LifeDefender
592 subscribers
2.12K photos
1.04K videos
43 files
1.8K links
انتشار هر آنچه خوب است

نخستین پست:
t.me/LifeDefender/1

کانال دوم:
@LDplus
Download Telegram
اگر امروز می‌خواهید چیزی را از رژیم غذایی خود حذف کنید، بگذارید آن چیز شکر باشد.

شکر هیچ گونه ماده مغذی، پروتئین، چربی سالم یا هیچ گونه آنزیمی ندارد و خالی از کالری بوده و تأثیرات مخربی بر سلامت ما می‌گذارد.

@LifeDefender
یکی از روش هایی که در کاهش لجبازی کودک موثر است، استفاده از روش خاموشی در برخورد با اوست به این معنی که والدین در مقابل رفتارهای منفی وی هیچ واکنش کلامی، دیداری و شنیداری از خود نشان نمی دهند، گویی چیزی ندیده اند و کودک پس از چند بار تکرار رفتار منفی خود به علت دریافت نکردن پاسخ پی می برد که رفتارش کاری بیهوده است.
در صورت لجبازی های شدید کودکان که به شکل گریه های طولانی و کبودی لب ها و همچنین واکنش های غیر عادی بروز می کند، مراجعه به روان پزشک ضرورت دارد.
salamatnews.com

@LifeDefender
انسان های احمق، نه از کتاب خوش شان می آید، نه از فیلم های مفهومی و نه هر چیزی که آنها را وادار به تفکر کند.
انسان های کمی احمق، تا حدودی کتاب خوانده اند، البته به دلیل اینکه بتوانند مدارک تحصیلی خود را تکمیل کنند.
انسان های رمانتیک، شعر می خوانند، رمان های عاشقانه را دنبال می کنند.
انسان های باهوش، با معادلات سر و کار دارند، ریاضیات و فیزیک و از این دست...
انسان های پیشرو، اما درگیر فلسفه می شوند، همیشه در ذهن شان کلی از پرسشهای , بی پاسخ تجمع کرده است، آنها را از نوجوانی شان می توانی بشناسی، گاه پرسشهایی می پرسند که شما را به چالش می کشند و پرده هایی را کنار می زنند که وحشت زده می شوید، اگر تویی که این را خواندی، نخست وزیر یا رییس جمهور کشورت هستی،
فرهنگسراها را به انسانهای احساساتی،
سیاست را به باهوش ها،
و آینده ی میهنت را به فیلسوفانت بسپار...

#آندره_ژید ، مصاحبه با روزنامه ی دیلی تلگرام، سال 1925

@LifeDefender
بردگی ذهنی ، بدترین نوع بردگی است ؛

در شما توهم آزادی ایجاد می کند

و باعث می شود حامی ، مدافع

و علاقه مند به سلطه گران شوید !

در عین حال سبب دشمنی شما

با کسانی می شود که سعی دارند

چشمانتان را به روی حقایق

باز کرده و آزادتان کنند ...!

@LifeDefender
اولین باری که صدایش را شنیدم نوجوانی بودم بسیار ناپخته که هنوز نمیدانستم زندگی چقدر زشت وکثیف است.
در رادیو دکتر ابراهیم بنی احمد میگفت:

بیائید با هم دنیای بهتری بسازیم.

وقتی در دانشسرای عالی قبول شدم استاد جامعه شناسی ما شد.
نه من همه از او بسیار آموختند اول آنکه آدم باشیم.
او همیشه میگفت:
(( تاریخ وگذشته تلخی داشته ایم چون آدم نداشتیم.
او همیشه میگفت بد سوادی بدتر از بیسوادیست. آنکه نمیداند گناهی ندارد اما آنکه میداند و دروغ میگوید خائن و وطنفروش است و چه بسیار این خاک پر گهر وطن فروش داشته و دارد.
ما سالهاست گرفتار احزابی هستیم در ایران که اگر بپرسیم لنین چگونه با یک واگن طلا شوروی را کمونیست کرد نمیداند. اما کاپشن و کلاه چگوارا را میپوشیم وبا افتخار میگوئیم ما فدا شده ی کمونیسم هستیم.
خود ملت شوروی در زندان کمونیسم محبوسند و اگر کسی به دیوار برلین نزدیک شود او را با تیر میزنند. اما ما میخواهیم به پشت دیواری برویم که میلیون ها انسان آزادیخواه آرزوی زندگی ما را دارند.
اما ما خودمان نمیدانیم و این ندانستن ها عاقبت کار دست ما خواهد داد.
مردم ما عادت به کتاب خواندن ندارند. چنین ملتی مثل همچون گوسفندند.
هر که از جلو راه بیافتد همه دنبالش براه خواهیم افتاد)).

روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم استاد سر کلاس آمد و میدانستیم که 10 سئوال از تاریخ کشور ها خواهد داد.
دکتر بنی احمد فقط 1 سئوال داد و رفت:
مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است ......؟

از هر که پرسیدم نمیدانست.
تقلب آزاد بود چون ممتحنی نبود اما براستی کسی نمیدانست.
همه 2 ساعت نوشتیم از صفات برجسته این مادر ازشمشیر زنیش از آشپزی برای سربازان از بر پا کردن خیمه ها در جنگ از عبادت هایش و......
استاد بعد 2 ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت .

14 تیر 1354 برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل رفتیم در تابلو مقابل اسامی همه نوشته شده بود با خط درشت مردود .

برای اعتراض به ورقه به سالن دانشسرا رفتیم استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد ؟
همه گفتیم آری
گفت خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد ؟ گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده پاسخ صحیح (( نمیدانم بود )).
همه 5 صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد
❗️(( نمیدانم ))❗️
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است بروید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد ........
❗️ما گرفتار نادانی خود شدیم❗️
یادش گرامی و روحش شاد بی نظیر بود این مرد.

نقل از . نادر گرامیان

@LifeDefender
فیل ها مهربان ترین و از باهوش ترين موجودات جهان هستند. آنها معروف هستند به کمک کردن به حیواناتى که در مخمصه افتاده اند. همانطور که در عکس مشاهده مى کنید
@LifeDefender
یکی از بهترین رفتارها دیدن عیب خود و یکی از بدترین رفتارها دیدن عیب دیگران است.

هـر کسٖی کـو عیبِ خود دیدی زِ پیش

کی بُدی فارغ خود از اصلاحِ خویش؟

غافلــند این خلق از خـود ای پـدر

لـاجَـــرَم گــویـنـد عـیـب ِ هــمــدگــر

مولانا
@LifeDefender
داستان کوتاه "خوک و گاو"

مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید: نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.
خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برای شان شیر و سرشیر می دهی.
اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟
می دانی جواب گاو چه بود؟
جوابش این بود: شاید علتش این باشد که
"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"
@LifeDefender
اكثريت عظيم روشنفكرانى كه مى‌شناسم، در جست‌وجوى چيزى نيستند و هيچ كارى نمى‌كنند و به درد كارى نمى‌خورند. همه‌شان بد تحصيل كرده‌اند، به طور جدى مطالعه نمى‌كنند، درباره‌ى علوم فقط پر حرفى مى‌كنند، از هنر هم كم سر در مى‌آورند. همه‌شان خودشان را مى‌گيرند و با قيافه‌ى جدى، گنده‌گويى و فلسفه‌بافى مى‌كنند؛ حال آن كه پيش چشم شان كارگرها غذا ندارند و چهل نفرى در يك اتاق نامناسب مى‌خوابند، توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاكى اخلاقى مى‌لولند...
پر واضح است كه همه‌ى حرف‌هاى قشنگ‌مان فقط براى آن است كه سر خودمان و ديگران شيره بماليم...

کتاب #باغ_آلبالو
#آنتوان_چخوف، ترجمه ی سروژ استپانيان
@LifeDefender
هرگز آن روز را که مادرم مجبورم کرد به جشن تولد دوستم بروم، فراموش نمی کنم. من در کلاس سوم خانم بلاک در ویرچیتای تگزاس بودم و آن روز دعوتنامه فقیرانه ای را که با دست نوشته شده بود، به خانه بردم و گفتم: «من به این جشن تولد نمی روم. او تازه به مدرسه ما آمده است. اسمش روت است. برنیس و پت هم نمی روند. او تمام بچه های کلاس را دعوت کرده است!»

مادرم دعوتنامه را نگاه کرد و سخت اندوهگین شد. بعد گفت: «تو باید بروی. من همین فردا یک هدیه برای دوستت می خرم.»

باورم نمی شد. مادرم هیچ وقت مرا مجبور نمی کرد به مهمانی بروم.. ترجیح می دادم بمیرم، اما به آن مهمانی نروم. اما بی تابی من بی فایده بود.

روز شنبه مادرم مرا از خواب بیدار کرد و وادارم کرد آئینه صورتی مروارید نشانی را که خریده بود، کادو کنم و راه بیفتم.

بعد مرا با ماشین سفیدش به خانه روت برد و آنجا پیاده ام کرد.

از پله های قدیمی خانه بالا می رفتم، دلم گرفت. خوشبختانه وضع خانه به بدی پله هایش نبود. دست کم روی مبلهای کهنه شان ملافه های سفید انداخته بودند. بزرگترین کیکی را که در عمرم دیده بودم، روی میز قرار داشت و روی آن نه شمع گذاشته بودند. ۳۶ لیوان یک بار مصرف پر از شربت کنار میز قرار داشت. روی تک تک آن ها اسم بچه های کلاس نوشته شده بود. با خود گفتم خدا را شکر که دست کم وقتی بچه ها می آیند، اوضاع خیلی بد نیست. از روت پرسیدم: «مادرت کجاست؟» به کف اتاق نگریست و گفت: «بیمار است.»

_ «پدرت کجاست؟»

_ «رفته.»

جز صدای سرفه های خشکی که از اتاق بغلی می آمد، هیچ صدایی سکوت آنجا را نمی شکست.

ناگهان از فکری که در ذهنم نقش بست، وحشت کردم: «هیچ کس به مهمانی روت نمی آید.» من چطور می توانستم از آنجا بیرون بروم؟ اندوهگین و ناراحت بودم که صدای هق هق گریه ای را شنیدم. سرم را بلند کردم و دیدم روت دارد گریه می کند. دل کودکانه ام از حس همدردی نسبت به روت و خشم نسبت به ۳۵ نفر دیگر کلاس لبریز شد و در دل فریاد زدم: «کی به آنها احتیاج دارد؟»


دو نفری با هم بهترین جشن تولد را برگزار کردیم. کبریت پیدا نکردیم. برای آنکه مادر روت را اذیت نکنیم، وانمود کردیم که شمعها روشن هستند. روت در دل آرزویی کرد و شمعها را مثلا فوت کرد!


خیلی زود ظهر شد و مادرم دنبالم آمد. من دائم از روت تشکر می کردم، سوار ماشین مادرم شدم و راه افتادیم. من با خوشحالی گفتم: «مامان نمی دانی چه بازیهایی کردیم. روت بیشتر بازیها را برد، اما چون خوب نیست که مهمان برنده نشود، جایزه ها را با هم تقسیم کردیم.


روت آئینه ای که خریدی، خیلی دوست داشت. نمی دانم چطور تا فردا صبح صبر کنم، باید به همه بگویم که چه مهمانی خوبی را از دست داده اند!»


مادرم ماشین را متوقف کرد و مرا محکم در آغوش گرفت. با چشمانی پر از اشک گفت: « من به تو افتخار می کنم.»


❤️آن روز بود که فهمیدم حتی حضور یک نفر هم تأثیر دارد. من بر جشن تولد نه سالگی روت تأثیر گذاشتم و مادرم بر زندگی من اثر گذاشت.❤️


لی آن ریوز
برگرفته از کتاب ۸۰ داستان برای عشق به زندگی
@LifeDefender
با این مسواک پیشرفته، دندانپزشک را به خانه بیاورید.

کمپانی Philips Sonicare مسواک هوشمند جدیدی ساخته که از طریق بلوتوث و اپلیکیشنی، به موبایل متصل شده و اطلاعات سلامت دهان و دندان را در اختیار کاربر قرار می دهد. اگر به سلامت خود بسیار اهمیت می دهید، این مسواک 199 دلاری ویژگی های بسیاری برای ارائه دارد که آن را ارزشمند می سازد.

مسواک جدید که نام طولانی Philips Sonicare FlexCare Platinum Connected برای آن انتخاب شده، ترکیبی است از سنسورهای مختلف تا تمامی موارد ضروری را حین مسواک زدن مورد بررسی قرار دهد.

داده ها همزمان از طریق بلوتوث به اپلیکیشن اندروید یا iOS انتقال داده می شوند. نحوه کارکرد آن بسیار مشخص و پیشرفته است. همزمان که مشغول مسواک زدن هستید، مسواک نقشه ای سه بعدی از دهان شما به دست می آورد و نشان می دهد که آیا به اندازه کافی دندان ها را تمیز کرده اید یا نه. میزان فشار نیز مورد دیگری است که اپلیکیشن به شما هشدار می دهد. اگر مسواک را محکم روی دندان ها و لثه بکشید، اپلیکیشن به شما اخطار می دهد.

جالب اینجاست که در نقشه سه بعدی تهیه شده از دندان ها، می توانید ببینید که چه قسمتی را کمتر تمیز کرده اید و کدام دندان ها کمترین دسترسی را داشته اند، بنابراین دقت بیشتری باید به خرج دهید.

اپلیکیشن به شما گزارش داده، زمان تعویض سر مسواک را گزارش داده و پیام های روزانه ارسال می کند که حالا زمان مسواک زدن فرا رسیده و دندان ها را فراموش نکن. اگر در این زمینه تنبلی می کنید، اخطارهای اپلیکیشن می توانند بسیار تکان دهنده باشند. مدتی است به دندان پزشکی نرفته اید؟ در زمان مناسب این اپ به شما چنین مسئله ای را هم یادآوری می کند.

اگر روی دندانی که کانال هایش خالی شده، روکش قرار گرفته باشد، می توانید به صورت دستی در اپلیکیشن آن را وارد کنید. به عبارتی دیگر، مسواک به همراه اپلیکیشن، به مانند دندانپزشکی هستند که همیشه همراه تان هستند و یادآورتان می کنند چه کارها که نباید هر روز برای حفظ سلامت دندان های تان انجام دهید.

با این حال، اگر بسیار نگران هستید و حاضرید برای خودتان خرج کنید، این مسواک هوشمند قیمتی معادل 199 دلار دارد و باتری آن هر دو هفته یک بار باید شارژ شود. مموری داخل آن، تا 14 بار قبلی که مسواک زده اید را به یاد خواهد سپرد.

برای مشاهده تصاویری از این مسواک به لینک منبع مقاله مراجعه کنید.

#مسواک
#دندانپزشکی

منبع :
http://techcrunch.com/2016/06/09/putting-teeth-back-into-bluetooth/

@LifeDefender
سازمانهایی که برای آموزش کارکنان خود سرمایه گزاری میکنند، می دانند که ۷۲ درصد خشنودی مشتری به دلیل برخورد درست کارکنان است.
کارکنان هر سازمان رکن و پایه اساسی آن سازمان هستند.

@LifeDefender
نکات روزمره حقوقی:
زن می تواند در هر زمانی مهریه خود را مطالبه نماید. مهریه زن مطابق توافق طرفین که در سند ازدواج نوشته شده است، می تواند عندالمطالبه یا عندالاستطاعه باشد.

عندالمطالبه به این معناست که زن می تواند مهریه خود را مطالبه کند و چنانچه مرد قدرت مالی پرداخت را نداشته باشد، می بایست این عدم توانایی را که به آن اعسار می گویند اثبات نماید.

عندالاستطاعه به این معناست که زن می تواند مهریه خود را مطالبه کند اما باید ابتدائاً توانایی مالی مرد را در پرداخت که به آن ایسار می گویند اثبات نماید.
#خانواده
#مهریه
@LegalPoint
@LifeDefender
خلاقیت و نوآوری :
سرپیچ لامپ خلاقانه به شکل گیره
@LifeDefender
بیل گیتس پرورش مرغ را یکی از راه حل های فقر زدایی می داند.

ثروتمندترین مرد جهان و موسس کمپانی مایکروسافت، دوران میان سالی خود را صرف نجات دنیا از فقر و بیماری ها کرده است. وی تلاش می کند تا سطح زندگی مردم را بالاتر برده و فقر را ریشه کن کند و از نگاه او، مرغ ها راه حل نهایی هستند.

روز گذشته، وی در مرغداری طبقه شصت و هشتم یک آسمان خراش در نیویورک حاضر شد و از همکاری اش با Heifer International خبر داد. Heifer International سازمانی خیریه است که به خانواده های فقیر در سراسر جهان، انواع احشام را می بخشد.

بنیاد گیتس و سازمان نام برده قرار است ارسال مرغ ها را تسریع بخشند و برای شروع، گیتس با 100 هزار مرغ کار خود را آغاز می کند. چندی پیش نیز وی در وبلاگ شخصی خود از دلیل علاقه مندی اش به مرغ ها گفت.

گیتس معتقد است که بزرگ کردن مرغ ها، یک سرمایه گذاری مطمئن است، چرا که آن ها مرتبا تخم گذاری کرده و تکثر می یابند. خانواده هایی که اقدام به رشد و نگهداری از مرغ ها می کنند، می توانند مصارف بالایی داشته باشند. استفاده از گوشت (چه مصرف و چه فروش)، فروش مرغ زنده، استفاده از تخم آن ها و… می تواند به اقتصاد خانواده ها کمک کرده و هزینه های اساسی را تامین کند.

آن ها ارزان هستند، مراقبت کردن از مرغ ها خیلی سخت نیست و حتی زن ها می توانند در جوامع ضعیف تر از این فرصت استفاده کرده و کارآفرینی کنند. گیتس می گوید که این تجارت اصولا زنانه است، چرا که عمدتا مرغ ها حوالی خانه زندگی می کنند و زنان خانه دار به خوبی می توانند این وظیفه را بر عهده گیرند.

کسی که 8 تا 10 مرغ داشته باشد، طی سه ماه می تواند تعداد احشام خود را به 40 رسانده و هر کدام از مرغ ها را با قیمت 5 دلار بفروشد و تقریبا سالانه 1000 دلار درآمد داشته باشد در حالی که خط فقر در آفریقا زیر 700 دلار در سال اعلام شده.

Pierre Ferrarri، مدیرعامل Heifer International می گوید که با همکاری گیتس، چندین کشور را برگزیده اند تا مرغ ها را برای شان ارسال کنند. بیشتر این کشورها در آفریقا، آمریکای مرکزی و آسیا واقع شده اند ولی نامی از آن ها برده نشد.

مسئله بعدی آموزش هایی است که با همکاری دولت کشورهای مورد نظر به کشاورزان، دامداران و خانواده های فقیر داده می شود. این افراد عمدتا نمی دانند که چگونه باید دسته بزرگی از احشام را به خوبی تغذیه کرده و از آن ها مراقبت کنند. گیتس امید دارد که با گذشت زمان، مردم بتوانند خودشان را از دامن فقر بیرون کشیده و به تجارت های هر چند کوچک بپردازند.

#بیل_گیتس
#فقر
#مرغ

منبع :
http://www.techinsider.io/bill-gates-is-using-chickens-to-end-poverty-2016-6

منبع مترجم :
http://dgto.ir/3r0

@LifeDefender
معرفی کتاب :
قربانی دیگرانیم و جلاد خویش.
نوشته گی گورنو. مترجم زهرا وثوق

@LifeDefender
👇👇👇👇👇
معرفی کتاب :
قربانی دیگرانیم و جلاد خویش.
نوشته گی گورنو. مترجم زهرا وثوق

احتمالا یا شاید ناگزیر، در زندگی لحظه‌ای می رسد که دیگر هیچ چیز خوب نیست، دیگر هیچ چیز مطلوب نیست. این بدحالی گاهی دلیل خارجی دارد، مانند طلاق، ورشکستگی، بیماری شدید یا بدبیاری‌های گوناگون. گاهی هم منشأ آن درونی است و از خویشتن برمی‌خیزد که بسیار بدتر است، چرا که بهانه‌ای برای توجیه آن وجود ندارد. همه چیز در خارج خوب است. موفقیت حاصل است اما در درون احساس شکست باقی مانده و انگار سررشته زندگی از اختیار خارج شده است.

این احساس می‌تواند به شکل یک غم بزرگ، خستگی شدید، تحریک پذیری فزاینده یا بی میلی به زندگی تجلی کند. به قول لئونارد کوهنِ شاعر، احساس می‌کنیم با «شکستی لایزال» روبرو هستیم. احساسی که نمی‌توانیم آن را در درون خود نابود کنیم. احساسی که ما را می دَرد، خراب می‌کند و زندگی‌مان را قطعه قطعه می‌کند. در این هنگام، وسوسه‌ی بزرگ ایفای نقش قربانی و متهم کردن دیگرانی همچون والدین، فرزندان و حتی حاکمیت بروز می‌کند. به خود می‌گوییم قاعدتا کسی نباید به خودی خود خوشحال یا بدحال شود و در این وضعیت غم انگیز دیگران هم نقشی دارند.

اما با نگاه به درون خودمان می‌توانیم این تصویر را وارونه کنیم. بله ما قربانی هستیم اما قربانی خودمان. می‌توانیم ببینیم که این خودمانیم که دیوارهای زندانمان را ساخته‌ایم و تا چه حد به زندگی خود پشت کرده‌ایم و با نادانیِ خود، درباره آنچه هستیم، مواجه شویم.

در واقع احوال ما به طور اتفاقی تغییر نکرده، همانگونه که طلاق، بیماری شدید یا حوادث ناگوار هم اتفاقی رخ نمی‌دهند. کم کم پی خواهیم برد که جریانی درونی که غالبا ناخودآگاه نیز هست، کشتی زندگی ما را غرق کرده است. عوامل خارجی تنها آن را آشکار می‌کنند. یعنی آنچه را در تاریکی وجود ما خفته است، ظاهر می‌کنند.

شاید از رخداد چنین وضعی ناراضی باشیم اما می‌توانیم از آنچه در این پرده دری ناگهانی زاده می‌شود، یعنی آگاهی، به عنوان مرحله نخست تلاش برای غلبه بر مشکلات استفاده کنیم.

کتاب قربانی دیگرانیم و جلاد خویش، با بهانه قراردادن یک اسطوره ی مصری به بررسی روانشناسانه احساسِ قربانی بودن می‌پردازد. این کتاب به طور مستقیم شما را مورد خطاب قرار می‌دهد و بر تاریکخانه وجود شما نور می‌افکند. دیدن آنچه در درون خود دارید و آگاهی از انگیزه‌های ناخودآگاه تان آسان نخواهد بود. روشن شدن همراه با رنج است. اما روشن شدن آغاز تغییر است.

@LifeDefender
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که: غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت.


#کتاب : طبل حلبی

نویسنده: #گونتر_گراس (نویسنده آلمانی)
@LifeDefender
انیمیشن تأمل برانگیز و استعاره ای از واقعیتِ تکان دهنده :
@LifeDefender
👇👇👇👇👇