Forwarded from اتچ بات
خیلیها دوست دارند بدانند کسانی از روشهای لایت وُرک یعنی کار کردن با نورها و انرژی های والا که ری کی یک نوع از آن است، استفاده می کنند فلسفه و اعتقادشان چیست، به همین دلیل بنده یک متن خلاصه برای معرفی این باورها و... ایجاد کردم تا دوستان علاقه مند درک بهتری پیدا کنند
@lightworkbot
نکته : لایت وُرک مذهب و سیستم اعتقادی نیست برای همین من گفتم باورهای کسانی که از این روشها پیروی می کنند نه باورهای سیستم!
یک لایت وُرکر معتقد است که چیزی به نام منشا وجود دارد که تمام انرژی ها و نیروهای دیگر از آنجا سرچشمه می گیرند ( این معادل همان چیزیست که خداوند و... می نامیم).
یک لایت وُرکر معتقد است که از منشا تا ما و مادون ما ، سلسله مراتب مختلف انرژی و آگاهی و ابعاد مختلف وجود دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که هر بُعد دارای راهنمایان و یاری رسانان مختلف نور می باشد که ما بعضی از آنها را با عنوان ، اساتید معراج یافته، فرشتگان اعظم و... می شناسیم.
یک لایت وُرکر معتقد است فرایندی به نام معراج وجود دارد که در آن شعور و روح انسانی سلسله مراتبی را به سمت منشا برای تعالی طی کرده و ابعاد مختلف را درک می کند و از آن فرا تر می رود، و هر بعد درسهای فراوانی برای یاد گیری دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است هر کس می تواند با این راهنمایان ارتباط برقرار کند ( حال چه بتواند به صورت خود آگاه پیام آنها را دریافت کنید یا خیر )
یک لایت وُرکر معتقد است هر انسان برای به انجام رساندن هدف خاصی ، شخصی یا جمعی، به دنیا می آید.
یک لایت وُرکر معتقد است داشتن عشق و خیر خواهی بی قید شرط والاترین صفت متعال و راه معراج است.
یک لایت وُرکر به قانون کارما یا عمل و عکس العمل معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه عای عمیق بیماری ها و مشکلات می توانند با انرژی عشق الهی شفا یابند.
یک لایت وُرکر معتقد است "کارما" می تواند با نیروی عشق الهی دگرگون شود .
یک لایت وُرکر به وحدت تمام موجودات و هستی معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است بخشی از وجود ما با عنوان خود برتر یا خود والاتر وجود دارد که برای تعالی می باید آگاهی و انرژی خود را با آن متحد کنیم ، خود والاتر در حقیقت خود ما هستیم ولی در اثر جهل خود را، با خود پست یعنی بدن و شخصیت شناسایی می کنیم.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه رنج و بیماری در جدایی از خود والاتر است.
یک لایت وُرکر معتقد است برای رسیدن به هر هدف و حل کردن هر مشکلی راه حلی در عالم معنوی وجو دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که همانطور که شفای شخصی مهم است تلاش برای شفای زمین و ساکنان آن نیز مهم است.
یک لایت وُرکر معتقد است با وارد کردن دائم نور به بخشهای مختلف وجود انسان می توان تمام تاریکی ها و چیزهای منفی را دگرگون کرد.
یک لایت وُرکر معتقد است همیشه نیاز به رنج و ریاضت برای تعالی معنوی نیست.
یک لایت وُرکر معتقد است افکار و رفتار مثبت موجب ایجاد انرژی مثبت و سازنده برای تعالی می شود و همینطور کار کردن با انرژی مثبت موجب ایجاد افکار و رفتا مثبت می شود، به همین دلیل افکار و الگوهای ذهنی ، احساسی منفی می توانند با لایت وُرک دگرگون شوند.
یک لایت وُرکر معتقد است موجودات نور در تلاش فراوان برای کمک به ساکنان زمین می باشند.
یک لایت وُرکر معتقد است صرف نظر از هر تفاوت اسمی ، روش ، اعتقاد و از این قبیل تمام اساتید معنوی و پیامبران تمام زمانها برای کمک کردن به انسان جهت نزدیک شدن به منشا کوشش کرده اند.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی رها از تمام محدودیت های زمان و مکان است.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی نا محدود و بی پایان است.
یک لایت وُرکر معتقد است همه چیز در هستی از انرژی خلق شده.
یک لایت وُرکر معتقد است هر فرمی از انرژی یک خصوصیت ارتعاشی و ویژگی منحصر به فرد دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است با تغییر خصوصیت ارتعاشی انرژی یک چیز ماهیت آن می تواند به کلی تغییر کند.
یک لایت وُرکر معتقد است زمان و مکان فقط توهم هستند.
یک لایت وُرکر معتقد است عشق و خیر خواهی والاترین صفت الهی و والاترین انرژیست.
باورهای گفته شده خلاصه ای کوتاه از کلیت چیزهایی است که لایت وُرکرها به آن معتقند ، و ممکن است 100% دقیق نباشند
@Lightworkbot
@lightworkbot
نکته : لایت وُرک مذهب و سیستم اعتقادی نیست برای همین من گفتم باورهای کسانی که از این روشها پیروی می کنند نه باورهای سیستم!
یک لایت وُرکر معتقد است که چیزی به نام منشا وجود دارد که تمام انرژی ها و نیروهای دیگر از آنجا سرچشمه می گیرند ( این معادل همان چیزیست که خداوند و... می نامیم).
یک لایت وُرکر معتقد است که از منشا تا ما و مادون ما ، سلسله مراتب مختلف انرژی و آگاهی و ابعاد مختلف وجود دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که هر بُعد دارای راهنمایان و یاری رسانان مختلف نور می باشد که ما بعضی از آنها را با عنوان ، اساتید معراج یافته، فرشتگان اعظم و... می شناسیم.
یک لایت وُرکر معتقد است فرایندی به نام معراج وجود دارد که در آن شعور و روح انسانی سلسله مراتبی را به سمت منشا برای تعالی طی کرده و ابعاد مختلف را درک می کند و از آن فرا تر می رود، و هر بعد درسهای فراوانی برای یاد گیری دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است هر کس می تواند با این راهنمایان ارتباط برقرار کند ( حال چه بتواند به صورت خود آگاه پیام آنها را دریافت کنید یا خیر )
یک لایت وُرکر معتقد است هر انسان برای به انجام رساندن هدف خاصی ، شخصی یا جمعی، به دنیا می آید.
یک لایت وُرکر معتقد است داشتن عشق و خیر خواهی بی قید شرط والاترین صفت متعال و راه معراج است.
یک لایت وُرکر به قانون کارما یا عمل و عکس العمل معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه عای عمیق بیماری ها و مشکلات می توانند با انرژی عشق الهی شفا یابند.
یک لایت وُرکر معتقد است "کارما" می تواند با نیروی عشق الهی دگرگون شود .
یک لایت وُرکر به وحدت تمام موجودات و هستی معتقد است.
یک لایت وُرکر معتقد است بخشی از وجود ما با عنوان خود برتر یا خود والاتر وجود دارد که برای تعالی می باید آگاهی و انرژی خود را با آن متحد کنیم ، خود والاتر در حقیقت خود ما هستیم ولی در اثر جهل خود را، با خود پست یعنی بدن و شخصیت شناسایی می کنیم.
یک لایت وُرکر معتقد است ریشه رنج و بیماری در جدایی از خود والاتر است.
یک لایت وُرکر معتقد است برای رسیدن به هر هدف و حل کردن هر مشکلی راه حلی در عالم معنوی وجو دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است که همانطور که شفای شخصی مهم است تلاش برای شفای زمین و ساکنان آن نیز مهم است.
یک لایت وُرکر معتقد است با وارد کردن دائم نور به بخشهای مختلف وجود انسان می توان تمام تاریکی ها و چیزهای منفی را دگرگون کرد.
یک لایت وُرکر معتقد است همیشه نیاز به رنج و ریاضت برای تعالی معنوی نیست.
یک لایت وُرکر معتقد است افکار و رفتار مثبت موجب ایجاد انرژی مثبت و سازنده برای تعالی می شود و همینطور کار کردن با انرژی مثبت موجب ایجاد افکار و رفتا مثبت می شود، به همین دلیل افکار و الگوهای ذهنی ، احساسی منفی می توانند با لایت وُرک دگرگون شوند.
یک لایت وُرکر معتقد است موجودات نور در تلاش فراوان برای کمک به ساکنان زمین می باشند.
یک لایت وُرکر معتقد است صرف نظر از هر تفاوت اسمی ، روش ، اعتقاد و از این قبیل تمام اساتید معنوی و پیامبران تمام زمانها برای کمک کردن به انسان جهت نزدیک شدن به منشا کوشش کرده اند.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی رها از تمام محدودیت های زمان و مکان است.
یک لایت وُرکر معتقد است انرژی نا محدود و بی پایان است.
یک لایت وُرکر معتقد است همه چیز در هستی از انرژی خلق شده.
یک لایت وُرکر معتقد است هر فرمی از انرژی یک خصوصیت ارتعاشی و ویژگی منحصر به فرد دارد.
یک لایت وُرکر معتقد است با تغییر خصوصیت ارتعاشی انرژی یک چیز ماهیت آن می تواند به کلی تغییر کند.
یک لایت وُرکر معتقد است زمان و مکان فقط توهم هستند.
یک لایت وُرکر معتقد است عشق و خیر خواهی والاترین صفت الهی و والاترین انرژیست.
باورهای گفته شده خلاصه ای کوتاه از کلیت چیزهایی است که لایت وُرکرها به آن معتقند ، و ممکن است 100% دقیق نباشند
@Lightworkbot
❤1👍1
اعتقاد و باور به کاری که انجام میدین خصوصا در زمینه روشهای تمرینات معنوی و روشهای شفا بخشی آنقدر مهمه که حتی بهتره ضعیف ترین روش رو با اعتماد کامل انجام بدین تا قوی ترین روش رو با شک. این موضوع بسیار حیاتی و مهمه.
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگاه ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگاه ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
درسهایی از ری کی و لایت وُرک
درس 1 : دادن یا گرفتن انرژی؟
یکی از اصول ری کی این است که ری کی داد نمی شود، بلکه گرفته می شود ، و شما نمی توانید بر آن کنترل داشته باشید ، این یکی از تفاوتها پرانیک هیلینگ و یا درمان پرانایی با ری کی است، زمانی که شما ری کی را برای نیتی فرا می خوانید تا جایی که لازم باشد برای آن جرای می شود ، بعد از آن دگر تا هراندازه هم که به خودتان فشار بیاورید!!! انرژی جاری نخواهد شد و آن چه جاری می شود هم انرژی شخصی خودتان است، پس به عنوان یک اصل مهم این را به یاد داشته باشید ، هر زمان دست خود را بر یک عضو بیمار قرار دایدن به نیت شفا، ری کی شروع به جاری شدن می کند و هر زمان که صلاح دید قطع می شود. این در مورد انواع دیگر جاری نمودن انرژی نیز صدق می کند ، مثلا برای اهداف و...
درس 2 : عدم وابستگی به نتیجه و یا صرف نطر از مخلوط کردن انرژی شخصی!
زمانی که شما درمان ، همسویی انتقال می دهید ، انرژی به صورت خالص بر شخص جاری می شود و نیت شما اعم از درمان و همسویی را اجرا می کند ، زمانی که شما حساسیت ذهنی ، عصبی بر درست انجام شدن و نشدن آن نشان می دهید شروع به ترکیب کردن انرژی شخصی خودتان با آن جلسه درمانی می شوید ، که نه برای خودتان مفید است و نه برای هدف! اگر دچار این مساله هستید هر زمان که می خواهید جلسه ای را شروع کنید چند ثانیه بر این مساله فکر کنید : " این ری کی است که تصمیم می گیرد چطور عمل کند و عمل خود را با کمال انجام می دهد ، من اینجا کاره ای نیستم ، تنها یک کانال خالی!
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
درس 1 : دادن یا گرفتن انرژی؟
یکی از اصول ری کی این است که ری کی داد نمی شود، بلکه گرفته می شود ، و شما نمی توانید بر آن کنترل داشته باشید ، این یکی از تفاوتها پرانیک هیلینگ و یا درمان پرانایی با ری کی است، زمانی که شما ری کی را برای نیتی فرا می خوانید تا جایی که لازم باشد برای آن جرای می شود ، بعد از آن دگر تا هراندازه هم که به خودتان فشار بیاورید!!! انرژی جاری نخواهد شد و آن چه جاری می شود هم انرژی شخصی خودتان است، پس به عنوان یک اصل مهم این را به یاد داشته باشید ، هر زمان دست خود را بر یک عضو بیمار قرار دایدن به نیت شفا، ری کی شروع به جاری شدن می کند و هر زمان که صلاح دید قطع می شود. این در مورد انواع دیگر جاری نمودن انرژی نیز صدق می کند ، مثلا برای اهداف و...
درس 2 : عدم وابستگی به نتیجه و یا صرف نطر از مخلوط کردن انرژی شخصی!
زمانی که شما درمان ، همسویی انتقال می دهید ، انرژی به صورت خالص بر شخص جاری می شود و نیت شما اعم از درمان و همسویی را اجرا می کند ، زمانی که شما حساسیت ذهنی ، عصبی بر درست انجام شدن و نشدن آن نشان می دهید شروع به ترکیب کردن انرژی شخصی خودتان با آن جلسه درمانی می شوید ، که نه برای خودتان مفید است و نه برای هدف! اگر دچار این مساله هستید هر زمان که می خواهید جلسه ای را شروع کنید چند ثانیه بر این مساله فکر کنید : " این ری کی است که تصمیم می گیرد چطور عمل کند و عمل خود را با کمال انجام می دهد ، من اینجا کاره ای نیستم ، تنها یک کانال خالی!
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
Forwarded from اتچ بات
مقاله درسهایی از لایتورک
تهیه و تنظیم توسط استاد ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک
@Lightwork1
تهیه و تنظیم توسط استاد ماهاچیتا باهوروچی
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک
@Lightwork1
👍1
مانترای گایاتری
گایاتری در بسیاری از متون به عنوان عظیم ترین مانترا یاد شده، گایاتری نیایشی است برای استقرار نور الهی در درون، گایاتاری به فرد همه چیز می بخشد، بله همه چیز،مادی و معنوی، تمامی کمالات مادی و معنوی با این مانترا دست یافتنیست. گایاتری قدرت پاک کنندگی و شفابخشی زیادی دارد، هزاران کتاب در مورد قدرت گایاتری نگارش شده است.
مانترای گایاتری:
اُم بِهور بهواواه سواها
تات ساویتُور وارِنیام
بارگُ دواس-یا دهیما-هی
دهیو یُناه پراچُ دایات
------
Oṃ bhūr bhuvaḥ svaḥ
tát savitúr váreṇ(i)yaṃ
bhárgo devásya dhīmahi
dhíyo yó naḥ prachodáyāt
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
گایاتری در بسیاری از متون به عنوان عظیم ترین مانترا یاد شده، گایاتری نیایشی است برای استقرار نور الهی در درون، گایاتاری به فرد همه چیز می بخشد، بله همه چیز،مادی و معنوی، تمامی کمالات مادی و معنوی با این مانترا دست یافتنیست. گایاتری قدرت پاک کنندگی و شفابخشی زیادی دارد، هزاران کتاب در مورد قدرت گایاتری نگارش شده است.
مانترای گایاتری:
اُم بِهور بهواواه سواها
تات ساویتُور وارِنیام
بارگُ دواس-یا دهیما-هی
دهیو یُناه پراچُ دایات
------
Oṃ bhūr bhuvaḥ svaḥ
tát savitúr váreṇ(i)yaṃ
bhárgo devásya dhīmahi
dhíyo yó naḥ prachodáyāt
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
ری کی چیست؟
@Lightwork1
ری کی یک واژه جهانیست که متعلق به یک تکنیک ، مذهب، یا تمرین خاص نمی باشد بلکه در مفهوم درست و عمیق آن، نشان دهنده راه ها و روشهایی برای مرتبط کردن شخص با منشاء نیروی حیات ، نیروی کیهانی، که در سیستمهای مختلف با نامهای مختلف از آن نامبرده شده می باشد : مثل (پرانا در سنسکریت) (چی در هنرهای رزمی ، تایچی و... ) (نفس حیات بخش) (فر ایزدی) و... صدها نام مشابه.
گوشه ای از ریکی به صورت عمومی در قرن نوزدهم توسط شخصی به نام دکتر میکا اوسویی به جهان معرفی شد.
ری کی تنها سیستم یا روشی مختص به سبک یا فرقه اوسویی نمی باشد ، دکتر اوسویی تنها یک بخش کوچک از آن را دریافت کرد که در آن زمان مردم آمادگی دریافت آن را داشتند و آن را به مردم هدیه کرد ، اوسویی انسانی بسیار شریف و بزرگ منش بود که عمر خود را وقف خدمت به انسانیت کرد و بعد از مرگ جسمانی خود آن را به دیگران سپرد بدین صورت بود که ریکی شروع به گسترش در جهان امروز کرد .
با مرور زمان کسانی که با ری کی اوسویی و روشهای مشابه کار می کردند به کشفیات و دریافتهای بیشتری رسیدند و آن را گسترش دادند در حدی که امروزه صدها شاخه ری کی وجود دارد.
دکتر اوسویی دریافت که چگونه می تواند با نیروی حیاتی ، انرژی کیهانی و منشاء آن متصل شود ، او راه بسیار ساده ای را کشف کرد که برای همه انسانها صرف نظر از هرگونه ، اختلاف طبقاتی، اعتقادی،جنسیتی بتوانند از آن استفاده کنند ، خصوصیت بزرگ و ارزشمند ری کی در سادگیست.
متاسفانه بسیاری از اساتید ریکی و انتقال دهندگان آن را بسیار پیچیده کرده و باعث سردرگمی جویندگان می شوند یا اینکه با ادغام اعتقادات و نظریات شخصی خود با آن ، رِی کی را از فرم اصل و ساده آن خارج می کنند، غافل از اینکه همیشه گفته شده : حقیقت در سادگیست.
بسیاری از شاخه های ریکی تنها یک سبک یا شیوه متفاوت آموزش، یا تکنیکهای گوناگون نیستند بلکه شما را با منشاء ها و فرکانسهای دیگری از انرژی همسو می کنند، یا در ابعاد و سطوح دیگری کار می کنند ، پس نمی شود گفت یکی بر دیگری برتری دارد بلکه اینها مانند ابزار آلات مختلف می باشند که از همه آنها برای پیشرفت سریع و کامل باید استفاده نمود.
هدف اصلی از ارتباط برقرار کردن با نیروی حیاتی،کیهانی به واسطه ریکی رساندن شخص به تعادل و سلامتی کامل در تمام سطوح می باشد ، ریکی بوسیله پاکسازی جسم،انرژی،ذهن،احساسات انسان را در مرور زمان به تعادل کامل می رساند.
ما در ریکی می توانیم به صورت کلی دو هدف کلی را دنبال کنیم:
1- هدف درمانی: یعنی درمان هرگونه بیماری.
2- هدف تزکیه ای: یعنی پاکسازی کامل تمام لایه های وجود و بالا بردن سطح ارتعاش انرژی شخصی.
از دیدگاه درمانی: تمام بیماریها نتیجه ارتعاشات ناخالص، عدم تعادل جسمی ذهنی ، وجود انسداد در مسیر و مدار انرژی بدن و ضعف نیروی حیاتی است پس ما با این سیستمها می خواهیم این مسائل را درمان کنیم.
اما از دیدگاه معنوی نگاه کنیم: کل پروسه پیشرفت روحی ، همان معراج است که در تمام فرهنگهای مختلف به آن اشاره شده، این معراج چیزی نیست جز فرایند تبدیل شدن و تبدیل کردن، یعنی تبدیل کردن ارتعاشات پایین انرژی، ذهن و بدن به ارتعاشات بالاتر.
تبدیل کردن ارتعاشات پایین یعنی رها شدن از قید وابستگی های جسمی ، وابستگی به عادتهای ذهنی مخرب، خشم ،حسادت ،نگرانی،کینه، منفی گرایی...
و پرورش صفاتی که حاصل پاک کردن ارتعاشات پایین انرژی و تبدیل شدن به ارتعاشات والاست : حقیقت،سادگی، محبت، مثبت اندیشی ، اُمید، اعتماد به نفس، اراده.
زمانی که ما روزانه انواع تمرینات معنوی مختلف را انجام می دهیم در حقیقت با این تمرینها ارتعاشات وجود خود را بالا می بریم تا از یک سطح ارتعاش پایین تر به یک سطح ارتعاش بالاتر برسیم ،زمانی که ما دعایی را می خوانیم ، یا یک مانترا یا ذکر را تکرار می کنیم، سعی داریم با آن ارتعاشات وجود خود را والا ببریم ، زمانی که ما یک آسانای یوگا یا تمرینات تایچی، چی کنگ را انجام می دهیم ، با آن انرژی را در وجود خودمان روان می کنیم و انسدادها را پاک می کنیم، سطح ارتعاش خود را بالا می بریم، زمانی که با تمرین پرانایاما مسیرهای انرژی و بدن را تصفیه می کنیم،
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
@Lightwork1
ری کی یک واژه جهانیست که متعلق به یک تکنیک ، مذهب، یا تمرین خاص نمی باشد بلکه در مفهوم درست و عمیق آن، نشان دهنده راه ها و روشهایی برای مرتبط کردن شخص با منشاء نیروی حیات ، نیروی کیهانی، که در سیستمهای مختلف با نامهای مختلف از آن نامبرده شده می باشد : مثل (پرانا در سنسکریت) (چی در هنرهای رزمی ، تایچی و... ) (نفس حیات بخش) (فر ایزدی) و... صدها نام مشابه.
گوشه ای از ریکی به صورت عمومی در قرن نوزدهم توسط شخصی به نام دکتر میکا اوسویی به جهان معرفی شد.
ری کی تنها سیستم یا روشی مختص به سبک یا فرقه اوسویی نمی باشد ، دکتر اوسویی تنها یک بخش کوچک از آن را دریافت کرد که در آن زمان مردم آمادگی دریافت آن را داشتند و آن را به مردم هدیه کرد ، اوسویی انسانی بسیار شریف و بزرگ منش بود که عمر خود را وقف خدمت به انسانیت کرد و بعد از مرگ جسمانی خود آن را به دیگران سپرد بدین صورت بود که ریکی شروع به گسترش در جهان امروز کرد .
با مرور زمان کسانی که با ری کی اوسویی و روشهای مشابه کار می کردند به کشفیات و دریافتهای بیشتری رسیدند و آن را گسترش دادند در حدی که امروزه صدها شاخه ری کی وجود دارد.
دکتر اوسویی دریافت که چگونه می تواند با نیروی حیاتی ، انرژی کیهانی و منشاء آن متصل شود ، او راه بسیار ساده ای را کشف کرد که برای همه انسانها صرف نظر از هرگونه ، اختلاف طبقاتی، اعتقادی،جنسیتی بتوانند از آن استفاده کنند ، خصوصیت بزرگ و ارزشمند ری کی در سادگیست.
متاسفانه بسیاری از اساتید ریکی و انتقال دهندگان آن را بسیار پیچیده کرده و باعث سردرگمی جویندگان می شوند یا اینکه با ادغام اعتقادات و نظریات شخصی خود با آن ، رِی کی را از فرم اصل و ساده آن خارج می کنند، غافل از اینکه همیشه گفته شده : حقیقت در سادگیست.
بسیاری از شاخه های ریکی تنها یک سبک یا شیوه متفاوت آموزش، یا تکنیکهای گوناگون نیستند بلکه شما را با منشاء ها و فرکانسهای دیگری از انرژی همسو می کنند، یا در ابعاد و سطوح دیگری کار می کنند ، پس نمی شود گفت یکی بر دیگری برتری دارد بلکه اینها مانند ابزار آلات مختلف می باشند که از همه آنها برای پیشرفت سریع و کامل باید استفاده نمود.
هدف اصلی از ارتباط برقرار کردن با نیروی حیاتی،کیهانی به واسطه ریکی رساندن شخص به تعادل و سلامتی کامل در تمام سطوح می باشد ، ریکی بوسیله پاکسازی جسم،انرژی،ذهن،احساسات انسان را در مرور زمان به تعادل کامل می رساند.
ما در ریکی می توانیم به صورت کلی دو هدف کلی را دنبال کنیم:
1- هدف درمانی: یعنی درمان هرگونه بیماری.
2- هدف تزکیه ای: یعنی پاکسازی کامل تمام لایه های وجود و بالا بردن سطح ارتعاش انرژی شخصی.
از دیدگاه درمانی: تمام بیماریها نتیجه ارتعاشات ناخالص، عدم تعادل جسمی ذهنی ، وجود انسداد در مسیر و مدار انرژی بدن و ضعف نیروی حیاتی است پس ما با این سیستمها می خواهیم این مسائل را درمان کنیم.
اما از دیدگاه معنوی نگاه کنیم: کل پروسه پیشرفت روحی ، همان معراج است که در تمام فرهنگهای مختلف به آن اشاره شده، این معراج چیزی نیست جز فرایند تبدیل شدن و تبدیل کردن، یعنی تبدیل کردن ارتعاشات پایین انرژی، ذهن و بدن به ارتعاشات بالاتر.
تبدیل کردن ارتعاشات پایین یعنی رها شدن از قید وابستگی های جسمی ، وابستگی به عادتهای ذهنی مخرب، خشم ،حسادت ،نگرانی،کینه، منفی گرایی...
و پرورش صفاتی که حاصل پاک کردن ارتعاشات پایین انرژی و تبدیل شدن به ارتعاشات والاست : حقیقت،سادگی، محبت، مثبت اندیشی ، اُمید، اعتماد به نفس، اراده.
زمانی که ما روزانه انواع تمرینات معنوی مختلف را انجام می دهیم در حقیقت با این تمرینها ارتعاشات وجود خود را بالا می بریم تا از یک سطح ارتعاش پایین تر به یک سطح ارتعاش بالاتر برسیم ،زمانی که ما دعایی را می خوانیم ، یا یک مانترا یا ذکر را تکرار می کنیم، سعی داریم با آن ارتعاشات وجود خود را والا ببریم ، زمانی که ما یک آسانای یوگا یا تمرینات تایچی، چی کنگ را انجام می دهیم ، با آن انرژی را در وجود خودمان روان می کنیم و انسدادها را پاک می کنیم، سطح ارتعاش خود را بالا می بریم، زمانی که با تمرین پرانایاما مسیرهای انرژی و بدن را تصفیه می کنیم،
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
ادامه از مطاب قبل👇👇👇
@Lightwork1
زمانی که با حبس تنفس و ساکن کردن امواج پرانا، ذهن را ساکت می کنیم ، ارتعاشات خود را بالا می بریم. زمانی که یک نوع موسیقی معنوی ، مذهبی را اجرا می کنیم ارتعاش خود را بالا می بریم، زمانی که با طب سوزنی انسدادهای مسیر انرژی را باز می کنیم، اجازه می دهیم نیروی حیاتی به راحتی جاری شود ارتعاشات خود را بالا می بریم، زمانی که با روزه برای مدتی جریان یافتن مدام نیروی حیاتی را در عمل هضم و دفع متوقف می کنیم و نیروی حیات شروع به تصفیه بدن ما و متصل شدن به فرم کیهانی خودش می کند سطح ارتعاش و انرژی خود را بالا می بریم، و صدها مثال دیگر ، پس هیچ نوع و مطلقا هیچ نوع تمرین معنوی کامل وجود ندارد که هدفی جز بالا بردن ارتعاشات شخص و تزکیه داشته باشد!
سیستمهای ریکی که در این عصر به انسانها عطا شده روشهایی است برای ارتباط برقرار کردن با منشاء انرژی های مختلف و هم ارتعاش کردن خود با آن جهت متعالی تر شدن. - بیماری، ضعف، نا امیدی، افسردگی،تشویش،خشم، - عدم تعادل در ارضای نیازهای مادی و بدن- ، عدم آرامش و سکون، همه و همه نتیجه چسبندگی به فرمهای پایین افکار و انرژی آنهاست.
@Lightwork1
زمانی که سطح انرژی و ارتعاش شخص بالا می رود ، آرامش ،سلامتی و معنویت به صورت خودکار در شخص ایجاد میشود، اغلب بیماریهای جسمی و روانی خودکار از بین می روند، افکار به صورت خودکار عوض می شوند ، افکار تاریک و مخرب تبدیل به افکار نورانی و سازنده می شوند.
ما به راحتی بیشتر می توانیم به افکار سالم و آرامش دست پیدا کنیم، زمانی که وجود ما در عدم تعادل و بیماریست و ما می خواهیم صفات خوب داشته باشیم ، اراده داشته باشیم، اعتماد به نفس داشته باشیم، آرامش داشته باشیم تنها باعث ایجاد یک جنگ درونی می شود و اکثر افراد را نا امید می کند اما زمانی که همزمان با خواسته تعالی، از راههایی برای ایجاد آن استفاده می کنیم آنها به سادگی بیشتر انجام و ایجاد می شوند.
اما : نکته فوق العاده مهمی که اینجا باید به آن اشاره کرد این است که این چیزها و این تغییرات معمولا فقط برای اشخاصی اتفاق می افتد که خود آنها شخصا خواستار این تعالی باشند، و با اعمال و رفتار خود باعث آسیب زدن به خود و دیگران نشوند.
این پروسه تبدیل ، و پاکسازی ،تغییر ارتعاش برای هر انسان متفاوت است و بستگی به میزان تمرین و تلاش شخص، بینش و درک درست او دارد میزان تلاش شخصی او برای زندگی در راستی، سادگی،محبت که همان اصل اساسی تمام ادیان و مکاتب است و میزان کارماها یا نتایج اعمال او .
ماهاچیتا باهوروچی - پروه آموزشی و پرورشی راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک
@lightwork1
@Lightwork1
زمانی که با حبس تنفس و ساکن کردن امواج پرانا، ذهن را ساکت می کنیم ، ارتعاشات خود را بالا می بریم. زمانی که یک نوع موسیقی معنوی ، مذهبی را اجرا می کنیم ارتعاش خود را بالا می بریم، زمانی که با طب سوزنی انسدادهای مسیر انرژی را باز می کنیم، اجازه می دهیم نیروی حیاتی به راحتی جاری شود ارتعاشات خود را بالا می بریم، زمانی که با روزه برای مدتی جریان یافتن مدام نیروی حیاتی را در عمل هضم و دفع متوقف می کنیم و نیروی حیات شروع به تصفیه بدن ما و متصل شدن به فرم کیهانی خودش می کند سطح ارتعاش و انرژی خود را بالا می بریم، و صدها مثال دیگر ، پس هیچ نوع و مطلقا هیچ نوع تمرین معنوی کامل وجود ندارد که هدفی جز بالا بردن ارتعاشات شخص و تزکیه داشته باشد!
سیستمهای ریکی که در این عصر به انسانها عطا شده روشهایی است برای ارتباط برقرار کردن با منشاء انرژی های مختلف و هم ارتعاش کردن خود با آن جهت متعالی تر شدن. - بیماری، ضعف، نا امیدی، افسردگی،تشویش،خشم، - عدم تعادل در ارضای نیازهای مادی و بدن- ، عدم آرامش و سکون، همه و همه نتیجه چسبندگی به فرمهای پایین افکار و انرژی آنهاست.
@Lightwork1
زمانی که سطح انرژی و ارتعاش شخص بالا می رود ، آرامش ،سلامتی و معنویت به صورت خودکار در شخص ایجاد میشود، اغلب بیماریهای جسمی و روانی خودکار از بین می روند، افکار به صورت خودکار عوض می شوند ، افکار تاریک و مخرب تبدیل به افکار نورانی و سازنده می شوند.
ما به راحتی بیشتر می توانیم به افکار سالم و آرامش دست پیدا کنیم، زمانی که وجود ما در عدم تعادل و بیماریست و ما می خواهیم صفات خوب داشته باشیم ، اراده داشته باشیم، اعتماد به نفس داشته باشیم، آرامش داشته باشیم تنها باعث ایجاد یک جنگ درونی می شود و اکثر افراد را نا امید می کند اما زمانی که همزمان با خواسته تعالی، از راههایی برای ایجاد آن استفاده می کنیم آنها به سادگی بیشتر انجام و ایجاد می شوند.
اما : نکته فوق العاده مهمی که اینجا باید به آن اشاره کرد این است که این چیزها و این تغییرات معمولا فقط برای اشخاصی اتفاق می افتد که خود آنها شخصا خواستار این تعالی باشند، و با اعمال و رفتار خود باعث آسیب زدن به خود و دیگران نشوند.
این پروسه تبدیل ، و پاکسازی ،تغییر ارتعاش برای هر انسان متفاوت است و بستگی به میزان تمرین و تلاش شخص، بینش و درک درست او دارد میزان تلاش شخصی او برای زندگی در راستی، سادگی،محبت که همان اصل اساسی تمام ادیان و مکاتب است و میزان کارماها یا نتایج اعمال او .
ماهاچیتا باهوروچی - پروه آموزشی و پرورشی راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک
@lightwork1
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
❤1👍1
نكته 165 :
مولوي چه مي گويد؟!
نگاهي به داستان اعرابي و سبوي آب در مثنوي
داستاني در مثنوي معنوي مولوي وجود دارد كه قصه مردي اعرابي را بيان مي كند كه در بياباني خشك و بي آب است و زن مدام به مرد از فقر و بي بضاعتي شان شكوه و ناله مي كند و او را ترغيب مي نمايد كه به ديدن پادشاه برود شايد به سبب عطاي پادشاه وضع زندگي شان بهتر شود. مرد زن را به صبر كردن توصيه مي كند ولي در نهايت در مقابل سخنان زن خود تسليم مي شود و تصميم مي گيرد به ديدن پادشاه برود. چون به سبب فقر و بي بضاعتي هديه مناسبي كه شايسته پادشاه باشد در زندگي شان وجود نداشت، تصميم گرفتند كه با ارزش ترين جنس موجود در ان شرايط را به خدمت پادشاه ببرند. اعرابي كوزه آب باراني كه در آن بيابان بي آب و علف بسيار با ارزش و پر قيمت بود بر دوش گرفت و به سوي بغداد كه پادشاه در انجا قرار داشت برد. او كوزه آب باران را همانند كالايي گرانبها از بيابانها عبور داد و از آفات دهر محافظت كرد تا به بغداد رسيد. وقتي به شهر رسيد غلامان پادشاه به پيشواز آمدند و سبب آمدنش را پرسيدند. اعرابي نيت خود را از آمدن به پيش پادشاه بيان كرد. غلامان از كوزه آب پرسيدند كه اعرابي به آنها گفت اين هديه اي بسيار ارزشمند در منطقه آنهاست كه آن را به عنوان هديه براي پادشاه آورده است. پادشاه وقتي از احوال اعرابي مطلع گشت دستور داد كوزه او را پر از زر و جواهرات كنند و به او خلعت هاي بسيار دهند. در ضمن به ملازمانش دستور داد وقتي اعرابي را بر مي گردانند چون از سوي بيابان خشك و بي آبي امده است او را در مسير برگشت از سوي دجله ببريد. وقتي اعرابي دجله را ديد از كار خود و همچنين از هديه اي كه با ارزش مي پنداشت شرمسار شد.
اين داستان با كمي تغيير در مصيبت نامه عطار نيز بيان شده و احتمالا مولوي اصل قصه را از آنجا برداشت كرده است.
شمس تبريزي در مقالات شمس اصل قصه را در نهايت ايجاز و به دور از رمز و كنايه با صراحتي عالي اين چنين بيان كرده است:
« اگر از جسم بگذري و به جان رسي، به حادثي رسيده باشي؟ حق قديم است. از كجا يابد حادث قديم را؟ نزد تو آنچه بدان بجهي و برهي جان است و آنگه اگر جان بر كف نهي، چه كرده باشي؟ زيره به كرمان بري چه قيمت و چه نرخ و چه آب روي آرد؟ (مقالات شمس - ص 69)
با ارزش ترين چيزي كه انسان مي تواند در زندگي بدان دست يايد رسيدن به خودشناسي و در نهايت رسيدن به روح و شناخت روح مي باشد. چيزي كه براي انسان بسيار با ارزش است و تقريبا نيز رسيدن به اين شناخت راه دور و درازي مي طلبد و كار آساني نيست.
اصل داستان چه مي گويد؟
اگر پادشاه را خداوند و بغداد را جايگاه سلطنت خدا و دجله را طبقه روح محض(خرد وعلم روحاني) و اعرابي را انسان و بيابان را كره زمين در نظر بگيريم خواهيم توانست به درك پيام اصلي مثنوي در اين داستان نزديكتر شويم.
انسانها در بالاترين شرايط درك، قادر به شناخت روح و در نهايت روح الهي خواهند بود. اين شايد بالاترين حد درك براي انسانها باشد ولي در نزد خداوند آنچه فراوان است و در دسترس، روح است و طبقه روح.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
مولوي چه مي گويد؟!
نگاهي به داستان اعرابي و سبوي آب در مثنوي
داستاني در مثنوي معنوي مولوي وجود دارد كه قصه مردي اعرابي را بيان مي كند كه در بياباني خشك و بي آب است و زن مدام به مرد از فقر و بي بضاعتي شان شكوه و ناله مي كند و او را ترغيب مي نمايد كه به ديدن پادشاه برود شايد به سبب عطاي پادشاه وضع زندگي شان بهتر شود. مرد زن را به صبر كردن توصيه مي كند ولي در نهايت در مقابل سخنان زن خود تسليم مي شود و تصميم مي گيرد به ديدن پادشاه برود. چون به سبب فقر و بي بضاعتي هديه مناسبي كه شايسته پادشاه باشد در زندگي شان وجود نداشت، تصميم گرفتند كه با ارزش ترين جنس موجود در ان شرايط را به خدمت پادشاه ببرند. اعرابي كوزه آب باراني كه در آن بيابان بي آب و علف بسيار با ارزش و پر قيمت بود بر دوش گرفت و به سوي بغداد كه پادشاه در انجا قرار داشت برد. او كوزه آب باران را همانند كالايي گرانبها از بيابانها عبور داد و از آفات دهر محافظت كرد تا به بغداد رسيد. وقتي به شهر رسيد غلامان پادشاه به پيشواز آمدند و سبب آمدنش را پرسيدند. اعرابي نيت خود را از آمدن به پيش پادشاه بيان كرد. غلامان از كوزه آب پرسيدند كه اعرابي به آنها گفت اين هديه اي بسيار ارزشمند در منطقه آنهاست كه آن را به عنوان هديه براي پادشاه آورده است. پادشاه وقتي از احوال اعرابي مطلع گشت دستور داد كوزه او را پر از زر و جواهرات كنند و به او خلعت هاي بسيار دهند. در ضمن به ملازمانش دستور داد وقتي اعرابي را بر مي گردانند چون از سوي بيابان خشك و بي آبي امده است او را در مسير برگشت از سوي دجله ببريد. وقتي اعرابي دجله را ديد از كار خود و همچنين از هديه اي كه با ارزش مي پنداشت شرمسار شد.
اين داستان با كمي تغيير در مصيبت نامه عطار نيز بيان شده و احتمالا مولوي اصل قصه را از آنجا برداشت كرده است.
شمس تبريزي در مقالات شمس اصل قصه را در نهايت ايجاز و به دور از رمز و كنايه با صراحتي عالي اين چنين بيان كرده است:
« اگر از جسم بگذري و به جان رسي، به حادثي رسيده باشي؟ حق قديم است. از كجا يابد حادث قديم را؟ نزد تو آنچه بدان بجهي و برهي جان است و آنگه اگر جان بر كف نهي، چه كرده باشي؟ زيره به كرمان بري چه قيمت و چه نرخ و چه آب روي آرد؟ (مقالات شمس - ص 69)
با ارزش ترين چيزي كه انسان مي تواند در زندگي بدان دست يايد رسيدن به خودشناسي و در نهايت رسيدن به روح و شناخت روح مي باشد. چيزي كه براي انسان بسيار با ارزش است و تقريبا نيز رسيدن به اين شناخت راه دور و درازي مي طلبد و كار آساني نيست.
اصل داستان چه مي گويد؟
اگر پادشاه را خداوند و بغداد را جايگاه سلطنت خدا و دجله را طبقه روح محض(خرد وعلم روحاني) و اعرابي را انسان و بيابان را كره زمين در نظر بگيريم خواهيم توانست به درك پيام اصلي مثنوي در اين داستان نزديكتر شويم.
انسانها در بالاترين شرايط درك، قادر به شناخت روح و در نهايت روح الهي خواهند بود. اين شايد بالاترين حد درك براي انسانها باشد ولي در نزد خداوند آنچه فراوان است و در دسترس، روح است و طبقه روح.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
Forwarded from اتچ بات
#گوش_دادن_آگاهانه
@Lightwork1
یکی از بزرگترین لذتها و تمرینات آرامشبخش و انرژی بخشی که من سالهاست انجام میدم اینه که صوت یک متن مقدس رو پخش می کنم و بعد آرام و ریلکس دراز می کشم و بهش کاملا گوش می سپارم، این گوش دادن با وقتی که آهنگ پاپ گوش میدین یکی نیست! باید گوش بسپارید و اجازه بدین تک تک کلمات مقدس و ارتعاشات و انرژی اون وجود شما را فرا بگیرند ، حتی یک کلمه رو هم از دست ندین
فرض کنید شما سوره یاسین رو پخش می کنید و دراز می کشید، با حالتی کاملا وانهاده و ذهنی پذیرا فقط به کلمات سوره گوش بدین و دنبالش کنید ، اجازه بدین ارتعاشاتش وجود شما رو فرا بگیره ، ذهنا کلماتش رو دنبال کنید و انرژی و قدرتش رو تجربه کنید...
به مرور زمان این باعث افزایش قدرت تمرکز شما هم میشه ، و حساسیت شما نسبت به ارتعاش کلمات افزایش پیدا می کنه و نکته مثبت دیگری که داره اینه که شما دراز می کشید و دارید گوش میدین اما به خواب نمیرید، درحالی که ذهن و گوشتون اصوات رو دنبال می کنند و شما در مرتبه بین خواب و بیداری قرار میگیرید که هم شارژتون میکنه و هم باعث پرورش آگاهی روحیتون از دیگر مرتبه های ذهنی میشه ، خیلی موقع ها هم وقتی در این حالت به خواب میرید خواب کاملا متفواتی رو تجربه می کنید...
@Lightwork1
یادتون باشه اون چیزی که گوش میدین باید "برای شما" جذاب و زیبا و قوی باشه...
ماهاچیتا باهوروچی
@Lightwork1
یکی از بزرگترین لذتها و تمرینات آرامشبخش و انرژی بخشی که من سالهاست انجام میدم اینه که صوت یک متن مقدس رو پخش می کنم و بعد آرام و ریلکس دراز می کشم و بهش کاملا گوش می سپارم، این گوش دادن با وقتی که آهنگ پاپ گوش میدین یکی نیست! باید گوش بسپارید و اجازه بدین تک تک کلمات مقدس و ارتعاشات و انرژی اون وجود شما را فرا بگیرند ، حتی یک کلمه رو هم از دست ندین
فرض کنید شما سوره یاسین رو پخش می کنید و دراز می کشید، با حالتی کاملا وانهاده و ذهنی پذیرا فقط به کلمات سوره گوش بدین و دنبالش کنید ، اجازه بدین ارتعاشاتش وجود شما رو فرا بگیره ، ذهنا کلماتش رو دنبال کنید و انرژی و قدرتش رو تجربه کنید...
به مرور زمان این باعث افزایش قدرت تمرکز شما هم میشه ، و حساسیت شما نسبت به ارتعاش کلمات افزایش پیدا می کنه و نکته مثبت دیگری که داره اینه که شما دراز می کشید و دارید گوش میدین اما به خواب نمیرید، درحالی که ذهن و گوشتون اصوات رو دنبال می کنند و شما در مرتبه بین خواب و بیداری قرار میگیرید که هم شارژتون میکنه و هم باعث پرورش آگاهی روحیتون از دیگر مرتبه های ذهنی میشه ، خیلی موقع ها هم وقتی در این حالت به خواب میرید خواب کاملا متفواتی رو تجربه می کنید...
@Lightwork1
یادتون باشه اون چیزی که گوش میدین باید "برای شما" جذاب و زیبا و قوی باشه...
ماهاچیتا باهوروچی
#روشن_ضمیری_استاد_حقیقی
@Lightwork1
روشن ضمیری و استاد حقیقی
به نام خدا
به نام خدایی که آن چه تو می پنداری نیست
زیرا آن چه که پنداشته شود خدا نیست
به نام حقیقت
به نام حقیقتی که اکتسابی نیست
زیرا آنچه کسب می شود حقیقت نیست
به نام عشق
به نام عشقی که در آن رنج نیست
زیرا آنچه در آن رنج است عشق نیست
زیرا
خدا را نمی توان در برکه ی محدود ذهن جا داد
حقیقت را نمی توانی بدست آری زیرا در درون توست و باید آن را بشناسی
و عشق چیزیست که موجب رهایی و سرور توست نه موجب رنج و اسارت
به دنیا وارد شدی تا خدا را در درون خود و بعد در بیرون به عنوان تنها حقیقت بشناسی
و عشق مرتبه ایست که در آن به این حقیقت باز می گردی
پس برای خدا با عشق زندگی کن و نور حقیقت را در درون و بیرون بشناس و بگذار خودت به عنوان تجسم حقیقت به روی زمین باشی
روشن ضمیری و وحدت چیست ؟ پیر کیست و استاد کیست ؟ آیا همه راهها یکی هستند ؟
روشن ضمیری ، اشراق، ساتوری، وحدت ، فنا فی الله ، سامادی ، نیروانا و...
همگی اشاره به مرتبه ای دارند که در آن آگاهی و روح انسانی از بند محدودیتها رها می شود، ، یعنی محدودیت کارما (نتایج اعمالش ) ، تولد و مرگ ، ذهن ، حواس.. و با آگاهی والاتر خود یعنی خداوند متحد می شود
انسان روشن نشده هنوز در بند افکار و چهارچوبهای ذهنی و دربند کارماست ، ولی انسان روشن شده از ذهن و نتایج اعمال رها گشته و آگاهی او با آگاهی کُل یعنی خداوند متحد شده
انسان روشن نشده اعمالش ریشه در افکار و احساسات دارند ، انسان روشن شده بر طبق آگاهی روحی و شهود خالص عمل می کند و بدین وسیله در بند اعمال خود اسیر نمی شود
انسان روشن نشده درگیر اضداد است ، درگیر قطبهای متضاد است ، درگیر تضاد است! خوب، بد ، گناه، ثواب و ...
انسان روشن شده از دوگانگی رها شده و همه چیز را یکسان می بیند ، ذهن او به چیزها برچسب نمی زند، یوگی ها چنین شخصی را جِنانی می نامند یعنی کسی که خرد حقیقی دارد
چشم بر قرص مه و خورشید تا کی باشدت؟
بگذر و بگذار با دونان گیتی این دونان!
انسان روشن شده واکنشی به افکار واحساسات ندارد و در آنها غرق نمی شود و فقط از بیرون به آنها نگاه می کند
انسان روشن نشده درگیر افکار است و در آنها غرق می شود و موجب ایجاد اسارت بیشتر می شود، واژه بودا به همین اشاره دارد یعنی کسی که به بیداری رسیده و در توهم دنیای شخصی خود و افکار اسیر نیست
انسان روشن نشده حقیقت را ، وقایع را، تحریف شده می بیند نه آنطور که هستند ، بلکه آنطور که ذهنش آن را فیلتر می کند آن را با عینک ذهن می بیند :
اگر عینکی با شیشه قرمز به چشم بزنییم دنیا را قرمز می بینیم و اگر عینکی آبی به چشم بزنیم دنیا را آبی می بینیم ولی اگر عینک خود را برداریم ، دنیا را ، هستی را، آنطور که هست میبینیم و جواب تمام سوالات خود را به دست می آوریم ، این عینک حجاب ذهن است ، حجاب فردیت که موجب می شود محدود باشیم ، فردیت و این "من" کاذب ماست که موجب می شود تا ما در محدودیت شخصی خود بمانیم و به وحدت و روشن ضمیری دست نیابم همانطور که گفته شده :
حجاب طلعت جانان تویی توست ای نادان ، حجاب از پیش برخیزد چو تو از خود شوی یکتا ( حلاج )
واژه شَمن در سنت شمنیسم و واژه ریشی در یوگی ها و... به همین موضوع اشاره می کند ، شَمن کسی است که حقیقت را می بیند... همانطور که هست می بیند...
گفته شده ما دارای گوهر الهی هستیم ، ولی در حقیقت ما خود گوهر الهی هستیم ، باگاوان نیتی آناندا در کتاب چید آکاش گیتا می گوید :
" شیشه یک لامپ دودی وقتی با کربن پوشیده شده باشد شفاف نیست. همین طور کربن ذهن می باید پاک گردد"
"ذهن یک جنانی (شخص روشن ضمیر) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی هستند ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع آتمن (روح) را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دوده پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند ."
" غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ " اشاره به همین یکی بینی و بی تفاوتی عارف یا همان شخص روشن ضمیر دارد
اگر آثار عرفانی شعرای ایران را مطالعه کرده باشید بسیار به واژه "چشم احول بین" بر خواهید خورد ، چشم احول بین یعنی چشم دو بین، و در واقع یعنی ذهن دو بین ، ذهنی که اسیر دوئیت و تضادهاست.
ادامه👇👇👇
@lightwork1
@Lightwork1
روشن ضمیری و استاد حقیقی
به نام خدا
به نام خدایی که آن چه تو می پنداری نیست
زیرا آن چه که پنداشته شود خدا نیست
به نام حقیقت
به نام حقیقتی که اکتسابی نیست
زیرا آنچه کسب می شود حقیقت نیست
به نام عشق
به نام عشقی که در آن رنج نیست
زیرا آنچه در آن رنج است عشق نیست
زیرا
خدا را نمی توان در برکه ی محدود ذهن جا داد
حقیقت را نمی توانی بدست آری زیرا در درون توست و باید آن را بشناسی
و عشق چیزیست که موجب رهایی و سرور توست نه موجب رنج و اسارت
به دنیا وارد شدی تا خدا را در درون خود و بعد در بیرون به عنوان تنها حقیقت بشناسی
و عشق مرتبه ایست که در آن به این حقیقت باز می گردی
پس برای خدا با عشق زندگی کن و نور حقیقت را در درون و بیرون بشناس و بگذار خودت به عنوان تجسم حقیقت به روی زمین باشی
روشن ضمیری و وحدت چیست ؟ پیر کیست و استاد کیست ؟ آیا همه راهها یکی هستند ؟
روشن ضمیری ، اشراق، ساتوری، وحدت ، فنا فی الله ، سامادی ، نیروانا و...
همگی اشاره به مرتبه ای دارند که در آن آگاهی و روح انسانی از بند محدودیتها رها می شود، ، یعنی محدودیت کارما (نتایج اعمالش ) ، تولد و مرگ ، ذهن ، حواس.. و با آگاهی والاتر خود یعنی خداوند متحد می شود
انسان روشن نشده هنوز در بند افکار و چهارچوبهای ذهنی و دربند کارماست ، ولی انسان روشن شده از ذهن و نتایج اعمال رها گشته و آگاهی او با آگاهی کُل یعنی خداوند متحد شده
انسان روشن نشده اعمالش ریشه در افکار و احساسات دارند ، انسان روشن شده بر طبق آگاهی روحی و شهود خالص عمل می کند و بدین وسیله در بند اعمال خود اسیر نمی شود
انسان روشن نشده درگیر اضداد است ، درگیر قطبهای متضاد است ، درگیر تضاد است! خوب، بد ، گناه، ثواب و ...
انسان روشن شده از دوگانگی رها شده و همه چیز را یکسان می بیند ، ذهن او به چیزها برچسب نمی زند، یوگی ها چنین شخصی را جِنانی می نامند یعنی کسی که خرد حقیقی دارد
چشم بر قرص مه و خورشید تا کی باشدت؟
بگذر و بگذار با دونان گیتی این دونان!
انسان روشن شده واکنشی به افکار واحساسات ندارد و در آنها غرق نمی شود و فقط از بیرون به آنها نگاه می کند
انسان روشن نشده درگیر افکار است و در آنها غرق می شود و موجب ایجاد اسارت بیشتر می شود، واژه بودا به همین اشاره دارد یعنی کسی که به بیداری رسیده و در توهم دنیای شخصی خود و افکار اسیر نیست
انسان روشن نشده حقیقت را ، وقایع را، تحریف شده می بیند نه آنطور که هستند ، بلکه آنطور که ذهنش آن را فیلتر می کند آن را با عینک ذهن می بیند :
اگر عینکی با شیشه قرمز به چشم بزنییم دنیا را قرمز می بینیم و اگر عینکی آبی به چشم بزنیم دنیا را آبی می بینیم ولی اگر عینک خود را برداریم ، دنیا را ، هستی را، آنطور که هست میبینیم و جواب تمام سوالات خود را به دست می آوریم ، این عینک حجاب ذهن است ، حجاب فردیت که موجب می شود محدود باشیم ، فردیت و این "من" کاذب ماست که موجب می شود تا ما در محدودیت شخصی خود بمانیم و به وحدت و روشن ضمیری دست نیابم همانطور که گفته شده :
حجاب طلعت جانان تویی توست ای نادان ، حجاب از پیش برخیزد چو تو از خود شوی یکتا ( حلاج )
واژه شَمن در سنت شمنیسم و واژه ریشی در یوگی ها و... به همین موضوع اشاره می کند ، شَمن کسی است که حقیقت را می بیند... همانطور که هست می بیند...
گفته شده ما دارای گوهر الهی هستیم ، ولی در حقیقت ما خود گوهر الهی هستیم ، باگاوان نیتی آناندا در کتاب چید آکاش گیتا می گوید :
" شیشه یک لامپ دودی وقتی با کربن پوشیده شده باشد شفاف نیست. همین طور کربن ذهن می باید پاک گردد"
"ذهن یک جنانی (شخص روشن ضمیر) کاملا ساکت است . تمام تفاوتها برای او مرده و رفته اند ، او به مراتب سه گانه هوشیاری ، رویا ، و خواب بی تفاوت است. جنانی ها نسبت به عالم روحانی بیدار هستند و نسبت به عالم زود گذر فانی خواب ، جنانی ها همیشه در سعادت والای سامادی هستند ، ماه و خورشید برای آنان یکیست ، تصور دوگانگی در آنان کاملا از بین رفته ، برای آنان همیشه طلوع است ، آنان پیوسته جلال طلوع آتمن (روح) را در آسمان هوشیاری تجربه می کنند .وقتی یک آیینه بوسیله دوده پوشانده شده است ، نمی تواند نور را بازتاب بدهد ، اما وقتی به خوبی پاک شد ، نور را منعکس می کند ، همینطور وقتی ناخالصی های ذهن بوسیله مراقبه پاک شدند ، ذهن نور خداوندی بصیرت الهی را منعکس می کند ."
" غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ " اشاره به همین یکی بینی و بی تفاوتی عارف یا همان شخص روشن ضمیر دارد
اگر آثار عرفانی شعرای ایران را مطالعه کرده باشید بسیار به واژه "چشم احول بین" بر خواهید خورد ، چشم احول بین یعنی چشم دو بین، و در واقع یعنی ذهن دو بین ، ذهنی که اسیر دوئیت و تضادهاست.
ادامه👇👇👇
@lightwork1
❤1
ادمه از پیام قبل👇👇👇
عارف ، روشن ضمیر هرچه میبیند ذات هستی را می بیند، ذات هستی را می توانید خداوند بنامید یا ... ولی آن همیشه یکیست و واحد
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
(ابو سعید)
"لا اله الا الله" نه تنها به معنای: نیست خدایی جز اوست، بلکه به معنی " یا من لَیسَ الا هو است" ، یعنی کسی جز او نیست!
رهجو در مراقبه و شهود خود به ذات خود پی می برد به ادراک خود حقیقی اش می رسد و در می یابد که او چیزی جز او ( ذات الهی ) نیست!... چیزی که تا به حال در اثر حجاب ذهن و فردیت کاذب خود نمی توانسته درک کند
بر اساس وداها و متون کهن سنسکریت روح فردی جیوا، و روح کیهانی شیوا یا خداوند نامیده می شود، و همان متون می گویند : جیوا شیواست!
روشن ضمیری و یا آن را هرچه بنامیم بیدار شدن و ادراک این مفهوم است ، عرفا آن را انالحق نامیدند!
ولی این بیداری امکان ندارد مگر شخص راه تزکیه و دگرگونی را پیموده و بندهایی را که اورا در اسارت خود پست نگاه می دارند بگسلد و این راه آنگونه که بعضی می اندیشند نیاز به جنگ و درگیری روانی با خود پست نیست می توان خود پست را به خود والاتر تسلیم کرد تا آن را دگرگون کند
در واقع ما برای رهایی از خود پست باید به خود والاتر نزدیک شویم
یوگی ها می گویند ذکری وجود دارد به عنوان ذکر بی ذکر ، که در درون انسان پیوسته همراه دم و بازدم تکرار می شود ، این ذکر سُ هَم می باشد ، سُ هَم یعنی شیوُ هَم ، یعنی من شیوا هستم ، شیوا چیزی جز خداوند واحد نیست ، در حقیقت ما به همراه هر دم و بازدم می گوییم ، من او هستم!
شیخ محمود شبستری این عارف بزرگ در گلشن راز سوالی را درباره همین وحدت و روشن ضمیری جواب می دهد که من اینجا آن را نقل می کنم و با کمی توضیح باز می کنم ( من مفسر شعر نیستم و فقط آن را بر اساس بحث این مقاله توضیح می دهم ) :
شخص می پرسد : "که شد بر سر وحدت واقف آخر؟ شناسای چه آمد عارف آخر؟"
( چه کسی به راز وحدت آخر پی می برد و عارف آخر به شناختی می رسد ؟ )
شیخ محمود می فرماید :
کسی بر سر وحدت گشت واقف - که او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناسای وجود است - وجود مطلق او را در شهود است
( عارف و روشن ضمیر وجود خود و ذات و جود حقیقی را می شناسد و در شهود دائم است )
به جز هست حقیقی هست نشناخت - از آن رو هستی خود پاک در باخت
( و چون به جز هستی حقیقی که خداوند است چیزی را نیافت ، فردیت و هستی کاذب خود را رها کرد و با او یکی شد )
وجود تو همه خار است و خاشاک - برون انداز از خود جمله را پاک
( وجود تو همه موجب رنج و حجاب است ، فردیت کاذب خود را کاملا محو کن )
برو تو خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
( ذهن ، دل را پاک و خالص کن تا محبوب ( خداوند ) در آن متجلی شود )
و اما تمام این روند معراج و مسیر وحدت چیزی است که در درون روی می دهد ، معراج چیزی نیست که در بُعد مکان صورت بگیرد معراج درونیست
تانترا معراج را آزاد سازی و بسط انرژی و آگاهی می نامد و واژه تانترا به همین معناست ، تانترا با استفاده از تکنیکهای خود موجب گسترده شدن آگاهی و درنهایت اتحاد آن با آگاهی کُل می شود
یوگا یعنی وحدت ، کلمه یوگا به معنای وحدت و یکی شدن است ، یوگا پروسه یکی ساختن روح فردی ( جیواتما ) با (پارامآتما) روح کُل می باشد
حال تکنیک هرچه باشد، هدف یکیست
صوفی که در سنت یوگا او را بکتی یوگی می نامند ، با متمرکز کردن تمام فکر و ذکر خود و احساساتش بر خداوند ، خود را از قید من دروغین می رهاند و با او متحد می شود
شمن با گسترش آگاهی خود به وسیله های مختلف از جمله غلبه یافتن بر سایه دروغین و بخش تاریک خود یا همان "من" به این مهم دست می یابد
مانترا یوگی ( کسی که مانترا، ذکر تکرار می کند ) با تمرکز بر نامهای الهی خداوند خود را می رهاند و با او متهد می شود
لایا یوگی ( کسی که کوندالینی یوگا تمرین می کند ) با آزاد کردن و بسط نیروی درونی ، آگاهی خود را به بالا هُل می دهد و آن را با آگاهی کُل متهد می کند )
یک هاتا یوگی هم با کنترل انرژی و تنفس ، آرام ساختن ذهن و بدن و قرار دادن آن در سکوت آنچه را در پس ذهن است می بیند
یک راجا یوگی ، یک تمرین کننده ذن ، یک مراقبه کننده بودایی ، سعی می کند افکار را متوقف کند تا ذات حقیقی خود را ببیند
یک جنانی و شخص ودانتایی ، با تعمق و مراقبه بر مفهومِ من او هستم ، به "او" دست می یابد
یک ماهایوگی و گیانی یوگی ، دائم از خود می پرسد من کیستم؟ و در نهایت جواب حقیقی را از روح دریافت می کند
یک کارما یوگی ، هرکاری که می کند به خداوند تقدیم می کند و هر عمل خود را تبدیل به مراقبه می کند
یک لایت وُرکر با متصل ساختن خود به نور و تجلیات آن وجود خود را دگرگون می کند و از بعد پست تر به بُعد متعالی تر تبدیل می شود
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
عارف ، روشن ضمیر هرچه میبیند ذات هستی را می بیند، ذات هستی را می توانید خداوند بنامید یا ... ولی آن همیشه یکیست و واحد
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
(ابو سعید)
"لا اله الا الله" نه تنها به معنای: نیست خدایی جز اوست، بلکه به معنی " یا من لَیسَ الا هو است" ، یعنی کسی جز او نیست!
رهجو در مراقبه و شهود خود به ذات خود پی می برد به ادراک خود حقیقی اش می رسد و در می یابد که او چیزی جز او ( ذات الهی ) نیست!... چیزی که تا به حال در اثر حجاب ذهن و فردیت کاذب خود نمی توانسته درک کند
بر اساس وداها و متون کهن سنسکریت روح فردی جیوا، و روح کیهانی شیوا یا خداوند نامیده می شود، و همان متون می گویند : جیوا شیواست!
روشن ضمیری و یا آن را هرچه بنامیم بیدار شدن و ادراک این مفهوم است ، عرفا آن را انالحق نامیدند!
ولی این بیداری امکان ندارد مگر شخص راه تزکیه و دگرگونی را پیموده و بندهایی را که اورا در اسارت خود پست نگاه می دارند بگسلد و این راه آنگونه که بعضی می اندیشند نیاز به جنگ و درگیری روانی با خود پست نیست می توان خود پست را به خود والاتر تسلیم کرد تا آن را دگرگون کند
در واقع ما برای رهایی از خود پست باید به خود والاتر نزدیک شویم
یوگی ها می گویند ذکری وجود دارد به عنوان ذکر بی ذکر ، که در درون انسان پیوسته همراه دم و بازدم تکرار می شود ، این ذکر سُ هَم می باشد ، سُ هَم یعنی شیوُ هَم ، یعنی من شیوا هستم ، شیوا چیزی جز خداوند واحد نیست ، در حقیقت ما به همراه هر دم و بازدم می گوییم ، من او هستم!
شیخ محمود شبستری این عارف بزرگ در گلشن راز سوالی را درباره همین وحدت و روشن ضمیری جواب می دهد که من اینجا آن را نقل می کنم و با کمی توضیح باز می کنم ( من مفسر شعر نیستم و فقط آن را بر اساس بحث این مقاله توضیح می دهم ) :
شخص می پرسد : "که شد بر سر وحدت واقف آخر؟ شناسای چه آمد عارف آخر؟"
( چه کسی به راز وحدت آخر پی می برد و عارف آخر به شناختی می رسد ؟ )
شیخ محمود می فرماید :
کسی بر سر وحدت گشت واقف - که او واقف نشد اندر مواقف
دل عارف شناسای وجود است - وجود مطلق او را در شهود است
( عارف و روشن ضمیر وجود خود و ذات و جود حقیقی را می شناسد و در شهود دائم است )
به جز هست حقیقی هست نشناخت - از آن رو هستی خود پاک در باخت
( و چون به جز هستی حقیقی که خداوند است چیزی را نیافت ، فردیت و هستی کاذب خود را رها کرد و با او یکی شد )
وجود تو همه خار است و خاشاک - برون انداز از خود جمله را پاک
( وجود تو همه موجب رنج و حجاب است ، فردیت کاذب خود را کاملا محو کن )
برو تو خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
( ذهن ، دل را پاک و خالص کن تا محبوب ( خداوند ) در آن متجلی شود )
و اما تمام این روند معراج و مسیر وحدت چیزی است که در درون روی می دهد ، معراج چیزی نیست که در بُعد مکان صورت بگیرد معراج درونیست
تانترا معراج را آزاد سازی و بسط انرژی و آگاهی می نامد و واژه تانترا به همین معناست ، تانترا با استفاده از تکنیکهای خود موجب گسترده شدن آگاهی و درنهایت اتحاد آن با آگاهی کُل می شود
یوگا یعنی وحدت ، کلمه یوگا به معنای وحدت و یکی شدن است ، یوگا پروسه یکی ساختن روح فردی ( جیواتما ) با (پارامآتما) روح کُل می باشد
حال تکنیک هرچه باشد، هدف یکیست
صوفی که در سنت یوگا او را بکتی یوگی می نامند ، با متمرکز کردن تمام فکر و ذکر خود و احساساتش بر خداوند ، خود را از قید من دروغین می رهاند و با او متحد می شود
شمن با گسترش آگاهی خود به وسیله های مختلف از جمله غلبه یافتن بر سایه دروغین و بخش تاریک خود یا همان "من" به این مهم دست می یابد
مانترا یوگی ( کسی که مانترا، ذکر تکرار می کند ) با تمرکز بر نامهای الهی خداوند خود را می رهاند و با او متهد می شود
لایا یوگی ( کسی که کوندالینی یوگا تمرین می کند ) با آزاد کردن و بسط نیروی درونی ، آگاهی خود را به بالا هُل می دهد و آن را با آگاهی کُل متهد می کند )
یک هاتا یوگی هم با کنترل انرژی و تنفس ، آرام ساختن ذهن و بدن و قرار دادن آن در سکوت آنچه را در پس ذهن است می بیند
یک راجا یوگی ، یک تمرین کننده ذن ، یک مراقبه کننده بودایی ، سعی می کند افکار را متوقف کند تا ذات حقیقی خود را ببیند
یک جنانی و شخص ودانتایی ، با تعمق و مراقبه بر مفهومِ من او هستم ، به "او" دست می یابد
یک ماهایوگی و گیانی یوگی ، دائم از خود می پرسد من کیستم؟ و در نهایت جواب حقیقی را از روح دریافت می کند
یک کارما یوگی ، هرکاری که می کند به خداوند تقدیم می کند و هر عمل خود را تبدیل به مراقبه می کند
یک لایت وُرکر با متصل ساختن خود به نور و تجلیات آن وجود خود را دگرگون می کند و از بعد پست تر به بُعد متعالی تر تبدیل می شود
ادامه👇👇👇
@Lightwork1
ادامه از پیام قبل👇👇👇
@Lightwork1
حال وسیله هر چه باشد، بدون شک باید خود پست را دگرگگون کرد و با خود والاتر متحد شد، ذهن و وجود باید تزکیه و خالص شوند ، بدون پاکسازی نه رهایی وجود خواهد داشت و نه روشن ضمیری
انا الحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید انا الحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلاجوار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای «واحد القهار» بنیوش
ندا میآید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انا نیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
( شیخ محمود شبستری - گلشن راز )
کلامی چند درباره استاد و پیر
در این قسمت خلاصه ای راجع به انواع استاد و تفاوت آنها می نویسم
در سنتهای کهن مانند یوگا ، تانترا ، تصوف و ... پیر شخصی است که شخصیت ویژه ای دارد ، پیر کسی است که راه را رفته و به مراتب بالایی از آن رسیده ، پیر روشن ضمیر است ، پیر خود روشن ضمیریست!
در سنت هندو ، تانترا و یوگا واژه بسیار زیبایی برای پیر وجود دارد "گو رو" گورو به طور خلاصه یعنی" از تاریکی به نور"
گورو کسیست که رهجو را از تاریکی به نور آورده و تاریکی او را می گیرد
گورو توهم و خوبینی دروغین ما رو از بین می برد ، گورو ما را منقلب می کند تا از تاریکی و محدودیتها رها شویم
شخصیت گورو آنقدر عظیم است که من نوشتن تمام اینها را بیهوده می دانم و به جرات می توانم حتی اشاره ای به آن کنم
ارزش و قدر گورو در سنتهای کهن بسیار والاست ، متن مقدسی می گوید سه چیز بسیار نادر است :
تولد انسانی ، اشتیاق برای رهایی، گورو
بر طبق اعقاد آنها ، گورو تجسم الهیست ، تنها هزاران کتاب و متن مقدس در وصف عظمت گورو نوشته شده
یکی از مانتراهای معروف می گوید:
ریشه مراقبه شکل گوروست
ریشه نیایش پای گوروست
ریشه مانترا کلام گوروست
ریشه رهایی فیض گوروست
یک گورو تقریبا همیشه توسط یک گوروی دیگر به این مقام منسوب شده ، گورو کسی است شجره تمام استادن کهن پشت او هستند
گورو کسی نیست که قدرتهای مافوق طبیعی و کرامات یا دانش عظیمی داشته باشد و...
سخن کوتاه می کنم و این تلاش بیهوده را برای عظمت گورو وامی گذارم و به ادامه موضوع می روم
غرض از بحث بالا این بود که بگویم ، گورو بسیار کمیاب است ، لطفا هر استادی را با گورو اشتباه نگیرید ، استادان پیشرفته و راهنما و همچنین رهجویان پیشرفته زیاد هستند ولی گوروی حقیقی بسیار اندک است
ولی این دلیل بر نا اُمیدی نیست... استادان خوب را پیدا کنید ، کسانی که سعی می کنند بر طبق قوانین هستی زندگی کنند و تعلیم بدهند ، کسانی که بر طبق صداقت و راستی ، شفقت و خیر خواهی تعلیم می دهند
آنها هم راهنمایانی هستند و وطیفه کمک کردن دارند ، ولی خواهش می کنم به استاد ها وابسته نشوید آنها فقط انگشتی هستند که به هدف اشاره می کنند ، اگر انگشت را با هدف اشتباه بگیرید از هدف حقیقی وا خواهید ماند
هدف حقیقی باید همیشه : از بین بُردن خود پست ، تزکیه ، خیر خواهی و آزادی درونی باشد که به روشن ضمیری می انجامد
اگر شیفته حواشی شدین ، اگر شیفته قدرت شدید ، اگر شیفته کرامات شدید ، اگر آنها جای اصلی را گرفتند ، اگر آنها جای تزکیه حقیقی و نزدیک شدن به بُعد الهی رو گرفتند ، بدانید که دارید راه را بر عکس می روید
راه تزیکه و دگرگونی از خود پست به خود متعال است...
اُمیدوارم که فیض خداوند و تمام موجودات مقدس نور همیشه حافظ و هادی شما باشد و شما را در این مسیر هدایت کند
با آرزوی تعادل و تعالی
منبع : ماهاچیتا باهوروچی - سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
www.jyoti-marga.in
@Lightwork1
حال وسیله هر چه باشد، بدون شک باید خود پست را دگرگگون کرد و با خود والاتر متحد شد، ذهن و وجود باید تزکیه و خالص شوند ، بدون پاکسازی نه رهایی وجود خواهد داشت و نه روشن ضمیری
انا الحق کشف اسرار است مطلق
جز از حق کیست تا گوید انا الحق
همه ذرات عالم همچو منصور
تو خواهی مست گیر و خواه مخمور
در این تسبیح و تهلیلند دائم
بدین معنی همیباشند قائم
اگر خواهی که گردد بر تو آسان
«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان
چو کردی خویشتن را پنبهکاری
تو هم حلاجوار این دم برآری
برآور پنبه پندارت از گوش
ندای «واحد القهار» بنیوش
ندا میآید از حق بر دوامت
چرا گشتی تو موقوف قیامت
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی
هر آن کس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
انا نیت بود حق را سزاوار
که هو غیب است و غایب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دویی نیست
در آن حضرت من و ما و تویی نیست
( شیخ محمود شبستری - گلشن راز )
کلامی چند درباره استاد و پیر
در این قسمت خلاصه ای راجع به انواع استاد و تفاوت آنها می نویسم
در سنتهای کهن مانند یوگا ، تانترا ، تصوف و ... پیر شخصی است که شخصیت ویژه ای دارد ، پیر کسی است که راه را رفته و به مراتب بالایی از آن رسیده ، پیر روشن ضمیر است ، پیر خود روشن ضمیریست!
در سنت هندو ، تانترا و یوگا واژه بسیار زیبایی برای پیر وجود دارد "گو رو" گورو به طور خلاصه یعنی" از تاریکی به نور"
گورو کسیست که رهجو را از تاریکی به نور آورده و تاریکی او را می گیرد
گورو توهم و خوبینی دروغین ما رو از بین می برد ، گورو ما را منقلب می کند تا از تاریکی و محدودیتها رها شویم
شخصیت گورو آنقدر عظیم است که من نوشتن تمام اینها را بیهوده می دانم و به جرات می توانم حتی اشاره ای به آن کنم
ارزش و قدر گورو در سنتهای کهن بسیار والاست ، متن مقدسی می گوید سه چیز بسیار نادر است :
تولد انسانی ، اشتیاق برای رهایی، گورو
بر طبق اعقاد آنها ، گورو تجسم الهیست ، تنها هزاران کتاب و متن مقدس در وصف عظمت گورو نوشته شده
یکی از مانتراهای معروف می گوید:
ریشه مراقبه شکل گوروست
ریشه نیایش پای گوروست
ریشه مانترا کلام گوروست
ریشه رهایی فیض گوروست
یک گورو تقریبا همیشه توسط یک گوروی دیگر به این مقام منسوب شده ، گورو کسی است شجره تمام استادن کهن پشت او هستند
گورو کسی نیست که قدرتهای مافوق طبیعی و کرامات یا دانش عظیمی داشته باشد و...
سخن کوتاه می کنم و این تلاش بیهوده را برای عظمت گورو وامی گذارم و به ادامه موضوع می روم
غرض از بحث بالا این بود که بگویم ، گورو بسیار کمیاب است ، لطفا هر استادی را با گورو اشتباه نگیرید ، استادان پیشرفته و راهنما و همچنین رهجویان پیشرفته زیاد هستند ولی گوروی حقیقی بسیار اندک است
ولی این دلیل بر نا اُمیدی نیست... استادان خوب را پیدا کنید ، کسانی که سعی می کنند بر طبق قوانین هستی زندگی کنند و تعلیم بدهند ، کسانی که بر طبق صداقت و راستی ، شفقت و خیر خواهی تعلیم می دهند
آنها هم راهنمایانی هستند و وطیفه کمک کردن دارند ، ولی خواهش می کنم به استاد ها وابسته نشوید آنها فقط انگشتی هستند که به هدف اشاره می کنند ، اگر انگشت را با هدف اشتباه بگیرید از هدف حقیقی وا خواهید ماند
هدف حقیقی باید همیشه : از بین بُردن خود پست ، تزکیه ، خیر خواهی و آزادی درونی باشد که به روشن ضمیری می انجامد
اگر شیفته حواشی شدین ، اگر شیفته قدرت شدید ، اگر شیفته کرامات شدید ، اگر آنها جای اصلی را گرفتند ، اگر آنها جای تزکیه حقیقی و نزدیک شدن به بُعد الهی رو گرفتند ، بدانید که دارید راه را بر عکس می روید
راه تزیکه و دگرگونی از خود پست به خود متعال است...
اُمیدوارم که فیض خداوند و تمام موجودات مقدس نور همیشه حافظ و هادی شما باشد و شما را در این مسیر هدایت کند
با آرزوی تعادل و تعالی
منبع : ماهاچیتا باهوروچی - سایت جیوتی مارگا ( راه نور )
www.jyoti-marga.in
نحوه حرکت شاکتی (کندالینی) و ترتیب شکوفایی چاکراها تا رسیدن به مرکز تاج.
به حرکت دقت کنید تا کندالینی درچاکرای خورشیدی شکوفا (مستقر) نشده بارها ممکن است شاکتی نزول و صعود داشته باشد.
@kundalini_iran
@Lightwork1
به حرکت دقت کنید تا کندالینی درچاکرای خورشیدی شکوفا (مستقر) نشده بارها ممکن است شاکتی نزول و صعود داشته باشد.
@kundalini_iran
@Lightwork1
نكته 166 :
تمرين هاي معنوي غير فرقه اي
در تمام فرقه هاي عرفاني و گروه هاي باطني تمرينات به خصوصي وجود دارد كه توسط گردانندگان آن فرقه يا گروه ها به وجود آمده كه در بيشتر موارد پيروان فرقه ها مجبورند فقط از آنها استفاده كنند. اين تمرينات اگرچه در برخي مواقع سودمند است اما قسمتي از انرژي مريد صرف تصفيه وجودي خود و مقداري از انرژي تمرين به حوزه انرژيك فرقه عارفاني وارد مي شود. لازم به توضيح است كه هر فرقه يا گروه عرفاني فارغ از اينكه كاذب يا واقعي باشد معبد يا كلاسي نيز در طبقه اختري دارد. وقتي تمريني توسط هر يك از مريدان در سطح فيزيكي انجام مي گيرد تاثير انرژيايي به خصوصي نيز در طبقه اختري به وجود مي آيد. به نوعي مي توان گفت وقتي فردي وارد فرقه اي مي شود نوعي شراكت انرژي بين او و فرقه در طبقات بالاتر ايجاد مي گردد. هر معبد يا كلاس عرفاني و معنوي كه در سطح فيزيكي قرار دارد به همان نحو نيز همان معبد يا كلاس در طبقه اختري وجود دارد كه افزايش انرژي در طبقه فيزيكي منجر به قوي تر شدن معبد يا كلاس معنوي در طبقه اختري خواهد شد.
بسياري از فرقه ها و گروه هاي عرفاني پيروان خود را از انجام تمرينات ديگر گروه ها و فرقه ها و حتي خواندن كتاب هاي آنها منع مي كنند و استدلال شان اين است كه نبايد از چندين نوع انرژي براي تصفيه دروني و پيشرفت روحاني استفاده كرد. آنچه مشخص است با بيشتر شدن اعضاي گروه، انرژي آن نيز در طبقه اختري افزايش يافته و هر قدر تعداد پيروان گروه زيادتر شود انرژي بيشتري مابين افراد و گروه رد و بدل مي گردد. اگر عضو گروه يا فرقه اي هستيد كه در مسير حقيقت است و از نيروي سفيد براي پيشرفت استفاده مي كند مقداري از انرژي شما وقف گروه و مقداري ديگر صرف تزكيه درون تان مي شود و اگر عضو گروهي هستيد كه در مسير انرژي منفي يا انرژي سياه قدم بر مي دارد حتم بدانيد كه با انجام تمرينات آن گروه خواسته يا ناخواسته به گسترش انرژي منفي در كائنات كمك مي كنيد.
چه بايد كرد؟
اگر مي خواهيد از تمام انرژي تان براي تصفيه وجود و پيشرفت روحاني خود استفاده نمائيد از تمرينات غير فرقه اي استفاده كنيد. اين تمرينات در طي اعصار مختلف توسط روشن بينان واقعي به وجود آمده و جستجوگران حقيقت مي توانند به راحتي از آنها براي نيل به هدف خود كه خداوند است استفاده نمايند. روشن بينان حقيقي فقط در پي يافتن خداوند بودند و نه ايجاد دسته و گروه و فرقه عرفاني. به همين خاطر هر تمريني كه آنها به وجود آورده اند خلوص بيشتري در ارتباط با معنوي و روحانيت دارد و انسان را به سرچشمه اصلي الهي متصل مي كند. وقتي به تمرينات غير فرقه اي روي مي آوريد هدف شما رسيدن به خداوند از طريق تمرين است و نه پيوند انرژيك با فرقه ها و گروه ها. مراقبه يكي از بهترين تمرينات غير فرقه اي است كه انجام آن بسيار توصيه شده و در رشد روحاني و خلوص دروني بسيار سودمند و مفيد است.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
تمرين هاي معنوي غير فرقه اي
در تمام فرقه هاي عرفاني و گروه هاي باطني تمرينات به خصوصي وجود دارد كه توسط گردانندگان آن فرقه يا گروه ها به وجود آمده كه در بيشتر موارد پيروان فرقه ها مجبورند فقط از آنها استفاده كنند. اين تمرينات اگرچه در برخي مواقع سودمند است اما قسمتي از انرژي مريد صرف تصفيه وجودي خود و مقداري از انرژي تمرين به حوزه انرژيك فرقه عارفاني وارد مي شود. لازم به توضيح است كه هر فرقه يا گروه عرفاني فارغ از اينكه كاذب يا واقعي باشد معبد يا كلاسي نيز در طبقه اختري دارد. وقتي تمريني توسط هر يك از مريدان در سطح فيزيكي انجام مي گيرد تاثير انرژيايي به خصوصي نيز در طبقه اختري به وجود مي آيد. به نوعي مي توان گفت وقتي فردي وارد فرقه اي مي شود نوعي شراكت انرژي بين او و فرقه در طبقات بالاتر ايجاد مي گردد. هر معبد يا كلاس عرفاني و معنوي كه در سطح فيزيكي قرار دارد به همان نحو نيز همان معبد يا كلاس در طبقه اختري وجود دارد كه افزايش انرژي در طبقه فيزيكي منجر به قوي تر شدن معبد يا كلاس معنوي در طبقه اختري خواهد شد.
بسياري از فرقه ها و گروه هاي عرفاني پيروان خود را از انجام تمرينات ديگر گروه ها و فرقه ها و حتي خواندن كتاب هاي آنها منع مي كنند و استدلال شان اين است كه نبايد از چندين نوع انرژي براي تصفيه دروني و پيشرفت روحاني استفاده كرد. آنچه مشخص است با بيشتر شدن اعضاي گروه، انرژي آن نيز در طبقه اختري افزايش يافته و هر قدر تعداد پيروان گروه زيادتر شود انرژي بيشتري مابين افراد و گروه رد و بدل مي گردد. اگر عضو گروه يا فرقه اي هستيد كه در مسير حقيقت است و از نيروي سفيد براي پيشرفت استفاده مي كند مقداري از انرژي شما وقف گروه و مقداري ديگر صرف تزكيه درون تان مي شود و اگر عضو گروهي هستيد كه در مسير انرژي منفي يا انرژي سياه قدم بر مي دارد حتم بدانيد كه با انجام تمرينات آن گروه خواسته يا ناخواسته به گسترش انرژي منفي در كائنات كمك مي كنيد.
چه بايد كرد؟
اگر مي خواهيد از تمام انرژي تان براي تصفيه وجود و پيشرفت روحاني خود استفاده نمائيد از تمرينات غير فرقه اي استفاده كنيد. اين تمرينات در طي اعصار مختلف توسط روشن بينان واقعي به وجود آمده و جستجوگران حقيقت مي توانند به راحتي از آنها براي نيل به هدف خود كه خداوند است استفاده نمايند. روشن بينان حقيقي فقط در پي يافتن خداوند بودند و نه ايجاد دسته و گروه و فرقه عرفاني. به همين خاطر هر تمريني كه آنها به وجود آورده اند خلوص بيشتري در ارتباط با معنوي و روحانيت دارد و انسان را به سرچشمه اصلي الهي متصل مي كند. وقتي به تمرينات غير فرقه اي روي مي آوريد هدف شما رسيدن به خداوند از طريق تمرين است و نه پيوند انرژيك با فرقه ها و گروه ها. مراقبه يكي از بهترين تمرينات غير فرقه اي است كه انجام آن بسيار توصيه شده و در رشد روحاني و خلوص دروني بسيار سودمند و مفيد است.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
کانال لایتورک👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn02DpSTy5VWPw
نكته 166 :
تمرين هاي معنوي غير فرقه اي
در تمام فرقه هاي عرفاني و گروه هاي باطني تمرينات به خصوصي وجود دارد كه توسط گردانندگان آن فرقه يا گروه ها به وجود آمده كه در بيشتر موارد پيروان فرقه ها مجبورند فقط از آنها استفاده كنند. اين تمرينات اگرچه در برخي مواقع سودمند است اما قسمتي از انرژي مريد صرف تصفيه وجودي خود و مقداري از انرژي تمرين به حوزه انرژيك فرقه عارفاني وارد مي شود. لازم به توضيح است كه هر فرقه يا گروه عرفاني فارغ از اينكه كاذب يا واقعي باشد معبد يا كلاسي نيز در طبقه اختري دارد. وقتي تمريني توسط هر يك از مريدان در سطح فيزيكي انجام مي گيرد تاثير انرژيايي به خصوصي نيز در طبقه اختري به وجود مي آيد. به نوعي مي توان گفت وقتي فردي وارد فرقه اي مي شود نوعي شراكت انرژي بين او و فرقه در طبقات بالاتر ايجاد مي گردد. هر معبد يا كلاس عرفاني و معنوي كه در سطح فيزيكي قرار دارد به همان نحو نيز همان معبد يا كلاس در طبقه اختري وجود دارد كه افزايش انرژي در طبقه فيزيكي منجر به قوي تر شدن معبد يا كلاس معنوي در طبقه اختري خواهد شد.
بسياري از فرقه ها و گروه هاي عرفاني پيروان خود را از انجام تمرينات ديگر گروه ها و فرقه ها و حتي خواندن كتاب هاي آنها منع مي كنند و استدلال شان اين است كه نبايد از چندين نوع انرژي براي تصفيه دروني و پيشرفت روحاني استفاده كرد. آنچه مشخص است با بيشتر شدن اعضاي گروه، انرژي آن نيز در طبقه اختري افزايش يافته و هر قدر تعداد پيروان گروه زيادتر شود انرژي بيشتري مابين افراد و گروه رد و بدل مي گردد. اگر عضو گروه يا فرقه اي هستيد كه در مسير حقيقت است و از نيروي سفيد براي پيشرفت استفاده مي كند مقداري از انرژي شما وقف گروه و مقداري ديگر صرف تزكيه درون تان مي شود و اگر عضو گروهي هستيد كه در مسير انرژي منفي يا انرژي سياه قدم بر مي دارد حتم بدانيد كه با انجام تمرينات آن گروه خواسته يا ناخواسته به گسترش انرژي منفي در كائنات كمك مي كنيد.
چه بايد كرد؟
اگر مي خواهيد از تمام انرژي تان براي تصفيه وجود و پيشرفت روحاني خود استفاده نمائيد از تمرينات غير فرقه اي استفاده كنيد. اين تمرينات در طي اعصار مختلف توسط روشن بينان واقعي به وجود آمده و جستجوگران حقيقت مي توانند به راحتي از آنها براي نيل به هدف خود كه خداوند است استفاده نمايند. روشن بينان حقيقي فقط در پي يافتن خداوند بودند و نه ايجاد دسته و گروه و فرقه عرفاني. به همين خاطر هر تمريني كه آنها به وجود آورده اند خلوص بيشتري در ارتباط با معنوي و روحانيت دارد و انسان را به سرچشمه اصلي الهي متصل مي كند. وقتي به تمرينات غير فرقه اي روي مي آوريد هدف شما رسيدن به خداوند از طريق تمرين است و نه پيوند انرژيك با فرقه ها و گروه ها. مراقبه يكي از بهترين تمرينات غير فرقه اي است كه انجام آن بسيار توصيه شده و در رشد روحاني و خلوص دروني بسيار سودمند و مفيد است.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
@Lightwork1 کانال لایتورک
تمرين هاي معنوي غير فرقه اي
در تمام فرقه هاي عرفاني و گروه هاي باطني تمرينات به خصوصي وجود دارد كه توسط گردانندگان آن فرقه يا گروه ها به وجود آمده كه در بيشتر موارد پيروان فرقه ها مجبورند فقط از آنها استفاده كنند. اين تمرينات اگرچه در برخي مواقع سودمند است اما قسمتي از انرژي مريد صرف تصفيه وجودي خود و مقداري از انرژي تمرين به حوزه انرژيك فرقه عارفاني وارد مي شود. لازم به توضيح است كه هر فرقه يا گروه عرفاني فارغ از اينكه كاذب يا واقعي باشد معبد يا كلاسي نيز در طبقه اختري دارد. وقتي تمريني توسط هر يك از مريدان در سطح فيزيكي انجام مي گيرد تاثير انرژيايي به خصوصي نيز در طبقه اختري به وجود مي آيد. به نوعي مي توان گفت وقتي فردي وارد فرقه اي مي شود نوعي شراكت انرژي بين او و فرقه در طبقات بالاتر ايجاد مي گردد. هر معبد يا كلاس عرفاني و معنوي كه در سطح فيزيكي قرار دارد به همان نحو نيز همان معبد يا كلاس در طبقه اختري وجود دارد كه افزايش انرژي در طبقه فيزيكي منجر به قوي تر شدن معبد يا كلاس معنوي در طبقه اختري خواهد شد.
بسياري از فرقه ها و گروه هاي عرفاني پيروان خود را از انجام تمرينات ديگر گروه ها و فرقه ها و حتي خواندن كتاب هاي آنها منع مي كنند و استدلال شان اين است كه نبايد از چندين نوع انرژي براي تصفيه دروني و پيشرفت روحاني استفاده كرد. آنچه مشخص است با بيشتر شدن اعضاي گروه، انرژي آن نيز در طبقه اختري افزايش يافته و هر قدر تعداد پيروان گروه زيادتر شود انرژي بيشتري مابين افراد و گروه رد و بدل مي گردد. اگر عضو گروه يا فرقه اي هستيد كه در مسير حقيقت است و از نيروي سفيد براي پيشرفت استفاده مي كند مقداري از انرژي شما وقف گروه و مقداري ديگر صرف تزكيه درون تان مي شود و اگر عضو گروهي هستيد كه در مسير انرژي منفي يا انرژي سياه قدم بر مي دارد حتم بدانيد كه با انجام تمرينات آن گروه خواسته يا ناخواسته به گسترش انرژي منفي در كائنات كمك مي كنيد.
چه بايد كرد؟
اگر مي خواهيد از تمام انرژي تان براي تصفيه وجود و پيشرفت روحاني خود استفاده نمائيد از تمرينات غير فرقه اي استفاده كنيد. اين تمرينات در طي اعصار مختلف توسط روشن بينان واقعي به وجود آمده و جستجوگران حقيقت مي توانند به راحتي از آنها براي نيل به هدف خود كه خداوند است استفاده نمايند. روشن بينان حقيقي فقط در پي يافتن خداوند بودند و نه ايجاد دسته و گروه و فرقه عرفاني. به همين خاطر هر تمريني كه آنها به وجود آورده اند خلوص بيشتري در ارتباط با معنوي و روحانيت دارد و انسان را به سرچشمه اصلي الهي متصل مي كند. وقتي به تمرينات غير فرقه اي روي مي آوريد هدف شما رسيدن به خداوند از طريق تمرين است و نه پيوند انرژيك با فرقه ها و گروه ها. مراقبه يكي از بهترين تمرينات غير فرقه اي است كه انجام آن بسيار توصيه شده و در رشد روحاني و خلوص دروني بسيار سودمند و مفيد است.
@Tabeogyanous تا به اقيانوس
@Lightwork1 کانال لایتورک
