Zikr(Jatt.fm)
Ar. Rahman(Jatt.fm)
🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼
ضرب کوبشی دف با ذکر اسما اعظم
با هندزفری گوش بدین
#كانال_تولدي_ديگر
@zohrevc
🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
ضرب کوبشی دف با ذکر اسما اعظم
با هندزفری گوش بدین
#كانال_تولدي_ديگر
@zohrevc
🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼🙏🎼
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
❤️ بازگشت به خویشتن ❤️
@lightwork1
چیزی که میخوام بنویسم حداقل در این مرحله زندگیم یا در واقع در این مرحله رشد روحانیم
یکی از بزرگترین مکاشفات و ادراکاتی بوده که داشتم
هیچ موقع فکر نمی کردم این چیز در این حد مهم بوده باشه و تا این حد روی تمام ابعاد وجودی من تاثیر گذار بوده باشه
احتمال زیاد شما هم با خوندن این متن اون چیزی که من درک کردم رو در اون حد درک نمی کنید، چونکه منم قبلا از این متنا زیاد خوندم ولی متن و حرف دیگران کجا و یه ادراک و مکاشفه عمیق شخصی از اعماق وجود خودت کجا!
شاید بیش از هرچیزی، "جامعه" ، "فرهنگ" ، "خانواده" و "محیط" ما را از حقیقت وجودی خودمون دور کرده...
و آنقدر این رو خوب انجام دادند که ما هرگز حتی فکرشم نمی کنیم که در این حد در شکل گیری ما تاثیر داشته باشند، و انقدر بهش خو گرفتیم که حتی فکر نمی کنیم که این چیزی که فکر می کنیم "عادی" هست، در واقع کاملا غیر عادیه...
وقتی ما به دنیا میایم، مثل یقیه موجودات "طبیعی" هستیم. طبیعی خودمون رو اظهار می کنیم و طبیعی خودمون رو می بینیم.
مثلا یه نوزاد، اگه بخواد گریه کنه هیچ موقع فکر نمیکنه که گریه کنه یا نکنه! فقط گریه می کنه چون بهش نیاز داره
خیلی طبیعی نیاز خودش رو و انرژی احساسی خودش رو ابراز می کنه و رهاش می کنه، یاد نگرفته که خفش کنه.
وقتی ما به دنیا میایم بلافاصله تحت تاثیر محیط شروع می کنیم به شکل گیری "باید ها" و "نبایدها"، والدینمون بیشتراز همه در این نقش دارند، شروع می کنند بهمون میگن که "این زشته" ، این"قشنگ نیست" ، این "خوب نیست" "اینکار رو در فلان جا و جلوی مردم نباید بکنی" ، گریه کردن زشته، هر هر خندیدن زشته، دست زدن به جنس مخالف گناهه، حتی فکر کردن بهشم گناهه! و و و...
اتفاقی که میفته اینه که توی مدار وجودی ما و ذهن ما هزاران "زنجیر" تشکیل میشه، که نمیگذاره خود حقیقمون رو آنطور که باید، به صورت طبیعی ابراز کنیم. هر بار که میخواهیم یه کاری بکنیم دائما خودمون رو قضاوت می کنیم، هر بار که میخوایم دنبال خواستمون بریم که معمولا انقدر شک و ترس داریم که نمیریم، حتی اگه بریم با هزاران زنجیر که بهمون وصلند و پایه بنای وجودی مارو تشکیل داد میریم و با درد و رنج هزاران زنجیر رو دنبال خودمون می کشیم، و زنجیر ها که هرکدومشون به یکی از بخشها وجودمون وصلند وقتی کشیده میشن به اون اعضا فشار میارند و باعث درد و بعد از کار افتادن اون عضو میشن. داریم معمولی زندگی می کنیم از نظر خودمون، اما نمیدونیم چرا همه ما و والدین و دوستان آشنایانمون به یه نوعی بیمارند! یکی فشار خون داره، یکی کمر درد داره، یکی میگرن داره، یکی ناراحتی قلب داره، یکی پرخاشگره، یکی دائما بی قراره و و و...
به ما یاد دادند که نیازهای خودمون رو سرکوب کنیم.
ما تمدنی هستیم که مخترع سکته ایم، انقدر خودمون رو سرکوب می کنیم تا اینکه مغز، قلب، بدن دیگه تحمل اینهمه فشار رو نداره و میترکه! فقط به خاطر اینکه از روز اول زندگی بهمون یاد دادن که نباید انرژی خودمون ر رها کنیم، نباید طبیعی باشیم!
ما باید از حیوانات طبیعی بودن رو یاد بگیریم، به ما یاد دادند که حیوون بی شعور و کثیف و نجسه، در حالی که میبینیم حیوانات دارند از ما بهتر زندگی می کنند...
(بعضیاتون اینجا بهتون برخورد! چون نمیخواین حقیقت رو بپذیرید و هنوز درگیر همون الگوهای فکری شکل گرفته شده در ذهنتونید!)
چه حیوان چه انسان تازه متولد شده و دستکاری نشده، هر دو طبیعی زندگی می کنند، تا موقعی که توسط عوامل خارجی دستکاری بشن و تبدیل بشن به آدم آهنی مکانیکی!
سالها پیش این جمله از مسیح رو خوندم و خیلی ازش ادراکات مختلفی داشتم، ولی تازه عمق معناش رو درک کردم:
"حقیقتا به شما می گویم تا کسی دگرگون نشود و مانند کودکان کوچک نگردد، هرگز وارد قلمرو الهی نمی شود."
قضاوت
بزرگترین مانع در شادی ما و در رهایی ما عملیست به نام "قضاوت" و همین قضاوته که نمیگذاره ما خودمون و انرژیمون رو آزاد کنیم و بگذاریم متجلی و ابراز بشه
و اما قضاوت مفهومی بسیار عمیق تر از قضاوت کردن دیگران داره
بله قضاوت کردن دیگران هم بخشی از حماقت ماست چون فکر می کنیم ما از بقیه بهتریم و خودمون هیچ اشتباهی نمی کنیم، و اینکه بهمون یاد دادن که خیلی چیزهایی که دیگران انجام میدن بده.
اما قضاوت اصلی و ریشه دار تر در ذهن ماست
ما دائما در حال قضاوت کردن خود هستیم، همانطوری که گفتیم، دائما داریم قضاوت می کنیم که چی درسته، چی اشتباهه، چی خوبه، چی بده، حتی وقتی هم به صورت عقلانی یا با ذهن خود آگاهمون تصمیم میگیریم یکه کاری رو بکنیم اون "زنجیرهای فکری ناخودآگاه" که بهمون وصلند به اصطلاح اون کار رو کوفتمون می کنند. و خیلی مواقع اون را با یک حس دو گانگی و تضاد انجام میدیم.
ساختار قضاوت
سه عامل در قضاوت نقش دارند:
من، ذهن من، فکر من
من در اینجا به معنی اون من حقیقی یا هوشیاری روحی یا روح
@lightwork1
چیزی که میخوام بنویسم حداقل در این مرحله زندگیم یا در واقع در این مرحله رشد روحانیم
یکی از بزرگترین مکاشفات و ادراکاتی بوده که داشتم
هیچ موقع فکر نمی کردم این چیز در این حد مهم بوده باشه و تا این حد روی تمام ابعاد وجودی من تاثیر گذار بوده باشه
احتمال زیاد شما هم با خوندن این متن اون چیزی که من درک کردم رو در اون حد درک نمی کنید، چونکه منم قبلا از این متنا زیاد خوندم ولی متن و حرف دیگران کجا و یه ادراک و مکاشفه عمیق شخصی از اعماق وجود خودت کجا!
شاید بیش از هرچیزی، "جامعه" ، "فرهنگ" ، "خانواده" و "محیط" ما را از حقیقت وجودی خودمون دور کرده...
و آنقدر این رو خوب انجام دادند که ما هرگز حتی فکرشم نمی کنیم که در این حد در شکل گیری ما تاثیر داشته باشند، و انقدر بهش خو گرفتیم که حتی فکر نمی کنیم که این چیزی که فکر می کنیم "عادی" هست، در واقع کاملا غیر عادیه...
وقتی ما به دنیا میایم، مثل یقیه موجودات "طبیعی" هستیم. طبیعی خودمون رو اظهار می کنیم و طبیعی خودمون رو می بینیم.
مثلا یه نوزاد، اگه بخواد گریه کنه هیچ موقع فکر نمیکنه که گریه کنه یا نکنه! فقط گریه می کنه چون بهش نیاز داره
خیلی طبیعی نیاز خودش رو و انرژی احساسی خودش رو ابراز می کنه و رهاش می کنه، یاد نگرفته که خفش کنه.
وقتی ما به دنیا میایم بلافاصله تحت تاثیر محیط شروع می کنیم به شکل گیری "باید ها" و "نبایدها"، والدینمون بیشتراز همه در این نقش دارند، شروع می کنند بهمون میگن که "این زشته" ، این"قشنگ نیست" ، این "خوب نیست" "اینکار رو در فلان جا و جلوی مردم نباید بکنی" ، گریه کردن زشته، هر هر خندیدن زشته، دست زدن به جنس مخالف گناهه، حتی فکر کردن بهشم گناهه! و و و...
اتفاقی که میفته اینه که توی مدار وجودی ما و ذهن ما هزاران "زنجیر" تشکیل میشه، که نمیگذاره خود حقیقمون رو آنطور که باید، به صورت طبیعی ابراز کنیم. هر بار که میخواهیم یه کاری بکنیم دائما خودمون رو قضاوت می کنیم، هر بار که میخوایم دنبال خواستمون بریم که معمولا انقدر شک و ترس داریم که نمیریم، حتی اگه بریم با هزاران زنجیر که بهمون وصلند و پایه بنای وجودی مارو تشکیل داد میریم و با درد و رنج هزاران زنجیر رو دنبال خودمون می کشیم، و زنجیر ها که هرکدومشون به یکی از بخشها وجودمون وصلند وقتی کشیده میشن به اون اعضا فشار میارند و باعث درد و بعد از کار افتادن اون عضو میشن. داریم معمولی زندگی می کنیم از نظر خودمون، اما نمیدونیم چرا همه ما و والدین و دوستان آشنایانمون به یه نوعی بیمارند! یکی فشار خون داره، یکی کمر درد داره، یکی میگرن داره، یکی ناراحتی قلب داره، یکی پرخاشگره، یکی دائما بی قراره و و و...
به ما یاد دادند که نیازهای خودمون رو سرکوب کنیم.
ما تمدنی هستیم که مخترع سکته ایم، انقدر خودمون رو سرکوب می کنیم تا اینکه مغز، قلب، بدن دیگه تحمل اینهمه فشار رو نداره و میترکه! فقط به خاطر اینکه از روز اول زندگی بهمون یاد دادن که نباید انرژی خودمون ر رها کنیم، نباید طبیعی باشیم!
ما باید از حیوانات طبیعی بودن رو یاد بگیریم، به ما یاد دادند که حیوون بی شعور و کثیف و نجسه، در حالی که میبینیم حیوانات دارند از ما بهتر زندگی می کنند...
(بعضیاتون اینجا بهتون برخورد! چون نمیخواین حقیقت رو بپذیرید و هنوز درگیر همون الگوهای فکری شکل گرفته شده در ذهنتونید!)
چه حیوان چه انسان تازه متولد شده و دستکاری نشده، هر دو طبیعی زندگی می کنند، تا موقعی که توسط عوامل خارجی دستکاری بشن و تبدیل بشن به آدم آهنی مکانیکی!
سالها پیش این جمله از مسیح رو خوندم و خیلی ازش ادراکات مختلفی داشتم، ولی تازه عمق معناش رو درک کردم:
"حقیقتا به شما می گویم تا کسی دگرگون نشود و مانند کودکان کوچک نگردد، هرگز وارد قلمرو الهی نمی شود."
قضاوت
بزرگترین مانع در شادی ما و در رهایی ما عملیست به نام "قضاوت" و همین قضاوته که نمیگذاره ما خودمون و انرژیمون رو آزاد کنیم و بگذاریم متجلی و ابراز بشه
و اما قضاوت مفهومی بسیار عمیق تر از قضاوت کردن دیگران داره
بله قضاوت کردن دیگران هم بخشی از حماقت ماست چون فکر می کنیم ما از بقیه بهتریم و خودمون هیچ اشتباهی نمی کنیم، و اینکه بهمون یاد دادن که خیلی چیزهایی که دیگران انجام میدن بده.
اما قضاوت اصلی و ریشه دار تر در ذهن ماست
ما دائما در حال قضاوت کردن خود هستیم، همانطوری که گفتیم، دائما داریم قضاوت می کنیم که چی درسته، چی اشتباهه، چی خوبه، چی بده، حتی وقتی هم به صورت عقلانی یا با ذهن خود آگاهمون تصمیم میگیریم یکه کاری رو بکنیم اون "زنجیرهای فکری ناخودآگاه" که بهمون وصلند به اصطلاح اون کار رو کوفتمون می کنند. و خیلی مواقع اون را با یک حس دو گانگی و تضاد انجام میدیم.
ساختار قضاوت
سه عامل در قضاوت نقش دارند:
من، ذهن من، فکر من
من در اینجا به معنی اون من حقیقی یا هوشیاری روحی یا روح
ه، فرض کنید میخواین یه کاری بکنید، مثلا دارید توی یه گروه مدیتیشن می کنید و یهو احساس می کنید میخواین هر هر بخندید یا گریه کنید.
"ذهن" میاد و به شما میگه، بر طبق داده های دریافی که دارم، گریه کردن در اینجا زشته، مردم بهت نگاه می کنند، بهت می خندند، فکر می کنند ضعیفی، یا شاید مزاحم دیگران بشی و نارحتشون کنی و... (که میتونه شامل بی نهایت توجیه باشه)
ذهن میخواد بلافاصله اون "داده" یا الگوی فکری رو برداره و به کار ببنده
اما برای اینکه اینکار رو انجام بده اول شما باید بهش اجازه بدین، اول نیاز به انرژی داره که شما باید بهش بدین، که معمولا به بلافاصله به صورت ناخودآگاه این کار رو می کنیم،
چرا؟
چون یاد نگرفتیم "آگاهی" یا همون من رو، از افکار جدا کنیم
چرا؟
چون بلافاصله شروع به قضاوت افکار و پیروی ازشون می کنیم
هر بار که به یه فکر واکنش نشون میدین، بهش انرژی میدین تا قوی تر بشه
هر بار که یه فکر رو قضاوت می کنید، در واقع باهاش تماس پیدا می کنید و بهش آلوده میشین
از اونور هر بار که بتونید فقط "شاهد محض" باقی بمونید، اون فکر، اون زنجیر، کمی شل میشه
و اگر به اندازه کافی به واکنش نشون ندادن به اون فکر یا افکار ادامه بدین، بلاخره اون افکار و باورها زنجیرشون شل میشه و می افتند و شما رها میشین!
و اما سوال اینجاست که آیا ما میتونیم افکار رو قضاوت نکنیم؟
در واقع نه!
نه تا وقتی که این مهارت رو پرورش بدیم
اینکه فکر کنیم یه شبه میتونیم شاهد بشیم انقدر احمقانست که فکر کنیم یه شبه یه نفر تو مقطع ابتدایی میتونه به دانش به پروفسور دست پیدا کنه، یا یه شبه یه آدم ضعیف بتونه قهرمان المپیک بشه...
ما تقریبا هیچ کنترلی روی افکار خودمون نداریم، ما نمیتونیم با تصمیم گیری که ذهن خود آگاهمون انجام میده، یکدفعه تمام ناخود آگاهمون رو تغییر بدیم.
علم تونست نشون بده که ذهن در هر ثانیه 11 ملیون بیت اطلاعات رو تحلیل میکنه، اما حدس بزنید چقدر از این 11 ملیون بیت رو ذهن خود آگاه تشکیل میده؟
تنها 25 بیت!!!
این درواقع یعنی عملا هیچی
بنابراین شما هیچ کنترل خود آگاهی روی اینکه چی فکر کنید ندارید!
اما یه کار هست که می تونید بکنید، و اونم به صورت یه فرصت خیلی کمیاب فقط گاهی بهتون داده میشه، اونم برای برخی افراد شاید هرگز در زندگشون بهشون داده نشه یا چندبار داده بشه و جدی نگیرنش و ازش بگذرند.
اون کار اینه که همین الان که این رو درک کردید تصمیم قطعی بگیرید که شروع به انجام تمرینی برای پرورش این توانایی شاهد بودن بکنید تا بتونید از ذهن و الگوهای ذهنی و تمام 11 ملیون بیت داده ذهن که شما رو کنترل می کنند فراتر برید.
ماهاچیتا باهوروچی
انجمن راه نور
________________
از دوستان میخوام هرگونه ادراکی در زندگیشون از این موضوع به دست آوردن بنویسند.
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
"ذهن" میاد و به شما میگه، بر طبق داده های دریافی که دارم، گریه کردن در اینجا زشته، مردم بهت نگاه می کنند، بهت می خندند، فکر می کنند ضعیفی، یا شاید مزاحم دیگران بشی و نارحتشون کنی و... (که میتونه شامل بی نهایت توجیه باشه)
ذهن میخواد بلافاصله اون "داده" یا الگوی فکری رو برداره و به کار ببنده
اما برای اینکه اینکار رو انجام بده اول شما باید بهش اجازه بدین، اول نیاز به انرژی داره که شما باید بهش بدین، که معمولا به بلافاصله به صورت ناخودآگاه این کار رو می کنیم،
چرا؟
چون یاد نگرفتیم "آگاهی" یا همون من رو، از افکار جدا کنیم
چرا؟
چون بلافاصله شروع به قضاوت افکار و پیروی ازشون می کنیم
هر بار که به یه فکر واکنش نشون میدین، بهش انرژی میدین تا قوی تر بشه
هر بار که یه فکر رو قضاوت می کنید، در واقع باهاش تماس پیدا می کنید و بهش آلوده میشین
از اونور هر بار که بتونید فقط "شاهد محض" باقی بمونید، اون فکر، اون زنجیر، کمی شل میشه
و اگر به اندازه کافی به واکنش نشون ندادن به اون فکر یا افکار ادامه بدین، بلاخره اون افکار و باورها زنجیرشون شل میشه و می افتند و شما رها میشین!
و اما سوال اینجاست که آیا ما میتونیم افکار رو قضاوت نکنیم؟
در واقع نه!
نه تا وقتی که این مهارت رو پرورش بدیم
اینکه فکر کنیم یه شبه میتونیم شاهد بشیم انقدر احمقانست که فکر کنیم یه شبه یه نفر تو مقطع ابتدایی میتونه به دانش به پروفسور دست پیدا کنه، یا یه شبه یه آدم ضعیف بتونه قهرمان المپیک بشه...
ما تقریبا هیچ کنترلی روی افکار خودمون نداریم، ما نمیتونیم با تصمیم گیری که ذهن خود آگاهمون انجام میده، یکدفعه تمام ناخود آگاهمون رو تغییر بدیم.
علم تونست نشون بده که ذهن در هر ثانیه 11 ملیون بیت اطلاعات رو تحلیل میکنه، اما حدس بزنید چقدر از این 11 ملیون بیت رو ذهن خود آگاه تشکیل میده؟
تنها 25 بیت!!!
این درواقع یعنی عملا هیچی
بنابراین شما هیچ کنترل خود آگاهی روی اینکه چی فکر کنید ندارید!
اما یه کار هست که می تونید بکنید، و اونم به صورت یه فرصت خیلی کمیاب فقط گاهی بهتون داده میشه، اونم برای برخی افراد شاید هرگز در زندگشون بهشون داده نشه یا چندبار داده بشه و جدی نگیرنش و ازش بگذرند.
اون کار اینه که همین الان که این رو درک کردید تصمیم قطعی بگیرید که شروع به انجام تمرینی برای پرورش این توانایی شاهد بودن بکنید تا بتونید از ذهن و الگوهای ذهنی و تمام 11 ملیون بیت داده ذهن که شما رو کنترل می کنند فراتر برید.
ماهاچیتا باهوروچی
انجمن راه نور
________________
از دوستان میخوام هرگونه ادراکی در زندگیشون از این موضوع به دست آوردن بنویسند.
Www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
🔵 کانالیزه شدن ذهن 🔵
@lightwork1
افرادي بسياري وجود دارند كه از وضعيت روزمره زندگي خود در عذابند و خواستار تغيير در كليه اعمال و رفتار خود مي باشند، اما هر بار به دلايل مختلفي نمي توانند تغيير مورد نظر خود را اعمال كنند. روزمرگي در تمام كارها بر اعمال و رفتار فرد سايه مي اندازد و همه كارها طبق يك روال از پيش تعيين شده و ماشيني جلو مي رود. فرد رفته رفته دچار نوعي رخوت و بي حوصلگي مي شود و با گذشت زمان
نيز اين چرخه مستحكم تر شده و تا پايان زندگي فرد اين روند ناگزير حفظ مي شود.
چه بايد كرد؟ چطور مي توان از اعمال ماشيني روزمره خود را نجات دهيم؟ به طور كلي بايد گفت هر عملي كه فرد در ابتدا انجام مي دهد، در ذهن او كانالي براي اين عمل ايجاد مي شود و رفته رفته با انجام عمل در ساعت و زماني مشخص، ذهن آماده فعاليت مي شود و هرگونه تغييري مخالف با اين كانال ذهني باشد، در مقابل آن مقاومت مي كند، مگر اينكه نيرويي قوي تر از جانب روح يا از طرف استادي روحاني وارد شود.يكي از بزرگترين صدماتي كه كاناليزه شدن ذهن به فرد وارد مي كند اين است كه باعث مي شود روح كم كم صحنه زندگي فرد را ترك كند.
اگر فرد استاد نداشته باشد و بخواهد به تنهايي به جنگ ذهن و كاناليزه شدن ذهن برود، بايد در مقابل رخوت و تنبلي كه حاصل كاناليزه شدن ذهن است به مبارزه برخيزد. ذهن در مقابل هر تغيير كوچكي مقاوت خواهد كرد و طبق عادت هاي گذشته فرد عمل خواهد كرد، مگر اينكه فرد مصمم به تغيير شرايط خود باشد. ذهن هرگز نمي خواهد و نمي تواند باور كند كه راه و مسير ديگري براي انجام عمل وجود دارد. به همين خاطر اعمال روزمره فرد رفته رفته در مسير و كانال مشخصي انجام مي شود و يكي از مهم ترين آثار آن اين است كه لذت انجام عمل از بين مي رود. براي ذهن انجام اعمال اخلاقي يا غير اخلاقي، ديني يا ضد ديني و ... هيچ تفاوتي نمي كند، چرا كه ذهن با مفاهيم كاربردي موجود در جوامع بشري ارتباطي ندارد و همانند ماشيني عمل مي كند كه برايش دستورات مشخصي برنامه ريزي شده است.
@lightwork1
در نهايت بايد گفت، مواظب اعمال و رفتار خود باشيد و دائما آنها را مورد كنكاش و بازبيني قرار دهيد. هيچ عملي را از روي عادت و اجبار انجام ندهيد حتي اگر آن عمل، عملي ديني يا اخلاقي باشد. مواظب كاناليزه شدن ذهن خود باشيد. به جنگ زندگي يكنواخت برويد، چرا كه در غير اينصورت مرگي تدريجي بر شما و زندگي تان سايه خواهد انداخت. از تغيير نترسيد. اعمال و كارهاي روزمره خود را با عشق انجام دهيد. يادتان باشد كه عادت هاي ذهني از نسلي به ديگر ديگر انتقال مي يابد، اگر دچار عادت هاي زشت و غير قابل قبولي هستيد قبل از اينكه آن را به فرزندان خود انتقال دهيد، آنها را شناسايي كرده و از بين ببريد. از ياد مبريد اگر نتوانيد تغيير كنيد زندگي شما همانند زندگي يك برده خواهد بود. شما برده سنت ها و عادت ها خواهيد شد و هر چقدر اين امر استمرار بيشتري يابد به همان اندازه فرار از دست آن كار سختي خواهد بود و انرژي بيشتري براي رفع آن نياز خواهيد داشت. اگر دوست داريد همانند يك برده زندگي كنيد به روال قبلي زندگي خود پايبند باشيد.
نویسنده : مهدی آذری
منبع :
کد:
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=815464185192754&set=a.133656316706881.29040.100001875416291&type=1
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@lightwork1
افرادي بسياري وجود دارند كه از وضعيت روزمره زندگي خود در عذابند و خواستار تغيير در كليه اعمال و رفتار خود مي باشند، اما هر بار به دلايل مختلفي نمي توانند تغيير مورد نظر خود را اعمال كنند. روزمرگي در تمام كارها بر اعمال و رفتار فرد سايه مي اندازد و همه كارها طبق يك روال از پيش تعيين شده و ماشيني جلو مي رود. فرد رفته رفته دچار نوعي رخوت و بي حوصلگي مي شود و با گذشت زمان
نيز اين چرخه مستحكم تر شده و تا پايان زندگي فرد اين روند ناگزير حفظ مي شود.
چه بايد كرد؟ چطور مي توان از اعمال ماشيني روزمره خود را نجات دهيم؟ به طور كلي بايد گفت هر عملي كه فرد در ابتدا انجام مي دهد، در ذهن او كانالي براي اين عمل ايجاد مي شود و رفته رفته با انجام عمل در ساعت و زماني مشخص، ذهن آماده فعاليت مي شود و هرگونه تغييري مخالف با اين كانال ذهني باشد، در مقابل آن مقاومت مي كند، مگر اينكه نيرويي قوي تر از جانب روح يا از طرف استادي روحاني وارد شود.يكي از بزرگترين صدماتي كه كاناليزه شدن ذهن به فرد وارد مي كند اين است كه باعث مي شود روح كم كم صحنه زندگي فرد را ترك كند.
اگر فرد استاد نداشته باشد و بخواهد به تنهايي به جنگ ذهن و كاناليزه شدن ذهن برود، بايد در مقابل رخوت و تنبلي كه حاصل كاناليزه شدن ذهن است به مبارزه برخيزد. ذهن در مقابل هر تغيير كوچكي مقاوت خواهد كرد و طبق عادت هاي گذشته فرد عمل خواهد كرد، مگر اينكه فرد مصمم به تغيير شرايط خود باشد. ذهن هرگز نمي خواهد و نمي تواند باور كند كه راه و مسير ديگري براي انجام عمل وجود دارد. به همين خاطر اعمال روزمره فرد رفته رفته در مسير و كانال مشخصي انجام مي شود و يكي از مهم ترين آثار آن اين است كه لذت انجام عمل از بين مي رود. براي ذهن انجام اعمال اخلاقي يا غير اخلاقي، ديني يا ضد ديني و ... هيچ تفاوتي نمي كند، چرا كه ذهن با مفاهيم كاربردي موجود در جوامع بشري ارتباطي ندارد و همانند ماشيني عمل مي كند كه برايش دستورات مشخصي برنامه ريزي شده است.
@lightwork1
در نهايت بايد گفت، مواظب اعمال و رفتار خود باشيد و دائما آنها را مورد كنكاش و بازبيني قرار دهيد. هيچ عملي را از روي عادت و اجبار انجام ندهيد حتي اگر آن عمل، عملي ديني يا اخلاقي باشد. مواظب كاناليزه شدن ذهن خود باشيد. به جنگ زندگي يكنواخت برويد، چرا كه در غير اينصورت مرگي تدريجي بر شما و زندگي تان سايه خواهد انداخت. از تغيير نترسيد. اعمال و كارهاي روزمره خود را با عشق انجام دهيد. يادتان باشد كه عادت هاي ذهني از نسلي به ديگر ديگر انتقال مي يابد، اگر دچار عادت هاي زشت و غير قابل قبولي هستيد قبل از اينكه آن را به فرزندان خود انتقال دهيد، آنها را شناسايي كرده و از بين ببريد. از ياد مبريد اگر نتوانيد تغيير كنيد زندگي شما همانند زندگي يك برده خواهد بود. شما برده سنت ها و عادت ها خواهيد شد و هر چقدر اين امر استمرار بيشتري يابد به همان اندازه فرار از دست آن كار سختي خواهد بود و انرژي بيشتري براي رفع آن نياز خواهيد داشت. اگر دوست داريد همانند يك برده زندگي كنيد به روال قبلي زندگي خود پايبند باشيد.
نویسنده : مهدی آذری
منبع :
کد:
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=815464185192754&set=a.133656316706881.29040.100001875416291&type=1
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Facebook
Mahdi Azari
نكته 124 : كاناليزه شدن ذهن افرادي بسياري وجود دارند كه از وضعيت روزمره زندگي خود در عذابند و خواستار تغيير در كليه اعمال و رفتار خود مي باشند، اما هر بار به دلايل مختلفي نمي توانند تغيير مورد نظر...
animation.gif
6 KB
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
خوراک لوبیا #وگان
لوبیا قرمز+گندم پوست کنده+پیاز+زردچوبه+نمک دریایی+پودر لیمو+گیاهک گندم+سبوس گندم+کمی روغن
@lightwork1
لوبیا قرمز+گندم پوست کنده+پیاز+زردچوبه+نمک دریایی+پودر لیمو+گیاهک گندم+سبوس گندم+کمی روغن
@lightwork1
🔵⚪️⚪️لایت ورک چیست؟⚪️⚪️🔵
@lightwork1
لایت وُرک یا لایت به معنای نور و وُرک به معنای کار یا عمل ، یعنی کار کردن با نورها و انرژی های والاتر، ابعاد دیگر ،فرشتگان ، اساتید معراج یافته و دیگر موجودات نور می باشد گفته می شود، برای پرورش روح و شفا بخشی که شامل تمام انواع ری کی می شود می باشد.
@lightwork1
@lightwork1
لایت وُرک یا لایت به معنای نور و وُرک به معنای کار یا عمل ، یعنی کار کردن با نورها و انرژی های والاتر، ابعاد دیگر ،فرشتگان ، اساتید معراج یافته و دیگر موجودات نور می باشد گفته می شود، برای پرورش روح و شفا بخشی که شامل تمام انواع ری کی می شود می باشد.
@lightwork1
💮💮درسهایی از ری کی و لایت وُرک💮💮
@lightwork1
درس 1 : دادن یا گرفتن انرژی؟
یکی از اصول ری کی این است که ری کی داد نمی شود، بلکه گرفته می شود ، و شما نمی توانید بر آن کنترل داشته باشید ، این یکی از تفاوتها پرانیک هیلینگ و یا درمان پرانایی با ری کی است، زمانی که شما ری کی را برای نیتی فرا می خوانید تا جایی که لازم باشد برای آن جاری می شود ، بعد از آن دگر تا هراندازه هم که به خودتان فشار بیاورید!!! انرژی جاری نخواهد شد و آن چه جاری می شود هم انرژی شخصی خودتان است، پس به عنوان یک اصل مهم این را به یاد داشته باشید ، هر زمان دست خود را بر یک عضو بیمار قرار دایدن به نیت شفا، ری کی شروع به جاری شدن می کند و هر زمان که صلاح دید قطع می شود. این در مورد انواع دیگر جاری نمودن انرژی نیز صدق می کند ، مثلا برای اهداف و...
درس 2 : عدم وابستگی به نتیجه و یا صرف نطر از مخلوط کردن انرژی شخصی!
@lightwork1
زمانی که شما درمان ، همسویی انتقال می دهید ، انرژی به صورت خالص بر شخص جاری می شود و نیت شما اعم از درمان و همسویی را اجرا می کند ، زمانی که شما حساسیت ذهنی ، عصبی بر درست انجام شدن و نشدن آن نشان می دهید شروع به ترکیب کردن انرژی شخصی خودتان با آن جلسه درمانی می شوید ، که نه برای خودتان مفید است و نه برای هدف! اگر دچار این مساله هستید هر زمان که می خواهید جلسه ای را شروع کنید چند ثانیه بر این مساله فکر کنید : " این ری کی است که تصمیم می گیرد چطور عمل کند و عمل خود را با کمال انجام می دهد ، من اینجا کاره ای نیستم ، تنها یک کانال خالی!
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@lightwork1
درس 1 : دادن یا گرفتن انرژی؟
یکی از اصول ری کی این است که ری کی داد نمی شود، بلکه گرفته می شود ، و شما نمی توانید بر آن کنترل داشته باشید ، این یکی از تفاوتها پرانیک هیلینگ و یا درمان پرانایی با ری کی است، زمانی که شما ری کی را برای نیتی فرا می خوانید تا جایی که لازم باشد برای آن جاری می شود ، بعد از آن دگر تا هراندازه هم که به خودتان فشار بیاورید!!! انرژی جاری نخواهد شد و آن چه جاری می شود هم انرژی شخصی خودتان است، پس به عنوان یک اصل مهم این را به یاد داشته باشید ، هر زمان دست خود را بر یک عضو بیمار قرار دایدن به نیت شفا، ری کی شروع به جاری شدن می کند و هر زمان که صلاح دید قطع می شود. این در مورد انواع دیگر جاری نمودن انرژی نیز صدق می کند ، مثلا برای اهداف و...
درس 2 : عدم وابستگی به نتیجه و یا صرف نطر از مخلوط کردن انرژی شخصی!
@lightwork1
زمانی که شما درمان ، همسویی انتقال می دهید ، انرژی به صورت خالص بر شخص جاری می شود و نیت شما اعم از درمان و همسویی را اجرا می کند ، زمانی که شما حساسیت ذهنی ، عصبی بر درست انجام شدن و نشدن آن نشان می دهید شروع به ترکیب کردن انرژی شخصی خودتان با آن جلسه درمانی می شوید ، که نه برای خودتان مفید است و نه برای هدف! اگر دچار این مساله هستید هر زمان که می خواهید جلسه ای را شروع کنید چند ثانیه بر این مساله فکر کنید : " این ری کی است که تصمیم می گیرد چطور عمل کند و عمل خود را با کمال انجام می دهد ، من اینجا کاره ای نیستم ، تنها یک کانال خالی!
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Telegram
attach 📎
💠حالتهای فرکانس مغزی💠
@lightwork1
هر انساني چهار نوع فركانس مغزي داره:
1 - بتا كه همون حالت بيداري كامل و فعال بودن ضمير خود آگاه هست
2 - آلفا _ خلسه _ ترنس
.3 – تتا _ امواج تله پاتي.شهود.روشن بيني.
4 – دلتا. خواب عميق دیدن رويا
در امواج آلفا و تتای ذهنی
فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است
دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است
دارای توجه و تمرکز بیشتری است
دارای حضور ذهنی و حافظهای نیرومندتر است
به نوعی دستیابی اش به ضمیر نیمه آگاه سریعتر و بیشتر صورت میگیرد
دارای قدرت تصویرسازی قویتری است
و انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد
هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار میگیریم یا مراقبه انجام میدهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار میگیرد.
هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار میگیریم
یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند.
این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام میگیرد را ثبت میکند.
در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل میکنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت میگردند.
و نکته خیلی مهم اینکه در سطح آلفا ، میدان بیومغناطیسی دستان درمان گر یک هزار برابر حالت طبیعی است
و کسانی که تمرین میکنن که به سطح آلفا روند بار اول مثلا باید از صد معکوس تا یک بشمارند
اما کم کم با تمرین به گونه ای میشه که مثلا از ده تا یک معکوس میشماره و وارد آلفای ذهنی میشه.
با تشکر از کاربر : 68Mohammad68
برای دریافت شهود و همچنین تجربیات بهتر در مدیتیشن و همسویی باید تمرین کنیم که در حالت آلفا باشیم
منتظر شنیدن تجربیات خوب شما دوستان هستیم😊
برای ارسال نظر و تجربیات خود به آیدی زیر پیام ارسال فرمایید👇
🆔 @reza809
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@lightwork1
هر انساني چهار نوع فركانس مغزي داره:
1 - بتا كه همون حالت بيداري كامل و فعال بودن ضمير خود آگاه هست
2 - آلفا _ خلسه _ ترنس
.3 – تتا _ امواج تله پاتي.شهود.روشن بيني.
4 – دلتا. خواب عميق دیدن رويا
در امواج آلفا و تتای ذهنی
فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است
دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است
دارای توجه و تمرکز بیشتری است
دارای حضور ذهنی و حافظهای نیرومندتر است
به نوعی دستیابی اش به ضمیر نیمه آگاه سریعتر و بیشتر صورت میگیرد
دارای قدرت تصویرسازی قویتری است
و انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد
هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار میگیریم یا مراقبه انجام میدهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار میگیرد.
هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار میگیریم
یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند.
این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام میگیرد را ثبت میکند.
در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل میکنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت میگردند.
و نکته خیلی مهم اینکه در سطح آلفا ، میدان بیومغناطیسی دستان درمان گر یک هزار برابر حالت طبیعی است
و کسانی که تمرین میکنن که به سطح آلفا روند بار اول مثلا باید از صد معکوس تا یک بشمارند
اما کم کم با تمرین به گونه ای میشه که مثلا از ده تا یک معکوس میشماره و وارد آلفای ذهنی میشه.
با تشکر از کاربر : 68Mohammad68
برای دریافت شهود و همچنین تجربیات بهتر در مدیتیشن و همسویی باید تمرین کنیم که در حالت آلفا باشیم
منتظر شنیدن تجربیات خوب شما دوستان هستیم😊
برای ارسال نظر و تجربیات خود به آیدی زیر پیام ارسال فرمایید👇
🆔 @reza809
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
Audio
#مدیتیشن #کتاب_خرد
در این مدیتیشن میتوانیم از خودبرتر، ضمیر برتر... جواب سوال خودمون که میتونه هرچیزی باشه رو دریافت کنیم😊
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
در این مدیتیشن میتوانیم از خودبرتر، ضمیر برتر... جواب سوال خودمون که میتونه هرچیزی باشه رو دریافت کنیم😊
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
💮💮درسهایی از لایت ورک💮💮
@lightwork1
درس 3 : احساس و عدم احساس انرژی
من چیزی احساس نمی کنم! من هیچی احساس نکردم! چرا اوندفعه فلانی انرژی داد کُلی حس کردم و یه جورایی شدم؟ چرا من ری کی اوسویی را گرفتم کُلی حس کردم ولی فلان سیستم رو که از ری کی اوسویی قوی تره گرفتم هیچی احساس نکردم؟!!!
چنین جملاتی معمولا زیاد شنیده می شوند! اینکه شخص چیزی احساس کند یا نه ، هیچ تاثیری در کار کرد و موثر بودن انرژی چه بر کانال چه بر سوژه ندارد و اینکه حتی درمانگران فوق العاده قوی هستند که خودشان هم چیزی زیادی احساس نمی کنند، در ضمن اینکه احساس کردن انرژی به ده ها عامل مختلف بستگی دارد، برای مثال:
زمانی که شما خودتان انرژی کمتری دارید ممکن است بیشتر انرژی را احساس کنید یا احساس کنید قوی تر است، یا مثلا شما وقتی بار اول یک همسویی را دریافت می کنید احتمالا آن را به صورت واضحتری و قویتر احساس می کنید ، به علت اینکه در بار اول شما نیاز بیشتری به آن دارید و کارهای بیشتری روی شما انجام می دهد.
همچنین وقتی شما به فردی یا موضوعی که انرژی بیشتری بخواهد ریکی می دهید ممکن است انرژی را به صورت قویتری احساس کنید، چرا که دریافت کننده انرژی بیشتری نیاز دارد، من گاهی وقتی به برخی افراد انرژی می دهم به قدری شدید انرژی می کشند که در دستانم احساس سوختن می کنم! در حالی که برای برخی افراد شاید به سختی چیزی حس کنم ، تا جایی که مثل شما به این فکر بیفتم که اصلا انرژی کار نمی کند!
عامل ذهن : زمانی که ذهن نا آرام است ممکن است کمتر احساس کنید ، در مرحله آلفا ( هوشیاری ) و تتا ( سکوت عمیق ذهن ) که اکثر افراد فاقد آن هستند ممکن است انرژی بیشتر احساس شود.
بارها شده که من همسویی، حتی همسویی ها و انرژیهای فوق العاده قدرتمند و مهمی را دریافت کردم اما در طی همسویی هیچ احساسی نداشتم، اما بعدا در طی تمرین انرژی فوق العاده قدرتمندی را احساس کردم. حس کردن چیزی است که از جانب شما انجام می شود و وابسته به توانایی های شماست ، و ربطی به قوی و ضعیف بودن انرژی ندارد.
اتفاقا انرژیهای قویتر (یعنی انرژیهای با ارتعاش والاتر) چون ظریفتر هستند و در سطوح عمیتری تاثیر می گذارند ممکن است کمتر حس شوند. مشکل بعدی این است که ما می خواهیم تمام انرژیها را دستانمان و با حواس فیزیکیمان احساس کنیم، در صورتی که این اشتباه است، هر انرژی را نمی توان با پوست و استخوان تجربه کرد، بسیاری از چیزها را باید با روح و شهود تجربه کرد.
وابستگی به تجربیات حسی و نا اُمید شدن در اثر احساس نکردن یک تله و فریب ذهنی برای نا اُمید کردن فرد می باشد، این یک "الگوی ذهنی" غلط است که باید اصلاح شود.
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g
@lightwork1
درس 3 : احساس و عدم احساس انرژی
من چیزی احساس نمی کنم! من هیچی احساس نکردم! چرا اوندفعه فلانی انرژی داد کُلی حس کردم و یه جورایی شدم؟ چرا من ری کی اوسویی را گرفتم کُلی حس کردم ولی فلان سیستم رو که از ری کی اوسویی قوی تره گرفتم هیچی احساس نکردم؟!!!
چنین جملاتی معمولا زیاد شنیده می شوند! اینکه شخص چیزی احساس کند یا نه ، هیچ تاثیری در کار کرد و موثر بودن انرژی چه بر کانال چه بر سوژه ندارد و اینکه حتی درمانگران فوق العاده قوی هستند که خودشان هم چیزی زیادی احساس نمی کنند، در ضمن اینکه احساس کردن انرژی به ده ها عامل مختلف بستگی دارد، برای مثال:
زمانی که شما خودتان انرژی کمتری دارید ممکن است بیشتر انرژی را احساس کنید یا احساس کنید قوی تر است، یا مثلا شما وقتی بار اول یک همسویی را دریافت می کنید احتمالا آن را به صورت واضحتری و قویتر احساس می کنید ، به علت اینکه در بار اول شما نیاز بیشتری به آن دارید و کارهای بیشتری روی شما انجام می دهد.
همچنین وقتی شما به فردی یا موضوعی که انرژی بیشتری بخواهد ریکی می دهید ممکن است انرژی را به صورت قویتری احساس کنید، چرا که دریافت کننده انرژی بیشتری نیاز دارد، من گاهی وقتی به برخی افراد انرژی می دهم به قدری شدید انرژی می کشند که در دستانم احساس سوختن می کنم! در حالی که برای برخی افراد شاید به سختی چیزی حس کنم ، تا جایی که مثل شما به این فکر بیفتم که اصلا انرژی کار نمی کند!
عامل ذهن : زمانی که ذهن نا آرام است ممکن است کمتر احساس کنید ، در مرحله آلفا ( هوشیاری ) و تتا ( سکوت عمیق ذهن ) که اکثر افراد فاقد آن هستند ممکن است انرژی بیشتر احساس شود.
بارها شده که من همسویی، حتی همسویی ها و انرژیهای فوق العاده قدرتمند و مهمی را دریافت کردم اما در طی همسویی هیچ احساسی نداشتم، اما بعدا در طی تمرین انرژی فوق العاده قدرتمندی را احساس کردم. حس کردن چیزی است که از جانب شما انجام می شود و وابسته به توانایی های شماست ، و ربطی به قوی و ضعیف بودن انرژی ندارد.
اتفاقا انرژیهای قویتر (یعنی انرژیهای با ارتعاش والاتر) چون ظریفتر هستند و در سطوح عمیتری تاثیر می گذارند ممکن است کمتر حس شوند. مشکل بعدی این است که ما می خواهیم تمام انرژیها را دستانمان و با حواس فیزیکیمان احساس کنیم، در صورتی که این اشتباه است، هر انرژی را نمی توان با پوست و استخوان تجربه کرد، بسیاری از چیزها را باید با روح و شهود تجربه کرد.
وابستگی به تجربیات حسی و نا اُمید شدن در اثر احساس نکردن یک تله و فریب ذهنی برای نا اُمید کردن فرد می باشد، این یک "الگوی ذهنی" غلط است که باید اصلاح شود.
سایت جیوتی مارگا ـ راه نور
www.jyoti-marga.in
کانال لایتورک، ریکی، خودشناسی👇🙌👇
https://telegram.me/joinchat/Ce3cpz22Zn2MAQqqz8BI4g