کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
بهاگاواد گیتا.pdf
5 MB
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
📚 #ﺑﻬﺎﻭﺍﮔﺎﺩ_ﮔﯿﺘﺎ
✍🏻 آ.چ بهاکتی ودانتا سوامی پرابهوپادا
📝 ﺑﻬﺎﻭﺍﮔﺎﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺧﺮﺩ ﻭﺩﺍﯾﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺐ ﻣﻬﻢ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﮔﺮﺍﻣﯿﺘﺮﯾﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﺰﺩ ﻫﻨﺪﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺗﺮﺟﻤﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ « ﺩﺍﺭﺍﺷﮑﻮﻩ» ﺩﺭ ﺳﺪﻩ ۱۳، ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺑﻬﺎﺭﺍﺗﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ .
🔵 ﺑﻬَﮕَﻮَﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﯾﺎ ﺑﻬﺎﮔﺎﻭﺍﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭﺁﻣﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﻫﻨﺪﯼ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﺎﺑﻬﺎﺭﺍﺗﺎ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﮐﻠﻤﻪٔ ﺑﻬَﮕَﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﮔﯿﺘﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﻧﻐﻤﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺷﺎﻣﻞ ۱۸ ﻓﺼﻞ ﻭ ﺩﺭﺑﺮﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﺣﺪﻭﺩ ۷۰۰ ﺑﯿﺖ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮﯼ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ (ﻫﺒﻮﻁ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ) ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻧﺒﺮﺩ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻭ ﻋﻈﯿﻢ ﮐﻮﺭﻭﺷـِﺘﺮﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺑﺮ ﻫﻨﺪ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﻤﺎﻧﮕﯿﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺍﺯ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﺸﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﻧﺰﺟﺎﺭ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﻫﻤﺪﻡ ﻭﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻔﯽ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﻻﯾﻞ ﻏﺼﻪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ، ﻭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻫﻤﭽﻮﻥﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺟﻬﺎﻥ، ﺭﻭﺡ، ﻋﻤﻞ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ، ﺭﺍﻩﻫﺎﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﯾﻮﮔﺎ ﻭﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻞ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﺘﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﺟﻨﮓ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎﯼ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻫﻢ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎ ﺯﺩﻭﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻟﺮﺩ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﺑﻪ ﻭﯼ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺸﺘﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺭﺗﺸﯿﺎﻥ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﭘﺪﺭ ﺟﺪ ﻋﺰﯾﺰﺵ ﺑﯿﺸﻤﺎ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺤﺒﻮﺑﺶ ﺩﻭﺭﻭﻧﺎﭼﺎﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ دهد .
▁▂▃▄ @ketabnayab ▄▃▂▁
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
✍🏻 آ.چ بهاکتی ودانتا سوامی پرابهوپادا
📝 ﺑﻬﺎﻭﺍﮔﺎﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺧﺮﺩ ﻭﺩﺍﯾﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺐ ﻣﻬﻢ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﮔﺮﺍﻣﯿﺘﺮﯾﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﺰﺩ ﻫﻨﺪﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺗﺮﺟﻤﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ « ﺩﺍﺭﺍﺷﮑﻮﻩ» ﺩﺭ ﺳﺪﻩ ۱۳، ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺑﻬﺎﺭﺍﺗﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ .
🔵 ﺑﻬَﮕَﻮَﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﯾﺎ ﺑﻬﺎﮔﺎﻭﺍﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭﺁﻣﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﻫﻨﺪﯼ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﺎﺑﻬﺎﺭﺍﺗﺎ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﮐﻠﻤﻪٔ ﺑﻬَﮕَﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﮔﯿﺘﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﻧﻐﻤﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺷﺎﻣﻞ ۱۸ ﻓﺼﻞ ﻭ ﺩﺭﺑﺮﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﺣﺪﻭﺩ ۷۰۰ ﺑﯿﺖ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮﯼ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ (ﻫﺒﻮﻁ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ) ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻧﺒﺮﺩ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻭ ﻋﻈﯿﻢ ﮐﻮﺭﻭﺷـِﺘﺮﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺑﺮ ﻫﻨﺪ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﻤﺎﻧﮕﯿﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺍﺯ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﺸﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﻧﺰﺟﺎﺭ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﻫﻤﺪﻡ ﻭﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻔﯽ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﻻﯾﻞ ﻏﺼﻪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ، ﻭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻫﻤﭽﻮﻥﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺟﻬﺎﻥ، ﺭﻭﺡ، ﻋﻤﻞ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ، ﺭﺍﻩﻫﺎﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﯾﻮﮔﺎ ﻭﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻞ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﺘﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﺟﻨﮓ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎﯼ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻫﻢ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎ ﺯﺩﻭﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻟﺮﺩ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﺑﻪ ﻭﯼ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺸﺘﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺭﺗﺸﯿﺎﻥ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﭘﺪﺭ ﺟﺪ ﻋﺰﯾﺰﺵ ﺑﯿﺸﻤﺎ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺤﺒﻮﺑﺶ ﺩﻭﺭﻭﻧﺎﭼﺎﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ دهد .
▁▂▃▄ @ketabnayab ▄▃▂▁
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Telegram
attach 📎
🙇 انجام ای اف تی برای یادگیری زبان 🙇
@lightwork1
✅
ای اف تی برای پیشرفت در یاد گیری زبانی دیگر ( انگلیسی یا ... ) :
این هم پیشکش ِ من به شما عزیزان ِ راه نور برای تبریک ِ سال نو . یا محول الحول ولاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال ، که ما چه درک کرده باشیم چه در راه ِ درک کردنش با مشکلاتی در حال ِ دست و پنجه نرم کردن باشیم ، لایقیم بر بهترین های کائنات .
جایی ساکت بیابید و مطمئن شوید حداقل سی دقیقه کسی مزاحمتان نمیشود . این سناریو را جلوی خود قرار داده در حالیکه روبروی آیینه ای به ضربه زدن به نقاط کلیدی بدنتان مشغولید ، جمله ها را تا آنجا که میتوانید با احساس و درک ِ مفهوم بیان کنید. یادتان باشد که به هر نقطه از محلهای کلیدی یا مریدین بدن، همیشه و همیشه حداقل پنج تا هفت بار ضربه ی پیاپی و آرام وارد کرده باشید ، بعد به نقطه ی بعدی بروید ( در اینجا جمله ها به گونه ای انتخاب شده که شما خیلی بیشتر از پنج تا هفت بار به هر نقطه ضربه وارد کنید ، پس نیازی به شمارش ندارید !). قبل از پیاده کردن ِ سناریوی زیر ، متن را یکی دو بار کامل بخوانید و از نقاط ِ ضربه زدن و نحوه ی کار مطلع شوید و سپس اقدام به بازسازی ِ سناریو و انجام ِ آن کنید . این شما را مطمئن تر به پیش میبرد گواینکه در انجام ِ این سناریو هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد و حتی اگر با وقفه نیز آن را به انجام رسانید کاملا همه چیز درست و خوب انجام میگردد. پس از اینکه برای ای اف تی آماده شدید ، درجه ی مشکل ِ خود را اندازه بگیرید . به این فکر کنید که از یادنگرفتن ِ این زبان چه سوذهایی تا کنون عایدتان شده !؟ تعجب نکنید . واقعا به این مورد فکر کنید که از یاد نگرفتن ِ زبانی دیگر ، وجودتان میخواسته از چه خطر و چه ناامنی یی ، یا چه ناراحتی هایی شما را در وضعیت ِ امن و راحتی ، قرار دهد ؟ تا به حال چه باورهایِ غلطی از شما را در این زمینه به مرحله ی اجرا درآورده تا به خودتان ثابت کنید : " دیدی راست میگفتم ؟ من خودم خودم رو میشناسم دیگه " .
با دقت به این مثال توجه کنید و عمق ِ هوشمندی ِ ذهنیات و ارتباط ِ آن را با سیستم ِ ایمنی و توانایی ِ بدنتان متوجه شوید : شخصی به اجبار و از روی مصلحت برای آسایش ِ بیشترِ کل ِ خانواده ی خود ، جلای وطن کرد . از سالِ اول ِ ورود به آهستگی به دردهای بی شماری دچار گشت من جمله به مرض ِ " یادنگرفتن ِ زبان ِ کشور ِ مهاجرت کرده "! هر چه بیشتر میخواند کمتر میفهمید و هر چه روزها میگذشت ، تندرستی اش بیش از پیش در معرض ِ خطر میافتاد ؛ و عجیب این بود که هر گاه برای مدتی کوتاه به وطن برمیگشته ، دردهایش رنگ میباختند و از شادابی و سرحالی ِ خاصی ، دوباره جان ِ رفته را بدست میاورده! ولی دوباره پس از برگشت به محل ِ انتخابی ِ زندگی ِ جدیدش ، همه چیز آغاز میشده! آن دردها اضطرابها ، ناآرامیها ! تا اینکه بلاخره یک روز از خود می پرسد : آیا واقعا سزای گذشتن ِ از خود این است که دیگر رنگ ِ سعادت و نیکبختی را در زندگی ِ شخصی نبینی و به خاطر ِ دیگرانی که دوستشان داشتی و داری ، خود را اینگونه عاجز و دردمند بیابی؟! و پس از ادراک بر این مطلب که باید راهی برای رهایی باشد ، به دنبال ِ راهی و جوابی میگردد ؛ به الطبع و به اجبار ِ حقانیت ِ حق ، در اینگونه موارد ، کائنات موظف است چیزی را که از او طلب کرده اند ، بی چون و چرا ، با نظمی باورنکردنی در اختیار ِ طالب قرار دهد ! پس همه چیز به سوی ِ فرد ِمورد ِ نظر میآید تا او را با نحوه ی جدید ِ جذب ِ توانایی هایش آشنا سازد و به تور کسانی بخورد که میتوانند راهی را که طلب کرده نشانش دهند. بدین گونه بوده که با هم زمانی ِ دیدار با آنچه که باید روبرو میشده و میشنیده ، آشنا گشته و دریافته که بدن ِ بیچاره ی او در تمام ِ این ایام درحال ِ ساختن ِ موقعیتهایی بوده که او را دوباره به وطنش برگرداند تا شاد باشد!!!!
یادنگرفتن ِ زبانی بیگانه ، دردها و امراض ، ناراحتی های پیاپی ِ ذهنی و جسمی و روحی اش ،همه و همه از یک باور نشات میگرفتند و مانند ِ خون این پیغام را به تمامی ِ بدن و دنیای ِ درون و برونش مخابره میکردند : " من از زندگی در این کشور ناراضیم . " بنابراین وجود ِ فرد ، تمامی ِ سعی ِ خود را به کار گرفته بوده که وضعیت ِ ماندن در کشوری غریب را برای او برهم زند شاید که او ، بدون ِ مورد ِ سرزنش قرار گرفتن ِ خاص و عام و بدون اینکه کسی او را مقصر بشمارد و به او بگوید " تقصیر ِ توست که نمیخواهی در این کشور بمانی " ، وجودش به او یاری میرسانده تا خواسته ی ترک ِ کشور ِ جدید را برایش به نحوی که فکر میکرده صحیح است ، عملی سازد !!! پس از چند مشاوره و دریافت ِ ریشه ی مشکل ، فرد خود را روی مثبت بودن ، دریافت انرژیهای نورانی ، تمرینات و تکنیکهای خودباوری باز گذاشت و جالب اینکه پس از مدتی ضربه زدن و پیاده کردن سناریوهای مختلف بر روی مشکل ِ اصلی ، خودبخود چندین مش
@lightwork1
✅
ای اف تی برای پیشرفت در یاد گیری زبانی دیگر ( انگلیسی یا ... ) :
این هم پیشکش ِ من به شما عزیزان ِ راه نور برای تبریک ِ سال نو . یا محول الحول ولاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال ، که ما چه درک کرده باشیم چه در راه ِ درک کردنش با مشکلاتی در حال ِ دست و پنجه نرم کردن باشیم ، لایقیم بر بهترین های کائنات .
جایی ساکت بیابید و مطمئن شوید حداقل سی دقیقه کسی مزاحمتان نمیشود . این سناریو را جلوی خود قرار داده در حالیکه روبروی آیینه ای به ضربه زدن به نقاط کلیدی بدنتان مشغولید ، جمله ها را تا آنجا که میتوانید با احساس و درک ِ مفهوم بیان کنید. یادتان باشد که به هر نقطه از محلهای کلیدی یا مریدین بدن، همیشه و همیشه حداقل پنج تا هفت بار ضربه ی پیاپی و آرام وارد کرده باشید ، بعد به نقطه ی بعدی بروید ( در اینجا جمله ها به گونه ای انتخاب شده که شما خیلی بیشتر از پنج تا هفت بار به هر نقطه ضربه وارد کنید ، پس نیازی به شمارش ندارید !). قبل از پیاده کردن ِ سناریوی زیر ، متن را یکی دو بار کامل بخوانید و از نقاط ِ ضربه زدن و نحوه ی کار مطلع شوید و سپس اقدام به بازسازی ِ سناریو و انجام ِ آن کنید . این شما را مطمئن تر به پیش میبرد گواینکه در انجام ِ این سناریو هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد و حتی اگر با وقفه نیز آن را به انجام رسانید کاملا همه چیز درست و خوب انجام میگردد. پس از اینکه برای ای اف تی آماده شدید ، درجه ی مشکل ِ خود را اندازه بگیرید . به این فکر کنید که از یادنگرفتن ِ این زبان چه سوذهایی تا کنون عایدتان شده !؟ تعجب نکنید . واقعا به این مورد فکر کنید که از یاد نگرفتن ِ زبانی دیگر ، وجودتان میخواسته از چه خطر و چه ناامنی یی ، یا چه ناراحتی هایی شما را در وضعیت ِ امن و راحتی ، قرار دهد ؟ تا به حال چه باورهایِ غلطی از شما را در این زمینه به مرحله ی اجرا درآورده تا به خودتان ثابت کنید : " دیدی راست میگفتم ؟ من خودم خودم رو میشناسم دیگه " .
با دقت به این مثال توجه کنید و عمق ِ هوشمندی ِ ذهنیات و ارتباط ِ آن را با سیستم ِ ایمنی و توانایی ِ بدنتان متوجه شوید : شخصی به اجبار و از روی مصلحت برای آسایش ِ بیشترِ کل ِ خانواده ی خود ، جلای وطن کرد . از سالِ اول ِ ورود به آهستگی به دردهای بی شماری دچار گشت من جمله به مرض ِ " یادنگرفتن ِ زبان ِ کشور ِ مهاجرت کرده "! هر چه بیشتر میخواند کمتر میفهمید و هر چه روزها میگذشت ، تندرستی اش بیش از پیش در معرض ِ خطر میافتاد ؛ و عجیب این بود که هر گاه برای مدتی کوتاه به وطن برمیگشته ، دردهایش رنگ میباختند و از شادابی و سرحالی ِ خاصی ، دوباره جان ِ رفته را بدست میاورده! ولی دوباره پس از برگشت به محل ِ انتخابی ِ زندگی ِ جدیدش ، همه چیز آغاز میشده! آن دردها اضطرابها ، ناآرامیها ! تا اینکه بلاخره یک روز از خود می پرسد : آیا واقعا سزای گذشتن ِ از خود این است که دیگر رنگ ِ سعادت و نیکبختی را در زندگی ِ شخصی نبینی و به خاطر ِ دیگرانی که دوستشان داشتی و داری ، خود را اینگونه عاجز و دردمند بیابی؟! و پس از ادراک بر این مطلب که باید راهی برای رهایی باشد ، به دنبال ِ راهی و جوابی میگردد ؛ به الطبع و به اجبار ِ حقانیت ِ حق ، در اینگونه موارد ، کائنات موظف است چیزی را که از او طلب کرده اند ، بی چون و چرا ، با نظمی باورنکردنی در اختیار ِ طالب قرار دهد ! پس همه چیز به سوی ِ فرد ِمورد ِ نظر میآید تا او را با نحوه ی جدید ِ جذب ِ توانایی هایش آشنا سازد و به تور کسانی بخورد که میتوانند راهی را که طلب کرده نشانش دهند. بدین گونه بوده که با هم زمانی ِ دیدار با آنچه که باید روبرو میشده و میشنیده ، آشنا گشته و دریافته که بدن ِ بیچاره ی او در تمام ِ این ایام درحال ِ ساختن ِ موقعیتهایی بوده که او را دوباره به وطنش برگرداند تا شاد باشد!!!!
یادنگرفتن ِ زبانی بیگانه ، دردها و امراض ، ناراحتی های پیاپی ِ ذهنی و جسمی و روحی اش ،همه و همه از یک باور نشات میگرفتند و مانند ِ خون این پیغام را به تمامی ِ بدن و دنیای ِ درون و برونش مخابره میکردند : " من از زندگی در این کشور ناراضیم . " بنابراین وجود ِ فرد ، تمامی ِ سعی ِ خود را به کار گرفته بوده که وضعیت ِ ماندن در کشوری غریب را برای او برهم زند شاید که او ، بدون ِ مورد ِ سرزنش قرار گرفتن ِ خاص و عام و بدون اینکه کسی او را مقصر بشمارد و به او بگوید " تقصیر ِ توست که نمیخواهی در این کشور بمانی " ، وجودش به او یاری میرسانده تا خواسته ی ترک ِ کشور ِ جدید را برایش به نحوی که فکر میکرده صحیح است ، عملی سازد !!! پس از چند مشاوره و دریافت ِ ریشه ی مشکل ، فرد خود را روی مثبت بودن ، دریافت انرژیهای نورانی ، تمرینات و تکنیکهای خودباوری باز گذاشت و جالب اینکه پس از مدتی ضربه زدن و پیاده کردن سناریوهای مختلف بر روی مشکل ِ اصلی ، خودبخود چندین مش
کلش با هم ، کمرنگ شدند ؛ چرا که ریشه ی مشترک در آبیاری ِ تمامی ِ ناآرامی ها به یک منشا برمیگشتند .بسیاری از بیماریهای دردناکِ فرد ِ مزبور ، ارتباطات ِ آزاردهنده با اطرافیانش ، و یادنگرفتن ِ زبانِ بیگانه برای او به میزانی قابل توجه ( پس از چند ماه استفاده از تکنیکهایی نظیر ضربه زدن و مثبت اندیشی و باز بودن بر روی انرژی های ریکی و نورانی ) حل شد و رو به بهبود گذارد ؛ و شخص ِ مزبور هنوز به تپینگ ادامه میدهد چرا که این را درک کرده که در طی مدت ِ درازی افکار ِ منفی ِ زیادی را به باورهای عمیقی در وجودش و دنیایش مبدل کرده که او را محدود ساخته اند و از حق ِ مسلم ِ الهیش که پیشروی در نور و درخشش ِ وجودِ راستینش میباشد ، باز میدارند ؛ پس هنوز با تمامی ِ این راههای نورانی و تکنیکهای دگر اندیشی و زیباشناسی به پاکسازی وجودش برخاسته و خود را روز به روز موفق تر از دیروز مییابد هر چند که گاها باز به شکها و منفیاتی جدید برمیگردد ولی میداند که باید بر دیدن ِ روزنه های نور اصرار کرد تا به خود اجازه ی جذب ِ برکات ِ الهی یی را که در دسترسش هستند بدهد تا موفقیتها را یکی پس از دیگری در آغوش بکشد .
و درست به همین خاطر است که به شما عزیزان میگوییم حتی اگر دل آزرده هستید ، با هر آنچه یاس که در اعماق ِ وجودتان شکل گرفته و شما را از رفتن باز میدارد ، با هر اندازه بغض که در گلو پنهان داشتیدش ، با هر میزان نفرت و خشونت که در دل نهفته اید و تلبارش کردید و به هر مقدار غمی که بار ِ آن را به دوش میکشید ، ارتباطتان را با او که حق است و وجود ِ نازنینتان که جویباری از اقیانوس ِ اوست قطع نکنید که قطع کردن ِ راه برای جویبار به معنای راکد شدن و گندیدن است . خود را در فهم ِ وجود ِ دریایی یتان باز بگذارید تا مفهوم ِ دریایی شدن را دریابید. با خود و او در هر حالی که هستید حرف بزنید ؛ این مفهوم مرا به یاد ِ نویسنده یِ مجموعه ای قدیمی به نام " خانه ی سبز " میاندازد که چه زیبا تمامی ِ حق ِ مطلب را ادا کرده : " قهر باش ولی با من حرف بزن !"
حال به مطلب ِ خود برمیگردیم و میگوییم که : شدت ِ مشکلتان را پس از هر بار پیاده کردنِ یک دور از سناریو اندازه گیری کنید ، در پایان جلسه ی اول یا باید شدت ِ مشکل را با تکرار ِ سناریو به صفر رسانده باشید ( که ممکن است ساعتی یا دقایقی طولانی را دربر گیرد ) یا حداقل بیست دقیقه این سناریو را دوبار تکرار و بازگویی کرده باشید . در صورتی که درجه را به صفر نرساندید ، و یا قادر به تعیین درجه در وجودتان نبودید تا چند روز آینده ( یا چند هفته ی آینده ) نیز به همین نحو پیش روید تا هر گونه عدم ِ هماهنگی یی که بدنتان را وادار به این برنامه ریزی کرده در هم بشکند . تقریبا پس از سه ماه ، با توجه به آنچه در یادگیری ِ روش ِ ساختن ِ سناریو در بخش اول گفته شده بود و میتوانید به آن مراجعه کنید تا بهتر و زودتر خود را پاکسازی کنید ، به خواسته ی خود رنگ عمل میپوشانید . پیشنهاد دیگر ِ من به شما عزیزان این است که سناریوی نظم را هر روزه برای نظم بخشیدن به اینکه زمانی را برای یادگیری ِ زبان مربوطه هر چند کم ولی مسنمر ، اختصاص داده و پیاده کنید .
میتونید حتی لیستی تهیه کنید و در مورد تمامی آنچه شما را از یادگیری باز میدارد فکر کنید و برای آن خصوصیات ، موقعیتها یا حالات که شما را از ادامه ی راه منصرف میکند نت بردارید و آنها را به خاطر آورید و به آن منفیات و باورها اشاره کرده و بر روی آنها ضربه زدن را انجام دهید تا تمامی احساسات و عواطف ِ آزار دیده ی درونتان را بازگو کنید و بیرون بریزیدو سپس با یک یا دو دور ِ آخرین از یک سناریو ، که جملات ِ مثبت گفتن است ، به مغز و بدنتان ، الگوهای جدید را تزریق کنید . .سناریویی که در زیر آمده سناریویی کلی ایست که به شما سرنخهای لازم را میدهد ولی به طبع هر شخص ممکن است دلایلی شخصی داشته باشد که باید بر روی آنها ، تکنیک ِ ضربه زدن را پیاده سازد .
به کناره ی دست ضرباتی آرام وارد کنید و در حین ضربه زدن بگویید :
- با اینکه من با یادگیری ِ این زبان مشکل دارم و نمیتونم بفهمم اون چیه که من رو در یادگیری اینقدر کند کرده ، اما خودم رو دوست دارم این احساس و هر احساس ِ دیگری که در ارتباط با این مشکل در وجودم هست کاملا قبول دارم و تایید میکنم و انتخاب میکنم رهایی از این وضع رو با راحتی و آرامش .
- با اینکه نمیدونم به درستی اشکال ِ کار از کجاست که نمیتونم این زبان رو مثل زبان مادریم حرف بزنم یا به کار ببرم اما با تمام ِ این وجود کاملا خودم و احساساتم رو قبول دارم و خودم رو میپذیرم و میبخشم و انتخاب میکنم رهایی از این وضع رو .
- با اینکه ، این مسئله برام یه علامت سوال ِ گنده درست کرده که چرا نمیتونم در یادگیری ِ این زبان موفق باشم و بعد از این همه تلاش همیشه سر ِ خونه ی اولم ؛ اصلا ایراد از کیه و یا از کجا شروع شده اما کاملا خودم و احساسا
و درست به همین خاطر است که به شما عزیزان میگوییم حتی اگر دل آزرده هستید ، با هر آنچه یاس که در اعماق ِ وجودتان شکل گرفته و شما را از رفتن باز میدارد ، با هر اندازه بغض که در گلو پنهان داشتیدش ، با هر میزان نفرت و خشونت که در دل نهفته اید و تلبارش کردید و به هر مقدار غمی که بار ِ آن را به دوش میکشید ، ارتباطتان را با او که حق است و وجود ِ نازنینتان که جویباری از اقیانوس ِ اوست قطع نکنید که قطع کردن ِ راه برای جویبار به معنای راکد شدن و گندیدن است . خود را در فهم ِ وجود ِ دریایی یتان باز بگذارید تا مفهوم ِ دریایی شدن را دریابید. با خود و او در هر حالی که هستید حرف بزنید ؛ این مفهوم مرا به یاد ِ نویسنده یِ مجموعه ای قدیمی به نام " خانه ی سبز " میاندازد که چه زیبا تمامی ِ حق ِ مطلب را ادا کرده : " قهر باش ولی با من حرف بزن !"
حال به مطلب ِ خود برمیگردیم و میگوییم که : شدت ِ مشکلتان را پس از هر بار پیاده کردنِ یک دور از سناریو اندازه گیری کنید ، در پایان جلسه ی اول یا باید شدت ِ مشکل را با تکرار ِ سناریو به صفر رسانده باشید ( که ممکن است ساعتی یا دقایقی طولانی را دربر گیرد ) یا حداقل بیست دقیقه این سناریو را دوبار تکرار و بازگویی کرده باشید . در صورتی که درجه را به صفر نرساندید ، و یا قادر به تعیین درجه در وجودتان نبودید تا چند روز آینده ( یا چند هفته ی آینده ) نیز به همین نحو پیش روید تا هر گونه عدم ِ هماهنگی یی که بدنتان را وادار به این برنامه ریزی کرده در هم بشکند . تقریبا پس از سه ماه ، با توجه به آنچه در یادگیری ِ روش ِ ساختن ِ سناریو در بخش اول گفته شده بود و میتوانید به آن مراجعه کنید تا بهتر و زودتر خود را پاکسازی کنید ، به خواسته ی خود رنگ عمل میپوشانید . پیشنهاد دیگر ِ من به شما عزیزان این است که سناریوی نظم را هر روزه برای نظم بخشیدن به اینکه زمانی را برای یادگیری ِ زبان مربوطه هر چند کم ولی مسنمر ، اختصاص داده و پیاده کنید .
میتونید حتی لیستی تهیه کنید و در مورد تمامی آنچه شما را از یادگیری باز میدارد فکر کنید و برای آن خصوصیات ، موقعیتها یا حالات که شما را از ادامه ی راه منصرف میکند نت بردارید و آنها را به خاطر آورید و به آن منفیات و باورها اشاره کرده و بر روی آنها ضربه زدن را انجام دهید تا تمامی احساسات و عواطف ِ آزار دیده ی درونتان را بازگو کنید و بیرون بریزیدو سپس با یک یا دو دور ِ آخرین از یک سناریو ، که جملات ِ مثبت گفتن است ، به مغز و بدنتان ، الگوهای جدید را تزریق کنید . .سناریویی که در زیر آمده سناریویی کلی ایست که به شما سرنخهای لازم را میدهد ولی به طبع هر شخص ممکن است دلایلی شخصی داشته باشد که باید بر روی آنها ، تکنیک ِ ضربه زدن را پیاده سازد .
به کناره ی دست ضرباتی آرام وارد کنید و در حین ضربه زدن بگویید :
- با اینکه من با یادگیری ِ این زبان مشکل دارم و نمیتونم بفهمم اون چیه که من رو در یادگیری اینقدر کند کرده ، اما خودم رو دوست دارم این احساس و هر احساس ِ دیگری که در ارتباط با این مشکل در وجودم هست کاملا قبول دارم و تایید میکنم و انتخاب میکنم رهایی از این وضع رو با راحتی و آرامش .
- با اینکه نمیدونم به درستی اشکال ِ کار از کجاست که نمیتونم این زبان رو مثل زبان مادریم حرف بزنم یا به کار ببرم اما با تمام ِ این وجود کاملا خودم و احساساتم رو قبول دارم و خودم رو میپذیرم و میبخشم و انتخاب میکنم رهایی از این وضع رو .
- با اینکه ، این مسئله برام یه علامت سوال ِ گنده درست کرده که چرا نمیتونم در یادگیری ِ این زبان موفق باشم و بعد از این همه تلاش همیشه سر ِ خونه ی اولم ؛ اصلا ایراد از کیه و یا از کجا شروع شده اما کاملا خودم و احساسا
تم رو تایید میکنم و انتخاب میکنم بخشش ِ خودم و دیگرانی رو که در بوجود آوردن ِ این وضع به نظرم مقصرن و انتخاب میکنم آرامش بر روی ِ این مسئله رو و باز بودن بر روی ِ تمامی راههای نورانی یی که من رو به خواسته ام میرسونه ؛ من انتخاب میکنم قدرت ِ الهی ِ خوابیده در بطنم رو برای اینکه دوباره توانایی هام رو در خودم زنده کنم و به راحتی یادبگیرم و بدرخشم .
حالا جای ضربه زدن را عوض کنید و به فاصله ی بین دو ابرو ضربه های پشت هم و آرامی با نوک انگشتان هر دو دست یا یک دست ، وارد کرده و در حین ضربه زدن بگویید :
- من سالها سعی کردم که یاد بگیرمش ولی نمیدونم چرا جلو نمیرم
حالا به بغل چشمها به آرامی و با نوک انگشتان ضربه های متوالی بزنید و در همان حال ضربه زدن بگویید :
- از فکر ِ اینکه چرا نمیتونم مثه خیلی یا به راحتی اون زبان رو حرف بزنم مایوس و مستاصلم
محل ِ ضربه زدن را عوض کنید و به زیر چشمها با همان آهستگی و پیاپی و بی وقفه ضربه وارد کنید و در حین ِ انجام ضربه زدن بگویید :
- بعضی یا میگن به هوش ِ آدم مربوط میشه
محل ضربه زدن رو عوض کنید و به بالای لب ، زیر بینی با کناره ی انگشت سبابه یا با نوک انگشتان ِ یک دست ضربه های آرام و پیاپی وارد کنید و در همان حال بگویید :
- بعضی یا میگن باید بچگی یاد میگرفتی
محل ضربه زدن را عوض کنید و به زیر لب ، در محل گودی چانه ضربه های آهسته و پیاپی وارد کنید و همزمان بگویید :
- بعضی یا میگن خدادادی یه و هر کسی نمیتونه
محل ضربه زدن رو عوض کرده و به ناحیه ی دو طرف ِ زیر گلو در محل ِ برآمدگی ِ استخوان ِ قفسه ی سینه ، با کف ِ یک دست یا با سر انگشتان ِ هر دو دست یا یک دست ضربه های آهسته و پیاپی وارد کنید و در همان حال بگویید :
- بعضی یا میگن ممکنه مربوط به گره های کارمیکی ِ آدم باشه !
محل ضربه را عوض کنید و به کناره ی قفسه سینه در زیر بغل ، درست چهار انگشت پایین تر از گودی ِ زیر بغل ضربه های آرام و پیاپی وارد کنید و همزمان بگویید :
- بعضی یا میگن مربوط به تجربه هایی یه که توی بچگی به غلط به دست و پامون پیچیوندن و باهاش تحقیرمون کردن و یا حتی توی بزرگی از دهن ِ این و اون شنیدیم یا از اینور اونور خوندیم
محل ضربه زدن رو تغییر بدید و به فرق سر با سر انگشتان ِ یک دست ، ضربه هایی بسیار آهسته و در عین حال متوالی وارد کنید و همزمان بگویید :
- مثه این باورای غلط که : یادگیری ِ زبان سخته ، باید توی محیطش باشی تا یادبگیری ، تو اصلا کودنی ، تو رو چه به این غلطا تو که حرف زدن ِ یومیه ات رو هم بلد نمیشی !
به بین دو ابرو ضربه بزنید و به گفتن سناریو ادامه دهید ( تمامی نقاط مثل شرحی که در بالا رفت هستند و ضربه ها به همان گونه در مسیری که شرح ِ آن را دادیم زده میشوند ، برای راحتی کار از این پس در سناریو فقط اول ِ نام ِ مناطق کلیدی را میبریم :
- علتش هر چی میخواد باشه باشه ولی من حق دارم حتی اگر همه ی اینا واقعی باشه
بغل چشمها :
- مدل ِ زندگیم رو خودم انتخاب کنم ! مگه نه اینکه انسان یه جورایی یه جاهایی اختیار هم داره !
زیر چشمها :
- من دوست دارم هر باوری که به من کمک میکنه تا پیشرفت کنم نگهش دارم
بالای لب :
- و بقیه ی باورهای قدیمی رو از ذهنم بریزم دور
زیر لب :
- این منم که انتخاب کننده ام و درست الان و در این لحظه میخوام از این به بعد این انتخاب رو داشته باشم :
استخوان زیر گلو :
- یاد گرفتن و درخشش در حرف زدن زبان ِ جدیدی رو که دوست دارم
استخوان زیر بغل :
- کی میدونه که راه رفتن برای یه بچه که بدنیا اومده سخته یا راحته ؟
فرق سر :
- اصلا معیار ِ سختی و آسونی چیه ؟ من انتخاب میکنم که در همه چیز با دیده ی راحتی و عشق به پیش برم
بین دو ابرو :
- چرا انقدر باید به این حساس بشم که یادگیری ِ یه زبونی سخته ؟ راحته ؟ ممکنه ؟ یا غیر ممکنه ؟
بغل چشمها :
- من فقط خودم رو با این فکرا خسته میکنم و انرژی ِ مفید رو از خودم دور میکنم
زیر چشمها :
- توی زندگی خیلی کارا بوده که اولش برام سخت به نظر میاومده و
بالای لب :
- یا حتی برام یادگیریشون یا دست پیدا کردن بهشون ، مثه رویا بوده مخصوصا وقتی بچه تر بودم !
زیر لب :
- مثلا حتی بزرگ شدن و لباسای آدم بزرگا رو پوشیدن ! یا بند کفشام رو بستن هم برام سخت بوده !
استخوان زیر گلو :
- الان اصلا یادم هم نمیاد که چه سختی یایی کشیدم که " آدم بزرگ " شدم !
استخوان زیر بغل :
- مهم تصمیم گرفتن و داشتن ِ اون رویاها بوده !
فرق سر :
- الانم مهم هدفی یی که دوسش دارم و میخوام عملی بشه
بین دو ابرو :
- من اقتدار ِ دنیای ِ خودمم ، این رو باید باور کنم و انتخاب کنم
بغل چشمها :
- این رو باید بفهمم که توی این دنیا همه جور آدم و همه جور باور پیدا میشه خوب و بد
زیر چشمها :
- زشت و زیبا ، بازدارنده و یا جلوبرنده
بالای لب :
- من چیزهایی
حالا جای ضربه زدن را عوض کنید و به فاصله ی بین دو ابرو ضربه های پشت هم و آرامی با نوک انگشتان هر دو دست یا یک دست ، وارد کرده و در حین ضربه زدن بگویید :
- من سالها سعی کردم که یاد بگیرمش ولی نمیدونم چرا جلو نمیرم
حالا به بغل چشمها به آرامی و با نوک انگشتان ضربه های متوالی بزنید و در همان حال ضربه زدن بگویید :
- از فکر ِ اینکه چرا نمیتونم مثه خیلی یا به راحتی اون زبان رو حرف بزنم مایوس و مستاصلم
محل ِ ضربه زدن را عوض کنید و به زیر چشمها با همان آهستگی و پیاپی و بی وقفه ضربه وارد کنید و در حین ِ انجام ضربه زدن بگویید :
- بعضی یا میگن به هوش ِ آدم مربوط میشه
محل ضربه زدن رو عوض کنید و به بالای لب ، زیر بینی با کناره ی انگشت سبابه یا با نوک انگشتان ِ یک دست ضربه های آرام و پیاپی وارد کنید و در همان حال بگویید :
- بعضی یا میگن باید بچگی یاد میگرفتی
محل ضربه زدن را عوض کنید و به زیر لب ، در محل گودی چانه ضربه های آهسته و پیاپی وارد کنید و همزمان بگویید :
- بعضی یا میگن خدادادی یه و هر کسی نمیتونه
محل ضربه زدن رو عوض کرده و به ناحیه ی دو طرف ِ زیر گلو در محل ِ برآمدگی ِ استخوان ِ قفسه ی سینه ، با کف ِ یک دست یا با سر انگشتان ِ هر دو دست یا یک دست ضربه های آهسته و پیاپی وارد کنید و در همان حال بگویید :
- بعضی یا میگن ممکنه مربوط به گره های کارمیکی ِ آدم باشه !
محل ضربه را عوض کنید و به کناره ی قفسه سینه در زیر بغل ، درست چهار انگشت پایین تر از گودی ِ زیر بغل ضربه های آرام و پیاپی وارد کنید و همزمان بگویید :
- بعضی یا میگن مربوط به تجربه هایی یه که توی بچگی به غلط به دست و پامون پیچیوندن و باهاش تحقیرمون کردن و یا حتی توی بزرگی از دهن ِ این و اون شنیدیم یا از اینور اونور خوندیم
محل ضربه زدن رو تغییر بدید و به فرق سر با سر انگشتان ِ یک دست ، ضربه هایی بسیار آهسته و در عین حال متوالی وارد کنید و همزمان بگویید :
- مثه این باورای غلط که : یادگیری ِ زبان سخته ، باید توی محیطش باشی تا یادبگیری ، تو اصلا کودنی ، تو رو چه به این غلطا تو که حرف زدن ِ یومیه ات رو هم بلد نمیشی !
به بین دو ابرو ضربه بزنید و به گفتن سناریو ادامه دهید ( تمامی نقاط مثل شرحی که در بالا رفت هستند و ضربه ها به همان گونه در مسیری که شرح ِ آن را دادیم زده میشوند ، برای راحتی کار از این پس در سناریو فقط اول ِ نام ِ مناطق کلیدی را میبریم :
- علتش هر چی میخواد باشه باشه ولی من حق دارم حتی اگر همه ی اینا واقعی باشه
بغل چشمها :
- مدل ِ زندگیم رو خودم انتخاب کنم ! مگه نه اینکه انسان یه جورایی یه جاهایی اختیار هم داره !
زیر چشمها :
- من دوست دارم هر باوری که به من کمک میکنه تا پیشرفت کنم نگهش دارم
بالای لب :
- و بقیه ی باورهای قدیمی رو از ذهنم بریزم دور
زیر لب :
- این منم که انتخاب کننده ام و درست الان و در این لحظه میخوام از این به بعد این انتخاب رو داشته باشم :
استخوان زیر گلو :
- یاد گرفتن و درخشش در حرف زدن زبان ِ جدیدی رو که دوست دارم
استخوان زیر بغل :
- کی میدونه که راه رفتن برای یه بچه که بدنیا اومده سخته یا راحته ؟
فرق سر :
- اصلا معیار ِ سختی و آسونی چیه ؟ من انتخاب میکنم که در همه چیز با دیده ی راحتی و عشق به پیش برم
بین دو ابرو :
- چرا انقدر باید به این حساس بشم که یادگیری ِ یه زبونی سخته ؟ راحته ؟ ممکنه ؟ یا غیر ممکنه ؟
بغل چشمها :
- من فقط خودم رو با این فکرا خسته میکنم و انرژی ِ مفید رو از خودم دور میکنم
زیر چشمها :
- توی زندگی خیلی کارا بوده که اولش برام سخت به نظر میاومده و
بالای لب :
- یا حتی برام یادگیریشون یا دست پیدا کردن بهشون ، مثه رویا بوده مخصوصا وقتی بچه تر بودم !
زیر لب :
- مثلا حتی بزرگ شدن و لباسای آدم بزرگا رو پوشیدن ! یا بند کفشام رو بستن هم برام سخت بوده !
استخوان زیر گلو :
- الان اصلا یادم هم نمیاد که چه سختی یایی کشیدم که " آدم بزرگ " شدم !
استخوان زیر بغل :
- مهم تصمیم گرفتن و داشتن ِ اون رویاها بوده !
فرق سر :
- الانم مهم هدفی یی که دوسش دارم و میخوام عملی بشه
بین دو ابرو :
- من اقتدار ِ دنیای ِ خودمم ، این رو باید باور کنم و انتخاب کنم
بغل چشمها :
- این رو باید بفهمم که توی این دنیا همه جور آدم و همه جور باور پیدا میشه خوب و بد
زیر چشمها :
- زشت و زیبا ، بازدارنده و یا جلوبرنده
بالای لب :
- من چیزهایی
رو انتخاب میکنم که باورهای مثبتم رو در رابطه با یادگیری زبان کمک میکنه !
زیر لب :
- من انتخاب میکنم که حتی اگر چیزی رو تا به حال قبول کرده بودم
استخوان زیر گلو :
و در خودم قوی کردم تا تبدیل به این شده که " من در یادگیری زبان های دیگه موفق نیستم " رو رهاشون کنم .
استخوان زیر بغل :
- من تا حالا بیشتر از اونکه حواسم به یادگیری و لذت بردن از اون باشه ، به ترس از موفق نشدن و ترس از قضاوت ِ دیگران یا قبول ِ باورهای اشتباه ِ کودکیم بوده نه قبول ِ اقتدار و پذیرش ِ درخشیدنم
فرق سر :
- بیشتر از اینکه حواسم به موفق شدنم و شکر کردن از قابلیتهام باشه که کلمه کلمه دارم یاد میگیرم
بین دو ابرو :
- حواسم به این بوده که از خودم انتقاد کنم که چرا یه شبه نمیشم دیکشنریِ لغات و گرامر !
بغل چشمها :
- من تصمیم دارم یه راه جدید رو انتخاب کنم !
زیر چشمها :
- حتی اگه برای خیلی یا احمقانه به نظر بیاد
بالای لب :
- میخوام یه مدت تکنیک ضربه زدن رو امتحان کنم
زیر لب :
- این همه سال کارای مختلف کردم و جواب نداده
استخوان زیر گلو :
- حالا میخوام شانسم رو روی این تکنیک ببینم
استخوان زیر بغل :
- تا حالا جویا زیاد چرت و پرت نگفته ! شاید این سناریو جزو یکی از سناریوهای درست حسابی ایش باشه پس هر چی نوشته با کمال ِ پذیرا بودن و احساس ِ درونی بیانش میکنم ! دو سه ماه گفتن ِ اینا نمیکشتم که !
فرق سر :
- من انتخاب میکنم درخششم رو در یادگیری زبان ِ ... ( هر زبانی که مایلید بیاموزید )
بین دو ابرو :
- من انتخاب میکنم که هر عاملی رو که باعث ِ توقفم برای یادگیری ِ زبان شده با نور و عشق ِ الهی باز شده ببینم
بغل چشمها :
- من سناریوی زندگی ِ خودم رو دارم ، با اقتدارم میتونم تغییرش بدم
زیر چشمها :
- میتونم انتخاب کنم خودم رو ببخشم و اون افکار یا افرادی رو که به من باورهای غلط رو اموختن
بالای لب :
- من تمامی گره های کارمیکی یی که در این رابطه وجود داره با عشق و نور الهی رها میکنم
زیر لب :
- باورهایی که از گذشته یا زندگی های قبل با خودم حمل کردم و جلوم رو گرفتن و نمیزارن به قدرتم در یادگیری ِ سریع و نورانی ایم برگردم رهاشون میکنم
استخوان زیر گلو :
- احساس حسادتی که نسبت به دیگران داشتم که چرا اونا میتونن ولی من نتونستم یا نمیتونم که پیشرفت کنم رو رها میکنم
استخوان زیر بغل :
- رها میکنم این باور رو که من هوش ِ یادگیری ِ زبان دیگه ای رو ندارم
فرق سر :
- رها میکنم و میبخشم هم خودم و هم دیگرانی رو که میخواستن با این افکار من رو تربیت کنن !
بین دو ابرو :
- رها میکنم تمامی باورهای قدیمی یی که در برابر ِ خواست ِ یادگیری ِ این زبان و مسلط بودن بر این زبان رو ، برام متوقف و سد کرده
بغل چشمها :
- درسی رو باید در زندگی یاد میگرفتم تا بتونم در این مورد پیشرفت کنم
زیر چشمها :
- من به روی ِ یادگیری ِ تمامیت ِ این درس که باید از روبرو شدن با این مورد میفهمیدم ،
بالای لب :
- خودم رو باز میزارم و متوقف شدن در این وضع رو رها میکنم
زیر لب :
- من به تمامی آنچه در وجودم باعث شده من رو با سلاح ِ " یادنگرفتن ِ زبان ِ دیگه " مسلح کنه
استخوان زیر گلو :
- و داره من رو با روش ِ خودش ، در وضعیت ِ امن قرار میده ، اعلام میکنم که اون قسمت از وجودم رو که سرکوب شده هم ، دوستش دارم ، بهش توجه میکنم ، میپذیرمش و بهش مهربانی میکنم و میگم که ممنونم که میخواستی من رو در وضعیت ِ امن قرار بدی ، من برات نور میفرستم و دوستت دارم و بهت اطمینان میدم که رها کردن ِ باورهای قدیمی امنه ،
استخوان زیر بغل :
- بپذیر نور رو و عشق ِ یادگیری ِ این زبان رو ، بپذیر پیشرفت و خواست ِ من رو در این انتخاب ِ جدید و الگوی نورانی ، من انتخاب میکنم که یادگیری ِ این زبان با نور و عشق و به راحتی اتفاق بیفته ، این یادگیری و پذیرشِ الگوی ِ جدید امنه
فرق سر :
- من انتخاب میکنم یادگیری این زبان رو با راحتی ، با هوش ِ الهی یی که در بطنم نهفته شده
بین دو ابرو :
- من اقتدار ِ این کار رو دارم ، من توانایی ِ بخشیدن ِ خودم و خصلتهایی رو که دیگه بهم خدمت نمیکنن در این رابطه ، دارم
بغل چشمها :
- من با نور و عشق دنیایی پر از نیکویی برای خودم میسازم و تغییر ِ جهتی مثبت به زندگیم میدم
زیر چشمها :
- تمامی انرژی های منفی و ترسها یا خجالتها رو از یادگیری ِ این زبان رها میکنم
بالای لب :
- تمامی ِ نگرانی ها و استرسها رو از یادگیریِ این زبان رها میکنم
زیر لب :
- تمامی دلشوره ها و ناامیدی ها رو از یادنگرفتن ِ این زبان رها میکنم
استخوان زیر گلو :
- تمامی ترس از " به اندازه ی کافی خوب نبودنم برای یادگیری ِ این زبان " رو رها میکنم ا
استخوان زیر بغل :
- تمامی قضاوتهای خودم رو که بر خودم گذاشتم و یا حرفهای دیگران رو رها میکنم ، میبخشم خودم رو که اون حرفهای غ
زیر لب :
- من انتخاب میکنم که حتی اگر چیزی رو تا به حال قبول کرده بودم
استخوان زیر گلو :
و در خودم قوی کردم تا تبدیل به این شده که " من در یادگیری زبان های دیگه موفق نیستم " رو رهاشون کنم .
استخوان زیر بغل :
- من تا حالا بیشتر از اونکه حواسم به یادگیری و لذت بردن از اون باشه ، به ترس از موفق نشدن و ترس از قضاوت ِ دیگران یا قبول ِ باورهای اشتباه ِ کودکیم بوده نه قبول ِ اقتدار و پذیرش ِ درخشیدنم
فرق سر :
- بیشتر از اینکه حواسم به موفق شدنم و شکر کردن از قابلیتهام باشه که کلمه کلمه دارم یاد میگیرم
بین دو ابرو :
- حواسم به این بوده که از خودم انتقاد کنم که چرا یه شبه نمیشم دیکشنریِ لغات و گرامر !
بغل چشمها :
- من تصمیم دارم یه راه جدید رو انتخاب کنم !
زیر چشمها :
- حتی اگه برای خیلی یا احمقانه به نظر بیاد
بالای لب :
- میخوام یه مدت تکنیک ضربه زدن رو امتحان کنم
زیر لب :
- این همه سال کارای مختلف کردم و جواب نداده
استخوان زیر گلو :
- حالا میخوام شانسم رو روی این تکنیک ببینم
استخوان زیر بغل :
- تا حالا جویا زیاد چرت و پرت نگفته ! شاید این سناریو جزو یکی از سناریوهای درست حسابی ایش باشه پس هر چی نوشته با کمال ِ پذیرا بودن و احساس ِ درونی بیانش میکنم ! دو سه ماه گفتن ِ اینا نمیکشتم که !
فرق سر :
- من انتخاب میکنم درخششم رو در یادگیری زبان ِ ... ( هر زبانی که مایلید بیاموزید )
بین دو ابرو :
- من انتخاب میکنم که هر عاملی رو که باعث ِ توقفم برای یادگیری ِ زبان شده با نور و عشق ِ الهی باز شده ببینم
بغل چشمها :
- من سناریوی زندگی ِ خودم رو دارم ، با اقتدارم میتونم تغییرش بدم
زیر چشمها :
- میتونم انتخاب کنم خودم رو ببخشم و اون افکار یا افرادی رو که به من باورهای غلط رو اموختن
بالای لب :
- من تمامی گره های کارمیکی یی که در این رابطه وجود داره با عشق و نور الهی رها میکنم
زیر لب :
- باورهایی که از گذشته یا زندگی های قبل با خودم حمل کردم و جلوم رو گرفتن و نمیزارن به قدرتم در یادگیری ِ سریع و نورانی ایم برگردم رهاشون میکنم
استخوان زیر گلو :
- احساس حسادتی که نسبت به دیگران داشتم که چرا اونا میتونن ولی من نتونستم یا نمیتونم که پیشرفت کنم رو رها میکنم
استخوان زیر بغل :
- رها میکنم این باور رو که من هوش ِ یادگیری ِ زبان دیگه ای رو ندارم
فرق سر :
- رها میکنم و میبخشم هم خودم و هم دیگرانی رو که میخواستن با این افکار من رو تربیت کنن !
بین دو ابرو :
- رها میکنم تمامی باورهای قدیمی یی که در برابر ِ خواست ِ یادگیری ِ این زبان و مسلط بودن بر این زبان رو ، برام متوقف و سد کرده
بغل چشمها :
- درسی رو باید در زندگی یاد میگرفتم تا بتونم در این مورد پیشرفت کنم
زیر چشمها :
- من به روی ِ یادگیری ِ تمامیت ِ این درس که باید از روبرو شدن با این مورد میفهمیدم ،
بالای لب :
- خودم رو باز میزارم و متوقف شدن در این وضع رو رها میکنم
زیر لب :
- من به تمامی آنچه در وجودم باعث شده من رو با سلاح ِ " یادنگرفتن ِ زبان ِ دیگه " مسلح کنه
استخوان زیر گلو :
- و داره من رو با روش ِ خودش ، در وضعیت ِ امن قرار میده ، اعلام میکنم که اون قسمت از وجودم رو که سرکوب شده هم ، دوستش دارم ، بهش توجه میکنم ، میپذیرمش و بهش مهربانی میکنم و میگم که ممنونم که میخواستی من رو در وضعیت ِ امن قرار بدی ، من برات نور میفرستم و دوستت دارم و بهت اطمینان میدم که رها کردن ِ باورهای قدیمی امنه ،
استخوان زیر بغل :
- بپذیر نور رو و عشق ِ یادگیری ِ این زبان رو ، بپذیر پیشرفت و خواست ِ من رو در این انتخاب ِ جدید و الگوی نورانی ، من انتخاب میکنم که یادگیری ِ این زبان با نور و عشق و به راحتی اتفاق بیفته ، این یادگیری و پذیرشِ الگوی ِ جدید امنه
فرق سر :
- من انتخاب میکنم یادگیری این زبان رو با راحتی ، با هوش ِ الهی یی که در بطنم نهفته شده
بین دو ابرو :
- من اقتدار ِ این کار رو دارم ، من توانایی ِ بخشیدن ِ خودم و خصلتهایی رو که دیگه بهم خدمت نمیکنن در این رابطه ، دارم
بغل چشمها :
- من با نور و عشق دنیایی پر از نیکویی برای خودم میسازم و تغییر ِ جهتی مثبت به زندگیم میدم
زیر چشمها :
- تمامی انرژی های منفی و ترسها یا خجالتها رو از یادگیری ِ این زبان رها میکنم
بالای لب :
- تمامی ِ نگرانی ها و استرسها رو از یادگیریِ این زبان رها میکنم
زیر لب :
- تمامی دلشوره ها و ناامیدی ها رو از یادنگرفتن ِ این زبان رها میکنم
استخوان زیر گلو :
- تمامی ترس از " به اندازه ی کافی خوب نبودنم برای یادگیری ِ این زبان " رو رها میکنم ا
استخوان زیر بغل :
- تمامی قضاوتهای خودم رو که بر خودم گذاشتم و یا حرفهای دیگران رو رها میکنم ، میبخشم خودم رو که اون حرفهای غ
لط رو به باورهایی نامنصفانه در مورد ِ خودم تبدیل کردم و حالا دارن در یادگیری ِ من اینگونه قد علم میکنن
فرق سر :
- من انتخاب میکنم که گره های کارمیکم رو در این رابطه باز شده ببینم
بین دو ابرو :
- من انتخاب میکنم که تمامی حسادتها و انرژی های منفی رو به دور بریزم و
بغل چشمها :
- به قدرت ِ درونی ایم در یادگیری دست پیدا کنم
زیر چشمها :
- فرشتگان ِ نگهبانم ، خودبرترم ، خدای من ، نیروهای ملکوتی و معنویم ، فرشته رازیل کمکم کنید تا خواسته ام به نورانی ترین و شادترین شکل عملی بشه
بالای لب :
- و همیشه خودم رو دوست بدارم به خودم احترام بزارم به خودم و توانایی هام اعتماد کنم و خودم رو لایق ِ برکات ِ الهی ببینم
زیر لب :
- من ارتباطی راحت و آرامش بخش رو با درونم برقرار میکنم ا
استخوان زیر گلو :
- من این قدرت و حق ِ انتخاب رو در دنیای خودم دارم ، ازهم اکنون این انتخاب امنه
استخوان زیر بغل :
- و ذهن و روح و جسم و عواطفم با این انتخاب در دایره ی امنیت مییفته
فرق سر :
- من همین حالا با کمک نیروهای معنویم اقتدار ِ با استعداد بودنم در فراگیری این زبان رو به خودم برمیگردونم و در حافظه ی تک تک سلولهام این تغییر ِ مثبت رو ثبت میکنم
دو مچ دست رو از ناحیه ی رگها به نرمی روی هم بکوبید و بگویید :
- شکر بر این آرامش ، شکر بر این گشایش ، شکر بر این بینش
و یک نفس عمیق.
و خیر پیش
جویا
سایت جیوتی مارگا
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
فرق سر :
- من انتخاب میکنم که گره های کارمیکم رو در این رابطه باز شده ببینم
بین دو ابرو :
- من انتخاب میکنم که تمامی حسادتها و انرژی های منفی رو به دور بریزم و
بغل چشمها :
- به قدرت ِ درونی ایم در یادگیری دست پیدا کنم
زیر چشمها :
- فرشتگان ِ نگهبانم ، خودبرترم ، خدای من ، نیروهای ملکوتی و معنویم ، فرشته رازیل کمکم کنید تا خواسته ام به نورانی ترین و شادترین شکل عملی بشه
بالای لب :
- و همیشه خودم رو دوست بدارم به خودم احترام بزارم به خودم و توانایی هام اعتماد کنم و خودم رو لایق ِ برکات ِ الهی ببینم
زیر لب :
- من ارتباطی راحت و آرامش بخش رو با درونم برقرار میکنم ا
استخوان زیر گلو :
- من این قدرت و حق ِ انتخاب رو در دنیای خودم دارم ، ازهم اکنون این انتخاب امنه
استخوان زیر بغل :
- و ذهن و روح و جسم و عواطفم با این انتخاب در دایره ی امنیت مییفته
فرق سر :
- من همین حالا با کمک نیروهای معنویم اقتدار ِ با استعداد بودنم در فراگیری این زبان رو به خودم برمیگردونم و در حافظه ی تک تک سلولهام این تغییر ِ مثبت رو ثبت میکنم
دو مچ دست رو از ناحیه ی رگها به نرمی روی هم بکوبید و بگویید :
- شکر بر این آرامش ، شکر بر این گشایش ، شکر بر این بینش
و یک نفس عمیق.
و خیر پیش
جویا
سایت جیوتی مارگا
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Forwarded from 🕉 معبدآرامش 🕉
نمایشگاه یکروزه
👈با کارهایی خاص
و
👈فروش ویژه
مشتاقانه منتظر دیدار شما هستیم😍
معبدآرامش 👇
https://telegram.me/joinchat/BeNN6j5EBMEcj9urMqe0QA
تمامی کارها را در اینستاگرام ببینید👇
Mabad_Aramesh
👈با کارهایی خاص
و
👈فروش ویژه
مشتاقانه منتظر دیدار شما هستیم😍
معبدآرامش 👇
https://telegram.me/joinchat/BeNN6j5EBMEcj9urMqe0QA
تمامی کارها را در اینستاگرام ببینید👇
Mabad_Aramesh
eft-rahaei-az-ahsasat-part1.pdf
536.8 KB
توضیحات پایه ای اف تی (EFT)
و تکنیک رهایی از احساسات
با تشکر از خانم جویا کاربر فعال و خوب انجمن جیوتی مارگا
برای دریافت فایلهای پارتهای بعدی آموزشهای ای اف تی لطفا به ادمین پیام درخواست ارسال فرمایید
و تکنیک رهایی از احساسات
با تشکر از خانم جویا کاربر فعال و خوب انجمن جیوتی مارگا
برای دریافت فایلهای پارتهای بعدی آموزشهای ای اف تی لطفا به ادمین پیام درخواست ارسال فرمایید
🔵تاثیرات مثبت تنفس شکمی🔵
@lightwork1
در این نوشته ترجمه ای از خلاصه گزارش پزشکی مرکز درمانی کلیولند اوهایو در آمریکا را در رابطه با نفس عمیق کشیدن و منافع روحی، روانی، و جسمی آن را میخوانید.
منافع کوتاه و دراز مدت جسمی، روحی، و روانی حاصل از تنفس عمیق را هرگز نادیده نگیرید. نفس عمیق کشیدن به طور آرام و درست، منافع زیادی دارد و آرامش حاصل از آن وصف ناپذیر است و نتایج به دست آمده از این تحقیق حیرت آور. قلب شما، ریهها، سیستم مصونیت بدن، حس و حال و حوصله شما همگی میتوانند در اثر نفس عمیق، آرام و درست واز کیفیت خوب و بهرهوری بهتر و بیشتری برخوردار شوند.
یافتههای گزارش فوق در زمان و شرایطی اعلان شده که تحقیقات پزشکی بیشتری برای شناختن منافع فزونتر آن همچنان ادامه دارد. شما اگر هر روز پنج تا ده دقیقه وقتتان را با تمرکز لازم و حضور ذهن صرف تنفس عمیق بکنید، به نتایج خوبی که در این گزارش آماده است خواهید رسید.
کلینیک پزشکی کلیولند اخیراً نتایج آزمایشات و بررسیهای انجام گرفته روی ۳۰۰ نفر داوطلب را اعلان کرده. طبق گزارش منتشر شده در روزنامه رسمی، در این آزمایش افراد داوطلب برای مدتی از طریق اینترنت در یک برنامه تحت عنوان برنامه مدیریت و کنترل استرسها از طریق مدیتیشن و تنفس عمیق شرکت کردهاند.
مشاهدات و برداشتهای این آزمایش پزشکی نشان داده حدود بیست پنج درصد از میزان استرس افراد شرکت کننده در این آزمایش کم شده. این نتیجه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. وقتی از شدت استرسها کم بشود، افراد میتوانند توجه و کنترلهای لازم را در مورد بیماریهای قلبی، چاقی، دیابت، سردردهای مزمن، افسردگی، خشم و عصبانیتهای آنی، کم خوابی یا بخوابی، و عوارض سالمندی به کار ببرند.
اگر شما فکر میکنید که نسبت به حالت و روش تنفس معمول خود به ندرت توجه کردهاید، شما تنها نیستید. خیلی از مردم این مشکل را دارند. وقتی تنفس شما به طور آرام و صحیح انجام نگیرد، حدود یک سوم ظرفیت ریههای شما مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در این حالت شما بعضی اوقات به طور خمیده یا به صورت قوز کرده راه میروید یا مینشینید، رانندگی میکنید، پشت میز کامپیوتر مینشینید، و سرانجام در این حالتها قسمت پایین ریهها کاملاً به کار گرفته نمیشود و دم و باز دم به طور کامل انجام نمیگیرد.
یک نکته مهم دیگر اینکه، ریههای شما خانه یا مرکز صدها مویرگ کوچک خونی است که کمک میکند اکسیژن هوا از طریق دمیدن هوا به داخل جریان گردش خون برسد و گاز کربنیک موجود در ریهها از طریق باز دم به بیرون خارج شود. تنفس معمولی یا سطحی و نه درست موجب میشود شما از تأثیر آرام گرفتن اعصاب در اثر فعال شدن عضلات بین ریه و قسمت پایین شکم (دیافراگم) بهره صحیح و لازم را نبرید. با بالا و پایین رفتن اجزای مرتبط با عمل تنفس عمیق، به شما کمک میکنید سیستم گردش خون با اکسیژن انرژی دهنده پر بشود و جریان واکنشی انرژی آرامش بخش برای بدن فعال شود؛ و شاید به همین دلیل باشد که تجربههای مفید مربوط به تمرین تنفس عمیق همواره با مدیتیشن و یوگا ثابت کرده فشار خون پایین میآید، علائم نفس تنگی بهبود پیدا میکند، تشویش و اضطراب و درد سینه آرام میگیرد، و افراد مبتلا به دیابت قادر میباشند قند خونشان را کنترل کنند. مدارک حاصل از این تحقیق نشان میدهد آرام نفس کشیدن میتواند تولید امواج آلفا در مغز را بهبود بخشد و شما را در حالت ریلکس و هوشیار و آرام قرار دهد.
@lightwork1
ادامه دارد...
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@lightwork1
در این نوشته ترجمه ای از خلاصه گزارش پزشکی مرکز درمانی کلیولند اوهایو در آمریکا را در رابطه با نفس عمیق کشیدن و منافع روحی، روانی، و جسمی آن را میخوانید.
منافع کوتاه و دراز مدت جسمی، روحی، و روانی حاصل از تنفس عمیق را هرگز نادیده نگیرید. نفس عمیق کشیدن به طور آرام و درست، منافع زیادی دارد و آرامش حاصل از آن وصف ناپذیر است و نتایج به دست آمده از این تحقیق حیرت آور. قلب شما، ریهها، سیستم مصونیت بدن، حس و حال و حوصله شما همگی میتوانند در اثر نفس عمیق، آرام و درست واز کیفیت خوب و بهرهوری بهتر و بیشتری برخوردار شوند.
یافتههای گزارش فوق در زمان و شرایطی اعلان شده که تحقیقات پزشکی بیشتری برای شناختن منافع فزونتر آن همچنان ادامه دارد. شما اگر هر روز پنج تا ده دقیقه وقتتان را با تمرکز لازم و حضور ذهن صرف تنفس عمیق بکنید، به نتایج خوبی که در این گزارش آماده است خواهید رسید.
کلینیک پزشکی کلیولند اخیراً نتایج آزمایشات و بررسیهای انجام گرفته روی ۳۰۰ نفر داوطلب را اعلان کرده. طبق گزارش منتشر شده در روزنامه رسمی، در این آزمایش افراد داوطلب برای مدتی از طریق اینترنت در یک برنامه تحت عنوان برنامه مدیریت و کنترل استرسها از طریق مدیتیشن و تنفس عمیق شرکت کردهاند.
مشاهدات و برداشتهای این آزمایش پزشکی نشان داده حدود بیست پنج درصد از میزان استرس افراد شرکت کننده در این آزمایش کم شده. این نتیجه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. وقتی از شدت استرسها کم بشود، افراد میتوانند توجه و کنترلهای لازم را در مورد بیماریهای قلبی، چاقی، دیابت، سردردهای مزمن، افسردگی، خشم و عصبانیتهای آنی، کم خوابی یا بخوابی، و عوارض سالمندی به کار ببرند.
اگر شما فکر میکنید که نسبت به حالت و روش تنفس معمول خود به ندرت توجه کردهاید، شما تنها نیستید. خیلی از مردم این مشکل را دارند. وقتی تنفس شما به طور آرام و صحیح انجام نگیرد، حدود یک سوم ظرفیت ریههای شما مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در این حالت شما بعضی اوقات به طور خمیده یا به صورت قوز کرده راه میروید یا مینشینید، رانندگی میکنید، پشت میز کامپیوتر مینشینید، و سرانجام در این حالتها قسمت پایین ریهها کاملاً به کار گرفته نمیشود و دم و باز دم به طور کامل انجام نمیگیرد.
یک نکته مهم دیگر اینکه، ریههای شما خانه یا مرکز صدها مویرگ کوچک خونی است که کمک میکند اکسیژن هوا از طریق دمیدن هوا به داخل جریان گردش خون برسد و گاز کربنیک موجود در ریهها از طریق باز دم به بیرون خارج شود. تنفس معمولی یا سطحی و نه درست موجب میشود شما از تأثیر آرام گرفتن اعصاب در اثر فعال شدن عضلات بین ریه و قسمت پایین شکم (دیافراگم) بهره صحیح و لازم را نبرید. با بالا و پایین رفتن اجزای مرتبط با عمل تنفس عمیق، به شما کمک میکنید سیستم گردش خون با اکسیژن انرژی دهنده پر بشود و جریان واکنشی انرژی آرامش بخش برای بدن فعال شود؛ و شاید به همین دلیل باشد که تجربههای مفید مربوط به تمرین تنفس عمیق همواره با مدیتیشن و یوگا ثابت کرده فشار خون پایین میآید، علائم نفس تنگی بهبود پیدا میکند، تشویش و اضطراب و درد سینه آرام میگیرد، و افراد مبتلا به دیابت قادر میباشند قند خونشان را کنترل کنند. مدارک حاصل از این تحقیق نشان میدهد آرام نفس کشیدن میتواند تولید امواج آلفا در مغز را بهبود بخشد و شما را در حالت ریلکس و هوشیار و آرام قرار دهد.
@lightwork1
ادامه دارد...
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
ادامه از پیام قبل👇👆
@lightwork1
پنج تا ده دقیقه نفس عمیق طبق دستور زیر حداقل یک بار در آغاز روز، قبل از پایین آمدن از تختخواب، و یک بار قبل از رفتن به خواب میتواند نشاط معجزه آوری در وضعیت روحی، روانی، و جسمی شما ایجاد کند. روش صحیح نفس عمیق کشیدن به شرح زیر میباشد:
روی یک صندلی راحت بنشینید یا بروی پشتتان دراز بکشید، بدنتان را ریلکس کنید، چشمها را ببندید و به آرامی دست راست را روی سینه و دست چپ را روی شکم ناحیه ناف قرار بدهید و شروع کنید با بینی نفس بکشید طوری نفس بکشید (دمیدن) که شکم و دست چپ به راحتی و آرامی به سمت بالا حرکت کند و با نفس کشیدن آرام کمک کنید ریه شما از بالا تا پایین پر شود. چند ثانیه نفس را نگهدارید و سپس به آرامی شکم را فرو بکشید به داخل بدن و گازکربنیک داخل ریه را به بیرون خارج کنید (بازدم).سعی کنید فقط روی نفس کشیدن تمرکز کنید و به چیز دگری فکر نکنید فقط به بالا و پایین، رفتن و آمدن شکم توجه کنید و به صدای نفس کشیدنتان گوش بسپارید. این مراحل نفس کشیدن عمیق کمک میکند ریه شما از گاز کربنیک خالی شده و عمل دم و باز دم به طور عمیق و صحیح انجام گیرد. همان طوری که قبلاً گفته شد، این روش را برای ۵ دقیقه حداقل دو بار در روز قبل از خواب و بد از خواب انجام دهید. شاد و موفق باشید.
@lightwork1
منبع : دکتر اوز و دکتر رویزن – روزنامه
New Jersey Star Ledger
ترجمه توسط : آقای مرتضی انصاری
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@lightwork1
پنج تا ده دقیقه نفس عمیق طبق دستور زیر حداقل یک بار در آغاز روز، قبل از پایین آمدن از تختخواب، و یک بار قبل از رفتن به خواب میتواند نشاط معجزه آوری در وضعیت روحی، روانی، و جسمی شما ایجاد کند. روش صحیح نفس عمیق کشیدن به شرح زیر میباشد:
روی یک صندلی راحت بنشینید یا بروی پشتتان دراز بکشید، بدنتان را ریلکس کنید، چشمها را ببندید و به آرامی دست راست را روی سینه و دست چپ را روی شکم ناحیه ناف قرار بدهید و شروع کنید با بینی نفس بکشید طوری نفس بکشید (دمیدن) که شکم و دست چپ به راحتی و آرامی به سمت بالا حرکت کند و با نفس کشیدن آرام کمک کنید ریه شما از بالا تا پایین پر شود. چند ثانیه نفس را نگهدارید و سپس به آرامی شکم را فرو بکشید به داخل بدن و گازکربنیک داخل ریه را به بیرون خارج کنید (بازدم).سعی کنید فقط روی نفس کشیدن تمرکز کنید و به چیز دگری فکر نکنید فقط به بالا و پایین، رفتن و آمدن شکم توجه کنید و به صدای نفس کشیدنتان گوش بسپارید. این مراحل نفس کشیدن عمیق کمک میکند ریه شما از گاز کربنیک خالی شده و عمل دم و باز دم به طور عمیق و صحیح انجام گیرد. همان طوری که قبلاً گفته شد، این روش را برای ۵ دقیقه حداقل دو بار در روز قبل از خواب و بد از خواب انجام دهید. شاد و موفق باشید.
@lightwork1
منبع : دکتر اوز و دکتر رویزن – روزنامه
New Jersey Star Ledger
ترجمه توسط : آقای مرتضی انصاری
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
لایت ورک، ریکی، خود شناسی
نام اصلی سیستم : کوندالینی رِی کی Kundalni Reiki تعداد سطح : 3 نوع همسویی : آماده برای دریافت توسط همه کانال کننده: Ole Gabrielsen - اُله گَبریِلسِن معرفی مختصر شیوه کوندالینی رِی کی: کُندالینی رِی کی یک روش بسیار قدرتمند در عین حال، ساده و کاربردی شفا…
شروع آموزش دریافت و استفاده از انرژی کوندالینی ریکی👆