لایت ورک، ریکی، خود شناسی
1.29K subscribers
1.29K photos
369 videos
196 files
1.19K links
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.


آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه

ادمین :
@reza809
Download Telegram
@HamrazCalligraphy
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
@lightwork1
امروز باران مي باريد خودم را ديدم در انتظار من
و آنگاه بياد آوردم
كه هنوز متولد نشده ام
تا امروز تنها گمان ميكردم، كه سالهاست به اين دنيا آمده ام و زندگي را از سر گرفته ام
گرچه در اعماق وجودم هميشه ميدانستم كه هنوز تا تولد راه زيادي دارم
آري ...باوركنيم كه ما هنوز به دنيا نيامده ايم
در جايي نه چندان دور بي صبرانه انتظار خودمان را ميكشيم تا متولد شويم
بايد از درون خود به دنيا بياييم
بايد كمك كنيم تا خودمان را به دنيا بياوريم
و اين عظيم ترين امكان است
آغاز اينجاست آغازي بي پايان
به سمت و سوي بيكرانگي
مرجانا
خرد فقط زمانی شكوفا می شود كه بدانی چگونه تنها باشی. خرد طبيعت وجود توست. آنگاه كه تو كاملا تنهايی و همه عالم را فراموش كرده ای، آنگاه كه فقط خودت هستی، در درون خودت خوش و خرمی و هيچ نيازی به ديگری و هيچ ميل و هوسی برای هيچ چيز ديگر نداری، در آن آرامش خلوت با خويش، خرد شكوفا می شود. خرد به معنای دانش نيست. خرد يعنی بصيرت، يعنی روشنی. خرد به معنای معلومات نيست، بلكه به معنای دگرگونی است. خرد يعنی نگريستن به زندگی به شيوه‌ای كاملا تازه. بياموز كه تنها باشی و بگذار تا خرد از عمق وجودت به سطح آيد. آنگاه می توانی در دنيا زندگی كنی اما در عين حال حتی در ميان جمع نيز تنها، بی‌تفاوت و تاثير ناپذير خواهي ماند. تو در دنيا خواهی بود نه از دنيا. و تو قابليت تشخيص درست از نادرست را خواهی يافت. ديگر به احكام و دستورات بيرونی تكيه نخواهی كرد. ديگر بر انجيل و .... تكيه نخواهی كرد. تو كتاب مقدس خود را يافته‌ای. صدای خدا را از درون قلبت شنيده‌ای. ديگر نيازی به اطلاعات درجه دوم و دست دوم نداری. اينك تو يك خط مستقيم تماس با خدا داری...

@lightworkers
@lightwork1
سلام

هرکسی بتونه در یک جمله بگه که چه چیزی در برخی از درمانگرها باعث میشه که قدرت بیشتری داشته باشند و بهتر نتیجه بگیرند. یک جایزه پیش من داره!

این یک توانایی کلیدی و مهمه که برخی دارند و در شفا بخشی ازش استفاده می کنند. حتی در روشهای دیگری غیر از ریکی. (منظور از توانایی قدرت ماورایی نیست، بلکه چیزیه که همه دارند ولی پرورشش ندادند)

چیزی که دنبالشم بگین رو میخوام که حتما خیلی مستقیم بهش اشاره کنید. و خوب توضیحش بدین ولی فقط یک چیزه، اگر چندتا چیز رو توضیح بدین قابل قبول نیست! پس در توضبح دادنتون دقت کنید.

راهنمایی: چیزیه که از نظر علمی اثراتش ثابت شده و قابل سنجشه!
پیشنهاد می کنم از شهودتون استفاده کنید.

پاسخ سوال و برندگان رو تو چند روز آینده اعلام می کنم.

توجه: این هدیه فقط به اعضای لایتورکرز داده میشه، در صورتی که هنوز عضو نیستید ولی جواب بدین می تونید پس از ورود درخواست کنید تا بهتون بدم.



---------------------------
مسابقه به اتمام رسید، مشاهده پاسخ در این پست:
http://www.jyoti-marga.in/forum/thread-1406-post-12415.html#pid12415



@lightwork1
@lightwork1
نظر یکی از اعضای محترم انجمن👇


با سلام

طبق چیزی که تا به حال چه در مورد درمان شدنم توسط ِ فردی دیگر ، و چه درباره ی نقش ِ درمانگری ِ خودم برای فردی دیگر تجربه کرده ام ، به این دریافتها رسیده ام .

در مورد خودم در ابتدای کار با یک درمانگر که فقط با ریکی اسویی کار میکرد ، وارد یک گفتگوی دوستانه شدیم که به من در قبل نیز پیشنهاد ِ درمان داده بود ، ولی چون من از ریکی و امور ِ معنوی ِ اینچنینی ، اطلاعاتی نداشتم ، جلسه ی اول را با ترس و یا اکراهی ناشناخته آغاز کردم و در حین ِ دریافت ِ نور و بعد پس از اولین جلسه ی دریافت ِ ریکی زندگی ِ من بسیار متحول شد ! زیرا به ادراکات مبهوت کننده ای رسیدم ... و پس از آن ، رشد ِ روحی ام دچار ِ پیشرفتی سریع گشت ، بنابراین گفته ی دوستمان را که در بالا آمده در مورد ِ خود صادق نمیبینم چرا که نه تنها من به ریکی برای درمانِ دردی که پزشکان نتوانسته بودند با داروها رفعش کنند ایمان نداشتم و آن را با دیده ی ترس و شک نگاه میکردم ، بلکه از ریکی انتظار ِ تحول ِ روحی را که اصلا نداشتم ! پس از اولین جلسه که بسیار متحولم کرد ، بیست و هشت جلسه درمان ِ پیاپی از راه نزدیک دریافت کردم که باعث شد من به مسیری برای آشنایی با پدیده های متفاوتی از شفای جسم و روح و ذهن کشیده شوم ، که این شفایی ممتاز را در حق ِ من ایفا کرد یعنی نه تنها شفای جسم را در زمینه های اولیه دریافت کردم که با دیگر پدیده های موثر برای درمان ِ خود و دیگران نیز ادراکاتی جالب حاصل کردم . نتیجه گیری من این بود که درمانگری که با من کار میکرد به قدری به شفادرمانیش و همینطور اعجاز ِ ریکی ، ایمان داشت که بر منفیات و شکیات ِ من توانست غلبه کند . و این را به عنوان مهمترین مسئله در درمان قبول دارم : ایمان ِ فرد ِ درمانگر به اقتدار ِ ریکی و قبول داشتن ِ خود در برقراری این ارتباط با بدن ِ فرد ِ دریافت کننده ی نور اولین حرف را میزند.
بی شک فردی که ریکی را برای درمان از ما میپذیرد ، خود تا حدودی بر روی نور باز است وگرنه قرار نیست اول ، کسی را به درمان با ریکی متقاعد کنیم و سپس شروع به کار با او کنیم . فردی که چیزی را از ریشه و بن قبول ندارد حاضر نیست زیر ِ دست ِ من ِ نوعی بنشیند ؛ پس همان ذره ای از تمایل که او را به سمت ِ درمان با نور میکشاند از نظر ِ من کافیست . فرد ِ درمان شونده با نور ِ ریکی در مرحله ی اول دچار تحول ِ درمان میشود ولی مسئله این است که اگر فردی مثبت نباشد و نداند باید از چه جنبه های ذهنی و روحی یی استفاده ببرد تا دوباره برای ِ خود مشکلاتی جدید با افکاری منفی نسازد ، بدون شک به مریضی های مشابه یا عود کردن ِ همان درد دوباره و دوباره دچار میشود و این مشکل ساز است نه ایمان نداشتن ِ زیاد ِ فرد ِ درمان شونده به ریکی .

مسئله ی دیگر اینکه من بارها در لحظاتی که بیمار کودک بوده یا شخصی در کما رفته ، با اجازه ی خودبرتر فرد ، برایش انرژی فرستاده ام تا در صورتی که خودبرترش دریافت انرژی را به صلاح و خیر میداند ، انرژی در دنیای ِ او فعال شود وگرنه به شفای زمین منتقل شود ، و با اینکه فرد ِ بیمار دارای قدرت ِ تصمیم گیری نبوده و پزشکان تقریبا از او دست شسته بودند و فقط وقوع معجزه را برای زنده ماندنش اقرار میکردند ، باز هم جوابی مثبت از درمان گرفته ام . کودک ِ سرطانی ِ شفا یافته ، و فرد ِ از کما درآمده . البته در مواردی نیز با اینکه فرد در کما بوده و خانواده اش اجازه ی درمان را داده بودند ولی جوابی مبنی بر شفای جسمی عارض نشد که این را متاثر از تشخیص ِ خودبرتر ِ فرد میدانم و مرا با نتیجه ی ظاهری کاری نیست . پس در این مورد هم نقش ِ درمانگر و ایمان داشتن به قدرت ِ اعجاز ِ ریکی را خود تجربه کرده ام .

با یک جمع بندی میتوانم اقرار کنم که معجزه هایی که از ریکی دریافت کرده ام ، بستگی به بیمار نداشته بلکه بسته به ایمان ِ فرستنده ی انرژی نسبت به اعجاز ریکی بوده . برعکس ادامه ی درمان و رفع ِ عوامل ِ مشکل ساز که دوباره فرد با اندیشه هایی نامطلوب ، برای خود بیماری ِ جدید و مشابه نسازد بستگی به خود ِ بیمار دارد و تضمینی برای عود نکردن و یا برگشت ِ یک بیماری از طرف ِ درمانگر ، مطلقا وجود ندارد .

خیر پیش و در پناه حق
جویا
@lightwork1
برای به اشتراک گذاری تجربیات و نظرات خود میتوانید به آیدی زیز پیام ارسال فرمایید👇
🆔 @reza809
✳️ استاد ماهاچیتا باهوروچی کیست؟✳️
@lightwork1
شاید این سوال برای خیلی از کسانی که در ایران در وادی انرژی، ریکی و لایتورک
فعالیت میکنن پیش اومده باشه
که این شخص که چندین سال هست که مطالب، مقالات و انرژیهایی کانال و تنظیم میکند چه کسیست و چه عقاید... دارد.
ادمین: ماهاچیتا باهوروچی نام مستعار و روحی فردیست ایرانی
در مکاتب و سنن مختلف مثل شمنیسم و تصوف ... به شاگرد یا شخص پرتوجو نامهایی داده میشود
ماهاچیتا باهوروچی نام روحی استاد عزیزی ایرانیست که بنا بدلایل شخصی تصمیم گرفته است که فقط با این نام روحی که توسط اساتید یا گروو ایشون داده شده است قعالیت نماید
(بعضی از سایتها و کانالها اینطور احساس کردن که ایشون هندی یا پاکستانی هستن)
در ادامه شاهد متنی قرار داده شده است که تا حدودی بتوان با اخلاقیات و عقاید ایشون آشنا شد👇
برای همه عزیزان که در زمینه آگاه کردن انسانها به عشق و حقیقت الهی قدمی بر میدارند آرزوی تعادل و تعالی دارم🙏😊
ارادتمند @reza809
🔵

کد اخلاقی اعتقادی آموزشهای جیوتی مارگا

این یک کد اخلاقی برای تمام افرادی که از این آموزشها پیروی می کنند می باشد. و توصیه می کنم همه از آن پیروی کنند تا تکامل خویشت به سوی خود حقیقی و پیشرفت روحی خود را تسریع کنند. گرچه، من نه استاد اخلاقیات هستم نه خودم دارای اخلاقیات کامل هستم و این فقط یک توصیه برای بهبود زندگی شماست.
من اعتقاد کامل به خداوند (خالق هر آنچه هست، منشاء، روح کیهانی) دارم که ابتدا و انتها و ورای هر چیز است. منشاء و مبداء وجود من و تمام هستیست.
شفا دهنده فقط و فقط اوست و بدون اراده او اتمی حرکت نخواهد کرد، من فقط یک کانال برای انرژی هستم.
من اعتقاد کامل به این دارم که همه چیز انرژیست و همه چیز تغییر می کند و قابل تغییر است.
من نظرم را به دیگران تحمیل نمی کنم. و نیازی به اثبات چیزی به دیگران نمی بینم. آنان که در پی اثبات خود یا نظرات خود به دیگران هستند از خرد کیهانی به دور هستند.
من به مذهب و اعتقادات فردی دیگران احترام می گذارم و به تمام مذاهب احترام می گذارم.
من همیشه دیگران را ترغیب به زندگی سالم، رعایت اخلاقیات و انسانیت، رعایت رژیم غذایی سالم و روش زندگی سالم از جمله استراحت مناسب و ورزش مناسب می کنم.
من در اراده و انتخاب فردی دیگران دخالت نمی کنم.
من به هیچ شکل و روشی از دانش آموز سوء استفاده نمی کنم
من هرگز بدون اجازه برای فردی تغییرات انرژیک (درمان و...) انجام نمی دهم. چرا که این دخالت در اراده آزاد فرد محسوب می شود.
من به عنوان درمانگر هرگز از موقیعت سوء استفاده نمی کنم، خصوصا از لحاظ فیزیکی. و بدون اجازه بدن فردی را لمس نمی کنم.
من سعی می کنم که با راستی و صداقت زندگی کنم و نه به صورت ذهنی، نه به صورت جسمی به هیچ کس آسیب نرسانم.
من در مورد دانسته های خود و تعالیم ادعای کذب نکرده و ناراستی به زبان نمی آورم.
من به حریم شخصی دیگران احترام می گذارم و برای آنها مزاحمت ایجاد نمی کنم.
من به هیچ کس قول و وعده تغییر (از جمله درمان شدن) نمی دهم، در حالی که بهترین تلاش خود را برای تغییر ذهنیت آنها برای بهتر شدن و افزایش باور مثبت آنها می کنم.
من به هیچ عنوان به فرد تحت در مان توصیه های پزشکی، درمانی نمی کنم و در دانش و کار تخصصی پزشکان دخالت نمی کنم.
من هرگز فردی را ترغیب به کنار گذاشتن درمان پزشکی یا جایگزین کردن آن با روش درمان با انرژی نمی کنم.
من همیشه با عشق و شفقت نسبت به تمام انسانها خصوصا کسانی که به من مراجعه می کنند زندگی می کنم. و صرف نظر از ذهن افراد، جوهره یکسان الهی را در همه می بینم و به آن احترام می گذارم.

این اصول همه اصول نیستند و من مهمترین آنها را که در ذهن داشتم نوشتم.

با آروزی تعادل و تعالی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Audio
🔹🔶 Water Of Mystery China Concert 🔶🔹

#بیکلام
#آرامش_بخش
#موزیک_مدیتیشن
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال موسیقیهای مقدس👇

 https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz-fL7Cv5GF5MC1jXw
اصول ریکی
@lightwork1
جملاتی که فکـر کـردن بـه آنهـا و تکرارشـان، در کنـار ريکـی زنـدگیشما را دگرگون می کنند:
Just for today: ·
No anger·
No worry·
Be grateful·
Work hard·
Be kind to others

فقط براي امروز:

خشمگين نباش
نگران نباش
سپاسگزار باش
سخت كوش باش
با همه چيز و همه كس مهربان باش


اصول ريکی پايه و قلب ريکی هستند. کسانی که با ريکـی همـسو می شوند بايد هر روز صبح و عصر برای لحظاتی آرام بگيرند و اصول ريکـی را هم به زبان بياورند و هم در قلب خود بگويند. بياين اين کار سـاده را کـه کمتر از يک دقيقه طول می کشه هميشه انجام دهيم.نگرانی، خشم، بی ادبی و امثال آن انرژی شما را هدر مـی دهـد و اتصال به منبـع انـرژی را دشـوار مـی کنـد. بـاور کنيـد کـه يـک منبـع انـرژی بينهايت وجود دارد! باور کنيد که خدا هست، ايمان بياريد و ديگه نيازی بـه نگرانـی و خـشمی کـه انـرژيش صـرف کاری نمی شه نداريد. اون موقع خـود بـه خـود صـادقانه کـار خواهيـد کـرد. شفای شما و پيشرفت شما در اين باورهاست و ريکـی يـک کمـک بزرگـه.
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
📚 #ﺑﻬﺎﻭﺍﮔﺎﺩ_ﮔﯿﺘﺎ

✍🏻 آ.چ بهاکتی ودانتا سوامی پرابهوپادا

📝 ﺑﻬﺎﻭﺍﮔﺎﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺧﺮﺩ ﻭﺩﺍﯾﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺐ ﻣﻬﻢ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﮔﺮﺍﻣﯿﺘﺮﯾﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﺰﺩ ﻫﻨﺪﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺗﺮﺟﻤﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ‏« ﺩﺍﺭﺍﺷﮑﻮﻩ‏» ﺩﺭ ﺳﺪﻩ ۱۳، ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ #ﻣﻬﺎﺑﻬﺎﺭﺍﺗﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ .

🔵 ﺑﻬَﮕَﻮَﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﯾﺎ ﺑﻬﺎﮔﺎﻭﺍﺩ ﮔﯿﺘﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭﺁﻣﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﻫﻨﺪﯼ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﺎﺑﻬﺎﺭﺍﺗﺎ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﮐﻠﻤﻪٔ ﺑﻬَﮕَﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﮔﯿﺘﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﻧﻐﻤﻪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺷﺎﻣﻞ ۱۸ ﻓﺼﻞ ﻭ ﺩﺭﺑﺮﮔﯿﺮﻧﺪﻩ ﺣﺪﻭﺩ ۷۰۰ ﺑﯿﺖ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮﯼ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ‏(ﻫﺒﻮﻁ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ‏) ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻧﺒﺮﺩ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﻭ ﻋﻈﯿﻢ ﮐﻮﺭﻭﺷـِﺘﺮﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺑﺮ ﻫﻨﺪ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﻤﺎﻧﮕﯿﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺍﺯ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﺸﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﻧﺰﺟﺎﺭ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﻫﻤﺪﻡ ﻭﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻔﯽ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﻻﯾﻞ ﻏﺼﻪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ، ﻭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﻨﯿﺎﺩﯼ ﻫﻤﭽﻮﻥﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺟﻬﺎﻥ، ﺭﻭﺡ، ﻋﻤﻞ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ، ﺭﺍﻩﻫﺎﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ،ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﯾﻮﮔﺎ ﻭﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻞ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﺍﺭﺗﺶ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﺘﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﺟﻨﮓ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎﯼ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻫﻢ ﺁﺭﺟﻮﻧﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎ ﺯﺩﻭﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻟﺮﺩ ﮐﺮﯾﺸﻨﺎ ﺑﻪ ﻭﯼ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺸﺘﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺭﺗﺸﯿﺎﻥ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﭘﺪﺭ ﺟﺪ ﻋﺰﯾﺰﺵ ﺑﯿﺸﻤﺎ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺤﺒﻮﺑﺶ ﺩﻭﺭﻭﻧﺎﭼﺎﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ دهد .

▁▂▃▄ @ketabnayab ▄▃▂▁
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
🙇 انجام ای اف تی برای یادگیری زبان 🙇
@lightwork1

ای اف تی برای پیشرفت در یاد گیری زبانی دیگر ( انگلیسی یا ... ) :
این هم پیشکش ِ من به شما عزیزان ِ راه نور برای تبریک ِ سال نو . یا محول الحول ولاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال ، که ما چه درک کرده باشیم چه در راه ِ درک کردنش با مشکلاتی در حال ِ دست و پنجه نرم کردن باشیم ، لایقیم بر بهترین های کائنات .

جایی ساکت بیابید و مطمئن شوید حداقل سی دقیقه کسی مزاحمتان نمیشود . این سناریو را جلوی خود قرار داده در حالیکه روبروی آیینه ای به ضربه زدن به نقاط کلیدی بدنتان مشغولید ، جمله ها را تا آنجا که میتوانید با احساس و درک ِ مفهوم بیان کنید. یادتان باشد که به هر نقطه از محلهای کلیدی یا مریدین بدن، همیشه و همیشه حداقل پنج تا هفت بار ضربه ی پیاپی و آرام وارد کرده باشید ، بعد به نقطه ی بعدی بروید ( در اینجا جمله ها به گونه ای انتخاب شده که شما خیلی بیشتر از پنج تا هفت بار به هر نقطه ضربه وارد کنید ، پس نیازی به شمارش ندارید !). قبل از پیاده کردن ِ سناریوی زیر ، متن را یکی دو بار کامل بخوانید و از نقاط ِ ضربه زدن و نحوه ی کار مطلع شوید و سپس اقدام به بازسازی ِ سناریو و انجام ِ آن کنید . این شما را مطمئن تر به پیش میبرد گواینکه در انجام ِ این سناریو هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد و حتی اگر با وقفه نیز آن را به انجام رسانید کاملا همه چیز درست و خوب انجام میگردد. پس از اینکه برای ای اف تی آماده شدید ، درجه ی مشکل ِ خود را اندازه بگیرید . به این فکر کنید که از یادنگرفتن ِ این زبان چه سوذهایی تا کنون عایدتان شده !؟ تعجب نکنید . واقعا به این مورد فکر کنید که از یاد نگرفتن ِ زبانی دیگر ، وجودتان میخواسته از چه خطر و چه ناامنی یی ، یا چه ناراحتی هایی شما را در وضعیت ِ امن و راحتی ، قرار دهد ؟ تا به حال چه باورهایِ غلطی از شما را در این زمینه به مرحله ی اجرا درآورده تا به خودتان ثابت کنید : " دیدی راست میگفتم ؟ من خودم خودم رو میشناسم دیگه " .
با دقت به این مثال توجه کنید و عمق ِ هوشمندی ِ ذهنیات و ارتباط ِ آن را با سیستم ِ ایمنی و توانایی ِ بدنتان متوجه شوید : شخصی به اجبار و از روی مصلحت برای آسایش ِ بیشترِ کل ِ خانواده ی خود ، جلای وطن کرد . از سالِ اول ِ ورود به آهستگی به دردهای بی شماری دچار گشت من جمله به مرض ِ " یادنگرفتن ِ زبان ِ کشور ِ مهاجرت کرده "! هر چه بیشتر میخواند کمتر میفهمید و هر چه روزها میگذشت ، تندرستی اش بیش از پیش در معرض ِ خطر میافتاد ؛ و عجیب این بود که هر گاه برای مدتی کوتاه به وطن برمیگشته ، دردهایش رنگ میباختند و از شادابی و سرحالی ِ خاصی ، دوباره جان ِ رفته را بدست میاورده! ولی دوباره پس از برگشت به محل ِ انتخابی ِ زندگی ِ جدیدش ، همه چیز آغاز میشده! آن دردها اضطرابها ، ناآرامیها ! تا اینکه بلاخره یک روز از خود می پرسد : آیا واقعا سزای گذشتن ِ از خود این است که دیگر رنگ ِ سعادت و نیکبختی را در زندگی ِ شخصی نبینی و به خاطر ِ دیگرانی که دوستشان داشتی و داری ، خود را اینگونه عاجز و دردمند بیابی؟! و پس از ادراک بر این مطلب که باید راهی برای رهایی باشد ، به دنبال ِ راهی و جوابی میگردد ؛ به الطبع و به اجبار ِ حقانیت ِ حق ، در اینگونه موارد ، کائنات موظف است چیزی را که از او طلب کرده اند ، بی چون و چرا ، با نظمی باورنکردنی در اختیار ِ طالب قرار دهد ! پس همه چیز به سوی ِ فرد ِمورد ِ نظر میآید تا او را با نحوه ی جدید ِ جذب ِ توانایی هایش آشنا سازد و به تور کسانی بخورد که میتوانند راهی را که طلب کرده نشانش دهند. بدین گونه بوده که با هم زمانی ِ دیدار با آنچه که باید روبرو میشده و میشنیده ، آشنا گشته و دریافته که بدن ِ بیچاره ی او در تمام ِ این ایام درحال ِ ساختن ِ موقعیتهایی بوده که او را دوباره به وطنش برگرداند تا شاد باشد!!!!
یادنگرفتن ِ زبانی بیگانه ، دردها و امراض ، ناراحتی های پیاپی ِ ذهنی و جسمی و روحی اش ،همه و همه از یک باور نشات میگرفتند و مانند ِ خون این پیغام را به تمامی ِ بدن و دنیای ِ درون و برونش مخابره میکردند : " من از زندگی در این کشور ناراضیم . " بنابراین وجود ِ فرد ، تمامی ِ سعی ِ خود را به کار گرفته بوده که وضعیت ِ ماندن در کشوری غریب را برای او برهم زند شاید که او ، بدون ِ مورد ِ سرزنش قرار گرفتن ِ خاص و عام و بدون اینکه کسی او را مقصر بشمارد و به او بگوید " تقصیر ِ توست که نمیخواهی در این کشور بمانی " ، وجودش به او یاری میرسانده تا خواسته ی ترک ِ کشور ِ جدید را برایش به نحوی که فکر میکرده صحیح است ، عملی سازد !!! پس از چند مشاوره و دریافت ِ ریشه ی مشکل ، فرد خود را روی مثبت بودن ، دریافت انرژیهای نورانی ، تمرینات و تکنیکهای خودباوری باز گذاشت و جالب اینکه پس از مدتی ضربه زدن و پیاده کردن سناریوهای مختلف بر روی مشکل ِ اصلی ، خودبخود چندین مش
کلش با هم ، کمرنگ شدند ؛ چرا که ریشه ی مشترک در آبیاری ِ تمامی ِ ناآرامی ها به یک منشا برمیگشتند .بسیاری از بیماریهای دردناکِ فرد ِ مزبور ، ارتباطات ِ آزاردهنده با اطرافیانش ، و یادنگرفتن ِ زبانِ بیگانه برای او به میزانی قابل توجه ( پس از چند ماه استفاده از تکنیکهایی نظیر ضربه زدن و مثبت اندیشی و باز بودن بر روی انرژی های ریکی و نورانی ) حل شد و رو به بهبود گذارد ؛ و شخص ِ مزبور هنوز به تپینگ ادامه میدهد چرا که این را درک کرده که در طی مدت ِ درازی افکار ِ منفی ِ زیادی را به باورهای عمیقی در وجودش و دنیایش مبدل کرده که او را محدود ساخته اند و از حق ِ مسلم ِ الهیش که پیشروی در نور و درخشش ِ وجودِ راستینش میباشد ، باز میدارند ؛ پس هنوز با تمامی ِ این راههای نورانی و تکنیکهای دگر اندیشی و زیباشناسی به پاکسازی وجودش برخاسته و خود را روز به روز موفق تر از دیروز مییابد هر چند که گاها باز به شکها و منفیاتی جدید برمیگردد ولی میداند که باید بر دیدن ِ روزنه های نور اصرار کرد تا به خود اجازه ی جذب ِ برکات ِ الهی یی را که در دسترسش هستند بدهد تا موفقیتها را یکی پس از دیگری در آغوش بکشد .
و درست به همین خاطر است که به شما عزیزان میگوییم حتی اگر دل آزرده هستید ، با هر آنچه یاس که در اعماق ِ وجودتان شکل گرفته و شما را از رفتن باز میدارد ، با هر اندازه بغض که در گلو پنهان داشتیدش ، با هر میزان نفرت و خشونت که در دل نهفته اید و تلبارش کردید و به هر مقدار غمی که بار ِ آن را به دوش میکشید ، ارتباطتان را با او که حق است و وجود ِ نازنینتان که جویباری از اقیانوس ِ اوست قطع نکنید که قطع کردن ِ راه برای جویبار به معنای راکد شدن و گندیدن است . خود را در فهم ِ وجود ِ دریایی یتان باز بگذارید تا مفهوم ِ دریایی شدن را دریابید. با خود و او در هر حالی که هستید حرف بزنید ؛ این مفهوم مرا به یاد ِ نویسنده یِ مجموعه ای قدیمی به نام " خانه ی سبز " میاندازد که چه زیبا تمامی ِ حق ِ مطلب را ادا کرده : " قهر باش ولی با من حرف بزن !"
حال به مطلب ِ خود برمیگردیم و میگوییم که : شدت ِ مشکلتان را پس از هر بار پیاده کردنِ یک دور از سناریو اندازه گیری کنید ، در پایان جلسه ی اول یا باید شدت ِ مشکل را با تکرار ِ سناریو به صفر رسانده باشید ( که ممکن است ساعتی یا دقایقی طولانی را دربر گیرد ) یا حداقل بیست دقیقه این سناریو را دوبار تکرار و بازگویی کرده باشید . در صورتی که درجه را به صفر نرساندید ، و یا قادر به تعیین درجه در وجودتان نبودید تا چند روز آینده ( یا چند هفته ی آینده ) نیز به همین نحو پیش روید تا هر گونه عدم ِ هماهنگی یی که بدنتان را وادار به این برنامه ریزی کرده در هم بشکند . تقریبا پس از سه ماه ، با توجه به آنچه در یادگیری ِ روش ِ ساختن ِ سناریو در بخش اول گفته شده بود و میتوانید به آن مراجعه کنید تا بهتر و زودتر خود را پاکسازی کنید ، به خواسته ی خود رنگ عمل میپوشانید . پیشنهاد دیگر ِ من به شما عزیزان این است که سناریوی نظم را هر روزه برای نظم بخشیدن به اینکه زمانی را برای یادگیری ِ زبان مربوطه هر چند کم ولی مسنمر ، اختصاص داده و پیاده کنید .

میتونید حتی لیستی تهیه کنید و در مورد تمامی آنچه شما را از یادگیری باز میدارد فکر کنید و برای آن خصوصیات ، موقعیتها یا حالات که شما را از ادامه ی راه منصرف میکند نت بردارید و آنها را به خاطر آورید و به آن منفیات و باورها اشاره کرده و بر روی آنها ضربه زدن را انجام دهید تا تمامی احساسات و عواطف ِ آزار دیده ی درونتان را بازگو کنید و بیرون بریزیدو سپس با یک یا دو دور ِ آخرین از یک سناریو ، که جملات ِ مثبت گفتن است ، به مغز و بدنتان ، الگوهای جدید را تزریق کنید . .سناریویی که در زیر آمده سناریویی کلی ایست که به شما سرنخهای لازم را میدهد ولی به طبع هر شخص ممکن است دلایلی شخصی داشته باشد که باید بر روی آنها ، تکنیک ِ ضربه زدن را پیاده سازد .

به کناره ی دست ضرباتی آرام وارد کنید و در حین ضربه زدن بگویید :

- با اینکه من با یادگیری ِ این زبان مشکل دارم و نمیتونم بفهمم اون چیه که من رو در یادگیری اینقدر کند کرده ، اما خودم رو دوست دارم این احساس و هر احساس ِ دیگری که در ارتباط با این مشکل در وجودم هست کاملا قبول دارم و تایید میکنم و انتخاب میکنم رهایی از این وضع رو با راحتی و آرامش .
- با اینکه نمیدونم به درستی اشکال ِ کار از کجاست که نمیتونم این زبان رو مثل زبان مادریم حرف بزنم یا به کار ببرم اما با تمام ِ این وجود کاملا خودم و احساساتم رو قبول دارم و خودم رو میپذیرم و میبخشم و انتخاب میکنم رهایی از این وضع رو .
- با اینکه ، این مسئله برام یه علامت سوال ِ گنده درست کرده که چرا نمیتونم در یادگیری ِ این زبان موفق باشم و بعد از این همه تلاش همیشه سر ِ خونه ی اولم ؛ اصلا ایراد از کیه و یا از کجا شروع شده اما کاملا خودم و احساسا
تم رو تایید میکنم و انتخاب میکنم بخشش ِ خودم و دیگرانی رو که در بوجود آوردن ِ این وضع به نظرم مقصرن و انتخاب میکنم آرامش بر روی ِ این مسئله رو و باز بودن بر روی ِ تمامی راههای نورانی یی که من رو به خواسته ام میرسونه ؛ من انتخاب میکنم قدرت ِ الهی ِ خوابیده در بطنم رو برای اینکه دوباره توانایی هام رو در خودم زنده کنم و به راحتی یادبگیرم و بدرخشم .
حالا جای ضربه زدن را عوض کنید و به فاصله ی بین دو ابرو ضربه های پشت هم و آرامی با نوک انگشتان هر دو دست یا یک دست ، وارد کرده و در حین ضربه زدن بگویید :

- من سالها سعی کردم که یاد بگیرمش ولی نمیدونم چرا جلو نمیرم

حالا به بغل چشمها به آرامی و با نوک انگشتان ضربه های متوالی بزنید و در همان حال ضربه زدن بگویید :

- از فکر ِ اینکه چرا نمیتونم مثه خیلی یا به راحتی اون زبان رو حرف بزنم مایوس و مستاصلم

محل ِ ضربه زدن را عوض کنید و به زیر چشمها با همان آهستگی و پیاپی و بی وقفه ضربه وارد کنید و در حین ِ انجام ضربه زدن بگویید :

- بعضی یا میگن به هوش ِ آدم مربوط میشه

محل ضربه زدن رو عوض کنید و به بالای لب ، زیر بینی با کناره ی انگشت سبابه یا با نوک انگشتان ِ یک دست ضربه های آرام و پیاپی وارد کنید و در همان حال بگویید :

- بعضی یا میگن باید بچگی یاد میگرفتی

محل ضربه زدن را عوض کنید و به زیر لب ، در محل گودی چانه ضربه های آهسته و پیاپی وارد کنید و همزمان بگویید :

- بعضی یا میگن خدادادی یه و هر کسی نمیتونه

محل ضربه زدن رو عوض کرده و به ناحیه ی دو طرف ِ زیر گلو در محل ِ برآمدگی ِ استخوان ِ قفسه ی سینه ، با کف ِ یک دست یا با سر انگشتان ِ هر دو دست یا یک دست ضربه های آهسته و پیاپی وارد کنید و در همان حال بگویید :

- بعضی یا میگن ممکنه مربوط به گره های کارمیکی ِ آدم باشه !

محل ضربه را عوض کنید و به کناره ی قفسه سینه در زیر بغل ، درست چهار انگشت پایین تر از گودی ِ زیر بغل ضربه های آرام و پیاپی وارد کنید و همزمان بگویید :

- بعضی یا میگن مربوط به تجربه هایی یه که توی بچگی به غلط به دست و پامون پیچیوندن و باهاش تحقیرمون کردن و یا حتی توی بزرگی از دهن ِ این و اون شنیدیم یا از اینور اونور خوندیم

محل ضربه زدن رو تغییر بدید و به فرق سر با سر انگشتان ِ یک دست ، ضربه هایی بسیار آهسته و در عین حال متوالی وارد کنید و همزمان بگویید :

- مثه این باورای غلط که : یادگیری ِ زبان سخته ، باید توی محیطش باشی تا یادبگیری ، تو اصلا کودنی ، تو رو چه به این غلطا تو که حرف زدن ِ یومیه ات رو هم بلد نمیشی !

به بین دو ابرو ضربه بزنید و به گفتن سناریو ادامه دهید ( تمامی نقاط مثل شرحی که در بالا رفت هستند و ضربه ها به همان گونه در مسیری که شرح ِ آن را دادیم زده میشوند ، برای راحتی کار از این پس در سناریو فقط اول ِ نام ِ مناطق کلیدی را میبریم :

- علتش هر چی میخواد باشه باشه ولی من حق دارم حتی اگر همه ی اینا واقعی باشه

بغل چشمها :

- مدل ِ زندگیم رو خودم انتخاب کنم ! مگه نه اینکه انسان یه جورایی یه جاهایی اختیار هم داره !

زیر چشمها :

- من دوست دارم هر باوری که به من کمک میکنه تا پیشرفت کنم نگهش دارم

بالای لب :

- و بقیه ی باورهای قدیمی رو از ذهنم بریزم دور

زیر لب :

- این منم که انتخاب کننده ام و درست الان و در این لحظه میخوام از این به بعد این انتخاب رو داشته باشم :

استخوان زیر گلو :

- یاد گرفتن و درخشش در حرف زدن زبان ِ جدیدی رو که دوست دارم
استخوان زیر بغل :

- کی میدونه که راه رفتن برای یه بچه که بدنیا اومده سخته یا راحته ؟

فرق سر :

- اصلا معیار ِ سختی و آسونی چیه ؟ من انتخاب میکنم که در همه چیز با دیده ی راحتی و عشق به پیش برم

بین دو ابرو :

- چرا انقدر باید به این حساس بشم که یادگیری ِ یه زبونی سخته ؟ راحته ؟ ممکنه ؟ یا غیر ممکنه ؟

بغل چشمها :

- من فقط خودم رو با این فکرا خسته میکنم و انرژی ِ مفید رو از خودم دور میکنم

زیر چشمها :

- توی زندگی خیلی کارا بوده که اولش برام سخت به نظر میاومده و

بالای لب :

- یا حتی برام یادگیریشون یا دست پیدا کردن بهشون ، مثه رویا بوده مخصوصا وقتی بچه تر بودم !

زیر لب :

- مثلا حتی بزرگ شدن و لباسای آدم بزرگا رو پوشیدن ! یا بند کفشام رو بستن هم برام سخت بوده !

استخوان زیر گلو :

- الان اصلا یادم هم نمیاد که چه سختی یایی کشیدم که " آدم بزرگ " شدم !

استخوان زیر بغل :

- مهم تصمیم گرفتن و داشتن ِ اون رویاها بوده !

فرق سر :

- الانم مهم هدفی یی که دوسش دارم و میخوام عملی بشه

بین دو ابرو :

- من اقتدار ِ دنیای ِ خودمم ، این رو باید باور کنم و انتخاب کنم

بغل چشمها :

- این رو باید بفهمم که توی این دنیا همه جور آدم و همه جور باور پیدا میشه خوب و بد

زیر چشمها :

- زشت و زیبا ، بازدارنده و یا جلوبرنده

بالای لب :

- من چیزهایی