LifeDefender
592 subscribers
2.12K photos
1.04K videos
43 files
1.79K links
انتشار هر آنچه خوب است

نخستین پست:
t.me/LifeDefender/1

کانال دوم:
@LDplus
Download Telegram
افسانه یا واقعیت؛ چرا هنوز در عصر پزشکی مدرن، از مزاج سرد و گرم [بلغمی، سوداوی، صفراوی، دموی] سخن گفته می‌شود؟

در دنیایی که نقشه‌ی کامل ژنوم انسان (Human Genome) روی میز دانشمندان است و جراحی‌های روباتیک با دقت میکرونی انجام می‌شوند، شنیدن جملاتی مثل «طبعم سرد است» یا «گرمی‌ام کرده» ممکن است در ابتدا کمی خنده‌دار یا حتی ناامیدکننده به نظر برسد. اما واقعیت این است که مفهوم مزاج (Temperament) نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از فرهنگ‌های کهن از یونان و هند تا چین، ریشه‌ای چند هزار ساله دارد.

چرا با وجود پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ی پزشکی مدرن، این واژگان هنوز از زبان مردم عادی و حتی برخی متخصصان نمی‌افتد؟ آیا ما با یک خرافه‌ی سرسخت روبرو هستیم یا نئاندرتال‌های درونمان به دنبال نسخه‌ای ساده‌تر برای درک پیچیدگی‌های بدن می‌گردند؟

ریشه‌ی مفهوم سردی و گرمی به زمانی بازمی‌گردد که انسان تلاش می‌کرد بدن خود را به عنوان نسخه‌ای کوچک از جهان هستی (Microcosm) درک کند. فیلسوفان باستان معتقد بودند همان‌طور که جهان از خاک، آب، هوا و آتش ساخته شده، بدن انسان نیز از چهار خلط دم، صفرا، بلغم و سودا تشکیل یافته است. توازن این اخلاط، سلامتی و غلبه‌ی یکی بر دیگری، «مزاج» را می‌ساخت. این مدل ذهنی، اولین تلاش بشر برای ایجاد یک سیستم جامع تشخیصی بود. در آن زمان، واژه‌ی سرد و گرم در واقع استعاره‌هایی برای توصیف سرعت فعل و انفعالات بدن و میزان انرژی حیاتی بودند.

👈خواندن مطلب

#سلامت #پزشکی #کنجکاوی #جالب #طبع_گرم #طبع_سرد #گرمی #سردی #بلغمی #سوداوی #صفراوی #دموی

@LifeDefender | 382
4👍2
امروز سالگرد پایان خلافت عباسی به دست مغول‌ها بود. روزی که خلیفه بغداد رو کشتند و آب از آب تکون نخورد. تصور کنید فیلم تاریخ، همونجا کات میخورد، و سپس از سالن سینما بیرون می‌اومدید، و دم در ازتون می‌پرسیدند به نظرتون در قسمت دوم فیلم، سرنوشت ایران چه شکلی پیدا خواهد کرد؟ اطلاعاتی که از فیلمی که داخل سالن دیده بودید بدست آوردید چنین تصویری براتون از «آنچه که گذشت» ایجاد کرده بود: ایران یه سرزمین کاملا مذهبی بوده، که هفتصدسال حکمرانی اعراب، اسلام رو در زندگی فردی و اجتماعی مردمش تثبیت کرده بود، اما ناگهان مغول‌های ستاره‌پرست اومدن و همه‌چیز رو از بین بردند، و روی قرآن‌ها ادرار کردند و مسجدها رو طویله کردند و منبرها رو سوزاندند و فقها و ریش‌سفیدان مذهبی از ترس جان‌شون به کوه‌ها فرار کردند، و یک حاکمیت که با ادیان ابراهیمی کاملا بیگانه بود بر ایران مسلط شد، که به عنوان تکمیل‌کننده تحول زیر و رو کننده‌ش، مرکز خلافت اسلامی رو هم نابود کرد. پس قاعدتا در قسمت دوم فیلم، با از بین رفتن نهاد دین، چه در بعد اجتماعی و چه در بعد سیاسی، باید اینطور بشه که مردم به شکل مغول‌ها در بیان و ایران به سرزمین پاگان‌‌ها تبدیل بشه.
اما قسمت دومش چطور از آب دراومد؟ ایران با تکیه بر این واقعیت که اسلام از اول محصول خودش بوده، با بریده شدن دست اعراب، خودش رو صاحب اصلی اون جا زد، و سپس مغول‌ها رو مسلمان کرد. مسجدهایی که طویله شده بودند، احیا شدند، و مسجدهای بیشتر و باشکوه‌تری ساخته شدند. نوع شرقی‌تری از نظامی‌گری و خشونت، با نوع ایرانی‌تری از اسلام ترکیب شد، و بستری رو بوجود آورد که بعدن ازش سیستم صفوی بیرون اومد.

تاریخ ثابت کرده تو ایران، هیچوقت نباید علیه مذهب شرط بست. حتی وقتی با جنازه‌ش مواجه میشید، نباید تصور کنید که کاملا مرده. حتی امروز که به نظر میرسه که هیچ حیثیتی برای اسلام و تشیع باقی نمونده، و مردم فوج فوج ازش خارج میشن، نباید تصور کرد که فردای ایران یک فردای عاری از مذهبه. این به این معنی نیست که همین مذهب به همین شکل باقی خواهد ماند. چون اتفاقات مدرنی رخ داده که شرایط رو با زمان آخرین خلیفه عباسی خیلی متفاوت کرده. مثلا در هیچ دوره‌ای، با ایجاد گپ عمیق نسلی مواجه نبودیم. مذهب رو همیشه پدر به پسر منتقل می‌کنه، نه امام جماعت به پسر، و نه حاکم به پسر. و الان انتقال از پدر به پسر دچار شکافی شده که اثرش قابل تعمیر نیست. یا مثلا در هیچ دوره‌ای این حجم از ارتباطات وجود نداشته و مردم تا این حد نوع متفاوت زیستن رو ندیده و تجربه نکرده‌اند (ارث پدری، و زیست حبابی، دو گارد محافظ بقای مذهب هستند). اما اصل عطش این سرزمین برای مذهب، سر جای خودش باقی خواهد موند.

این قسمت سیاه از فیلم تاریخ ایران هم تیتراژ پایانی داره. تمام اختلافات ما سر زمان اونه. پس برای قسمت بعدش باید دوراندیش بود. بخشی ازین دوراندیشی اینه طوری از کنار مذهب عبور کنیم که انگار اون هم با ما همسفره، نه اینکه طوری باش برخورد کنیم که انگار اگه همین‌جا سربه‌نیستش نکنیم نمی‌تونیم سفرمون رو ادامه بدیم. بعضی‌ها معتقدند برای جنگ با واگنر شیعه، باید با شیعه‌ای که با واگنر مشکل داره هم متحد شد، چون اتفاقا تجهیزات ایمان، اون‌ها رو به متحدان مفیدی تبدیل کرده، و بعضی دیگه معتقدند شیعه‌ای که تا الان ساکت بوده، ازین به بعد هم به درد جنگ با اشرار نمیخوره. اما من راه سومی رو پیشنهاد می‌کنم: حتی به اندازه تار مویی نباید مانع همدیگه شد. با هرکس که نمی‌تونید متحد بشید، به عنوان همسفر نگاه کنید. اشرار مایلند ما درگیر بیعت گرفتن از همدیگه بشیم (چون میدونه برامون سخته بیعت کردن با کسانی که دل خوشی ازشون نداریم)، و بدین ترتیب وقت بیشتری تلف بشه. باید به اشرار ثابت کرد بدون اینکه با همدیگه بیعت کنیم، با همه ما طرفه. دعواها بمونه برای قسمت دوم فیلم.

@anarchonomy
@LifeDefender | 383
👍3👎1
چرا مدیران ایده‌های عالی و نوآورانه‌ی کارمندان خود را سرکوب می‌کنند؟

در دنیای کسب‌وکار و نوآوری، معمولاً این تصور وجود دارد که سازمان‌ها همواره به دنبال یافتن و پرورش ایده‌های جدید هستند. با این حال، کارمندان برای اینکه بتوانند مفاهیم و ایده‌های خود را به سطوح بالاتر سازمان و به دست رهبران ارشد و تصمیم‌گیرندگان نهایی برسانند، نیازمند یک واسطه‌ی کلیدی هستند. این واسطه، مدیر مستقیم آن‌هاست. کارمندان به شدت به حمایت آنان نیاز دارند تا ایده‌هایشان دیده و شنیده شود.

اما در اینجا یک پرسش اساسی مطرح می‌شود که نیازمند بررسی دقیق است: آیا مدیران واقعاً در درون خود انگیزه و تمایل لازم برای حمایت از این کارمندان و ایده‌هایشان را دارند؟ یا اینکه عوامل دیگری در میان است که آن‌ها را از این کار باز می‌دارد؟ آیا مدیران بیش از آنکه به فکر پیشرفت سازمان و حمایت از ایده‌های جدید باشند، نگران تصویر حرفه‌ای و حفظ موقعیت فعلی‌شان هستند؟

برای یافتن پاسخی مستدل به این پرسش‌ها، مطالعه‌ای تحقیقاتی در حوزه نوآوری انجام شده است. این مطالعه به طور ویژه به بررسی مسئله‌ی «جایگاه» و منزلت سازمانی پرداخته است. هدف این تحقیق، بررسی دقیق این موضوع بود که وقتی یک مدیر تصمیم می‌گیرد ایده کارمندش را تایید کند و پشت آن بایستد، چه کسی در این فرآیند سود می‌برد و جایگاه بالاتری کسب می‌کند، و چه کسی در معرض خطر از دست دادن موقعیت خود قرار می‌گیرد.

برای درک عمیق‌تر این پویایی‌ها، محققان مجموعه‌ای متشکل از چهار آزمایش مجزا را طراحی کردند. این چهار آزمایش با حضور شرکت‌کنندگانی از ایالات متحده آمریکا انجام شد. روند کار به این صورت بود که از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا سناریوهای مختلفی را به دقت ارزیابی کنند. در تمامی این سناریوها، موقعیتی شبیه‌سازی شده بود که در آن یک مدیر از ایده‌ی کارمند خود به طور کامل حمایت می‌کرد. سپس دو خروجی کاملا متفاوت برای این حمایت در نظر گرفته شد: ایده مورد نظر در نهایت یا به یک موفقیت دست می‌یافت، و یا اینکه با شکست مواجه می‌شد.

یافته‌های حاصل از این چهار آزمایش، پرده از یک واقعیت مهم و پنهان در ساختار سازمان‌ها برداشت.

ابتدا سناریوی اول یعنی موفقیت را بررسی می‌کنیم. زمانی که یک مدیر از یک ایده‌ی برنده و موفق حمایت می‌کند، نتیجه‌ی ظاهری آن مثبت است. داده‌ها نشان داد که هم کارمندی که ایده را داده و هم مدیری که از آن حمایت کرده است، هر دو جایگاه و احترام بیشتری به دست می‌آورند.

اما نکته‌ی بسیار مهم و تاثیرگذار ماجرا در میزان این افزایش است. در شرایط موفقیت ایده، میزان اعتبار و جایگاهی که کارمند به دست می‌آورد بسیار بیشتر از سهم مدیر است. این تفاوت در کسب اعتبار باعث می‌شود که فاصله‌ی جایگاهی میان مدیر و کارمند کاهش یابد. به عبارت دیگر، با موفق شدن ایده، کارمند از نظر احترام و جایگاه سازمانی، به سطح مدیر خود نزدیک‌تر می‌شود و مدیر در عمل، آن برتری و فاصله‌ی جایگاهی قبلی خود را نسبت به کارمند زیردستش از دست می‌دهد.

اکنون باید بررسی کنیم که اگر سناریوی دوم رخ دهد چه اتفاقی می‌افتد؛ یعنی زمانی که مدیر از ایده‌ای حمایت می‌کند ولی آن ایده در نهایت با شکست روبرو می‌شود. در این حالت، همانطور که انتظار می‌رفت، نتایج نشان داد که هم مدیر و هم کارمند، هر دو دچار افت جایگاه و از دست دادن احترام در سازمان می‌شوند.

اما بخش مهم‌تر و هشداردهنده برای مدیران در این سناریو نهفته است. محققان متوجه شدند که میزان ضرر و کاهش جایگاهی که مدیران به خاطر حمایت از یک ایده‌ی شکست‌خورده متحمل می‌شوند، بسیار سنگین‌تر است. در واقع، این افت اعتبار برای مدیران بسیار بزرگ‌تر از هرگونه سود احتمالی و افزایش جایگاهی است که می‌توانستند در صورت حمایت از یک ایده‌ی برنده (در سناریوی اول) به دست بیاورند. کفه ترازوی ضرر در صورت شکست، به شدت بر کفه ترازوی سود در صورت موفقیت سنگینی می‌کند.

با در نظر گرفتن تمامی این محاسبات و بررسی خروجی‌ها، این مطالعه به یک نتیجه‌گیری نهایی و روشن می‌رسد. در بیان ساده‌تر، زمانی که مدیران تصمیم می‌گیرند از ایده‌ی یک کارمند حمایت کنند، فارغ از اینکه آن ایده در نهایت به موفقیت برسد یا شکست بخورد، آن‌ها در هر صورت به شکلی جایگاه خود را از دست می‌دهند.

اگر ایده موفق شود، فاصله‌ی جایگاهی کارمند با آن‌ها کم می‌شود و مدیران جایگاه برتر خود را از دست می‌دهند. از سوی دیگر، اگر ایده شکست بخورد، اعتبار و احترام آن‌ها به عنوان یک مدیر با افت شدیدی روبرو می‌شود که جبران آن دشوار است. همین معادلات مرتبط با حفظ جایگاه است که توضیح می‌دهد چرا مدیران تمایل چندانی به حمایت از نوآوری‌ها ندارند.

#کاروکسب #مدیریت #ایده #خلاقیت #نوآوری

@managersclub
@LifeDefender | 384
👍1🥴1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مایکِن نِدِرگور (در منابع علمی بیشتر با نام Maiken Nedergaard شناخته می‌شود) یک عصب‌شناس دانمارکی–آمریکایی است که به خاطر کشف سیستم گلیمفاتیک (Glymphatic System) در مغز، شهرت جهانی دارد.

او در سال ۲۰۱۲ نشان داد که مغز یک سامانه‌ی پاکسازی فعال دارد که به‌ویژه هنگام خواب شبانه، مواد زائد متابولیکی (از جمله بتاآمیلوئید مرتبط با آلزایمر) را از بافت مغز خارج می‌کند.
این کشف درک ما از:
اهمیت خواب
بیماری‌هایی مثل آلزایمر
و نقش سلول‌های گلیال در عملکرد مغز
را به‌طور جدی تغییر داد.

او در زمینه فیزیولوژی و گردش مایعات مغزی، نقش خواب در پاکسازی مغز، بیماری‌های تخریب عصبی، ارتباط سیستم ایمنی با مغز، مطالعه و پژوهش کرده است.

اطلاعات بیشتر در کامنت

#سلامت #مغز #خواب_شبانه #خواب #آلزایمر #پارکینسون #سکته_مغزی #گلیمفاتیک #قهوه #کافئین #مکمل_خوراکی

instagram, Link
@LifeDefender | 385
👍3👏1
فقدان، اثر آنجلا گراهام

از آثار شرکت‌کنندگان مسابقه سالانه عکس تک رنگ Monochrome Awards


#هنر #عکاسی

@LifeDefender | 386
💔3
LifeDefender
کلیدی ترین نکته در #مدیریت_زمان این است که روی کارهای مهم و غیرفوری تمرکز کنید، نه کارهای مهم و فوری! برای برنامه ریزی روزانه، هفتگی و ماهانه می توان بر اساس #ماتریس_آیزنهاور، فعالیت ها را به ترتیب اهمیت در چهار دسته زیر اولویت بندی کرد: مهم و فوری ( A)…
ماتریس آیزنهاور (Eisenhower Matrix)

یک روش ساده اما بسیار قدرتمند برای مدیریت زمان و اولویت‌بندی کارها است. این مدل به کسی نسبت داده می‌شود، که هم ژنرال ارتش بود و هم رئیس‌جمهور آمریکا، و به خاطر تصمیم‌گیری‌های سریع و موثر مشهور بود.

ایده اصلی او این بود:
«آنچه مهم است، معمولا فوری نیست؛ و آنچه فوری است، معمولا مهم نیست.»


🧭 ساختار ماتریس آیزنهاور
کارها بر اساس دو معیار دسته‌بندی می‌شوند:

اهمیت (Important) → آیا واقعا به اهداف بلندمدت تو کمک می‌کند؟

فوریت (Urgent) → آیا نیاز به اقدام فوری دارد؟

از ترکیب این دو، یک جدول ۴ قسمتی ساخته می‌شود:

مهم (Important)
غیرمهم (Not Important)
فوری (Urgent)
غیرفوری (Not Urgent)

                  فوری             غیرفوری

مهم        🟢انجام بده      🔵برنامه‌ریزی کن

غیرمهم    🟡واگذار کن    🔴حذف کن 


۱. مهم و فوری → الان انجام بده (Do) کارهای بحرانی و ضروری.

مثال‌ها:
ضرب‌الاجل کاری امروز
مشکل فوری سلامتی
پروژه‌ای که موعدش رسیده
این‌ها معمولا نتیجه برنامه‌ریزی نکردن قبلی هم هستند.

۲. مهم ولی غیرفوری → برنامه‌ریزی کن (Schedule) مهم‌ترین بخش
این قسمت قلب موفقیت بلندمدت است.

مثال‌ها:
یادگیری مهارت جدید
ورزش
مطالعه عمیق
برنامه‌ریزی زندگی
ساختن روابط باکیفیت
افراد موفق بیشتر وقتشان را اینجا می‌گذرانند.

۳. فوری ولی غیرمهم → واگذار کن (Delegate) کارهایی که فوری به نظر می‌رسند ولی ارزش واقعی کمی دارند.

مثال‌ها:
بعضی تماس‌ها
پیام‌های غیرضروری
درخواست‌های دیگران که به هدف تو ربطی ندارند. اگر ممکن است، بسپار به دیگران یا محدودش کن.

۴. نه مهم نه فوری → حذف کن (Eliminate) اتلاف‌کننده‌های زمان.

مثال‌ها:
اسکرول بی‌هدف شبکه‌های اجتماعی
اخبار بیش از حد
سرگرمی بدون آگاهی

🎯 فلسفه پنهان ماتریس
بیشتر آدم‌ها در این چرخه گیر می‌کنند:
فوری‌ها ← استرس ← واکنشی زندگی کردن

اما ماتریس ایزنهاور کمک می‌کند به:
اهمیت‌ها ← انتخاب آگاهانه ← زندگی هدفمند

یعنی از واکنش به اتفاقات، به طراحی زندگی حرکت کنی.

خیلی‌ها فکر می‌کنند بهره‌وری یعنی «مشغول بودن زیاد»، اما ماتریس ایزنهاور می‌گوید:

بهره‌وری یعنی کار درست را انجام دادن، نه کار بیشتر.


👈 پست مرتبط:
https://t.me/LifeDefender/3469

https://t.me/LifeDefender/3470


#مدیریت_زمان #هدف‌گذاری #برنامه‌ریزی #عملگرایی

@LifeDefender | 387
2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کمتر از یک ساعت و کاملا رایگان؛
 
🤖 یاد بگیرید چطور با هوش مصنوعی صحبت کنید!؟ — پرامپت نویسی حرفه‌ای
 
بیشتر آدم‌ها با هوش مصنوعی مثل موتور جست‌وجو حرف می‌زنند؛ در صورتی که اگر درست با آن گفتگو کنید، تبدیل می‌شود به یک همفکر جدی؛ کسی که کنار شما ایده می‌سازد و یادگیری‌تان را چند برابر می‌کند.
 
در این آموزش رایگان که با تدریس دکتر مصطفی کلامی منتشر شده، یاد می‌گیرید چطور از حالت «سؤال‌ پرسیدن ساده» عبور کنید و وارد فضایی شوید که هوش مصنوعی مثل یک همکار واقعی کنار شما فکر می‌کند و جهت می‌گیرد.
 
اگر می‌خواهید استفاده‌تان از هوش مصنوعی چند سطح بالاتر برود، این دوره را از دست ندهید:
 
🔗 لینک آموزش – [کلیک کنید]

#پست_موقت #آموزش #هوش_مصنوعی #رایگان
👏2🙏2
افراد نابالغ هیجانی علاوه بر تفاوت‌های رفتاری و هیجانی اغلب از نظر سیستم شناختی و هوشی نیز با افراد بالغ تفاوت دارند. اگر والدین شما در فضای خانوادگی مملو از اضطراب و قضاوت بزرگ شده‌اند ممکن است سبک فکری بسته و محدودتری را فراگرفته باشند و در برابر پیچیدگی مقاومت کنند. اضطراب افراطی دوران کودکی نه تنها رشد نایافتگی هیجانی را به دنبال دارد، بلکه باعث شکل گیری سبک فکری ساده نگری افراطی می‌شود. فرد در این نوع سبک فکری نمی‌تواند ایده‌ها  و عقاید متضاد را در نظر بگیرد و همزمان به آنها بپردازد. محیط‌های خانوادگی سرکوب‌گر و تنبیه کننده معمولا تفکر پذیرا یا انتقادی و ابزار وجود را نه قبول دارند و نه تشویق می‌کنند لذا نمی‌توانند فضای مناسب و مساعدی را برای رشد و پرورش ذهن کودک فراهم آورند.

📚کتاب رهایی از محرومیت‌های هیجانی دوران کودکی
📝نوشته لینزی گیبسون، ترجمه زهرا اندوز و حسن حمیدپور، انتشارات اسبار

نسخه الکترونیک طاقچه:

لینک جلد اول

لینک جلد دوم (رایگان با عضویت بی‌نهایت طاقچه)

#کتاب #کودکی #مغز #ذهن #شخصت #محرومیت #خانواده #فرزندپروری #اضطراب #افسردگی #افسردگی #پرخاشکری

@UTpsychologic
@LifeDefender | 1
👌32
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ربات‌ها در تلگرام هم‌صحبت می‌شوند!

پاول دورف قابلیت جدیدی از تلگرام را معرفی کرد که به ربات‌های هوشمند (AI Agents) اجازه می‌دهد مستقیماً با یکدیگر گفتگو و تبادل اطلاعات کنند.

نکته جذاب اینجاست که ما انسان‌ها هم می‌توانیم این مکالمات را به‌صورت زنده تماشا کنیم. این ویژگی، دنیای اتوماسیون و بات‌های تلگرامی را وارد مرحله جدیدی می‌کند.

🔗 منبع

#پست_موقت #تلگرام
‏این مقاله نیویورک تایمز یه عنوان خیلی جالب داره :«در واقع، دموکراسی توی HR می‌میره» و داره درباره‌ یه تغییر خیلی مهم توی شکل قدرت و سرکوب تو دنیای مدرن حرف می‌زنه.

قدیما وقتی مردم درباره‌ی سقوط دموکراسی فکر می‌کردن، تصویرشون این بود: تانک تو خیابون، کودتا، حکومت نظامی، پلیس مخفی، زندان سیاسی. ولی مقاله می‌گه مدل جدید اقتدارگرایی خیلی شیک‌تر، تمیزتر و بی‌صداتر شده. الان لازم نیست حکومت مستقیم بیاد دهنتو ببنده، کافیه کاری کنه که خودت از ترس آینده‌ات سکوت کنی.

و اینجاست که HR یا همون منابع انسانی وارد ماجرا می‌شه.

مقاله توضیح می‌ده که توی خیلی از شرکت‌ها، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و حتی NGOها، بخش HR فقط مسئول استخدام و مرخصی و بیمه نیست. بلکه کم‌کم تبدیل شده به یه جور سیستم کنترل رفتار و افکار. یعنی آدمها مدام حس می‌کنن زیر نظرن. چی لایک می‌کنن، چی توییت می‌کنن، درباره‌ی جنگ، سیاست، نژاد، جنسیت یا دولت چی می‌گن، با کیا رفت‌وآمد دارن… همه‌چی می‌تونه تبدیل بشه به «مسئله‌ حرفه‌ای».

و نکته‌ ترسناک اینه که همه‌چی ظاهراً خیلی مؤدبانه و قانونی اتفاق می‌افته.
هیچ‌کس نمی‌گه «تو رو به خاطر عقایدت حذف کردیم».
در عوض می‌گن:

«تو با فرهنگ سازمان align نیستی.»
«فضای امن تیم به خطر افتاده.»
«نگرانی‌هایی درباره‌ی رفتار حرفه‌ای شما وجود داره.»
«قراردادت تمدید نمی‌شه.»
«بهتره مدتی استراحت کنی.»

یعنی زبان سرکوب، تبدیل شده به زبان مدیریتی و روانشناسی سازمانی.

مقاله می‌گه این مدل خیلی خطرناک‌تره چون مبهمه. تو دقیقاً نمی‌فهمی خط قرمز کجاست. برای همین آدم‌ها شروع می‌کنن به خودسانسوری.
مثلاً:

قبل از توییت کردن سه بار فکر می‌کنی.
یه مقاله رو share نمی‌کنی.
تو جلسه سکوت می‌کنی.
تو گروه دوستانه هم مواظبی چی بگی.
حتی گاهی کم‌کم خودت هم فراموش می‌کنی واقعاً چی فکر می‌کردی. چون فشار اصلی، فشار اقتصادیه.
مقاله خیلی روی این نکته تاکید داره که آدم مدرن شدیداً به شغلش وصله. اجاره، بیمه، قسط، ویزا، دانشگاه بچه، آینده… همه وابسته به درآمده. پس لازم نیست تو رو زندانی کنن. اگر حس کنی ممکنه شغلتو از دست بدی، خیلی وقت‌ها خودت عقب می‌کشی.

و این دقیقاً همون چیزیه که نویسنده اسمش رو می‌ذاره «نسخه‌ی اداریِ مرگ دموکراسی».

یه بخش جالب مقاله درباره‌ اینه که توی گذشته مردم بیشتر از دولت می‌ترسیدن، ولی الان شرکت‌های خصوصی هم قدرت عظیمی پیدا کردن. مثلاً چند تا شرکت بزرگ تکنولوژی، رسانه‌ای یا مالی می‌تونن عملاً تعیین کنن چه حرفی قابل قبوله و چه کسی از فضای حرفه‌ای حذف بشه.

برای همین مقاله می‌گه مرز بین دولت، شرکت و فضای اجتماعی داره محو می‌شه.
گاهی دولت لازم نیست مستقیم سانسور کنه. فقط کافیه فضای ترس وجود داشته باشه تا شرکتها خودشون پیشاپیش آدمها رو کنترل کنن.

مقاله همین‌طور به فضای بعد از جنگها، اعتراضات سیاسی و قطبی‌شدن جامعه اشاره می‌کنه. می‌گه توی این فضاها، سازمان‌ها بیش از حد به ترس از بدنام شدن حساس میشن.
یعنی به جای اینکه از آزادی بیان دفاع کنن، سعی می‌کنن کوچکترین احتمال جنجال رو حذف کنن. نتیجه‌اش این می‌شه که آدمهای عادی احساس می‌کنن هر لحظه ممکنه بابت یه جمله یا موضع‌گیری، زندگیشون بهم بریزه.

یه ایده‌ مهم دیگه‌ی مقاله اینه که دموکراسی فقط رأی دادن نیست.اگر مردم از حرف زدن بترسن، اگر حس کنن بیان نظر هزینه‌ی سنگین داره، اگر مدام خودشون رو سانسور کنن، حتی با وجود انتخابات هم فضای دموکراتیک کم‌کم خفه می‌شه.

در واقع نویسنده می‌گه دموکراسی معمولاً یه‌شبه نابود نمی‌شه.
آروم‌آروم فرسوده می‌شه:
اول آدم‌ها محتاط می‌شن،
بعد ساکت می‌شن،
بعد فقط حرف‌های safe می‌زنن،
و یه جایی می‌بینی همه هنوز «آزاد» هستن، ولی تقریباً هیچ‌کس جرأت نداره آزادانه حرف بزنه.

مقاله یه حس سنگین و آشنا داره، چون درباره‌ی چیزی حرف می‌زنه که خیلی‌ها توی سال‌های اخیر تجربه‌اش کردن: اینکه ترس مدرن، همیشه شبیه دیکتاتوری کلاسیک نیست؛ گاهی شبیه ایمیل مودبانه‌ی منابع انسانیه!


Link


#آزادی #آزادی_بیان #دموکراسی #دیکتاتور #تمامیت_خواهی #کاروکسب #منابع_انسانی

hanieh35, twitter
@LifeDefender | 2
👍6
نکاتی جالب برای جلوگیری از پوسیدگی دندان نوزادان و کودکان

تا ‌به‌حال فکر کرده‌اید که فوت کردن غذای بچه یا بوسیدنش چطور می‌تواند باعث خرابی دندان‌هایش شود؟ 

در ویدیوی جدید، به «فرمول طلایی پیشگیری از پوسیدگی دندان کودک» پرداخته‌ایم، تا هم فرزند‌تان درد نکشد و هم جیب‌تان خالی نشود!

🔗 مشاهده در یوتیوب

🔗 مشاهده در آپارات

🎧 شنیدن در کست‌باکس

#سلامت #دندان #دندانپزشکی #نوزاد #کودک

@updatemd
@LifeDefender | 3
👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقایق ترسناک انگل سبزیجات و کیست هیداتیک!  چطور بدانیم انگل سبزیجات داریم؟ علائم، تشخیص و درمان

دکتر مویدنیا، متخصص علوم و صنایع غذایی

#سلامت #تغذیه #سبزیجات #انگل #گوشت #گوشت_قرمز #کیست_هیداتیک

youtube; Link
@LifeDefender | 4
👍1👌1
«وقت آن رسیده که در قانون "۵ وعده میوه و سبزی در روز" تجدیدنظر کنیم.»

مسئله این نیست که چقدر میوه و سبزیجات می‌خورید، بلکه این است که آیا آنها حاوی ریزمغذی خاصی مانند فلاوانول‌ هستند یا خیر.

فلاوانول تاثیر مفیدی بر عملکرد عروق دارد و مرگ و میر ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی را کاهش می‌دهد. سطح مطلوب فلاوانول بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی‌گرم در روز است.

پژوهش جدیدی با همکاری پژوهشگران دانشگاه‌های هاروارد، Harvard Medical School، University of Reading و دانشگاه University of California, Davis نشان می‌دهد که فقط خوردن ۵ وعده میوه و سبزی کافی نیست؛ بلکه نوع میوه و سبزی اهمیت بیشتری دارد.

تمرکز این تحقیق روی ترکیباتی به نام فلاوانول‌ها (Flavanols) بوده است؛ مواد گیاهی با خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی که می‌توانند به سلامت رگ‌ها و کاهش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی کمک کنند.

پژوهشگران با بررسی رژیم غذایی بیش از ۳۰ هزار نفر در آمریکا و بریتانیا و اندازه‌گیری نشانگرهای ادراری، دریافتند که کمتر از ۲۰ درصد افراد به میزان توصیه‌شده فلاوانول (حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی‌گرم در روز) می‌رسند؛ حتی بسیاری از کسانی که قانون «۵ وعده در روز» را رعایت می‌کنند.

غذاهای غنی از فلاوانول شامل:
آلو
زغال‌اخته
شاه‌توت
سیب
چای سبز هستند.

نتیجه‌گیری
این مقاله نمی‌گوید توصیه «۵ وعده در روز» اشتباه است؛ بلکه تاکید می‌کند که برای بهره‌مندی بیشتر از فواید سلامتی، باید تنوع و کیفیت میوه‌ها و سبزیجات را نیز در نظر گرفت و خوراکی‌های غنی از فلاوانول را در رژیم غذایی گنجاند.

https://www.sciencefocus.com/news/rethink-5-a-day


#سلامت #تغذیه #میوه #سبزی #سیب #چای_سبز #آلو #زغال‌اخته #شاه‌توت #فلاوانول #ضدالتهاب #آنتی‌اکسیدان
#قلب #قلبی_عروقی

@LifeDefender | 5
👍4
آیا سبک زندگی سالم واقعا مانع زوال عقل می‌شود؟ راهکارهای مبتنی بر شواهد واقعی، دکتر علی‌اصغر هنرمند

احتمالا شما هم در مطب یا دورهمی‌های خانوادگی با این پرسش چالشی مواجه شده‌اید: «من که هر روز پیاده‌روی می‌کنم، تغذیه سالمی دارم و مدام جدول حل می‌کنم، پس چرا باز هم درگیر آلزایمر شده‌ام؟»

حقیقت این است که با وجود تمام توصیه‌ها برای داشتن یک سبک زندگی سالم و تلاش برای افزایش طول عمر سالم (Longevity)، علم پزشکی هنوز هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی برای فرار از زوال عقل به ما نمی‌دهد.

متخصصان مغز و اعصاب اغلب در توضیح این مسئله به بیماران دچار چالش می‌شوند؛ چرا که حتی با رعایت تمام اصول پیشگیری، باز هم ممکن است فرد به این بیماری مبتلا شود. اما علم و مطالعات بالینی جدید واقعا در این باره چه می‌گویند؟

⚠️ چهارده عامل خطر قابل اصلاح در دمانس

کمیسیون معتبر ژورنال لنست در تازه‌ترین گزارش خود، ۱۴ عامل خطر را معرفی کرده که برخلاف ژنتیک یا افزایش سن، قابل اصلاح هستند.

پژوهشگران تخمین می‌زنند که با کنترل این عوامل، می‌توان از بروز حدود ۴۵ درصد از موارد زوال عقل در سطح جهان پیشگیری کرد. این عوامل عبارتند از:

- کم‌تحرکی و نداشتن فعالیت فیزیکی منظم


- پرفشاری خون (Hypertension) کنترل‌نشده


- چاقی و اضافه‌وزن


- ابتلا به دیابت


- استعمال دخانیات


- ابتلا به افسردگی


- آسیب‌های تروماتیک مغزی (TBI)


- آلودگی هوا (که متاسفانه در کلان‌شهرهای ما به یک بحران روزمره تبدیل شده است!)


- سطح پایین تحصیلات و آموزش


- انزوای اجتماعی و تنهایی


- کاهش شنوایی


- کاهش بینایی درمان‌نشده


- سطح بالای کلسترول بد خون (LDL)


- مصرف بالای الکل


📊 آیا اصلاح سبک زندگی واقعا معجزه می‌کند؟

برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران در سراسر جهان مطالعات بالینی گسترده‌ای (مانند پروژه‌های FINGER و POINTER) را طراحی کردند. در این مطالعات، به گروهی از افراد مسن برنامه‌های فشرده‌ای شامل رژیم غذایی سالم، تمرینات ورزشی، فعالیت‌های اجتماعی و تمرینات شناختی داده شد.

نتایج نشان داد که این مداخلات فشرده، عملکرد شناختی مغز را بهبود می‌بخشند؛ اما این بهبود بسیار جزئی بود. در واقع، هیچ‌کدام از این مطالعات نتوانستند ثابت کنند که اصلاح سبک زندگی می‌تواند به‌طور قطعی «میزان ابتلا» به زوال عقل را کاهش دهد.

💡 نقش جامعه در برابر مسئولیت فردی

بسیاری از متخصصان معتقدند که ما بیش از حد روی «مسئولیت فردی» تمرکز کرده‌ایم. عواملی مانند آلودگی هوا، دسترسی به غذای سالم و امکانات آموزشی، تا حد زیادی خارج از کنترل فرد هستند و به سیاست‌گذاری‌های کلان نیاز دارند.

پیش‌بینی می‌شود آمار مبتلایان به زوال عقل تا سال ۲۰۵۰ به ۱۵۳ میلیون نفر برسد که بیشترین رشد آن در کشورهای با درآمد کم و متوسط خواهد بود.

💊 راهکارهای نوین: از داروها تا واکسن‌ها

از آنجا که تغییر عادات زندگی در سنین بالا دشوار است، پژوهشگران به دنبال راهکارهای ترکیبی هستند. یکی از ایده‌های جذاب، ترکیب برنامه‌های سبک زندگی با دارودرمانی است. برای مثال، بررسی اثربخشی همزمان این برنامه‌ها با داروی متفورمین (Metformin) - که برای کنترل دیابت استفاده می‌شود - یا داروهای جدید پاک‌کننده پروتئین آمیلوئید-بتا (Amyloid-β) در دستور کار قرار دارد.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد تزریق واکسن زونا (Shingles) ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد؛ هرچند اثبات قطعی این موضوع هنوز به مطالعات بیشتری نیاز دارد.

در نهایت چه کنیم؟

با وجود اینکه سبک زندگی سالم تضمین قطعی برای جلوگیری از زوال عقل نیست، اما مزایای آن برای سلامت قلب، پیشگیری از سکته و دستیابی به طول عمر سالم غیرقابل‌انکار است.

پزشکان توصیه می‌کنند که از نظر شناختی، فیزیکی و اجتماعی فعال بمانید، سیگار را ترک کنید و فاکتورهایی مانند فشار خون، قند خون، کلسترول، بینایی و شنوایی خود را مرتب چک و درمان کنید.

در نهایت، بخشی از ماجرای ابتلا به زوال عقل به ژنتیک و شانس برمی‌گردد؛ اما با رعایت این موارد، حداقل می‌توانیم روند پیری مغز را به تعویق بیندازیم و کیفیت زندگی خود را ارتقا دهیم.

https://doi.org/10.1038/d41586-026-02098-z

#سلامت #زوال_عقل #دمانس #آلزایمر #ورزش #فشارخون #چاقی #دیابت #سیگار #دخانیات #افسردگی #آلودگی_هوا #آموزش #تنهایی #روابط_خانوادگی #روابط_اجتماعی #شنوایی #بینایی #چشم #کلسترول_بد #الکل #آسیب_تروماتیک_مغزی

@updatemd
@LifeDefender | 6
3👍2
آیا مغز خزندگان در لایه‌های درونی مغز ما جای دارد؟
(مثالی بسیار جالب که نشان می‌دهد چرا نباید هر مطلبی را که ظاهری علمی دارد، واقعا علمی دانست و چرا مبارزه با خرافات بسیار سخت است.)

سال‌هاست که در کتاب‌های روان‌شناسی، کلاس‌های آموزشی، سخنرانی‌های انگیزشی، و حتی جلسات درمانی، از مفهومی به نام «مغز خزنده» سخن گفته می‌شود. تصویری ساده و جذاب که می‌گوید در اعماق مغز ما بخشی باستانی وجود دارد که مسئول غرایز، ترس، خشم و واکنش‌های بقاست و لایه‌های جدیدتر مغز بر روی آن ساخته شده‌اند تا منطق و تفکر را به زندگی انسان بیاورند. این روایت آن‌قدر فراگیر شده که بسیاری آن را حقیقتی بدیهی می‌پندارند.
 
اما مقاله‌ی در Psychology Today یادآوری می‌کند که این تصویر، سال‌هاست در علوم اعصاب اعتبار خود را از دست داده است. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که مغز انسان از سه لایه مستقل و مجزا تشکیل نشده است. تکامل مغز، به‌خلاف این استعاره‌ی مشهور، به صورت افزودن طبقه‌ای جدید بر ساختمانی قدیمی پیش نرفته، بلکه شبکه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از ساختارها را پدید آورده است که در آن شناخت، هیجان، حافظه و تصمیم‌گیری دائماً با یکدیگر تعامل دارند.

اما پرسش اصلی مقاله چیز دیگری است: اگر این مدل علمی کنار گذاشته شده، چرا هنوز همه جا از آن استفاده می‌شود؟

پاسخ نویسنده این است که دانش علمی با سرعتی بسیار بیشتر از انتقال دانش حرکت می‌کند. یافته‌های جدید ممکن است دهه‌ها طول بکشد تا وارد کتاب‌های درسی، دانشگاه‌ها، دوره‌های آموزشی و فرهنگ عمومی شوند. در این فاصله، نظریه‌های ابطال‌شده‌ی قدیمی همچنان بازتولید می‌شوند، زیرا ساده‌تر، قابل آموزش‌تر و روایت‌پذیرترند. از این رو، گاهی آنچه در جامعه «علم» نامیده می‌شود، در واقع تصویری از علم بیست یا سی سال پیش است.

تحلیلی از منظر معرفت‌شناسی تکاملی
اما شاید بتوان از زاویه‌ای دیگر نیز به این مقاله نگریست که آن را از گزارشی درباره‌ی علوم اعصاب به تاملی درباره‌ی تکامل علم تبدیل می‌کند.

معرفت‌شناسی تکاملی کلاسیک، از پوپر تا کمپبل، رشد دانش را فرآیندی مشابه تکامل زیستی می‌دانست: فرضیه‌ها پدید می‌آیند، در معرض نقد و آزمون قرار می‌گیرند، و آنهایی که بهتر با واقعیت سازگارند باقی می‌مانند. این چارچوب هنوز الهام‌بخش است، اما دیگر کافی نیست. معرفت‌شناسی تکاملی معاصر باید توضیح دهد که چرا برخی ایده‌های نادرست، حتی پس از ابطال، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند.

اینجاست که مفهوم وابستگی به مسیر در متون تکاملی اهمیت پیدا می‌کند. رشد دانش، به‌خلاف تصور ساده، صرفا تابع شواهد نیست؛ بلکه تابع مسیر تاریخی نیز هست. ایده‌هایی که زودتر وارد نظام آموزشی، زبان علمی، کتاب‌های درسی و ذهن متخصصان می‌شوند، مزیتی انباشتی پیدا می‌کنند. هرچه شبکه‌ی استفاده از یک مفهوم گسترده‌تر شود، هزینه‌ی جایگزینی آن نیز افزایش می‌یابد.

از این منظر، «مغز خزنده» صرفا یک نظریه نبوده، بلکه استعاره‌ای موفق بوده است. موفقیت آن به دلیل ویژگی‌های ارتباطی آن است. این استعاره به آسانی فهمیده می‌شود، به راحتی تدریس می‌شود، و داستان فیلسوفان باستان درباره‌ی کشمکش عقل و غریزه را علمی جلوه می‌دهد. به بیان دیگر، این ایده از نظر «شایستگی فرهنگی» موفق بوده، و نه الزاما از نظر انطباق با واقعیت زیستی.

در تکامل زیستی نیز همیشه بهترین موجودات باقی نمی‌مانند؛ بلکه آنهایی باقی می‌مانند که در شرایط موجود بهتر تکثیر می‌شوند. در قلمرو معرفت نیز گاه ایده‌هایی ماندگار می‌شوند که بهتر منتقل می‌شوند، نه لزوما آنهایی که دقیق‌ترند. بنابراین، انتخاب طبیعی ایده‌ها با انتخاب منطقی ایده‌ها یکسان نیست.



👈 ادامه در کامنت

#تفکر #شناخت #حقیقت #علم #تفکر_علمی #خرافات

@evophilosophy
@LifeDefender | 8
😍2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریافت شبکه‌های ماهواره‌ای با نرم‌افزار پخش ویدیو VLC player روی کامپیوتر

لینک گفته شده در کلیپ:
Https://iptv-org.github.io/iptv/index.m3u

#ماهواره #شبکه‌های_ماهواره‌ای

instagram, Link
@LifeDefender | 9
3
مایلم مطالبی را که روزانه می‌خوانم بدون تغییر اما با بهینه‌سازی‌هایی در کانال منتشر کنم. متاسفانه در حال حاضر زمان کافی برای انجام چنین کاری ندارم. از طرفی اگر وقت کافی هم وجود داشته باشد، امکان انتشار روزانه چندین مطلب در کانال مناسب نیست.

بنابراین از اوایل مردادماه، مطالبی که در کانال منتشر نمی‌شود، به گروه‌هایی (با تاپیک مناسب) فوروارد می‌‌شود.

از طریق لینک زیر، می‌توانید این لیست را اضافه کنید و استفاده کنید.

https://t.me/addlist/yPsu7Vp08jE0ZWQ0
🔥2👍1
همپوشانی اوتیسم و ADHD؛ دانشمندان در حال کشف ارتباط پیچیده این دو اختلال هستند.

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که اوتیسم و اختلال کم‌توجهی/بیش‌فعالی (ADHD) بسیار بیشتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد با یکدیگر همپوشانی دارند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که ویژگی‌های رفتاری، ژنتیک و حتی ساختار مغز در افرادی که هر دو وضعیت را به‌طور هم‌زمان دارند، به شکلی پیچیده در هم تنیده شده است. این موضوع پرسش‌های تازه‌ای درباره نحوه تعریف، تشخیص و درمان این دو اختلال مطرح می‌کند.

کالین سیرا، روان‌شناس بالینی، نخستین بار هنگام ارزیابی فرزندانش برای ADHD متوجه شد که بسیاری از علائم در خودش نیز وجود دارد. او در ۳۵ سالگی مبتلا به ADHD تشخیص داده شد، اما هفت سال بعد مشخص شد که خودش و هر دو فرزندش در طیف اوتیسم نیز قرار دارند.

به گفته او، زندگی با هر دو وضعیت گاهی مانند جنگی دائمی در درون فرد است؛ زیرا برخی ویژگی‌های این دو اختلال در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند. برای مثال، افراد مبتلا به اوتیسم معمولا به نظم، پیش‌بینی‌پذیری و برنامه‌های ثابت گرایش دارند، در حالی که ADHD اغلب با تکانشگری، جست‌وجوی تنوع و دشواری در حفظ برنامه‌های منظم همراه است.

اصطلاح «AuDHD» که در سال‌های اخیر میان پژوهشگران و جامعه افراد دارای این شرایط رایج شده، هنوز یک تشخیص رسمی پزشکی نیست، اما به هم‌زمانی اوتیسم و ADHD اشاره دارد.

تا سال ۲۰۱۳ پزشکان اجازه نداشتند هر دو تشخیص را برای یک فرد ثبت کنند. اما با انتشار ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، مشخص شد که این دو اختلال می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.

مطالعات اخیر نیز از این دیدگاه حمایت می‌کنند. یک پژوهش در سال ۲۰۲۵ نشان داد حدود ۴۵ درصد از بزرگسالان مبتلا به ADHD، ویژگی‌های قابل‌توجهی از اوتیسم نیز دارند. با این حال، بررسی نزدیک به ۱٫۹ میلیون پرونده بیمه درمانی در آمریکا نشان داد تنها ۱٫۷ درصد از بزرگسالان مبتلا به ADHD، تشخیص رسمی اوتیسم نیز دریافت کرده‌اند. این اختلاف چشمگیر نشان می‌دهد که بسیاری از موارد احتمالا هرگز شناسایی نمی‌شوند.

پژوهش‌های ژنتیکی نیز نشان داده‌اند که این دو اختلال بخشی از زمینه ژنتیکی مشترک را با یکدیگر سهیم هستند. مطالعه‌ای بزرگ در سال ۲۰۲۲ چندین ناحیه ژنتیکی مشترک میان ADHD و اوتیسم را شناسایی کرد و مطالعات خانوادگی و دوقلوها نیز همپوشانی ژنتیکی قابل‌توجهی را تأیید کرده‌اند.

علاوه بر این، یک مطالعه تصویربرداری مغزی در سال ۲۰۲۵ نشان داد افرادی که هر دو اختلال را دارند، الگوهای متفاوتی از ساختار و ارتباطات مغزی را نشان می‌دهند؛ موضوعی که حاکی از آن است که هم‌زمانی اوتیسم و ADHD صرفا جمع ساده دو اختلال نیست، بلکه ممکن است یک الگوی عصب‌رشدی منحصربه‌فرد ایجاد کند.

درمان AuDHD نیز معمولا به‌صورت اختصاصی برای هر فرد طراحی می‌شود. داروهای محرک که برای ADHD تجویز می‌شوند، ممکن است در برخی افراد مبتلا به اوتیسم عوارض بیشتری مانند کاهش اشتها یا تهوع ایجاد کنند. به همین دلیل، پزشکان معمولا ترکیبی از دارودرمانی، مداخلات رفتاری و اصلاح محیط زندگی را بر اساس نیازهای هر فرد به کار می‌گیرند.

کارشناسان معتقدند بزرگ‌ترین مانع، نه درمان بلکه تشخیص صحیح است. بسیاری از افراد سال‌ها بدون آنکه بدانند علت مشکلاتشان چیست، با احساس گناه، تنبلی یا ناکافی بودن زندگی می‌کنند. تشخیص درست می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا این تفاوت‌های عصبی را به‌عنوان بخشی از نحوه عملکرد مغزشان بشناسند، نه یک نقص شخصی.


https://www.nationalgeographic.com/health/article/what-is-audhd-adhd-autism-overlap-adults

#سلامت #زیست‌شناسی #روان‌پزشکی #اوتیسم #ای‌دی‌اچ‌دی
#اختلال_کم‌توجهی_بیش‌فعالی

@sciencetechnologyychat
@LifeDefender | 10
👍2🤯1
پژوهش بزرگ محققان: دغدغه مالی مداوم می‌تواند مغز شما را زودتر پیر کند

طبق این مطالعه گسترده و چنددهه‌ای، استرس و مشکلات مالی مداوم در دوران جوانی و میان‌سالی، روند پیری مغز را سرعت می‌‌بخشد و خطر ابتلا به زوال عقل و بیماری آلزایمر را در سنین بالاتر افزایش می‌دهد.

محققان دریافتند پیری مغز و زوال عقل فقط یک مسئله پزشکی محض نیست، بلکه عمیقا به شرایط اجتماعی و اقتصادی وابسته است که مهار آن به حمایت همه‌جانبه از اقشار کم‌درآمد نیاز دارد.

دانشمندان با بررسی اسکن‌های مغزی دریافتند حجم کلی مغز افرادی که فقر مداوم را تجربه کرده بودند به‌طور معناداری کاهش یافته بود؛ همچنین حفره‌های پر از مایع درون مغز این افراد بزرگ‌تر شده بود که نشانه‌ای مستقیم از تخریب بافت‌های عصبی و کاهش سلامت عمومی مغز است.

پژوهشگران چند مسیر زیستی و روانی را برای توضیح نحوه آسیب‌رسانی فقر به مغز مطرح می‌کنند: نگرانی مداوم درباره پول، سیستم عصبی را در حالت «آماده‌باش برای خطر» نگه می‌دارد. این استرس مزمن باعث ترشح هورمون‌های مخرب و ایجاد التهاب عمومی در بدن می‌شود؛ التهابی که فرایند پیری سلول‌های مغزی را سرعت می‌بخشد.

همچنین  اشتغال ذهنی همیشگی با مسائل مالی و چک‌کردن مداوم هزینه‌ها، بخش زیادی از «پهنای باند» و توان پردازشی مغز را اشغال می‌کند. این فشار مداوم، ظرفیت مغز را برای سایر تصمیم‌گیری‌ها و تمرکز کاهش می‌دهد و به مرور زمان سیستم‌های پردازش شناختی را فرسوده می‌کند.

خواندن کامل مطلب به پارسی


https://academic.oup.com/innovateage/article/10/8/igag054/8739704?login=false

#سلامت #مغز #پیری #فقر #پول #شناخت #تفکر #استرس #اضطراب #زوال_عقل #دمانس #آلزایمر

@Digiato
@LifeDefender | 11
😢31
Forwarded from vitakey | ویتاکی
هشدار امنیتی:
برای دانلود آخرین نسخه v2rayN وارد لینک زیر شوید و طبق تصویر نسخه 7.23.4 را با کلیک روی Latest متناسب با سیستم‌عامل خود دانلود
کنید.

طبق پست نسخه‌های پایین از ورژن فعلی دارای مشکل امنیتی است.


https://github.com/2dust/v2rayn

@Vitakey_ir
👍2