لایت ورک، ریکی، خود شناسی
1.29K subscribers
1.29K photos
369 videos
196 files
1.19K links
#لایت_ورک به تمامی سیستمهای کار با نور بر پایه ریکی گفته میشود.
#ریکی یک روش ساده ولی قدرتمند #درمان کل نگر است.


آموزش و همسویی بیش از ۱۰۰ سیستم نورانی
با ۱۵ سال تجربه

ادمین :
@reza809
Download Telegram
#علی_اسکانیا
دیدار دوم
روایتی حقیقی از یک اتفاق👇👇👇👇
@lightwork1
@lightwork1
#علی_اسکانیا
دیدار دوم👇
خوشبختانه در سفر کاری که به تهران داشتم موفق شدم یک بار دیگر هم این خدا مرد بزرگ رو ملاقات کنم ، منظورم علی اسکانیاست ، فردی که میتونه برای تک تک ما یک سرمشق باشه .

یک سر مشق در مسیر معنوی و یک الگو برای اینکه چگونه یک خدا مرد باشیم . همچنین در خوندن این مطالب این رو هم شاهد هستیم که خداوند چگونه در مشکلات پشت بنده های با ایمانش رو خالی نمی گذاره . دیدار دوم من با علی عزیز همراه با یکی از اعضای همین وبلاگ بود ، در صدق صحبت های گفته شده هیچ گونه شکی نیست ، چون حرف حقیقت مانند روشنایی روز خودش رو همیشه نمایان میکنه . با ما همراه باشید

علی اسکانیا


دیدار قبلی من با علی اسکانیا عزیز تقریبا در سه سال پیش بود . دیدار دوم من با علی اسکانیا در تاریخ ۹/۹/۹۲ بود. من با یکی از دوستانم ساعت ۵٫۳۰ جلو مغازه علی اسکانیا حاضر شدیم و با هم مغازه رو به سمت پارکینگ بازار طی کردیم . تو راه دوستم رو به علی آقا معرفی کردم و گفتم که دوستمون شما رو به اسم علی اسکانیا میشناسه . و این بار با من اومده که علی اسکانیا رو از نزدیک ببینه .

علی اقا هم گفت پس من شدم علی غصه خور . گفتیم چرا غصه خور ؟ علی اقا گفت :

قدیما همه از شهر های دور میومدن تا فردی به اسم علی غصه خور رو ببینن و ازش مطالبی یاد بگیرن ، یکی رفت پیشش گفت چرا به شما میگن علی غصه خور ؟ گفت همین که همه از شهرهای دور میان و میخوان من رو ببینن خودش برای من یک غصه است ، بعد علی آقا گفت : همینی که شما به دیدن من میاین خودش یک غصه تلقی میشه !!!

کمی با این حرف جا خوردم ،پیش خودم گفتم یعنی کار من اشتباست؟! خلاصه …

قبل از اینکه سوار ماشین شیم سه تا آب هویج و کیک با هم خوردیم و بعد سوار ماشین علی آقا شدیم … بعد از کمی سکوت من سر بحث رو باز کردم ، گفتم علی آقا من دیدار امروز رو در وبلاگم مینویسم ، بسم اللله ، شروع کنین ، برامون بگین ، بعد از اون ماجرا یی که نوری رو در رویا دیدین و بعد از اون کارها دیگه چه کارهایی کردین و چه اتفاق هایی افتاد ؟

علی : اتفاق ها که زیاد بوده ، مشکلات زیادی واسم پیش اومد و خدا رو شکر همشون هم حل شدن . اما اتفاقی که خیلی من رو به خودش مشغول کرده بود این بود : یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت انسان محتاجی در کاشان هست که میشناستش که مدتی هست که بیمار شده ، اگه مایلی بریم دیدنش ببینیم کاری میشه براش انجام داد ؟ من هم قبول کردم و رفتیم کاشان .

بیمار یک مرد لوله کش بود که سرپرست خانواده بود و وضع مالی مناسبی هم نداشت ، رفتیم کاشان و بیمار و خانوادش رو دیدیم بعد آزمایش های لازم رو انجام دادیم ، جواب آزمایش ها که اومد دکتر ها گفتن که سرطان ریه داره ، دیگه ما هم تصمیم گرفتیم بیمار رو بیاریم تهران ، دکتر ها مخالفت کردند اما به هر ترفندی این کار رو انجام دادیم ، تو راه که داشتیم میومدیم همش تو این فکر بودم که این رو کدوم بیمارستان ببرم ؟ خانمش همراهمون بود ، در همین حین که فکرم مشغول انتخاب بیمارستان بود دیدم گوشیم زنگ خورد. تماس از طرف یکی از بستگانمون بود که اهل اصفهان بود . سلام و حال و احوال پرسی ، بعد گفتم حاج مهدی چطور شد یادی از ما کردی ؟ گفت میخوام ببینمت ، منم گفتم اتفاقا منم مایل به دیدار شما هستم اما الان گرفتارم ، دارم یکی از دوستان رو میبرم بیمارستان و موندم کدوم بیمارستان ببرمش ، حاج مهدی گفت ناراحتیش چیه ؟ گفتم ناراحتی ریه داره . گفت خب ببرینش بیمارستان دانشوری ، دختر من اونجا دکتره ، رفتی بگو من از اقوام خانم دکتر … هستم .

ما رفتیم بیمارستان و با آشنایتی که دادیم موفق شدیم خانم دکتر رو ببینیم و بعد از دیدن آزمایش ها موفق شدیم همون ساعت بیمار رو به بخش منتقل کنیم .

(مکالمه ما با علی اسکانیا نزدیک به دو ساعت به طول کشید ، خیلی دوست دارم تمام صحبت هاش رو بنویسم اما فکر میکنم نزدیک به ده صفحه بشه . به ناچار مجبورم مطالب رو از اینجا به بعد خلاصه عنوان کنم )

خلاصه بیمار بستری شد و نوع بیماری این دوستمون از سرطان های بد خیم بود که این موضوع بعدآ مشخص شد ، نزدیک به شش ماه شیمی درمانی انجام دادیم ، که هزینه تمام شیمی درمانی ها رو خودم تقبل کردم ، نزدیک ۸۵ میلیون هزینه بیمارستان و دارو هاش شد ، هفته ای یک مرتبه شیمی درمانی میکرد ، نزدیک ۱۲ میلیون هزینه لیزر درمانیش شد .

تمام این شش ماه رو هم من شب ها کنارش میخوابیدم ، روزها هم خانمش کنارش بود .

در این فی ما بین یک روز دکترش براش داروهای قوی تری رو نوشت ، منم دیگه یه دونه یک تومنی هم برام باقی نمونده بود .

رفتم و به سه تا داروخانه سر زدم ، هر سه جا گفتن هزینه خرید داروها شش میلیون و پانصد میشه .

رفتم بیمارستان و خانمش من رو دید گفت علی آقا داروها چی شد ؟ گفتم هیچی ، پول همرام نبود نتونستم بخرم ، گفت چقدر میشه هزینشون ؟ گفتم چیز خاصی نیست ، گفت نه بگین ، گفتم ش
ش میلیون و پانصد ، خانمش بنده خدا به من گفت انقد پول از کجا میخواین بیارین ؟ همین طوری نا خود آگاه گفتم خدا بزرگه ، من میرم مغازه ، یکی از مشتری هام زنگ زده جنس میخواد باید برم .

تمام حرفایی که تا اینجا گفتم یک طرف ، این حرف هم یک طرف . رفتم سر مغازه و تا کرکره رو زدم بالا دیدم یکی گفت علی آقا کجایی شما ما سه روز هستش منتظریم شما مغازه رو باز کنین . گفتم شما؟ گفت من رو یکی از دوستان معرفی کرده ، گفته فقط از علی آقا جنس بخر ، این بابا از ما اون روز خرید کرد و دوازده میلیون و پانصد کارت کشید و رفت. کارت رو ورداشتم و اومدم داروخانه و دارو رو خریدم و رفتم بیمارستان ، خانمش گفت از کجا جور کردین این همه پول رو ؟ گفتم خدا بزرگه ، میرسونه .

این روند ادامه داشت تا اینکه یک روز برای خرید آمپولش رفتم بیرون و بعد از اینکه به سه تا داروخونه سر زدم آمپولش رو پیدا کردم و برگشتم بیمارستان دیدم بنده خدا رفته تو کما و اکسیژن واسش گذاشتن و نوار قلبش رو دارن میگیرن و …. من خیلی ناراحت شدم ، و اومدم کنارش ، فشارش روی شش بود و تا صدای من رو شنید فشارش کم کم اومد روی دوازده و چشماش رو باز کرد ، دستای من رو تو دستاش سفت گرفت و با سر اشاره کرد که اومدی ؟ گفتم اره اومدم ، ناراحت نباش ، من اینجام ، چیزی نیست که ، ناراحت نباش ، بعد با سر چندین و چندین بار سرش رو به عنوان رضایت تکون داد و با دستاش سفت دستام رو فشار داد ، اون روز نزدیک ساعت شش و نیم تموم کرد و به رحمت خدا رفت .

برای تصفیه حساب اقدام کردم دیدم هزینه بیمارستان شده دوازده میلیون و من شش میلیون بیشتر نداشتم. رفتم پیش رییس بیمارستان ، چون نزدیک به یک سال بود که تو اون بیمارستان امد و رفت داشتم دیگه همه من رو میشناختن ، رییس بیمارستان هم نامه ای برای مدد کاری نوشت و دکتر های دیگه هم امضا کردند و خوشبختانه شش میلیون دیگه هم توسط مدد کاری پرداخت شد .

کارای ترخیصش رو انجام دادیم و این رو بردیم بهشت زهرا ، حالا کلی از فامیل هاشون هم اومده بودن و همه هم من رو بغل میکردن و از من تشکر میکردن ، چون دیده بودن که همیشه کنارش بودم . فرداش تا رفتیم بهشت زهرا ساعت شد ۲ بعد از ظهر ، نزدیک به چهل و پنج نفر هم جلوی ما نوبت داشتند و اون روز تا ساعت دو و نیم هم بیشتر جنازه نمیشستن ، من نمیتونستم اونجا صبر کنم ،

چون کلی از اقوامشون با من اومده بودن و کلی از اقوام دیگش هم کاشان منتظر بودند تا این مرد رو به خاک بسپارن ، گفتم خدایا خودت درستش کن ، این مرد امروز باید خاک بشه ، تو همین حین که دنبال راهی بودم دیدم مردی من رو صدا کرد و گفت علی آقا شما اینجا چی کار میکنی ؟ گفتم شما ؟ گفت اینجا چی کار میکنی ؟ گفتم راستش داستان اینه ، الانم خیلی ها جلوی ما هستن و ما هم باید این بنده خدا رو امروز به کاشان برسونیم ، گفت بیارش من درستش میکنم ،گفتم آخه چجوری ؟ گفت بیارش . رفتیم کارای شست و شو انجام شد و گفتم هزینش چقد شد ؟ گفت من خودم ریختم به حساب ، پرداخت شده ، فقط این رو زود ببر که دیر نشه . هر چی هم ازش پرسیدم من رو از کجا میشناسی چیزی نگفت . تا اینکه رفتیم کاشان و کارهاش انجام شد و …

بعد از کاشان برگشتم بهشت زهرا و هر چقد از کارکنان اونجا در مورد این مرد پرسیدم کسی این مرد رو نمیشناخت .

الان هم هر ماه بیست و هشتم و بیست و نهم به کاشان میرم و نیاز های خانوادش رو تامین میکنم.

شهاب : علی آقا ، سوالی که برای این دوستمون پیش اومده اینه که چرا یک انسان مریض میشه و چرا به عنوان مثال این فرد باید انقد زجر بکشه ؟

علی آقا : علت اول این مسائل خود آدم ها هستند ، آدم اگر جایی از بندش درد میکنه باید سریع به دکتر بره ، انسان باید مراقب بدنش باشه ، نه اینکه هر طور خواست رفتار کنه ، همه چیز بکشه و همه چیز بخوره و آخرش هم تقصیرات رو گردن خدا بندازه .

مورد دیگه اعمال ادم هاست ، اعمال یا باید تو این دنیا صاف بشه یا اون دنیا ،

مورد دیگه هم امتحان خداست ، خدا میخواد ببینه بنده تا چه حدی در تحمل سختی ها و زجر ها خدارو شاکره؟ یا تو این شرایط خدا رو فراموش میکنه و همه چیز رو گردن خدا میندازه یا قضا و قدر میدونه ؟

کتابی هست به اسم قصه الانبیاء که من این کتاب رو هشت باز خوندم ، اگر بتونین این کتاب رو پیدا کنین ، فکر کنم در کتاب فروشی های قدیمی قم پیدا بشه ، در این کتاب به خوبی شرح افرینش از پیدایش تا به آخرین پیامبرش نوشته شده . این کتاب خیلی به شما برای جواب این سوالات کمک میکنه.

شهاب: ما چطور میتونیم مثل شما باشیم ؟ و به دیگران کمک کنیم ؟

علی آقا : دیدین ادم ها میرن به جمکران و قم و جاهای زیارتی دیگه و برای استعجاب دعاشون پول بیشتری در صندوق های این مکان ها میریزن ؟ اون امام هیچ نیازی به پول شما نداره ، پول کس دیگه ای ور میداره و خرج جای دیگه ای میکنه ، به امام یا خدا نمی رسه ، اما اینجا باید بینش شما درست باشه ، شما از ه
مینجا و از همین فاصله باید دلت با خدا باشه ، از همینجا باید خدا رو ببینی و از همینجا باید بهش اعتقاد قلبی داشته باشی ، که خدا هست ، که خدا بیداره، برای کمک کردن هم ، هر چقد که در توان داری خرج کن . آدم نباید برای حرف و دید دیگران زندگی کنه .

الان ما امروز چی خوردیم ؟ آب هویج و کیک . کی میدونه ما چی خوردیم ؟ آیا اصلا مهمه ؟ اینکه ما بیایم خوراک خودمون رو بیشتر و خوش رنگ و لعاب تر کنیم و بیایم در ظاهر و زندگی هم همین حفظ کنیم تا مردم در مورد ما خوب حرف بزنن که چی بشه ؟ انسان باید خودش زندگی کنه ، برای خداش زندگی کنه ، برای دلش و عشق به خداش زندگی کنه نه برای مردم .

زندگی ما آدم ها بی علت و دلیل نیست . الان ما سه نفر که اینجاییم ، من از شما یک چیزی یاد میگیرم و شما از من چیز دیگری یاد میگیرین ، یک انسان هر چقد هم بزرگ و عالم باشه نمی تونه تمام کارهاش رو خودش به تنهایی انجام بده ؛ الان یک لقمه نونی که شما میخورین ، میدونید از چه مراحلی گذشته تا به دست ما رسیده ؟ برای ما هم همینه …

برای اینکه ما به درجه ای برسیم ، به جایی برسیم ، هزاران مراحل باید طی بشه ، هزاران شخص باید سر راه آدم قرار بگیره . حالا این وسط کسی بیشتر میبره ، کسی کمتر . اما این وسط یک نکته نباید فراموش بشه !!! ما همه واسطه ای هستیم بین خداوند و بنده . این بنده میتونه خانواده آدم باشه ، میتونه یک انسان دیگه باشه ، همه ی ما واسطه هستیم .

انسان همیشه باید قلبآ کسی رو دوست داشته باشه ، بعضی ها میرن خود کشی میکنن تا خدا رو بشناسن ، از همین فاصله دور ، باید قلبت رو با خلوص به خدا بسپاری .



شهاب : علی آقا سوالی که برای بعضی از ما پیش اومده اینه: شما که انقد برای دیگران وقت میزارین آیا باعث نمیشه برای خانواده خودتون کم بذارین ؟

نه اصلا ، خانم من خیلی هم راضی هستش ، و هر ماه خودش به من میگه که مبادا فراموش کنی ؟ فردا باید بری کاشان ، حرفی که همیشه خانمم به من میزنه اینه : اگر میتونی دست کسی رو بگیری حتما بگیر ، اما اگر نمی تونی بی مورد اون فرد رو امید وار نکن ، چون اینطوری اون به امید تو از جاهای دیگه دست میکشه و اگر تو نتونی براش کاری انجام بدی اون رو عقب تر میکشی ….

این بود دیدار دوم من با علی اسکانیای عزیز ، خودم رو کمتر از این میدونم که بخوام توضیحی تکمیلی برای گفته های این خدا مرد ارائه بدم. بهتر اینه که ما به جای تشویق خدا مرد هایی همچون علی اسکانیا خودمون آستین ها رو بالا بزنیم و یک خدا مرد بشیم . هزینه های اضافی بسیار زیادی در زندگی های وجود داره که میتونه آرزوی دیگران باشه . یک مسیر معنوی تنها با مطالعه کتاب ها و حضور در نزد اساتید تحقق پیدا نمیکنه . بلکه انجام اعمال نیک و پسندیده ، کردار خداگونه و نگاهی پاک و دوستانه هم جز نکات اساسی هستند . که بدون این ها رشد معنوی به معنای واقعی خودش نمی رسه .

امید که مطالب این پست رو با چشم دل و به درستی دریافت کنیم. به طور حتم دیدار های دیگری هم با علی اسکانیا خواهیم داشت ، اما کی و چگونه مشخص نیست . اون رو زمان و تقدیر مشخص میکنه . امید که این پست نیز ذره ای به دانش معنوی شما اضافه کرده باشه . در پناه حق باشین.
لایت ورکر:
پکیجها و همسوییهای آماده عناصر روح
تنظیم و کانالینگ : ماهاچیتا باهوروچی
ارائه : سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮
عناصر روح که شامل چهار عنصر طبیعت (عناصر اربعه) نیز می شوند یک سری همسویی و جلسات انرژی هستند که به صورت سری، یکی یکی به این مجموعه اضافه خواهند شد، این جلسات رو دست کم نگیرید انرژی و اثر فوق العاده ای دارند!

برای دریافت هرکدام از این جلسات انرژی مطابق معمول خود را کاملا ریلکس کنید و در حالت مدیتشن قرار بگیرید و یا اگر در نشستن روی زمین مشکل دارید به حالت دریافت روی مبل، صندلی، قرار بگیرید و سپس دعای کوتاهی بکنید و درخواست کنید که همسویی و انرژی مورد نظر را دریافت کنید.

همسویی عنصر آب

اولین همسویی و نقطه آغاز این سری "همسویی عنصر آب" نام دارد، که کمک به گسترش آگاهی و انعطاف وجود ما می کند ، عنصر آب را با شما یکپارچه کرده و شما را به عنصر آب و روح طبیعت آن همسو می کند ، همچنین کمک به تجربه ، به سطح آمدن و رها شدن سریع هر یک از احساسات بی نظم / نا متعادل شما می کند تا به طور کامل رها شوند

برای دریافت :

"اکنون من درخواست می کنم که "همسویی عنصر آب" را که توسط ماهاچیتا باهوروچی برای من آماده شده به صورت کامل دریافت کنم.انجام شد.متشکرم "

همسویی عنصر خاک (زمین)

همسویی دوم "همسویی عنصر خاک" نام دارد و کمک می کند که از محدودیت ها و نقاط ارجاع کهنه خود فرا تر برویم، در سطح احساسی کمک به ثبات بیشتر در روابط و ثبات بیشتر در احساسات و روابط می کند.

برای دریافت :

"اکنون من درخواست می کنم که "همسویی عنصر خاک" را که توسط ماهاچیتا باهوروچی برای من آماده شده به صورت کامل دریافت کنم.انجام شد.متشکرم "

همسویی عنصر آتش

همسویی عنصر آتش ارتباط قدرتمندی با زمانهای نخستین پیدایش خرد بر زمین دارد. این همسویی می تواند افراد را به روی مقدس ترین منشا کهنشان بگشاید. و به روی زمانی که روح هدف زندگی اش را برای این تجسد انتخاب کرده. این همسویی کمک به گشودن مقدسترین بخش وجود فرد می کند. و کمک به آشکارسازی یکی از رازها و دانش کهنی که فرد در واقع داشته و در این زندگی در اختیار اوست می کند ( توضیح: کمک به فرد برای گشودن پتانسیلهای پنهان روحی / معنوی )

برای دریافت :

"اکنون من درخواست می کنم که "همسویی عنصر آتش" را که توسط ماهاچیتا باهوروچی آماده شده، به صورت کامل دریافت کنم.انجام شد.متشکرم "

همسویی عنصر هوا

همسویی عنصر هوا به فرد کمک می کند تا توان و کیفیت او برای سفر گسترده تر در عوالم ،ابعاد و سطوح روحی افزایش بیابد. و دارای توان آوردن روحانیت شخص به والاترین مرتبه شوق و یکپارچگیست. و یک همسویی فوق العاده برای افرادیست که دچار استرس و آسب روحی بوده اند (یا هستند). همسویی عنصر هوا فرد را یاری می کند تا زمانی که تصمیم می گیرد بین یک انتخاب عقلانی و احساس تعادل برقرار کند. و قدرت تبعیض و فر ق گذاری (بین درست وغلط) می بخشد.


برای دریافت :

"اکنون من درخواست می کنم که "همسویی عنصر هوا" را که توسط ماهاچیتا باهوروچی آماده شده، به صورت کامل دریافت کنم.انجام شد.متشکرم "


همسویی خود والاتر

همسویی خود والاتر، انرژی والاترین سطح وجودی فرد را کانال کرده و وارد هسته فرد می کند و از آنجا این انرژی شروع به درخشش و توسعه جدی می کند. همسویی خود والاتر کمک می کند تا از آنچه ورای تجربه فیزیکی هست آگاه شویم و به منشا خرد و دانش کهن متصل گردیم. این همسویی همچنین می تواند موجب گشوده شدن درهای ابعاد والاتر شود و مارا در وارد شدن به حقیقت آنها یاری کند.

"اکنون من درخواست می کنم که "همسویی خود والاتر" را که توسط ماهاچیتا باهوروچی آماده شده، به صورت کامل دریافت کنم.انجام شد.متشکرم "


همسویی
همسویی دِویک "Devic" به شما کمک می کند که به یاد آورید چرا اینجا هستید. و اگر می دانید چرا اینجا هستید انگیزه پیروی از هدف زندگی خود را داشته باشید. کمک می کند که ما در سطح روحی مراقب خودمان باشیم و در ما یک تغذیه روحانی عرفانی ایجاد می کند که برای خودمان و دیگران مفید است. آن به ما کمک می کند که قدرت نظارت، قضاوت، مسئولیت پذیری، حفاظت، اهمیت دادن و عشق ورزی را در زندگی افزایش دهیم.
"اکنون من درخواست می کنم که "همسویی دِویک" را که توسط ماهاچیتا باهوروچی آماده شده، به صورت کامل دریافت کنم.انجام شد.متشکرم "

توجه این همسویی ها نوعی جلسات انرژی هستند و نمی توانید آنها را به دیگران منتقل کنید ، تکرار هر کدام از آنها موجب تقویت اثراتش شده و محدودیتی برای تکرارشان نیست.
همسویی های بعدی اضافه خواهند شد.
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@HamrazCalligraphy
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
@lightwork1
امروز باران مي باريد خودم را ديدم در انتظار من
و آنگاه بياد آوردم
كه هنوز متولد نشده ام
تا امروز تنها گمان ميكردم، كه سالهاست به اين دنيا آمده ام و زندگي را از سر گرفته ام
گرچه در اعماق وجودم هميشه ميدانستم كه هنوز تا تولد راه زيادي دارم
آري ...باوركنيم كه ما هنوز به دنيا نيامده ايم
در جايي نه چندان دور بي صبرانه انتظار خودمان را ميكشيم تا متولد شويم
بايد از درون خود به دنيا بياييم
بايد كمك كنيم تا خودمان را به دنيا بياوريم
و اين عظيم ترين امكان است
آغاز اينجاست آغازي بي پايان
به سمت و سوي بيكرانگي
مرجانا
خرد فقط زمانی شكوفا می شود كه بدانی چگونه تنها باشی. خرد طبيعت وجود توست. آنگاه كه تو كاملا تنهايی و همه عالم را فراموش كرده ای، آنگاه كه فقط خودت هستی، در درون خودت خوش و خرمی و هيچ نيازی به ديگری و هيچ ميل و هوسی برای هيچ چيز ديگر نداری، در آن آرامش خلوت با خويش، خرد شكوفا می شود. خرد به معنای دانش نيست. خرد يعنی بصيرت، يعنی روشنی. خرد به معنای معلومات نيست، بلكه به معنای دگرگونی است. خرد يعنی نگريستن به زندگی به شيوه‌ای كاملا تازه. بياموز كه تنها باشی و بگذار تا خرد از عمق وجودت به سطح آيد. آنگاه می توانی در دنيا زندگی كنی اما در عين حال حتی در ميان جمع نيز تنها، بی‌تفاوت و تاثير ناپذير خواهي ماند. تو در دنيا خواهی بود نه از دنيا. و تو قابليت تشخيص درست از نادرست را خواهی يافت. ديگر به احكام و دستورات بيرونی تكيه نخواهی كرد. ديگر بر انجيل و .... تكيه نخواهی كرد. تو كتاب مقدس خود را يافته‌ای. صدای خدا را از درون قلبت شنيده‌ای. ديگر نيازی به اطلاعات درجه دوم و دست دوم نداری. اينك تو يك خط مستقيم تماس با خدا داری...

@lightworkers
@lightwork1
سلام

هرکسی بتونه در یک جمله بگه که چه چیزی در برخی از درمانگرها باعث میشه که قدرت بیشتری داشته باشند و بهتر نتیجه بگیرند. یک جایزه پیش من داره!

این یک توانایی کلیدی و مهمه که برخی دارند و در شفا بخشی ازش استفاده می کنند. حتی در روشهای دیگری غیر از ریکی. (منظور از توانایی قدرت ماورایی نیست، بلکه چیزیه که همه دارند ولی پرورشش ندادند)

چیزی که دنبالشم بگین رو میخوام که حتما خیلی مستقیم بهش اشاره کنید. و خوب توضیحش بدین ولی فقط یک چیزه، اگر چندتا چیز رو توضیح بدین قابل قبول نیست! پس در توضبح دادنتون دقت کنید.

راهنمایی: چیزیه که از نظر علمی اثراتش ثابت شده و قابل سنجشه!
پیشنهاد می کنم از شهودتون استفاده کنید.

پاسخ سوال و برندگان رو تو چند روز آینده اعلام می کنم.

توجه: این هدیه فقط به اعضای لایتورکرز داده میشه، در صورتی که هنوز عضو نیستید ولی جواب بدین می تونید پس از ورود درخواست کنید تا بهتون بدم.



---------------------------
مسابقه به اتمام رسید، مشاهده پاسخ در این پست:
http://www.jyoti-marga.in/forum/thread-1406-post-12415.html#pid12415



@lightwork1
@lightwork1
نظر یکی از اعضای محترم انجمن👇


با سلام

طبق چیزی که تا به حال چه در مورد درمان شدنم توسط ِ فردی دیگر ، و چه درباره ی نقش ِ درمانگری ِ خودم برای فردی دیگر تجربه کرده ام ، به این دریافتها رسیده ام .

در مورد خودم در ابتدای کار با یک درمانگر که فقط با ریکی اسویی کار میکرد ، وارد یک گفتگوی دوستانه شدیم که به من در قبل نیز پیشنهاد ِ درمان داده بود ، ولی چون من از ریکی و امور ِ معنوی ِ اینچنینی ، اطلاعاتی نداشتم ، جلسه ی اول را با ترس و یا اکراهی ناشناخته آغاز کردم و در حین ِ دریافت ِ نور و بعد پس از اولین جلسه ی دریافت ِ ریکی زندگی ِ من بسیار متحول شد ! زیرا به ادراکات مبهوت کننده ای رسیدم ... و پس از آن ، رشد ِ روحی ام دچار ِ پیشرفتی سریع گشت ، بنابراین گفته ی دوستمان را که در بالا آمده در مورد ِ خود صادق نمیبینم چرا که نه تنها من به ریکی برای درمانِ دردی که پزشکان نتوانسته بودند با داروها رفعش کنند ایمان نداشتم و آن را با دیده ی ترس و شک نگاه میکردم ، بلکه از ریکی انتظار ِ تحول ِ روحی را که اصلا نداشتم ! پس از اولین جلسه که بسیار متحولم کرد ، بیست و هشت جلسه درمان ِ پیاپی از راه نزدیک دریافت کردم که باعث شد من به مسیری برای آشنایی با پدیده های متفاوتی از شفای جسم و روح و ذهن کشیده شوم ، که این شفایی ممتاز را در حق ِ من ایفا کرد یعنی نه تنها شفای جسم را در زمینه های اولیه دریافت کردم که با دیگر پدیده های موثر برای درمان ِ خود و دیگران نیز ادراکاتی جالب حاصل کردم . نتیجه گیری من این بود که درمانگری که با من کار میکرد به قدری به شفادرمانیش و همینطور اعجاز ِ ریکی ، ایمان داشت که بر منفیات و شکیات ِ من توانست غلبه کند . و این را به عنوان مهمترین مسئله در درمان قبول دارم : ایمان ِ فرد ِ درمانگر به اقتدار ِ ریکی و قبول داشتن ِ خود در برقراری این ارتباط با بدن ِ فرد ِ دریافت کننده ی نور اولین حرف را میزند.
بی شک فردی که ریکی را برای درمان از ما میپذیرد ، خود تا حدودی بر روی نور باز است وگرنه قرار نیست اول ، کسی را به درمان با ریکی متقاعد کنیم و سپس شروع به کار با او کنیم . فردی که چیزی را از ریشه و بن قبول ندارد حاضر نیست زیر ِ دست ِ من ِ نوعی بنشیند ؛ پس همان ذره ای از تمایل که او را به سمت ِ درمان با نور میکشاند از نظر ِ من کافیست . فرد ِ درمان شونده با نور ِ ریکی در مرحله ی اول دچار تحول ِ درمان میشود ولی مسئله این است که اگر فردی مثبت نباشد و نداند باید از چه جنبه های ذهنی و روحی یی استفاده ببرد تا دوباره برای ِ خود مشکلاتی جدید با افکاری منفی نسازد ، بدون شک به مریضی های مشابه یا عود کردن ِ همان درد دوباره و دوباره دچار میشود و این مشکل ساز است نه ایمان نداشتن ِ زیاد ِ فرد ِ درمان شونده به ریکی .

مسئله ی دیگر اینکه من بارها در لحظاتی که بیمار کودک بوده یا شخصی در کما رفته ، با اجازه ی خودبرتر فرد ، برایش انرژی فرستاده ام تا در صورتی که خودبرترش دریافت انرژی را به صلاح و خیر میداند ، انرژی در دنیای ِ او فعال شود وگرنه به شفای زمین منتقل شود ، و با اینکه فرد ِ بیمار دارای قدرت ِ تصمیم گیری نبوده و پزشکان تقریبا از او دست شسته بودند و فقط وقوع معجزه را برای زنده ماندنش اقرار میکردند ، باز هم جوابی مثبت از درمان گرفته ام . کودک ِ سرطانی ِ شفا یافته ، و فرد ِ از کما درآمده . البته در مواردی نیز با اینکه فرد در کما بوده و خانواده اش اجازه ی درمان را داده بودند ولی جوابی مبنی بر شفای جسمی عارض نشد که این را متاثر از تشخیص ِ خودبرتر ِ فرد میدانم و مرا با نتیجه ی ظاهری کاری نیست . پس در این مورد هم نقش ِ درمانگر و ایمان داشتن به قدرت ِ اعجاز ِ ریکی را خود تجربه کرده ام .

با یک جمع بندی میتوانم اقرار کنم که معجزه هایی که از ریکی دریافت کرده ام ، بستگی به بیمار نداشته بلکه بسته به ایمان ِ فرستنده ی انرژی نسبت به اعجاز ریکی بوده . برعکس ادامه ی درمان و رفع ِ عوامل ِ مشکل ساز که دوباره فرد با اندیشه هایی نامطلوب ، برای خود بیماری ِ جدید و مشابه نسازد بستگی به خود ِ بیمار دارد و تضمینی برای عود نکردن و یا برگشت ِ یک بیماری از طرف ِ درمانگر ، مطلقا وجود ندارد .

خیر پیش و در پناه حق
جویا
@lightwork1
برای به اشتراک گذاری تجربیات و نظرات خود میتوانید به آیدی زیز پیام ارسال فرمایید👇
🆔 @reza809
✳️ استاد ماهاچیتا باهوروچی کیست؟✳️
@lightwork1
شاید این سوال برای خیلی از کسانی که در ایران در وادی انرژی، ریکی و لایتورک
فعالیت میکنن پیش اومده باشه
که این شخص که چندین سال هست که مطالب، مقالات و انرژیهایی کانال و تنظیم میکند چه کسیست و چه عقاید... دارد.
ادمین: ماهاچیتا باهوروچی نام مستعار و روحی فردیست ایرانی
در مکاتب و سنن مختلف مثل شمنیسم و تصوف ... به شاگرد یا شخص پرتوجو نامهایی داده میشود
ماهاچیتا باهوروچی نام روحی استاد عزیزی ایرانیست که بنا بدلایل شخصی تصمیم گرفته است که فقط با این نام روحی که توسط اساتید یا گروو ایشون داده شده است قعالیت نماید
(بعضی از سایتها و کانالها اینطور احساس کردن که ایشون هندی یا پاکستانی هستن)
در ادامه شاهد متنی قرار داده شده است که تا حدودی بتوان با اخلاقیات و عقاید ایشون آشنا شد👇
برای همه عزیزان که در زمینه آگاه کردن انسانها به عشق و حقیقت الهی قدمی بر میدارند آرزوی تعادل و تعالی دارم🙏😊
ارادتمند @reza809
🔵

کد اخلاقی اعتقادی آموزشهای جیوتی مارگا

این یک کد اخلاقی برای تمام افرادی که از این آموزشها پیروی می کنند می باشد. و توصیه می کنم همه از آن پیروی کنند تا تکامل خویشت به سوی خود حقیقی و پیشرفت روحی خود را تسریع کنند. گرچه، من نه استاد اخلاقیات هستم نه خودم دارای اخلاقیات کامل هستم و این فقط یک توصیه برای بهبود زندگی شماست.
من اعتقاد کامل به خداوند (خالق هر آنچه هست، منشاء، روح کیهانی) دارم که ابتدا و انتها و ورای هر چیز است. منشاء و مبداء وجود من و تمام هستیست.
شفا دهنده فقط و فقط اوست و بدون اراده او اتمی حرکت نخواهد کرد، من فقط یک کانال برای انرژی هستم.
من اعتقاد کامل به این دارم که همه چیز انرژیست و همه چیز تغییر می کند و قابل تغییر است.
من نظرم را به دیگران تحمیل نمی کنم. و نیازی به اثبات چیزی به دیگران نمی بینم. آنان که در پی اثبات خود یا نظرات خود به دیگران هستند از خرد کیهانی به دور هستند.
من به مذهب و اعتقادات فردی دیگران احترام می گذارم و به تمام مذاهب احترام می گذارم.
من همیشه دیگران را ترغیب به زندگی سالم، رعایت اخلاقیات و انسانیت، رعایت رژیم غذایی سالم و روش زندگی سالم از جمله استراحت مناسب و ورزش مناسب می کنم.
من در اراده و انتخاب فردی دیگران دخالت نمی کنم.
من به هیچ شکل و روشی از دانش آموز سوء استفاده نمی کنم
من هرگز بدون اجازه برای فردی تغییرات انرژیک (درمان و...) انجام نمی دهم. چرا که این دخالت در اراده آزاد فرد محسوب می شود.
من به عنوان درمانگر هرگز از موقیعت سوء استفاده نمی کنم، خصوصا از لحاظ فیزیکی. و بدون اجازه بدن فردی را لمس نمی کنم.
من سعی می کنم که با راستی و صداقت زندگی کنم و نه به صورت ذهنی، نه به صورت جسمی به هیچ کس آسیب نرسانم.
من در مورد دانسته های خود و تعالیم ادعای کذب نکرده و ناراستی به زبان نمی آورم.
من به حریم شخصی دیگران احترام می گذارم و برای آنها مزاحمت ایجاد نمی کنم.
من به هیچ کس قول و وعده تغییر (از جمله درمان شدن) نمی دهم، در حالی که بهترین تلاش خود را برای تغییر ذهنیت آنها برای بهتر شدن و افزایش باور مثبت آنها می کنم.
من به هیچ عنوان به فرد تحت در مان توصیه های پزشکی، درمانی نمی کنم و در دانش و کار تخصصی پزشکان دخالت نمی کنم.
من هرگز فردی را ترغیب به کنار گذاشتن درمان پزشکی یا جایگزین کردن آن با روش درمان با انرژی نمی کنم.
من همیشه با عشق و شفقت نسبت به تمام انسانها خصوصا کسانی که به من مراجعه می کنند زندگی می کنم. و صرف نظر از ذهن افراد، جوهره یکسان الهی را در همه می بینم و به آن احترام می گذارم.

این اصول همه اصول نیستند و من مهمترین آنها را که در ذهن داشتم نوشتم.

با آروزی تعادل و تعالی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Audio
🔹🔶 Water Of Mystery China Concert 🔶🔹

#بیکلام
#آرامش_بخش
#موزیک_مدیتیشن
سایت جیوتی مارگا - راه نور
Www.jyoti-marga.in
کانال موسیقیهای مقدس👇

 https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz-fL7Cv5GF5MC1jXw
اصول ریکی
@lightwork1
جملاتی که فکـر کـردن بـه آنهـا و تکرارشـان، در کنـار ريکـی زنـدگیشما را دگرگون می کنند:
Just for today: ·
No anger·
No worry·
Be grateful·
Work hard·
Be kind to others

فقط براي امروز:

خشمگين نباش
نگران نباش
سپاسگزار باش
سخت كوش باش
با همه چيز و همه كس مهربان باش


اصول ريکی پايه و قلب ريکی هستند. کسانی که با ريکـی همـسو می شوند بايد هر روز صبح و عصر برای لحظاتی آرام بگيرند و اصول ريکـی را هم به زبان بياورند و هم در قلب خود بگويند. بياين اين کار سـاده را کـه کمتر از يک دقيقه طول می کشه هميشه انجام دهيم.نگرانی، خشم، بی ادبی و امثال آن انرژی شما را هدر مـی دهـد و اتصال به منبـع انـرژی را دشـوار مـی کنـد. بـاور کنيـد کـه يـک منبـع انـرژی بينهايت وجود دارد! باور کنيد که خدا هست، ايمان بياريد و ديگه نيازی بـه نگرانـی و خـشمی کـه انـرژيش صـرف کاری نمی شه نداريد. اون موقع خـود بـه خـود صـادقانه کـار خواهيـد کـرد. شفای شما و پيشرفت شما در اين باورهاست و ريکـی يـک کمـک بزرگـه.
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g