تو
هنوز باشکوهى
نجیب و مهربان
چون اسبى اصیل
با یالهای بلند
که در چشماندازِ دشت
به تاخت
دور مىشود
تو محبوبِ منى
آغشتهیى به عطر
به بوى میوههاى بهشتی
و رایحهى جادویىِ ادویهها
در سرزمینهاى دور
تو عزیز منى
و اندامام اینچنین از تو عطرآگین است
چشمهایات از تمامِ چشمها زیباتر است
اغواگر
و مهربان
چشمانِ تو
چشمانِ مهربانِ کبوتری سفید است
و مژگانِ بلندت
بالهای پرندهیى
که با اعجازی رنگارنگ
باز و بسته مىشود
پرواز مىکند
اوج مىگیرد
و آرامآرام
درون سینهام آشیانه مىکند
آنگاه که تو
در چشمان من
خیره مىشوى.
[یودیت_فریدا_لینا_هرتسبرخ]
هنوز باشکوهى
نجیب و مهربان
چون اسبى اصیل
با یالهای بلند
که در چشماندازِ دشت
به تاخت
دور مىشود
تو محبوبِ منى
آغشتهیى به عطر
به بوى میوههاى بهشتی
و رایحهى جادویىِ ادویهها
در سرزمینهاى دور
تو عزیز منى
و اندامام اینچنین از تو عطرآگین است
چشمهایات از تمامِ چشمها زیباتر است
اغواگر
و مهربان
چشمانِ تو
چشمانِ مهربانِ کبوتری سفید است
و مژگانِ بلندت
بالهای پرندهیى
که با اعجازی رنگارنگ
باز و بسته مىشود
پرواز مىکند
اوج مىگیرد
و آرامآرام
درون سینهام آشیانه مىکند
آنگاه که تو
در چشمان من
خیره مىشوى.
[یودیت_فریدا_لینا_هرتسبرخ]
بعد از تو
پنجره که رابطهای بود سخت زنده و روشن
میان ما و پرنده
میان ما و نسیم
شکست
شکست
شکست
[فروغ_فرخزاد]
پنجره که رابطهای بود سخت زنده و روشن
میان ما و پرنده
میان ما و نسیم
شکست
شکست
شکست
[فروغ_فرخزاد]
امروز خم شدم و در گوش بچه ایی که مرده به دنیا آمده بود گفتم:چیزی را از دست نداده ایی..!
[آلبر کامو]
[آلبر کامو]