتدا متوجه تغییرات کوچک در خود می شوید سپس این تغییرات پیوسته با توجه به تمرینتان شروع به بزرگتر شدن می کنند تا اینکه آن بعد ناشناخته وجود انسان غالب گردد و این زمان است که تمامی تغییرات بزرگ رخ می دهد.
در ابتدا متوجه تغییر تنفس خود می شوید بطوری که انگار با این نوع تنفس بیگانه بودید سپس متوجه تغییر ضربان قلب می شوید و سپس متوجه ضربان در قسمتهای مختلف و ظریف بدن. اگر به این تغییرات کاری نداشته باشید و فقط به تنفس خود گوش دهید مانند یک آهنگ آرامبخش و لذت ببرید و هیچ اجباری به هیچ کاری نداشته باشید بزودی چیزی برایتان اتفاق می افتد که در تمامی عمرتان آن را احساس نکرده بودید و عجیب ترین چیزی است که ممکن است برایتان اتفاق بیافتد تنفستان قطع می شود ! بله تنفستان قطع می شود و همزمان با قطع این تنفس همه چیز در بدنتان قطع می شود ضربان نبض و ضربان قلب جریان های انرژی بدن حتی اگر کندالینی تان در فعالیت باشد آن نیز قطع خواهد شد حتی جریان ورودی پرانا از پاتالا نیز قطع می شود و در نهایت حتی فکر کردن نیز قطع می شود.
این حالت خیلی فرار است و در ابتدا آنقدر کوچک خواهد بود که نتوانید حدس بزنید در طول چه مدت این حالت در شما وجود داشت 1 ثانیه 2 ثانیه 10 ثانیه 20 ثانیه یا ... این حالت بقدری گیج کننده می باشد که من تا حالا نتوانسته ام در موردش توضیح دهم ولی چیزی که می توانم بگویم این است که جریان تنفس با جریان کندالینی و جریان فکرم باهم قطع شد و من در یک خلا بودم که قادر نیستم توضیح بدهم چگونه می باشد چونکه هر دفعه خواستم توضیح دهم مخالف آن چیزی از آب در آمد که من مد نظر داشتم.
به
تمامی انسانها در جستجوی آزادی هستند هر انسانی آزادی را در چیزی می بیند یکی در موسیقی یکی در لباس یکی در عقیده یکی در بیان یکی در پول یکی در روابط یکی در مواد و ... ولی جویندگان راه نور و روحانیت آزادی را تعریف دیگری داده اند متفاوت با آزادی های دنیوی. و برای رسیدن به این منظور راهها و روشهای زیادی بوجود آمده است مانند (یوگا ، مانترا ، تانترا ، یانترا ، پرانایاما ، ستوتراما ، تائویسم ، کاریکا ، صوفیسم و ...) ولی آیا راهی راحتتر و بدون دردسرتر از این موارد وجود دارد؟
بله وجود دارد
انسان همیشه در جریان افکار خود گم است از بیداری تا تمامی حالتهای خواب و نمی تواند آرامش بیابد گویی یک فرد در ذهن خود دارای چندین شخصیت است که مدام در حال نزاع هستند و مرتب به تولید فکر مشغولند فکری پشت سر فکری دیگر به این حالت مونولوگ می گویند و نمی گذارند انسان به آرامش اصلی برسد ولی زمانی که گفتگوهای خود سرانه فکر از بین روند انسان بعد تازه ای از وجود خود را کشف می کند سیستمهای روحی برای رسیدن به این حالت هر کدام راهها و تکنیکهایی را گسترش داده اند ولی این روشها مستلزم تلاشهای سخت و طولانی بوده است که از عهده انسان مدرن خارج است ولی آیا میتوان در این عصر به آن بعد ناشناخته دست یافت؟ بله میتوان اگر بتوان وقفه ای که بین تولید دو فکر وجو دارد را پیدا کرد وقفه ای که در آن هیچ گونه فکری در ذهن وجود ندارد این مدت وقفه خیلی خیلی کوچک است ولی اگر بتوان یک بار این وقفه را پیدا کرد میتوان دفعه بعدی مدت زیادی در آن ماند و هر دفعه بیشتر و بیشتر با تسلطی بیشتر و بیشتر و در نهایت میتوان تمامی روز را در آن ماند.
ولی چگونه می توان این وقفه را پیدا کرد
در تمامی سیتمهای روحی به زمان 4-7 اهمیت بسزایی داده شده است بغیر از مباحثی که در مورد این زمان مطرح است برای خلاصه گویی این پست و از موضوع خارج نشدن تنها به اهمیت سکوت این زمان اشاره میکنم (اگر دوستان خواستند در مورد این زمان بحث کنند در موضوعی دیگر به آن می پردازیم) در این زمان است که همه چیز در سکوت است صدای پرندگان شنیده نمی شود رفت و آمد ماشین تمام شده است تلویزیون ها خاموش شده اند و حتی کسانی هم که تا دیر وقت بیدار هستند به خواب رفته اند در این زمان میتوان در بهترین وضعیت آرامش قرار بگیرید هر نوع دلخواه. چه نشسته یا دراز کشیده. شروع کنید با توجه به آهنگ تنفستان گوش کردن و فقط گوش کنید هر طور که راحت هستید نفس بکشید و تنفس خود را اجباری نکنید اگر با دهان راحت هستید با دهان تنفس نمایید اگر با بینی راحت هستید با بینی تنفس نمایید اگر با کچاری مودرا راحت هستید آنرا انجام بدهید بطور خلاصه هیچ اجباری برای هیچ کاری نداشته باشید و فقط و فقط به آهنگ تنفس گوش دهید در ابتدای تمرین متوجه خواهید شد که در هنگام گوش دادن به تنفس ذهنتان جای دیگری بود مهم نیست فقط دوباره به تنفس برگردید و به آن گوش دهید و حتی گوش دادن به تنفس را هم اجبار نکنید اگر ذهنتان می خواهد به چیزی فکر کند به آن اجازه دهید و بهد از فکر کردن دوباره به تنفس برگردید.
اگر این تمرین را چند روز بله فقط چند روز بطور صحیح انجام دهید آنوقت است که همه چیز شروع به تغییر می کند در ابتدا متوجه تغییرات کوچک در خود می شوید سپس این تغییرات پیوسته با توجه به تمرینتان شروع به بزرگتر شدن می کنند تا اینکه آن بعد ناشناخته وجود انسان غالب گردد و این زمان است که تمامی تغییرات بزرگ رخ می دهد.
در ابتدا متوجه تغییر تنفس خود می شوید بطوری که انگار با این نوع تنفس بیگانه بودید سپس متوجه تغییر ضربان قلب می شوید و سپس متوجه ضربان در قسمتهای مختلف و ظریف بدن. اگر به این تغییرات کاری نداشته باشید و فقط به تنفس خود گوش دهید مانند یک آهنگ آرامبخش و لذت ببرید و هیچ اجباری به هیچ کاری نداشته باشید بزودی چیزی برایتان اتفاق می افتد که در تمامی عمرتان آن را احساس نکرده بودید و عجیب ترین چیزی است که ممکن است برایتان اتفاق بیافتد تنفستان قطع می شود ! بله تنفستان قطع می شود و همزمان با قطع این تنفس همه چیز در بدنتان قطع می شود ضربان نبض و ضربان قلب جریان های انرژی بدن حتی اگر کندالینی تان در فعالیت باشد آن نیز قطع خواهد شد حتی جریان ورودی پرانا از پاتالا نیز قطع می شود و در نهایت حتی فکر کردن نیز قطع می شود.
این حالت خیلی فرار است و در ابتدا آنقدر کوچک خواهد بود که نتوانید حدس بزنید در طول چه مدت این حالت در شما وجود داشت 1 ثانیه 2 ثانیه 10 ثانیه 20 ثانیه یا ... این حالت بقدری گیج کننده می باشد که من تا حالا نتوانسته ام در موردش توضیح دهم ولی چیزی که می توانم بگویم این است که جریان تنفس با جریان کندالینی و جریان فکرم باهم قطع شد و من در یک خلا بودم که قادر نیستم توضیح بدهم چگونه می باشد چونکه هر دفعه خواستم توضیح دهم مخالف آن چیزی از آب در آمد که من مد نظر داشتم.
به
ر حال ممکن است این تجربه برای هرکسی بصورت متفاوت اتفاق بیافتد ولی نمیدانم چرا و این هم برای خودم سوال شده که فکر میکنم فارغ از آن که برای هرکسی بصورت متفاوت اتفاق بیافتد ولی یقینا همه ی تجربه کنندگان در حال وقوع، این تجربه را بطور یکسان تجربه خواهند کرد.
و این لحظات در طی تمرینات است که می توانند گسترش یابند تا حدی که انسان صاحب آن کالبدی شود که در عرفان به آن کالبد نسیانی گفته می شودو در تاپاه یا یوگا به آن ویگیانا مایا کوشا گفته می شود.
اینرو هم علاوه می کنم که زمانی که با عشق به تنفس گوش داده شود و لذت برده شود مدت زمان رسیدن به این حالت بطرز خیلی زیاد کاهش می یابد و همینطور مدت زمان ماندن در این حالت. البته این نکته تجربه بنده است و شاید برای دیگری متفاوت باشد
این پست رو تقدیم می کنم به دوستان گرامی ام عبدالله و آنا صوفیا
سایت جیوتی مارگا( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
و این لحظات در طی تمرینات است که می توانند گسترش یابند تا حدی که انسان صاحب آن کالبدی شود که در عرفان به آن کالبد نسیانی گفته می شودو در تاپاه یا یوگا به آن ویگیانا مایا کوشا گفته می شود.
اینرو هم علاوه می کنم که زمانی که با عشق به تنفس گوش داده شود و لذت برده شود مدت زمان رسیدن به این حالت بطرز خیلی زیاد کاهش می یابد و همینطور مدت زمان ماندن در این حالت. البته این نکته تجربه بنده است و شاید برای دیگری متفاوت باشد
این پست رو تقدیم می کنم به دوستان گرامی ام عبدالله و آنا صوفیا
سایت جیوتی مارگا( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
⚪️✳️
اراده و انرژی دست در دست هم دارند
✳️⚪️
@lightwork1
اراده کلید برقی است که از منبع ربانی انرژی را وارد بدن می کند.
اراده عامل بسیار موثری در حفظ جوانی و نیرو می باشد.
اگر خود را قانع کنید که پیر هستید، اراده فلج شده و شما پیر می شوید.
هرگز نگویید خسته هستید, این تلقین اراده را فلج کرده و شما خسته می شوید, بگویید "بدنم نیاز به استراحت دارد".
به بدن نباید اجازه داد تا محدودیت ها را به روح دیکته کند.
روح باید بر بدن حکومت کند, در اراده روح هر نوع قدرتی نهفته است, خداوند اراده کرد و نور ظاهر شد، همان انرژی خلاق کیهانی که در آسمانها، بدن های مادی و سایر اشکال متراکم شده، اراده نور است چون روح اولین تجلی و تظاهر اراده حق بود.
@lightwork1
نور ابتدا پدید آمد و ساختار اصلی ماده را تشکیل داد. بنابراین باید این را درک کنیم که انرژی و اراده دست در دست هم دارند.
این موضوع ساده ای است، ما آنقدر به این عقیده که انرژی فقط از منابع مادی به دست می آید، شرطی شده ایم که از این غافل مانده ایم که از منبع کیهانی که فورا به ما پاسخ می دهد، نیرو کسب کنیم.
شما باید اراده تان را بیدار کنید، زمانی که شروع به گرفتن انرژی از ملکوت اعلی می نمایید به خواب و غذای کمتر و کمتری نیاز پیدا می کنید و به جایی می رسید که برای حفظ سلامتی نیازی به دنبال کردن روش های مادی ندارید.
روش معجزه آفرین کار بدون خستگی متکی به استفاده از قوه اراده است، زمانی که از منابع کیهانی نیرو به دست می آورید، چه صبحانه بخورید و چه نخورید، تغییری در شما به وجود نخواهد آمد، اصلا احساس کمبود نمی کنید.
شما فراسوی هشیاری خواهید بود.
پاراماهانسا یوگاناندا
@lightwork1
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
اراده و انرژی دست در دست هم دارند
✳️⚪️
@lightwork1
اراده کلید برقی است که از منبع ربانی انرژی را وارد بدن می کند.
اراده عامل بسیار موثری در حفظ جوانی و نیرو می باشد.
اگر خود را قانع کنید که پیر هستید، اراده فلج شده و شما پیر می شوید.
هرگز نگویید خسته هستید, این تلقین اراده را فلج کرده و شما خسته می شوید, بگویید "بدنم نیاز به استراحت دارد".
به بدن نباید اجازه داد تا محدودیت ها را به روح دیکته کند.
روح باید بر بدن حکومت کند, در اراده روح هر نوع قدرتی نهفته است, خداوند اراده کرد و نور ظاهر شد، همان انرژی خلاق کیهانی که در آسمانها، بدن های مادی و سایر اشکال متراکم شده، اراده نور است چون روح اولین تجلی و تظاهر اراده حق بود.
@lightwork1
نور ابتدا پدید آمد و ساختار اصلی ماده را تشکیل داد. بنابراین باید این را درک کنیم که انرژی و اراده دست در دست هم دارند.
این موضوع ساده ای است، ما آنقدر به این عقیده که انرژی فقط از منابع مادی به دست می آید، شرطی شده ایم که از این غافل مانده ایم که از منبع کیهانی که فورا به ما پاسخ می دهد، نیرو کسب کنیم.
شما باید اراده تان را بیدار کنید، زمانی که شروع به گرفتن انرژی از ملکوت اعلی می نمایید به خواب و غذای کمتر و کمتری نیاز پیدا می کنید و به جایی می رسید که برای حفظ سلامتی نیازی به دنبال کردن روش های مادی ندارید.
روش معجزه آفرین کار بدون خستگی متکی به استفاده از قوه اراده است، زمانی که از منابع کیهانی نیرو به دست می آورید، چه صبحانه بخورید و چه نخورید، تغییری در شما به وجود نخواهد آمد، اصلا احساس کمبود نمی کنید.
شما فراسوی هشیاری خواهید بود.
پاراماهانسا یوگاناندا
@lightwork1
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g