داستان کوتاه :
جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی، برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت. جانی وحشت زده شد، لاشه رو برداشت و برد پشت هیزم ها قایم کرد. وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو دیده، ولی حرفی نزد.
مادربزرگ به سالی گفت "توی شستن ظرفها کمکم کن"، ولی سالی گفت: " مامان بزرگ جانی بهم گفته که می خواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه" و زیر لبی به جانی گفت: "اردکه رو یادت میاد؟"، جانی ظرف ها رو شست.
بعدازظهر اون روز، پدربزرگ گفت که می خواد بچه ها رو ببره ماهیگیری، ولی مادربزرگ گفت: "متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم"، سالی لبخندی زد و گفت: "نگران نباشید، چون که جانی به من گفته می خواد کمک کنه"، و زیر لبی به جانی گفت: "اردکه رو یادت میاد؟". اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی تو درست کردن شام کمک کرد.
چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش، کارای سالی رو هم انجام بده. تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت: عزیزدلم میدونم چی شده. من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم، اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت. من فقط می خواستم ببینم تا کی می خوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه، تو رو در خدمت خودش بگیره!
@LifeDefender
جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی، برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت. جانی وحشت زده شد، لاشه رو برداشت و برد پشت هیزم ها قایم کرد. وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو دیده، ولی حرفی نزد.
مادربزرگ به سالی گفت "توی شستن ظرفها کمکم کن"، ولی سالی گفت: " مامان بزرگ جانی بهم گفته که می خواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه" و زیر لبی به جانی گفت: "اردکه رو یادت میاد؟"، جانی ظرف ها رو شست.
بعدازظهر اون روز، پدربزرگ گفت که می خواد بچه ها رو ببره ماهیگیری، ولی مادربزرگ گفت: "متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم"، سالی لبخندی زد و گفت: "نگران نباشید، چون که جانی به من گفته می خواد کمک کنه"، و زیر لبی به جانی گفت: "اردکه رو یادت میاد؟". اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی تو درست کردن شام کمک کرد.
چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش، کارای سالی رو هم انجام بده. تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت: عزیزدلم میدونم چی شده. من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم، اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت. من فقط می خواستم ببینم تا کی می خوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه، تو رو در خدمت خودش بگیره!
@LifeDefender
خلاقیت و نوآوری :
برند Colgate با قراردادن مسواک داخل آب نبات به کودکان یادآوری کرده که مسواک زدن بعد از خوردن شیرینی را فراموش نکنند.
@LifeDefender
برند Colgate با قراردادن مسواک داخل آب نبات به کودکان یادآوری کرده که مسواک زدن بعد از خوردن شیرینی را فراموش نکنند.
@LifeDefender
در مورد اهدافتان حرف نزنيد.
تصور كنيد كه دركافه اى كنار دوستانتان مشغول صحبت كردن درباره مسائل كارى و زندگيتان هستيد.
هركدام مشتاقانه درباره موفقيت ها و دستاوردهايتان در زندگى صحبت ميكنيد.
وقتى نوبت به شما ميرسد ، ناخودآگاه تصميم ميگيريد درمورد روياها و اهدافتان و برنامه هايى كه براى رسيدن به آنها داريد ، صحبت كنيد..
ميگوييد:"احساس ميكنم وقتش رسيده كه كسب و كار شخصى خودم را راه بياندازم ، ميخواهم خودم را در اتاق كارم حبس كنم ، سخت كار كنم تا به هدفم برسم .حتما موفق ميشم ، از حالا به خاطر اين موفقيت خوشحالم"
دوستانتان خواهند گفت : "آه البته كه توانايى اين كار را دارى
تو انسان موفقى هستى "
و به شما پيشاپيش تبريك ميگويند.
تاييد و تشويق آنها احساس رضايت درونى عميقى درون شما ايجاد ميكند به طوريكه شادى درونى خود را كاملا احساس ميكنيد .
اما چه باور كنيد چه نه دراين لحظه مرتكب خطايى بزرگ شديد !!
مطالعات روانشناسى بسيارى از سال ١٩٣٣ انجام شده اند كه نشان ميدهند بسيارى از افرادى كه درباره اهداف و تصميم هاى مهم در زندگى شخصى و كاريشان با ديگران صحبت ميكنند ، شانس كمترى براى موفقيت دارند.
اما چرا؟
مطالعات نشان ميدهند كه در مغز انسان سمبل هايى براى تشخيص هويت وجود دارد كه تصويرِ ما از هويت شخصى مان را ميسازد.
اين سمبل ها در مغز ما از دو طريق توليد ميشوند:
١. صحبت كردن
٢. عمل كردن
بنابراين صحبت كردن راجع به يك هدف و هيجان زده شدن قبل از رسيدن به هدف باعث ساخته شدن يك سمبل هويتى مربوط به آن در مغز ميشود.
و اين تصور در ناخودآگاه شكل ميگيرد كه كار مورد نظر انجام شده .
نتايج منتشر شده از مطالعه اخير پيتر گلويتزر، پروفسور روانشناسى دانشگاه ان واى سى نشان ميدهد كه اعلام كردن اهداف ، سمبل هاى هويتى را در مغز ايجاد ميكند كه باعث ميشود از آن لحظه به بعد انگيزه و اشتياق كمترى براى تلاش به سوى هدف داشته باشيم.
شايد اين مسئله براى شماهم اشنا باشدكه بلافاصله پس از تصميم گيرى هيجان و اشتياق زيادى داريد ولي به مرور زمان بي انگيزه ميشويد. بنابراين ،ازين لحظه به بعد سكوت كنيد و اهدافتان را شخصى و مثل يك راز حفظ كنيد .
در شرايطى كه نميتوانيد جلوى خودتان را بگيريد و بسيار مشتاقيد كه هدفتان را باكسى در ميان بگذاريد لطفا از كلماتى استفاده كنيد كه رضايتمندى كمترى در مغز شما ايجاد كند
@LifeDefender
تصور كنيد كه دركافه اى كنار دوستانتان مشغول صحبت كردن درباره مسائل كارى و زندگيتان هستيد.
هركدام مشتاقانه درباره موفقيت ها و دستاوردهايتان در زندگى صحبت ميكنيد.
وقتى نوبت به شما ميرسد ، ناخودآگاه تصميم ميگيريد درمورد روياها و اهدافتان و برنامه هايى كه براى رسيدن به آنها داريد ، صحبت كنيد..
ميگوييد:"احساس ميكنم وقتش رسيده كه كسب و كار شخصى خودم را راه بياندازم ، ميخواهم خودم را در اتاق كارم حبس كنم ، سخت كار كنم تا به هدفم برسم .حتما موفق ميشم ، از حالا به خاطر اين موفقيت خوشحالم"
دوستانتان خواهند گفت : "آه البته كه توانايى اين كار را دارى
تو انسان موفقى هستى "
و به شما پيشاپيش تبريك ميگويند.
تاييد و تشويق آنها احساس رضايت درونى عميقى درون شما ايجاد ميكند به طوريكه شادى درونى خود را كاملا احساس ميكنيد .
اما چه باور كنيد چه نه دراين لحظه مرتكب خطايى بزرگ شديد !!
مطالعات روانشناسى بسيارى از سال ١٩٣٣ انجام شده اند كه نشان ميدهند بسيارى از افرادى كه درباره اهداف و تصميم هاى مهم در زندگى شخصى و كاريشان با ديگران صحبت ميكنند ، شانس كمترى براى موفقيت دارند.
اما چرا؟
مطالعات نشان ميدهند كه در مغز انسان سمبل هايى براى تشخيص هويت وجود دارد كه تصويرِ ما از هويت شخصى مان را ميسازد.
اين سمبل ها در مغز ما از دو طريق توليد ميشوند:
١. صحبت كردن
٢. عمل كردن
بنابراين صحبت كردن راجع به يك هدف و هيجان زده شدن قبل از رسيدن به هدف باعث ساخته شدن يك سمبل هويتى مربوط به آن در مغز ميشود.
و اين تصور در ناخودآگاه شكل ميگيرد كه كار مورد نظر انجام شده .
نتايج منتشر شده از مطالعه اخير پيتر گلويتزر، پروفسور روانشناسى دانشگاه ان واى سى نشان ميدهد كه اعلام كردن اهداف ، سمبل هاى هويتى را در مغز ايجاد ميكند كه باعث ميشود از آن لحظه به بعد انگيزه و اشتياق كمترى براى تلاش به سوى هدف داشته باشيم.
شايد اين مسئله براى شماهم اشنا باشدكه بلافاصله پس از تصميم گيرى هيجان و اشتياق زيادى داريد ولي به مرور زمان بي انگيزه ميشويد. بنابراين ،ازين لحظه به بعد سكوت كنيد و اهدافتان را شخصى و مثل يك راز حفظ كنيد .
در شرايطى كه نميتوانيد جلوى خودتان را بگيريد و بسيار مشتاقيد كه هدفتان را باكسى در ميان بگذاريد لطفا از كلماتى استفاده كنيد كه رضايتمندى كمترى در مغز شما ايجاد كند
@LifeDefender
علم در پیشبرد فهم ما از طبیعت موثر بوده است زیرا خصوصیات علم بر اساس سه اصل زیر می باشد:
1 - شواهد را دنبال کن و ببین تو را به کجا می برد.
2 - اگر کسی نظریه ای ارائه داد همواره دو نفر باید باشند که یکی در تلاش برای رد نظریه باشد و دیگری در تلاش برای اثبات آن
3 - نهایی ترین قاضی برای اثبات حقیقت آزمایش است، نه احساس اطمینان خاطری که از باور های پیشین به دست می آید و نه زیبایی و انعطاف پذیری ای که کسی به یک نظریه نسبت دهد.
نویسنده: #لاورنس_کراوس
کتاب: جهانی از عدم
مترجم: سیامک عطاریان
@LifeDefender
1 - شواهد را دنبال کن و ببین تو را به کجا می برد.
2 - اگر کسی نظریه ای ارائه داد همواره دو نفر باید باشند که یکی در تلاش برای رد نظریه باشد و دیگری در تلاش برای اثبات آن
3 - نهایی ترین قاضی برای اثبات حقیقت آزمایش است، نه احساس اطمینان خاطری که از باور های پیشین به دست می آید و نه زیبایی و انعطاف پذیری ای که کسی به یک نظریه نسبت دهد.
نویسنده: #لاورنس_کراوس
کتاب: جهانی از عدم
مترجم: سیامک عطاریان
@LifeDefender
احتمال اينكه ما در اين هستي بيكران تنها باشيم 1 در شصت ميليارد است! دانشمندان تخمين ميزنند در كهكشان ما 300 هزار تمدن هوشمند وجود داد!
@LifeDefender
@LifeDefender
مرغ زیبای ویاندات، نژاد این مرغ در دهه 1870 در ایالات متحده پدیدار شد و دارای هشت رنگ متنوع است.
@LifeDefender
@LifeDefender
تو نمیدانی چقدر قوی هستی،
تا زمانی که قوی بودن تنها چاره تو باشد.
#باب_مارلی
خواننده جامائیکائی. 1945 _ 1981
@LifeDefender
تا زمانی که قوی بودن تنها چاره تو باشد.
#باب_مارلی
خواننده جامائیکائی. 1945 _ 1981
@LifeDefender
هدف خود را
در کلام تان نیز حفظ کنید.
کلامی را که خدمتی به شما نمی کند،
به کار نبرید.
از کتاب میلیونر یک دقیقه ای
نوشته مارک ویکتور هنسن، رابرت آلن
مترجم امیر بهنام
@LifeDefender
در کلام تان نیز حفظ کنید.
کلامی را که خدمتی به شما نمی کند،
به کار نبرید.
از کتاب میلیونر یک دقیقه ای
نوشته مارک ویکتور هنسن، رابرت آلن
مترجم امیر بهنام
@LifeDefender
«یکی از روزهای بسیار سرد ماه آوریل بود و ساعتها برای اعلام ساعت، سیزده بار نواختند.»
این سطر اول رمان ۱۹۸۴ است، رمانی که ۶۰ سال از انتشارش میگذرد.
جرج اورول در این کتاب، از مدینه فاسده میگوید جامعه ای دیکتاتوری که در پی جنگ با هم نوعان است جامعه ای که ربات و رایانه آن را کنترل میکنند و تمام حرکات زیر نظر است و مسائلی همچون اینگساک ، بزه فکری، گفتارنو، دوگانهباوری را مطرح میکند.
این کتاب یک بیانیهٔ سیاسی ست در نظامی که حکومت تمام جنبههای زندگی مردم را کنترل میکند حکومتی که توسط برادر بزرگ کنترل میشود و عکس این مرد در همه جای شهر نصب شده و "اتاق ١٠١ " جایی ست برای مخالفان تا مجبور شوند حتی خاطرات کودکیشان را رو کنند.
در این جامعه بزرگترین و تنها جرم “جرم اندیشه” است، قتل و فساد و کلاهبرداری و دزدی مشکلی ندارد، ولی کوچکترین ناهمگونی اندیشه و نگاه با آن چیزی که آنها میخواهند، مستوجب شکنجه های طاقت فرساست.
تلویزیون ها، جدای از ابلاغ پیام ها و تبلیغات حزب ، گیرنده و ضبط کننده تصویر و صدای افراد نیز هست به همین دلیل هیچ کس را یارای پنهان کاری نیست، چرا که پلیس افکار می تواند تردیدها و بی باوری های ذهنی افراد را هم کشف کند.
اورول از سال ۱۹۴۲ به عنوان منتقد ادبی برای دیوید آستور در مجله آبزرور کار میکرد، مدتی بعد دیوید یک خانه روستایی در اسکاتلند را به جرج قرض داد، تا کتاب مشهورش ۱۹۸۴ را بنویسد.
اورول تا مراحل پایانی نگارش کتاب قصد داشت، نام «آخرین مرد اروپا» را بر آن بگذارد اما ایده ١٩٨٤ از زمان جنگهای داخلی اسپانیا به سر اورول افتاد و بنمایه اصلیاش در سال ۱۹۴۴ شکل گرفته بود جایی که اورول گفته بود تحت تأثیر اجلاس تهران در سال ۱۹۴۴ قرار گرفت که در ان استالین و روزولت و چرچیل در مورد سرنوشت جهان تصمیم گرفتند و به نوعی دنیا را بین خود تقسیم کردند.
۱۹۸۴ تا به حال به بیش از ۶۵ زبان مختلف برگردان شده است و میلیونها نسخه از آن به فروش رسیده است همچنین از روی رمان دو برداشت سینمایی انجام شده است.
@LifeDefender
این سطر اول رمان ۱۹۸۴ است، رمانی که ۶۰ سال از انتشارش میگذرد.
جرج اورول در این کتاب، از مدینه فاسده میگوید جامعه ای دیکتاتوری که در پی جنگ با هم نوعان است جامعه ای که ربات و رایانه آن را کنترل میکنند و تمام حرکات زیر نظر است و مسائلی همچون اینگساک ، بزه فکری، گفتارنو، دوگانهباوری را مطرح میکند.
این کتاب یک بیانیهٔ سیاسی ست در نظامی که حکومت تمام جنبههای زندگی مردم را کنترل میکند حکومتی که توسط برادر بزرگ کنترل میشود و عکس این مرد در همه جای شهر نصب شده و "اتاق ١٠١ " جایی ست برای مخالفان تا مجبور شوند حتی خاطرات کودکیشان را رو کنند.
در این جامعه بزرگترین و تنها جرم “جرم اندیشه” است، قتل و فساد و کلاهبرداری و دزدی مشکلی ندارد، ولی کوچکترین ناهمگونی اندیشه و نگاه با آن چیزی که آنها میخواهند، مستوجب شکنجه های طاقت فرساست.
تلویزیون ها، جدای از ابلاغ پیام ها و تبلیغات حزب ، گیرنده و ضبط کننده تصویر و صدای افراد نیز هست به همین دلیل هیچ کس را یارای پنهان کاری نیست، چرا که پلیس افکار می تواند تردیدها و بی باوری های ذهنی افراد را هم کشف کند.
اورول از سال ۱۹۴۲ به عنوان منتقد ادبی برای دیوید آستور در مجله آبزرور کار میکرد، مدتی بعد دیوید یک خانه روستایی در اسکاتلند را به جرج قرض داد، تا کتاب مشهورش ۱۹۸۴ را بنویسد.
اورول تا مراحل پایانی نگارش کتاب قصد داشت، نام «آخرین مرد اروپا» را بر آن بگذارد اما ایده ١٩٨٤ از زمان جنگهای داخلی اسپانیا به سر اورول افتاد و بنمایه اصلیاش در سال ۱۹۴۴ شکل گرفته بود جایی که اورول گفته بود تحت تأثیر اجلاس تهران در سال ۱۹۴۴ قرار گرفت که در ان استالین و روزولت و چرچیل در مورد سرنوشت جهان تصمیم گرفتند و به نوعی دنیا را بین خود تقسیم کردند.
۱۹۸۴ تا به حال به بیش از ۶۵ زبان مختلف برگردان شده است و میلیونها نسخه از آن به فروش رسیده است همچنین از روی رمان دو برداشت سینمایی انجام شده است.
@LifeDefender
بایدها و نبایدهای تست پاپ اسمیر ( تست سرطان دهانه رحم ):
سرطان دهانه رحم (سرویکس) از شایع ترین سرطان ها در خانم هاست . تست پاپ اسمیر طی معاینه لگن انجام می شود و وجود سلول های غیرطبیعی در این تست هشداری مبنی بر وجود این بیماری است.
* تمام خانم هایی که از نظر جنسی فعال هستند و بالاتر از 21 سال دارند. باید سالانه یک بار تست پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم) را انجام دهند.
* اگر سه سال متوالی تست طبیعی یعنی منفی داشته باشید، می توانید فواصل زمان انجام تست پاپ اسمیر را افزایش دهید. (هر سه سال یک بار).
* زنانی که همسر آن ها شرکای متعدد جنسی دارند. همچنین انجام مستمر این تست برای این افراد ضروری است:
* خانم هایی که زگیل های تناسلی یا عفونت های منتقله از راه جنسی دارند.
* خانم های مبتلا به HIV
* خانم های سیگاری
* خانم های نازا یا آن هایی که به هر دلیلی اصلا زایمان نداشته اند
* پایین بودن سن ازدواج؛ یادآوری می شود در 10 درصد موارد هم ژنتیک در بروز سرطان دهانه رحم نقش دارد.
نکات قبل از انجام تست
* به گزارش سایت پزشکان، طی دو روز قبل از انجام تست پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم) از ژل، کرم و داروهای واژینال استفاده نشود.
* تست پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم) نباید در زمان خونریزی پریود انجام شود.
* فرد تا 24 ساعت قبل تماس جنسی نداشته باشد.
* بهتر است این تست در فاصله روزهای 18-12 سیکل قاعدگی انجام شود.
* انجام پاپ اسمیر در 3ماهه اول حاملگی ایرادی ندارد .
* انجام پاپ اسمیر باید حداقل 8هفته بعد از زایمان باشد.
* انجام پاپ اسمیر مجدد باید با فاصله زمانی بیشتر از 8هفته از پاپ اسمیر قبلی باشد.
منبع:روزنامه خراسان
@LifeDefender
سرطان دهانه رحم (سرویکس) از شایع ترین سرطان ها در خانم هاست . تست پاپ اسمیر طی معاینه لگن انجام می شود و وجود سلول های غیرطبیعی در این تست هشداری مبنی بر وجود این بیماری است.
* تمام خانم هایی که از نظر جنسی فعال هستند و بالاتر از 21 سال دارند. باید سالانه یک بار تست پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم) را انجام دهند.
* اگر سه سال متوالی تست طبیعی یعنی منفی داشته باشید، می توانید فواصل زمان انجام تست پاپ اسمیر را افزایش دهید. (هر سه سال یک بار).
* زنانی که همسر آن ها شرکای متعدد جنسی دارند. همچنین انجام مستمر این تست برای این افراد ضروری است:
* خانم هایی که زگیل های تناسلی یا عفونت های منتقله از راه جنسی دارند.
* خانم های مبتلا به HIV
* خانم های سیگاری
* خانم های نازا یا آن هایی که به هر دلیلی اصلا زایمان نداشته اند
* پایین بودن سن ازدواج؛ یادآوری می شود در 10 درصد موارد هم ژنتیک در بروز سرطان دهانه رحم نقش دارد.
نکات قبل از انجام تست
* به گزارش سایت پزشکان، طی دو روز قبل از انجام تست پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم) از ژل، کرم و داروهای واژینال استفاده نشود.
* تست پاپ اسمیر (تست سرطان دهانه رحم) نباید در زمان خونریزی پریود انجام شود.
* فرد تا 24 ساعت قبل تماس جنسی نداشته باشد.
* بهتر است این تست در فاصله روزهای 18-12 سیکل قاعدگی انجام شود.
* انجام پاپ اسمیر در 3ماهه اول حاملگی ایرادی ندارد .
* انجام پاپ اسمیر باید حداقل 8هفته بعد از زایمان باشد.
* انجام پاپ اسمیر مجدد باید با فاصله زمانی بیشتر از 8هفته از پاپ اسمیر قبلی باشد.
منبع:روزنامه خراسان
@LifeDefender
این ۷ ویژگی در رئیس شما، نشانه وحشتناک بودن اوست!
۱- استانداردهای رئیس شما به طرز چشمگیری بالاست
اگر توقع رئیس شما خیلی بالا باشد،آنقدر که کارمندانش با ارتقای تدریجی یا تلاش با حداکثر توان هم نتوانند به استانداردهای او برسند، در این صورت یک جدایی و نارضایتی شغلی شکل میگیرد.
یک رئیس خوب باید قبول کند که توان همه در یک حد نیست و نباید فقط توان نابغههای جمع را را سپاس بگوید. او باید قبول کند که یک نفر، روزهای خوب و بد ندارد و همیشه در اوج آمادگی و خلاقیت خود نیست.
۲- همیشه و همیشه حق را به خود میدهد!
آیا در همه مسائل خرد و کلان، رئیس شما تصور میکند که حق با اوست؟ آیا او نهتنها در مورد مسائل کاری راهبردی، بلکه در مورد مسائلی مثل دکوراسیون یا شیوه مدیریت مسائل کوچک هم همیشه خودش را محق میداند؟
در این صورت با رئیس خوبی سر و کار ندارید. یک رئیس خوب باید کارکناش را به تدریج توانمند کند. او باید توان و شهامت قبول کردن اشتباهات خود را داشته باشد.
۳- رئیس شما، اصلا راهکاری ارائه نمیدهد و راهنمایی نمیکند
آیا رئیس شما از آن نوع آدمهایی است که فقط اهداف را مشخص میکند و بعد میگوید هر طور میتوانید باید در جهت رسیدن به این اهداف تلاش کنید؟ پس راهبرد و راهنمایی چه میشود؟ چطور باید با دشواریهای خطیر روبرو شوید؟ موقعیتهای خطرناک را چطور باید مدیریت کنید؟
۴- رئیس شما اصلا از ایدههای جدید خودش نمیآید
آیا رئیس شما آغوش خود را روی ایدههای جدید باز میکند یا اینکه از هر تغییر و ایده بکری میترسد؟
بله، پیروی از راهکاری سنتی و امتحانپس داده، تا مدتی ممکن است، شیوه خوبی باشد، اما پس از مدتی رقبای شرکت شما با فناوریها و شیوههای تازه از راه میرسند و آن وقت است که دیگر، جبران عقبماندگی، غیر ممکن میشود.
۵- رئیس شما ثبات فکری و عملکردی اندکی دارد
آیا رئیس شما از چیزهایی که وعدهاش را داده است یا فرایندهایی که زمانی تأییدشان کرده بود، پس مدتی تخطی میکند و به زبان سادهتر، پس از مدتی زیر حرفهایی که خودش زده بود، میزند؟
۶- رئیس شما گوش دادن را دوست ندارد؟
خیلی وقتها زیردستها دوست دارند که رئیسشان، با دقت به حرفها و دغدغهها و سخنان آنها در مورد سختی کارها و فرایندها گوش کند. اما اگر رئیس، اصلا گوش دادن را دوست نداشته باشد، کارمندان احساس بیگانگی میکنند و یک انفکاک در شرکت ایجاد میشود.
۷- رئیس شما در برقراری ارتباط، ماهر نیست
در این صورت او نمیتواند به موقع کارمندانش را تهییج کند و به آنها انگیزه بدهد. شما در زمان مورد نیاز، از راهنماییهای مؤثر او نمیتوانید استفاده کنید. کارمندان او به خاطر نداشتن دستورالعملهای شفاف، مرتب دچار اشتباه و عدم هماهنگی با هم میشوند.
منبع:
http://time.com/money/3948140/bad-boss/?xid=tcoshare
مترجم :
علیرضا مجیدی. وب سایت یک پزشک
@LifeDefender
۱- استانداردهای رئیس شما به طرز چشمگیری بالاست
اگر توقع رئیس شما خیلی بالا باشد،آنقدر که کارمندانش با ارتقای تدریجی یا تلاش با حداکثر توان هم نتوانند به استانداردهای او برسند، در این صورت یک جدایی و نارضایتی شغلی شکل میگیرد.
یک رئیس خوب باید قبول کند که توان همه در یک حد نیست و نباید فقط توان نابغههای جمع را را سپاس بگوید. او باید قبول کند که یک نفر، روزهای خوب و بد ندارد و همیشه در اوج آمادگی و خلاقیت خود نیست.
۲- همیشه و همیشه حق را به خود میدهد!
آیا در همه مسائل خرد و کلان، رئیس شما تصور میکند که حق با اوست؟ آیا او نهتنها در مورد مسائل کاری راهبردی، بلکه در مورد مسائلی مثل دکوراسیون یا شیوه مدیریت مسائل کوچک هم همیشه خودش را محق میداند؟
در این صورت با رئیس خوبی سر و کار ندارید. یک رئیس خوب باید کارکناش را به تدریج توانمند کند. او باید توان و شهامت قبول کردن اشتباهات خود را داشته باشد.
۳- رئیس شما، اصلا راهکاری ارائه نمیدهد و راهنمایی نمیکند
آیا رئیس شما از آن نوع آدمهایی است که فقط اهداف را مشخص میکند و بعد میگوید هر طور میتوانید باید در جهت رسیدن به این اهداف تلاش کنید؟ پس راهبرد و راهنمایی چه میشود؟ چطور باید با دشواریهای خطیر روبرو شوید؟ موقعیتهای خطرناک را چطور باید مدیریت کنید؟
۴- رئیس شما اصلا از ایدههای جدید خودش نمیآید
آیا رئیس شما آغوش خود را روی ایدههای جدید باز میکند یا اینکه از هر تغییر و ایده بکری میترسد؟
بله، پیروی از راهکاری سنتی و امتحانپس داده، تا مدتی ممکن است، شیوه خوبی باشد، اما پس از مدتی رقبای شرکت شما با فناوریها و شیوههای تازه از راه میرسند و آن وقت است که دیگر، جبران عقبماندگی، غیر ممکن میشود.
۵- رئیس شما ثبات فکری و عملکردی اندکی دارد
آیا رئیس شما از چیزهایی که وعدهاش را داده است یا فرایندهایی که زمانی تأییدشان کرده بود، پس مدتی تخطی میکند و به زبان سادهتر، پس از مدتی زیر حرفهایی که خودش زده بود، میزند؟
۶- رئیس شما گوش دادن را دوست ندارد؟
خیلی وقتها زیردستها دوست دارند که رئیسشان، با دقت به حرفها و دغدغهها و سخنان آنها در مورد سختی کارها و فرایندها گوش کند. اما اگر رئیس، اصلا گوش دادن را دوست نداشته باشد، کارمندان احساس بیگانگی میکنند و یک انفکاک در شرکت ایجاد میشود.
۷- رئیس شما در برقراری ارتباط، ماهر نیست
در این صورت او نمیتواند به موقع کارمندانش را تهییج کند و به آنها انگیزه بدهد. شما در زمان مورد نیاز، از راهنماییهای مؤثر او نمیتوانید استفاده کنید. کارمندان او به خاطر نداشتن دستورالعملهای شفاف، مرتب دچار اشتباه و عدم هماهنگی با هم میشوند.
منبع:
http://time.com/money/3948140/bad-boss/?xid=tcoshare
مترجم :
علیرضا مجیدی. وب سایت یک پزشک
@LifeDefender
Money
http://time.com
Personal finance news and advice from Money.com.
خیلی راحت است که آدم
روز به همه چیز بی اعتنا باشد،
اما شـب همه چیز فرق مى كند.
#ارنست_همینگوی
@LifeDefender
روز به همه چیز بی اعتنا باشد،
اما شـب همه چیز فرق مى كند.
#ارنست_همینگوی
@LifeDefender
من آدم حساسى نيستم،
وقتى خانه ى والدينم را ترك كردم
گريه نكردم، وقتى گربه ام مرد گريه
نكردم، وقتى در ناسا كار پيدا كردم
گريه نكردم، و حتى وقتى روى ماه پا
گذاشتم، گريه نكردم،
اما وقتى از روى ماه به زمين نگاه
كردم، بـغضم گرفت..
با ترديد با پرچمى كه بنا بود
روى ماه نصب كنم بازى كردم
از آن فاصله اثرى از رنگ و
نژاد و هيـچ مليتى نبود!
ما بوديم و يك خانه ى گرد و آبى..
با خودم گفتم آدميزاد براى
چه مى جنگد..؟؟
شصت دستم را به سمت زمين
گرفتم و تمام دارايى ام و كره ى زمين
با آن عظمت پشت شصتم پنهان
شـد و من اشك ريختم.
خاطرات اولين انسانى كه پا
به كـره ى ماه گذاشت..
#نيل_آرمسترانگ
@LifeDefender
وقتى خانه ى والدينم را ترك كردم
گريه نكردم، وقتى گربه ام مرد گريه
نكردم، وقتى در ناسا كار پيدا كردم
گريه نكردم، و حتى وقتى روى ماه پا
گذاشتم، گريه نكردم،
اما وقتى از روى ماه به زمين نگاه
كردم، بـغضم گرفت..
با ترديد با پرچمى كه بنا بود
روى ماه نصب كنم بازى كردم
از آن فاصله اثرى از رنگ و
نژاد و هيـچ مليتى نبود!
ما بوديم و يك خانه ى گرد و آبى..
با خودم گفتم آدميزاد براى
چه مى جنگد..؟؟
شصت دستم را به سمت زمين
گرفتم و تمام دارايى ام و كره ى زمين
با آن عظمت پشت شصتم پنهان
شـد و من اشك ريختم.
خاطرات اولين انسانى كه پا
به كـره ى ماه گذاشت..
#نيل_آرمسترانگ
@LifeDefender