کوچک تر که بودم
هرکی می پرسید فلان کَس رو یا فلان چیز رو
چندتا دوست داری،
می گفتم قدر تموم آسمونها و ستاره هاشون...
ولی ببین!
الان دیگه اوضاع قدر تموم آسمونها و
ستاره هاشون فرق کرده...
حالا دیگه وقتی کسی میخواد میزانِ علاقه ی من رو بسنجه،
میگه فلانی رو یا فلان چیز رو
چقدر کمتر از «اون» دوست داری؟!
حالا دیگه تو شدی معیار...
شدی ماکسیمومِ علاقه ی من...!
#فاطمه_حیدری
@Lighting
هرکی می پرسید فلان کَس رو یا فلان چیز رو
چندتا دوست داری،
می گفتم قدر تموم آسمونها و ستاره هاشون...
ولی ببین!
الان دیگه اوضاع قدر تموم آسمونها و
ستاره هاشون فرق کرده...
حالا دیگه وقتی کسی میخواد میزانِ علاقه ی من رو بسنجه،
میگه فلانی رو یا فلان چیز رو
چقدر کمتر از «اون» دوست داری؟!
حالا دیگه تو شدی معیار...
شدی ماکسیمومِ علاقه ی من...!
#فاطمه_حیدری
@Lighting
همسایه کناریام غمگینم میکند! زن و شوهر صبح زود بیدار میشوند، میروند سر کار، عصر باز میگردند. یک پسر و یک دختر دارند. ساعت نُه شب همه چراغهای خانه خاموش است. فردا صبح نیز زود بیدار میشوند، سر کار میروند، عصر باز میگردند، ساعت نه،خاموشی! آدمهای خوبی هستند. دوستشان دارم اما حس میکنم در حال غرق شدناند و نمیتوانم کمکشان کنم. گذرانِ زندگی میکنند. بیخانمان نیستند اما بهای گزافی میپردازند؛ گاهی در میانه روز، به خانهشان مینگرم و خانه نگاهم میکند. خانه میگرید، میتوانم حس کنم.
#چارلز_بوکوفسکی
@Lighting
#چارلز_بوکوفسکی
@Lighting
➰
آقای حسن فریدون(روحانی)شما که گرون شدن بنزین و صبح جمعه فهمیدی
درباره شلیک موشک به هواپیما هم تا جمعه شب مطلع نشدی و شنبه اومدی گفتی دیشب بهت خبر دادن حالا اگر موردی نداره از اونجایی که هر چی عوض داره گله هم نداره ما هم روز شنبه تازه مطلع بشیم که روز قبلش انتخابات بوده و ما بیخبر بودیم و رای ندادیم
شاید شاید یه بخش جزئی از بیخبریهای شما با این بیخبری ما جبران بشه و یر به یر بشیم
هر چند بعید میدونم چیزی رو بشه جبران کرد ...
#جغدسفید
آقای حسن فریدون(روحانی)شما که گرون شدن بنزین و صبح جمعه فهمیدی
درباره شلیک موشک به هواپیما هم تا جمعه شب مطلع نشدی و شنبه اومدی گفتی دیشب بهت خبر دادن حالا اگر موردی نداره از اونجایی که هر چی عوض داره گله هم نداره ما هم روز شنبه تازه مطلع بشیم که روز قبلش انتخابات بوده و ما بیخبر بودیم و رای ندادیم
شاید شاید یه بخش جزئی از بیخبریهای شما با این بیخبری ما جبران بشه و یر به یر بشیم
هر چند بعید میدونم چیزی رو بشه جبران کرد ...
#جغدسفید
➰
خدای تعالی را به خواب دیدم
پرسیدم: راه به تو چگونه است؟
گفت: از خود به در آیی، رسیدی
#بایزید_بسطامی
@Lighting
خدای تعالی را به خواب دیدم
پرسیدم: راه به تو چگونه است؟
گفت: از خود به در آیی، رسیدی
#بایزید_بسطامی
@Lighting
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که باران باریده
اشک ها را شسته،
غم ها را برده و دکه های روزنامه فروشی و کلمات دروغ روزنامه ها را آب برده،
همه جا تر و تازه شده و رنگین کمان ها بیرون زده اند و همه جا رنگ آرامش گرفته
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که هوا آفتابی ست
دلمان گرم شده، پشتمان گرم تر ,خوبی ها در تلالو خورشید می درخشند و بدی ها، درد می کشند
و دختری به نام شادی، برایمان می رقصد و می رقصد.
بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم،
نمی دانم برفی باشد یا بارانی یا آفتابی اما بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم.
✍#پرهام_جعفری
@Lighting
اشک ها را شسته،
غم ها را برده و دکه های روزنامه فروشی و کلمات دروغ روزنامه ها را آب برده،
همه جا تر و تازه شده و رنگین کمان ها بیرون زده اند و همه جا رنگ آرامش گرفته
بالاخره یک روز صبح بیدار می شویم و می بینیم که هوا آفتابی ست
دلمان گرم شده، پشتمان گرم تر ,خوبی ها در تلالو خورشید می درخشند و بدی ها، درد می کشند
و دختری به نام شادی، برایمان می رقصد و می رقصد.
بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم،
نمی دانم برفی باشد یا بارانی یا آفتابی اما بالاخره یک روز از خواب بیدار می شویم.
✍#پرهام_جعفری
@Lighting
درون خود را مانند زخمی بازکرد؛ تمام وجود خود را دید: افکار، افکارِ درباره افکار، افکارِ درباره افکارِ ناشی از افکار...
#سن_عقل
#ژان_پل_سارتر
@Lighting
#سن_عقل
#ژان_پل_سارتر
@Lighting
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشسته ام به در نگاه میکنم
دریچه آه میکشد
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...!
#هوشنگ_ابتهاج
@Lighting
دریچه آه میکشد
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...!
#هوشنگ_ابتهاج
@Lighting