چالش
چالش دوش آب سرد
شرایط:
اهداف چالش : آرامش ، آگاهی ذهن، صبوری ، استمرار ، سرسختی
جهت یادآوری این پستها را بخوانید :
آرامش
آگاهی
صبوری
استمرار
سرسختی
@LifeDefender | منبع
چالش دوش آب سرد
شرایط:
👈هر روز و بدون وقفه باید انجام شود.
👈اول صبح و پس از بیرون آمدن از رختخواب باید انجام شود.
👈فقط از شیر آب سرد استفاده کنید، مخلوط کردن آب سرد با قسمتی آب گرم مجاز نیست.
👈پس از دوش گرفتن بغل کردن بخاری مجاز نیست، فقط با یک حوله خود را خشک کنید.
اهداف چالش : آرامش ، آگاهی ذهن، صبوری ، استمرار ، سرسختی
جهت یادآوری این پستها را بخوانید :
آرامش
آگاهی
صبوری
استمرار
سرسختی
بدون آرامش نمیتوانید زیر آب سرد بروید ، هر چه استرس و اضطراب عمیقتری داشته باشید انجام این کار برایتان سختتر خواهد بود این کار آرام شدن عمیق در ابتدای روز را برایتان به ارمغان میآورد.
اگر ذهنتان در وضعیت ناخودآگاه باشد نمی توانید این کار را انجام دهید ، این کار ذهنتان را به آگاهی در لحظه اکنون وادار میکند.
اگر کمطاقت و بیصبر هستید نمی توانید این کار را انجام دهید ، انجام این کار صبوری را یادتان میدهد.
در این کار باید تداوم داشت ، بدون حتی یک روز وقفه ، این استمرار داشتن را به شما می آموزد.
از رختخواب گرم به زیر آب سرد رفتن آسان نیست ،انجام هر روزه اینکار ، تمرین سرسختی است.
@LifeDefender | منبع
Telegram
یادداشتی برای خود
پیرو پست قبلی
آرامش ، پیش نیازِ بی قید و شرطِ پیشرفت و موفقیت است ، همانطور که ما ، نفس کشیدن را وابسته و مشروط نمی کنیم و در هر وضعیتی نفس می کشیم ، در مورد آرامش هم باید به همین وضع باشد و در هر وضعیت و موقعیتی آرامش مان را حفظ کنیم
به هیچوجه نباید…
آرامش ، پیش نیازِ بی قید و شرطِ پیشرفت و موفقیت است ، همانطور که ما ، نفس کشیدن را وابسته و مشروط نمی کنیم و در هر وضعیتی نفس می کشیم ، در مورد آرامش هم باید به همین وضع باشد و در هر وضعیت و موقعیتی آرامش مان را حفظ کنیم
به هیچوجه نباید…
👍4
کتاب افسانه عادی بودن – تروما، بیماری و درمان در فرهنگ سمی – نوشته گبور مته
#کتاب افسانهی عادی بودن بررسی نو و خلاقانهی علت انواع بیماری جسمی و روانی ماست. کتابی که سویهی انتقادی خود را به سمت اجتماع میگیرد و آن را بانی انواع مشکلات روانتنی انسانها میداند و راههای بسیار کارگشایی برای حرکت به سمت سلامت عمومی و درمان پیشنهاد میدهد.
در ادامه قسمتی از کتاب را میخوانیم:
#پیشنهاد_بررسی
@LifeDefender
#کتاب افسانهی عادی بودن بررسی نو و خلاقانهی علت انواع بیماری جسمی و روانی ماست. کتابی که سویهی انتقادی خود را به سمت اجتماع میگیرد و آن را بانی انواع مشکلات روانتنی انسانها میداند و راههای بسیار کارگشایی برای حرکت به سمت سلامت عمومی و درمان پیشنهاد میدهد.
در ادامه قسمتی از کتاب را میخوانیم:
#پیشنهاد_بررسی
@LifeDefender
👍2
LifeDefender
کتاب افسانه عادی بودن – تروما، بیماری و درمان در فرهنگ سمی – نوشته گبور مته #کتاب افسانهی عادی بودن بررسی نو و خلاقانهی علت انواع بیماری جسمی و روانی ماست. کتابی که سویهی انتقادی خود را به سمت اجتماع میگیرد و آن را بانی انواع مشکلات روانتنی انسانها…
تروما چیست؟
وقتی از این واژه استفاده میکنم، منظورم یک آسیب درونی است. پارگیای ماندگار یا جداییای درون «نفس» ما. علتش هم دشواری یا آسیبزنندگی رخدادهاست. با این تعریف میفهمیم که تروما عملا چیزی است که درون شخص رخ میدهد. این اتفاق درونی نتیجه رخدادهای دشوار یا آسیبزنندهای است که بهشکل بلا بر سر فرد نازل میشود. درنتیجه، مسئله خود رخدادها نیست. من تروما را اینطوری صورتبندی میکنم: «تروما اتفاقی نیست که بر شما واقع میشود، بلکه اتفاقی است که درون شما رخ میدهد.» مثلا تصادف با ماشین: یکی ضربهمغزی میشود. تصادف اتفاقی است که رخ داده است. آسیبی که فرد میبیند ماندگار است. به همین ترتیب، تروما آسیب روانی است، در سیستم عصبی، ذهن و تن ما جا خوش میکند و تا مدتها بعد از حوادث اصلی به زندگی خود ادامه میدهد و هر لحظه ممکن است دوباره سر باز کند. تروما منظومهای از ناملایمات است که باعث شکلدادن به خود آن زخم میشود و مازاد بارش میشود زخمخوردگی ما که بر تن و جان ما تحمیل میکند: [نتیجهاش میشود] احساسات حلنشدهای که به سراغ ما میآیند. آنها با خود دینامیکهای مقابلهشان را دیکته میکنند؛ مجموعهای از متون تراژیک، ملودرام یا عصبی که بدون اینکه بهشان فکر کنیم بهشکلی اجتنابناپذیر زندگیشان میکنیم. تازه یکی از چندین تاثیر آنها فقط عوارضی است که در تن ما میگذارد.
زخمها ممکن است بر هم ترجیح داده شوند. یعنی هم ازشان محافظت شود هم بافتهای خود را در کنار هم داشته باشند، ولی اشکالات خودشان را هم حفظ کنند: آن زخم میشود چیزی سفت، بههمفشرده، انعطافناپذیر، ناتوان در رشد و منطقهای بیحس. آن گوشت اصلی که بافت زنده و سالمی داشت دیگر نمیتواند از نو بافت تولید کند.
👈زخم یا شکاف دستنخورده، ترومایی حلنشده است که باعث محدودشدن «نفس» است، هم از نظر فیزیکی هم از نظر روانی. درواقع، تواناییهای ذاتی ما را محدود میکند و نگاهی تحریفشده از دنیا و آدمهای دیگر برای ما خلق میکند. این نگاه حالت طولانیمدت در ذهن ما پیدا میکند. تروما ما را در گذشته نگاه میدارد ـ مگر اینکه رویش کار کنیم. تروما باعث میشود از لحظه حال حاضر دور شویم، نتوانیم غنایش را درک کنیم. تروما چیستی ما را محدود میکند و با واداشتن ما برای سرکوب درد و بخشهای ناخواسته روان باعث میشود به «نفسی گسسته از هم» برسیم. تروما تا زمانی که دیده نشود و موردتوجه قرار نگیرد، سدی برای رشد است. در بسیاری اوقات، که مسئله خودم هم جزئشان است، تروما باعث میشود بلایی بر سر احساس با ارزش بودن فرد بیاید، باعث میشود روابط سمی شود و درک ما از خود زندگی را مبهم کند. در دوران ابتدای کودکی، شاید چنین چیزی باعث شود حتی رشد سالم مغز هم با مشکل روبهرو شود. همانطور که شاهد خواهیم بود، تروما مقدمه و همدست انواع بیماریها در طول زندگی خواهد شد.
این تاثیرات در کنار هم تشکیلدهنده مانعی اساسی و بزرگ برای شکوفایی بسیاری از آدمهاست. یک بار دیگر از پیتر لوین نقلقول میآورم:
قسمتی از #کتاب افسانه عادی بودن – تروما، بیماری و درمان در فرهنگ سمی – نوشته گبور مته
@LifeDefender
وقتی از این واژه استفاده میکنم، منظورم یک آسیب درونی است. پارگیای ماندگار یا جداییای درون «نفس» ما. علتش هم دشواری یا آسیبزنندگی رخدادهاست. با این تعریف میفهمیم که تروما عملا چیزی است که درون شخص رخ میدهد. این اتفاق درونی نتیجه رخدادهای دشوار یا آسیبزنندهای است که بهشکل بلا بر سر فرد نازل میشود. درنتیجه، مسئله خود رخدادها نیست. من تروما را اینطوری صورتبندی میکنم: «تروما اتفاقی نیست که بر شما واقع میشود، بلکه اتفاقی است که درون شما رخ میدهد.» مثلا تصادف با ماشین: یکی ضربهمغزی میشود. تصادف اتفاقی است که رخ داده است. آسیبی که فرد میبیند ماندگار است. به همین ترتیب، تروما آسیب روانی است، در سیستم عصبی، ذهن و تن ما جا خوش میکند و تا مدتها بعد از حوادث اصلی به زندگی خود ادامه میدهد و هر لحظه ممکن است دوباره سر باز کند. تروما منظومهای از ناملایمات است که باعث شکلدادن به خود آن زخم میشود و مازاد بارش میشود زخمخوردگی ما که بر تن و جان ما تحمیل میکند: [نتیجهاش میشود] احساسات حلنشدهای که به سراغ ما میآیند. آنها با خود دینامیکهای مقابلهشان را دیکته میکنند؛ مجموعهای از متون تراژیک، ملودرام یا عصبی که بدون اینکه بهشان فکر کنیم بهشکلی اجتنابناپذیر زندگیشان میکنیم. تازه یکی از چندین تاثیر آنها فقط عوارضی است که در تن ما میگذارد.
وقتی زخمی بهخودیخود ترمیم نمیشود، یکی از این دو اتفاق رخ میدهد: یا همینطور خام باقی میماند یا، در بیشتر اوقات، جایش یک لایه سنگین از جای زخم مینشیند. زخم باز منشا مداوم درد است. جایی است که بارها و بارها سرش آسیب میبینیم. این آسیب شاید کوچکترین تکانه ممکن باشد. این ممکن است کاری کند که تا ابد گوشبهزنگ باشیم ـ یعنی همیشه مشغول مراقبت از زخمهایمان باشیم و همین باعث میشود توانایی محدودی در رفتار انعطافپذیر داشته باشیم. باعث میشود نتوانیم با اعتمادبهنفس بیشتر عمل کنیم، چراکه میترسیم دوباره آسیب ببینیم.
زخمها ممکن است بر هم ترجیح داده شوند. یعنی هم ازشان محافظت شود هم بافتهای خود را در کنار هم داشته باشند، ولی اشکالات خودشان را هم حفظ کنند: آن زخم میشود چیزی سفت، بههمفشرده، انعطافناپذیر، ناتوان در رشد و منطقهای بیحس. آن گوشت اصلی که بافت زنده و سالمی داشت دیگر نمیتواند از نو بافت تولید کند.
👈زخم یا شکاف دستنخورده، ترومایی حلنشده است که باعث محدودشدن «نفس» است، هم از نظر فیزیکی هم از نظر روانی. درواقع، تواناییهای ذاتی ما را محدود میکند و نگاهی تحریفشده از دنیا و آدمهای دیگر برای ما خلق میکند. این نگاه حالت طولانیمدت در ذهن ما پیدا میکند. تروما ما را در گذشته نگاه میدارد ـ مگر اینکه رویش کار کنیم. تروما باعث میشود از لحظه حال حاضر دور شویم، نتوانیم غنایش را درک کنیم. تروما چیستی ما را محدود میکند و با واداشتن ما برای سرکوب درد و بخشهای ناخواسته روان باعث میشود به «نفسی گسسته از هم» برسیم. تروما تا زمانی که دیده نشود و موردتوجه قرار نگیرد، سدی برای رشد است. در بسیاری اوقات، که مسئله خودم هم جزئشان است، تروما باعث میشود بلایی بر سر احساس با ارزش بودن فرد بیاید، باعث میشود روابط سمی شود و درک ما از خود زندگی را مبهم کند. در دوران ابتدای کودکی، شاید چنین چیزی باعث شود حتی رشد سالم مغز هم با مشکل روبهرو شود. همانطور که شاهد خواهیم بود، تروما مقدمه و همدست انواع بیماریها در طول زندگی خواهد شد.
این تاثیرات در کنار هم تشکیلدهنده مانعی اساسی و بزرگ برای شکوفایی بسیاری از آدمهاست. یک بار دیگر از پیتر لوین نقلقول میآورم:
«تروما احتمالا از عوامل رنج انسانی است که بیشتر از همه نادیده گرفته شده، تقلیل داده شده، نفی شده، درست درک نشده، ازش فرار شده و درمان نشده است.»
قسمتی از #کتاب افسانه عادی بودن – تروما، بیماری و درمان در فرهنگ سمی – نوشته گبور مته
@LifeDefender
👍5
۱۰ علامت مشترک اما پنهان کسانی که زندگی سخت و چالشبرانگیزی داشتهاند
متاسفانه ما یاد گرفتهایم که با نشانهها و فرضهای اندکی در مورد مردم اظهار نظر کنیم و یا اصلا قضاوتشان کنیم.
اما هیچ کدام از ما در درون دیگران نیستیم و نمیدانیم چه بر سرشان رفته و به چه میاندیشند و چه اهدافی برایشان مهم است.
اما نشانههایی وجود دارند که نشان میدهد عرصه زندگی بر کسی سخت شده و او زندگی را با انرژی زیاد، تاب میآورد. در این موارد باید کمی با او مهربانتر باشیم و کارها را برایش دشوارتر نکنیم. بلکه که بتواند از بحران دربیاید. / یکپزشک
▫️۱. شخصیت دوگانه
میبینید که کسی اعلب دلسوز و مهربان است و کمک میکند، اما چیزهایی باعث میشود که ناگهان از کوره در برود و برخلاف رویه غالب خود، انتقاد کوچکی را تاب نیاورد و از مکانیسم دفاعی خشن استفاده میکند.
اینها میتوانند باعث شوند که او سعی میکند معقول و مهربان باقی بماند، اما در بعضی از روزها ظرفیت او تمام میشود و متاسفانه اگر آدمهای بدجنسی پیرامون او باشند، انگشت روی نقطههای حساس او میگذارند و او را از کوره درمیبرند.
از آنجا که جامعه را نمیشود عوض کرد و همه را مهربان کرد، خود شخص باید رفته رفته این آستانهها را بشناسد و تمرین ذهنی برای حساسیتزدایی از تحریککنندههای روان انجام بدهد.
▫️۲. چگونه به مهربانی پاسخ بدهم؟!
ممکن است برایتان عجیب به نظر برسد. ممکن است فکر کنید که پاسخ مهربانی که مشخص است. اما شخصی را در نظر بگیرید که در دورهای مهربانی را تجربه کرده و بعد مثلا شریک زندگیاش به هر دلیل راه دیگری را در پیش گرفته یا تنهایی اجباری طعم نامهربانی را به او چشانده.
او ممکن است به طور متناوب هم مهربانی و هم سواستفاده و لفاظیهای پوچ خیرخواهانه را دیده باشد. اینک اگر به او مهربانی کنیم، او تا مدتها نمیداند که چه کند، میترسد که دست شما را بگیرید و باز هم پس زده شود و وارد یک بحران روحی دیگر شود. پس ظاهرا او را سرد و بیروح مییابید، در صورتی که فقط حس اعتماد او ضعیف شده است و او نیاز به زمان دارد.
▫️۳. داشتن حس شوخ طبعی
به نظر میرسد که شوخطبعها، سلامت روان و زندگی خوبی داشته باشند. اما گاهی بذلهگوترین آدمهای پیرامون ما از دل زندگی سختی بیرون آمدهاند. آنها دیگران را سرگرم میکنند، اما در واقع در پی دقایقی فراموشی هستند. آنها میترسند که جامعه بیرحم اگر حس و حالی متناسب با شرایط زندگی از خود نشان بدهند، حذفشان کند. پس عاطفهای متفاوت با روحیه اصلی خود بروز میدهند.
▫️۴. تعریف کردن یک داستان خندهدار که در واقع آسیبزا است
بعضیها عادت دارند که خرابکاریها یا بدبیاریهایی که در زندگی داشتهاند را پررنگ کنند، به نوعی خودشان را خرد کنند تا داستانی خندهدار بسازند و شما را سرگرم کنند. در صورتی که روان سالم خاطرات بد را تعدیل میکند و گاهی باید برخی از چیزها را بنا به صلاحدید در گوشه ذهن پنهان کرد.
وقتی کسی امور شخصی زندگیاش را کمیک میکند و محفلی را به اصطلاح گرم میکند، این همیشه ناشی از بشاش بودن و خوشصحبتی او نیست و ممکن است از ناشی از زندگی دشوار او باشد.
▫️۵. آرام بودن در موقعیتهای استرسزا
صفت خوبی است، نه؟! اینکه کسی در هنگام استرس بسیار خونسرد و آرام باشد. در هنگامی که باید استرس داشته باشد و مضطرب باشد، هیچ واکنشی در او نبینیم.
اما این امر هم میتواند روی دیگری از سکه باشد و همیشه ناشی از کنترل خوب روی نفش نباشد. ممکن است شخص آنقدر گذشته تروماتیک داشته که به بدبیاری عادت کرده یا ممکن است سرعت واکنشش بسیار کند باشد. حتی ممکن است او به صورت متناقض در مقابل چیزهای استرسآور، خونسرد باشد و چیزهای عادی مضطرباش کند.
ادامه ... 👇
@LifeDefender
متاسفانه ما یاد گرفتهایم که با نشانهها و فرضهای اندکی در مورد مردم اظهار نظر کنیم و یا اصلا قضاوتشان کنیم.
اما هیچ کدام از ما در درون دیگران نیستیم و نمیدانیم چه بر سرشان رفته و به چه میاندیشند و چه اهدافی برایشان مهم است.
اما نشانههایی وجود دارند که نشان میدهد عرصه زندگی بر کسی سخت شده و او زندگی را با انرژی زیاد، تاب میآورد. در این موارد باید کمی با او مهربانتر باشیم و کارها را برایش دشوارتر نکنیم. بلکه که بتواند از بحران دربیاید. / یکپزشک
▫️۱. شخصیت دوگانه
میبینید که کسی اعلب دلسوز و مهربان است و کمک میکند، اما چیزهایی باعث میشود که ناگهان از کوره در برود و برخلاف رویه غالب خود، انتقاد کوچکی را تاب نیاورد و از مکانیسم دفاعی خشن استفاده میکند.
اینها میتوانند باعث شوند که او سعی میکند معقول و مهربان باقی بماند، اما در بعضی از روزها ظرفیت او تمام میشود و متاسفانه اگر آدمهای بدجنسی پیرامون او باشند، انگشت روی نقطههای حساس او میگذارند و او را از کوره درمیبرند.
از آنجا که جامعه را نمیشود عوض کرد و همه را مهربان کرد، خود شخص باید رفته رفته این آستانهها را بشناسد و تمرین ذهنی برای حساسیتزدایی از تحریککنندههای روان انجام بدهد.
▫️۲. چگونه به مهربانی پاسخ بدهم؟!
ممکن است برایتان عجیب به نظر برسد. ممکن است فکر کنید که پاسخ مهربانی که مشخص است. اما شخصی را در نظر بگیرید که در دورهای مهربانی را تجربه کرده و بعد مثلا شریک زندگیاش به هر دلیل راه دیگری را در پیش گرفته یا تنهایی اجباری طعم نامهربانی را به او چشانده.
او ممکن است به طور متناوب هم مهربانی و هم سواستفاده و لفاظیهای پوچ خیرخواهانه را دیده باشد. اینک اگر به او مهربانی کنیم، او تا مدتها نمیداند که چه کند، میترسد که دست شما را بگیرید و باز هم پس زده شود و وارد یک بحران روحی دیگر شود. پس ظاهرا او را سرد و بیروح مییابید، در صورتی که فقط حس اعتماد او ضعیف شده است و او نیاز به زمان دارد.
▫️۳. داشتن حس شوخ طبعی
به نظر میرسد که شوخطبعها، سلامت روان و زندگی خوبی داشته باشند. اما گاهی بذلهگوترین آدمهای پیرامون ما از دل زندگی سختی بیرون آمدهاند. آنها دیگران را سرگرم میکنند، اما در واقع در پی دقایقی فراموشی هستند. آنها میترسند که جامعه بیرحم اگر حس و حالی متناسب با شرایط زندگی از خود نشان بدهند، حذفشان کند. پس عاطفهای متفاوت با روحیه اصلی خود بروز میدهند.
▫️۴. تعریف کردن یک داستان خندهدار که در واقع آسیبزا است
بعضیها عادت دارند که خرابکاریها یا بدبیاریهایی که در زندگی داشتهاند را پررنگ کنند، به نوعی خودشان را خرد کنند تا داستانی خندهدار بسازند و شما را سرگرم کنند. در صورتی که روان سالم خاطرات بد را تعدیل میکند و گاهی باید برخی از چیزها را بنا به صلاحدید در گوشه ذهن پنهان کرد.
وقتی کسی امور شخصی زندگیاش را کمیک میکند و محفلی را به اصطلاح گرم میکند، این همیشه ناشی از بشاش بودن و خوشصحبتی او نیست و ممکن است از ناشی از زندگی دشوار او باشد.
▫️۵. آرام بودن در موقعیتهای استرسزا
صفت خوبی است، نه؟! اینکه کسی در هنگام استرس بسیار خونسرد و آرام باشد. در هنگامی که باید استرس داشته باشد و مضطرب باشد، هیچ واکنشی در او نبینیم.
اما این امر هم میتواند روی دیگری از سکه باشد و همیشه ناشی از کنترل خوب روی نفش نباشد. ممکن است شخص آنقدر گذشته تروماتیک داشته که به بدبیاری عادت کرده یا ممکن است سرعت واکنشش بسیار کند باشد. حتی ممکن است او به صورت متناقض در مقابل چیزهای استرسآور، خونسرد باشد و چیزهای عادی مضطرباش کند.
ادامه ... 👇
@LifeDefender
👍3
LifeDefender
۱۰ علامت مشترک اما پنهان کسانی که زندگی سخت و چالشبرانگیزی داشتهاند متاسفانه ما یاد گرفتهایم که با نشانهها و فرضهای اندکی در مورد مردم اظهار نظر کنیم و یا اصلا قضاوتشان کنیم. اما هیچ کدام از ما در درون دیگران نیستیم و نمیدانیم چه بر سرشان رفته و به…
▫️۶. سعی در مستقل ماندن
افرادی که دوره سخی در زندگی خود داشتهاند محتاط میشوند و همیشه گوش به زنگ میشوند و سعی میکنند همه کارهایشان را خودشان را انجام بدهند.
آنها ممکن است قبلا کارهایی را به دیگران واگذار کرده باشند و با عواقب بدی مواجه شده باشند، در نتیجه دیگر اعتماد نمیکنند و سعی میکنند صفر تا صد کارها را خودشان انجام بدهند.
▫️۷. اعتماد کردن و دوستی دشوار
کافی است چند بار از دوست زندگی یا شریک زندگی یا خانواده خود بد دیده باشید، دیگر در دوستیهای آینده خود تجدید نظر میکنید. شما ممکن است ماهها وارد محیطی شوید و حتی یک دوست صمیمی نداشته باشید و تازه بعد از حدود یک سال دیگران میفهمند که شما کیستید و چه اندیشهای دارید.
▫️۸. کمک نخواستن
واکنش عادی ما این است که وقتی کاری دشوار میشود یا در زندگی به بنبست برمیخوریم کمک بخواهیم. اما اشخاصی که خاطرات تروماتیک داشتهاند، تک تک دفعاتی که کمک خواستهاند و به جز حرفهای ظاهری چیزی دریافت نکردهاند مرور میکنند و سر آخر به این نتیجه برسند که به قیمت آسیب هم شده، خود را ذلیل نکند و از کسی کنک نخواهند.
▫️۹. دادن پاسخهای پیچیده به سوالات ساده
کودکی را در نظر بگیرید که در ۱۰ – ۱۲ سال اول زندگیاش به خاطر مثلا کار پدرش زیاد جابجا شده. او در پاسخ به سوالی مانند اینکه کجایی هستی، مجبور است پاسخی طولانی و پیچیده بدهد.
به همین ترتیب کسی که جدا شده و به کسی آشنا میشود، ظنین میشود که در پاسخ به سوالهای طرف مقابل چطور پاسخ بدهد. آیا سوالهای ساده، واقعا ساده هستند یا در پشتشان، نیات تحلیل شخص نهفته است، به همین خاطر شخص ترجیح میدهد با تفصیل و با تبصره و یا احتیاط، بسیار بیشتری از چیزی که نیاز است، پاسخ بدهد.
▫️۱۰. حریص و مالاندوز بودن.
دورههای فقر یا نداری هیچ وقت فراموش نمیشوند. حتما آدمهایی را دیدهاید که علیرغم سرمایهدار شدن، مخارج خرد بیاهمیت را یادداشت میکنند و به قیمت بر هم خوردن سبک زندگی، بیش از نیازشان پول درمیآورند. اینها واقعا در ذات خودشان حریض و پولپرست نبودهاند، بلکه قصد دارند از گذشتهشان بسیار فرار کنند تا دیگر هرگز تکرار نشود.
@LifeDefender
افرادی که دوره سخی در زندگی خود داشتهاند محتاط میشوند و همیشه گوش به زنگ میشوند و سعی میکنند همه کارهایشان را خودشان را انجام بدهند.
آنها ممکن است قبلا کارهایی را به دیگران واگذار کرده باشند و با عواقب بدی مواجه شده باشند، در نتیجه دیگر اعتماد نمیکنند و سعی میکنند صفر تا صد کارها را خودشان انجام بدهند.
▫️۷. اعتماد کردن و دوستی دشوار
کافی است چند بار از دوست زندگی یا شریک زندگی یا خانواده خود بد دیده باشید، دیگر در دوستیهای آینده خود تجدید نظر میکنید. شما ممکن است ماهها وارد محیطی شوید و حتی یک دوست صمیمی نداشته باشید و تازه بعد از حدود یک سال دیگران میفهمند که شما کیستید و چه اندیشهای دارید.
▫️۸. کمک نخواستن
واکنش عادی ما این است که وقتی کاری دشوار میشود یا در زندگی به بنبست برمیخوریم کمک بخواهیم. اما اشخاصی که خاطرات تروماتیک داشتهاند، تک تک دفعاتی که کمک خواستهاند و به جز حرفهای ظاهری چیزی دریافت نکردهاند مرور میکنند و سر آخر به این نتیجه برسند که به قیمت آسیب هم شده، خود را ذلیل نکند و از کسی کنک نخواهند.
▫️۹. دادن پاسخهای پیچیده به سوالات ساده
کودکی را در نظر بگیرید که در ۱۰ – ۱۲ سال اول زندگیاش به خاطر مثلا کار پدرش زیاد جابجا شده. او در پاسخ به سوالی مانند اینکه کجایی هستی، مجبور است پاسخی طولانی و پیچیده بدهد.
به همین ترتیب کسی که جدا شده و به کسی آشنا میشود، ظنین میشود که در پاسخ به سوالهای طرف مقابل چطور پاسخ بدهد. آیا سوالهای ساده، واقعا ساده هستند یا در پشتشان، نیات تحلیل شخص نهفته است، به همین خاطر شخص ترجیح میدهد با تفصیل و با تبصره و یا احتیاط، بسیار بیشتری از چیزی که نیاز است، پاسخ بدهد.
▫️۱۰. حریص و مالاندوز بودن.
دورههای فقر یا نداری هیچ وقت فراموش نمیشوند. حتما آدمهایی را دیدهاید که علیرغم سرمایهدار شدن، مخارج خرد بیاهمیت را یادداشت میکنند و به قیمت بر هم خوردن سبک زندگی، بیش از نیازشان پول درمیآورند. اینها واقعا در ذات خودشان حریض و پولپرست نبودهاند، بلکه قصد دارند از گذشتهشان بسیار فرار کنند تا دیگر هرگز تکرار نشود.
@LifeDefender
👍4
سیلیکون ولی.pdf
7.2 MB
دانلود #کتاب pdf شناخت دره سیلیکون ولی
دکتر یحیی تابش پس از سالها تدریس در دانشگاه صنعتی شریف از سال ۱۳۹۱ در کالیفرنیا آمریکا مشغول انجام تحقیقات علمی در حوزه آموزش کودکان هستند. ایشان همچنین به دلیل همکاری با دانشگاه استنفورد تحقیقات گستردهای در خصوص اکوسیستم سیلیکون ولی داشته و کتابی را با عنوان «گزیده شناخت دره سیلیکون» با همراهی آقایان محمد مروتی و محمد اکبرپور تالیف کرده اند. در این کتاب از جمله با ۹ کارآفرین فعال در سیلیکون ولی مصاحبه شده است.
@LifeDefender
دکتر یحیی تابش پس از سالها تدریس در دانشگاه صنعتی شریف از سال ۱۳۹۱ در کالیفرنیا آمریکا مشغول انجام تحقیقات علمی در حوزه آموزش کودکان هستند. ایشان همچنین به دلیل همکاری با دانشگاه استنفورد تحقیقات گستردهای در خصوص اکوسیستم سیلیکون ولی داشته و کتابی را با عنوان «گزیده شناخت دره سیلیکون» با همراهی آقایان محمد مروتی و محمد اکبرپور تالیف کرده اند. در این کتاب از جمله با ۹ کارآفرین فعال در سیلیکون ولی مصاحبه شده است.
@LifeDefender
▫️غالبا تنها به این دلیل با عقیدهای مخالفت میکنیم که لحن بیان آن را دوست نمیداریم.
▫️مردمانی که در جمع احساس امنیت نمیکنند هر فرصتی را برای نشان دادن تفوق خود بر شخص آشنایی که بر او برتری دارند غنیمت میشمارند و این کار را در پیش جمع انجام میدهند، برای نمونه با تمسخر او.
#کتاب انسانی، زیاده انسانی، نوشته فریدریش نیچه، ترجمهی ابوتراب سهراب و محمد محقق نیشابوری، نشر مرکز، ١۴٠١
#ارتباط_خانوادگی #ارتباط_اجتماعی
@LifeDefender
▫️مردمانی که در جمع احساس امنیت نمیکنند هر فرصتی را برای نشان دادن تفوق خود بر شخص آشنایی که بر او برتری دارند غنیمت میشمارند و این کار را در پیش جمع انجام میدهند، برای نمونه با تمسخر او.
#کتاب انسانی، زیاده انسانی، نوشته فریدریش نیچه، ترجمهی ابوتراب سهراب و محمد محقق نیشابوری، نشر مرکز، ١۴٠١
#ارتباط_خانوادگی #ارتباط_اجتماعی
@LifeDefender
👍1
شكار ميمون زنده بخاطر چابكی و سرعت عمل جانور بسيار مشكل است. يكی از روشهای شكار ميمون در آفريقا اين است كه شكارچی به محل اقامت ميمونها میرود و بدون توجه به آنها در سوراخ كوچكی در يك سنگ بزرگ مقداری خوراكی میريزد و دور میشود.
ميمونهای گرسنه و كنجكاو دستشان را به درون سوراخ میبرند و خوراكیها را در مشت خود میريزند، اما دهانه سوراخ كوچکتر از آن است كه مشت ميمون از آن خارج شود. ميمون وحشتزده می شود و تقلا میكند تا خسته شود، اما هرگز مشت بسته خود را باز نمیكند تا رها شود!
پ.ن:
وقتی روش رسیدن به هدف از خود هدف اهمیتش بیشتر میشه... امکانش زیاده خیلی از انسانها حداقل یکبار چنین حماقتی رو مرتکب شده باشند.
@LifeDefender
ميمونهای گرسنه و كنجكاو دستشان را به درون سوراخ میبرند و خوراكیها را در مشت خود میريزند، اما دهانه سوراخ كوچکتر از آن است كه مشت ميمون از آن خارج شود. ميمون وحشتزده می شود و تقلا میكند تا خسته شود، اما هرگز مشت بسته خود را باز نمیكند تا رها شود!
پ.ن:
وقتی روش رسیدن به هدف از خود هدف اهمیتش بیشتر میشه... امکانش زیاده خیلی از انسانها حداقل یکبار چنین حماقتی رو مرتکب شده باشند.
@LifeDefender
👍3
دوباره یه بیماری تنفسی تو چین بین کودکان چین شایع شده، (چند هزار نفر را درگیر کرده) و چین باز داره اطلاعات مشکوک میده جوری که این بار صدای WHO هم درومده. امیدوارم اینبار ختم به شر نشه!
https://www.who.int/news/item/22-11-2023-who-statement-on-reported-clusters-of-respiratory-illness-in-children-in-northern-china
👈آیا توصیههایی وجود دارد؟
سازمان WHO توصیه میکند که مردم در مناطق شیوع از قوانین عادی برای جلوگیری از بیماریهای تنفسی پیروی کنند. این موارد شامل واکسینه شدن، ایزوله کردن در صورت بروز علائم و ماسک زدن است. بر اساس اطلاعات فعلی، WHO فعلا آمد و شد مسافر به چین را محدود نکرده است.
@LifeDefender
https://www.who.int/news/item/22-11-2023-who-statement-on-reported-clusters-of-respiratory-illness-in-children-in-northern-china
👈آیا توصیههایی وجود دارد؟
سازمان WHO توصیه میکند که مردم در مناطق شیوع از قوانین عادی برای جلوگیری از بیماریهای تنفسی پیروی کنند. این موارد شامل واکسینه شدن، ایزوله کردن در صورت بروز علائم و ماسک زدن است. بر اساس اطلاعات فعلی، WHO فعلا آمد و شد مسافر به چین را محدود نکرده است.
@LifeDefender
World Health Organization
WHO statement on reported clusters of respiratory illness in children in northern China
WHO has made an official request to China for detailed information on an increase in respiratory illnesses and reported clusters of pneumonia in children. At a press conference on 13 November 2023, Chinese authorities from the National Health Commission…
شما تنها وقتی مالک چیزی هستید، که اختیار استفاده یا عدم استفاده ازش در دست خودتون باشه. پولی که اختیار استفاده یا عدم استفاده ازش دست شما نیست، پول شما نیست./anarchonomy
@LifeDefender
@LifeDefender
یادگیری زبان قبل از تولد شروع میشود: آنچه کودک شما قبل از تولد میشنود، واقعا میتواند مغز او را شکل دهد.
بر اساس یک تحقیق جدید، به بینش تازهای در مورد درک مهارتهای شنیداری و گفتاری در نوزادان رسیدهایم. بر این اساس یادگیری زبان ممکن است پیش از تولد و از زمان زندگی داخل رحمی شروع شود.
تیمی از محققان به سرپرستی کارشناسان دانشگاه پادوآ در ایتالیا، تغییرات خاصی را در الگوهای مغزی نوزادانی که در معرض تکلم قرار میگرفتند، پیدا کردند.
این امر نشان میدهد که مغز آنها از قبل با زبان مادرشان و با ریتمهای اولیه سخن و گفتار هماهنگی پیدا میکند.
این مطالعه روی ۳۳ نوزاد یک تا پنج روزه با مادران فرانسویزبان انجام شد. صدای داستانهایی کودکانه به زبان فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی برای نوزادان پخش شد.
جالب بود که هنگام پخش داستان به زبان فرانسوی، محققان متوجه چیز متفاوتی شدند: همبستگیهای زمانی طولانیتر. محققان در واقع روی امواج مغزی تمرکز کرده بودند که با نحوه درک و پردازش گفتار ما مرتبط هستند.
این مطلب نشان میدهد که بلافاصله پس از تولد، نوزادان میتوانند زبانی را که در رحم مادر خود میشنوند، تشخیص داده و جذبش کنند (میدانیم که صداهای خارجی پس از حدود هفت ماه بارداری شنیده میشوند).
علاوه بر این، محققان دریافتند که این نوسانات مغزی که توسط زبان فرانسوی فعال میشد، در فرکانس خاصی مرتبط با ریتمهای طبیعی گفتار بودند. به نظر میرسد، حتی زمانی که فقط چند روزه هستیم، آماده شروع یادگیری نحوه صحبت کردن هستیم. «بنابراین ممکن است مغز نوزاد از همان زمان تولد در وضعیت بهینه برای پردازش کارآمد گفتار و زبان باشد که زیربنای توانایی های غیرمنتظره یادگیری زبان نوزادان انسان است.»
تحقیقات قبلی نشان داده بودند که ما به احتمال زیاد در دوران بارداری گوش میدهیم. برای مثال، روشن شده بود که نوزادان صدای مادرشان را ترجیح میدهند. اما مطالعه جدید برای بررسی دقیقتر فعالیت عصبی در نوزادان طراحی شده بود. البته، نوزادان کاملا قادر به یادگیری زبانی متفاوت از زبان تولد خود هستند و اینها به این معنی نیست که ما به زبانی که مادرمان صحبت میکند وابسته هستیم. با این حال، مشخض شده که یادگیری زبان قبل از تولد شروع میشود.
محققان پیشنهاد میکنند که یکی از گامهای بعدی میتواند بررسی نحوه تاثیر انواع دیگر صداها بر مغز نوزادان باشد. در حال حاضر شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ما میتوانیم موسیقیهایی را که قبلا در رحم شنیدهایم تشخیص دهیم. / ترجمه علیرضامجیدی، یکپزشک
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.adj3524
@LifeDefender
بر اساس یک تحقیق جدید، به بینش تازهای در مورد درک مهارتهای شنیداری و گفتاری در نوزادان رسیدهایم. بر این اساس یادگیری زبان ممکن است پیش از تولد و از زمان زندگی داخل رحمی شروع شود.
تیمی از محققان به سرپرستی کارشناسان دانشگاه پادوآ در ایتالیا، تغییرات خاصی را در الگوهای مغزی نوزادانی که در معرض تکلم قرار میگرفتند، پیدا کردند.
این امر نشان میدهد که مغز آنها از قبل با زبان مادرشان و با ریتمهای اولیه سخن و گفتار هماهنگی پیدا میکند.
این مطالعه روی ۳۳ نوزاد یک تا پنج روزه با مادران فرانسویزبان انجام شد. صدای داستانهایی کودکانه به زبان فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی برای نوزادان پخش شد.
جالب بود که هنگام پخش داستان به زبان فرانسوی، محققان متوجه چیز متفاوتی شدند: همبستگیهای زمانی طولانیتر. محققان در واقع روی امواج مغزی تمرکز کرده بودند که با نحوه درک و پردازش گفتار ما مرتبط هستند.
این مطلب نشان میدهد که بلافاصله پس از تولد، نوزادان میتوانند زبانی را که در رحم مادر خود میشنوند، تشخیص داده و جذبش کنند (میدانیم که صداهای خارجی پس از حدود هفت ماه بارداری شنیده میشوند).
علاوه بر این، محققان دریافتند که این نوسانات مغزی که توسط زبان فرانسوی فعال میشد، در فرکانس خاصی مرتبط با ریتمهای طبیعی گفتار بودند. به نظر میرسد، حتی زمانی که فقط چند روزه هستیم، آماده شروع یادگیری نحوه صحبت کردن هستیم. «بنابراین ممکن است مغز نوزاد از همان زمان تولد در وضعیت بهینه برای پردازش کارآمد گفتار و زبان باشد که زیربنای توانایی های غیرمنتظره یادگیری زبان نوزادان انسان است.»
تحقیقات قبلی نشان داده بودند که ما به احتمال زیاد در دوران بارداری گوش میدهیم. برای مثال، روشن شده بود که نوزادان صدای مادرشان را ترجیح میدهند. اما مطالعه جدید برای بررسی دقیقتر فعالیت عصبی در نوزادان طراحی شده بود. البته، نوزادان کاملا قادر به یادگیری زبانی متفاوت از زبان تولد خود هستند و اینها به این معنی نیست که ما به زبانی که مادرمان صحبت میکند وابسته هستیم. با این حال، مشخض شده که یادگیری زبان قبل از تولد شروع میشود.
محققان پیشنهاد میکنند که یکی از گامهای بعدی میتواند بررسی نحوه تاثیر انواع دیگر صداها بر مغز نوزادان باشد. در حال حاضر شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ما میتوانیم موسیقیهایی را که قبلا در رحم شنیدهایم تشخیص دهیم. / ترجمه علیرضامجیدی، یکپزشک
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.adj3524
@LifeDefender
👍2
سرسختی
نیچه میگوید غرور و خویشتن دوستی ما سبب میشود نوابغ را از مردم عادی جدا کنیم چون اگر نبوغ را موهبتی معجزهوار تصور کنیم مجبور نیستیم خودمان را با نوابغ مقایسه کنیم.
یعنی ما با اعتقاد داشتن به هوش و اینکه دیگران تافته جدا بافتهای هستند که نابغه شدند میخواهیم زحمت سرسختی را از خودمان برداریم!
سرسختی، یعنی اینکه ما زحمت بکشیم و سخت تلاش کنیم در مسیر بمانیم تا به نتیجه برسیم.
هوش، یعنی فرد بهصورت مادرزادی باهوش بوده است و تا آخر هم موفق خواهد بود که البته واقعیت هم دارد. (یعنی عدهای هستند که واقعا همچین شرایطی را دارند)
نیچه میگوید چون ما نمیخواهیم تلاشی انجام بدهیم و خودمان را مقایسه کنیم و به نقض هایمان پی ببریم یک عده را ابر انسان میکنیم.
همه اینها به این دلیل است که ما میخواهیم زحمت سرسختی را از روی خودمان برداریم و باهوشها را بهعنوان انسانهایی اعجابانگیز و عجیب غریب بدانیم.
به عبارت دیگر تصور استعداد به صورت عنصری مرموز و اعجاب انگیز به ما اجازه میدهد کنار بکشیم و در جایگاه کنونیمان احساس آسایش کنیم. (یعنی فرد نمیخواهد از دایره امن خودش خارج شود) / امیر میرهلی
@LifeDefender
نیچه میگوید غرور و خویشتن دوستی ما سبب میشود نوابغ را از مردم عادی جدا کنیم چون اگر نبوغ را موهبتی معجزهوار تصور کنیم مجبور نیستیم خودمان را با نوابغ مقایسه کنیم.
یعنی ما با اعتقاد داشتن به هوش و اینکه دیگران تافته جدا بافتهای هستند که نابغه شدند میخواهیم زحمت سرسختی را از خودمان برداریم!
سرسختی، یعنی اینکه ما زحمت بکشیم و سخت تلاش کنیم در مسیر بمانیم تا به نتیجه برسیم.
هوش، یعنی فرد بهصورت مادرزادی باهوش بوده است و تا آخر هم موفق خواهد بود که البته واقعیت هم دارد. (یعنی عدهای هستند که واقعا همچین شرایطی را دارند)
نیچه میگوید چون ما نمیخواهیم تلاشی انجام بدهیم و خودمان را مقایسه کنیم و به نقض هایمان پی ببریم یک عده را ابر انسان میکنیم.
همه اینها به این دلیل است که ما میخواهیم زحمت سرسختی را از روی خودمان برداریم و باهوشها را بهعنوان انسانهایی اعجابانگیز و عجیب غریب بدانیم.
به عبارت دیگر تصور استعداد به صورت عنصری مرموز و اعجاب انگیز به ما اجازه میدهد کنار بکشیم و در جایگاه کنونیمان احساس آسایش کنیم. (یعنی فرد نمیخواهد از دایره امن خودش خارج شود) / امیر میرهلی
@LifeDefender
👍3
تنها ۲۰ ثانیه بعد از توقف تپش قلب، زنجیره گسترده و پر سرعتی از مرگ سلولهای بدن آغاز و ظرف چند دقیقه کامل میشود. قلب مهمترین و حیاتیترین عضله بدن است که مانند سایر عضلات، نیاز به تقویت و توانبخشی دارد. برای سلامت قلب خود، ۱۵۰ دقیقه در هفته پیادهروی کنید. / دکتر احسان ارجمند حقیقی
#سلامت #ورزش
@LifeDefender
#سلامت #ورزش
@LifeDefender
👍3
... اگه از من هم میپرسید (چه هدیهای میخوای) ، این جواب رو میدادم: «فرصت همصحبتی با یه آدم.. که ذهنم رو وادار کنه ورزیدهتر بشه». هیچکدوم هیچوقت این رو نمیگن. چون از هدیه این انتظار رو دارند که پُرترشون کنه، نه اینکه لو بده که خالیان. کاملا برعکس چیزی که لازم دارند.
👈اگه بچه رو میفرستی مدرسهای که این رو نمیتونه بش بفهمونه، داری عمرش رو تلف میکنی.
برای خواندن کامل مطلب این لینک رو ببینید.
@LifeDefender
👈اگه بچه رو میفرستی مدرسهای که این رو نمیتونه بش بفهمونه، داری عمرش رو تلف میکنی.
برای خواندن کامل مطلب این لینک رو ببینید.
@LifeDefender
Telegram
Anarchonomy
پسره محض خنده با دوستانش مصاحبه میکرد و ازشون میپرسید اگه قرار بود همین الان یک هدیه بگیری، ترجیح میدادی چی بگیری؟ بیشترشون با خوشمزهبازی جواب میدادند، اما اونهایی که جدیتر بودند «دوستپسرم/دوستدخترم» رو میگفتند (یعنی همین الان ندارمش، دوست دارم…
چگونه بیخوابیهای طولانیمدت به نورونها و رگهای خونی آسیب میرساند؟
خواندن مطلب
#خواب_شبانه #سلامت
@LifeDefender
خواندن مطلب
#خواب_شبانه #سلامت
@LifeDefender
Telegraph
چگونه بیخوابیهای طولانیمدت به نورونها و رگهای خونی آسیب میرساند؟
بر اساس سه مطالعهای که نتایج آن به تازگی منتشر شده، کمبود مزمن خواب پیامدهای مستقیمی بر فیزیولوژی بدن انسان دارد و بر سیستم قلبی عروقی و مغز ما تاثیر میگذارد. اکنون تحقیقات بیش از هر زمانی تایید کرده که «خواب» برای سلامتی ضروری است و کمبود خواب یک عامل…
تنها آزمون [برای تشخیص] یک ذهن درجهیک بررسی کردن تواناییاش در امر نگه داشتن و حفظ دو ایدهی متضاد در ذهن به طور همزمان و همچنان از فعالیت باز نایستادن آن است. برای مثال، فرد باید قادر باشد تا هم وضعيت امور را ناامیدکننده بیابد و هم در عین حال مصمم باشد که آنها را تغییر خواهد داد.
اسکات فیتزجرالد
@LifeDefender
اسکات فیتزجرالد
@LifeDefender
👍3
در شرایط محرومیت حسی چه اتفاقی برای مغز میافتد؟
اتاقی در مینهسوتا وجود دارد که هیچکس نتوانسته بیش از ۴۵ دقیقه در آن بماند. داخل آن چنان ساکت است که سطح صدا در آن با واحدهای منفی اندازهگیری میشود. این اتاق ناخوشایند در آزمایشگاههای اورفیلد در مینیاپولیس، رکورددار کنونی گینس برای آرامترین مکان روی زمین است، که ممکن است در روزهای پر استرس، زمانی که فقط میخواهید از همه چیز دور شوید، شبیه بهشت به نظر برسد. اما چرا هیچ کس نتوانسته حتی یک ساعت در برابر این سکوت مقاومت کند؟
👈«وقتی کاملا ساکت است، گوشها سازگار میشوند. هر چه اتاق ساکتتر باشد، چیزهای بیشتری میشنوید. ضربان قلب خود را میشنوید، گاهی اوقات میتوانید صدای ریههای خود را بشنوید، صدای شکم خود را میشنوید. به این ترتیب در این در اتاق ناخوشایند، شما به صدا تبدیل میشوید.
گرچه آگاهانه متوجه نیستیم، اما ما برای تعادل و تاب آوردن در اطراف یک فضا به «شنیدن» زیاد تکیه میکنیم. وقتی صدا از بین برود، آشفته میشویم.
موضوع مشابهی در مورد بینایی وجود دارد. سعی کنید با چشمان بسته روی یک پا بایستید، حفظ تعادل بسیار دشوارتر است، زیرا سیستم «دهلیزی» به شدت به حس دیداری برای تعادل ایستادن ما متکی است. اما، برای تجربه محرومیت حسی شما مجبور نیستید به اتاق ویژه و خاصی بروید. از دست دادن یک یا چند حواس ممکن است پس از بیماری یا در طول فرآیند پیری اتفاق بیفتد. پس بدن وقتی یکی از پنجرههایش روی جهان بسته است، چگونه کنار میآید؟
ادامه... 👇
@LifeDefender
اتاقی در مینهسوتا وجود دارد که هیچکس نتوانسته بیش از ۴۵ دقیقه در آن بماند. داخل آن چنان ساکت است که سطح صدا در آن با واحدهای منفی اندازهگیری میشود. این اتاق ناخوشایند در آزمایشگاههای اورفیلد در مینیاپولیس، رکورددار کنونی گینس برای آرامترین مکان روی زمین است، که ممکن است در روزهای پر استرس، زمانی که فقط میخواهید از همه چیز دور شوید، شبیه بهشت به نظر برسد. اما چرا هیچ کس نتوانسته حتی یک ساعت در برابر این سکوت مقاومت کند؟
👈«وقتی کاملا ساکت است، گوشها سازگار میشوند. هر چه اتاق ساکتتر باشد، چیزهای بیشتری میشنوید. ضربان قلب خود را میشنوید، گاهی اوقات میتوانید صدای ریههای خود را بشنوید، صدای شکم خود را میشنوید. به این ترتیب در این در اتاق ناخوشایند، شما به صدا تبدیل میشوید.
گرچه آگاهانه متوجه نیستیم، اما ما برای تعادل و تاب آوردن در اطراف یک فضا به «شنیدن» زیاد تکیه میکنیم. وقتی صدا از بین برود، آشفته میشویم.
موضوع مشابهی در مورد بینایی وجود دارد. سعی کنید با چشمان بسته روی یک پا بایستید، حفظ تعادل بسیار دشوارتر است، زیرا سیستم «دهلیزی» به شدت به حس دیداری برای تعادل ایستادن ما متکی است. اما، برای تجربه محرومیت حسی شما مجبور نیستید به اتاق ویژه و خاصی بروید. از دست دادن یک یا چند حواس ممکن است پس از بیماری یا در طول فرآیند پیری اتفاق بیفتد. پس بدن وقتی یکی از پنجرههایش روی جهان بسته است، چگونه کنار میآید؟
ادامه... 👇
@LifeDefender
LifeDefender
در شرایط محرومیت حسی چه اتفاقی برای مغز میافتد؟ اتاقی در مینهسوتا وجود دارد که هیچکس نتوانسته بیش از ۴۵ دقیقه در آن بماند. داخل آن چنان ساکت است که سطح صدا در آن با واحدهای منفی اندازهگیری میشود. این اتاق ناخوشایند در آزمایشگاههای اورفیلد در مینیاپولیس،…
آموزش جبران کردن
کاهش شنوایی برای بسیاری از افراد پیامد طبیعی پیری است و همچنین میتواند ناشی از عفونت یا آسیب باشد. مغز افرادی که در مراحل پیری دچار کمشنوایی میشوند، باید برای جبران کمبود جدید اطلاعات حسی، دستخوش تغییراتی شود.
این وضعیت مشابه با از دست دادن بینایی و از دست دادن حس چشایی و/یا بویایی است. مورد دوم در سالهای اخیر بیش از حد معمول در ذهن مردم بوده است، زیرا یک عارضه جانبی احتمالی عفونت COVID-۱۹ بود.
با این حال، مغز انسان در «پر کردن جاهای خالی» واقعا خوب عمل میکند. درک ما از جهان تا حد زیادی به چیزهایی که در موقعیتهای مختلف «انتظار داریم» پیدا کنیم، بستگی دارد. به عنوان مثال، هر یک از ما یک نقطه کور در میدان بینایی خود داریم، اما هرگز این نقطه کور نمیبینیم، زیرا مغز این شکاف را برای ما بر اساس بقیه اطلاعات دیداری که دریافت میکند، پر میکند. اما وقتی شکافی که باید پر شود بزرگتر میشود، مغز باید سختتر کار کند.
اما این تنها شاهدی نیست که میگوید محرومیت حسی ممکن است به زوال عقل منجر شود. به طوری که این خطر در مواردی که بیش از یکی از حواس تحت تاثیر قرار گرفته، افزایش مییابد. یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ نشان داد که حتی کاهش خفیف چندحسی در جریان پیری، خطر زوال عقل را بیشتر میکند.
فراتر از جنبه فیزیکی
اما پیامدهای از دست دادن حس میتواند روانی و عصبی باشد.
همانطور که بسیاری از افراد متأسفانه پس از عفونت کرونا یا COVID-۱۹ متوجه شدند، آنوسمی و پاروسمی، از دست دادن یا تغییر حس بویایی، میتواند تاثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی داشته باشد. حس بویایی نیز بر طعم تاثیر میگذارد، بنابراین افراد مبتلا به این موارد، اغلب دیگر نمیتوانند از غذاهای مشابه لذت ببرند. آنها احساس نشاط بخش عطرها، مانند بوی خاص لباسهای خشک شده یا علفهای تازه بریده شده را از دست داده بودند..
از دست دادن استقلال و توانایی کار یا شرکت در سرگرمیهایی که به خاطر از دست دادن یک حس نیز میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد. تحقیقات نشان داده که از دست دادن حس با اضطراب و افسردگی مرتبط است.
آیا کاری هست که بشود انجام داد؟
از دست دادن حس لزوما دائمی نیست. شواهد جدیدی وجود دارد که نشان میدهد درمانهای اصلاحی – در مواردی که قابل اجرا هستند – میتوانند به کاهش برخی از پیامدهای منفی بالقوه از دست دادن حسی کمک کنند. به عنوان مثال، یک تحقیق اخیر نشان داده که جراحی آب مروارید، اصلاح یکی از علل اصلی از دست دادن بینایی، با کاهش خطر زوال عقل مرتبط است.
البته در برخی موارد درمانهایی مانند کاشت حلزون شنوایی مناسب یا در دسترس نیستند. آنوسمی و پاروسمی میتوانند برای سالها ادامه داشته باشند، اگرچه برخی از پیشرفتهای اخیر امیدی را برای درمانهای آینده ارائه میدهد.
اما حتی اگر نتوان حس فیزیکی را بازیابی کرد، درمانهایی برای کمک به مبارزه با اثرات منفی روانشناختی آن، به افزایش کیفیت زندگی کمک میکنند و حتی تأثیر مثبتی بر پیری مغز میتوانند داشته باشند. / ترجمه علیرضا مجیدی، یکپزشک
https://www.iflscience.com/what-happens-to-your-brain-under-sensory-deprivation-71759
@LifeDefender
کاهش شنوایی برای بسیاری از افراد پیامد طبیعی پیری است و همچنین میتواند ناشی از عفونت یا آسیب باشد. مغز افرادی که در مراحل پیری دچار کمشنوایی میشوند، باید برای جبران کمبود جدید اطلاعات حسی، دستخوش تغییراتی شود.
این وضعیت مشابه با از دست دادن بینایی و از دست دادن حس چشایی و/یا بویایی است. مورد دوم در سالهای اخیر بیش از حد معمول در ذهن مردم بوده است، زیرا یک عارضه جانبی احتمالی عفونت COVID-۱۹ بود.
با این حال، مغز انسان در «پر کردن جاهای خالی» واقعا خوب عمل میکند. درک ما از جهان تا حد زیادی به چیزهایی که در موقعیتهای مختلف «انتظار داریم» پیدا کنیم، بستگی دارد. به عنوان مثال، هر یک از ما یک نقطه کور در میدان بینایی خود داریم، اما هرگز این نقطه کور نمیبینیم، زیرا مغز این شکاف را برای ما بر اساس بقیه اطلاعات دیداری که دریافت میکند، پر میکند. اما وقتی شکافی که باید پر شود بزرگتر میشود، مغز باید سختتر کار کند.
👈کاراترین ترفند مغز در هنگام محرومین حسی، «سیمکشی مجدد» مغز یا به عبارت دقیقتر سازماندهی مجدد قشر مغز است. یعنی بافتهای مغز در زمانی که دیگر به عملکرد قبلیشان نیاز نیست، نقش جدیدی را به عهده میگیرند. این همان همان چیزی است که در افراد کم بینا رخ میدهد و شنوایی تیزتر یا حس لامسه بهتری نسبت به افراد بینا پیدا میکنند.
البته درست است که مغز انسان دارای ظرفیت بازسازی عالی است، اما این انطباق هم هزینه دارد.
در یک تحقیق جدید، دادههای MRI از ۱۳۰ شرکتکننده که بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ تحت آزمایشهای شنوایی قرار گرفته بودند، با اسکن مغزی آنها در یک دهه بعد مقایسه شد. نتایج نشان داد که تفاوتهای ساختاری در نواحی مغزی مسئول پردازش شنوایی و زبان در افراد مبتلا به کم شنوایی رخ میدهد که البته پیامدهایی هم دارد.
«تلاش اضافی برای درک صداها ممکن است تغییراتی در مغز ایجاد کند که منجر به افزایش خطر زوال عقل میشود».
اما این تنها شاهدی نیست که میگوید محرومیت حسی ممکن است به زوال عقل منجر شود. به طوری که این خطر در مواردی که بیش از یکی از حواس تحت تاثیر قرار گرفته، افزایش مییابد. یک مطالعه در سال ۲۰۲۰ نشان داد که حتی کاهش خفیف چندحسی در جریان پیری، خطر زوال عقل را بیشتر میکند.
فراتر از جنبه فیزیکی
اما پیامدهای از دست دادن حس میتواند روانی و عصبی باشد.
همانطور که بسیاری از افراد متأسفانه پس از عفونت کرونا یا COVID-۱۹ متوجه شدند، آنوسمی و پاروسمی، از دست دادن یا تغییر حس بویایی، میتواند تاثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی داشته باشد. حس بویایی نیز بر طعم تاثیر میگذارد، بنابراین افراد مبتلا به این موارد، اغلب دیگر نمیتوانند از غذاهای مشابه لذت ببرند. آنها احساس نشاط بخش عطرها، مانند بوی خاص لباسهای خشک شده یا علفهای تازه بریده شده را از دست داده بودند..
از دست دادن استقلال و توانایی کار یا شرکت در سرگرمیهایی که به خاطر از دست دادن یک حس نیز میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد. تحقیقات نشان داده که از دست دادن حس با اضطراب و افسردگی مرتبط است.
آیا کاری هست که بشود انجام داد؟
از دست دادن حس لزوما دائمی نیست. شواهد جدیدی وجود دارد که نشان میدهد درمانهای اصلاحی – در مواردی که قابل اجرا هستند – میتوانند به کاهش برخی از پیامدهای منفی بالقوه از دست دادن حسی کمک کنند. به عنوان مثال، یک تحقیق اخیر نشان داده که جراحی آب مروارید، اصلاح یکی از علل اصلی از دست دادن بینایی، با کاهش خطر زوال عقل مرتبط است.
البته در برخی موارد درمانهایی مانند کاشت حلزون شنوایی مناسب یا در دسترس نیستند. آنوسمی و پاروسمی میتوانند برای سالها ادامه داشته باشند، اگرچه برخی از پیشرفتهای اخیر امیدی را برای درمانهای آینده ارائه میدهد.
اما حتی اگر نتوان حس فیزیکی را بازیابی کرد، درمانهایی برای کمک به مبارزه با اثرات منفی روانشناختی آن، به افزایش کیفیت زندگی کمک میکنند و حتی تأثیر مثبتی بر پیری مغز میتوانند داشته باشند. / ترجمه علیرضا مجیدی، یکپزشک
https://www.iflscience.com/what-happens-to-your-brain-under-sensory-deprivation-71759
@LifeDefender
IFLScience
What Happens To Your Brain Under Sensory Deprivation?
The nervous system has an incredible capacity to compensate for lost information.