لایت ورک، ریکی، خود شناسی
https://www.thoughtco.com/seven-major-chakras-1729254
دوستانی که انگلیسی بلدن اطلاعات خوبی در این لینک هست درباره چاکراها
سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک 👇
@lightwork1
✅ چطور بیرون و درون را متحول کنیم و به شادی و موفقیت دست یابیم؟
همه مشکلات ریشه در کارما دارند، و کارما چیزی نیست به جز افکار، بدون وجود ذهن کارمایی هم وجود نداره، و اما ذهن اصلا آنچه اغلب فکر می کنیم نیست، ذهن فقط این چیزی که ازش آگاه هستیم نیست، در حقیقت ذهن مثل یک کوه یخیه که فقط نوکش در سطحه و بیشترش زیره آبه، و یا بهتره بگیم آنچه که ماذهن می نامیم فقط اشاره به خود آگاه داره، ذهن یک سوپر کامپیوتر ماورایی هست که میتونه هرچیز خوب و بدی رو خلق کنه، اینکه چه چیزی رو در زندگی ما برامون متجلی میکنه همش بستگی به برنامه ها و داده هایی داره که در گذشته توش ذخیره کردیم، بنا براین کامپیوتر ذهنی بر اساس این نرم افزارها و داده ها عمل میکنه و زندگیمون رو خلق می کنه، همه اساتید از گذشته نا پیدا همش تکرار کردند که شما همان هستید که می اندیشید، شما نتیجه افکار خود هستید، ذهن شما دنیای شماست، افکار شما واقعیت شما را خلق می کنند، بودا، مسیح، محمد (ص)، علی (ع)، پاتانجالی، قدیسینی که 100 سال پیش زندگی می کردند و قدیسینی که 10000 سال پیش زندگی می کردند و هر فردی که به خود شناسی رسیده بوده این رو همیشه گوشزد کرده، حدیث معروف پیامبر " من عرف نفسه فقد عرف ربه" هم به نظر من از جنبه هایی زیادی همین رو نشون میده، دو برداشت میشه از این گفته کرد "کسی که خود را بشناسد – خدا را شناخته است" و یا "کسی نفس را بشناسد ارباب خود را شناخته است" هر دو معنی در سطوح مختلف درست هستند ولی من اینجا برداشت دوم را توضیح میدم، نفس چیزی نیست به جز ذهن (مجموعه افکار و الگوهای فکری) و این ذهن یا انبار افکار و الگوهای فکری هست که مثل یک ارباب ما را اسیر خودش کرده و برای ما تعیین میکنه چطوری زندگی کنیم و چی باشیم، فقیر یا غنی، سالم یا بیمار، عصبی یا آرام و...
بنا براین پاکسازی انبار ذهن نا خود آگاه که بیش از 99% ذهن ما را تشکیل میده و ما از آن بی خبر هستیم تنها و تنها راه رسیدن به موفقت، شادی و پیشرفت معنویست.
همیشه این سوال و بحث بوده که زندگی جبره یا اختیار؟ من نمیتونم این رو پاسخ بدم ولی میتونم با قاطعیت و دلیل و برهان واضح بگم که تا زمانی که حافظه کامپیوتر ذهن رو که زندگیمون رو کنترل می کنه پاکسازی نکنیم زندگی کم و بیش جبره، و هر تلاشی برای به انجام رساندن کارها با زور و اراده (بدون تغییر برنامه ریزی ذهنی) یا نتیجه نمیده یا نتیجه کاملی نمیده و یا پس از مدتی که موفقیت حاصل شد دوباره خراب میشه. خیلی از افراد هستند که مثلا با برخی روشها سلامتشون رو بازیابی می کنند ولی بارها و بارها دوباره بیمار میشن، حتما دیدین برخی افراد رو که تاحالا 6 بار سرطان گرفتند، یا افرادی که چندین بار برشکسته شدند، و یا اونایی که وارد یه رابطه شدند و مشکلات و ناراحتی های زیادی رو تجربه کردند، رابطه رو تموم کردند ولی مدتی بعد دوباره وارد یه رابطه با فرد جدیدی شدند و همون نوع مشکلات رو دوباره تجربه کردند...
مشکل در پول نیست، مشکل در افراد نیست، مشکلات در دنیا نیستند، دنیا فقط یک آینه هست که کارمای شما یا الگوهای فکری و باورهای شما رو بازتاب میده، هر لحظه یک الگوی فکری و انرژی از نا خود آگاه به سطح میاد و چیزهایی رو در بدن و زندگی شما متجلی میکنه...
شما نمیتونید با تغییر خود آگاه افکارتون ریشه افکارتون رو تغییر بدین مگر اینکه به روش علمی ریشه افکار خودتون رو تغییر بدین، تلاش برای تغییر افکار و حتی مشکلات در سطح مثل تلاش برای هل دادن سایه یک جسم به جای برداشتن خود اون جسم از سر راهه. حتی درک این اصل با ذهن خود آگاه برای اغلب افراد بسیار سخته ولی حداقل میتونیم ذهنمون رو باز نگه داریم و سعی کنیم این مفهوم رو با مطالعه، تفکر، تعمق و مراقبه بیشتر درک کنیم.
روشی علمی برای پاکسازی ذهن نا خود آگاه
اولا لازمه بهتون یاد آوری کنم که این پروسه بسته به ذهن هرکس متفاوته و باید بدون انتظار و حرص خوردن برای نتیجه انجامش داد، انبار ذهن ناخود آگاه یک نفر ممکنه یک فضای 100 کیلومتری پر از زباله باشه و انبار فرد دیگری یک فضای 20 کیلومتری باشه، بنا براین هرگز و هرگز نباید در تمرینات معنوی خود را با دیگران مقایسه کرد، نباید قضاوت کرد، نه خود را و نه دیگران را، قضاوت خود یکی از بزرگترین موانع پیشرفت آگاهیست. بنا براین قضاوت و تحلیل کردن اینه چی درسته و چی درست نیست و آیا فلان تکنیک موثره، آیا نیست، نکنه فقط برای این دسته آدما موثره و برای اون دسته آدما موثر نیست، نکنه تکنیک من نیست و مال من چیز دیگست و بی نهایت بهونه ای که برای خودتون درست می کنید تا تمرین نکنید رو به محض مشاهده متوقف کنید. از این به بعد یه تصمیم قطعی بگیرید که برای تمرین نکردن دلیل پیدا نکنید، به قول عارفی "مشکل دنیای عصر حاضر اینه که مردم برای هر راه حلی یه مشک
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک 👇
@lightwork1
✅ چطور بیرون و درون را متحول کنیم و به شادی و موفقیت دست یابیم؟
همه مشکلات ریشه در کارما دارند، و کارما چیزی نیست به جز افکار، بدون وجود ذهن کارمایی هم وجود نداره، و اما ذهن اصلا آنچه اغلب فکر می کنیم نیست، ذهن فقط این چیزی که ازش آگاه هستیم نیست، در حقیقت ذهن مثل یک کوه یخیه که فقط نوکش در سطحه و بیشترش زیره آبه، و یا بهتره بگیم آنچه که ماذهن می نامیم فقط اشاره به خود آگاه داره، ذهن یک سوپر کامپیوتر ماورایی هست که میتونه هرچیز خوب و بدی رو خلق کنه، اینکه چه چیزی رو در زندگی ما برامون متجلی میکنه همش بستگی به برنامه ها و داده هایی داره که در گذشته توش ذخیره کردیم، بنا براین کامپیوتر ذهنی بر اساس این نرم افزارها و داده ها عمل میکنه و زندگیمون رو خلق می کنه، همه اساتید از گذشته نا پیدا همش تکرار کردند که شما همان هستید که می اندیشید، شما نتیجه افکار خود هستید، ذهن شما دنیای شماست، افکار شما واقعیت شما را خلق می کنند، بودا، مسیح، محمد (ص)، علی (ع)، پاتانجالی، قدیسینی که 100 سال پیش زندگی می کردند و قدیسینی که 10000 سال پیش زندگی می کردند و هر فردی که به خود شناسی رسیده بوده این رو همیشه گوشزد کرده، حدیث معروف پیامبر " من عرف نفسه فقد عرف ربه" هم به نظر من از جنبه هایی زیادی همین رو نشون میده، دو برداشت میشه از این گفته کرد "کسی که خود را بشناسد – خدا را شناخته است" و یا "کسی نفس را بشناسد ارباب خود را شناخته است" هر دو معنی در سطوح مختلف درست هستند ولی من اینجا برداشت دوم را توضیح میدم، نفس چیزی نیست به جز ذهن (مجموعه افکار و الگوهای فکری) و این ذهن یا انبار افکار و الگوهای فکری هست که مثل یک ارباب ما را اسیر خودش کرده و برای ما تعیین میکنه چطوری زندگی کنیم و چی باشیم، فقیر یا غنی، سالم یا بیمار، عصبی یا آرام و...
بنا براین پاکسازی انبار ذهن نا خود آگاه که بیش از 99% ذهن ما را تشکیل میده و ما از آن بی خبر هستیم تنها و تنها راه رسیدن به موفقت، شادی و پیشرفت معنویست.
همیشه این سوال و بحث بوده که زندگی جبره یا اختیار؟ من نمیتونم این رو پاسخ بدم ولی میتونم با قاطعیت و دلیل و برهان واضح بگم که تا زمانی که حافظه کامپیوتر ذهن رو که زندگیمون رو کنترل می کنه پاکسازی نکنیم زندگی کم و بیش جبره، و هر تلاشی برای به انجام رساندن کارها با زور و اراده (بدون تغییر برنامه ریزی ذهنی) یا نتیجه نمیده یا نتیجه کاملی نمیده و یا پس از مدتی که موفقیت حاصل شد دوباره خراب میشه. خیلی از افراد هستند که مثلا با برخی روشها سلامتشون رو بازیابی می کنند ولی بارها و بارها دوباره بیمار میشن، حتما دیدین برخی افراد رو که تاحالا 6 بار سرطان گرفتند، یا افرادی که چندین بار برشکسته شدند، و یا اونایی که وارد یه رابطه شدند و مشکلات و ناراحتی های زیادی رو تجربه کردند، رابطه رو تموم کردند ولی مدتی بعد دوباره وارد یه رابطه با فرد جدیدی شدند و همون نوع مشکلات رو دوباره تجربه کردند...
مشکل در پول نیست، مشکل در افراد نیست، مشکلات در دنیا نیستند، دنیا فقط یک آینه هست که کارمای شما یا الگوهای فکری و باورهای شما رو بازتاب میده، هر لحظه یک الگوی فکری و انرژی از نا خود آگاه به سطح میاد و چیزهایی رو در بدن و زندگی شما متجلی میکنه...
شما نمیتونید با تغییر خود آگاه افکارتون ریشه افکارتون رو تغییر بدین مگر اینکه به روش علمی ریشه افکار خودتون رو تغییر بدین، تلاش برای تغییر افکار و حتی مشکلات در سطح مثل تلاش برای هل دادن سایه یک جسم به جای برداشتن خود اون جسم از سر راهه. حتی درک این اصل با ذهن خود آگاه برای اغلب افراد بسیار سخته ولی حداقل میتونیم ذهنمون رو باز نگه داریم و سعی کنیم این مفهوم رو با مطالعه، تفکر، تعمق و مراقبه بیشتر درک کنیم.
روشی علمی برای پاکسازی ذهن نا خود آگاه
اولا لازمه بهتون یاد آوری کنم که این پروسه بسته به ذهن هرکس متفاوته و باید بدون انتظار و حرص خوردن برای نتیجه انجامش داد، انبار ذهن ناخود آگاه یک نفر ممکنه یک فضای 100 کیلومتری پر از زباله باشه و انبار فرد دیگری یک فضای 20 کیلومتری باشه، بنا براین هرگز و هرگز نباید در تمرینات معنوی خود را با دیگران مقایسه کرد، نباید قضاوت کرد، نه خود را و نه دیگران را، قضاوت خود یکی از بزرگترین موانع پیشرفت آگاهیست. بنا براین قضاوت و تحلیل کردن اینه چی درسته و چی درست نیست و آیا فلان تکنیک موثره، آیا نیست، نکنه فقط برای این دسته آدما موثره و برای اون دسته آدما موثر نیست، نکنه تکنیک من نیست و مال من چیز دیگست و بی نهایت بهونه ای که برای خودتون درست می کنید تا تمرین نکنید رو به محض مشاهده متوقف کنید. از این به بعد یه تصمیم قطعی بگیرید که برای تمرین نکردن دلیل پیدا نکنید، به قول عارفی "مشکل دنیای عصر حاضر اینه که مردم برای هر راه حلی یه مشک
ل پیدا می کنند!" و این واقعیتی عجیبه، که هممون اگه وب بهش فکر کنیم متوجه اش میشیم. بنا براین هر زمان تصمیم گرفتید تکنیکی را تمرین کنید حد اقل در حق خودتون لطفی بکنید و تصمیم بگیرید که به هر قیمتی شده اون تکنیک رو برای مدت معینی مثلا حد اقل 6 ماه مستمر و با جدیت تمرین کنید، بعد اونوقت اگر هیچ تغییری احساس نکردید دنبال یه روش دیگه بگردید! نه اینکه با یه کم تمرین کیلویی و شل و ول اینجا اونجا و بدون دل دادگی به تکنیک انجامش بدین و بعد سریعا خودتون رو با تجربیات دیگران مقایسه کنید و نا اُمید بشین. یه بار گفتم قضاوت کردن و وابستگی به نتیجه واقعا برای موفقیت در زندگی سم هستند، اکیدا ازشون دوری کنید، فقط تمرین کنید و در حال زندگی کنید، تقریبا تمام انرژی ما صرف آینده ای که خودش ریشه در گذشته داره میشه و همش نگران نتیجه هستیم، آیا اصلا زندگی می کنیم؟ گذشته یک توهمه چون وجو نداره، و آینده هم یک توهمه چون هنوز وجود نداره، آینده حالی دگر است که هنوز نیامده و متسفانه وقتی میاد هم تجربش نمی کنیم! پس کی میخوایم زندگی کنیم و سر از ذهنمون بیرون بیاریم؟
خیلی خوب وعظ کردن رو تموم میکنم و مستقیما میرم سراغ تکنیک، چون اگر قرار بود این حرفها کسی رو تغییر بده الان همه پیامبر شده بودیم!
روشی وجود داره که اغلب شما در موردش میدونید، که امیدوار بودم نمی دونستید! چون الان که در موردش حرف بزنم دوباره با گذشته خودتون میبینیدش به جایی اینکه بدون قضاوت ببینیدش، لطفا منیت و من میدونم و میدونستم رو کنار بگذارید و مثل یک کودک با تازگی و گشودگی دوباره تجربش کنید:
بله این روش هو اُپونو پونو نام داره، و من هم متخصص این روش نیستم ولی به دلیل مطالعات و تمرینات معنوی زیادی که در گذشته داشتم چیزی و دید نسبتا خالصی که به دست آوردم احتمالا بیشتر از خیلی افراد حقیقت این روش و مفهومش رو میبینم، این روش خیلی خوبه ولی متسفانه یه مشکل خیلی خیلی بزرگ برای ما داره که حتی وقتی میگیم نه مشکلی نیست هم بازم اغلب مشکل باقی میمونه و نمیتونیم باهاش کنار بیایم، چون همانطور که گفتم این الگوهای ناخود آگاه ما هستند که برای ما فکر می کنند!
@lightwork1
این مشکل بزرگ و مانع تمرین برای خیلی از افراد اینه که این روش بیش از حد ساده و معمولی به نظر میرسه!
ذهن همیشه دنیال پیچیدگی هاست و موثر بودن رو در پیچیده بودن میبینه، برای همینه که ما همیشه از حقیقت، روشن ضمیری و خدا دور موندیم، فرد میتونه در یک لحظه، فقط در یک لحظه به روشن ضمیری و خودشناسی برسه، اما نمیرسه چونکه روشن ضمیری و خودشناسی آنقدر ساده و واضحه و به ما نزدیکه که ما هرگز بهش توجه نمیکنیم و همیشه نگاهمون به آسمونها و دور دسته، اگر فقط برای چند لحظه میتونستیم از "حال" آگاه باشیم تمام حقیقت رو همینجا و در همین لحظه می فهمیدیم، اما برنامه ریزی شدیم که همیشه به جای دیگری نگاه کنیم، به همین دلیله که تمرین برای پاکسازی انبار برنامه ریزی های ناخود آگاه برای بازگشت به حال حیاتی، ضروری و تنها راه رهایی از تمام مشکلاته، شاید 10 سال طول بکشه، شاید 100 سال، و شاید توی این زندگی اتفاق نیفته ولی باز هم این تنها راهه، به جز لحظه حال هیچ حقیقت و خوشبختی حقیقی وجود نداره، هر چیز دیگری ناپایدار و نسبیه، فقط در عمق اینجا و اکنون هست که میشه حقیقت و شادی رو تجربه کرد، هر جای دیگر سرابی بیش نیست و اگر بیش هست فقط برای مدتی هست!
بر می گردم به توضیح روش انجام این تکنیک:
همانطور که گفتم روش انجام این تکنک بسیار ساده هست، اول توضیحش میدم بعد مکانیک عملکردی این تکنیک رو برخی جنبه ها و طبق دید خودم شرح میدم:
اول از همه به عنوان یک پیش نیاز باید مسئولیت کامل زندگی خودتون رو بپذیرید و درک کنید که زندگی شما فقط مخلوق شماست وگرنه نمی توانید آن را تغییر دهید، اگر فکر کنید که من مسئول آن نیستم هرگز هم نخواهید توانست برای تغییر آن قدمی اساسی بردارید، این همان قانون کارماست، طبق داستان انجیلی آفرینش خداوند به آدم و حوا گفت از میوه ممنوعه نخورید، و اونها هم گوش نکردند و خوردند، خداوند اومد یه فرصت دیگه بهشون بده و اونا رو ببخشه، به آدم گفت چرا از این میوه خوردی؟! آدم گفت تقصیر من نیست، این زنی که برای من خلق کردی منو وسوسه کرد! به من چه! بعد خدا به زن گفت چرا این کار رو کردی؟ زن گفت تقصیر من نیست، این شیطان منو مجبور کرد! اگر اونها مسئولیت کارشون رو می پذیرفتند احتمالا از بهشت (مرتبه الهی و کمال) اخراج نمی شدند ولی مسئولیتش رو قبول نکردند و به مرتبه تضاد و محدودیت مادی سقوط کردند! این مثالی زیباست برای درک اهمیت پذیرش مسئولیت هر آنچه در زندگی ماست.
انجام تکنیک:
شروع کنید به تکرار کردن این ذکر به هر شکلی که راحتید، دائما تکرارش کنید، چه در حال مراقبه و استراحت و چه در حال انجام کارهای روزانه، مانترا هست:
عاشقتم (دوستت دارم) متسفام (عذر میخوام) لطفا منو ب
خیلی خوب وعظ کردن رو تموم میکنم و مستقیما میرم سراغ تکنیک، چون اگر قرار بود این حرفها کسی رو تغییر بده الان همه پیامبر شده بودیم!
روشی وجود داره که اغلب شما در موردش میدونید، که امیدوار بودم نمی دونستید! چون الان که در موردش حرف بزنم دوباره با گذشته خودتون میبینیدش به جایی اینکه بدون قضاوت ببینیدش، لطفا منیت و من میدونم و میدونستم رو کنار بگذارید و مثل یک کودک با تازگی و گشودگی دوباره تجربش کنید:
بله این روش هو اُپونو پونو نام داره، و من هم متخصص این روش نیستم ولی به دلیل مطالعات و تمرینات معنوی زیادی که در گذشته داشتم چیزی و دید نسبتا خالصی که به دست آوردم احتمالا بیشتر از خیلی افراد حقیقت این روش و مفهومش رو میبینم، این روش خیلی خوبه ولی متسفانه یه مشکل خیلی خیلی بزرگ برای ما داره که حتی وقتی میگیم نه مشکلی نیست هم بازم اغلب مشکل باقی میمونه و نمیتونیم باهاش کنار بیایم، چون همانطور که گفتم این الگوهای ناخود آگاه ما هستند که برای ما فکر می کنند!
@lightwork1
این مشکل بزرگ و مانع تمرین برای خیلی از افراد اینه که این روش بیش از حد ساده و معمولی به نظر میرسه!
ذهن همیشه دنیال پیچیدگی هاست و موثر بودن رو در پیچیده بودن میبینه، برای همینه که ما همیشه از حقیقت، روشن ضمیری و خدا دور موندیم، فرد میتونه در یک لحظه، فقط در یک لحظه به روشن ضمیری و خودشناسی برسه، اما نمیرسه چونکه روشن ضمیری و خودشناسی آنقدر ساده و واضحه و به ما نزدیکه که ما هرگز بهش توجه نمیکنیم و همیشه نگاهمون به آسمونها و دور دسته، اگر فقط برای چند لحظه میتونستیم از "حال" آگاه باشیم تمام حقیقت رو همینجا و در همین لحظه می فهمیدیم، اما برنامه ریزی شدیم که همیشه به جای دیگری نگاه کنیم، به همین دلیله که تمرین برای پاکسازی انبار برنامه ریزی های ناخود آگاه برای بازگشت به حال حیاتی، ضروری و تنها راه رهایی از تمام مشکلاته، شاید 10 سال طول بکشه، شاید 100 سال، و شاید توی این زندگی اتفاق نیفته ولی باز هم این تنها راهه، به جز لحظه حال هیچ حقیقت و خوشبختی حقیقی وجود نداره، هر چیز دیگری ناپایدار و نسبیه، فقط در عمق اینجا و اکنون هست که میشه حقیقت و شادی رو تجربه کرد، هر جای دیگر سرابی بیش نیست و اگر بیش هست فقط برای مدتی هست!
بر می گردم به توضیح روش انجام این تکنیک:
همانطور که گفتم روش انجام این تکنک بسیار ساده هست، اول توضیحش میدم بعد مکانیک عملکردی این تکنیک رو برخی جنبه ها و طبق دید خودم شرح میدم:
اول از همه به عنوان یک پیش نیاز باید مسئولیت کامل زندگی خودتون رو بپذیرید و درک کنید که زندگی شما فقط مخلوق شماست وگرنه نمی توانید آن را تغییر دهید، اگر فکر کنید که من مسئول آن نیستم هرگز هم نخواهید توانست برای تغییر آن قدمی اساسی بردارید، این همان قانون کارماست، طبق داستان انجیلی آفرینش خداوند به آدم و حوا گفت از میوه ممنوعه نخورید، و اونها هم گوش نکردند و خوردند، خداوند اومد یه فرصت دیگه بهشون بده و اونا رو ببخشه، به آدم گفت چرا از این میوه خوردی؟! آدم گفت تقصیر من نیست، این زنی که برای من خلق کردی منو وسوسه کرد! به من چه! بعد خدا به زن گفت چرا این کار رو کردی؟ زن گفت تقصیر من نیست، این شیطان منو مجبور کرد! اگر اونها مسئولیت کارشون رو می پذیرفتند احتمالا از بهشت (مرتبه الهی و کمال) اخراج نمی شدند ولی مسئولیتش رو قبول نکردند و به مرتبه تضاد و محدودیت مادی سقوط کردند! این مثالی زیباست برای درک اهمیت پذیرش مسئولیت هر آنچه در زندگی ماست.
انجام تکنیک:
شروع کنید به تکرار کردن این ذکر به هر شکلی که راحتید، دائما تکرارش کنید، چه در حال مراقبه و استراحت و چه در حال انجام کارهای روزانه، مانترا هست:
عاشقتم (دوستت دارم) متسفام (عذر میخوام) لطفا منو ب
بخش، متشکرم (سپاسگذارم، ممنونم، مرسی)
لطفا سوال نکنید که چطوری تکرارش کنم از سر تکرارش کنم یا از ته تکرارش کنم، چندبار تکرارش کنم و... اینا اصلا ارتباطی به این تکنیک نداره، حتی توجه کنید که یک سری کلامت معادلش رو در پرانتز قرار دادم که میتونید به جاش از اونا استفاده کنید، یا حتی اگر احساس می کنید بهتره میتونید فقط تکرار کنید "عاشقتم، متشکرم" و یا حتی فقط "عاشقتم". از تحلیل کردن و قضاوت کردن تکنیک اجتناب کنید چون مانع رسیدن شما به اثرش میشه.
این جملات رو به کی میگم؟... برخلاف اونچه که اکثرا فکر می کنند این رو به خدا نمیگین! این رو مستقیما به افکار و احساسات خودتون در اون لحظه میگین و با کمی تمرین درک خواهید کرد که مثلا وقتی یه فکر و انرژی وجود داره مثلا به شکل "حالا چطور بدهی هام رو بپردازم؟!" یا یک خاطره مثلا آسیب احساسی و هرچیز دیگر، و این جملات رو مستقیما به اون فکر یا احساس و حالت میگین اون احساس منفی متحول میشه، گاهی به سرعت و گاهی با تکرار مداوم (بسته به شدت مشکل) این جملات نسبت به اون حس و فکر.
البته اگر بخواین این جملات رو فقط تکرار کنید یا خطاب به خداوند بگین هم باز هم این موثره ولی طبق ادارک شخصی من و به دلایل مختلفی اصلا عملکرد ویژه این تکنیک گفتن این جملات به اون افکار و احساسات هستند، در تکنیک اصلی که دکتر ایهاله کالا معرفی کرد اغلب همین نظر رو داشت ولی در کتابهایی که نویسنده معروف جو وایتالی نوشته و از نظر خودش برخی چیزها رو توضیح داده میگه که فرقی نمیکنه به کی میگین و نظرات مختلف دیگه ولی من در زیر شرح میدم که چرا بهتره این جملات رو باید مستقیما به افکار و احساست بگین و عملکرد معنوی روانشناسی و مکانیک این تکنیک رو از دید خود بررسی می کنم:
اهمیت این جملات چیه؟ چرا این جملات و چه مفهومی دارند؟
افکار مختلف فرکانسهای مختلفی دارند برخی افکار سنگین هستند و برخی افکار سبک، افکار سبک افکار مثبت عشق و سپاسگذاری و بخشش و رحمت و... هستند که نزدیک ترین ارتعاش به ارتعاش الهی که همه سعی داریم بهش نزدیک بشیم رو دارند، بنا براین با تکرار پیوسته این جملات سعی داریم ذهن را متحول کنیم و ارتعاش خود را معنوی بسازیم، عشق بدون شرط بالاترین انرژی هستی، مربوط به بالاترین چاکرا، مربوط به بالاترین عالم (آسمان) و قویترین و سریعترین راه معراج و دستیابی به وحدت با منشاء یا خداوند هست، بنا براین در اینجا با فرا خوانی نیروی عشق الهی میخواهیم انبار افکار و کارماهای ذهنی و احساسی را متحول کنیم و ذهن را از گذشته و شرطی شدگی ها آزاد کنیم.
"یعنی من مثلا اگه یه فکر بد تو ذهنم بود بهش بگم دوست دارم و مرسی؟!" شوخی میکنی!
نه کاملا جدی گفتم و حالا توضیح میدم چرا اینکار رو می کنیم، تنها با نیروی عشق هست که میشه به نیروی تنفر و... غلبه کرد، شما نمیتونید یه فکر منفی و ارتعاش پایین رو با یک فکر منفی دیگه متحول کنید بلکه باید با فراخوانی و بکار گیری قانون عشق اون رو متحول کنید.
"هیچ مشکلی را نمیتوان از همان سطح ارتعاش که آن مشکل را به وجود آورده حل کرد" – اسطوره علم و فیزیک – آلبرت انیشتتین.
انیشتین به خوبی چیزی که من میخوام براتون روشن کنم رو شرح داده، همینطور مسیح و مولانا و خیلی های دیگه.
جدی میگی؟!... کاملا!
مسیح گفت:
"به کسانی که به شما آزار می رسانند و بدی می کنند خوبی کنید، اگر در عوض بدی، بدی کنید چه فرقی با بقیه افراد شرور دارید؟ اگر کسی به سمت راست صورت تو سیلی زد عوض انتقام گرفتن صورت خود را برگردان تا به سمت دیگر هم سیلی بزند، دشمنان خود را دوست بدارید و برای آنها دعای خیر کنید تا جلوه الهی خداوند باشید همچنان که او آفتاب و باران خود را بر بدان و خوبان به صورت یکسان می بخشد"
این قضیه سیلی همیشه برای خیلیها درکش و پذیرفتنش سخت بوده ولی باید درک کنید که جملات قدیسین و اساتید معنوی خیلی عمیقتر از ظاهرشون هستند، منظور مسیح اینه که جواب بدی و انرژی ارتعاش پایین و خشم و نفرت رو با عشق بدین، نه با همون انرژی، چون تنفر نمیتونه تنفر رو پاک کنه و فقط اون رو افزایش میده. اگه شما به من یه سیلی بزنید من احتمالا میخوام دوتا بزنم، اگه من دو تا بزنم شما بعدش میخواین سر منو بشکنید تا جایی که آخر یکی دیگری رو شاید بکشه!
اما میتونیم در هر مرحله این چرخه منفی رو با به کار گیری انرژی عشق متوقف کنیم. به هر حال این مفهوم بیشتر درونیه تا بیرونی، و یادتون باشه بیرون نتیجه درونه، بنا براین این با به کار گیری اصل عشق میشه تمام انرژیهای دیگر رو متحول کرد.
"باشه حالا رو اینایی که گفتی سعی میکنم فکر کنم، حالا بگو مولانا در مورد اثر عشق و به کار گیری این اصل عشق که میگی چی گفته؟!"
مولانا گفت:
@lightwork1
از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
ازمحبت دُردها صافی شود
وز محبت دَردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود
وز محبت سرکه ها
لطفا سوال نکنید که چطوری تکرارش کنم از سر تکرارش کنم یا از ته تکرارش کنم، چندبار تکرارش کنم و... اینا اصلا ارتباطی به این تکنیک نداره، حتی توجه کنید که یک سری کلامت معادلش رو در پرانتز قرار دادم که میتونید به جاش از اونا استفاده کنید، یا حتی اگر احساس می کنید بهتره میتونید فقط تکرار کنید "عاشقتم، متشکرم" و یا حتی فقط "عاشقتم". از تحلیل کردن و قضاوت کردن تکنیک اجتناب کنید چون مانع رسیدن شما به اثرش میشه.
این جملات رو به کی میگم؟... برخلاف اونچه که اکثرا فکر می کنند این رو به خدا نمیگین! این رو مستقیما به افکار و احساسات خودتون در اون لحظه میگین و با کمی تمرین درک خواهید کرد که مثلا وقتی یه فکر و انرژی وجود داره مثلا به شکل "حالا چطور بدهی هام رو بپردازم؟!" یا یک خاطره مثلا آسیب احساسی و هرچیز دیگر، و این جملات رو مستقیما به اون فکر یا احساس و حالت میگین اون احساس منفی متحول میشه، گاهی به سرعت و گاهی با تکرار مداوم (بسته به شدت مشکل) این جملات نسبت به اون حس و فکر.
البته اگر بخواین این جملات رو فقط تکرار کنید یا خطاب به خداوند بگین هم باز هم این موثره ولی طبق ادارک شخصی من و به دلایل مختلفی اصلا عملکرد ویژه این تکنیک گفتن این جملات به اون افکار و احساسات هستند، در تکنیک اصلی که دکتر ایهاله کالا معرفی کرد اغلب همین نظر رو داشت ولی در کتابهایی که نویسنده معروف جو وایتالی نوشته و از نظر خودش برخی چیزها رو توضیح داده میگه که فرقی نمیکنه به کی میگین و نظرات مختلف دیگه ولی من در زیر شرح میدم که چرا بهتره این جملات رو باید مستقیما به افکار و احساست بگین و عملکرد معنوی روانشناسی و مکانیک این تکنیک رو از دید خود بررسی می کنم:
اهمیت این جملات چیه؟ چرا این جملات و چه مفهومی دارند؟
افکار مختلف فرکانسهای مختلفی دارند برخی افکار سنگین هستند و برخی افکار سبک، افکار سبک افکار مثبت عشق و سپاسگذاری و بخشش و رحمت و... هستند که نزدیک ترین ارتعاش به ارتعاش الهی که همه سعی داریم بهش نزدیک بشیم رو دارند، بنا براین با تکرار پیوسته این جملات سعی داریم ذهن را متحول کنیم و ارتعاش خود را معنوی بسازیم، عشق بدون شرط بالاترین انرژی هستی، مربوط به بالاترین چاکرا، مربوط به بالاترین عالم (آسمان) و قویترین و سریعترین راه معراج و دستیابی به وحدت با منشاء یا خداوند هست، بنا براین در اینجا با فرا خوانی نیروی عشق الهی میخواهیم انبار افکار و کارماهای ذهنی و احساسی را متحول کنیم و ذهن را از گذشته و شرطی شدگی ها آزاد کنیم.
"یعنی من مثلا اگه یه فکر بد تو ذهنم بود بهش بگم دوست دارم و مرسی؟!" شوخی میکنی!
نه کاملا جدی گفتم و حالا توضیح میدم چرا اینکار رو می کنیم، تنها با نیروی عشق هست که میشه به نیروی تنفر و... غلبه کرد، شما نمیتونید یه فکر منفی و ارتعاش پایین رو با یک فکر منفی دیگه متحول کنید بلکه باید با فراخوانی و بکار گیری قانون عشق اون رو متحول کنید.
"هیچ مشکلی را نمیتوان از همان سطح ارتعاش که آن مشکل را به وجود آورده حل کرد" – اسطوره علم و فیزیک – آلبرت انیشتتین.
انیشتین به خوبی چیزی که من میخوام براتون روشن کنم رو شرح داده، همینطور مسیح و مولانا و خیلی های دیگه.
جدی میگی؟!... کاملا!
مسیح گفت:
"به کسانی که به شما آزار می رسانند و بدی می کنند خوبی کنید، اگر در عوض بدی، بدی کنید چه فرقی با بقیه افراد شرور دارید؟ اگر کسی به سمت راست صورت تو سیلی زد عوض انتقام گرفتن صورت خود را برگردان تا به سمت دیگر هم سیلی بزند، دشمنان خود را دوست بدارید و برای آنها دعای خیر کنید تا جلوه الهی خداوند باشید همچنان که او آفتاب و باران خود را بر بدان و خوبان به صورت یکسان می بخشد"
این قضیه سیلی همیشه برای خیلیها درکش و پذیرفتنش سخت بوده ولی باید درک کنید که جملات قدیسین و اساتید معنوی خیلی عمیقتر از ظاهرشون هستند، منظور مسیح اینه که جواب بدی و انرژی ارتعاش پایین و خشم و نفرت رو با عشق بدین، نه با همون انرژی، چون تنفر نمیتونه تنفر رو پاک کنه و فقط اون رو افزایش میده. اگه شما به من یه سیلی بزنید من احتمالا میخوام دوتا بزنم، اگه من دو تا بزنم شما بعدش میخواین سر منو بشکنید تا جایی که آخر یکی دیگری رو شاید بکشه!
اما میتونیم در هر مرحله این چرخه منفی رو با به کار گیری انرژی عشق متوقف کنیم. به هر حال این مفهوم بیشتر درونیه تا بیرونی، و یادتون باشه بیرون نتیجه درونه، بنا براین این با به کار گیری اصل عشق میشه تمام انرژیهای دیگر رو متحول کرد.
"باشه حالا رو اینایی که گفتی سعی میکنم فکر کنم، حالا بگو مولانا در مورد اثر عشق و به کار گیری این اصل عشق که میگی چی گفته؟!"
مولانا گفت:
@lightwork1
از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
ازمحبت دُردها صافی شود
وز محبت دَردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود
وز محبت سرکه ها
مل می شود
از محبت دار تختی می شود
وز محبت بار بختی می شود
از محبت سجن گلشن می شود
بی محبت روضه گلخن می شود
از محبت نار نوری می شود
وز محبت دیو حوری می شود
از محبت سنگ روغن می شود
بی محبت موم آهن می شود
از محبت حزن شادی می شود
وز محبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود
وز محبت شیر موشی می شود
از محبت سُقم صحت می شود
وز محبت قهر رحمت می شود
از محبت مرده ، زنده می شود
وز محبت شاه بنده می شود
این محبت هم نتیجه دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست
"کس دیگه ای هم در این مورد چیزی گفته یا فقط همینا بودن؟"
عملا تمام افراد روشن ضمیر، قدیس، خردمند، معنوی، اساتید و... این جزو مهمترین تعالیمشون بوده، خودتون تحقیق کنید!
عملکرد دوم این تکنیک: متوقف کردن تضاد و درگیری ذهنی. وقتی به یه فکر و حالت میگین عاشقتم و متشکرم، اولین چیزی که دیر و زود اتفاق میفته اینه که جنگیدن باهاش رو متوقف می کنید، یادتون باشه این جنگیدن یا همان سرکوب هیچ موقع در طول تاریخ موثر نبوده و همیشه مشکلات درونی و بیرونی رو بیشتر کرده، بنا براین با عشق ورزیدن و تشکر کردن آنچه هست رو بدون قضاوت و جنگیدن می پذیریم، به محض پذیرش یک حالت درونی به صورت کامل و رها کردن خود از درگیری با آن، آن حالت متحول می شود و آن انرژی منفی پاک می شود، چرخه کارما در آن مورد متوقف می شود و در نتیجه اثرات بیرونی آن الگوی فکری مثل بیماری یا مشکلات نیز از بین می روند!
یادتون باشه که قانون معروف جذب هم همیشه میگه که هر آنچه را که در ذهن نگه دارید و روش متمرکز بشید افزایش پیدا میکنه، حالا اگر اون فکر فکر نداری و فقر باشه یا فکر ثروت و فراوانی.
صدها کتاب در مورد اهمیت و اثرات معجزوه وار شکرگذاری نوشته شده ولی همین ضرب المثل معروف که اغلب نفهمیدیمش به خوبی این رو توضیح داده "شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند" هر آنچه را که بر آن متمرکز بشوید افزایش پیدا می کنید. و هر آنچه را که کاملا بپذیرید و رها کنید متحول می شود.
@lightwork1
نکته بعدی اینکه تمام عرفا و مذاهب روی مفهوم تسلیم تاکید کردند و اون رو بالاترین مرتبه خود شناسی و عرفان خوانده اند، همین کافیه که بدونیم تسلیم یعنی اینکه از نگرانی در مورد نتیجه چیزها رها هستیم و نتیجه رو به دست خدا سپردیم یا از دیدی علمی تر و یوگایی تر، فقط شاهد محض و بدون واکنش هستیم. این اصل تسلیم یکی دیگر از اصول مهم این تکنیک هست.
من اگه بخوام به صورت عمقی تمام این مفاهیم رو شرح بدم میتونم که 2000 صفحه در موردش کتاب بنویسم ولی باور کنید کافیه همین مفاهیم رو حس کنید و باهاش ارتباط برقرار کنید، قلب خودتون رو باز کنید و تحلیل کردن رو کنار بگذارید تا براتون اثر کنه و گرنه احتمالا 2000 صفحه فلسفه بیشتر هم باعث نمیشه بفهمیدش!
بنا براین اگر مثلا یه جا نشستید و یه فکر و حس منفی اومد، مثلا "چقدر زندگیم سخته" بهش انرژی عشق رو بتابونید و بگید "عاشقتم، لطفا منو ببخش، متشکرم" اینجوری اون فکر و احساس شرمنده محبت شما میشه و در نور عشق محو میشه.
در طول روز هر فکر و حسی اومد اینو بهش بگین، میتونی رو اون حس توی بدنتون متمرکز بشین و این رو بهش بگین، این رو تا جایی ادامه بدین که اون حس متحول بشه و سبک بشین، اگر بعدا دوباره یه بخش دیگه ازش پیدا شدن دوباره پروسه رو تکرار کنید.
همچنین مهمه که هر روز مدت معینی (هرچه بیشتر بهتر) رو مراقبه کنید، ریلکس کنید بنشینید یا دراز بکشید، هر حس و فکری اومد بالا همین کار رو باهاش بکنید، بعد چند ماه تمرین از اینکه چقدر خودتون رو متحول کردید شگفت زده میشین و به شناخت جدیدی از خودتون میرسید، در حال حاظر شناخت ما از خودمون اشتباهه چون ریشه در اون داده های ذهنی داره، اگر چنین مراقبه و پروسه ای به صورت جدی در زندگی دنبال بشه، یه روی به یه جا میرسیم که به هویت واقعی خودمون که روح الهی و ورای محدودیتهاست پی می بریم، این مرتبه هست که بهش میگن خود شناسی، اشراق، رهایی و....
لطفا برای خودتون سوالات مکرر در مورد این تکنیک ایجاد نکنید و فقط شیرجه بزنید توش و پیوسته تمرینش کنید، 24 ساعته و با عشق و نگرشی مثبت، و در تمرین کردنتون متعهد و جدی باشید و فکر کردن به نتیجه اش را هم کاملا رها کنید، آنوقت براتون سریعتر اثر می کنه. حتی اگر مثلا یکدفعه مشکلات زندگی شما حل نشه هم این مسلمه که این تکنیک میتونه به شما صلح و آرامش درونی ببخشه، آرامشی که واری تمام آرامشهای مادیه.
@lightwork1
برای شما دوستان آرزوی زندگی پر از عشق و رحمت الهی دارم
از شما خواهشمندم این مطلب را در تمام شبکه های اجتماعی، ایمیل، تلگرام و... به اشتراک بگذارید چرا که درک و انجام چیزی به این سادگی میتونه دنیا رو کاملا عوض کنه.
نوشته ماهاچیتا باهوروچی
انجمن جیوتی مارگا (راه نور)
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/lightwork1
از محبت دار تختی می شود
وز محبت بار بختی می شود
از محبت سجن گلشن می شود
بی محبت روضه گلخن می شود
از محبت نار نوری می شود
وز محبت دیو حوری می شود
از محبت سنگ روغن می شود
بی محبت موم آهن می شود
از محبت حزن شادی می شود
وز محبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود
وز محبت شیر موشی می شود
از محبت سُقم صحت می شود
وز محبت قهر رحمت می شود
از محبت مرده ، زنده می شود
وز محبت شاه بنده می شود
این محبت هم نتیجه دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست
"کس دیگه ای هم در این مورد چیزی گفته یا فقط همینا بودن؟"
عملا تمام افراد روشن ضمیر، قدیس، خردمند، معنوی، اساتید و... این جزو مهمترین تعالیمشون بوده، خودتون تحقیق کنید!
عملکرد دوم این تکنیک: متوقف کردن تضاد و درگیری ذهنی. وقتی به یه فکر و حالت میگین عاشقتم و متشکرم، اولین چیزی که دیر و زود اتفاق میفته اینه که جنگیدن باهاش رو متوقف می کنید، یادتون باشه این جنگیدن یا همان سرکوب هیچ موقع در طول تاریخ موثر نبوده و همیشه مشکلات درونی و بیرونی رو بیشتر کرده، بنا براین با عشق ورزیدن و تشکر کردن آنچه هست رو بدون قضاوت و جنگیدن می پذیریم، به محض پذیرش یک حالت درونی به صورت کامل و رها کردن خود از درگیری با آن، آن حالت متحول می شود و آن انرژی منفی پاک می شود، چرخه کارما در آن مورد متوقف می شود و در نتیجه اثرات بیرونی آن الگوی فکری مثل بیماری یا مشکلات نیز از بین می روند!
یادتون باشه که قانون معروف جذب هم همیشه میگه که هر آنچه را که در ذهن نگه دارید و روش متمرکز بشید افزایش پیدا میکنه، حالا اگر اون فکر فکر نداری و فقر باشه یا فکر ثروت و فراوانی.
صدها کتاب در مورد اهمیت و اثرات معجزوه وار شکرگذاری نوشته شده ولی همین ضرب المثل معروف که اغلب نفهمیدیمش به خوبی این رو توضیح داده "شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند" هر آنچه را که بر آن متمرکز بشوید افزایش پیدا می کنید. و هر آنچه را که کاملا بپذیرید و رها کنید متحول می شود.
@lightwork1
نکته بعدی اینکه تمام عرفا و مذاهب روی مفهوم تسلیم تاکید کردند و اون رو بالاترین مرتبه خود شناسی و عرفان خوانده اند، همین کافیه که بدونیم تسلیم یعنی اینکه از نگرانی در مورد نتیجه چیزها رها هستیم و نتیجه رو به دست خدا سپردیم یا از دیدی علمی تر و یوگایی تر، فقط شاهد محض و بدون واکنش هستیم. این اصل تسلیم یکی دیگر از اصول مهم این تکنیک هست.
من اگه بخوام به صورت عمقی تمام این مفاهیم رو شرح بدم میتونم که 2000 صفحه در موردش کتاب بنویسم ولی باور کنید کافیه همین مفاهیم رو حس کنید و باهاش ارتباط برقرار کنید، قلب خودتون رو باز کنید و تحلیل کردن رو کنار بگذارید تا براتون اثر کنه و گرنه احتمالا 2000 صفحه فلسفه بیشتر هم باعث نمیشه بفهمیدش!
بنا براین اگر مثلا یه جا نشستید و یه فکر و حس منفی اومد، مثلا "چقدر زندگیم سخته" بهش انرژی عشق رو بتابونید و بگید "عاشقتم، لطفا منو ببخش، متشکرم" اینجوری اون فکر و احساس شرمنده محبت شما میشه و در نور عشق محو میشه.
در طول روز هر فکر و حسی اومد اینو بهش بگین، میتونی رو اون حس توی بدنتون متمرکز بشین و این رو بهش بگین، این رو تا جایی ادامه بدین که اون حس متحول بشه و سبک بشین، اگر بعدا دوباره یه بخش دیگه ازش پیدا شدن دوباره پروسه رو تکرار کنید.
همچنین مهمه که هر روز مدت معینی (هرچه بیشتر بهتر) رو مراقبه کنید، ریلکس کنید بنشینید یا دراز بکشید، هر حس و فکری اومد بالا همین کار رو باهاش بکنید، بعد چند ماه تمرین از اینکه چقدر خودتون رو متحول کردید شگفت زده میشین و به شناخت جدیدی از خودتون میرسید، در حال حاظر شناخت ما از خودمون اشتباهه چون ریشه در اون داده های ذهنی داره، اگر چنین مراقبه و پروسه ای به صورت جدی در زندگی دنبال بشه، یه روی به یه جا میرسیم که به هویت واقعی خودمون که روح الهی و ورای محدودیتهاست پی می بریم، این مرتبه هست که بهش میگن خود شناسی، اشراق، رهایی و....
لطفا برای خودتون سوالات مکرر در مورد این تکنیک ایجاد نکنید و فقط شیرجه بزنید توش و پیوسته تمرینش کنید، 24 ساعته و با عشق و نگرشی مثبت، و در تمرین کردنتون متعهد و جدی باشید و فکر کردن به نتیجه اش را هم کاملا رها کنید، آنوقت براتون سریعتر اثر می کنه. حتی اگر مثلا یکدفعه مشکلات زندگی شما حل نشه هم این مسلمه که این تکنیک میتونه به شما صلح و آرامش درونی ببخشه، آرامشی که واری تمام آرامشهای مادیه.
@lightwork1
برای شما دوستان آرزوی زندگی پر از عشق و رحمت الهی دارم
از شما خواهشمندم این مطلب را در تمام شبکه های اجتماعی، ایمیل، تلگرام و... به اشتراک بگذارید چرا که درک و انجام چیزی به این سادگی میتونه دنیا رو کاملا عوض کنه.
نوشته ماهاچیتا باهوروچی
انجمن جیوتی مارگا (راه نور)
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک👇
https://telegram.me/lightwork1
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
Forwarded from من کیستم؟
" باید به خاطر داشته باشی که قلب عاشق خدا منزلگاه خداوند است . او بدون شک در همه موجودات زنده ساکن است , اما او بویژه خویشتن را در قلب عاشق متجلی میکند . قلب عاشق خدا اتاق پذیرایی خداوند است ."
شری راماکریشنا
شری راماکریشنا
✅ آیا در درمان کارمای درمان شونده به ما بر میگردد؟
مطلب فوق توسط کاربران سایت راه نور در انجمن قرار داده شده است.
@lightwork1
✳️ برکت وافر و عشق بی قید و شرط و بلاعوض خداوند بر همه شما
دوستان عزیزم من تقریبا تازه وارد هستم و یه چند ماه بیشتر نیست که عضو سایتم..
در مورد بحث کارمای انتقال انرژی به دیگران و کمک کردن به دیگران دوس داشتم مشارکت کنم و یه جورایی شاید داستان زندگی من باشه که شاید خالی از لطف نباشه که دوستان پای نوشته هام بشینن..
سال 85 توی بهترین رشته دانشگاهی به عنوان اولین ورودی های اون رشته و بهترین دانشگاه تحصیلم شروع شد .. در مدت تحصیلم با یه خانمی آشنا شدم و عاشق شدم بعد از 2 سال عشق و عاشقی اون خانم ازدواج کرد و رفت و من با مصرف مواد مخدر آشنا شدم و بعد از 7 سال اعتیاد و بدون گرفتن هیچ مدرک دانشگاهی و با از دست دادن خیلی از داشته هام و همراه داشتن لکه ننگ اعتیاد از دانشگاه اخراج شدم ( این داستان غم انگیز زندگی گذشته و پیشینم بود ) ..
اما خداوند لطف بی دریغش رو بار دیگه ای هم شامل حالم کرد و یه فرصت جدید زندگی و تولدی دیگه بمن داد.. پاک شدم و وارد برنامه ای شدم که برای اینکه بتونم فقط زنده باشم! و زندگی کنم و پاک باشم بااااااید به دیگران کمک کنم و به دیگران خدمت کنم.
من در مورد مبحث کارما زیاد آگاهی و اطلاعات ندارم اما یقین دارم و ایمان درونی دارم که هدف اینه که من به دیگران کمک کنم تا بتونم با همه یکی بشم و به وحدت برسم .. امروزه من اگه سر یه دوراهی کمک کردن و کمک نکردن به دیگران قرار بگیرم حتی اگه بدونم کمک کردن به دیگران به ظاهر به ضرر من هم باشه ولی بازهم حتی بیشتر از توانم سعی میکنم به دیگران خدمت کنم.
چون میدونم هدف و پله آخر تمامی برنامه های عرفانی و روحانی اینه که ما در نهایت ابزاری بشیم در دستان خداوند برای کمک کردن به بچه هاش و گرنه تمامی فضایلی که من برای خودم جمع میکنم اگه به دیگران خیری نرسونم پشیزی ارزش نخواهد داشت و حتی این متمایز بودن من و خاص بودنم میتونه حایلی بشه بین من و خداوند و حتی بچه های خداوند..
گیرم که خداوند این قابلیت رو بمن ببخشه که بتونم روی هوا پرواز کنم یا روی آب راه برم و یا اینکه طی الارض کنم و یا اینکه با تمامی موجودات با زبان خودشون تکلم کنم اما اگر دیگران رو دوست نداشته باشم و بهشون خدمت نکنم .. آیا این قابلیت هایی که من پیدا کردم ، بدرد میخورن ؟!!!!!
توی قرآن یه آیه ای هست میگه : " لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون " که معنیش این میشه " که به مرحله بالای پاکی نخواهید رسید مگر اینکه از محبوبترین داشته هایتان انفاق کنید " .. اما سوالی که مطرح میشه اینه که محبوبترین داشته هر انسان چی هست ؟ جان انسان ها . اگه شده برای کمک کردن به دیگران جانم رو هم بدم امیدوارم خداوند این قدرت و این توانایی رو بمن بده که در موقع امتحان بتونم اینکار رو بکنم و ثابت قدم باشم. چون هرکاری که من برای دیگران انجام بدم در واقع برای خودم کردم چون همه ما یکی هستیم و بقول انیشتین " جدایی یه توهمه " ..
و یادم نره که " ما فقط با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آن را حفظ کنیم "
امیدوارم دوستان صحبتهای منو به عنوان نصیحت تلقی نکنن ، صرفا فقط عقیده ام بود.
همه تون رو دوس دارم
⏪ سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک 👇
https://telegram.me/lightwork1
مطلب فوق توسط کاربران سایت راه نور در انجمن قرار داده شده است.
@lightwork1
✳️ برکت وافر و عشق بی قید و شرط و بلاعوض خداوند بر همه شما
دوستان عزیزم من تقریبا تازه وارد هستم و یه چند ماه بیشتر نیست که عضو سایتم..
در مورد بحث کارمای انتقال انرژی به دیگران و کمک کردن به دیگران دوس داشتم مشارکت کنم و یه جورایی شاید داستان زندگی من باشه که شاید خالی از لطف نباشه که دوستان پای نوشته هام بشینن..
سال 85 توی بهترین رشته دانشگاهی به عنوان اولین ورودی های اون رشته و بهترین دانشگاه تحصیلم شروع شد .. در مدت تحصیلم با یه خانمی آشنا شدم و عاشق شدم بعد از 2 سال عشق و عاشقی اون خانم ازدواج کرد و رفت و من با مصرف مواد مخدر آشنا شدم و بعد از 7 سال اعتیاد و بدون گرفتن هیچ مدرک دانشگاهی و با از دست دادن خیلی از داشته هام و همراه داشتن لکه ننگ اعتیاد از دانشگاه اخراج شدم ( این داستان غم انگیز زندگی گذشته و پیشینم بود ) ..
اما خداوند لطف بی دریغش رو بار دیگه ای هم شامل حالم کرد و یه فرصت جدید زندگی و تولدی دیگه بمن داد.. پاک شدم و وارد برنامه ای شدم که برای اینکه بتونم فقط زنده باشم! و زندگی کنم و پاک باشم بااااااید به دیگران کمک کنم و به دیگران خدمت کنم.
من در مورد مبحث کارما زیاد آگاهی و اطلاعات ندارم اما یقین دارم و ایمان درونی دارم که هدف اینه که من به دیگران کمک کنم تا بتونم با همه یکی بشم و به وحدت برسم .. امروزه من اگه سر یه دوراهی کمک کردن و کمک نکردن به دیگران قرار بگیرم حتی اگه بدونم کمک کردن به دیگران به ظاهر به ضرر من هم باشه ولی بازهم حتی بیشتر از توانم سعی میکنم به دیگران خدمت کنم.
چون میدونم هدف و پله آخر تمامی برنامه های عرفانی و روحانی اینه که ما در نهایت ابزاری بشیم در دستان خداوند برای کمک کردن به بچه هاش و گرنه تمامی فضایلی که من برای خودم جمع میکنم اگه به دیگران خیری نرسونم پشیزی ارزش نخواهد داشت و حتی این متمایز بودن من و خاص بودنم میتونه حایلی بشه بین من و خداوند و حتی بچه های خداوند..
گیرم که خداوند این قابلیت رو بمن ببخشه که بتونم روی هوا پرواز کنم یا روی آب راه برم و یا اینکه طی الارض کنم و یا اینکه با تمامی موجودات با زبان خودشون تکلم کنم اما اگر دیگران رو دوست نداشته باشم و بهشون خدمت نکنم .. آیا این قابلیت هایی که من پیدا کردم ، بدرد میخورن ؟!!!!!
توی قرآن یه آیه ای هست میگه : " لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون " که معنیش این میشه " که به مرحله بالای پاکی نخواهید رسید مگر اینکه از محبوبترین داشته هایتان انفاق کنید " .. اما سوالی که مطرح میشه اینه که محبوبترین داشته هر انسان چی هست ؟ جان انسان ها . اگه شده برای کمک کردن به دیگران جانم رو هم بدم امیدوارم خداوند این قدرت و این توانایی رو بمن بده که در موقع امتحان بتونم اینکار رو بکنم و ثابت قدم باشم. چون هرکاری که من برای دیگران انجام بدم در واقع برای خودم کردم چون همه ما یکی هستیم و بقول انیشتین " جدایی یه توهمه " ..
و یادم نره که " ما فقط با درمیان گذاشتن آنچه که داریم میتوانیم آن را حفظ کنیم "
امیدوارم دوستان صحبتهای منو به عنوان نصیحت تلقی نکنن ، صرفا فقط عقیده ام بود.
همه تون رو دوس دارم
⏪ سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
Www.jyoti-marga.in
کانال لایت ورک 👇
https://telegram.me/lightwork1
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
Forwarded from جادو درمانگران شمن
بشوخی سن حقیقی دون خوان را پرسیدم زیرا برای آن طور بالا رفتن از کوه، می بایست جوان و سرحال باشد.
پاسخ داد:
-هر قدر بخواهم جوان هستم. مساله اقتدار شخصی است. اگر تو اقتدار ذخیره کنی بدنت قادر به انجام عملیات غیر قابل تصوری خواهد بود. بر عکس اگر اقتدارت را تلف کنی در مدت کوتاهی تبدیل به پیرمرد فربهی خواهی شد.
🌵دون خوان
🆔 @nagualism
http://uupload.ir/files/m40g_egh.jpg
پاسخ داد:
-هر قدر بخواهم جوان هستم. مساله اقتدار شخصی است. اگر تو اقتدار ذخیره کنی بدنت قادر به انجام عملیات غیر قابل تصوری خواهد بود. بر عکس اگر اقتدارت را تلف کنی در مدت کوتاهی تبدیل به پیرمرد فربهی خواهی شد.
🌵دون خوان
🆔 @nagualism
http://uupload.ir/files/m40g_egh.jpg
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
Photo
کلمات قصار " من هستم " از آنامالای سوامی
همینقدر کافی است که "من هستم" را ، خویش واقعی خود را که همه چیز و همه را در بر میگیرد هرگز فراموش نکنید .
در هر لحظه فقط یک انتخاب واقعی دارید : هشیار بودن "من هستم" یا هویت یافتن با جسم و ذهن .
مسئولیت شما در این زندگی فقط مقیم گشتن به عنوان " من هستم " و نگران نبودن از رویدادهای خارجی که شما هیچ کنترلی بر آنها ندارید است .
آن " من هستم " در همه حاضر است و فقط برای آنانی که این تعالیم ویژه و استاد معنوی {Guru} را دنبال میکنند منحصر نیست .
ازآنجاییکه هیچچیز دیگری به جز آن خویش وجود ندارد، شدتی که با آن "من هستم " را مدیتیشن میکنید شما را به خویش واقعی شما خواهد برد .
از کتاب : LWB
I AM QUOTES OF ANNAMALAI SWAMI
It is enough to never forget ‘I am’, your real Self which is
everything and all inclusive.
In every moment you only have one real choice: to be aware ‘I am’ or to identify with the body and mind.
Your responsibility in this life is only to abide as ‘I am’ and not worry about the outer events over which you have no control.
The ‘I am’ is present in all and not confined only to those who follow this particular teaching and Guru.
The intensity with which you meditate ‘I am’ will take you to your real Self as there is nothing else other than it.
- LWB
کانال وحدت وجود
https://telegram.me/Niassargadatta
کانال لایت ورک
https://telegram.me/lightwork1
همینقدر کافی است که "من هستم" را ، خویش واقعی خود را که همه چیز و همه را در بر میگیرد هرگز فراموش نکنید .
در هر لحظه فقط یک انتخاب واقعی دارید : هشیار بودن "من هستم" یا هویت یافتن با جسم و ذهن .
مسئولیت شما در این زندگی فقط مقیم گشتن به عنوان " من هستم " و نگران نبودن از رویدادهای خارجی که شما هیچ کنترلی بر آنها ندارید است .
آن " من هستم " در همه حاضر است و فقط برای آنانی که این تعالیم ویژه و استاد معنوی {Guru} را دنبال میکنند منحصر نیست .
ازآنجاییکه هیچچیز دیگری به جز آن خویش وجود ندارد، شدتی که با آن "من هستم " را مدیتیشن میکنید شما را به خویش واقعی شما خواهد برد .
از کتاب : LWB
I AM QUOTES OF ANNAMALAI SWAMI
It is enough to never forget ‘I am’, your real Self which is
everything and all inclusive.
In every moment you only have one real choice: to be aware ‘I am’ or to identify with the body and mind.
Your responsibility in this life is only to abide as ‘I am’ and not worry about the outer events over which you have no control.
The ‘I am’ is present in all and not confined only to those who follow this particular teaching and Guru.
The intensity with which you meditate ‘I am’ will take you to your real Self as there is nothing else other than it.
- LWB
کانال وحدت وجود
https://telegram.me/Niassargadatta
کانال لایت ورک
https://telegram.me/lightwork1
Telegram
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.
آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه
ادمین :
@reza809
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
Photo
"یک چیز" وجود دارد –
او پیش از آنکه زمین و آسمانها بوجود بیایند وجود داشت،
و مدتها پس از آنکه آنها ناپدید شده باشند نیز وجود خواهد داشت .
آسمانها و زمین میتوانند هزاران بار پدیدار شوند و هزاران بار نابود شوند، اما این "یک چیز" بههیچوجه تغییر نخواهد کرد .
این "یک چیز" به طور غیر قابل درکی عظیم است . تمامی گیتی فقط ذره قطرهای از آب، در مقایسه با این اقیانوس است .
این "یک چیز" به طور غیر قابل درکی درخشانتر از میلیاردها خورشید و ماه است، و بطور پیوستهای بر همه چیز نورافشانی میکند . این نور مطلقاً بزرگ ، فراتر از نور و تاریکی است، و با اینوصف همه آنچه را که وجود دارد نورانی میکند .
این "یک چیز" فراتر از توصیف ، فراتر از تمیز دادن است، و او مطلق است . اما حتی واژه "مطلق" نیز کاملاً نامناسب برای توصیف کردن او است . نامیدن " یک چیز " ، دروغ گفتن است، زیراکه "یک چیز " فقط نامی است، و به طور وحشتناکی نام نامناسبی است . همه بوداهای گیتی میتوانستند ابدیتی را برای توصیف کردن او سپری کنند، اما چنین تلاشی میتوانست بیاهمیت باشد .
اگر تو میبودی که به روشنشدگی برسی، آنگاه خود تو نیز میتوانستی بشناسی؛
اما هرگز قادر نبودی تا او را برای هر کسی توضیح دهی .
این "یک چیز"، توسط آنانی که به روشنشدگی نائل گشتهاند "بودا" نامیده میشود .
او فراتر از جان کندن زندگی و مرگ است، و آنانی که او را میشناسند برای باقی ابدیت آزاد – جریان میشوند . اما آنانی که برای این "یک چیز" به روشنشدگی نائل نگشتهاند به تقلا و رنج کشیدن در دریای زندگی و مرگ ، در چرخه همیشگی چهار شکل تولد و شش عالم موجودات آگاه ادامه میدهند .
حتی کوچکترین شکل از زندگی ، این "یک چیز" را در بر میگیرد . هر دو، هم بودای روشنایی یافته و هم مورچه ای دارای او هستند . تنها تفاوت میان آنها این است که یکی او را میشناسد و دیگری نمیشناسد .
او آنچنان درخشان و شگفتانگیز است که حتی بودا و پدرسالار بودای ذن در چین {Bodhidharma} وقتی که چشمهای خود را بلند کنند نمیتوانند به او نگاه کنند . آنها میتوانند دهان خود را باز کنند، اما نمیتوانند او را توصیف کنند . آنها و همه پدرسالاران ذن ، در رویارویی با او فقط کور و کر میشوند .
همه آنچه که انسان میتواند عملی کند روشنایی یافتن برای او است، و آنگاه کاملاً
آزاد –جریان در او شود .
تونگ سونگ چول (1912 - 1993)، یکی از بزرگترین استادان ذن در قرن گذشته میلادی بوده است که بودای زنده کره نیز نامیده میشود .
کانال وحدت وجود
https://telegram.me/Niassargadatta
کانال لایت ورک
@lightwork1
.
او پیش از آنکه زمین و آسمانها بوجود بیایند وجود داشت،
و مدتها پس از آنکه آنها ناپدید شده باشند نیز وجود خواهد داشت .
آسمانها و زمین میتوانند هزاران بار پدیدار شوند و هزاران بار نابود شوند، اما این "یک چیز" بههیچوجه تغییر نخواهد کرد .
این "یک چیز" به طور غیر قابل درکی عظیم است . تمامی گیتی فقط ذره قطرهای از آب، در مقایسه با این اقیانوس است .
این "یک چیز" به طور غیر قابل درکی درخشانتر از میلیاردها خورشید و ماه است، و بطور پیوستهای بر همه چیز نورافشانی میکند . این نور مطلقاً بزرگ ، فراتر از نور و تاریکی است، و با اینوصف همه آنچه را که وجود دارد نورانی میکند .
این "یک چیز" فراتر از توصیف ، فراتر از تمیز دادن است، و او مطلق است . اما حتی واژه "مطلق" نیز کاملاً نامناسب برای توصیف کردن او است . نامیدن " یک چیز " ، دروغ گفتن است، زیراکه "یک چیز " فقط نامی است، و به طور وحشتناکی نام نامناسبی است . همه بوداهای گیتی میتوانستند ابدیتی را برای توصیف کردن او سپری کنند، اما چنین تلاشی میتوانست بیاهمیت باشد .
اگر تو میبودی که به روشنشدگی برسی، آنگاه خود تو نیز میتوانستی بشناسی؛
اما هرگز قادر نبودی تا او را برای هر کسی توضیح دهی .
این "یک چیز"، توسط آنانی که به روشنشدگی نائل گشتهاند "بودا" نامیده میشود .
او فراتر از جان کندن زندگی و مرگ است، و آنانی که او را میشناسند برای باقی ابدیت آزاد – جریان میشوند . اما آنانی که برای این "یک چیز" به روشنشدگی نائل نگشتهاند به تقلا و رنج کشیدن در دریای زندگی و مرگ ، در چرخه همیشگی چهار شکل تولد و شش عالم موجودات آگاه ادامه میدهند .
حتی کوچکترین شکل از زندگی ، این "یک چیز" را در بر میگیرد . هر دو، هم بودای روشنایی یافته و هم مورچه ای دارای او هستند . تنها تفاوت میان آنها این است که یکی او را میشناسد و دیگری نمیشناسد .
او آنچنان درخشان و شگفتانگیز است که حتی بودا و پدرسالار بودای ذن در چین {Bodhidharma} وقتی که چشمهای خود را بلند کنند نمیتوانند به او نگاه کنند . آنها میتوانند دهان خود را باز کنند، اما نمیتوانند او را توصیف کنند . آنها و همه پدرسالاران ذن ، در رویارویی با او فقط کور و کر میشوند .
همه آنچه که انسان میتواند عملی کند روشنایی یافتن برای او است، و آنگاه کاملاً
آزاد –جریان در او شود .
تونگ سونگ چول (1912 - 1993)، یکی از بزرگترین استادان ذن در قرن گذشته میلادی بوده است که بودای زنده کره نیز نامیده میشود .
کانال وحدت وجود
https://telegram.me/Niassargadatta
کانال لایت ورک
@lightwork1
.
کدام را انتخاب میکنید؟
کاشتن (1)
👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍100%
کشتن
▫️0%
🕴 تعدادکل رای ها: 1
کاشتن (1)
👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍100%
کشتن
▫️0%
🕴 تعدادکل رای ها: 1
Forwarded from 🎼موسیقی های مقدس🎼
Audio
#بیکلام
#آرامش_بخش
#موزیک_مدیتیشن
#موسیقیهای_مقدس
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال موسیقیهای مقدس👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz-fL7Cv5GF5MC1jXw
#آرامش_بخش
#موزیک_مدیتیشن
#موسیقیهای_مقدس
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال موسیقیهای مقدس👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz-fL7Cv5GF5MC1jXw
✅ معرفی سیستم شفابخشی شمنی
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
#آمادئوس یک سیستم درمانی و شفابخشی قوی و مبتنی بر انرژی است که از عشق خداوند و یک مجموعه از سمبل های باستانی به عنوان ابزاری برای انتقال انرژی استفاده می کند. این سمبل ها چند بعدی هستند و بدین ترتیب هم در کاربردشان خاص هستند هم طیف وسیعی در حوزه خود دارند. با اینکه این سیستم از برخی جهات شبیه ریکی است، یعنی مراکز انرژی را در بدن متعادل می کند، اما سمبل های آمادئوس نسبت به سمبل هایی که در ریکی استفاده می شود کاربردهای خاص تری دارد.
این سیستم بر اساس عبور انرژی از یک کانالی که بین انسان و منبع الهی ایجاد می شود استوار است، به عبارت دیگر یک "دروازه باز" برای عشق الهی است که در وجود ما از طریق چاکرای قلب کار می کند. این کانال با تکرار یک ذکر خاص برای سه بار فعال می شود و با یک تکنیک تنفسی که با تصویر سازی قوی ترکیب می شود ادامه پیدا می کند. یادگیری این تکنیک بنیادین بسیار ساده و آسان است.
آمادئوس را می توان مانند ریکی و دیگر روشهای درمانی از فاصله دور ارسال کرد و نیز می توان به موازات دیگر روشهای درمانی از آن بهره برد. استاد فقط کانالی برای افاضه عشق الهی است و به همین دلیل است که آمادئوس به سیستم انرژی مبتنی بر قلب معروف است. این انرژی درمانی از طریق قصد و نیت و همسویی با انرژی های الهی و سمبل ها طرح و برنامه ریزی شده است.
آمادئوس در موقعیت ها و شرایط گوناگون بکار می رود که به شرح زیر است:
🔹- فرایند درمان و شفابخشی برای خود و دیگران
🔸- درمان از راه دور
🔹- درمان وضعیت های فوری و اضطراری
🔸- درمان حیوانات، پرندگان و گیاهان
🔹- پاکسازی غذا، آب، دارو و غیره
🔸- سبب درمان و شفابخشی فیزیکی و احساسی قلب می شود.
🔹- در روز تولدتان یک هدیه معنوی دریافت می کنید.
🔸- در هنگام خواب اطلاعات معنوی دریافت می کنید.
🔹- خاطره زندگی ها یا سفرهای قبلی را در سوابق آکاشیک یادآوری می کند.
🔸- کره زمین را شفا می بخشد..
و موارد تخصصی دیگری که در جزوه آموزش کاملا توضیح داده شده است.
کانال لایتورک تنها کانال تلگرامی در معرفی شیوه های جدید ، متنوع و امن درمانگری
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
#آمادئوس یک سیستم درمانی و شفابخشی قوی و مبتنی بر انرژی است که از عشق خداوند و یک مجموعه از سمبل های باستانی به عنوان ابزاری برای انتقال انرژی استفاده می کند. این سمبل ها چند بعدی هستند و بدین ترتیب هم در کاربردشان خاص هستند هم طیف وسیعی در حوزه خود دارند. با اینکه این سیستم از برخی جهات شبیه ریکی است، یعنی مراکز انرژی را در بدن متعادل می کند، اما سمبل های آمادئوس نسبت به سمبل هایی که در ریکی استفاده می شود کاربردهای خاص تری دارد.
این سیستم بر اساس عبور انرژی از یک کانالی که بین انسان و منبع الهی ایجاد می شود استوار است، به عبارت دیگر یک "دروازه باز" برای عشق الهی است که در وجود ما از طریق چاکرای قلب کار می کند. این کانال با تکرار یک ذکر خاص برای سه بار فعال می شود و با یک تکنیک تنفسی که با تصویر سازی قوی ترکیب می شود ادامه پیدا می کند. یادگیری این تکنیک بنیادین بسیار ساده و آسان است.
آمادئوس را می توان مانند ریکی و دیگر روشهای درمانی از فاصله دور ارسال کرد و نیز می توان به موازات دیگر روشهای درمانی از آن بهره برد. استاد فقط کانالی برای افاضه عشق الهی است و به همین دلیل است که آمادئوس به سیستم انرژی مبتنی بر قلب معروف است. این انرژی درمانی از طریق قصد و نیت و همسویی با انرژی های الهی و سمبل ها طرح و برنامه ریزی شده است.
آمادئوس در موقعیت ها و شرایط گوناگون بکار می رود که به شرح زیر است:
🔹- فرایند درمان و شفابخشی برای خود و دیگران
🔸- درمان از راه دور
🔹- درمان وضعیت های فوری و اضطراری
🔸- درمان حیوانات، پرندگان و گیاهان
🔹- پاکسازی غذا، آب، دارو و غیره
🔸- سبب درمان و شفابخشی فیزیکی و احساسی قلب می شود.
🔹- در روز تولدتان یک هدیه معنوی دریافت می کنید.
🔸- در هنگام خواب اطلاعات معنوی دریافت می کنید.
🔹- خاطره زندگی ها یا سفرهای قبلی را در سوابق آکاشیک یادآوری می کند.
🔸- کره زمین را شفا می بخشد..
و موارد تخصصی دیگری که در جزوه آموزش کاملا توضیح داده شده است.
کانال لایتورک تنها کانال تلگرامی در معرفی شیوه های جدید ، متنوع و امن درمانگری
✅ تاریخچه سیستم درمانی شمنی
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809
🔹 "آمادئوس" 🔹
@lightwork1
" زندگی عشق و شفابخشی است. هرچیز دیگری فقط انتظار است". آلبرتو آگواس
#آمادئوس یک تکنیک انرژی درمانی است که در 6000 سال گذشته توسط سرخپوست های گائورانی استفاده می شده است. آنها در اعماق جنگلهای آمازون و در بـرزیل مـرکزی زندگی می کردند. آنها دارای یکی از قدیمی ترین فرهنگ های موجود در جهان امروز هستند.
برطبق سیستم اعتقادی این سرخپوستان اصلا چیزی به نام "بیماری" وجود ندارد. از نظر آنان همه چیز روح ( شعور و آگاهی ) است و این نیروهای بیرونی هستند که سبب ایجاد ناهماهنگی و عدم تعادل می شوند. وقتی نیروهای بیرونی (مثل یک روح یا انرژی ناخواسته ) از بین برود، اثر آن از بدن فیزیکی آزاد خواهد شد و دوباره تعادل به بدن بازخواهد گشت. شمن های گائورانی علم کارکردن با انرژی را دارند و از آن هنگام کارهای درمانی می کنند و می دانند که این قدرت از یک منبع بزرگتر واحدی می آید. کلماتی که برای لفظ خدا استفاده می کنند قابل تبدیل است و معتقدند که این "عشق" است که قدرت شفابخشی و درمان دارد و آنها فقط "کانال ها" یا انتقال دهندگان این انرژی شفابخش هستند.
طبق استانداردهای زندگی غربی، سبک زندگی سرخپوستان گائورانی در جنگلهای بارانی برزیل یک زندگی ابتدایی است، با اینحال کارهای درمانی آنها (حتی ساده ترینش) کاربردی جامع و وسیع دارد.
ایراپورو (Irapuru) پرنده مقدس جنگل آمازون، حیوان قبیله و راهنمای معنوی است و هنوز نیز وقتی که می خواهند از این شکل درمانی استفاده کنند او را صدا می زنند. سادگی، کلید اصلی سیستم آمادئوس است و تاثیر خود را در طی هزاران سال ثابت کرده است.
این سیستم درمانی اولین بار توسط آلبرتو آگواس به غرب آورده شد. او نسل
سوم درمانگران برزیلی است. مادر و پدربزرگش پزشک بودند و انرژی درمانی نیز می کردند و آلبرتو در بیشتر دوران حیاتش شاهد شفابخشی و درمان های زیاد و روشهای مختلف ارسال این درمان ها بوده است. خانواده او برای چندین نسل درمیان مردم گائورانی زندگی می کردند واگر آنها نیاز به مراقبت های پزشکی داشتند برایشان تهیه می کردند و در نتیجة تلاش خانواده آلبرتو برای سرخپوستان، احترامی متقابل بین شمن های قبیله ای و پزشکان بوجود آمد. بدین ترتیب، شمن ها روش های درمانی شان را با آنها تقسیم کردند و از طریق همین ارتباط معتمدانه این روش درمانی اشاعه پیدا کرد.
البته احتمالا بخش کوچکی از تعالیم آنها در این سیستم یافت می شود، زیرا شمن های گائورانی باید برای سالهای زیادی در زمینه این هنرِ درمانی آموزش ببینند. حتی وقتی که آلبرتو با آنها زندگی می کرد، به کودکان 6 ساله تعلیم می دادند تا جراحی روانی انجام دهند. البته از بین آنان فقط کسانی که حس قوی تری برای انجام کار درمانی داشتند این کار را برای سالیان بعد ادامه می دادند. طبق سخنان آلبرتو، از او فقط یکبار خواسته شد که این تکنیک مقدس را برای یک دوست انجام دهد. این کار برای آلبرتو خیلی جالب بود زیرا باوجود اینکه عمل درمان را از کودکی شروع نکرده بود اما این عمل جراحی خیلی نرم و راحت برای آن شخص انجام شده بود.
بعدها آلبرتو به مدت 8 سال به سرخپوستان گائورانی دسترسی داشت و روشهای درمانی آنها را به شکلی وسیع مطالعه نمود. سرخپوستان او را به عنوان مرد عشق و کمال و کانال بزرگی از انرژی می دانستند. او همچنین بسیار تحصیل کرده بود و هفت زبان می دانست. با تصویب افراد قبیله آلبرتو تدریس نحوه استفاده از انرژی را که از آنها آموخته بود را در کلاسهایش شروع کرد و در مدت ده سال آخر عمرش به این کار مشغول بود. او با سفر به دور دنیا، برای سخنرانی ها، خدمات درمانی و کارگاه هایش معروف شد و ماموریت او این بود که عشق و تکنیک درمانی سرخپوستان گائورانی را برای جهانیان به ارمغان آورد.
ازآنجایی که سرخپوستان زبان مکتوب ندارند و زبان پرتغالی زبان رایج در برزیل است، آلبرتو تصمیم گرفت که نام این سیستم درمانی را "آما دئوس" بگذارد که به پرتغالی به معنای " من خدا را دوست دارم" می باشد. (عبارت آمادئوس از ریشه لاتینی گرفته شده که به معنی دوست داشتن خداست).
آلبرتو آگواس تا زمان مرگش در سال 1992 این روش درمانی مقدس و قابل اعتماد را انجام میداد. طبق گفته او هدفش در زندگی این بود: " در هرکاری که انجام می دهم سعی می کنم درمان را وارد آن کنم".
کانال لایت ورک ( کار با نور )
در صورت تمایل به دریافت این همسویی و کسب اطلاعات بیشتر بر روی 👇 کلیک کنید
ارتباط با ادمین
🆔 @reza809